• بازدید : 55 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پایان نامه توبه-خرید اینترنتی پایان نامه توبه-دانلود رایگان مقاله توبه-تحقیق توبه

این فایل در ۱۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
توبه در احاديث 
در اين قسمت به چند نمونه از احاديث ائمة معصوم – عليهم السلام – اشاره مي كنيم . 
امير المؤمنين (ع ) مي فرمايند : « من ندم فقد تاب»۱ يعني هر كس ( از كرده هاي بد خويش ) پشيمان شود ، به تحقيق توبه كرده است . 
پيامبر (ص) مي فرمايند : « التوبة تجب ما قبلها » ۲ ( توبه ، آنچه را كه قبل از آن بوده از بين مي‌برد ) حضرت علي (ع ) مي فرمايد : « التوبة علي اربعة دعائم : ندم بالقلب ، و استغفار باللسان ، و عمل بجوارح و عزم لا يعود » ۳ 
توبه بر چهار ركن استوار است : پشيماني قلبي ، استغفار به زبان ، عمل به جوارح ، عزم در بازگشت نكردن به گناه . 
امير المومنين (ع) در روايت ديگري مي فرمايند : « ما من عبد يذنب إلّا اجله الله سبع ساعات فان تاب لم يكتب عليه ذنب.» ۴ 
از ما نيست بنده اي كه گناه مي كند مگر اين كه خداوند او را هفت ساعت مهلت دهد پس اگر توبه كرد ، گناهي بر او نوشته نمي شود . 
امام باقر ( ع ) فرمودند : 
« ما من عبد إلّا و في قلبه نكتة بيضاء فاذا اذنب ذنبا خرج في النكتة نكتة سوداء فان تاب ذهب ذلك السوداء …… » ۵ 
« هيچ بنده اي نيست مگر اين كه در قلبش لوح سفيدي وجود دارد ، پس هر گاه مرتكب گناهي شود ، در آن لوح سفيد ، نقطة سياهي نمايان گردد . پس اگر توبه كند آن سياهي از بين رود » .
حقيقت توبه 
در بسياري از روايات پشيماني از ارتكاب گناه ، به عنوان حقيقت توبه شناخته شده است . 
حضرت رسول (ص) مي فرمايد :  « الندامة توبة »۱ توبه همان پشيماني است . امير المؤمنين (ع ) در مورد پشيماني از گناه مي فرمايد : « الندم علي الذنب يمنع عن معاودته»۲٫
يعني پشيماني از گناه مانع از بازگشت به گناه مي شود . و نيز امام باقر ( ع ) مي فرمايد : « كفي  بالندم توبة »۳ يعني در توبه پشيماني كافي است . قريب اين مضامين در روايات ديگري نيز به چشم مي خورد . 
توبه با سه امر تحقق مي يابد : 
الف- آگاهي به ضرر گناه : يعني گناهكار متوجه گردد كه گناه بين بنده و خداوند حجابي مي‌افكند كه مانع تقرب او به خداوند سبحان مي گردد و به عبارت ديگر گناهكار به اين شناخت و احساس برسد كه گناه همانند سمي است كه خوردن آن موجب هلاكت و نابودي مي گردد . 
ب- پشيماني : حالت پشيماني پس از مرحلة شناخت حاصل مي گردد.  تألم به خاطر از دست دادن محبوب و تأسف به خاطر انجام گناه و اين تألم و تأسف به عنوان پشيماني تعبير مي شود . 
ج- قصد ترك گناه : ترك گناه بايد درزمان حال و عدم بازگشت به گناه در زمان آينده و همچنين جبران گناهان گذشته باشد . 
 مرحوم بجنوردي در اين مورد مي نويسد : « حقيقت توبه عبارت است از بازگشت از گمراهي و ضلالت ، به سوي هدايت و رشد و آنچه كه موجب هدايت و كمال است . و يا بازگشت به سوي خدا ، بعد از دور شدن از باري تعالي ، يا بازگشت به راه مستقيم ، بعد از انحراف از راه راست .
