• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اغلب کشور هاي در حال توسعه براي رونق دهي به اوضاع اقتصادي، ايجاد اشتغال و دستيابي به رشدو توسعه اقتصادي پايدار با مشکل کمبود منابع سرمايه گذاري روبرو هستند. کمبود در آمد هاي ارزي ناشي از صادرات و نرخ ناعادلانه مبادله که اغلب به زيان صادر کنندگان کالاها و مواد اوليه خام در حال تغيير است و انبوه جمعيت و مصرف به نسبت بالااز عواملي است که منابع پس انداز قابل تبديل به سرمايه گذاريهاي مولد در اين گونه کشور ها را بشدت محدود مي سازد 
جبران عقب ماندگي و دستيابي به توسعه پايدار، نيازمند سرمايه گذاري براي بهره جويي از مزيتهاي نسبي و تواناييهاي بالقوه اقتصادي است. در فرآيند جهاني شدن، سرمايه نيز با سهولت قابل نقل و انتقال است.اما سرمايه گذاران به دنبال کسب سود بيشتر و مکاني امن براي سرمايه گذاري هستند . با اشباع سرمايه گذاري در کشور هاي پيشرفته صنعتي، نرخ بازده سرمايه گذاري در اين کشورها رو به نزول مي‌رود و سرمايه گذاران همواره در صدد بهره جويي از فرصتهاي با بازده بيشتر هستند .
چنانچه امنيت سرمايه گذاري در کشور هاي در حال توسعه و اقتصادهاي در حال گذار تضمين شده و بستر قانوني لازم فراهم شود، سرمايه گذاران بين المللي ميل و رغبت بيشتري براي حضوردراين گونه بازارها خواهند داشت. اين امر به کشور هاي ميزبان نيز فرصت بهره گيري از مزيتهاي نسبي، رشد اقتصادي، اشتغال زايي و دستيابي به دانش و فناوري روز براي توليد کالاهاي رقابتي در عرصه بين‌المللي را مي دهد.بنابراين، تسريع در ورود سرمايه گذاري هاي خارجي، منافع متقابلي را براي کشور هاي ميزبان و سرمايه‌گذاران بين‌المللي بدنبال خواهد داشت.
در اين مقاله، سرمايه گذاري خارجي و منافع و تهديدات بالقوه پيرامون آن مورد بررسي قرار مي گيرد. همچنين، انگيزه هاي لازم براي سرمايه گذاري خارجي، دلايل مخالفان و طرفداران سرمايه گذاري خارجي، موانع سرمايه گذاري خارجي تشريح شده و درپايان راهکارهاي جذب سرمايه گذاري خارجي ارائه مي شود.
مقاله حاضر از نوع توصيفي است و ابزار جمع آوري اطلاعات آن به روش کتابخانه اي است. نتايج حاصل از اين تحقيق مي تواند مورد استفاده سياست گذاران مالي واقتصادي، تصميم گيرندگان بازار سرمايه، سرمايه گذاران داخلي و مديران شرکتها قرار گيرد.
مقدمه 
کمبود سرمايه در مباحث اقتصادي به عنوان يکي از مهمترين عوامل توسعه نيافتگي مطرح شده است. به عبارت ديگر، رشد و توسعه اقتصادي بدون انباشت سرمايه امكان پذير نخواهد بود؛ به گونه اي كه بسياري از متفكران دليل توسعه نيافتگي بسياري از كشورها را كمبود در آمد و پس انداز و در نتيجه سرمايه گذاري نا كافي مي دانند.
سرمايه مي تواند بخش توليد را تحرك ببخشد و باافزايش توليد، موجب رشد تجارت، بهبود سطح زندگي مردم و رشدو توسعه اقتصادي شود . فقدان سرمايه يكي از علل اصلي گرفتار آمدن بسياري از کشورها در دورباطل فقر و توسعه نيافتگي شناخته شده است و علاوه بر آنکه بيکاري گسترده را بدنبال دارد، موجب عقب ماندگي سطح توليد مالي مي شود ودر مرحله بعد به فقر اقتصادي مي انجامد . در مباحث مربوط به توسعه اقتصادي، راه حل اصلي فائق آمدن بر مشکل کمبود سرمايه و خروج از دور باطل فقرو توسعه نيافتگي، استفاده کشور هاي در حال توسعه از سرمايه هاي انباشته شده در کشور هاي توسعه يافته عنوان شده است .
به عبارت ديگر،آنچه استفاده از سرمايه گذاري خارجي را بويژه براي کشور هاي در حال توسعه ضروري مي سازد، وجود شکاف ميان پس انداز و سرمايه گذاري در اين کشور هاست که از يك سو به دليل ناکافي بودن پس انداز ملي واز سوي ديگر، براثر توسعه نيافتگي بازارهاي مالي در کشور‌هاي مزبور، پديده عام کمبود سرمايه و گرايش به جذب سرمايه گذاري خارجي را شكل گرفته است.
سرمايه گذاري خارجي معمولادردو قالب سرمايه گذاري خارجي درسبدمالي(foreign portfolio investment)=(FPI) وسرمايه گذاري مستقيم خارجي (FDI=foreign direct investment) صورت مي گيرد.
انواع سرمايه گذاري خارجي
سرمايه گذاري خارجي به تحصيل دارايي شرکتها، موسسات وافرادکشورهاي خارجي تعبير مي شود. سرمايه گذاري خارجي به دو صورت قابل تفکيك است: 
سرمايه گذاري مستقيم که کشور يا سرمايه گذار خارجي مستقيما و يا با مشارکت سرمايه گذاران داخلي مبادرت به سرمايه گذاري مي کند(FDI) و سرمايه گذاري غير مستقيم که معمولا از طريق خريد سهام واوراق قرضه در بورس توسط سرمايه گذاران خارجي صورت مي گيرد.(FPI)
صندوق بين المللي پول، سرمايه گذاري مستقيم خارجي رادر شرکتهايي موثر مي داند که به نحو موثري توسط افراد يا موسسات خارجي کنترل مي شوند . شکل عمومي اين سرمايه گذاري عبارت است از سرمايه گذاري در شعبه ها و واحد هاي تابعه شرکتهاي فرامليتي.
تعيين اينکه يك شرکت توسط خارجيان بطور موثري کنترل مي شود يا نه،کار چندان ساده اي نيست. از اين لحاظ، ضوابطي براي اين منظور در نظر گرفته مي شود که عبارتنداز:
– مالکيت ۵۰درصد يا بيشتر از سهامي که حق راي دارد توسط خارجيان.
– مالکيت ۲۵ درصد يا بيشتر سهام توسط يك فرد يا بنگاه خارجي.
– حضور گروه هاي خاص خارجي در هيئت مديره.
سرمايه گذاري مستقيم مي تواند به صورت سرمايه گذاري جديد، سرمايه گذاري مجددازدرآمدها و ياوام از يك شرکت مادر يا شرکت تحت کنترل آن باشد. سرمايه گذاري مستقيم را مي توان به کمك اين ضابطه که براي کسب منافع پايدارونيز قدرت لازم در مديريت بنگاه صورت مي‌گيرد، از سرمايه گذاري غير مستقيم باز شناخت.اما خصوصيت بارز اين سرمايه‌گذاريها آن است که اين سرمايه گذاريهاي خارجي صرفا يك سرمايه گذاري نيست، بلکه انتقال تکنولوژي، تجربيات و مهارتهاي مربوط به مديريت و بازاريابي و حضور در بازارهاي جهاني را نيز مي تواند به همراه داشته باشد که ممکن است اهميت آن براي کشور پذيراي سرمايه‌گذاري مهمتر از ورود سرمايه صرف باشد .
در سرمايه گذاري مستقيم، کشور يا شرکت سرمايه گذار مسئوليت امور مالي شرکت توليدي و يا تجاري رادر کشور سرمايه پذير بر عهده دارد واداره و کنترل شرکت جزء وظايف شرکت سرمايه گذار محسوب مي شود .
سرمايه گذاري در سبد مالي(غير مستقيم) تمام سرمايه گذاريهاي يك شخصيت حقيقي يا حقوقي مقيم در يك كشور در اوراق بهادار يك بنگاه مقيم در كشور ديگر را در بر مي گيرد. هدف از اين نوع سرمايه گذاري تحصيل حداكثر سود از طريق تخصيص بهينه سرمايه در يك پرتفوي بين المللي است. سرمايه گذار در جهت نيل به اين هدف با خريد اوراق قرضه و سهام شركتها در معاملات بورس و حتي سپرده گذاري بلند مدت در بانكهاي ديگر كشورها، اقدام به تخصيص بهينه ثروتش مي كند تا بدين ترتيب، ريسك سرمايه گذاري ثروتش را كاهش دهد و درآمد زيادتري بدست آورد. در اين نوع از سرمايه گذاري خارجي، بر خلاف سرمايه گذاري مستقيم خارجي، سرمايه گذار در اداره واحد توليدي نقش مستقيم نداشته و مسئوليت مالي نيز متوجه وي نيست. 
سرمايه¬گذاري مشترک
شرکت سرمايه گذاري خارجي ممکن است سرمايه مورد نظر را خود راسا تامين کند (سرمايه گذاري مستقل) يا فعاليتهاي اقتصادي خود را در قالب سرمايه گذاري مشترك انجام دهد. سرمايه گذاري مستقل خارجي از نظر حقوقي همان شرکتهاي فرعي با مالکيت ۱۰۰ درصد خارجي هستند.شرکتهاي فرعي معمولاداراي تابعيت کشور ميزبان هستندولي تمامي و يا اکثريت سهام وسرمايه آنها متعلق به شرکت خارجي است‌.
در سرمايه گذاري خارجي ازنوع مشترك، هزينه هاي سرمايه گذاري و منافع حاصله ازآن به تناسب بين سرمايه گذاران داخلي و خارجي تقسيم مي شود.امروزه، بيشتر کشورهاي در حال توسعه اين نوع سرمايه گذاري خارجي رابه دليل منافعي که برآن مترتب است بر ساير اشکال سرمايه‌گذاري خارجي ترجيح مي دهند.
مزاياي عمده سرمايه گذاري خارجي مشترك را مي¬توان به شرح زير بر شمرد: 
– امکان ادغام سرمايه گذاري داخلي و خارجي در نظام اقتصادي- اجتماعي کشور ميزبان و فراهم کردن زمينه توليد صنعتي مدرن و بهره مند شدن سرمايه گذارداخلي از تخصص شرکت سرمايه گذاري در فعاليتهاي صنعتي مدرن و تکنولوژي جديد.
– سرمايه گذار محلي مي تواندازمديريت کارآيي مشترك بهره مند شود و تجربه لازم را بدست آورد .
– امکان سرمايه گذاري مجدد از سود حاصله شرکت در کشور ميزبان فراهم مي شود.
– مهمتر از همه اينکه، سرمايه گذارخارجي در سود و زيان سرمايه گذاري مشترك سهيم است و تنها وقتي که بنگاه مورد سرمايه گذاري به بازده مثبت و سودآوري رسيده باشد، از آن بهره مند مي شود.
– برداشت توسط سرمايه گذار خارجي امکان پذيراست واگر دچار زيان شود به سرمايه گذار خارجي پرداختي صورت نمي گيرد.از اين جهت فشار مالي اينگونه سرمايه گذاريها براي کشور هاي در حال توسعه به مراتب کمتر از اخذ وام و اعتبار بوده که درهرصورت دريافت کننده مسئول باز پرداخت اصل و بهره آن است .
انگيزه سرمايه گذاري خارجي
بي ترديد در عين حالي كه انگيزه اصلي هر سرمايه گذار خارجي تحصيل حداکثر سود است، اما هدفهاي ديگري بهمراه دارد که ازآن جمله مي توان مواردزيررانام برد.
۱- حصول اطمينان از قوام تامين مواد اوليه.
۲- بهره گيري از نيروي کار و احتمالا مواد معدني و ساير مواد اوليه ارزان قيمت.
۳- اقدام به فعاليتي نظير بانکداري و بيمه گري که در عين سود آوري، شرکتهاي خودي يا کشور موطن راحمايت کنند.
۴- کمبود فرصتهاي سرمايه گذاري و وجودرقابت شديددرموطن اصلي ويابالابودن نرخ مالياتها.
موافقان: فاصله ها پر مي شود
درباره آثار سرمايه گذاري خارجي در اقتصادکشورهانظرات متفاوتي ارائه مي‌شود. بررسي اين نظرات متفاوت نشان مي دهد که اختلاف بيشترمربوط به برداشتهاي کاملا متفاوتي است که هريك از کشورها براي مفهوم توسعه قائل هستند.
در اينکه سرمايه گذاري خارجي مي‌تواند دربعضي از پارامترهاي اقتصادي کلان مانند توليد ناخالص داخلي، حجم سرمايه گذاري، ميزان پس انداز، نرخ رشد تراز پرداختها، حجم بازرگاني خارجي و نرخ ارز اثرگذار باشد، چندان مخالفتي نيست. معمولااختلاف در چگونگي اين تاثيروميزان زيانهاي احتمالي وهزينه هاي متقابل آن است.
موافقان سرمايه گذاري خارجي تاکيد بر پر کردن فاصله هادارندوسرمايه گذاري خارجي را راهي براي ازميان بر داشتن تفاوت ميان مقاديرموجودومقاديرلازم براي رسيدن به هدفها و نيازهاي توسعه ملي مي دانند. طبق باور اين عده سرمايه گذاري خارجي بر کميتهايي مانند پس انداز، ذخايرارزي، دريافتيهاي دولت، تحصيل مهارتهاودانش فني، تامين بازار، حضوردراقتصادجهاني وبازارهاي مالي و بين المللي و …. اثر مثبت دارد.
