• بازدید : 60 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود پایان نامه مقدمه ای بر آسیب های زیست محیطی وتوسعه ای مناطق نفت خیز-دانلود رایگان پایان نامه  مقدمه ای بر آسیب های زیست محیطی وتوسعه ای مناطق نفت خیز-دانلود رایگان سمینار  مقدمه ای بر آسیب های زیست محیطی وتوسعه ای مناطق نفت خیز-پایان نامه  مقدمه ای بر آسیب های زیست محیطی وتوسعه ای مناطق نفت خیز
این فایل در ۱۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خليج فارس درياي حاشيه اي (Marginal sea) و نيمه بسته اي (semi-enclosed) است كه در اثر تأثير متقابل قاره آفريقا و اروپا-آسيا در طول ادوار گذشته زمين شناسي ايجاد شده است و مساحت آن حدود ۲۴۰۰۰ كيلومتر مربع مي باشد. طول سواحل شمالي خليج فارس و درياي عمان در حدود ۲۵۰۰ كيلومتر مي باشد

بررسي سواحل و آبهاي ساحلي خليج فارس و درياي عمان

در منطقه درياي خليج فارس و درياي عمان تنوع اكولوژيك خاصي به چشم مي خورد به شكلي كه باعث به وجود آمدن انواع چشم اندازهاي طبيعي در طول سواحل و مناطق كم عمق ساحلي شده، كه مي توان آنها را به نواحي حساس ساحلي به اشكال زير تقسيم و مورد بحث قرار داد:

۱)جنگل هاي مانگرو

جنگل هاي مانگرو گياهي غلب مرداب هاي گرمسيري را در اراضي بين جزر و مدي تشكيل مي‌دهند. در سواحل جنوبي كشورمان ۲ گونه با نامهاي حرا (Avicennia marina) و چندل (Rhizophora mucronata) وجود دارند كه با مساحتي بالغ بر ۱۶۰۰۰ هكتار در ناحيه ليتورال گسترش يافته اند. سيستم ريشه اي خاص آنها موجب تثبيت ذرات در رسوبات بستر شده و تجمع مواد آلي در بين رسوبات را باعث مي‌گردد.جنگل هاي مانگرو بخوبي مي توانند شوري آب دريا را تحمل كرده و توسط ساختار فيزيولوژيك خاص خويش شوري بيش از حد را دفع نمايند.

آبسنگهاي مرجاني

اكوسيستم هاي مرجاني، مانند جنگلهاي مانكرو به علت فراواني پلانكتونهاي گياهي و جانوري محل طبيعي با ارزشي براي توليد مثل و رشد گونه هاي زيادي از آبزيان است. بر اساس مطالعات انجام شده ۴۰ گونه مرجان از خليج فارس گزارش شده كه همگي در اطراف جزاير استان هرمزگان و نواحي ساحلي استان بوشهر و بند چابهار مي باشند. وجود منطقه هاي مرجاني وسيع در اطراف جزاير باعث رونق صيادي گرديده است.

۳)سواحل شني و ماسه اي

اين نوع از سواحل چنانچه از شيب مناسب برخوردار بوده و امنيت مناسب داشته باشند، براي تخم گذاري لاك پشتان دريايي بسيار با اهميت هستند.

با توجه به شواهد امر اكثر جمعيت ۶ ميليوني ساكن در سواحل خليج فارس و درياي عمان در طول سواحل خليج فارس و درياي عمان در طول سواحل شني ساكن شده‌اند و بيشترين اثرات مخرب را بر اين نوع اكوسيستم در خليج فارس و درياي عمان به وجود آورده اند.

در سواحل شني و ماسه اي معمولاً در تمام فصول مي توان انواع پرندگان دريايي را مشاهده نمود. وجود شن هاي سفيد در برخي سواحل شني چشم اندازه هاي خاصي را بوجود آورده كه از قابليت تفرجي بالايي برخوردار مي باشند(همانند سواحل كيش، چابهار، هنگام و بندر لنگه).

۴)پهنه هاي گلي جزر و مد

اين نوع از سواحل كه در دلتاي برخي از رودخانه هاي جنوبي كشور نيز وجود دارند به واسطه تأثيرپذيري از محصولات رسوب يافته رودخانه ها، مناطق غني از مواد مغذي مي باشند، لذا معمولاً از پوشش گياهي مطلوب و جمعيت بالاي كفزيان برخوردارند.

۵-سواحل شني و صخره اي (بررسي ذخاير و تنوع زيستي آبزيان)                                                                                                 

– پستانداران دريايي و لاك پشت هاي دريايي كه هر دو از گونه هاي تحت حفاظت جهاني بشمار مي آيند.

-گياهان دريايي كه از ميان ۱۵۰ گونه جلبك شناسايي شده، ۲۷گونه آنها مصارف اقتصادي دارند. چندين گونه نيز خوراكي بوده كه در حال حاضر هيچ استفاده اقتصادي از آنها صورت نمي گيرد.

بنتوزها:كفزيان كه در اطراف جزاير موجاني سدفهاي مرواريد ساز فروان وجود دارند.

اين موجودات نقش مهمي در حمايت از حيات جمعيت هاي موجودات مزاحم(Fiulling organisma) دارا مي باشند.

استان هاي حاشيه خليج فارس و درياي عمان عبارتند از:استان هرمزگان، استان خوزستان، استان بوشهر و استان سيستان و بلوچستان.

ماهيان :

وجود ذخائر متنوع اين گونه آبزيان باعث رونق صنعت صيادي از ايام بسيار گذشته تاكنون در اين منطقه شده است .

گونه هايي نظير تن ماهيانه ، شوريده ، حلوا سفيد ، سنگسر ، سرخو ، شيرماهي ، قباد ،راشكو ، صافي ،‌ساردين ، هامور و كفال اكثريت صيد صيادان را تشكيل مي دهند .

درياي خزر (موقعيت جغرافيايي و شرايط زيست محيطي)

درياي خزر با ۴۲۴۲۰۰ كيلومتر مربع وسعت(بزرگترين درياچه جهان) در شمال ايران واقع شده و ارتباط دريايي ايران را با كشورهاي اروپايي از طريق آبراهه هاي روسيه برقرار مي كند.[۱] بنادر دريايي انزلي و نوشهر، ارتباط دريايي ميان ايران و آسياي مركزي را ممكن مي سازند.[۲]

رودهاي عمده درياي خزر عبارتند از:قزل اوزن، سفيد رود، زنجان چاي، اهرچاي، شور، شاهرود، قره سو، ارس، چالوس، هراز، تجن، گرگان و اترك.[۳]

درياي خزر دريايي بسته مي باشد و توسط جمهوري آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان، روسيه و جمهوري اسلامي ايران محصور شده است كه فعاليت هاي مختلفي از جمله:استخراج، بهره برداري، اكتشاف و نقل و انتقال نقت و ساير كالاهاي صادراتي و وارداتي از طريق آن صورت مي گيرد و صنايع و منابع كشاورزي در آن متمركز گشته است.[۴]

استان هاي حاشيه درياي خزر عبارتند از:استان گيلان، استان مازندران و استان گلستان

موقعيت جغرافيايي و تقسيمات سياسي استان

استان بوشهر با مساحتي حدود ۲۷۶۵۳ كيلومتر مربع بين ۲۷ درجه و ۱۴ دقيقة عرض شمالي و ۵۰ درجه و ۶ دقيقه تا ۵۲ درجه و ۵۸ دقيقة طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. اين استان از شمال به استان خوزستان و قسمتي از كهگيلويه و بوير احمد، از جنوب به خليج فارس و قسمتي از استان هرمزگان، از ظرق به استان فارس و از غرب به خليج فارس محدود است. استان بوشهر با خليج فارس بيش از ۶۰۰كيلومتر مزر دريايي دارد و از اهميت سوق الجيشي و اقتصادي قابل توجهي برخوردار است.

بر اساس آخرين نقسيمات سياسي كشور استان بوشهر مشتمل بر ۸ شهرستان، ۱۷ بخش، ۱۳ شهر، ۳۶ دهستان و ۷۰۶ آبادي داراي سكنه است. شهرستان هاي استان بوشهر عبارت اند از: بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتي دير، ديلم، كنگان و گناوه

  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
خرید ودالود مقاله فرایند توسعه محصول جدید -دانلود رایگان تحقیق فرایند توسعه محصول جدید -خرید اینترنتی مقاله فرایند توسعه محصول جدید -تحقیق فرایند توسعه محصول جدید -دانلود رایگان پروژه فرایند توسعه محصول جدید 
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

توجه به ابعاد مختلف خواسته ها و نیازمندیهای مشتریان اصلی ترین عامل انگیزه بخش برای ارایه محصول یا خدمت جدید نزد سازمانهاست. در این مقاله ضمن معرفی فرایند توسعه محصول جدید (New Product Development) و اهداف آن، به توصیف مهم‌ترین دلایل شکست پروژه های توسعه محصول جدید پرداخته شده است. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم 

متغیر بودن قوانین رقابتی در دنیای کسب و کار، فرایند ارایه محصول جدید به بازار را با اهمیت خاصی جلوه داده است. اکثر سازمانها امروزه بیش از هر زمان دیگری دریافته اند که صرفاً تکیه و اعتماد به اهرمهای رقابتی سنتی مثلِ افزایش کیفیت، کاهش هزینه و تمایز در ارایه محصولات و خدمات کافی نیست و درعوض مفاهیمی مثل سرعت و انعطاف پذیری در رقابت نمود قابل توجهی پیدا کرده اند و گرایش به سمت ارایه محصولات و خدمات جدید به بازار خود دلیل موجه این تغییر نگرش است. طی بررسی که در سال ۱۹۸۱ در مورد ۷۰۰ شرکت امریکایی صورت پذیرفته است، نتایج حاکی از آن است که حدود یک سوم از سود این سازمانها به واسطه محصولات جدیدی بوده است که عرضه کرده اند و این آمار در حالی است که این بررسی در سال ۱۹۷۰، مقدار یک پنجم را نشان داده بود.
با توجه به موارد فوق، مدیریت فرایند توسعه محصول جدید نیز نیازمند به کارگیری رویکردهای جدید مدیریتی است. رویکرد مسابقه راگبی که در آن سخت کوشی، جلو و عقب بردن مداوم توپ بازی همزمان با سرعت رمز پیروزی است، از جمله رویکردهایی است که نتایج بهتری را در پی خواهد داشت. هوندا و کنون، از جمله شرکتهایی هستند که چنین الگویی را به عنوان الگوی مرجع فرایندی توسعه محصولات جدید خود به کار گرفته اند.
عوامل کلیدی موفقیت زیر مجموعه عواملی هستند که (
۱۹۹۹،Cooper) ، آنها را به عنوان عوامل کلیدی موفقیت در فرایند توسعه محصول جدید ارایه کرده است:
_ جهت گیری مناسب در بازار، توجه به بازار، محور بودن محصول و مشتری-محور بودن آن؛
_ تمرکز بر ارایه یک محصول جهان تراز، در اختیار داشتن یک جهت گیری بین المللی در فرایندهای طراحی، توسعه و بازاریابی؛
_ توجه به فعالیتهای قبل از توسعه (
predevelopment) به معنای تمرین فرایند توسعه محصول و آماده سازی مقدمات برای توسعه پیش از کلید خوردن پروژه اصلی توسعه محصول؛
_ تعریف سریع پروژه و محصول؛ این تعریف سریع ملاک پیروزی یا شکست قلمداد می شود.
_ ارایه و روانه سازی بموقع محصول در بازار؛
_ توجه به ساختار سازمانی مناسب، طراحی و جو سازمانی؛
_ اهمیت پشتیبانی مداوم مدیریت ارشد سازمان نه صرفاً به عنوان تضمین کننده موفقیت در فرایند توسعه بلکه کمک رسان پروژه توسعه محصول جدید.