برگشت همة اين معاني به يك چيز است ، و آن بازگشت از مخالفت و طغيان نسبت به مولي عزوجل ، به سوي فرمانبرداري اوامر و نواهي او است . »   
در اين جا ذكر يك نمونه از تعاريفي كه در كتب اخلاقي آمده است خالي از لطف و فايده نيست. 
تحقق توبه اوّل به قوت ايمان و نور يقين است . و بداند گناهي كه او انجام داده حجابي است ميان او و آنچه خداوند وعده فرموده است . دوّم به پشيماني از كردة خود است به اين معني كه دل بخاطر گناهي كه انجام داده است ، محزون شود و‌آرزو كند كه اي كاش آن عمل از او صادر نشده بود و اين نتيجة يقين سابق است تا وقتي به اين مسئله كه بواسطة گناه به هلاكت مي رسي ، يقين نداشته باشي ، براي تو پشيماني حاصل نمي گردد . سوّم آنچه از گناه انجام داده ترك كند و كارهاي گذشته خود را جبران نمايد .  
همچنين اقرار و حسن اعتراف نيز توبه و موجب بخشش و غفران است . 
خداوند تبارك و تعالي مي فرمايد : « و اخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و اخر سيئاً عسي الله ان يتوب عليهم ان الله غفور الرحيم .»  
( و گروهي ديگر به گناهان خود اعتراف كردند و اعمال صالح و نا صالح را به هم آميختند ، اميد مي رود كه خداوند توبة آنها را بپذيرد ، خداوند غفور و رحيم است . ) 
امير المؤمنين (ع) مي فرمايند : « المقر بالذنب تائب »    يعني توبه كننده كسي است كه اقرار به گناه مي كند . البته بايد گفت مراد ، اقرار در نزد خداوند تبارك و تعالي و عذر خواهي از اوست . 
امام خميني – رحمة الله عليه – مي فرمايند : 
« اي عزيز ، مبادا شيطان و نفس امّاره تو را وسوسه نمايند و اين مطلب را بزرگ نمايش دهند و تو را از توبه منصرف كنند و كار تو را يكسره نمايند . بدان كه در اين امور هر قدر ، ولو به مقدار كمي نيز باشد ، اقدام بهتر است . 
نا اميد مباش كه اگر تو ، به مقدار مقدور اقدام كني حق تعالي راه را بر تو سهل مي كند و راه نجات را ، به تو نشان مي دهد . بدان كه يأس از رحمت حق بزرگترين گناه در نفس است كه گمان نمي كنم هيچ گناهي بدتر و بيشتر از آن تأثير نمايد . انسان مأيوس از رحمت حق چنان ظلمتي قلبش را فرا گيرد كه با هيچ چيز اصلاحش نمي توان نمود . مبادا از رحمت حق غافل شوي و گناهان در نظرت بزرگ آيد . »   
وجوب توبه 
توبه از اموري است كه هيچ اختلافي در وجوب آن نيست . علماي فرقه هاي مختلف اسلامي بر وجوب آن اجمال دارند . دلايل وجوب آن قرآن ، سنت ، اجماع و عقل است . حال براي روشن تر شدن مسئله به بحث تفضيلي آن مي پردازيم .
 الف- وجوب توبه در قرآن 
دليل اوّل بر وجوب توبه ،‌ آيات كثيري است كه به صورت صيغة امر آمده است . در اين زمينه به ذكر چند آية شريفه مي پردازيم :
۱- «……. و توبواالي الله جميعاً ايها المومنون لعلكم تفلحون . » ۱ .