در مورد تامين ارز، بي ترديد سرمايه‌گذاري خارجي تنها مي توانددرکوتاه مدت کسري حساب جاري تراز پرداختها را کاهش دهد و اگرسرمايه گذاريهاي بلند مدت باامکان نسبي لازم صورت گرفته باشد، مي تواند به توليدوصادرات کالابيانجامدوکسري رااز ميان برداردو بالاخره، لازم است به فاصله مربوط به مديريت، تکنولوژي، مهارت و تصدي امور بازرگاني خارجي اشاره کرد .
سرمايه گذاري خارجي درحدسرمايه گذاري مالي متوقف نمي شود، بلکه با خود مجموعه اي از عناصر و عوامل را بهمراه دارد که خصوصاازنظر کشورهاي در حال توسعه، بويژه باشرايط امروز اقتصاد جهاني از اهميت زيادي بر خوردار است.اينگونه تجارب در کشورهاي در حال توسعه کمتر وجود داردودرنتيجه، سرمايه گذار خارجي با پر کردن اينگونه فاصله ها مي تواند تحول بزرگي رادر راه توسعه اقتصاد کشور در حال توسعه ايجاد کند .
برنامه هاي آموزشي و يادگيري ازطريق انجام کار با سرمايه گذاري خارجي نبايد دست کم گرفته شود.در کنار اين موضوع، کشور هاي در حال توسعه به کمك اين سرمايه گذاريها مي آموزند که چگونه با بازارها، بانکهاو منابع تامين مالي خارجي بايد رفتار كنند.
سرمايه گذاري خارجي با خود تکنولوژي توليد، ماشين آلات و تجهيزات مدرن را به ارمغان مي آورد که اين امردرصورت هوشياري کشور ميزبان،به انتقال تکنولوژي ومهارت ودانش مي انجامد، بخصوص که تحولات تکنولوژيک در جهان امروز با چنان سرعتي پيش مي رود که بدون همکاري وبهره گيري ازدانش کشورهاي صنعتي انتقال آن به درون غير ممکن است.
مخالفان: سرمايه گذاري خارجي، قيمتها را افزايش مي دهد
در مخالفت با سرمايه گذاري خارجي نيز دلايلي ذکر مي شود. مخالفان سرمايه‌گذاري خارجي مي گويند سرمايه گذاري خارجي با وجود تامين سرمايه در بلند مدت با ايجاد حالت انحصاري وممانعت از رقابت عملا موجب کاهش پس انداز و سرمايه گذاري در کشور در حال توسعه مي شود؛ زيرابخش اعظم سود حاصل از سرمايه گذاري خارجي به جاي سرمايه گذاري مجددازکشورخارج مي‌شود. بعلاوه، درآمد اين سرمايه گذاريها عايد گروههايي مي شود که ميل به پس انداز کمتري دارند و سرمايه گذاريهاي خارجي به جاي افزايش سرمايه گذاري موجب نقصان آن و با افزايش تقاضا موجب افزايش قيمتها مي شود.
در رابطه با بهبود وضع ارزي نظر مخالفان آن است که اين وضعيت موقتي است و در درازمدت حالت معکوس به خود مي گيرد. 
دليل ديگر مخالفان با سرمايه گذاري خارجي، دو قطبي شدن اقتصاد است . به اين معني که اين سرمايه گذاريها باعث مي شود تعداد محدودي از شاغلان در بخشهاي مدرن اقتصاد مشغول شوند و ازدريافتي نسبتا خوب نيز برخوردار شوند. در نتيجه اختلاف ميان دريافتي آنان با ساير شاغلان شدت مي‌يابد. در اثر سرمايه گذاري خارجي منابع محدودازاحتياجات اساسي به سمت توليد محصولات لوکس و مدرن که تنها نياز گروه خاصي را برطرف مي کند، منحرف مي شود، بخصوص آنکه گرايش اين سرمايه‌گذاريها به سمت مناطق شهري است و از اين لحاظ، فاصله شهري و روستايي را افزايش مي دهد‌.
بالاخره، سرمايه گذاري خارجي الگوي مصرف را تغيير مي دهدوجامعه را به سوي مصارفي سوق مي دهد که ريشه در توليد دروني ندارند . ضمن انکه تکنولوژي بکار رفته نيز از نوع تکنولوژي سرمايه طلب است و براي اشتغال در کشور هاي در حال توسعه که مشکل اصلي اين کشورهاست، اهميتي قائل نمي شود.
منافع حاصل از سرمايه گذاري خارجي
در يک نگاه کلي، اثرات سرمايه گذاري خارجي از جهاتي قابل بررسي است كه در زير به چندي از آنها اشاره مي شود:
۱- ساختار و عملکرد صنعتي
برخي مطالعات نشان داده اند که سرمايه گذاريهاي خارجي مخصوصا از طريق شرکتهاي فراملي موجب مي‌شوند تا توليد کنندگان کارآمد جانشين توليد کنندگان ناکارآمد شوند .
شواهد تجربي حاکي از اين است که در کشورهايي که در راه تجارت وسرمايه گذاري درآنها،موانع مخصوص وجود نداشته و محيط اقتصادي براي فعاليتهاي بخش خصوصي (اعم از داخلي و خارجي) مساعد بوده است ، شرکتهاي فراملي آثار مثبتي بر تخصيص منابع داشته اند . از طرف ديگر سرمايه گذاري خارجي مي تواند باعث ايجاد سرمايه و هدايت آن به سمت واحد‌هاي فعال و مولد شده و سبب افزايش توليد و کنترل تورم شود.
۲- رشد اشتغال و سرمايه انساني
سرمايه گذاريهاي خارجي داراي اثرات متعددي براشتغال وتوسعه نيروي انساني است و اين موضوع لزوم بررسي دقيقتر طرحهاي پيشنهادي اين شرکتها توسط دولت و نيزوضع مقررات براي استخدام کارکنان توسط شرکتهاي فراملي و برنامه‌هاي آموزش کارگران را مطرح مي سازد . 
مطالعات نشان مي دهد که اگر در يك کشور در حال رشد، بيکاري عمدتا علت ساختاري داشته باشد و هيچ منبع سرمايه‌گذاري نيز موجود نباشد، در اين صورت سرمايه گذاريهاي خارجي موجب افزايش اشتغال خواهد شد. از سوي ديگر، چنانچه سرمايه گذاري خارجي جانشين سرمايه گذاري داخلي باشد،اثر اشتغال آن ناچيز و حتي منفي خواهد بود .
شواهد تجربي نشان داده اند که شرکتهاي فراملي بيش از شرکتهاي محلي به تکنولوژي‌هاي سرمايه بر گرايش دارند.از طرف ديگر، شرکتهاي فراملي به واسطه پيوندهايي که با صنايع بالا دست يا پايين دست دارند و از طريق اثرات مثبت يا منفي که بر ميزان استخدام رقيب مي گذارند، مي‌توانند بطور غير مستقيم برامراشتغال تاثير داشته باشد .
۳- افزايش نقدينگي بازارهاي سرمايه محلي 
سرمايه گذاري خارجي نقدينگي بازارهاي سرمايه محلي را افزايش مي دهد و همچنين مي تواند به بهبود کارايي بازار کمك كند. سرمايه گذاري خارجي به دو صورت مستقيم وغير مستقيم به افزايش نقدينگي بازار كمك مي كند. با حضور سرمايه گذاران خارجي، پول اضافي وارد بازار سرمايه مي‌شود و در نتيجه حجم معاملات و قدرت نقد شوندگي بازار افزايش مي يابد.از سوي ديگر، با حضور فعال و مستمر سرمايه گذاران خارجي، جذابيت بازار سرمايه بيشتر مي شود ودر نتيجه انگيزه و تمايل سرمايه گذاران داخلي براي سرمايه گذاري در بازار سرمايه افزايش مي يابد و بدين گونه، اين پديده بصورت غير مستقيم نيز به افزايش نقدينگي بازار منجر مي‌شود. همچنين سرمايه گذاران خارجي با تقاضاي اطلاعات شفاف، به موقع و با كيفيت، به افزايش كارآيي بازار نيز كمك مي‌كنند. در بازار كارآ قيمت اوراق بهادار به ارزش ذاتي خود نزديك تر مي شود و قيمت تعيين شده در بازار، شاخص مناسبي براي ارزش واقعي اوراق بهادار است.
از ديگر منافع سرمايه گذاري خارجي، بهبود زير ساختهاي بازار است . آنها از طريق تقاضا براي استانداردهاي حسابداري با کيفيت، قوانين و مقررات مناسب و نيروهاي واجد شرايط و قابل اعتماد،به بهبود زير ساختهاي بازار كمك مي كنند. آنها همچنين با تقاضاي ابزارهاوخدمات مالي متنوعتر، به افزايش عمق بازارنيزکمك مي كنند .
۴- پيوند اقتصاد ملي با اقتصاد بين المللي
يکي از اثرات مهم شرکتهاي فراملي بر کشورهاي ميزبان، ايجاد پيوندوارتباط بين اين کشورهاواقتصاد بين المللي است.اين روابط دراكثرموارد و درمجموع نتايج مثبتي در بر دارندواز طريق سرمايه گذاري خارجي، تجارت وانتقال تکنولوژي برقرار مي‌شوند. عمليات شرکتهاي فراملي همچنين مي توانددرافزايش کارايي وکاهش هزينه توليدموثرباشدوازاين طريق موقعيت رقابتي يك کشوررادر بازارهاي بين المللي ارتقا بخشد، ودرنهايت به نفع مصرف کنندگان باشد .
۵- موازنه پرداختها و تشکيل سرمايه
شواهد موجود حاکي ازآن است که سرمايه گذاريهاي خارجي در زمان سرمايه گذاري، تاثير مثبت ناچيزي بر موازنه پرداختهاوتشکيل سرمايه مي گذارد. ولي با گذشت زمان اين تشکيل سرمايه مي تواند از طريق سهم سود، سودهاي انباشته و برگشت سرمايه تاثير بيشتري داشته باشد.از نظر دولتها، کنترلي که شرکتهاي فراملي بر سرمايه هاي خود اعمال مي کنند در بسياري از موارد به اين شرکتها امکان مي دهد که بر سياستهاي داخلي اين کشورها تاثير بگذارندواين مطلب يکي از دلايل موافقت نكردن با اين قبيل سرمايه‌گذاريهاست‌. هرچندادعا مي شود که در بسياري از موارد داراييهاي که شرکتهاي فراملي وارد اقتصاد کشوري مي کنند، منحصر به سرمايه نيست و اهميت عواملي چون تکنولوژي، مديريت دستيابي به بازارها و دستيابي به صادرات اگرازاهميت سرمايه بيشتر نباشد، کمتر نيست.
۶- دستيابي به بازارهاي صادراتي 
باوجود مشکلات حال وآينده بازارهاي صادراتي، نياز کشورهاي در حال رشد به توسعه صادراتشان همچنان پا بر جاست . يکي از وسايل رسيدن به اين هدف استفاده از سرمايه گذاريهاي خارجي است.شرکتهاي فراملي مي توانند تکنولوژي لازم جهت توليد محصولاتي با کيفيت صادراتي وتضمين عواملي چون تحويل بموقع و کيفيت مطلوب و قابل اعتماد که لازمه بازاريابي صادراتي هستندوبالاخره اطلاعات مربوط به بازارهاي صادراتي و دسترسي به آنها را با خود به کشور ميزبان بياورند.
تهديدهاي بالقوه سرمايه گذاري خارجي
همانطوري که بحث شد، سرمايه گذاري خارجي منافع زيادي را بهمراه دارد.اما داراي خطرات يا تهديدهاي بالقوه اي نيز هست که توجه نكردن به آنها مي تواند زيانهاي جبران ناپذيري را بهمراه داشته باشد.
از آنجايي که سرمايه گذاري خارجي، بسيار فرار بوده به تغييرات و بحرانهاي داخلي و بين المللي بسيار حساس است، مي تواند به افزايش نوسانات و ناپايداري در اقتصاد کشور ميزبان منجر شود.
به عبارت ديگر، چون سرمايه گذار خارجي(در صورت وجود نداشتن قوانين و مقررات مناسب)درهر لحظه قادر است سرمايه اش را به کشور خود يا کشور ثالث منتقل كند، در نتيجه در شرايطي که وضعيت اقتصادي کشور ميزبان رو به وخامت گذارد و وارد دوره رکود شود و يا سطح بازدهي سرمايه کاهش يابد، معمولا اين نوع سرمايه گذاري به سرعت از کشور ميزبان خارج شده و اين امر باعث تشديد نابساماني اقتصادي در اين کشور خواهد شد.
علاوه بر موارد فوق، مي توان به خطر افزايش مالکيت و کنترل خارجيان بر شرکتهاي داخلي، افزايش نوسانات نرخ ارزونرخ بهره وخطر گسترده ترشدن دامنه رفتار مخرب سرمايه گذاران خارجي بدليل دنباله روي سرمايه گذاران داخلي از رفتار آنها، بعنوان ديگر تهديدات بالقوه سرمايه گذاري خارجي نيز اشاره کرد . تمامي موارد فوق مي تواند بطور قابل ملاحظه اي از سرمايه گذاري داخلي و خارجي جلوگيري كند و نهايتا براي اقتصاد کشور بسيار مضر باشد.
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق فرهنگ گروهی کار کردن-خرید اینترنتی تحقیق فرهنگ گروهی کارکردن-دانلود رایگان مقاله فرهنگ گروهی کارکردن