 

اهداف فرایند توسعه محصول


اما برای درک بهتر اهداف سازمانها از فرایند توسعه محصول جدید، کافی است پاسخهای مناسبی را برای این دو سوال که
۱) چرا محصول جدید توسعه می دهیم؟ و
۲) چرا دنبال سرعت بخشیدن به این فرایند هستیم؟
داشته باشیم. هنگامی که از افراد مختلفی که درگیر فرایندهای توسعه ای در مورد یک محصول یا خدمت هستند سوال می شود که علت و یا هدف شما از این فرایند چیست، انواع متنوعی از پاسخهای جالب توجه شنیده می شود. به عنوان مثال:
_ صرفاً مدیر شرکت یا سازمان از من خواسته است و یا این کار یک تعهد یا وظیفه سازمانی است.
_ بهترین سرگرمی برای من است، شاید هم وجود یک ایده جالب توجه دلیل این کار بوده است.
_ این فرایند به ما کمک خواهد کرد موقعیت رقابتی و انحصاری خود را حفظ کنیم، به استفاده بهتر ما از منابع کمک می‌کند و ظرفیت تولید ما را افزایش خواهد داد.
_ ما باید با رقبای خود مقابله کنیم، همچنین باید همواره پاسخ مناسبی برای شرایط متغیر بازار رقابتی داشته باشیم.
_ این فرایند به ما کمک خواهد کرد تا از منسوخ شدن و از رده خارج شدن محصولات خود جلوگیری کنیم.
_ این فرایند موجب توسعه کسب و کارمان می شود. به همین دلیل ما نیازمند تنوع در محصولات هستیم.
_ محصولات جدید سود شرکت را افزایش خواهند داد.
با تامل بیشتر به این پاسخها نکات قابل توجه زیر حایز اهمیت است:
_ توجه ویژه به حفظ موقعیت رقابتی- تجاری در محیط رقابت؛
_ توجه ویژه به خواسته ها، سلایق و نیازمندیهای مشتریان در بازار تقاضا.
به یاد داشته باشیم که هر محصول یا خدمتی که در قالب روز و حال حاضر خود ارایه می شود، خواه ناخواه پس از گذشت چرخه عمر خود از رده خارج می‌شود و این تکنولوژیهای جدیدتر هستند که پاسخهای مناسبتر و شایسته تری به ترجیحات و نیازمندیهای متغیر و متفاوت انواع کاربران و مشتریان خواهند داشت.
اما امروزه سرعت یافتن فرایندهای توسعه محصول و ارایه سریعتر محصولات و خدمات در بازار مسیله‌ای است که شرکتها و سازمانها توجه خاصی به آن دارند. اگر فرایند توسعه محصول را به مسابقه ای شامل سه زمان:
۱) زمان تولید: مرحله توسعه ایده اولیه برای محصول جدید تا مرحله قبل از عرضه محصول در بازار؛
۲) زمان ورود به بازار: مرحله عرضه و ارایه محصول در بازار (بازار سنجی محصول)؛
۳) زمان کسب سود: مرحله گذر از نقطه سربه سر و کسب سود؛
در نظر بگیریم، شرکت و سازمانی برنده واقعی خواهد بود که در این مسابقه برنده هر سه بخش باشد. کسب چنین موفقیتی منجر به این خواهد شد که فرایند توسعه محصول را یک فرایند زمان رسیدن به موفقیت بنامیم.
جالب است که هنگام عرضه و ارایه محصولات به بازار سه نوع متفاوت از رویکردهای ارایه محصول به بازار را بین رقبا شاهد خواهیم بود. این رویکردها عبارتند از:
۱ رویکرد اولین در بازار: سازمان علاقه‌مند است اولین سازمانی باشد که محصول جدیدی را به بازار عرضه می دارد.
۲ رویکرد سریعترین دنباله رو: در این رویکرد سازمان نمی خواهد همچون حالت قبل اولین عرضه کننده محصول جدید در بازار نام بگیرد، ولی راغب است سریعترین شرکتی باشد که همان محصول را به بازار عرضه می دارد.
۳ رویکرد دنباله رو عادی: سازمان اولین دنباله رو نیست، ولی در زمره دنباله روهای تولید کننده و عرضه کننده محصول جدید قرار خواهد گرفت.

 

دلایل شکست پروژه های توسعه محصول جدید


دلایل بسیاری وجود دارد که توجیه‌کننده شکست حدود ۴۰ درصد از پروژه‌های توسعه محصول جدید در طی سالیان گذشته بوده است. مجموعه ای از این دلایل در زیر آمده است که می توان آنها را با برچسبهای مدیریتی یا فنی طبقه بندی کرد:

_ چندگانه بودن و ابهام در اهداف فرایند توسعه محصول (مدیریتی و فنی)؛
_ تمرکز بر مشتریان کنونی (مدیریتی و فنی)
_ توجه ناکافی به زمان (مدیریتی)
_ جهت گیریهای مبهم (مدیریتی و فنی)
_ ناکافی بودن اطلاعات از بازار (مدیریتی و فنی)
_ نبود توجه کافی به نیازمندیها و صدای مشتری (مدیریتی و فنی)
_ تعریف بی اساس محصول (فنی)
_ کیفیت پایین در اجرای وظایف کلیدی فرایندهای توسعه محصول (مدیریتی و فنی)
_ وجود تیم های پروژه با ساختار ضعیف و تیم های پروژه غیر کارآمد (مدیریتی


با نگاهی دقیقتر بر انواع الگوهای مطرح و رشد یافته در حوزه توسعه محصول جدید می توان این الگوها را با توجه به میزان یادگیری در طی فرایند در دو نوع کلی طبقه بندی کرد:
۱) الگوهایی که بر شاخصه هایی همچون قابلیت اطمینان و کارآیی تمرکز دارند. الگوهای پی در پی و تراکمی نمونه هایی از این الگوها هستند.
۲) الگوهایی که بر شاخصه هایی همچون چابکی و جهندگی تکیه کرده اند که از آن جمله می توان به الگوهای توسعه محصول انعطاف پذیر، یکپارچه شونده و بهبود دهنده اشاره کرد.

 

الگوی پی در پی:


این الگو که به رویکرد مرحله ای یا قدم به قدم نیز در فرایند توسعه محصول شناخته شده است، در سال
۱۹۹۳ توسط Cooper ارایه شد و یک روش کار مطمین و اثربخش برای پروژه های توسعه محصول به حساب می آید. آنچه که بیش از پیش در مورد این الگو جلب توجه می کند، این است که در این الگو عدم قطعیت که از به کارگیری نوآوری و خلاقیت ناشی می شود کاهش خواهد یافت.
در بین مراحل مختلف توسعه نقاط تصمیم گیری یا دروازه هایی وجود دارد که در این نقاط مشخص خواهد شد که آیا فرایند ادامه خواهد یافت یا خیر؟ تعداد این مراحل در ادبیات توسعه محصول، متفاوت ذکر شده است؛ به‌طوری که برخی آن را در دو مرحله (به عنوان مثال
Moenaert et al., 1994)، برخی در شش مرحله (به عنوان مثال Cooper, 1998) و برخی دیگر در هفت تا نه مرحله (به عنوان مثال Hardingham, 1970) خلاصه کرده اند. تفاوت در تعداد مراحل بستگی به نوع خدمت یا کالایی است که توسعه جدید آن مد نظر است.
برنامه ریزی، پیش بینی و کنترل دقیق و شدید بر انواع وظایف و فرایندهای کاری در این الگو مشاهده می شود. اکثر سازمانها علاقه زیادی به استفاده از این روش در فرایندهای توسعه محصول خود دارند و اصرار آنها بر استفاده از این الگو از آنجا سرچشمه می گیرد که شیوه مدیریت، کنترل و هدایت این روش را نسبت به سایر الگوها آسانتر می دانند. همچنین به دلیل وجود رویه های مشخص و عادی در این الگو، یادگیری و خلاقیت چندانی در آنها محسوس نیست.

 

الگوی تراکمی:


الگوی تراکمی خود زیر مجموعه ای از الگوی پی در پی به شمار می آید. این الگو مناسب برای فرایندهای توسعه محصولی است که نسبت به الگوی پی در پی عامل سرعت در آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است. به عبارت دیگر سازمان با به کارگیری این الگو سعی دارد تا زمان عرضه کالا یا خدمت جدید خود را کوتاهتر کند.
همانطور که در شکل
۲ نیز نشان داده شده است مراحل توسعه نسبت به الگوی پی در پی ممکن است با یکدیگر همپوشانی داشته باشند و هیچ گونه لزومی ندارد که فرایندها دقیقاً به دنبال همدیگر و یکی پس از دیگری طی شوند.
یکی از حیاتی ترین مراحل در این الگو مرحله برنامه ریزی قبل از توسعه است. موفقیت کل فرایند توسعه محصول در استفاده از این الگو بستگی زیادی به دقت و موفقیت در این مرحله مقدماتی دارد.
همچنین (
Cooper, 1994 و Clark & Wheelwrighte, 1993) توصیه ها و پیشنهادهایی برای انجام فعالیتها و کارها به طور موازی در این الگو داشته اند.

 

الگوی انعطاف پذیر:


در این الگو انعطاف پذیری به مفهوم ظرفیت برای پذیرش و اعمال تغییرات در طراحی و پاسخگویی به تغییرات محیطی است؛ به‌طوری که پذیرش تغییرات هزینه زیادی را بر پروژه توسعه محصول اعمال نکند. (
Sobek, Ward & Likert, 1999)
زمانی که قابلیت انعطاف پذیری سازمان در مقابله با تغییرات پایین باشد، هزینه اقتصادی تغییرات محصول بالا خواهد بود. بالابودن سطوح آشفتگیهای محیطی و تغییرات، سازمانها را به استفاده بیشتر از خلاقیت در فرایندهای توسعه محصول ترغیب کرده است. در این الگو ایده به کاربردن فرایندهای متوالی توسعه محصول برای هدایت و مدیریت توسعه چندان پیشنهاد نشده و در عوض در استفاده از یک رویکرد پویا سفارش شده است. این الگو مورد استفاده بسیاری در صنایعی نظیر کامپیوتر و نرم افزار داشته است و شرکتهای توسعه دهنده نرم افزار بسیار راغب در استفاده از آن هستند و به‌وسیله این الگو می‌‌توانند تا آخرین مراحل توسعه، اطلاعات بازار را در فرایند توسعه محصول جدید خود تزریق کنند و در نتیجه خروجی آنها بسیار نزدیکتر به شرایط بازار و خواسته‌ها و نیازمندیهای مشتریان خواهد بود. با این وجود این الگو هنوز هم با انتقادهای فراوانی روبه رو است. به عنوان مثال یکی از انتقادهایی که این الگو با آن روبه رو است این است که صاحبنظران بر این عقیده اند که از آنجا که اعضای تیم پروژه توسعه محصول دایماً منتظر دریافت اطلاعات از جانب بازار هستند، روند پیشرفت فرایند توسعه ممکن است با تأخیرهایی همراه باشد. این الگو در شکل
۳
به صورت شماتیک نشان داده شده است.