( …….. و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مومنان تا رستگار شويد . ) 
در قسمت اوّل اين آيه ، خداوند زنان را به رعايت عفت و دوري از اموري كه آتش شهوت را در دل مردان شعله ور مي سازد دعوت مي نمايد . و سرانجام با دعوت عمومي همة مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوي خدا آيه را به پايان مي رساند . و بيان مي كند كه اگر در گذشته كارهاي خلاف عفت انجام داده ايد . اكنون كه حقايق اسلام براي شما معلوم شد از خطاهاي خود توبه كنيد و براي نجات و رستگاري به سوي خدا آييد كه رستگاري تنها بر در خانة اوست . و براي نجات از لغزش گاههاي خطرناكي كه بر سر راه شما وجود دارد ، خود را به خدا بسپاريد ۲ 
۲- « يا ايها الذين امنوا توبوا الي الله توبة نصوحاً عسي ربكم ان يكفرعنكم سيئاتكم …) 
 ( اي كساني كه ايمان آورده ايد ! توبه كنيد ، توبة خالص ، اميد است با اين كار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد . ….. » 
« نصوح » به معني « بازگشتن از گناه و دست كشيدن از كار زشت » آمده است .  
در صحاح اللغة آمده : توبة نصوح يعني « توبة صادقانه »   
در مفردات الفاظ قرآن : توبة نصوح را به معني « توبة محكم » آورده است .  
طبرسي  – رحمة الله عليه – توبة نصوح را توبة خالصي كه فقط براي رضاي خدا باشد معنا كرده است .  
در تفسير نمونه آمده است : 
« اين آيه راه نجات از آتش دوزخ را نشان مي دهد ، نخستين گام براي نجات انسان ها توبه از گناه است . توبه اي كه از هر نظر خالص باشد ، توبه اي كه محرك آن فرمان خدا و ترس از گناه باشد ، نه اين كه محرك آن وحشت از آثار اجتماعي و دنيوي باشد ، توبه اي كه براي هميشه انسان را از معصيت جدا كند و بازگشتي در آن رخ ندهد . »  
ب- وجوب توبه در سنت 
دليل دوّم بر وجوب توبه روايات معصومين (ع ) است كه به ذكر چند نمونه از اين روايات بسنده مي كنيم . 
۱- ابي الدرداء قال : خطبنا رسول الله (ص) يوم الجمعة ، « فقال : يا ايها الناس توبوا الي الله قبل ان تموتوا و بادروا بالاعمال الصالحة قبل ان تشتغلوا »  
ابي‌درداء گفت : پيامبر (ص) در روز جمعه ما را مورد خطاب قرارداده و فرمودند : « اي مردم به سوي خدا توبه كنيد قبل از اين كه مرگ سراغتان بيايد و به اعمال صالح مبادرت ورزيد قبل از اين كه مشغول شويد » 
رسول خدا (ص) در حديث ديگري مي فرمايد : 
۲- « اعترفوا بنعم الله ربكم عزوجل و توبوا اليه من جميع ذنوبكم فان الله يحب الشاكرين ».  
( به نعمتهاي خداوند اعتراف كنيد . خداوندي كه پروردگارتان است و از تمامي گناهان به سوي او توبه كنيد زيرا خداوند بندگان شكر گزارش را دوست دارد).
۳- قال رسول الله (ص) « ….و توبوا الي الله من ذنوبكم و ارفعوا اليه ايديكم بالدعاء في اوقات صلوتكم فانّها افضل الساعات ……»  .
رسول خدا (ص) فرمودند : ( …. از گناهانتان به درگاه خدا توبه كنيد و در اوقات نمازتان دستهايتان را براي دعا به سويش بلند كنيد ، پس همانا ، بهترين اوقات ، اوقات نماز است ……) 
۴- حضرت علي ( ع ) در قسمتي از سخنانشان چنين مي فرمايند: 
« جعلنا الله و اياكم من التائبين العابدين و … فاكثروا ذكر ربكم الله تعالي و استغفروه و توبوا اليه انه هو التواب الرحيم .»  ( خداوند ما وشما را از توبه كنندگان و بندگان عابدش قرار دهد … پس خداوند بزرگ را بسيار ياد كنيد و از او بخشش بجوييد .و به سوي او بازگرديد ، همانا خداوند بسيار توبه پذير و مهربان است .».