این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي‌ از معيارهايي‌ كه‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ را از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ مجزا مي‌كند، فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ است‌، در كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌، افراد علاقه‌يي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ ندارند و همين‌ امر سبب‌ مي‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژي‌ بيشتر، كارها با كيفيت‌ پايين‌ترين‌ انجام‌ پذيرد.
اصولا جهت‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ جامعه‌ كارآفرين‌، رشد فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ نيز ضروري‌ است‌ و بدون‌ چنين‌ ويژگي‌، كارآفريني‌ در جامعه‌ فراگير نخواهد شد. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصلی می دهیم.

يكي‌ از معيارهايي‌ كه‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ را از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ مجزا مي‌كند، فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ است‌، در كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌، افراد علاقه‌يي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ ندارند و همين‌ امر سبب‌ مي‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژي‌ بيشتر، كارها با كيفيت‌ پايين‌ترين‌ انجام‌ پذيرد.
اصولا جهت‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ جامعه‌ كارآفرين‌، رشد فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ نيز ضروري‌ است‌ و بدون‌ چنين‌ ويژگي‌، كارآفريني‌ در جامعه‌ فراگير نخواهد شد.

شركت‌ مايكروسافت‌ جهت‌ تهيه‌ متن‌ برنامه‌ ويندوز ۲۰۰۳ از پنج‌ هزار برنامه‌ نويس‌ كمك‌ گرفت‌ به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اين‌ تعداد افراد در يك‌ كار گروهي‌، موفق‌ به‌ طراحي‌ اين‌ برنامه‌ شدند. مهمتر از طراحي‌ و توليد اين‌ برنامه‌، بايد از هماهنگي‌ و همبستگي‌هاي‌ گروهي‌ لازم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ نام‌ برد. حال‌ ما با اين‌ سوال‌ روبرو خواهيم‌ بود كه‌ چگونه‌ بايد يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌ را سازماندهي‌ كنيم‌ و چه‌ شرايط‌ فرهنگي‌ بايد بر اين‌ گروه‌ حاكم‌ شود تا بتواند به‌ اهداف‌ مورد نظر خود دست‌ يابد. براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ بايد از قدم‌هاي‌ كوچك‌ آغاز كرد تا در نهايت‌ با كسب‌ تجربيات‌ لازم‌ بتوان‌ به‌ تشكيل‌ گروه‌هاي‌ بزرگتر اقدام‌ نمود. گروه‌هاي‌ بزرگتري‌ كه‌ بتوانند زمينه‌ساز تحول‌ در جامعه‌ باشند. در اين‌ مقاله‌ تلاش‌ مي‌شود فرصتي‌ براي‌ انديشيدن‌ در اين‌ خصوص‌ پديد آيد. رشد و بسط‌ فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ نيازمند انجام‌ پژوهش‌هاي‌ لازم‌ در اين‌ زمينه‌ است‌ زيرا فرهنگ‌ جامعه‌ ما با ديگر كشورها متفاوت‌ است‌ و لذا بعضي‌ از دستورالعمل‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ در مقالات‌ نويسندگان‌ كشورهاي‌ ديگر براي‌ ما كارساز نخواهد بود. اميد است‌ مطالعه‌ اين‌ مقاله‌ بتواند توجه‌ شما خواننده‌ محترم‌ را براي‌ مدتي‌ هر چند كوتاه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ هدايت‌ كند و زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ كار گروهي‌ باشد. همچنين‌ شما مي‌توانيد جهت‌ آشنايي‌ با موانع‌ بر سر راه‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌، در جامعه‌ خويش‌ به‌ جست‌وجو پرداخته‌ و به‌ يافتن‌ پاسخ‌ اين‌ سوال‌ بپردازيد كه‌ چه‌ عواملي‌ سبب‌ مي‌ شود كه‌ فعاليت‌ هاي‌ گروهي‌ در نيمه‌ راه‌ تداوم‌ نيابد؟
براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ توجه‌ به‌ عوامل‌ زير مي‌تواند مفيد واقع‌ شود.