  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق کامل درباره توسعه کشاورزی-خرید اینترنتی تحقیق کامل درباره توسعه کشاورزی-دانلود رایگان مقاله کامل درباره توسعه کشاورزی-تحقیق کامل درباره توسعه کشاورزی
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
          در برنامه¬های توسعه کشور، کشاورزی محور توسعه اقتصادی است و بیشترین بهره¬وری نیروی کار و ارزش افزوده به ازای هر واحد سرمایه¬گذاری، اختصاص به بخش کشاورزی دارد
دراین میان، زیربخش منابع طبیعی به واسطه وابستگی امنیت غذایی کشور به آن مورد توجه ویژه است. این زیربخش در استان مرکزی با حدود ۹/۱ میلیون هکتار از جایگاه اقتصادی مهمی برخوردار است، ولی برخی چالش¬ها و مسائل مانع از بهره¬برداری کامل از ظرفیت¬های آن شده¬است. تحقیق حاضر که با هدف شناخت این چالش¬ها و مسائل و راهکارهای مرتفع ساختن آنها صورت گرفته، از نوع توصیفی و همبستگی است. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش با استفاده از روش پیمایشی گردآوری شده¬است و جامعه آماری آن شامل مدیران، کارشناسان و مروجین واحدهای سازمانی جنگل، مرتع و آبخیرداری سازمان جهادکشاورزی استان مرکزی است. حجم نمونه کارشناسان و مروجین با استفاده از فرمول کوکران و به صورت تصادفی تعیین گردیده است. مدیران نیز به صورت سرشماری تعیین گردیدند، که تعداد آنها ۱۰۱ نفر شد و ابزار این تحقیق پرسشنامه¬ای بود. یافته¬های تحقیق نشان داد، که چالش¬ها و مسائل درونی بیش از چالش¬ها و مسائل برونی مانع توسعه مطلوب منابع طبیعی استان مرکزی شده¬است. مهمترین چالش و مسئله درونی بهره¬برداری های بی¬رویه از جنگل¬ها ومراتع و عدم رعایت زمان مناسب چرا در مراتع و پایین بودن سطح اطلاعات عمومی و فرهنگ مردم و بهره¬برداران در ارتباط با اهمیت و ارزش منابع طبیعی می¬باشد. از طرف دیگر، نتایج آزمون تحلیل عاملی چالش¬ها و مسائل توسعه منابع طبیعی نشان می¬دهد، که ابهامات و ضعف قوانین و مقررات بهره¬برداری و فرآیند آگاهی رسانی ۹/۴۲ درصد واریانس مشترک بین عامل اول و سایر متغیرها را تبیین کرده و تأثیرگذارترین عامل در تبیین چالش¬ها و مسائل منابع طبیعی استان مرکزی می¬باشد. 
واژه¬های کلیدی: چالش¬ها، منابع طبیعی، توسعه بخش کشاورزی. 
مقدمه 
            کشاورزی اساس توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه به شمار می¬آید. در ایران علیرغم مسائلی از جمله خشکسالی و کاهش سطح اراضی مطلوب در دهه گذشته، این بخش بیش از ۱۸ درصد در تولید ناخالص داخلی( البته در صورتی که ارزش افزوده به قیمت ثابت سال ۱۳۶۹ منظور شود سهمی معادل ۱۶ درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص خواهد داد.) سهیم بوده و در سال ۱۳۸۲ نرخ رشد ارزش افزوده آن برابر ۱/۱۰% بوده آست. در سال¬های اخیر نیز به ترتیب ۲۰، ۴/۲۳، ۸۰ و ۹۰ درصد ارزش صادرات غیرنفتی، اشتغال، تأمین نیازهای غذایی و مواد اولیه صنایع را برعهده داشته و برابر آخرین سرشماری کارگاهی، ۲۴% نیروی انسانی فعال و ۳/۴ میلیون نفر شاغل در آن فعالیت می¬کنند (۲۱). استان مرکزی با اختصاص ۷۹/۱ درصد مساحت کل کشور به خود پانزدهمین استان از لحاظ وسعت بوده و در حاشیه غربی کویر مرکزی ایران در زاویه برخورد دو رشته کوه البرز و زاگرس واقع شده¬است. دارای سه اقلیم پستی سرد، نیمه بیابانی ضعیف و مدیترانه¬ای گرم وخشک می¬باشد (۱۷). از کل مساحت استان ۹۱/۳۳% مناطق کوهستانی، ۹۳/۱۴% تپه-ای، ۷۶/۱۳ فلات¬ها و ۴/۳۷% مابقی را دشت¬ها تشکیل می¬دهند (۱۰). به طور کلی ۹/۱ میلیون هکتار مرتع در استان مذکور وجود دارد، که ۱/۱۴ درصد آن خوب ۱/۵۶ درصد متوسط، ۸/۹ درصد فقیر بوده و میانگین تولید علوفه آنها در ساله به ترتیب ۵۰۰، ۱۳۴ و ۳۰ کیلوگرم در هکتار است. در کل استان جنگل¬های طبیعی به صورت غیرانبوه و پراکنده ۴۰ هزار هکتار می¬باشد که بیشتر در اطراف شهرستان تفرش واقع شده¬است (۹). در سال ۱۳۸۱، در زمینه مرتع¬داری و اصلاح مراتع، ۲۰۳۰۰۰۰ اصله بوته و نهال، ۶۵۰۰ هکتار کپه¬کاری و کشت مستقیم، ۲۵۵ هکتار کودپاشی مراتع و ۸۴۱۹ هکتار ذخیره نزولات آسمانی، ۳۲۵ هکتار تبدیل دیم زارهای کم بازده به مراتع ۴/۴۹۹۱۰ هکتار ممیزی و تنسیق صورت گرفته¬است (۱ و ۹). براساس اطلاعات موجود در سال ۱۳۸۵ تعداد ۶۱ پروژ در زمینه حفاظت آب و خاک، ۳۸ مورد در رابطه با و اصلاح و احیای مراتع و جنگلداری (۳۸ پروژه) از محل اعتبارات استانی و ملی در حال اجرا است (۱۲). براساس گزارش اداره کل منابع طبیعی استان مرکزی مشکلات ایجاد شده در اجرای مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت مرتبط با اراضی ملی شده در مراتع، تکمیل نبودن شبکه حفاظتی منابع طبیعی و تجهیزات مربوط به آن از قبیل وسیله نقلیه، امکانات اطفای حریق، تکمیل نبودن شبکه بی¬سیم موجود، در اختیار نداشتن نیروی مسلح جهتانجام امور حفاظتی، شفاف نبودن قوانین و مقررات مربوط به مالکیت اراضی ملی از جمله مشکلات منابع طبیعی استان مرکزی است(۱۰). در راستای کاهش و برطرف سازی این مشکلات، اجرای طرح¬های تحقق بخشیدن به سیاست¬های کلی نظام در موضوع منابع طبیعی، از مهمترین هدف¬های توسعه منابع طبیعی استان در برنامه چهارم توسعه تعریف شده¬است(۱۰). مطالعات پوشش گیاهی استان نشان می¬دهد. که بخش عظیمی از مراتع به شدت تخریب شده و یا روند تخریب در آن¬ها همچنان ادامه دارد ودر گذشته بخشی از دیم زارهای کنونی استان و همچنین اراضی شخم خورده و دیم زارهای رها شده به صورت مراتع بوده¬اند. از ۹/۱ میلیون هکتار مراتع استان، نزدیک به ۶۱۰۰۰۰ هکتار آن پوشش گیاهی طبیعی خود را از دست دادهاست و ۲/۱ میلیون هکتار اراضی باقی مانده نیز از نظر پوشش گیاهی وضعیت چندان مناسبی ندارد (۱۳). نتایج بررسی دیگری مؤید است آن است که ظرفیت چرای استان طی بیست سال گذشته حداقل به دلیل افزایش جمعیت و به تبع آن بهره¬برداری بیش از ظرفیت و به هم خوردن تعادل تولید و مصرف، حداقل ۴۰% کاهش یافته¬است. با در نظر گرفتن سرانه دو کیلوگرم علوفه برای تغذیه دام¬ها در یک فصل چرا ۶۲۵۰۰۰ دام می¬توانند از مراتع استان بهره¬مند گردند، در صورتی که هم اکنون ۲۲۰۰۰۰۰ دام از مراتع استان استفاده می¬کنند. همچنین بهره¬برداری غیراصولی محصولات غیر علوفه¬ای از مراتع موجب تسریع روند نابودی مراتع شده¬است (۵). در این میان مشخص نیست چه عواملی موجب افزایش سرعت تخریب مراتع استان گردیده و چه راه¬حل¬های عملی برای این منظور وجود دارد. به طور کلی مسائل و چالش¬های متعددی موجب کندی توسعه منابع طبیعی استان مرکزی گردیده¬است. بنابراین، ضروری است با شناخت موقعیت منابع طبیعی( این واژه معادل زیربخش « جنگل¬ها، مراتع و آبخیزداری» بخش کشاورزی استفاده می¬شود. ) 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق كاهش فقر در ايران: چالش‌ها و افق‌ها-خرید اینترنتی تحقیق كاهش فقر در ايران: چالش‌ها و افق‌ها-دانلود رایگان مقاله كاهش فقر در ايران: چالش‌ها و افق‌ها-تحقیق كاهش فقر در ايران: چالش‌ها و افق‌ها

این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق گردشگری الکترونیکی راهی میان بر در توسعه صنعت توریسم -خرید اینترنتی تحقیق گردشگری الکترونیکی راهی میان بر در توسعه صنعت توریسم -دانلود رایگان مقاله گردشگری الکترونیکی راهی میان بر در توسعه صنعت توریسم -تحقیق گردشگری الکترونیکی راهی میان بر در توسعه صنعت توریسم 