ج- وجوب توبه از نظر اجماع 
علاوه بر كتاب و سنت ، اجماع هم بر وجوب توبه دلالت مي كند . 
در محجة البيضاء آمده : « قال ابو حامد و الاجماع منعقد من الامه الي وجوبها اذ معناه العلم بان الذنوب و المعاصي مهلكات و مبعدات من الله و هذا داخل في وجوب الايمان » . 
ابو حامد گفت : اجماع ، از امت تشكيل مي شود ( و دلالت مي كند ) بر وجوب توبه ، زيرا معناي توبه علم است به اين كه گناهان و معاصي باعث هلاكت و دوري انسان از خدا مي شود و اين داخل در وجود ايمان است . 
در رسائل فقهيه آمده : « و اما الاجماع ، قد ادعاه غير واحد ،كصاحب الذخيرة المعاد ، و شارح اصول الكافي ، بل ادعي هو اجماع الامة عليه »  
مرحوم بجنوردي دربارة اجماع بر وجوب توبه مي گويد : 
« نحن لم نجد مخالفا في اصل الوجوب »  . ( ما مخالفتي را در وجوب توبه نمي يابيم ) . 
 
د-وجوب توبه از نظر عقل 
دلايل عقلي هم بر وجوب توبه اقامه شده است از آن جمله : 
۱- لزوم دفع ضرر احتمالي : دفع ضرر به حكم عقل واجب است و ترديدي نيست كه به وسيله 
توبه دفع ضرر عظيم كه همان عذاب الهي است مي شود  . 
شيخ طوسي مي گويد : « توبه واجب است براي اين كه دفع ضرر كند و به خاطر وجوب پشيماني بر هر كار زشتي و يا اخلال به هر امر واجبي   » 
۲-«وجوب شكر منعم ؛ عقل در اين معنا مستقلاً حكم به وجوب شكر منعم مي نمايدو به مقتضاي آية شريفه « هل جزاء الاحسان الّا الاحسان » ( آيا جزاي نيكي جز نيكي خواهد بود؟)   
واجب است انسان در مقابل نعمتهاي بيشماري كه از حضرت باري تعالي به او مي رسد در مقام اطاعت و فرمانبرداري از اوامر و نواهي او باشد و در صورت عصيان فوراً بازگشت نمايد و سرپيچي از دستورات الهي و انجام محرمات و ترك واجبات مصداق ناسپاسي است . از اين رو انسان براي بازگشتن به شكر و سپاس خدا بايد توبه كند . 
۳- عقل به لزوم درك مصاحت و حفظ نفس از قرار گرفتن در فساد و هلاكت حكم مي كند كه انسان عاصي واجبات را ترك مي كند . پس مصلحت آن واجب ، از او فوت مي شودو انساني كه عمل حرامي را انجام مي دهد ، در مفسدة آن حرام واقع مي شود ، و شكي نيست كه انسان با توبه مي تواند درك مصلحت نموده و به واسطة آن دفع مفسدة عظيم ، يعني واقع شدن در غضب و عذاب 
 
الهي را بنمايد . 