 1 -ابتدا يك‌ موضوع‌ مورد علاقه‌ بيابيد كه‌ ممكن‌ است‌ مرتبط‌ با كار و يا امور زندگي‌ شما باشد و از اينكه‌ در اين‌ زمينه‌ فعاليت‌ مي‌كنيد لذت‌ ببريد و حتي‌ بتوانيد چندين‌ سال‌ در اين‌ زمينه‌ مطالعه‌ و بررسي‌ كرده‌ و نتايج‌ آن‌ بتواند در شغل‌ و يا زندگي‌ شما اثرگذار باشد. فرض‌ كنيد تصميم‌ گرفته‌ايد در زمينه‌ «حفظ‌ محيط‌ زيست‌» به‌ بررسي‌ بپردازيد، لذا اين‌ موضوع‌ مي‌تواند شروعي‌ براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ در زمينه‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ باشد. به‌ خاطر داشته‌ باشيد، موضوعي‌ را انتخاب‌ كنيد كه‌ سبب‌ ايجاد يك‌ انگيزه‌ قوي‌ در شما شود. به‌ گونه‌يي‌ كه‌ مشكلات‌ نتواند به‌ راحتي‌ شما را از ادامه‌ اين‌ راه‌ بازدارد.
۲ -اكنون‌ شما بايد به‌ جست‌وجوي‌ افراد علاقه‌مندي‌ بپردازيد كه‌ دوست‌ دارند در رابطه‌ با موضوع‌ مورد نظر با شما همكاري‌ كنند حتي‌ اگر انتخاب‌ اين‌ افراد مدت‌ زمان‌ زيادي‌ طول‌ بكشد و به‌ خاطر داشته‌ باشيد اولين‌ پايه‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌، وجود افراد با انگيزه‌ها و علاقه‌مند به‌ موضوع‌ مورد بحث‌ است‌.
۳ -هنگامي‌ كه‌ گروه‌ كاري‌ خود را تشكيل‌ داديد براي‌ آن‌ هدف‌ و وظايفي‌ را تعريف‌ كنيد. براي‌ مثال‌ ممكن‌ است‌ يك‌ گروه‌ تشكيل‌ دهيد كه‌ هدف‌ از آن‌ «دستيابي‌ به‌ دانش‌
IT‌» است‌. ابتدا هدفهاي‌ مورد نظر را تعريف‌ كنيد و آن‌ موقع‌ وظايف‌ هر كسي‌ را در گروه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ هدف‌ تعيين‌ كنيد ،به‌ گونه‌يي‌ كه‌ هر كس‌ بتواند در يك‌ مدت‌ زمان‌ مشخص‌ وظايف‌ خويش‌ را به‌ انجام‌ رساند و ارايه‌ گزارش‌ كند.
۴ -تلاش‌ كنيد يكي‌ از اعضاي‌ گروه‌ شما اهل‌ نوشتن‌ و نويسندگي‌ باشد تا بتواند نتايجي‌ را كه‌ در گروه‌ به‌ دست‌ مي‌آيد به‌ خوبي‌ ثبت‌ كند. اين‌ مستندات‌ سبب‌ مي‌شود انديشه‌ گروه‌ آرام‌ آرام‌ به‌ ديگران‌ منتقل‌ شده‌ و مورد نقد و بررسي‌ قرار گيرد و گهگاه‌ لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ را به‌ صورت‌ يك‌ مقاله‌ در اختيار ديگران‌ قرار داده‌ و زمينه‌ براي‌ تبادل‌ انديشه‌ و افكار ميان‌ علاقه‌مندان‌ به‌ موضوع‌ فراهم‌ شود.
۵ -مسووليت‌ گروه‌، كاري‌ مشكل‌ است‌ لذا فردي‌ كه‌ مسووليت‌ گروه‌ را مي‌پذيرد بايد در برقراري‌ ارتباط‌ با ديگران‌،فردي‌ موفق‌ باشد. او بايد دانسته‌هاي‌ خويش‌ را در خصوص‌ برقراري‌ ارتباط‌ موثر با ديگران‌ افزايش‌ دهد، به‌ گونه‌يي‌ كه‌ بتواند در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند. انسانها زماني‌ علاقه‌مندند با ديگران‌ ارتباط‌ صادقانه‌ و خوبي‌ برقرار كنند كه‌ اين‌ ارتباط‌ از قلب‌ها آغاز شود و اصولا هيچ‌ كس‌ قادر نيست‌ در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند، مگر آنكه‌ از خصايل‌ اخلاقي‌ ارزشمندي‌ برخوردار باشد. مسوول‌ گروه‌ بايد سختكوش‌تر، ثابت‌ قدم‌ تر و چه‌ بسا مطلع‌تر از ديگران‌ باشد و او بايد گوي‌ سبقت‌ را از بابت‌ مطالعه‌ و جست‌وجوگري‌ از ديگر اعضاي‌ گروه‌ بربايد تا از اين‌ طريق‌ زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر در گروه‌ پديد آيد.
۶ -حفظ‌ احترام‌ ميان‌ اعضاي‌ گروه‌ از اصول‌ اساسي‌ حاكم‌ بر گروه‌ است‌. انسانها همه‌ به‌ دنبال‌ تكامل‌ و رشد شخصيت‌ هستند و هنگامي‌ كه‌ افراد در گروه‌، كسب‌ شخصيت‌ كرده‌ و مورد احترام‌ واقع‌ مي‌شوند، زمينه‌ براي‌ ارتقاي‌ بهداشت‌ رواني‌ در بين‌ اعضا، مهيا مي‌شود. به‌ همين‌ خاطر همبستگي‌ ميان‌ اعضا بيشتر شده‌ كه‌ اين‌ خود سبب‌ پايداري‌ گروه‌ مي‌شود.
۷ -آموزش‌ مستمر بايد در گروه‌ تداوم‌ يابد و هر كسي‌ بايد بكوشد دانسته‌ها و علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در خصوص‌ موضوعات‌ مرتبط‌ با گروه‌ افزايش‌ دهد و نتايج‌ آن‌ را به‌ ديگران‌ منتقل‌ كند و هر كسي‌ بايد تنها در فكر رشد ديگري‌ در گروه‌ باشد در غير اين‌ صورت‌ گروه‌ در آينده‌ از هم‌ خواهد پاشيد. بايد اين‌ نكته‌ به‌ خاطر سپرده‌ شود كه‌ اگر در جامعه‌ يي‌ هر كسي‌ سعي‌ كند جلوي‌ رشد ديگري‌ را مسدودكند تا از اين‌ طريق‌ رشد يابد، فرصت‌هاي‌ لازم‌ براي‌ خلاقيت‌ و رشد چنين‌ جامعه‌يي‌ بر باد خواهد رفت‌.

۸ -يكي‌ از نكاتي‌ كه‌ اعضاي‌ گروه‌ بايد به‌ آن‌ توجه‌ كنند، انجام‌ مطالعات‌ در زمينه‌ خلاقيت‌، نوآوري‌ و كارآفريني‌ است‌ و همچنين‌ لازم‌ است‌ اعضا با تكنيك‌هاي‌ مورد نياز براي‌ گروه‌ نظير يورش‌ فكري‌، تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر و ديگر تكنيك‌هاي‌ خلاقيت‌ آشنا شوند و در زمينه‌ تكنيك‌هاي‌ حل‌ مشكل‌، بيشتر بدانند و در اين‌ رابطه‌ مطالعه‌ و تمرين‌ كنند.
۹- صبر و انتقادپذيري‌ از ويژگيهاي‌ مهم‌ فرهنگ‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ است‌، اعضاي‌ گروه‌ بايد هميشه‌ آماده‌ پذيرش‌ سخت‌ترين‌ انتقادات‌ بوده‌ و در برابر ناملايمات‌ صبر فراوان‌ داشته‌ باشند. انسانها از نظر خصوصيات‌ شخصيتي‌ متفاوتند. زماني‌ كه‌ انسانها در شروع‌ فعاليت‌ها كنار هم‌ قرار مي‌گيرند، بعضي‌ از خصوصيات‌ رفتاري‌ غيرقابل‌ تحمل‌ به‌ نظر مي‌رسند، درست‌ مانند چرخ‌دنده‌هايي‌ كه‌ با يكديگر جفت‌ نمي‌شوند و همين‌ موضوع‌ باعث‌ برخورد چرخ‌دنده‌ها و اصطكاك‌ ميان‌ آنها مي‌شود. اما ميان‌ انسان‌ با چرخ‌دنده‌ها فرق‌ بسيار اساسي‌ وجود دارد. آدمي‌ قادر است‌ با گذر زمان‌ كم‌كم‌ خود را با شرايط‌ تطبيق‌ دهد، لذا در اينجا صبر بسيار، ضروري‌ است‌.تحمل‌ سختي‌هاي‌ شروع‌ كار و تحمل‌ بعضي‌ خصوصيات‌ رفتاري‌ انسانها سبب‌ مي‌شود آرام‌آرام‌ انسانهاي‌ صبور به‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ دست‌ يابند. صبر باعث‌ مي‌شود آدمي‌ از انجام‌ رفتارهاي‌ شتابزده‌ وغيرمنطقي‌ خودداري‌ كرده‌ و شاهد نتايج‌ شيرين‌ اعمال‌ خود در آينده‌ باشد.
۱۰-گهگاه‌ لازم‌ است‌ گروه‌ از متخصصين‌ مرتبط‌ با موضوعات‌ مورد بحث‌ دعوت‌ كرده‌ و از نظرات‌ آنان‌ بهره‌مند شود. شركت‌ در سمينارها، نمايشگاه‌ها و…مي‌تواند فرصتي‌ براي‌ ديدار با متخصصان‌ و افراد صاحب‌نظر باشد.
۱۱-اعضاي‌ گروه‌ بايد سعي‌ كنند در عرصه‌ پژوهش‌ نيز وارد شوند تا بتوانند به‌ نتايج‌ ارزشمند دست‌ يافته‌ و در كنار آن‌ به‌ انتقال‌ افكار نو پرداخته‌ و راه‌حل‌هاي‌ كاربردي‌ و ارزشمند به‌ جامعه‌ ارايه‌ كنند.
۱۲-سيمونتون‌ از محققان‌ خلاقيت‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ فرد پس‌ از ده‌ سال‌ درگير شدن‌ در يك‌ مساله‌ و كسب‌ تجربه‌ و تخصص‌ در آن‌ زمينه‌، به‌ خلاقيت‌ واقعي‌ دست‌ مي‌يابد و لذا تداوم‌ فعاليت‌هاي‌ گروه‌ در مدت‌ زمان‌ طولاني‌ نتايج‌ شگفت‌انگيز و ارزشمندي‌ در پي‌ خواهد داشت‌.
۱۳-گروه‌ مي‌تواند در بعضي‌ مواقع‌ جلسات‌ خود را در مكانهاي‌ تفريحي‌ و فرح‌بخشي‌ نظير مكانهاي‌ سرسبز برگزار كند كه‌ اين‌ خود مي‌تواند انگيزه‌ بيشتري‌ براي‌ تداوم‌ بحث‌ها باشد.
۱۴ -گروه‌ بايد علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در رابطه‌ با رايانه‌ و اينترنت‌ و زبان‌ انگليسي‌ ارتقا دهد و از اطلاعات‌ روز برخوردار شود به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اعضا بتوانند از منابع‌ خارجي‌ بهره‌ برده‌ و از طريق‌ و بلاگ‌ها و يا وب‌هاي‌ ايجاد شده‌ توسط‌ گروه‌ به‌ انتشار نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود بپردازند. اين‌ اقدام‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ زمينه‌ براي‌ جذب‌ علاقه‌مندان‌ و تبادل‌ نظر در سطحي‌ بسيار وسيع‌تر و در مقياس‌ فراملي‌ پديد آيد كه‌ اين‌ خود زمينه‌ساز انتقال‌ علم‌ و دانش‌ به‌ داخل‌ مرزهاي‌ كشور است‌ و اعتبار ملي‌ را ارتقا مي‌دهد.
۱۵-گروه‌ بايد نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود را براي‌ علاقه‌مندان‌ در همايش‌ها ارايه‌ كند. اين‌ اقدام‌ باعث‌ خواهد شد كه‌ گروه‌ بازخوردهاي‌ ارزشمند از ديگران‌ دريافت‌ كرده‌ و از طرفي‌ بتواند با انگيزش‌ بيشتر به‌ نقد و بررسي‌ و اصلاح‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ بپردازند.
۱۶-لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ در زمينه‌ «روانشناسي‌ گروه‌» مطالعه‌ كنند. كسب‌ اطلاعات‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌تواند زمينه‌ساز شناخت‌ اعضاي‌ گروه‌ از يكديگر شده‌ و زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر شود.
بدون‌ شك‌ تشكيل‌ گروه‌ و ادامه‌ فعاليت‌هاي‌ آن‌ همچون‌ تولد موجودي‌ است‌ كه‌ اگر تداوم‌ يابد، آرام‌آرام‌ رشد و تكامل‌ يافته‌ و به‌ مرحله‌يي‌ خواهد رسيد كه‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ از خود به‌ جامعه‌ ارايه‌ مي‌كند و چه‌ بسا زمينه‌يي‌  براي‌ وقوع‌ خلاقيت‌ و كارآفريني‌ در جامعه‌ و شروعي‌ براي‌ سازندگي‌ در جامعه‌ باشدو ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اگر اين‌ گروه‌ در فكر خدمت‌ به‌ جامعه‌ نباشد بدون‌ شك‌ در نيمه‌ راه‌ از حركت‌ باز خواهد ايستاد.

