• بازدید : 87 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اگرچه‌ مردم‌ فقير را در هر يك‌ از بخشهاي‌ جامعه‌ مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد اما تمركز و فراواني‌ آن‌ در ميان‌ زنان‌، كودكان‌و اقليتهاي‌ نژادي‌ و مراكز شهري‌ بزرگ‌ (در مقابل‌ حومه‌ها يا حوزه‌ آماري‌ كلانشهرها) بيشتر است‌. اين‌ مقاله‌ كاوشي‌ است‌ درباره‌ تداوم‌ و ماندگاري‌ فقر در مراكز شهري‌ ايالات‌ متحد، جدايي‌ نژادي‌، مسكن‌ فقرا و بالاخره‌ بيكاري‌ و علل‌ آن‌. 
كليد واژه‌ها: فقر شهري‌ در آمريكا، تعريف‌ فقر شهري‌، بودجه‌ فقر، مراكز شهري‌، حوزه‌هاي‌ آماري‌ مادرشهر، سياست‌مسكن‌، فقر و جدايي‌ نژادي‌ و ناموزني‌ فضايي
واقعيتهايي‌ در باره‌ فقر 
دولت‌ ايالات‌ متحد امريكاخانواده‌ فقير راخانواده‌اي‌ تعريف‌ مي‌كند كه‌ “مجموع‌ درآمدهاي‌آن‌ كمتر از مقداري‌ است‌ كه‌ براي‌ رفع‌ نيازهاي‌حداقل‌ خانوار ضروري‌ است‌”. براي‌ محاسبه‌ 
“بودجه‌ فقر” نيز حداقل‌ هزينه‌ غذايي‌ خانوار را درسه‌ ضرب‌ بايد كرد، بدين‌ ترتيب‌ خانوارهاي‌ بادرآمد كمتر از اين‌ مقدار (بودجه‌ فقر)۳ فقيرمحسوب‌ مي‌شوند. در سال‌ ۱۹۹۷ ميلادي‌ بودجه‌فقر براي‌ خانوار چهار نفره‌ امريكايي‌ ۱۶۴۰۰ دلار 
سه‌ نفره‌ ۱۲۸۰۲ دلار و يك‌ نفره‌ ۸۱۸۳ دلار تعيين‌و محاسبه‌ شده‌ است‌. 
فقير كيست‌ و كجا زندگي‌ مي‌كند 
۱٫ نژاد 
اگر چه‌ تعداد فقراي‌ سفيدپوست‌ دو برابر فقراي‌سياه‌پوست‌ و چهار برابر فقراي‌ اسپانيايي‌ زبان‌ تباراست‌ اما نرخ‌ فقر در ميان‌ سياهان‌ و اسپانيايي‌ زبان‌تبارها به‌ مراتب‌ بالاتر است‌. در ميان‌ اسپانيايي‌زبان‌ تبارها نرخ‌ فقر پورتوريكوئي‌ تبارها با ۳۶درصد و مكزيكي‌ تبارها ۳۱ درصد از بقيه‌ بيشتراست‌، در حالي‌ كه‌ كوبايي‌ تبارها با نرخ‌ ۱۸ درصددر پايينترين‌ مرتبه‌ قرار دارند. نرخ‌ فقر براي‌ آسيايي‌تبارها ۱۴ درصد و تقريبا نزديك‌ به‌ ۳ر۱۳ نرخ‌ كه‌متوسط ملي‌ در امريكا است‌. 
۲٫ فقر سالمندان‌ 
يكي‌ از موفقيتهاي‌ مبارزه‌ با فقر پايين‌ آمدن‌ نرخ‌ فقرسالمندان‌ است‌ كه‌ در فاصله‌ بين‌ سالهاي‌ ۱۹۵۹ تا۱۹۹۷ از ۳۵ درصد به‌ ۵ر۱۰ كاهش‌ يافت‌ وقسمت‌ اعظم‌ اين‌ بهبودي‌ نتيجه‌ گسترش‌ تامين‌اجتماعي‌ طي‌ اين‌ دوره‌ بوده‌ است‌. 