این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تعاريف غرب در مورد توسعه، و اشکالات آن را بيان نماييد؟ آيا در اسلام تعريف جامعى در مورد توسعه وجود دارد؟
lکلمه ى توسعه در زبان فارسى معادل development است. اين واژه در زبان انگليسى به معناى رشد کمىّ و افزايش مقدار است; به تعبيرى، رشد بادکنکى و افزايش کميت و مقدار توليدات و کالاها و خدمات و آنچه که موجب افزايش رفاه مادى بشر مى شود; به عبارت ديگر، توسعه در آغاز جلوه ى کمى داشته، ولى پس از گذشت حدود نيم قرن از مطرح شدن موضوع توسعه، خصوصاً ديدگاه هاى دو دهه ى اخير، با توجه به بعضى حوايج بشر، توسعه را به صورت کيفى و انسان گرا لحاظ نموده اند.
در آغاز که توسعه مطرح شد، هر کشورى را که درآمد سرانه اش بالا بود، توسعه يافته مى شمردند; البته در آمد سرانه ى بالايى که هم چنان فزاينده بود، چون رشد و توسعه تفاوت دارند; رشد به معناى افزايش درآمد سرانه به صورت صرفاً کمى است ولى توسعه به اين معناست که فزاينده بودن درآمد سرانه ى يک کشور با تحولى در زيرساخت هاى اقتصادى همراه است; به طورى که اين فزاينده بودن در آمد سرانه، حالت مستمر پيدا مى کند.
به هر حال، در آغاز وجه مادى توسعه مدنظر بود; ولى در دو دهه ى اخير به اين نتيجه رسيدند که گاهى روى کرد يک جامعه به توسعه، داراى آثار و نتايج زيانبار اجتماعى، روانى و سياسى خواهد بود; بنابراين، از جهت انسانى نيز به توسعه توجه شده است. و حتى توسعه اى مورد قبول قرار مى گيرد که علاوه بر افزايش درآمد سرانه و تحول در زيرساخت ها، با انسانى تر شدن زندگى، و تعميم توزيع بهتر درآمد جامعه و گسترش رفاه فراگير همراه باشد.
اگر بخواهيم با استفاده از منابع معرفت دينى در مورد توسعه نظر بدهيم، مناسب ترين واژه در اين زمينه واژه ى عمران است که در قرآن و روايات نيز آمده است و آن را به عنوان يکى از اهداف خلقت انسان بر روى زمين معرفى کرده اند. خداوند در قرآن مجيد از قول يکى از انبيا به قومش مى فرمايد:
(هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ);[۱]
در اين جا استعمار به آن معناى زشتى که در اثر کارکرد غرب پيدا کرده، نيست; بلکه کشانيدن به عمران و آبادانى است. همان گونه که در زبان فارسى به آبادى شهرها و در زبان عربى به عمران البلاد تعبير مى کنيم. ابن خلدون، مفسر تاريخ، از آن به «علم العمران» تعبير مى کند و مى توان آن را به جاى کلمه ى توسعه به کار برد و اعتقاد داشت که در آن علاوه بر معناى کمى جهات کيفى نيز نهفته است. خداوند انسان را در روى زمين آفريد تا زمين را آباد کند و آباد کردن زمين هم حدى ندارد; بلکه مى توان آباد و آبادتر شود. حضرت على(عليه السلام) در خطبه ى اول نهج البلاغه مى فرمايد:
فأهبطه بعد التّوبه ليعمر أرضه بنسله; خداوند آدم را بر روى زمين فرود آورد تا زمين خدا را با نسل خودش آباد کند.
حضرت على(عليه السلام) در نامه اى به مالک اشتر، يکى از وظايف والى را عمران بلاد و آبادانى شهرها معرفى نموده اند. اين معنا مى تواند واژه ى مناسبى به جاى توسعه باشد. مفهوم عمران يک مفهوم چند بعدى است، يک بُعد آن، بُعد مادى است; يعنى افزايش امکانات مادى زندگى، توسعه ى کشاورزى، دام دارى، صنعت و گسترش بهره بردارى از زمين به عنوان مسکن و گسترش تجارت، که اين ها را به عنوان بُعد مادى توسعه مى گيريم. در مجموعه اى از روايات اهل بيت(عليهم السلام) کلمه ى عمران با استفاده از مبانى و مسائل ديگرى تحقق پيدا مى کند; يعنى عمران علاوه بر بُعد مادى، نتيجه ى يک حرکت اخلاقى، عاطفى و اجتماعى است.
(صلة الرحم تعمر الديار و تزيد فى الاعمار[۲]); 
از اين روايت استفاده مى شود که حرکت اخلاقى و عاطفى، باعث فزونى عمر و آبادانى جامعه مى شود; نيز در اسلام، عمران يک پديده ى صرفاً مادى و يک بعدى نيست. در روايت ديگرى از عبدالله بن عباس نقل شده است که رسول اکرم(صلى الله عليه وآله)از خداوند نقل مى کنند:
(بالقائم منکم أعمر أرضى بتسبيحى و تقديسى و تهليلى)[۳]; به وسيله ى امام زمان(عج) من زمين را آباد مى کنم.
در اين جا وجه ديگرى از عمران، يعنى جلوه ى معنوى عمران و ازدياد امکانات مادى در اثر روى کرد معنوى نشان داده مى شود. خداوند در قرآن مى فرمايد:
(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيهِمْ بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا.)[۴]
اين بيان کننده ى تأثير يک بعد معنوى رفتار مردم است و نتيجه ى چنين رفتارى، يک حاصل مادى است; يعنى اگر ايمان داشته باشند، خداوند برکات مادى را بر آنها نازل مى کند; بنابراين عمران، يک حقيقت چند بعدى پيدا مى کند. غربى ها در تعريف توسعه، کم کم به اين معنا نزديک مى شوند; چون سخن از توسعه ى انسانى و امنيت خاطر و آرامش و رفع اضطراب دارند.
ما چگونه مى توانيم اين مسائل را به تحقق برسانيم؟ با افزايش شکوه مادى، اضطراب از بين نمى رود; بلکه بايد با روى کرد معنوى، عاطفى و اخلاقى همراه باشد، تا اضطراب از بين برود. دو بعد وجود انسان (بعد مادى و بعد معنوى) با هم حرکت رو به رشد داشته اند تا توسعه ى مدنظر اسلام تحقق پيدا کند. اگر ما بتوانيم عمران را به عنوان يک پديده ى چند بعدى تعريف کنيم، تعريف توسعه از ديدگاه اسلام را بيان کرده ايم; در حالى که توسعه ى غربى يک توسعه ى تک بعدى است. هرچند در حال چند بعدى شدن هستند; اما آن چند بعد اسلام، در آن لحاظ نشده است.
آيا صرف بالا بودن تعداد شاغلين زن مى تواند ملاک توسعه باشد؟
يکى از ملاک هايى که براى توسعه يافتگى يک جامعه در نظر مى گيرند، ميزان اشتغال بانوان است; در حالى که مى بينيم شغل هايى مورد محاسبه ى آمارى قرار گرفته اند که شايسته ى بانوان نيست. آيا صرف بالا بودن تعداد شاغلين زن مى تواند ملاک توسعه باشد؟
در غرب، در درآمد ملى، شغل زنان مورد توجه قرار مى گيرد; يعنى درآمد ملى آنها همراه با سايرين، درآمد ملى را تشکيل مى دهد; و احياناً خانم ها به مشاغلى اشتغال پيدا مى کنند که با روح، فيزيولوژى و ساختار حياتى آنها متناسب نيست.
طبعاً از نظر اسلام، اشتغال خانم ها به اين گونه امور معنا ندارد; اما توصيه دارد به مشاغلى بپردازند که با روح، خلقت و قدرت آنها سازگار و متناسب باشد. در جامعه ى اسلامى، ارزش کار خانم ها در خانه کم تر از ارزش کار آنها در بيرون از خانه نيست و لزوماً اجبارى در کار کردن بيرون از خانه ندارند. در نظريه ى جديد دهه ى اخير، انديشمندان و متفکران غربى به اين نتيجه رسيده اند که بازگشت خانم ها به خانه و تربيت فرزندان، فايده ى بيش ترى دارد. در خانواده اى که خانم خانواده در بيرون مشغول کار است ناگزير بايد هزينه هاى مادّى اضافى را متحمل شود; مثلاً چون خانم فرصت کافى براى درست کردن غذا ندارد، بايد غذاى آماده از بيرون بخرند. از همه مهم تر، تربيت فرزندان است. آثار روانى تربيت فرزند، به مراقبت مستقيم مادر بستگى دارد; در غير اين صورت، فرزند مشکلات روانى سنگينى را متحمل مى شود; به عبارت ديگر، زيان هاى روانى اى که فرزند از اين طريق متحمل مى شود، بسيار زياد است و نيز موجب پيدايش ضايعات اجتماعى و استرس هايى در مادر و فرزند، در حين جدا شدن از هم ديگر مى شود.
جوامع غربى با تشويق و کشانيدن خانم ها به مشاغلى که نيازى به شرکت آنان ندارد متحمل اين هزينه هاى اجتماعى مى شوند. اگر از بعد مادّى نيز در نظر بگيريم، حاصل کار يک خانم در داخل خانه با حاصل مادّى يک مرد در خارج از خانه، اگر برابر يا بيش تر نباشد، کم تر نخواهد بود و گاهى ارزش يک خانم در خانه بيش از آن چيزى است که در خارج از خانه از طريق اشتغال، کسب درآمد مى کند; به علاوه، ضايعات روحى و اجتماعى که بر اين کار مترتب مى شود، بسيار زيادتر است. ما مخالف نيستيم که خانم ها با مشاغل متناسب با خودشان، حتّى در خارج از خانه مشغول به کار باشند. ما در مدارس دخترانه، در تشخيص و درمان بيمارى خانم ها، پرستارى از بانوان و بسيارى از مشاغل ديگر نياز به حضور خانم ها داريم، و حتى اولويت اين است که از خانم ها استفاده شود; تا از آثار اخلاقى و اجتماعى نامناسب جلوگيرى گردد. البته اين باعث نمى شود که به تربيت فرزند و خانه نپردازد; بلکه اولويت با خانه و تربيت فرزند است; هم چنين اين ها مانع توسعه نيست و حتى مى توان در چنين مواردى اقدام ناشايسته ى اخلاقى را ضد توسعه دانست. مى توان کار خانم ها را از نظر مادى ارزش يابى و در درآمد سرانه محاسبه نمود; بنابراين، چون چنين کارى ميسر است; لذا لزومى ندارد که آنهارا در مشاغل خارج از خانه به کار بگيريم تا در درآمد سرانه منظور نماييم، يا درآمد ملى را بالا نشان دهيم.
غرب نيز، کم و بيش به اين نتيجه رسيده است که اشتغال خانم ها به مشاغلى که متناسب با روحيه ى آنها نيست، موجب ضايعات زيادى مى شود و لذا نظرياتى مبنى بر بازگشت خانم ها به خانه و تربيت فرزند داده شده است.
نظر اسلام درباره ى کار و تلاش چيست؟ آيا محدوديتى براى آن قايل اند؟
در مورد کار و فعاليت اقتصادى بهتر است موضوع دنياطلبى و تعارض آن با مبانى دينى ما و سازگارى آن با توسعه را جداگانه بحث کنيم. کار به عنوان يک عنصر مورد نياز در توسعه قابل توجه است. اصولاً کار، اعم از کار جسمى و فکرى، براى دست يافتن به توسعه ضرورى است. اسلام مشوّق کار است. اين مسئله را مى توان در روايات سيره ى معصومين(عليهم السلام)مشاهده نمود; به عنوان مثال، وقتى در کتاب هاى تاريخى و روايى، رفتار على(عليه السلام) را بررسى مى نماييم، از ايشان به عنوان يک عنصر پرکار و فعال در عرصه ى اقتصاد ياد مى شود. هم چنان که نقل است:
(أَنَّ أَمِيرَالمُؤْمِنِينَ(عليه السلام) أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوک مِنْ کَدِّيدِهِ);[۵]اميرمؤمنان على(عليه السلام) با دست رنج خود، هزار برده خريد و آزاد کرد.
و نيز نقل است که شخصى هنگام صبح حضرت را در حالى که بارى بر روى دوش داشت مشاهده نمود. عرض کرد: چه چيزى حمل مى کنيد؟ فرمود: (مِائَةُ أَلْفِ عَذْق إِنْ شَاءَ اللهُ);[۶] صدهزار نخل; يعنى حضرت(عليه السلام)هسته هاى خرما را براى کاشتن حمل مى کردند. در روايت دارد که تمام هسته هايى که حضرت کاشتند، بارور شد. از اين نوع کارها و کوشش ها از آن حضرت فراوان نقل شده است. از شخصى نقل است که يک روز صبح زود حضرت على(عليه السلام) وارد ملک خودشان شدند که من نگهبان آن بودم; حضرت(عليه السلام) کلنگ را برداشت و مشغول به حفر چاهى شد تا جايى که من فقط صداى نفس حضرت را مى شنيدم، لحظه اى بيرون آمدند و رفع خستگى نمودند، سپس ادامه دادند تا آن که آب مانند گردن شتر، از چاه بيرون زد; حضرت فرمودند: قلم و کاغذ بياور، و نوشتند: اين را در راه خدا براى فقرا وقف نمودم. روحيه ى کار و تلاش و رنج و زحمت در همه ى ائمه(عليهم السلام)بوده است. از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد که شما چگونه در باغ خودتان کار مى کنيد؟ حضرت فرمود: (قد عَمِلَ بِالْيدِ مَنْ هُوَ خَيرٌ مِنِّى وَ مِنْ أَبِى);[۷] سؤال شد که مَن هُو؟ فرمود: بهتر از من، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و على(عليه السلام)هستند. جالب اين که در اين نسخه بدل بِالْيدِ، بِالْبيل هم نوشته شده است; يعنى حضرت با بيل کار مى کردند و کسى که بهتر از اوست هم با بيل کار مى کرده است. حضرت توسط بعضى از شيعيان به اصحاب خود سلام مى رساندند و به آنها سفارش مى کردند که صبح زود دنبال کار بروند.
(فان آباءنا کانوا يطلبونها و يرکضون فيها);[۸]
آنها معاش خودشان را طلب مى کردند و براى به دست آوردن آن مى دويدند.
حضرت موسى بن جعفر(عليه السلام) مى فرمايد:
(اِنّى أَجِدُنِى أَمقُتُ الرَّجُلَ يتَعَذَّرُ عَلَيهِ المَکاسِبُ l فَيسْتُلقِى عَلى قَفَاهُ وَ يقُولُ اللّهُمّ ارْزُقْنِى وَ يدَعُ أنْ ينتَشِرَ فِى الأَرْضِ وَ يلتَمِسَ مِن فَضلِ اللّهِ وَ الذَّرَّةُ تَخرُجُ مِنْ جُحرها تَلتَمِسُ رِزقَهَا.)[۹];
من ناراحت هستم که مردى راه هاى کسب در آمد را بر روى خودش بسته و در خانه ى خودش خوابيده و دهانش را باز کرده و از خداوند روزى مى خواهد; و از سعى و تلاش در زمين و کسب روزى، خوددارى مى کند; در صورتى که کوچک ترين حيوانات (مورچه) از لانه ى خود به قصد به دست آوردن روزى حرکت مى کنند.