 

****

منبع : مقاله ”  كار گروهي‌، شروع‌ كار آفريني “- نويسنده : حميد ميرزاآقايي -قسمت اول- شنبه   روزنامه  اعتماد  17 آبان  –  1382 -شماره ۴۰۷       

   قسمت دوم -يك شنبه   روزنامه  اعتماد  18 آبان  –  1382  -شماره ۴۰۸ –

 

 

کارگروهی: ضرورت ها و مزیت ها

ضرورت کار جمعی را می توان از جوانب گوناگون مورد مطالعه و بررسی قرار داد؛ زیرا انجام برخی کارها به صورت فردی امکان پذیر نیست، و لازم است تا به صورت گروهی صورت بگیرد، مثل بلند کردن یک وزنه سنگین که به نیروی افراد زیادی نیاز دارد. گاهی نیز هر چند امکان انجام کار به صورت فردی وجود دارد، اما مستلزم تحمل هزینه فراوان و فشار زیاد است، که از لحاظ کیفیت اجرا نیز قابل مقایسه با صورت جمعیِ آن نیست. گروهی انجام ندادنِ کار، به معنی عدم استفاده از امکاناتی است که در اختیار داریم، کسانی که قابلیت قرارگرفتن در کنار ما و در یک گروه را دارند، با توانایی های مختلف خود، هر یک سرمایه بالقوه ای هستند که بی توجهی به آن ها عقلایی نیست.

هم چنین ما در عصر جهش های تکنولوژیک، در یک شرایط رقابتی سنگین در همه عرصه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی قرار داریم. در شرایطی که رقبا با استفاده از بهره فعالیت های جمعی، پروژه های بزرگی را اجرا می کنند و بدین وسیله سلطه خود را بر جهان می افزایند، بی تفاوتی نسبت به فواید کار جمعی می تواند موقعیت ما را در جهان تضعیف کند.

علاوه بر این که بدون فعالیت های گروهی آگاهانه و هماهنگ، ممکن است ما کار یکدیگر را خنثی، تخریب و یا تکرار کنیم.

در متون دینی هم می توان شواهد و مؤیداتی برای ضرورت کار گروهی پیدا کرد، که البته با توجه به مطالب پیش، این بیانات، ارشاد به حکم عقل خواهد بود. بنابراین، شواهد دینی ناظر به دو نکته است: یکی تأیید تحلیل عقلی مبنی بر ضرورت کار جمعی، و دوم کشف نحوه کار گروهی از منظر دین.

بر اساس شواهد قرآنی و روایی، آنچه برای شارع مقدس از اهمیت ویژه ای برخوردار است، اصل انجام تکلیف از طرف انسان است، و غالبا در امر به تکالیف، نحوه انجام آن نیامده است. بنابراین، در وهله نخست چنین به نظر می آید که ما به عنوان یک مسلمان موظف به انجام آن دستورات هستیم، که شیوه اجرای آن نیز در بسیاری از موارد به سلیقه و انتخاب خود ما واگذار شده است و البته این که یک وظیفه را به شکل جمعی انجام دهیم یا فردی، نوعا مورد تأکید نیست.

اما در برخی آیات و روایات، مضامینی وجود دارد، که حاکی از اهمیتِ کارگروهی است، به عنوان مثال در آیه: «تعاونوا علی البرّ و التقوی»، به تعاون و همکاری در کلیه کارهای خیر امر شده است.

البته سیره انبیاء و بزرگان دین در انجام مأموریت الهی خویش نیز قابل بررسی است حال سؤال این است که آیا مواردی داشته ایم که ایشان به صورت گروهی به این امر پرداخته باشند؟

بی تردید خدای متعال رسالت ابلاغ پیام را بر دوش شخص انبیا قرارداده و اگر برخی از پیامبران الهی این رسالت را به صورت گروهی و یا با کمک گرفتن از افراد دیگر پیش می بردند، به دلیل مزیت هایی بوده که در آن وجود داشته است.

برخی شواهد قرآنی، در تأیید کار گروهی عبارتند از:

«اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذبوهما فعززنا بثالث فقالوا انا الیکم مرسلون»(۱) خدای متعال برای هدایت مردم انطاکیه ابتدا دو رسول می فرستد و بعد از تکذیب آنان توسط مردم، پیامبر سومی را ارسال می دارد.

از ظاهر این آیه به دست می آید، که حضور جمعی آن ها از سوی خداوند در بین مردم امری لازم دانسته شده، هر چند در عمل، نتیجه ای نبخشیده است. البته به دلیل این که قرآن کریم در این زمینه جزئیات بیشتری را مطرح نمی کند، نمی توان از نحوه هماهنگی و کار این رسولان با هم آگاه شد و یا تحلیلی ارائه کرد. البته ممکن است عدم ذکر جزئیات به این دلیل باشد که اصل انذار و تبشیر این رسولان در نظر خداوند مهم بوده و نحوه اجرای این مأموریت (فردی یا گروهی بودن آن) قابل ذکر نیست. به هر حال، می توان گفت که کار گروهی نه چندان پیچیده ای توسط ایشان صورت گرفته است.

«فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون»(۲) از برخی الفاظ این آیه می توان تاکید به کار جمعی را استخراج کرد. مانند لفظ طائفه که حداقل بر سه نفر اطلاق می شود و به همین دلیل است که فعل «تفقه»، «انذار» و «رجوع»، به صورت جمع آمده است.

آیات دیگری نیز بر این نکته دلالت دارند که از آن جمله می توان به آیات ذیل اشاره کرد: «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یبَینُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ * وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَی الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ»(۳)

وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقابِ»(۴)

لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لکِنْ لِیبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیرات»(۵)

«قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی وَ فُرادی ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذیرٌ لَکُمْ بَینَ یدَی عَذابٍ شَدیدٍ»(۴)

بهره ها و برکات کار گروهی

۱٫ همفکری و تقویت اندیشه ها: از گرد هم آمدن افراد، ایده های قوی و آرای محکم تولید می شود. طلاب علوم دینی تجربه مباحثه را دارند و با بهره های تضارب آرا و تولید جرقه های فکری در خلال مباحثه کاملا آشنا هستند. امام علی(ع) فرموده اند: «اضربوا بعض الرأی ببعض یتولد منه الصواب»(۵)

وقتی افرادی برای انجام یک کار گرد هم می آیند و نسبت به چگونگی آن فکر و اظهار نظر می کنند، طرح اولیه انجام کار بسیار غنی و جامع از آب در می آید، در صورتی که اگر تنها یک نفر در آن موضوع اندیشه کند، حاصل نهایی آن چندان ممتاز و ویژه نخواهد بود.

۲٫ همدلی و تقویت انگیزه ها: انگیزه انسان در جمع، تشدید می شود. وقتی ما با دیگران پیوند می یابیم، امیدمان به اتمام کار بیشتر می شود و استقامت ما برای پافشاری در پی گیری مقصد افزایش می یابد. مشاهده حرکت و عمل دیگران ما را به تحرک و عمل وا می دارد و فرسایش انگیزه را به مرور ترمیم می کند.

۳٫ هم افزایی در کمیت و کیفیت محصول: کار گروهی سبب می شود که کمیت و کیفیت کار انجام شده، بالاتر و بهتر از کار فردی باشد. به تعبیر دیگر، نتیجه کار گروهی از جمع توان افراد همواره بیشتر است.

۴٫ بالارفتن همت ها: انسان به صورت فردی به اهداف بزرگ و فوق العاده نمی اندیشد، اما وقتی که خود را میان یک جمع احساس کند تصور پدید آوردن آثار بزرگ برای او امکان پذیر خواهد بود. به عنوان مثال هیچ یک از ما به تنهایی تصور ساختن یک آپارتمان را نمی کند و برای آن نقشه نمی کشد، اما اگر یک گروه همدل، گرد هم آیند، ممکن است برای ساختن یک آپارتمان بزرگ اهتمام و اقدام نمایند.

۵٫ تربیت نیرو: کار گروهی موجب رشد قدرت فکری و عملی اعضا می شود. در گروه، افراد از یکدیگر کار می آموزند و به سرعت و سهولت بیشتری نیروی انسانی پدید می آید. و این قدرت ناشی از آن است که اندیشه های انسان را در جمع، در معرض آزمایش و نقد می گذارد و نقاط ضعف و قوت آن آشکار می گردد. تجارب انسانی نیز به صورتی انباشته فراهم می آید. کسانی که به صورت فردی کار می کنند، هرچند ممکن است منشأ پیدایش آثار بزرگی شوند، اما با رفتن آنان کسی که راهشان را ادامه دهد و جایگزین آنان شود، یافت نمی شود. اما در یک گروه همه باهم رشد می کنند و از یکدیگر بهره می برند و فعالیت گروهی قائم به شخص نخواهد بود.