۳٫ كودكان‌ 
در سال‌ ۱۹۹۷ در ايالات‌ متحد ۱۶ (۶ر۱۶ درصد)كودكان‌ در فقر زندگي‌ مي‌كردند و اين‌ در حالي‌است‌ كه‌ نرخ‌ فقر كودكان‌ اقليتها به‌ مراتب‌ بالاتربوده‌ است‌. 
۴٫ محل‌ زندگي‌ 
نرخ‌ فقر در خارج‌ از حوزه‌هاي‌ مادرشهر تقريبا ۱۳بيشتر از حوزه‌هاي‌ مادرشهري‌ در امريكاست‌. نرخ‌فقر در مراكز شهرها دو برابر بيشتر از نرخ‌ فقر درنقاط غيرمركزي‌ شهرهاست‌. 
۵٫ نوع‌ خانوار 
نرخ‌ فقر براي‌ خانوارهاي‌ با سرپرست‌ زن‌ شش‌ برابراز خانوارهايي‌ كه‌ در آنها زن‌ و مرد مشتركاسرپرستي‌ خانوار را بر عهده‌ دارند بيشتر است‌.علل‌ بالا بودن‌ اين‌ نرخ‌ فقر عبارت‌است‌ از: 
الف‌) زنان‌ سرپرست‌ خانوار بايد دائما بين‌ اشتغال‌و مسئوليتهاي‌ خانوادگي‌ در نوسان‌ باشند. 
ب‌) به‌ طور متوسط حقوق‌ و دستمزد زنان‌ از مردان‌كمتر است‌. 
ج‌) تعداد زيادي‌ از خانوارهاي‌ با سرپرست‌ زن‌ ازحمايت‌ و كمك‌ پدر غايب‌ فرزندانشان‌ محروم‌هستند. 
د) آموزش‌ 
نرخ‌ فقر و سطح‌ آموزش‌ رابطه‌اي‌ معكوس‌ با هم‌دارند. نرخ‌ فقر در ميان‌ افراد زير ديپلم‌ دو برابردارندگان‌ ديپلم‌ متوسطه‌ و ده‌ برابر فارغ‌التحصيلان‌آموزش‌ عالي‌ است‌. 
نوع‌ اشتغال‌ فقيران‌ 
بيش از نيمي‌ از خانوارهاي‌ فقير آنهايي‌ هستند كه‌(سرپرست‌ خانوار.م‌) كار نيمه‌ وقت‌ دارد و تنها ۱۵آنها كار تمام‌ وقت‌ دارند. در صورتي‌ كه‌ مزد هرساعت‌ كار كمتر از ۲۰ر۸ دلار باشد، يك‌ خانوارچهار نفري‌ نيز حتي‌ با كار تمام‌ وقت‌ هم‌ ممكن‌است‌ به‌ خانواده‌ فقير تبديل‌ شود. بدين‌ ترتيب‌شغل‌ تمام‌ وقت‌ به‌ تنهايي‌ براي‌ برون‌ رفت‌ از فقركافي‌ نيست‌ مگر اينكه‌ درآمد سرپرست‌ خانوار ازحداقل‌ دستمزد كمي‌ بالاتر و بيش‌ از يك‌ نفر درخانوار شاغل‌ باشد. در واقع‌ تعداد زيادي‌ ازخانوارهايي‌ كه‌ از دايره‌ فقر بيرون‌ هستند و فرد اول‌خانواده‌ ساعتي‌ كمتر از ۲۰ر۸ دلار مي‌گيرد ازاشتغال‌ نفر دوم‌ بهره‌مند هستند. 