۴- شكي نيست در اين كه انسان به واسطة ارتكاب معاصي خواه آن معاصي ترك واجبات باشد يا انجام محرمات ، ارزشش كمتر مي شود . بلكه چه بسا از حيوان هم پست تر مي گردد و اين قول خداوند كه مي فرمايد « …… ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا »۱ ( آنها فقط همچون چهار پايانند بلكه گمراه تر ) . اشاره به همين مطلب دارد . وليكن انسان با توبه مي تواند موانع رشد و كمال را از ميان برداشته و مراتب و درجات كمال معنوي را طي كند .۲

فوري بودن وجوب توبه 
پس از اين كه از طريق قرآن ، سنت ، اجماع و عقل وجوب توبه اثبات شد ، مناسب است روشن كنيم آيا وجوب توبه فوري است يا امكان تأخير در توبه وجود دارد ؟ 
تأخير انداختن در كارهاي نيك و يا جبران گذشته يكي از راهكارهاي عملي شيطان است كه انسانها رابه آن مبتلا مي نمايد . بدين معنا كه هرگاه انسان مي خواهد كار نيكويي انجام دهد ، به ناگاه از درون وسوسه مي شود كه فردا اين كار را انجام دهد . از اين موضوع در اسلام به عنوان « تسويف» به معناي ( تأخير كردن)  ياد شده است . يكي از مواردي كه شيطان بسيار از اين راه كار عملي استفاده نموده و موفق هم بوده است ، تأخير در انداختن توبه است . به همين جهت در قرآن و روايات از ( تسويف ) نهي شده است . 
آيه اي كه مي تواند در اين بحث مستند ما قرار گيرد آيه ذيل است : 
« انما التوبة علي الله للذين يعملون السوء بجهالة ثم يتوبون من قري
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر

این فایل ردر ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


یکی از ویژ گی های  ما با تمام  نواقص و امور  قابل  انتقاد  این است  که به اثر  تلاشها ی مستمر  داعیان  مخلص و حرکتهای  اصیل اسلامی  تحویل  بی سابقه ای  در اذهان و افکار  پدید امده  که در نتیجه  آن  عموم مسلمین  بالاخص  قشرجوان و تحصیل کرده  به مطالعه  وتحقیق  ایات  قرآنی و مسائل  اسلامی  علاقه مند  شده اند   همین  طلب وتلاش  سبب  شد که  گاهی  جوانان  عزیز  هر سخنی را که  گوینده آن تظاهر  به تحقیق کند  گوش فرا دهندو هر کتابی  را که  درباره مسائل  اسلامی نگاشته  شده بخوانند  بدین  طریق اذهان پاک و کنجکاوشان هدف نشانه روی های  نویسندگان  غیر محقق و غیر  متعهد قرار گرفته است  از این رو ست که  می بینیم عده ای  با آنکه  درراه  پیشبرد ارمانها ی حیات  بخش  اسلامی  از هیچ  قربانی و فداکاری  دریغ  نمی ورزند ولی  درباره  فهم  بعضی  از مسائل بنیادی  که جهان  بینی  اسلامی  مربوط می شود  دچار  سوء  فهم شده و گاهی  تاسر حد انحراف  پیش می روند  علت  این سوء  فهم  وانحراف همان  مطالعات  آزاد و نادرست  است 
امام  (ع)  در (  دعاء وتوبه  واستغفاروشکر) فرموده است  1. کسی  را که  چهار  چیز دارند  از چهار  چیز  نومید نگشت.