۶٫ احساس تعلق نسبت به دیگران: در کار جمعی همه اعضا نسبت به کار احساس مسؤولیت دارند و خود را منسوب و متعلق به آن می بینند. همه با یک رسالت و یک هدف حرکت می کنند و از این که می بینند جز با همکاری دیگران کار پیش نمی رود نسبت به دیگران نیز احساس وابستگی می کنند. همه در یک جبهه هستند و مانند یک پیکر واحد عمل می کنند. بدین ترتیب، پیروزی و موفقیت هر یک، پیروزی همه و موجب سرفرازی و خوشحالی همه است و شکست و ناکامی هر یک، ناکامی همه. امتیازی که هر شخص از فعالیت موفقیت آمیز خود به دست می آورد تنها مال خود او نیست و به پای تیم او نوشته می شود. در یک تیم، وقتی یک نفر گل بزند همه خوشحال می شوند. همه در مقابل موفقیت دیگران احساس مسؤولیت دارند و نه تنها احساس رقابت و حسادت از بین می رود، که تلاش برای موفقیت دیگران و رشد توانمندی ها و فراورده های آنان لازم شمرده می شود.

آسیب شناسی کار گروهی

باید توجه داشت که یک گروه کاری، تنها جمع عده ای داوطلب برای مشارکت در یک فعالیت نیست، بلکه از سازماندهی ویژه ای نیز برخوردار است، که بدون آن، ارزش افزوده حاصل نمی شود. یک گروه کاری علاوه بر اعضای گروه، نیاز به راهبر و نظام ارتباطی؛ یعنی شیوه و گردش کار ویژه ای دارد که اعضا را به هم و به راهبر گروه مرتبط سازد. نظیر این که اگر قرار باشد چند کامپیوتر در یک شبکه با هم همکاری کنند به یک سرور مرکزی نیاز خواهد بود، که از سیستم عامل ویژه ای برخوردار است.

بنابراین، نارسایی در کار گروهی را می توان در یکی از این سه عامل جستجو کرد: اعضای صاحب صلاحیت، راهبری کارا، شیوه های مناسب.

برخی از دیگر آسیب های محتمل فعالیت های جمعی به قرار ذیل است.

۱٫ کار گروهی رشد فردی را تحت الشعاع قرار می دهد. کسانی که قدرت رشد فردی بالاتری دارند، به دلیل این که باید با گروه همراه و هماهنگ شوند، مجبوراند از سرعت خود بکاهند و به پای افراد کند و ضعیف گروه حرکت کنند.

۲٫ نقایص افراد در جمع پنهان می شود، به گونه ای که برای افرادی که ضعیف تر از بقیه هستند، این توهم پیش می آید که به دلیل همگروه بودن با افراد قوی می توانند مشکلات خود را نادیده و احیانا از آن ها غافل شوند و در صدد حل و رفع آن برنیایند. افراد ضعیف در کنار افراد قوی ناخودآگاه گمان می کنند که همواره کارها به خوبی پیش می رود و نیازی به بازسازی شخصیت و مهارت افزایی وجود ندارد.

۳٫ حرکت در کار گروهی کندتر از کار فردی است و سبب تأخیر در اقدام می شود. به این معنی که اگر افراد انگیزه های لازم را داشته باشند، به دلیل این که در گروه نیاز به هماهنگی و همراهی همه یا اکثر افراد دارند، باید زمانی را برای هماهنگ شدن و همراه شدن با دیگر اعضای گروه صرف کنند و حال آن که در حالت فردی چنین هماهنگی نیاز نیست و به لحاظ زمان بازدهی بیشتری خواهند داشت.

۴٫ ناامیدی و بی اعتمادی از نخستین نشانه های برخورد با موانع و مشکلات در یک حرکت جمعی است. در بسیاری از مواقع، وقتی یک حرکت جمعی با مشکلی مواجه می شود، که سرعت حرکتش را کند می کند، یا حتی خطر آن می رود که به صورت کامل متوقفش کند، یکی از ساده ترین «واکنش»ها این است که ماهیت «جمعی بودن» آن را زیر سؤال ببریم. سستی و جداشدن بعضی از اعضای گروه درخلال، باعث می شود که کار گروه ابتر بماند . به عبارت دیگر اگر کار جمعی تا انتها به سرانجام نرسد، ممکن است هیچ بهره ای از کار حاصل نشود، حال آن که در کار فردی، شخص در هیچ لحظه ای معطل کسی نمی ماند و بنابراین، احتمال این که کارش از ناحیه دیگران بی ثمر شود، بسیار پایین می آید.

۵٫ در کار گروهی لازم است بخشی از انرژی، در سازماندهی، نظارت و کنترل در کار صرف شود، در حالی که در کار فردی این انرژی نیاز نیست. اگر این هماهنگی نباشد ممکن است نتیجه کار افراد توسط دیگران خنثی یا معکوس شود.

۶٫ در شبکه روابط گروهی باید مهارت حفظ روابط، و حل تناقضات، مشکلات و مسائل وجود داشته باشد. اگر این مهارت ها وجود نداشته باشد، گروه ها دچار مشکل می شوند، نداشتن مهارت های کار جمعی، یکی از مشکلات و آسیب های آن به شمار می رود.

ماهیت کار گروهی

کار گروهی عبارت است از: مجموعه تلاش های آگاهانه، منسجم و هماهنگ افرادی که برای دست یابی به هدف یا اهدافی مشترک صورت می گیرد و هم افزایی در محصول (نتیجه) را در پی دارد.

در این تعریف سه نکته اساسی وجود دارد، که باید تحلیل شود.

ارادی و آگاهانه بودن

قید آگاهانه در این تعریف آن دسته از تلاش هایی را که به صورت قهری و ناخودآگاه در قالب جمعی صورت می گیرد، خارج می کند. به عبارت دیگر، اگر برخی فعالیت های فردی، در شرایطی کاملا اتفاقی با فعالیت های فردی دیگران هماهنگ شود و نوعی هم افزایی را به وجود آورد، در نظر ما کار گروهی محسوب نمی شود. به دیگر بیان چون اراده ما تاثیری در شکل گیری چنین فعالیتی به صورت گروهی نداشته است، در این جا مورد بررسی قرار نمی گیرد. به عنوان مثال، نیاز جامعه به انواع لباس (کت و شلوار، لباس ورزش، لباس احرام، لباس عروس، لباس کار، لباس نوزاد، لباس زیر، لباس عزا، لباس زمستانی و…) نیاز گسترده ای است که جز با اهتمام جمعی تأمین نمی شود، اما از آن جا که تولید کنندگان لباس، بدون نقشه و هماهنگی قبلی هریک تنها به سلیقه و تشخیص خود بخشی از این نیاز گسترده را بر عهده گرفته و به رفع آن می کوشند، لذا این تلاش جمعی از تعریف ما خارج است. همچنین اگر تبلیغ روحانیت در شهرها، روستاها و مراکز تبلیغی، دارای ستاد هماهنگی کننده نباشد و تنها برخاسته از تشخیص و احساس ضرورت افراد روحانی باشد، هرچند دامنه گسترده ای را پوشش می دهد، اما کار جمعی نیست. فعالیت مورچگان یا زنبور عسل که به صورت غریزی و ناهشیار به تقسیم کار و توزیع نقش می پردازند نیز، از محل بحث ما خارج است.

انسجام و هماهنگی

هماهنگی میان اعضای گروه در دو سطح قابل تصور است: یکی این که فعالیت هر عضو گروه، ضدیتی با کار سایر اعضای گروه نداشته باشد و مخل به فعالیت های دیگران نباشد. سطح دوم و بالاتر این که فعالیت هر فرد علاوه بر این، کمک به کار آن ها نیز محسوب شود. سطح مطلوب در یک کار گروهی بهینه، سطح دوم است و لذا در این قسمت لازم است تا روشن کنیم که چگونه می توان به این سطح از هماهنگی میان اعضا دست یافت. دو دسته عامل در بین اعضای گروه وجود دارد که می توان از طریق آن ها سطح هماهنگی گروه را بالا برد: یکی عوامل مشترک که به چگونگی قرار گرفتن اعضا در گروه بازمی گردد و دیگری عوامل درونی و فردی است. این دو، هم بر انسجام گروهی و هم بر یکدیگر نقش تاثیرگذاری دارند. عوامل دسته اول هنگام طراحی گروه باید به شکل بهینه مد نظر باشد و عوامل درونی باید توسط اعضای گروه به طور شخصی مورد توجه و عمل قرار گیرند تا سطح بالایی از انسجام گروهی حاصل گردد که ما در این جا به برخی از این عوامل شخصی اشاره می کنیم:

۱٫ اعتقاد به کار گروهی.

۲٫ داشتن مهارت های کار گروهی.

۳٫ روحیه اطاعت از رهبر منتخب.

۴٫ نظم و انضباط ویژه در امور شخصی.

۵٫ روحیه کار تشکیلاتی، از جمله این که:

محدوده ها، حدود، وظایف و اختیارات تعریف شده در گروه را به رسمیت بشناسند.

همراهی با جمع را حتی در امور مخالف نظر شخصی شان را داشته باشند. (مخالفت باید قبل از تصمیم گیری و در مرحله تضارب آرا باشد، ولی بعد از تصمیم گیری گروهی، نظرات شخصی کنار گذاشته شود و همدلانه برای تحقق اهداف گروه تلاش شود).

تعهد و وظیفه شناسی داشته باشند، (خیال همه راحت باشد که فرد وظایف محوله را به نحو احسن انجام خواهد داد).

به اندازه توان مسوءولیت قبول کنند.

در تصمیم گیری ها، اصل مشورت را رعایت کنند.

توان تصمیم گیری در محدوده اختیارات و مسئولیت مربوطه شان را داشته باشند (فرد برای همه جزئیات منتظر تصمیم گروه نباشد).

۶٫ گذشتن از علایق شخصی به نفع اهداف گروه .

۷٫ تحمل کندی رشد شخصی به خاطر همرهی با گروه.

۸٫ تحمل کندی طبیعی انجام کار گروهی.

۹٫ مدارا با افراد سطح پایین تر و تشویق آنان به رشد و پیشرفت به جای سرزنش زبانی و عملی آنان.

۱۰٫ پذیرش عضویت در گروه تنها در صورت هماهنگی میان اهداف شخصی با اهداف گروهی است، در غیر این صورت، نه گروه را معطل خودشان کنند و نه خودشان را معطل گروه.

۱۱٫ تنظیم برنامه سایر فعالیت ها با لحاظ برنامه های جمعی و ایجاد هماهنگی میان آن ها.

۱۲٫ جدیت در انجام وظیفه محوله به صورتی که نوع کار، رفتار دیگران و سایر عوامل در اراده و جدیت فرد تاثیری نگذارد.

۱۳٫ اخلاص در انجام وظیفه؛ یعنی هر عضو فقط به دنبال بهبود رابطه با خدا باشد نه چیزهایی؛ از قبیل امتیازجویی و رقابت با دیگران.