ما روايات زيادى داريم که امر به کار کردن نموده، و هيچ يک از آنها کار را محدود به تأمين معاش نکرده اند. کسانى که مى گويند بايد صرفاً براى حداقل معاش کار کرد، اين ها از سيره ى ائمه دور هستند. در کتاب و سنت نيز وجود دارد که کار، مطلوب ذاتى و آثار و نتايجى دارد. شخصى خدمت امام صادق(عليه السلام) رسيد، حضرت فرمودند: چه مى کنى؟ او گفت: کارى ندارم. حضرت فرمود: چطور؟ گفت: آن قدر ثروت دارم که تا آخر عمرم بخورم. حضرت سه بار فرمودند: (هذا من عمل الشيطان). در برخى روايات داريم که بعد فرمودند: (ترک التجارة يذهب بالعقل). در اين جا تجارت به معناى کسب و کار است.[۱۰] ترک کار عقل را از بين مى برد. نيز فرمودند: (التجارة تزيد فى العقل)[۱۱] کار و تجارت و کسب، عقل را رشد مى دهد و آثار آن مشهود است که انسان اگر کاربکند، عقل فعال است و اگر عقل فعال باشد رکود ندارد. اين ها همه نشان دهنده ى تشويق اسلام به کار و کوشش است. کار و کوشش را به تأمين معاش محدود نکرده اند، بلکه گاهى گفته شده، کار کنيد هر چند که از حاصل کار شما ديگران بهره ببرند; ولى معنايش اين نيست که انسان تمام وقت خود را به کار و کوشش اختصاص دهد. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
مقدار کار و کوشش اقتصادى شما، بايد بالاتر از کسى باشد که فرصت هاى خود را از دست مى دهد و کم تر از کار کسى باشد که حريص است; يعنى حد متوسط بين افراط و تفريط را براى کار برگزينيد; 
هم چنين در روايات دارد:
(و اجملوا فى طلب الرزق); در طلب روزى، از زيبايى حرکت غفلت نورزيد.
انسان بايد در کنار کار و کسب، تهذيب نفس نمايد، به زن و بچه ى خود توجه کند و با خانواده و فاميل رفت و آمد داشته باشد.
امام موسى بن جعفر(عليه السلام) مى فرمايد:
اوقات خود را به چهار بخش تقسيم کنيد: وقتى را به عبادت، وقتى را به استراحت، وقتى را به کارها و وقتى را به لذت حلال اختصاص دهيد.[۱۲]
بنابراين، نبايد تمام وقت يک انسان به کار و کوشش اختصاص يابد; بلکه بايد حدّ ميانه را برگزيند. جالب اين که توسعه ى اقتصادى در غرب نيز، اين گونه تفسير نشده که تمام وقت يک انسان به کار اختصاص پيدا کند; خصوصاً با رويکرد انسانى توسعه، طبعاً بايد در کنار کار و تلاش، فرصت استراحت، عبادت، خودسازى و افزايش آگاهى و رسيدن به خانواده و ساير لذت هاى حلال را نيز داشته باشد.
حدود دو دهه ى اخير، برخى از تحصيل کرده هاى غربى و يا متفکرانى که تحت تأثير آنها قرار گرفته بودند، عنوان کردند که عبادت موجب کاهش کار و کوشش و طبعاً منجر به عدم توسعه مى شود; در حالى که در کشورهاى توسعه يافته قايل اند که درکنار چند ساعت کار، چند ساعت استراحت نيز لازم است; لذا در برخى کشورها در روز هشت ساعت و در بعضى ديگر شش ساعت کار انجام مى دهند.
با توجه به سفارش اسلام به وقف، لطفاً رابطه ى وقف را با توسعه بيان فرماييد.
وقف، بخشى از امکانات شخصى است که از قلمرو مالکيت شخصى خارج مى شود و به نفع عمومى انتقال پيدا مى کند. وقف، يک نوع سرمايه گذارى عمومى است و نتيجه ى آن با توسعه سازگار است. آن چه که در توسعه بايد به آن توجه شود کار و تلاش عنصر نيروى انسانى است; لکن همه ى حاصل کار و کوشش او به خودش اختصاص پيدا نمى کند; بلکه بخشى از آن به جامعه اختصاص مى يابد.
از اوقاف عمومى، عامه ى مردم، خصوصاً نيازمندان، بهره مى گيرند; علاوه بر منافعى که با کار، به دست نيازمندان مى رسد، آنان مى توانند با بهره بردن از اوقاف هم زندگى بهترى داشته باشند.
پس وقف، ضد توسعه نيست. اگر به اوقاف توجه شود، زمينه اى است براى توسعه; چرا که يکى از پيش نيازهاى توسعه، سرمايه گذارىِ بيش تر است و هر چه سرمايه بيش تر بعد فردى پيدا کند، با توسعه ناسازگارتر است. بنابر تعريف وقف، بخشى از ثروت هاى خصوصى مردم تبديل به ثروت هاى جامعه مى شود. طبعاً وقتى ثروت عمومى جامعه افزايش يابد و از اوقاف استفاده ى درست شود، حاصل آن رشد بيش تر و رفاه افزون تر خواهد بود.
رابطه ى زهد با توسعه چگونه است؟ اگر زهد را به معناى مصرف کم تر بگيريم، آيا نتيجه ى آن، توليد کم تر و رکود نيست؟
زهد پيش ازاين که يک مفهوم اقتصادى باشد، يک مفهوم عرفانى است. زهد به معناى بى رغبتى به مال دنيا و به تعبير دقيق تر، به معناى اسير مال نشدن و دل نبستن به مال و ساير مظاهر دنياست. اين غير از زهد به معناى کم مصرف کردن است; چون ممکن است شخصى داراى سرمايه و ثروت انباشته اى باشد، اما دل به آن نبندد. به اين معنا او زاهد است; البته چنين زهدى درشرايط خاصى خود رانشان مى دهد; مثلاً اگر لازم شد کسى به جهاد برود اين جا مشخص مى شود که آيا تعلق خاطر به مال و زندگى، مانع رفتن او به جهاد مى شود يا نه; يا در جايى بخواهد حرف حقى بزند که به موجب آن بخشى از ثروت يا مقام خود را از دست مى دهد، اين جا اگر حرف حق را زد انسان زاهد و آزاده اى خواهد بود. اين زهد به معناى دست يافتن به درجات بالاى کمال است و طبعاً انسان براى رسيدن به اين مقام بايد خود را تمرين دهد و نبايد براى تمرين دادن به هر مقدار که مى تواند خود را به نعمت هاى دنيوى متنعم کند، بلکه بايد نفس خود را مهار کند. وقتى از حضرت على(عليه السلام) سؤال شد که شما با اين مقام و جلال و مال، چرا چنين پيراهنى پوشيده ايد؟ حضرت فرمودند: (هذه نفسى اُرَوِّضُها بالتقوى)، اين نفس من است که من آن را به تقوى تمرين مى دهم; يعنى با اين کار، خودم را تربيت مى کنم. انسان نياز به تربيت خود دارد و دست يافتن به مقام زاهدان، نيازمند به چنين تمرينى است. اين تمرين، مستلزم اين است که انسان داوطلبانه پاره اى از محروميت ها را بپذيرد. طبعاً چنين مسئله اى به عنوان يک مسئله ى عرفانى و اخلاقى مورد توجه است. مکلّف به اين تکليف، انسان کمال خواهى است که بايد خودش را در چارچوب شرع رياضت دهد، تا به زهد عملى برسد; علاوه بر اين، اين زهد عملى، در شرايط ديگرى نيز لازم است; مثلاً در جامعه اى که اکثر افراد آن فقيرند، مؤمن ثروتمند نمى تواند بدون دغدغه ى خاطر، به تنعّم ناشى از ثروت خود مشغول شود و چشم از وضع مردم فقير فرو بندد و لذا يک مسئله ى اخلاقى او را وادار مى کند تا بخشى از نعمت خود را بين ديگران توزيع و تا حدى خودش را محروم کند.
هم چنين وقتى انسان در يک مقام حکومتى و اداره ى عمومى قرار گيرد، لازم است که خودش را از پاره اى نعمت ها و لذت ها محروم کند; چون مورد توجه عامه ى مردم، به خصوص فقرا و محرومين قرار دارد; و اگر او در نعمت به سر برد، ديگران در حسرت به سر خواهند برد.
اميرالمؤمنين على(عليه السلام) وقتى از جانب علاء بن زياد حارثى دعوت شدند که خانه ى او را با قدوم خودشان متبرک کنند و سر سفره ى او نشستند، او پرسيد نظرتان نسبت به اين خانه چيست؟ حضرت فرمودند: تو در آخرت به اين خانه بيش تر احتياج دارى; مگر اين که در اين خانه از فقرا دست گيرى و اطعام کنى. او که لطفى از على(عليه السلام) مشاهده کرد، عرض کرد: برادرم عاصم بن زياد، خانه را ترک و زندگى را رها کرده، سربه بيابان گذاشته، لباس پشمينه پوشيده و از خورد و خوراک به اندکى بسنده کرده است. حضرت فرمود: خبر کنيد بيايد. او را به محضر اميرالمؤمنين على(عليه السلام)آوردند. حضرت با عتاب به او گفت: (يا عُدَىَّ نفسه)(عُدَىّ تصغير عَدوّ است); اى دشمن حقير خود! آيا تو تصوّر مى کنى خداوند اين نعمت ها را آفريده و نخواسته تو از آنها بهره بگيرى؟ (أمَا رَحِمتَ أَهلَکَ وَ وُلدَکَ)آيا به خانواده و فرزندانت رحم نمى کنى؟ چرا زندگى ات را رها کرده اى؟ او عرض کرد: يا اميرالمؤمنين! شما مرا نهى مى کنى; در حالى که (أَنتَ فِى خُشُونةِ مَلبَسِکَ وَ جُشُوبَةِ مَأکَلِکَ); خودت با لباس خشن و آن غذاى ناگوار به سر مى برى! حضرت فرمودند: (وَيحَکَ اِنِّى لَستُ کَأَنتَ); واى بر تو! من مثل تو نيستم. (اِنَّ اللهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَى أَئِمَّةِ الحَقِّ العَدلِ أَن يقَدِّرُوا أَنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاسِ کَيلا يتَبَيغَ بالفَقيرِ فَقرُهُ)[۱۳]; من اميرالمؤمنين هستم. خداوند از ائمه ى حق و عدل عهد گرفته است که بر خود سخت گيرند و هم چون فقرا و طبقه ى ضعيف مردم باشند; يعنى اين زهد مال تو نيست، بلکه مخصوص رهبران است; البته براى رسيدن به مقامات والاى انسانى و عرفانى، اين زهد لازم است، ولى نه هميشه و همه جا. 
در اسلام اصل بر استفاده از نعمت ها و لذت هاست و در اين مورد آيات فراوانى داريم.
(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيباتِ ما أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ);[۱۴]
(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يوْمَ الْقِيامَةِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْم يعْلَمُونَ);[۱۵]
چنين آياتى، نشان دهنده ى اين است که خداوند مؤمنين را به بهره گيرى از نعمت ها تشويق مى کند; هم چنين در روايات است که امام صادق(عليه السلام)گندم مورد نياز سالانه ى خانواده را، به هنگام به دست آمدن محصول مى خريدند و انبار مى کردند و مى فرمودند:
(النّفسُ اِذا اَحرَزَت قُوتَها اِسْتَقَرَّتْ); وقتى که انسان قُوت و معاش خود را به دست مى آورد، دلش آرامش پيدا مى کند.
در سالى که قحطى شد، آن حضرت به غلام خود فرمودند: چه مقدار طعام (گندم) داريم؟ عرض کرد: ما شاء الله، اين قدر داريم که تا آخر سال بخوريم، و حال آن که در شهر قحطى شده بود. حضرت فرمود: همه ى آن را در بازار بفروش. آن غلام بسيار تعجب کرد. عرض کرد: چنين گندمى در بازار يافت نمى شود; گندم از نوع مرغوب است. حضرت فرمودند: همين که گفتم; ببر در بازار بفروش و با مردم، روزانه خريد کن، خوراک ما را نصفى گندم و نصفى جو قرار بده و اين ها را با هم مخلوط کن.
(فإنّا نکرَهُ أن نأکل جيداً ويأکُلَ النّاسُ رَدِياً);[۱۶] ما دوست نمى داريم که ما گندم خوب و مردم گندم پست بخورند.
و در جايى ديگر فرمودند:
(انّى لَمِن أکثَرِ أهلِ المدينةِ مَالاً… .);[۱۷]من يکى از ثروتمندترين اهل شهر هستم…
لباسى که حضرت(عليه السلام) مى پوشيدند، مثل لباس عامه ى مردم نبود. وقتى که سفيان ثورى حضرت را در حال طواف مشاهده کرد، چنين توصيف نمود: (کان عليه ثياباً رقاقاً، بياضاً); جامه اى بر تن حضرت بود، نازک و سفيد. من اعتراض کردم که يابن رسول الله! جد شما چنين لباسى نمى پوشيد. حضرت فرمود: عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله) از نظر فقر و فاقه ى عمومى، با عصر ما از نظر ثروت عمومى قابل تطبيق نيست. آن عصر، عصر فقر بود، ولى اين عصر، عصر رفاه است. من مطابق با وضع زمان و مطابق با انتظارات مردم لباس پوشيدم. سپس حضرت لباس زيرشان را نشان دادند که براى رياضت خشن، و لباس رو براى چشم مردم نرم بود; در حالى که لباس روى سفيان زاهدنما، جهت فريب مردم، خشن، ولى لباس زيرش نرم و مناسب با بدن بود.
پس ائمه(عليهم السلام) به عنوان زهد، از تنعّم چشم نپوشيده اند. گرچه اميرالمؤمنين(عليه السلام)مظهر زهد به معناى معنوى وعرفانى و عملى بود، آن هم در شرايطى که يا اکثر مردم در فقر مى زيسته اند و يا خواص از بيت المال مسلمين سوء استفاده مى کردند ولى بنابر مقتضياتِ زمان و وضع زندگى هر عصرى ائمه از نعمت ها استفاده مى نمودند; چنان که حضرت صادق(عليه السلام)مى فرمايد:
(فأمّا اِذا أقبَلَتِ الدّنيا فَأَحَقُّ أَهلِهَا بِهَا أبرارُها لا فُجّارُها و مؤمنُوها لا مُنافقُوها و مُسلموها لا کفّارُها);[۱۸] اگر دنيا اقبال کرد، کسانى که سزاوارترند، مؤمنين و خوبان و مسلمين اند، نه کفار و فاسقين و منافقين.
هم چنين قرآن کريم مى فرمايد:
(کُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّکَ وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً);[۱۹] هر يک از اين دو گروه (مؤمنان و کافران) از عطاى خداوند کمک و بهره مى دهيم، و عطاى پروردگارت، هرگز از کسى منع نشده است.
به نظر ما، هميشه زهد به معناى کم تر مصرف کردن نيست. شهيد مطهرى (ره) درباره ى زهد مى فرمايد:
«زهد برداشت کم، همراه با کار بيش تر براى نفع مردم است; يعنى در واقع زهد به معناى کم کارى نيست، بلکه به معناى کم تر بودن مؤونه و هزينه و در عين حال، فراوان تر بودن معونه و کمک انسان به جامعه است. آن چه که با توسعه ناسازگارى دارد، کم کار کردن است».[۲۰] 
ماکس وبر در مورد توسعه ى سرمايه دارى مى گويد:
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