کسیرا  که امر بدعاء  نمودند  از روا  ساختن  در خواست  نومیدش  نگردانند  کسیرا  که د ستور  توبه  دادند از پذیرفتن  نومیدش  نسازند و کسیرا  که باستغفار وادار  نمودند  از آمرزش  نومیدش  ننمایند و کسیرا که شکر و سپاس  یاد دادند  از افزونی  نعمتها نومیدش  نکنند( سید رضی «رحمه الله» فرمایند)  و تصدیق و گواهی بر این فرمایش در کتاب خدایتعالی است که دربارة دعا فرموده است : (اُدعونی استجب لکم) یعنی بخوانید  مرا درخواست شمارا روا می سازم و درباره استغفار  فرموده است (  ومن یعمل سواء اونظلم نفسه ثم یستغفر الله  یجد الله   غفوراً رحیما) یعنی کسی  که کار زشت انجام دهد یا بخود  ستم  کند  پس از  آن از خدا آمرزش  بخواهد  خداوند را آمرزنده  مهربان  می یابد و درباره  سپاسگزاری  فرموده است  (لئن شکرتم لازیدنکم) یعنی  اگر شکر نعمت بجا اورید  نعمت  شمارا افزون می سازم  درباره  توبه  فرموده است ( انما  التوبه علی  الله   للذین یعملون السوء بجهاله ثم یتوبون من قریب  فاولئک یتوب الله  علیهم و کان  الله  علیماً حکیماً) یعنی  خدا توبه  کسانی را می پذیرد  که  کار زشت و ناشایسته  ازروی  نادانی  بجا اورده  پس  از آن بزودی( پیش  ازرسیدن مرگ)توبه کنند پس خدا آنهارا  می  بخشد و خدا  داناو رستگار  است .(ص)(۱۱۵۲)خطبه(۱۳۰)
امام علیه السلام( در ترغیب  توبه )  فر موده است  اندوهگینم  نکرد  گناهی   که پس از  ان  مهلت  یافتم  با ندازه ای  که دو رکعت  نماز  گزاردم و از خدا اصلاح  آن (گناه) را بخواهم (زیرا هر گاه  انسان  گناهی  مرتکب شد و با نیت  پاک و باراستی  و در ستی  ببخشش وآمرزش  خداوند  امید وار  بود و از کرده  پشیمان  گشته  تصمیم گرفت  که دگر  بار آنرا  بجا نیاوردو بنماز  که خود کفاره گناه است  ایستاد و از حق تعالی  آمرزش  خواست  با ان  گناه  کیفر  نمی شود  پس  از اینرو  ان  گناه اورا اندوهگین  نمی سازد و ناگفته نماند  که فرمایش  امام علیه  السلام  و برای  آموختن  به دیگری و اشاره  است با اینکه  نماز  کفاره  گناهان است و انسان باید از گناه دور ماند و از مرگ   نا گهانی  پیش از توبه  بترسد و گرنه  ان حضرت  معصوم و از هر گناه  منزه و پاک می باشد . خطبه ۲۹۱- صفحه۱۲۳۰
 امام علیه السلام در باره (  شکرگزاری و دعا و توبه ) فرموده است : نمیشود که خدا بر بندة در سپاسگزاری را بگشاید و در افزونی را برویش ببندد و در دعا و درخواست را بگشاید (دستور دهد که از او بخواهند و در روا شدن را برویش ببندد (درخواست او را نپذیرد و در توبه را بگشاید و در آمرزش را برویش ببندد گناهش را نیامرزد) (ص ۱۲۹۰ ) خطبة ۴۲۷ .
امام علیه السلام  بکسیکه در حضور آنحضرت گفت استغفرالله (در شرائط استغفار و طلب آمرزش فرمود مادرت به مرگ تو بنشیند آیا میدانی چیست (معنی حقیقی) استغفار که بی اندیشه بزبان می گزرانی . استغفار مقام و منزلت گروهی بلند مرتبه (مؤمنین) است و آن نامی است که شش معنی دارد اگر هر شش شرط جمع شد استغفار تمام و گرنه ناقص است اول پشیمانی از گناه گذشته . دوم تصمیم بترک بازگشت با آن همیشه سوم آنکه حقوق مردم را بپردازی تا خدا را ملاقات کنی با پاکی که به تو زیان و گناهی نباشد چهارم آنکه قصد کنی هرچه بر تو واجب بوده مانند نماز و روزه و حج و آنرا از دست داده ای بجا نیاورده ای حق آن قضائش را بجا آوری پنجم آنکه همت بگماری گوشتی را که بر تن تو از حرام روئیده باندوهها بگدازی تا پوست باستخوان بچسبد و بین آنها گوشت تازه ای بروید. ششم آنکه رنج عبادت و بندگی را بتن بچشانی چنانکه شیرینی معصیت را بآن چشانده ای پس آنکاه که این شرائط گرد آمد میگوئی استغفرالله . (ص ۱۲۸۲ – ۴۰۹)  


 
تفسیر روان جاوید
یا ایها الذین آمنوا توبوا الی الله توبه نصوحاً عسی ربکم ان یکفر عنکم سیأتکم و یدخلکم جنات تجری من تحتها الانهار یوم لایخزی الله النبی و الذین آمنوا معه نورهم یسعی بین ایدیهم و بایمانهم یقولون ربنا اتم لنا نورنا و اغفرلنا انک علی کل شی قدیر – آیه ۸ سوره تحریم ای کسانی که ایمان آورده اید به درگاه خدا بازگشت کنید بازگشتی از روی اخلاص باشد که پروردگار گناهانتان را بپوشاند و شما را به بهشتهائی که در آن نهرها جاری است داخل کند در آن روز خدا پیامبر و کسانی را که با او ایمان آورده اند خوار نسازد و نورشان پیشاپیش و به جانب راستشان می تابد می گویند ای  پروردگار ما نور ما را برای ما به کمال برسان و ما را بیامرز که تو بر هرکاری توانا هستی.