فقر در مراكز شهرها 
نرخ‌ فقر در مراكز شهرها بيش‌ از دو برابر حومه‌شهرهاست‌ و در پاره‌اي‌ مادرشهرها اين‌ تفاوت‌حتي‌ بيشتر است‌. براي‌ نمونه‌ در شيكاگو وفيلادلفيا نرخ‌ فقر مركز شهر حدود چهار برابر نرخ‌فقر در حومه‌هاي شهر است‌. توزيع‌ نژادي‌ فقر درمراكز شهرها ۱ر۳۱ درصد براي‌ سياه‌پوستان‌ و ۱۲درصد براي‌ سفيدپوستان‌ است‌، در حالي‌ كه‌ تنها۵ر۱۹ درصد فقيران‌ سياه‌پوست‌ و ۶ر۶ درصدسفيدپوستان‌ حومه‌نشين‌ هستند. 
انزواي‌ محل‌ اقامت‌ يا جدايي‌ نژادي‌ 
يكي‌ از ويژگيهاي‌ شهرهاي‌ ايالات‌ متحد جدايي‌ وانزواي‌ نژادي‌ محلات‌ است‌. نماد اين‌ واقعيت‌ اين‌است‌ كه‌ بيش‌ از ۲۳ (قريب‌ ۷۰%) سياهاني‌ كه‌ درمادرشهرها زندگي‌ مي‌كنند در مناطق‌ مركزي‌شهرها اقامت‌ دارند و تنها ۱۳ سفيدها در اين‌ مناطق‌اقامت‌ دارند. به‌ عبارت‌ ديگر تنها ۱۳ سياهان‌ درمناطق‌ حومه‌اي‌ شهرهاي‌ بزرگ‌ اقامت‌ دارند، يعني‌دو برابر كمتر از سفيدپوستان‌. خواهيم‌ ديد كه‌تمركز سياهان‌ در مراكز شهرها يكي‌ از دلايل‌محروميت‌ آنها از دسترسي‌ به‌ مشاغل‌ حومه‌ها ونرخ‌ بالاي‌ فقر در مراكز شهرهاست‌. 
واقعيتهايي‌ در باره‌ انزواي‌ محلات‌ نژادي‌ 
يكي‌ از راههاي‌ كمي‌ كردن‌ ميزان‌ جدايي‌ و انزواي‌نژادي‌ شاخص‌ يا نمايه‌ ناهمگني‌ است‌. اين‌شاخص‌ نشانگر سهم‌ عددي‌ يك‌ گروه‌ نژادي‌ است‌كه‌ بايد براي‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ پيكربندي‌ كاملا همگن‌از نظر فضايي‌ جا به‌ جا شوند يا دوباره‌ اسكان‌يابند; شاخصي‌ كه‌ در هر سرشماري‌ تركيب‌ نژادي‌حوزه‌هاي‌ كلانشهري‌ را به‌ طور كلي‌ ترسيم‌ كند. درسال‌ ۱۹۹۰ به‌ طور متوسط شاخص‌ ناهمگني‌براي‌ حوزه‌هاي‌ كلانشهري‌ امريكا رقم‌ ۶۹ درصدبوده‌ است‌ كه‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ براي‌ دستيابي‌ به‌همگني‌ كامل‌ ۶۹ درصد سياه‌پوستان‌ (ياسفيدپوستان‌) بايد دوباره‌ اسكان‌ يابند. 
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی ارشد رشته  شهر سازی عوامل تأثير گذار در پيدايش شهر ياسوج از لحاظ سیاسی،اقتصادی،اجتماعی، را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم: . این پروژه پایان نامه در قالب ۲۳صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز در مقایسه با سایر فروشگاهها مناسب تر وارزان تر می باشد

از این پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .
انسانها براي كار و زندگي در پهنة ‌محدود و كم و بيش متراكم گرد هم مي آيند‌كم‌كم شهرها را پديد مي‌آورند‌.بنابراين مي‌توان گفت شهر عاليترين مكان تجمع زيستي انسان از ابتدا تا كنون بوده است. به عبارت ديگر شهر به عنوان محل سكونت و معيشت انساني بيان كنندة فعل و انفعالات سياسي – اقتصادي – اجتماعي- فرهنگي بوده است كه امروزه اهميت زيادي پيدا كرده است. شهرها روند متفاوتي را در طول تاريخ طي كرداند. مرحله رو آوردن انسان به زندگي شهري ازمهمترين مقاطع تاريخي بشريت است(شاهي سوندي ،۱۳۸۴، صص (۳-۲))
عبدالرحمن بن خلدون (۸۰۸-۷۳۳هـ .ق )‌در مورد تحول زندگي اجتماعي بشر از باديه‌نشيني تا سكونت در شهرها و روستاها مي گويد انسان به علت سرشت مدني ناگزير به گردهم آمدن با همنوعان خود و ايجاد تشكيلات اجتماعي كه در آن هر عضو براي رفع نيازهاي خود محتاج به همكاري با ديگران است شهرهاي بزرگ نتيجه روند طولاني شهرنشيني در مقياس كوچك بوده و شهر نشيني در مقياس كوچك را نيز بايد ناشي از بهبود در وضعيت زير بناي روستا دانست . بررسي تاريخي شيوة‌گسترش هر شهر دلايل گوناگوني دارد اين دلايل در شناسايي الگوي شكل گيري و ساختار فضايي و كالبدي شهر در گذر زمان و بستر مكان حائز اهميت است . كاربرد مهم اين شناسايي ، به تشخيص درست نحوه توسعه كمك مي كند . شهرها با تحولات اقتصادي ، اجتماعي ، و سياسي و نوآوري و فن شناختي متحول و دگرگون مي شوند .
شهرها حاوي مسائل اقتصادي و اجتماعي خاص خود دارند ، كه طي مراحل تاريخي و توسعه فضايي شكل گيري مقياسهاي مختلف سرزمين نمود پيدا كرده‌اند و از اين جهت چشم انداز مسأله ، شكل گيري هسته اصلي شهر ، موقعيت و نحوه استقرار اجزاء شهر در يك فضاي گسترده با توجه به نقش منطقه اي و ملي شهر خود را نشان مي دهد (‌مجيد زاده ، ۱۳۶۷)
در اين ميان پيدايش و توسعه شهر ياسوج متأثر از فرايندهاي طبيعي ، اقتصادي ، اجتماعي و سياسي كه در چند دهه اخير مراحل گوناگوني را طي كرده است ( از اين رو در اين مقاله برآنيم تا به عوامل مهم و اساسي در پيدايش شهر ياسوج پي ببريم)
روش تحقيق :
روش تحقيق بكار رفته در تهيه و تدوين اين مقاله از نوع توصيفي و تحليلي است و در راستاي فراهم نمودن اطلاعات مورد نياز از دو روش كتابخانه اي – اسنادي و روش مطالعه ميداني استفاده شده است در ضمن از مصاحبه با مسئولان و كارشناسان سازمانهاي مختلف نيز كمك گرفته ايم در پايان با تنظيم اطلاعات بدست آمده به جمع بندي آنها پرداخته شده و نتيجه گيري صورت پذيرفته است .
شناخت تاريخچه شهر ياسوج 
 شهر مجموعه  پيچيده اي از روابط و مناسبات انساني با محيط است ، در اين مجموعه نه تنها روابط انساني با محيط از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است بلكه روابط دروني انسانها و ويژگيهاي فرهنگي اجتماعي از ديدگاه شهر‌سازي مورد بررسي قرار مي‌گيرد . شهر ياسوج از اين قاعده مستثني نبوده است پيدايش و شكل گيري شهر ، نتيجه تعاملات اقتصادي ، اجتماعي ،فرهنگي ، سياسي و طبيعي بوده است. نام اين شهر واژه فارسي است كه به تدريج ضمن تلفظ به لهجه محلي ( ياسيج ) بوده  به زمان به ياسوج مبدل گشته است ، و در فرهنگ معين ياسوج به معناي مرد پيكان‌دار آمده است ( طرح توسعه عمران و حوزه نفوذ شهر ياسوج، ۱۳۷۸)
در كتب تاريخي كهن به تمام نواحي عشاير نشين كهگيلويه و بوير احمد بلوك كهگيلويه مي‌گفتند ، يكي از جامعترين و بزرگترين كتابهاي كه در مورد كهگيلويه بحث كرده است كتاب فارسنامه ناصري ، تأليف حاج ميرزا حسن حسيني فسايي است ( غفاري ، ۱۳۷۸)
هسته تاريخي شهر ياسوج محدوده تل خسرو بوده است كه آثار آن در ۶كيلومتري جنوب شهر ياسوج به چشم مي خورد . تل خسرو زماني مركز نفوذخوانين بويراحمد عليا بوده است و قدمتي دو هزار ساله دارد .