عامل ديگري كه به افزايش قيمت منجر مي شود افزايش تقاضا است: زماني كه شركتي نمي تواند تمام نيازهاي مشتريانش را تامين كند، اين عمل مي تواند به افزايش قيمت، توليدات براي مشتريان، يا هر دو عامل منجر شود. شركتها مي توانند قيمتهايشان را به چندين روش با جلوگيري از افزايش هزينه ها افزايش دهند. قيمتها تقريبا مي توانند به طور نامعلومي با افت تخفيف و افزايش قيمتهاي بسيار بالا در خط توليد افزايش يابند. يا قيمتها علنا سير صعودي پيدا مي كنند. زماني كه قيمت تا پديدار جراي مشتريان افزايش يافت، شركت بايد از مشاهده قيمت در حال تغيير اجتناب كند.
عكس العمل خريدار نسبت به تغييرات قيمت، چه قيمت افزايش بيابد چه كاهش، اين عمل روي خريداران، رقبا، توزيع كنندگان و تهيه كنندگان تاثير خواهد گذاشت، همچنين ممكن است دولت هم در آن سهيم باشد، مشتريها هميشه قيمتها را به شيوه درست و ساده تغيير مي كنند. براي مثال چه تصوري داري اگر شركت سوني به طور ناگهاني قيمتهاي كامپيوتر خود را خود به نصف برساند؟ شايد شما فكر كنيد اين كامپيوترها با مدلهاي جديدتري جايگزين شدند يا نقصي دارند و به خوبي به فروش نمي روند. شايد هم فكر كنيد كه شركت سوني تجارت كامپيوتر را كنار گذاشته و ممكن است در اين شغل براي تكميل قسمتهاي بعدي به حد كافي باقي نماند، شايد گمان كرديد كه كيفيت كاهش يافته است. يا تصور كنيد قيمت بيشتر از اين كاهش خواهد يافت و در نتيجه شركت هزينه انتظار و بررسي شما را خواهد پرداخت. به طور مشابه، افزايش قيمت، كه در نهايت به كاهش فروش منجر مي شود، ممكن است معاني مثبتي براي خريداران به دنبال داشته باشد. چه تصوري خواهد داشت اگر شركت سوني قيمت آخرين مدل كامپيوتر خود را افزايش دهد؟ در ابتدا، شايد فكر كنيد كه اين نمونه خيلي “مهيج” و پر سر و صدا است و ممكن غيرقابل دسترسي باشد مگر اينكه شما خيلي زود نسبت به خريداري آن اقدام كنيد. يا شايد فكر كنيد اين كامپيوتر به طور غيرعادي از ارزش خوبي برخوردار باشد. در مرحله بعد، فكر كنيد شركت سوني حريص است و هزينه حمل و نقل را تقبل خواهد كرد.
عكس العمل رقبا نسبت به تغييرات قيمت، توجه شركت به تغيير قيمت در خصوص عكس العمل رقباي خود و همچنين مشتريان خود باعث نگراني مي شود. احتمالا اكثر رقبا زماني كه تعداد شركتهاي درگير كم است، محصول يك شكل است، و خريداران به خوبي از مسائل آگاه هستند واكنش نشان مي دهند. چگونه يك شركت مي تواند واكنشهاي احتمالي رقباي خود را پيش بيني كند؟ اگر شركت با يك رقيب بزرگ مواجه شود، اگر رقيب تمايل داشته باشد مي تواند به وضع تغييرات قيمت، واكنشي كه به آساني قابل پيش بيني باشد واكنش نشان دهد. اما اگر رقيب با هر تغيير قيمتي به مانند يك چالش جديد رفتار كند و بر طبق نفع شخصي خود عكس العمل نشان دهد، شركت مجبور خواهد شد آنچه را كه باعث نفع شخصي رقيب در همان فرصت مي شود نمايان و برجسته كند. اين مشكل پيچيده است زيرا، مشتري دوست دارد، رقيبي را كه مي تواند قيمت شركتي را به چندين شيوه پايين بياورد تعبير كند. شايد تصور كنيد شركت سعي دارد سهام بازار بزرگتر را به چنگ بياورد، اين شركت ضعيف عمل مي كند و سعي دارد فروش خود را تقويت كند، يا اينكه مي خواهد قيمت تمام صنعت را كه به افزايش تقاضا منجر مي شود كاهش دهد. زماني كه چندين رقيب وجود دارد، شركت بايد واكنش احتمالي هر رقيب را حدس بزند. اگر تمام رقبا شبيه به هم رفتار كنند، اين مقادير تنها يك نمونه واقعي از رقيب را تجزيه و تحليل مي كند. در مقايسه، اگر رقبا شبيه به هم رفتار نكنند- شايد به خاطر تفاوت در اندازه، سهام بازار، يا سياست- پس تجزيه و تحليل جداگانه لازم است. با اين وجود اگر بعضي رقبا با تغيير قيمت ها موافق باشد، دليل خوبي وجود دارد براي اينكه انتظار برود كه بقيه هم با اين تغيير قيمت موافق باشند.
واكنش نسبت به تغييرات قيمت
در اينجا ما سوال را وارونه مي كنيم و مي پرسيم چگونه يك كارخانه بايد به تغيير قيمت توسط رقيب واكنش نشان دهد. شركت به چندين مساله فرصتي نياز دارد: چرا رقيب قيمت را تغيير مي دهد؟ آيا رقيب، با استفاده از ظرفيت زياد، رو به رو شدن با تغييرات شرايط هزينه، يا وادار كردن تغيير قيمت در صنعت به طور وسيع، سهم بيشتري از بازار را در دست مي گيرد؟ تغيير قيمت موقت يا دائمي است. در سهام بازار شركت چه اتفاقي افتاد و اگر نسبت به آن واكنش نشان داده نشود منافع آن چه خواهد بود؟ آيا شركتهاي ديگر هم به اين مساله واكنش نشان خواهند داد؟ و پاسخ شركتهاي ديگر و رقبا به هر واكنش احتمالي كه به وجود خواهد آمد چيست؟ در كنار اين مسائل، شركت بايد تجزيه و تحليل بيشتري در نظر داشته باشد. شركت مجبور است مرحله توليد خود را در چرخه زندگي، اهميت محصول تركيبي شركت، نيتها و منابع رقيب، و عكس العمل احتمالي مشتري نسبت به تغييرات قيمت را در نظر بگيرد. اگر چه شركت نمي تواند تجزيه و تحليل وسيعي از راهكارهاي خود در زمان تغيير قيمت داشته باشد. رقيب ممكن وقت زيادي را براي اين تصميم گيري صرف كند، اما ممكن است شركت مجبور باشد در چند ساعت يا چند روز به اين تصميم واكنش نشان دهد. تنها يك راه براي كاهش زمان واكنش نسبت به طرح از پيش تعيين شده براي هر دو تغييرات قيمت رقيب و پاسخهاي احتمالي وجود دارد. شكل ۶-۱۰ راههاي را كه يك شركت ارزيابي مي كند و به كاهش قيمت رقيت واكنش نشان مي دهد را نشان مي دهد. پيشتر شركت تعيين كرده بود كه رقيب قيمت كالاي خود را كاهش داده است و اين كاهش قيمت احتمالا به منافع و فروش شركت آسيب مي زند. شايد به سادگي تصميم بگيريم قيمت جاري خود و تفاوت سود را نگه داريم. شايد شركت دوست داشته باشد كه خيلي سهام بازار را از دست ندهد، يا اگر قيمت خود را كاهش داد سود زياد را از دست ندهد. شايد تصميم بگيرد كه بايد منتظر بماند منتظر بماند و زماني كه اطلاعات بيشتري روي تاثيرات تغيير قيمت وجود دارد واكنش نشان دهد. در همين حال، شايد بخواهد مشتريان خوب خود را نگه دارد در حالي كه اشخاص ضعيف تر رقبا را از دست مي دهند. اگر چه اين بحث برخلاف استراتژي سهام متصرفي است، رقيب ممكن است قويتر و مطمئن تر شود و فروش خود را افزايش دهد و شايد شركت خيلي اين عمل منتظر بماند. اگر شركت عملكرد موثري را در نظر داشته مي تواند و بايد اين كار را انجام دهد. و شايد چهار عكس العمل به دنبال داشته باشد. در ابتدا، شركت مي تواند قيمت خود را با قيمت رقيب هماهنگ كند. شركت ممكن است فكر كند كه بازار قيمت حساسي دارد و سهام بالاي بازار با رقيب كم بها از دست خواهد رفت. يا شايد دوباره به دست آوردن سهام بازار كه ممكن است بعدا خيلي سخت باشد نگران كننده باشد. كاهش قيمت منافع شركت را در گردش كوتاه كاهش خواهد. همچنين ممكن است بعضي شركتها كيفيت محصول خود، خدمات و روابط فروش در بازار به منظور حفظ تفاوتهاي سود را كاهش دهند، اما در نهايت به سهام بازار در طولاني مدت آسيب خواهد زد. شركت بايد سعي كند كيفيت خود را مانند شركتي كه قيمتها را كاهش دهند، اما در نهايت به سهام بازار در طولاني مدت آسيب خواهد زد. شركت بايد سعي كند كيفيت خود را مانند شركتي كه قيمتها را كاهش مي دهد حفظ كند. در نهايت، شركت شايد قيمت خود را حفظ كند اما كيفيت دريافت عرضه خود را افزايش دهد. شركت مي تواند روابط خود را بهبود بخشد، و بر كيفيت نسبي محصول خود با چند رقيب كم ارزش تكيه كند. ممكن است كارخانه به منظور حفظ قيمت و صرف هزينه در جهت بهبود ارزش دريافتي خود از كاهش قيمت و ايجاد تفاوت كمتر روشي ارزانتر پيدا كند. يا شايد شركت كيفيت را بالا ببرد و قيمت را افزايش دهد، و رقم فعلي خود را به موقعيت با ارزش تر برساند. كيفيت بالا قيمت بالا را تصديق مي كند، كه در اين بين تفاوتهاي بالاتر شركت حفظ مي شود. يا شركت مي تواند قيمت محصول جاري را حفظ كند و نوع جديدي از موقعيت با ارزش تر را معرفي كند. در نهايت، شايد شركت “مارك جنجالي” كم بها صادر كند- با اضافه كردن آيتم كم ارزش تر به خط توليد يا ايجاد يك دسته كم ارزش تر جداگانه. اگر بخش بازار ويژه از دست رفته و قيمت حساسي دارد و به مباحث كيفيت بالاتر واكنش نشان ندهد روش بالا براي آن ضروري است. بنابراين، زماني كه قيمت به وسيله انبار و داوطلبان ناوارد ديگر به مخاطره چالش افتاد، پروكتر و گمبل(۱) تعدادي از ماركها و نشانهاي خود را به ماركهاي جنجالي تبديل كردند، از جمله پوشك بچه يك بار مصرف لووس(۲)، مواد شوينده ظرفشويي جوي(۳)، و صابون كامي(۴). به دنبال آن، رقيب پروكترو و گمبل، كيمبرلي- كلارك مارك اسكات توولز با ارزش خود را مانند “باونتي كيلر” عرضه كرد. امتيازات آن رضايت مشتري را به دنبال داشت اما با قيمت پايين تر از مارك باونتي پروكتر و گمبل به فروش رفت. 
سياست عمومي و قيمت گذاري
رقابت قيمت عنصر اساسي اقتصاد بازار آزادمان است. در تنظيم قيمتها، شركتها معمولا براي مطالبه هر قيمتي كه مي خواهند آزاد نيستند. اكثر كشورهاي فدرال، ايالتي و حتي حقوق محلي قوانين مناسبي براي قيمت گذاري تعيين كرده اند. علاوه بر آن، شركتها بايد بنگاههاي قيمت گذاري اجتماعي وسيع تر را در نظر داشته باشند. مهمترين بخشهاي قانونگذاري تاثيرات قيمت گذاري قوانين شرمن، سليتون و رابينسون پتمن مي باشد، كه در ابتدا براي جلوگيري از تشكيل كالاهاي انحصاري و قانونمند كردن شيوه هاي تجاري مورد قبول واقع شد كه شايد از تجارت غيرمنصفانه جلوگيري مي كرد. زيرا اين قوانين فدرال مي توانند تنها در تجارت ميان ايالتي به كار گرفته شوند، بعضي كشورها با شرايط مشابه براي شركتهاي كه به صورت محلي كار مي كنند وفق داده شده اند. شكل ۷-۱۰ مسائل سياست عمومي اصلي در قيمت گذاري را نشان مي دهد. اين مسائل شامل آسيب نهاني و بالقوه به شيوه هاي قيمت گذاري در بين سطح كانال داده شده(قيمت و قيمت گذاري سرسام آور) و در طول سطوح كانال قيمت( نقل حفظ قيمت، تشخيص قيمت گذاري، و قيمت گذاري گوه زننده) مي باشد.
قيمت گذاري در بين سطوح كانال