بعد از این خداوند اهل ایمان را امر به توبه فرموده ولی نه توبة صوری به اغراض دنیوی بلکه توبة واقعی خالص از غرض و مرض برای بازگشت حقیقی به اطاعت خدا و رسول مانند کسی که خودش را نصیحت نموده و پشیمان از گناه شده و عزم جزمی دارد که دیگر مرتکب معصیت نشود چون نصوح مأخوذ از نصح و مجازا برای مبالغه در آن به توبه نسبت داده شده و در روایات ائمه اطهار توبة نصوح به توبه ای که بازگشت از آن به گناه نشود و به توبه ای که باطن توبه کننده در آن مانند ظاهرش بلکه بهتر باشد تفسیر شده و در بعضی از روایات ذکر شده که خدا کسی را که توبة نصوح کند دوست دارد و تمام گناهان او را در دنیا و آخرت مستور می دارد و از بعضی آثار استفاده می شود که توبة کامل به ندامت از گناه سابق و عزم بر ترک لاحق و قضاء فوائت و اداء دیون و رد مظالم و تحصیل رضای صاحبان حقوق و چشیدن مرارت عبادت به قدری که از حلاوت معصیت چشیده است می باشد و بعد از توبه گفته اند خداوند گناهان نائب را می آمرزد چون عسی از خداوند برای وجوب و قبول توبه واجب است و به نظر حقیر تفضّل است و به این جهت به لفظ عسی که ظاهر در شک و تردید است تعبیر شده برای آنکه مؤمن همیشه بین خوف و رجاء باشد و در ادعیه التماس از قبول توبه شده و این دلیل بر حتمی نبودن آن است. و چون روز قیامت شود خداوند پیغمبر خود و اهل ایمان حقیقی به او را که در دنیا ظاهراً و باطناً با او بودند سرشکسته و خوار و ذلیل نمی فرماید بلکه به قبول شفاعت و دخول در جنت و مزیت مقام و منزلت آنان بر سایر امم سربلند و عزیز و محتر م می دارد و نورشان که حاصل از اعمال سابقة ایشان است در مقابلشان می تابد و صفحة محشر را روشن می نماید و نوری که از نامه های اعمال آنان که به دست راستشان است برخاسته می شود از جانب راستشان تابش دارد علاوه بر آنکه ائمه اطهار برحسب نقل مجمع و قمی رحمه الله از امام صادق علیه السلام پیش رو و در جانب راست اهل ایمان سیر می نمایند تا به منازل خودشان در بهشت برسند و ایشان همیشه با خدا راز و نیاز داشته و دارند و طالب مزید نور و رحمت و مغفرت الهی بوده و هستند و در مقابل این جماعت اهل نفاق و عداوت با خانوادة نبوت از این امتند که خوار و روسیاه در اسفل السافلین جهنم جای خواهند گرفت. (صفحة ۲۹۸ – ۲۹۹). 

عتیقه زیرخاکی گنج