نکته: کار گروهی تنها در صورتی پیش می رود، که اعضای گروه بتوانند به کار دیگران اعتماد کنند. بنابراین، اگر اعضای گروه به کار دیگری اعتماد نداشته باشد، لاجرم باید آن کار را یا خودش انجام دهد و یا مجددا آن را چک و بازنگری کند، که این مسئله کار را از گروهی بودن خارج می سازد. برای این منظور لازم است هر کس به ضوابط بالا به صورت حداکثری مقید باشد تا این حسن اعتماد حاصل و تقویت شود، که عبارتنداز:

برخی از عوامل مشترک نیز عبارتند از: نظام هدف گذاری گروه، شیوه رهبری گروه، نظام ارزش گذاری عملکرد اعضا، نظام روابط (روابط سازمانی و روابط عاطفی) میان اعضا. در ادامه نکاتی پیرامون این عوامل بیان می شود.

نظام هدف گذاری گروه

افراد با توجه به میزان اطلاعات، سطح تحلیل، و نیز سایر نیروهایی که در جهت دهی انگیزه هایشان موثر است، اهداف و دغدغه های مختلفی دارند. انجام کار گروهی در چنین شرایطی دو تصویر دارد: یکی این که افراد با ملحق شدن به جمع، اهداف و انگیزه های فردی خود را کنار گذاشته و اهداف گروه را بپذیرند و این مسئله زمانی اتفاق می افتد، که شخص هدف جمع و گروه را در مجموع برتر از اهداف و انگیزه های شخصی ببیند. به عبارت دیگر، شخص پس از بررسی گروه و اهدافش، احساس می کند که هدف هایی که او قبلا برای خود تصویر می کرده، واجد اشکالاتی بوده و هدف جمعی اشکالات مربوطه را ندارد.

صورت دوم، این است که شخص برای تحقق اهداف و انگیزه های شخصی خودش، جمعی متناسب را بیابد و سعی کند که با حضور در آن جمع، اهداف خود را پی گیری نماید، که در این حالت، افراد برای اهداف فردی، کار گروهی می کنند. پس هدف گذاری برای گروه دقیقا باید برآیند اهداف شخصی اعضا باشد، و اهدافی که از بیرون یا توسط برخی افراد گروه تعیین می شود، گروه را دچار آسیب پذیری می کند.

هر کس میان نظام اهداف و علایق شخصی با نظام اهداف گروه هماهنگی ایجاد می کند و در صورتی که اعضای گروه به طور انفرادی این هماهنگی را بیابند و تقویت کنند، کمک بسیار زیادی به هماهنگی و موفقیت گروه می کنند و اگر این پیوند در اثر بی توجهی تضعیف شود، آنگاه به مرور فرد احساس تعلق خود به گروه را از دست می دهد. لذا هدف تعیین شده برای گروه باید مرتباً توسط اعضای گروه مورد بررسی قرار گیرد، که نتیجه آن یا تقویت انگیزه آن ها و هماهنگ کردن هدف فردی با آن خواهد بود و یا نقایص احتمالی در اهداف با هماهنگی سایر اعضای گروه برطرف خواهد شد، که با این کار، تداوم فعالیت گروه تضمین می گردد.

شیوه رهبری گروه

رهبر گروه از نقش ویژه و بسیار مهمی در کار گروهی برخوردار است و تربیت یک راهبر، نیازمند آموزش های ویژه است، که اولین ویژگی مهم راهبر، مورد پذیرش جمع بودن اوست. راهبر باید از یک اتوریته معنوی در گروه برخوردار بوده و مورد اعتماد اعضای آن باشد. ر