نخستين بار حدود سالهاي (۱۳۰۷-۱۳۰۶) دولت وقت تصميم گرفت در اين منطقه نفوذ نمايد، كه به واسطه مقاومت مردم ودرگيرهاي شديد ، هر دو طرف متحمل تلفات فراواني گرديد تا اينكه در سال ۱۳۰۹ قواي نظامي به منطقه وارد شد و مقدمات ايجاد شهري را در تل خسرو ايجاد كرد ولي بدليل صلح آميز بودن اين شهر از لحاظ طبيعي كم كم توسعه پيدا كردتا اينكه به مركز استان تبديل شد ( بشارتي فر ، ۱۳۸۳)
 
مباني نظري :
نظريه ابن خلدون؛ ابن خلدون منشأ پيدايش شهرها را خصوصيات تجمل خواهي بشر و زندگي در ناز و نعمت مي داند او ابتدا نحوه زندگي باديه نشين را بررسي مي كند و مي گويد كه باديه نشينان گروهي اند ، كه به كارهاي كشاورزي و دامپروري مشغولند ، از آنجا كه براي پرورش حيوانات خود به زمينهاي حاصلخيز نيازمندند مجبورند كه در صحراها زندگي كنند ، كه با بهتر شدن شرايط اقتصادي آنها خواسته هاي تجملي را مورد توجه قرار داده اند و درصدد توسعه خانه ها و بنيانگذاري شهرهاي كوچك و بزرگ برآمدند ، از آنجايي كه خواسته‌هاي ضروري مقدم بر نيازهاي تجملي بشر است . بنابراين باديه نشيني به منزله منشأ پيدايش شهرهاست و مقدم بر شهرشنيني است، (‌ابن خلدون ،  مقدمة ابن خلدون، ۱۳۵۳ ).
نظريه هيدروليك يا مبناي محيط گرايي :
يك اصل مهم در تاريخ اقتصاد اين است ، كه تمدن واقعي بشر تنها در بخشهاي از نواحي جغرافيايي كه دارايي آب و هوايي مساعد و خاك حاصلخيز بوده ظاهر شده است ، در دوره  نئوليتك جديد شرايط مساعد طبيعي به بخشهاي محدودي اختصاص نداشت ، بلكه گروههاي انساني زيادي را در بر مي گرفت . اين عده در همه جا با بهره گيري از اوضاع مساعد طبيعي به مازاد محصول دست يافتند ، به تدريج در ميان آنها شغل هاي تخصصي بوجود آمد ، كه پيامد آن ، شهرهاي بوجود آمد و سير مدنيت راه تكاملي را پيمود .
طرفدارن نظريه هيدروليك در پيدايش شهرها معتقدند  گذر از كشت باراني به سيستم آبياري ، در تاريخ همواره با رشد سريع جمعيت ،تمركز گرايي ، ساختن بناهاي ياد بود و قشربنديهاي اجتماعي همرا و بدين ترتيب سكونت گاههاي شهري بوجود آمده است كه مسأله آبياري از عوامل اصلي پيدايش شهرها و توسعه شهر نشيني است. (شكوهي ، ۱۳۷۳،ص۱۴۳-۱۴۱)

عتیقه زیرخاکی گنج