قانونگذاري فدرال در مورد تعيين قيمت بيان مي كند كه فروشندگان بايد قيمتها را بدون صحبت با رقبا تعيين كنند. والا، به تناني قيمت مظنون مي شود. تعيين قيمت امر غيرقانوني است- به عبارت ديگر، دولت هيچ عذري را براي تعيين قيمت نمي پذيرد. شركتهاي كه مرتكب چنين رفتارهايي مي شوند جريمه هاي سنگيني دريافت مي كنند، به عنوان، زماني كه وزارت دادگستري آمريكا به اين مسئله پي برد كه شركت داخلي آرچر دينلس و سه رقيبش مرتبا در اوايل دهه ۱۹۹۰ به تعيين قيمتهاي غيرقانوني اقدام كرده اند، چهار شركت را به پرداخت بيش از ۱۰۰ ميليون دلار براي تصفيه هزينه ها متهم كرد. اخيرا، دولتها در كشور سطوح ملي براي اجراي مقررات تعيين قيمت در صنايع قابل تغيير مانند توتون، بنزين، و كاغذ روزنامه تا ويتامينها و ديسك گردانها(CD) تدابير جدي وضع كرده است. حتي يك مذاكره ساده بين رقبا مي تواند نتايج جدي به دنبال داشته باشد. براي مثال، در اوايل دهه ۱۹۸۰، هواپيماهاي آمريكايي و برانيف به جنگ قيمت در بازار تگزاس گرفتار شده بودند. در اوج نبرد، CED آمريكايي، رابرت كراندال(۱) رئيس جمهور برانيف(۲) خوانده شد و گفت، “براي خودتان پول تهيه كنيد… كرايه ها تا ۲۰ درصد. من براي خودم تا صبح روز بعد پول تهيه خواهم كرد. شما پول بيشتري به دست خواهيد و من هم همينطور.” خوشبختانه كراندال، رئيس جمهور برانيف به او اخطار كرد،«ما نمي توانيم درباره قيمت گذاري صحبت كنيم» همينطور كه اين مسئله ثابت شد، مكالمه تلفني ثبت شده بود، و وزارت دادگستري آمريكا كار خود را برعليه كراندال و آمريكا در جهت تعيين قيمت آغاز كرد. در نهايت هزينه ها پايين آمدند- دادگاهها چنين تصميمي گرفتند زيرا برانيف پيشنهاد كراندل را رد كرده بود. هيچ تبالي واقعي صورت نگرفته بود و اين شيوه پيشنهادي براي تعيين قيمتهاي تخلف حقيقي قانون نبود. با اين وجود، به عنوان بخشي از توافق، كراندل به مدت دو سال به حفظ ثبت جزئيات مكالماتش با رساي هواپيمايي همكارش موظف شد. در چنين مواردي اكثر مديران خيلي به بحث در مورد قيمتها به شيوه رقبا راغب نيستند. همچنين فروشندگان از قيمت گذاري بي رحمانه منع شده اند- فروش زير قيمت به قصد تنبيه رقيب يا به دست آورد سود طولاني مدت به وسيله خارج كردن رقبا از گردونه تجارت. اين روش فروشندگان كوچك را از فروشندگان بزرگتر كه مي خواهند به طور موقت اجناس خود را زير قيمت بفروشند يا در محل و يا موقعيت خاص آنها را از تجارت كنار بزنند محافظت مي كند. بزرگترين مشكل برقراري انصاف است چيزي كه رفتار قيمت گذاري بي رحمانه را تعيين مي كند فروش زير قيمت به ارزان شدن بيش از حد سياهه منجر مي شود كه بي رحمانه فرض نمي شود؛ فروش زير قيمت رقبا از تجارت كنار مي زند. بنابراين، چنين عمل مشابه اي با توجه به نيت فرد يا ممكن است بي رحمانه باشد يا نباشد، و قصد و نيت مي تواند براي تشخيص يا تثبيت بسيار مشكل باشد. در سالهاي اخير، چندين شركت بزرگ و قدرتمند از اين شيوه شكايت كردند. به عنوان مثال، وال- مارت به وسيله دوازده اتهام از رقباي كوچك كه قيمتها را در حوزه هاي خاصي براي كنار زدن آنها از تجارت پايين آورده بودند شكايت كرد. در موارد اخير، وزارت دادگستري هواپيمايي آمريكا را متهم كرد زيرا گفته مي شود از قيمت گذاري بي رحمانه براي كنار زدن سه رقيب بي اهميت خود به نامهاي- هواپيمايي ونگورد، شان جت، وسترن پسينيك- بيرون از مركز Dallas fortworth استفاده كرد. آمريكا با مذاكره به رقيب ناتو خود تسلط پيدا كرد. همچنين ميكروسافت هدف وزارت دادگستري بود. زماني كه ميكروسافت به تسلط پيدا كرد، دائما با عرضه مقاومت ناپذير و سخت به اكثر مشتريان غلبه پيدا كرد: توليدات آزاد، در سال ۱۹۹۶، ميكروسافت شروع به از دست دادن جستجوگر اينترنت، شاخه وب خود كرد- و در بعضي موارد احتمالا مردم در«پرداخت حقوق» به وسيله عرضه نرم افزار آزاد و كمك در فروش از آن استفاده مي كردند. اين در غلط تعبير كردن تسلط از شركت روابط Netscape قاطع بود. Netscape دائما ساختار قيمت گذاري خود را اصلاح مي كند اما جذاب ترين درجه فروش«بهتر از آزاد» نيست. اكثر از دست دهندگان ميكروسافت پيشنهاد كردند كه به عنوان قسمتي از تلاش خود سهمي تاثير گذار در بازار به كارگيري كامپيوتر به دست آوردند. براي مثال، شركت، نرم افزار خدمات رسان وب را براي مشترياني كه ويندوز سيستم عامل شبكه NT خريداري كردند عرضه كرد. Netscape نسخه اي توانا از نرم افزار مشابه به قيمت ۱۰۰,۴ $ فروختند. اگر چه چنين قيمت گذاري و استراتژي قابل پيشرفتي شايد به عنوان فروش زيركانه به وسيله چند رقيب كه آنها را كاملا بي رحم ديديم به حساب بيايد. آنها در گذشته ذكر كردند، كه ميكروسافت يك باره از اين تاكتيكها براي به دست آوردن سهم عمده بازار استفاده كرده بود، و تمايل داشت قيمتهاي سطوح بازار را افزايش دهد. به عنوان مثال، قيمت عمده فروشي سازندگان PC براي سيستم عامل ويندوز آن در هفت سال گذشته دو برابر شده است.
قيمت گذاري در طول سطوح كانال
رابينسون- پتمن به دنبال متوقف كردن تشخيص قيمت نامناسب با هدايت فروشندگاني كه دوره هاي قيمت يكسان را براي مشترياني كه در سطح تجاري معين قرار دارند مي شد. به عنوان مثال هر خرده فروشي سزاوار دوره هاي قيمت يكسان از يك كارخانه دار معين 
مي باشد، كه آيا خرده فروش سيرس(۱) است يا فروشگاه دوچرخه محلي دارد. اگر چه تشخيص قيمت اين اجازه را مي دهد كه آيا فروشنده اي مي تواند ثابت كند كه 
هزينه هايش در زمان فروش به خرده فروشندگان مختلف متفاوت است- براي مثال، هزينه هاي هر واحد فروش حجم زيادي از دوچرخه ها نيت بر Sears براي فروش دوچرخه به دلالان محلي كمتر است. يا فروشنده مي تواند در قيمت گذاري خود فرق ايجاد كند اگر فروشنده كيفيتهاي متفاوت محصول مشابه براي خرده فروشان متفاوت را فراهم سازد. فروشنده مجبور است كه اين تفاوتها را كه نسبي مي باشند ثابت كند. همچنين ممكن تمايزات قيمت براي«مسابقه رقابتي» در«با اعتقاد سالم» به كار گرفته شود، به شرطي كه تشخيص قيمت موقتي، محلي، و به جاي تهاجمي دفاعي باشد. همچنين حفظ قيمت خرده فروشي منع شده است. يك كارخانه دار نمي تواند براي محاسبه قيمت خرده فروشي مشخص محصول خود به دلالان احتياج داشته باشد، اگر چه فروشنده مي تواند قيمت خرده فروشي پيشنهادي كارخانه دار را به دلالان پيشنهاد كند. فروشنده نمي تواند از فروختن به دلالي كه كار قيمت گذاري مستقل را انجام مي دهد امتناع كند، يا نمي تواند دلال را به خاطر دير جابه جا كردن كالا يا تكذيب فوق العاده هاي تبليغاتي تنبيه كند. براي مثال، در سال ۱۹۹۶ كميسيون تجارت فدرال(FTC) توصيه كرد كه New Balance به قيمتهاي خرده فروشي ثابت براي كفشهاي ورزشي خود متعهد مي باشد. ولي در توافقاتش با خرده فروشان به اين مسئله احتياج داشت كه خرده فروشان قيمت محصولات New Balance را افزايش دهند، سطح قيمتها را كه توسط New Balance تعيين شده حفظ كنند، و براي محصولات تخفيف قائل نشوند، قيمتهاي آن چيزي باشد كه آنها ادعا مي كنند، و همچنين قيمتهاي ارزشي قابل مقايشه را كه روي اجناس ناقص هستند اعلان نكنيد. مسائل قيمت گذاري گول زننده ديگري مانند تقلب با اسكنر و آشفتگي قيمت وجود دارد. استفاده گسترده از كامپيوتر براساس اسكنر به افزايش شكايات مطالبات خرده فروشان از مشتريانشان منجر مي شود. اكثر اين مطالبات از مديريت ضعيف ناشي  مي شود كه از شكست قيمتهاي فروش يا جاري به داخل سيستم وارد مي شود. موارد ديگر شامل مطالبات عمومي مي باشد. آشفتگي قيمت زماني بروز 
مي كند كه كارخانه ها روشهاي قيمت گذاري به كار مي گيرند كه ايجاد آن براي مشترياني مشكل است كه قيمت چيزي را كه واقعا پرداخت كرده اند درست و كاملا بهفمند. براي مثال، مشتريان بعضي اوقات قيمت واقعي رهن يك خانه يا ماشين كرايه اي توافقي را گم مي كنند. در موارد ديگر، اهميت جزئيات قيمت گذاري ممكن است بار«چاپ جالب» از بين برود. اكثر كشورهاي فدرال و ايالتي بر عليه شيوه هاي قيمت گذاري گول زننده مقرراتي برقرار كرده اند. براي مثال، قانون افشاي اطلاعات اتومبيل به اتومبيل سازان نياز دارند كه اظهاريه اي افشا كنند كه پنجره هاي ماشين جديد قيمت خرده فروشي پيشنهادي كارخانه دار، قيمتهاي تجهيزات اختياري، و هزينه هاي حمل و نقل دلال را تعيين مي كند. اگر چه، فروشندگان معتبر به آن چيزي كه به قانون نياز دارد دست پيدا مي كند. طرز برخورد با مشتري نسبي است و اين اطمينان را ايجاد مي كند كه آنها قيمتها را كاملا مي دانند و اصطلاحاك قيمت گذاري قسمت مهمي از ساختار قدرتمند و پايدار روابط با مشتري است.
توقف: مرور مفاهيم
قبل از اينكه مفهوم قيمت گذاري بازبيني كنيد، اجازه دهيد مروري بر مفاهيم مهم داشته باشيم، قيمت مي تواند به عنوان مجموعه اي از ارزشها كه مشتريان براي به دست آوردن سود مبادله مي كنند و از خدمات و محصول استفاده مي كنند تعريف كرد. اين تنها عنصر تركيبي فروش است كه درآمدي توليد مي كند؛ تمام عناصر ديگر هزينه ها را نشان 
مي دهند. بنابراين، اكثر كشورها در قيمت گذاري حمل و نقل توانمند نيستند. تصميمات قيمت گذاري به پوشش پيچيده نامعتبر نيروهاي محيطي و رقابتي مربوط مي شود.
۱- تشخيص و توضيح تاثيرات عوامل خارجي و داخلي بر روي تصميمات قيمت گذاري يك كارخانه
عوامل خارجي بر روي تصميمات قيمت گذاري كه شامل ماهيت بازار و تقاضا مي باشد تاثير مي گذارد؛
هزينه هاي رقبا، قيمتها و عرضه كنندگان و عواملي مانند اقتصادي، نيازهاي فروشندگان، عملكردهاي دولت، بنگاههاي اجتماعي از جمله آنها مي باشد. آزادي قيمت فروشنده با انواع متفاوت بازارها تغيير مي كند، در نهايت، مشتري تصميم مي گيرد كه آيا شركت قيمت بالاي را تعيين كرده است، مشتري قيمت را برخلاف ارزشهاي قابل مشاهده استفاده از محصول مي سنجد- اگر قيمت از مجموع ارزشهاي كالا تجاوز كند، مشتريها آن محصول را خريداري نمي كنند. بنابراين مشاهدات ارزشي مشتري و تقاضا سقفي براي قيمتها تعيين مي كند. همچنين مشتريها محصول را با قيمتهاي محصولات رقبا مقايسه 
مي كنند. در نتيجه، شركت بايد قيمت و كيفيت محصولات رقبا را بداند. اكثر 
كارخانه هاي داخلي بر روي تصميمات قيمت گذاري شركت، از جمله اهداف فروش كارخانه، استراتژي فروش تركيبي، هزينه ها و سازمان براي قيمت گذاري تاثير 
مي گذارند. اهداف قيمت گذاري معمولي شامل بقا، افزايش سود جاري، هدايت سهام بازار، و هدايت كيفيت محصول مي باشد. استراتژي قيمت گذاري تا حد زيادي به وسيله بازار هدف شركت و اهداف موقعيتي تعيين مي شود. تصميمات قيمت گذاري تاثير پذير هستند و به وسيله طرح توليد، توزيع، و تصميمات پيشرفتي تحت تاثير قرار مي گيرند و بايد به دقت با متغيرهاي فروش تركيبي ديگر هماهنگ شوند. هزينه ها سطحي براي قيمت شركت تعيين مي كنند- قيمت بايد تمام هزينه هاي توليد و فروش محصول، به اضافه ميزان مناسبي از عملكرد شركت را تحت پوشش قرار دهد، در نهايت به منظور هماهنگ كردن اهداف قيمت گذاري و تصميمات، مديريت بايد تصميم بگيرد چه كسي در بين سازمان مسوول تنظيم قيمت باشد.