  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي‌ از معيارهايي‌ كه‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ را از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ مجزا مي‌كند، فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ است‌، در كشورهاي‌ توسعه‌ نيافته‌، افراد علاقه‌يي‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ ندارند و همين‌ امر سبب‌ مي‌ شود علاوه‌ بر صرف‌ انرژي‌ بيشتر، كارها با كيفيت‌ پايين‌ترين‌ انجام‌ پذيرد.
اصولا جهت‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ جامعه‌ كارآفرين‌، رشد فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ نيز ضروري‌ است‌ و بدون‌ چنين‌ ويژگي‌، كارآفريني‌ در جامعه‌ فراگير نخواهد شد.
شركت‌ مايكروسافت‌ جهت‌ تهيه‌ متن‌ برنامه‌ ويندوز ۲۰۰۳ از پنج‌ هزار برنامه‌ نويس‌ كمك‌ گرفت‌ به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اين‌ تعداد افراد در يك‌ كار گروهي‌، موفق‌ به‌ طراحي‌ اين‌ برنامه‌ شدند. مهمتر از طراحي‌ و توليد اين‌ برنامه‌، بايد از هماهنگي‌ و همبستگي‌هاي‌ گروهي‌ لازم‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ نام‌ برد. حال‌ ما با اين‌ سوال‌ روبرو خواهيم‌ بود كه‌ چگونه‌ بايد يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌ را سازماندهي‌ كنيم‌ و چه‌ شرايط‌ فرهنگي‌ بايد بر اين‌ گروه‌ حاكم‌ شود تا بتواند به‌ اهداف‌ مورد نظر خود دست‌ يابد. براي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ هدف‌ بايد از قدم‌هاي‌ كوچك‌ آغاز كرد تا در نهايت‌ با كسب‌ تجربيات‌ لازم‌ بتوان‌ به‌ تشكيل‌ گروه‌هاي‌ بزرگتر اقدام‌ نمود. گروه‌هاي‌ بزرگتري‌ كه‌ بتوانند زمينه‌ساز تحول‌ در جامعه‌ باشند. در اين‌ مقاله‌ تلاش‌ مي‌شود فرصتي‌ براي‌ انديشيدن‌ در اين‌ خصوص‌ پديد آيد. رشد و بسط‌ فرهنگ‌ گروهي‌ كار كردن‌ نيازمند انجام‌ پژوهش‌هاي‌ لازم‌ در اين‌ زمينه‌ است‌ زيرا فرهنگ‌ جامعه‌ ما با ديگر كشورها متفاوت‌ است‌ و لذا بعضي‌ از دستورالعمل‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ در مقالات‌ نويسندگان‌ كشورهاي‌ ديگر براي‌ ما كارساز نخواهد بود. اميد است‌ مطالعه‌ اين‌ مقاله‌ بتواند توجه‌ شما خواننده‌ محترم‌ را براي‌ مدتي‌ هر چند كوتاه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ هدايت‌ كند و زمينه‌يي‌ براي‌ شروع‌ يك‌ كار گروهي‌ باشد. همچنين‌ شما مي‌توانيد جهت‌ آشنايي‌ با موانع‌ بر سر راه‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌، در جامعه‌ خويش‌ به‌ جست‌وجو پرداخته‌ و به‌ يافتن‌ پاسخ‌ اين‌ سوال‌ بپردازيد كه‌ چه‌ عواملي‌ سبب‌ مي‌ شود كه‌ فعاليت‌ هاي‌ گروهي‌ در نيمه‌ راه‌ تداوم‌ نيابد؟
براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ توجه‌ به‌ عوامل‌ زير مي‌تواند مفيد واقع‌ شود.
 1 -ابتدا يك‌ موضوع‌ مورد علاقه‌ بيابيد كه‌ ممكن‌ است‌ مرتبط‌ با كار و يا امور زندگي‌ شما باشد و از اينكه‌ در اين‌ زمينه‌ فعاليت‌ مي‌كنيد لذت‌ ببريد و حتي‌ بتوانيد چندين‌ سال‌ در اين‌ زمينه‌ مطالعه‌ و بررسي‌ كرده‌ و نتايج‌ آن‌ بتواند در شغل‌ و يا زندگي‌ شما اثرگذار باشد. فرض‌ كنيد تصميم‌ گرفته‌ايد در زمينه‌ «حفظ‌ محيط‌ زيست‌» به‌ بررسي‌ بپردازيد، لذا اين‌ موضوع‌ مي‌تواند شروعي‌ براي‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ در زمينه‌ حفظ‌ محيط‌ زيست‌ باشد. به‌ خاطر داشته‌ باشيد، موضوعي‌ را انتخاب‌ كنيد كه‌ سبب‌ ايجاد يك‌ انگيزه‌ قوي‌ در شما شود. به‌ گونه‌يي‌ كه‌ مشكلات‌ نتواند به‌ راحتي‌ شما را از ادامه‌ اين‌ راه‌ بازدارد.
۲ -اكنون‌ شما بايد به‌ جست‌وجوي‌ افراد علاقه‌مندي‌ بپردازيد كه‌ دوست‌ دارند در رابطه‌ با موضوع‌ مورد نظر با شما همكاري‌ كنند حتي‌ اگر انتخاب‌ اين‌ افراد مدت‌ زمان‌ زيادي‌ طول‌ بكشد و به‌ خاطر داشته‌ باشيد اولين‌ پايه‌ تشكيل‌ يك‌ گروه‌ كاري‌ موفق‌، وجود افراد با انگيزه‌ها و علاقه‌مند به‌ موضوع‌ مورد بحث‌ است‌.
۳ -هنگامي‌ كه‌ گروه‌ كاري‌ خود را تشكيل‌ داديد براي‌ آن‌ هدف‌ و وظايفي‌ را تعريف‌ كنيد. براي‌ مثال‌ ممكن‌ است‌ يك‌ گروه‌ تشكيل‌ دهيد كه‌ هدف‌ از آن‌ «دستيابي‌ به‌ دانش‌ IT» است‌. ابتدا هدفهاي‌ مورد نظر را تعريف‌ كنيد و آن‌ موقع‌ وظايف‌ هر كسي‌ را در گروه‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ هدف‌ تعيين‌ كنيد ،به‌ گونه‌يي‌ كه‌ هر كس‌ بتواند در يك‌ مدت‌ زمان‌ مشخص‌ وظايف‌ خويش‌ را به‌ انجام‌ رساند و ارايه‌ گزارش‌ كند.
۴ -تلاش‌ كنيد يكي‌ از اعضاي‌ گروه‌ شما اهل‌ نوشتن‌ و نويسندگي‌ باشد تا بتواند نتايجي‌ را كه‌ در گروه‌ به‌ دست‌ مي‌آيد به‌ خوبي‌ ثبت‌ كند. اين‌ مستندات‌ سبب‌ مي‌شود انديشه‌ گروه‌ آرام‌ آرام‌ به‌ ديگران‌ منتقل‌ شده‌ و مورد نقد و بررسي‌ قرار گيرد و گهگاه‌ لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ را به‌ صورت‌ يك‌ مقاله‌ در اختيار ديگران‌ قرار داده‌ و زمينه‌ براي‌ تبادل‌ انديشه‌ و افكار ميان‌ علاقه‌مندان‌ به‌ موضوع‌ فراهم‌ شود.
۵ -مسووليت‌ گروه‌، كاري‌ مشكل‌ است‌ لذا فردي‌ كه‌ مسووليت‌ گروه‌ را مي‌پذيرد بايد در برقراري‌ ارتباط‌ با ديگران‌،فردي‌ موفق‌ باشد. او بايد دانسته‌هاي‌ خويش‌ را در خصوص‌ برقراري‌ ارتباط‌ موثر با ديگران‌ افزايش‌ دهد، به‌ گونه‌يي‌ كه‌ بتواند در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند. انسانها زماني‌ علاقه‌مندند با ديگران‌ ارتباط‌ صادقانه‌ و خوبي‌ برقرار كنند كه‌ اين‌ ارتباط‌ از قلب‌ها آغاز شود و اصولا هيچ‌ كس‌ قادر نيست‌ در قلب‌ ديگران‌ نفوذ كند، مگر آنكه‌ از خصايل‌ اخلاقي‌ ارزشمندي‌ برخوردار باشد. مسوول‌ گروه‌ بايد سختكوش‌تر، ثابت‌ قدم‌ تر و چه‌ بسا مطلع‌تر از ديگران‌ باشد و او بايد گوي‌ سبقت‌ را از بابت‌ مطالعه‌ و جست‌وجوگري‌ از ديگر اعضاي‌ گروه‌ بربايد تا از اين‌ طريق‌ زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر در گروه‌ پديد آيد.
۶ -حفظ‌ احترام‌ ميان‌ اعضاي‌ گروه‌ از اصول‌ اساسي‌ حاكم‌ بر گروه‌ است‌. انسانها همه‌ به‌ دنبال‌ تكامل‌ و رشد شخصيت‌ هستند و هنگامي‌ كه‌ افراد در گروه‌، كسب‌ شخصيت‌ كرده‌ و مورد احترام‌ واقع‌ مي‌شوند، زمينه‌ براي‌ ارتقاي‌ بهداشت‌ رواني‌ در بين‌ اعضا، مهيا مي‌شود. به‌ همين‌ خاطر همبستگي‌ ميان‌ اعضا بيشتر شده‌ كه‌ اين‌ خود سبب‌ پايداري‌ گروه‌ مي‌شود.
۷ -آموزش‌ مستمر بايد در گروه‌ تداوم‌ يابد و هر كسي‌ بايد بكوشد دانسته‌ها و علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در خصوص‌ موضوعات‌ مرتبط‌ با گروه‌ افزايش‌ دهد و نتايج‌ آن‌ را به‌ ديگران‌ منتقل‌ كند و هر كسي‌ بايد تنها در فكر رشد ديگري‌ در گروه‌ باشد در غير اين‌ صورت‌ گروه‌ در آينده‌ از هم‌ خواهد پاشيد. بايد اين‌ نكته‌ به‌ خاطر سپرده‌ شود كه‌ اگر در جامعه‌ يي‌ هر كسي‌ سعي‌ كند جلوي‌ رشد ديگري‌ را مسدودكند تا از اين‌ طريق‌ رشد يابد، فرصت‌هاي‌ لازم‌ براي‌ خلاقيت‌ و رشد چنين‌ جامعه‌يي‌ بر باد خواهد رفت‌.
۸ -يكي‌ از نكاتي‌ كه‌ اعضاي‌ گروه‌ بايد به‌ آن‌ توجه‌ كنند، انجام‌ مطالعات‌ در زمينه‌ خلاقيت‌، نوآوري‌ و كارآفريني‌ است‌ و همچنين‌ لازم‌ است‌ اعضا با تكنيك‌هاي‌ مورد نياز براي‌ گروه‌ نظير يورش‌ فكري‌، تكنيك‌ شش‌ كلاه‌ تفكر و ديگر تكنيك‌هاي‌ خلاقيت‌ آشنا شوند و در زمينه‌ تكنيك‌هاي‌ حل‌ مشكل‌، بيشتر بدانند و در اين‌ رابطه‌ مطالعه‌ و تمرين‌ كنند.
۹- صبر و انتقادپذيري‌ از ويژگيهاي‌ مهم‌ فرهنگ‌ فعاليت‌هاي‌ گروهي‌ است‌، اعضاي‌ گروه‌ بايد هميشه‌ آماده‌ پذيرش‌ سخت‌ترين‌ انتقادات‌ بوده‌ و در برابر ناملايمات‌ صبر فراوان‌ داشته‌ باشند. انسانها از نظر خصوصيات‌ شخصيتي‌ متفاوتند. زماني‌ كه‌ انسانها در شروع‌ فعاليت‌ها كنار هم‌ قرار مي‌گيرند، بعضي‌ از خصوصيات‌ رفتاري‌ غيرقابل‌ تحمل‌ به‌ نظر مي‌رسند، درست‌ مانند چرخ‌دنده‌هايي‌ كه‌ با يكديگر جفت‌ نمي‌شوند و همين‌ موضوع‌ باعث‌ برخورد چرخ‌دنده‌ها و اصطكاك‌ ميان‌ آنها مي‌شود. اما ميان‌ انسان‌ با چرخ‌دنده‌ها فرق‌ بسيار اساسي‌ وجود دارد. آدمي‌ قادر است‌ با گذر زمان‌ كم‌كم‌ خود را با شرايط‌ تطبيق‌ دهد، لذا در اينجا صبر بسيار، ضروري‌ است‌.تحمل‌ سختي‌هاي‌ شروع‌ كار و تحمل‌ بعضي‌ خصوصيات‌ رفتاري‌ انسانها سبب‌ مي‌شود آرام‌آرام‌ انسانهاي‌ صبور به‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ دست‌ يابند. صبر باعث‌ مي‌شود آدمي‌ از انجام‌ رفتارهاي‌ شتابزده‌ وغيرمنطقي‌ خودداري‌ كرده‌ و شاهد نتايج‌ شيرين‌ اعمال‌ خود در آينده‌ باشد.
۱۰-گهگاه‌ لازم‌ است‌ گروه‌ از متخصصين‌ مرتبط‌ با موضوعات‌ مورد بحث‌ دعوت‌ كرده‌ و از نظرات‌ آنان‌ بهره‌مند شود. شركت‌ در سمينارها، نمايشگاه‌ها و…مي‌تواند فرصتي‌ براي‌ ديدار با متخصصان‌ و افراد صاحب‌نظر باشد. 
۱۱-اعضاي‌ گروه‌ بايد سعي‌ كنند در عرصه‌ پژوهش‌ نيز وارد شوند تا بتوانند به‌ نتايج‌ ارزشمند دست‌ يافته‌ و در كنار آن‌ به‌ انتقال‌ افكار نو پرداخته‌ و راه‌حل‌هاي‌ كاربردي‌ و ارزشمند به‌ جامعه‌ ارايه‌ كنند.
۱۲-سيمونتون‌ از محققان‌ خلاقيت‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ فرد پس‌ از ده‌ سال‌ درگير شدن‌ در يك‌ مساله‌ و كسب‌ تجربه‌ و تخصص‌ در آن‌ زمينه‌، به‌ خلاقيت‌ واقعي‌ دست‌ مي‌يابد و لذا تداوم‌ فعاليت‌هاي‌ گروه‌ در مدت‌ زمان‌ طولاني‌ نتايج‌ شگفت‌انگيز و ارزشمندي‌ در پي‌ خواهد داشت‌.
۱۳-گروه‌ مي‌تواند در بعضي‌ مواقع‌ جلسات‌ خود را در مكانهاي‌ تفريحي‌ و فرح‌بخشي‌ نظير مكانهاي‌ سرسبز برگزار كند كه‌ اين‌ خود مي‌تواند انگيزه‌ بيشتري‌ براي‌ تداوم‌ بحث‌ها باشد.
۱۴ -گروه‌ بايد علم‌ و دانش‌ خويش‌ را در رابطه‌ با رايانه‌ و اينترنت‌ و زبان‌ انگليسي‌ ارتقا دهد و از اطلاعات‌ روز برخوردار شود به‌ گونه‌يي‌ كه‌ اعضا بتوانند از منابع‌ خارجي‌ بهره‌ برده‌ و از طريق‌ و بلاگ‌ها و يا وب‌هاي‌ ايجاد شده‌ توسط‌ گروه‌ به‌ انتشار نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود بپردازند. اين‌ اقدام‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ زمينه‌ براي‌ جذب‌ علاقه‌مندان‌ و تبادل‌ نظر در سطحي‌ بسيار وسيع‌تر و در مقياس‌ فراملي‌ پديد آيد كه‌ اين‌ خود زمينه‌ساز انتقال‌ علم‌ و دانش‌ به‌ داخل‌ مرزهاي‌ كشور است‌ و اعتبار ملي‌ را ارتقا مي‌دهد.
۱۵-گروه‌ بايد نتايج‌ فعاليت‌هاي‌ خود را براي‌ علاقه‌مندان‌ در همايش‌ها ارايه‌ كند. اين‌ اقدام‌ باعث‌ خواهد شد كه‌ گروه‌ بازخوردهاي‌ ارزشمند از ديگران‌ دريافت‌ كرده‌ و از طرفي‌ بتواند با انگيزش‌ بيشتر به‌ نقد و بررسي‌ و اصلاح‌ فعاليت‌هاي‌ خويش‌ بپردازند.
۱۶-لازم‌ است‌ اعضاي‌ گروه‌ در زمينه‌ «روانشناسي‌ گروه‌» مطالعه‌ كنند. كسب‌ اطلاعات‌ در اين‌ خصوص‌ مي‌تواند زمينه‌ساز شناخت‌ اعضاي‌ گروه‌ از يكديگر شده‌ و زمينه‌ براي‌ همبستگي‌ بيشتر شود.
بدون‌ شك‌ تشكيل‌ گروه‌ و ادامه‌ فعاليت‌هاي‌ آن‌ همچون‌ تولد موجودي‌ است‌ كه‌ اگر تداوم‌ يابد، آرام‌آرام‌ رشد و تكامل‌ يافته‌ و به‌ مرحله‌يي‌ خواهد رسيد كه‌ نتايج‌ ارزشمندي‌ از خود به‌ جامعه‌ ارايه‌ مي‌كند و چه‌ بسا زمينه‌يي‌  براي‌ وقوع‌ خلاقيت‌ و كارآفريني‌ در جامعه‌ و شروعي‌ براي‌ سازندگي‌ در جامعه‌ باشدو ذكر اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ اگر اين‌ گروه‌ در فكر خدمت‌ به‌ جامعه‌ نباشد بدون‌ شك‌ در نيمه‌ راه‌ از حركت‌ باز خواهد ايستاد.

عتیقه زیرخاکی گنج