مقايسه سه روش كلي براي تنظيم قيمتها
شركت مي تواند يك يا تركيبي از سه روش قيمت گذاري كلي را انتخاب كند: روش براساس هزينه(قيمت گذاري جمع هزينه، تحليل برابر شدن، و هدف سود قيمت گذاري)؛ راهي براساس ارزش؛ راهي براساس رقابت. قيمت گذاري براساس هزينه قيمتها را براساس ساختار هزينه فروشنده بيان مي كند. در حالي كه قيمت گذاري براساس مشاهدات فروشنده ارزش تصميمات قيمت گذاري را افزايش مي دهد. قيمت گذاري براساس رقابت شامل تنظيم قيمتها براساس آن چيزي است كه هزينه مي كنند يا انتظار مي رود هزينه كنند.
۳- توصيف استراتژيهاي قيمت گذاري براي قيمت گذاري تقليدي و محصولات جديد:
قيمت گذاري يك فرآيند پويا است. شركتها ساختار قيمت گذاري را طراحي مي كنند كه تمام محصولاتشان را پوشش دهد. آنها اين ساختار را چندين بار تغيير مي دهند و آن را براي پاسخ به موقعيتها و مشتريان متفاوت تنظيم مي كنند. استراتژيهاي قيمت گذاري معمولا مانند يك محصول با عبور از چرخه زندگي خود تغيير مي كند. شركت مي تواند يكي از چندين استراتژي قيمت را براي معرفي محصول تقليدي برگزيند. از جمله قيمت گذاري اضافه بها يا جايزه، قيمت گذاري اقتصادي، قيمت گذاري ارزشي يا اضافه قيمت. در قيمت گذاري محصولات جديد مي توان سياست نگاه گذار را كه در ابتدا قيمتهاي بالاي«سطحي گرفتن» مقادير زيادي درآمد از بخشهاي گوناگون بازار را تعيين مي كند دنبال كرد. يا مي توان از قيمت گذاري نفوذي به وسيله تنظيم پايين آوردن قيمت اوليه به منظور نفوذ در عمق بازار و كسب سهم عمده اي از بازار استفاده كرد.
۴- توضيح اينكه چگونه شركتها مجموعه اي از قيمتها پيدا مي كنند و سود كل تركيب محصول را افزايش مي دهد.
زماني كه محصول قسمتي از يك محصول توليدي باشد، كارخانه به دنبال مجموعه اي از قيمتها مي باشد كه سود كل تركيب را افزايش مي دهد. در قيمت گذاري خط توليد محصول شركت تصميم مي گيرد مراحل قيمت را براي مجموعه اي از محصولات عرضه آن تهيه كند، به علاوه، شركت بايد قيمتهاي براي محصولات اختياري تعيين كند(محصولات اختياري يا فرعي كه شامل محصول اصلي مي باشد)، محصولات درگير،(محصولاتي كه استفاده از محصول اصلي نياز دارد). به وسيله محصولات مازاديابي مصرف در زمان ساخت محصول اصلي توليد مي شود)، و حمل و نقل محصول(تركيب محصولات با قيمت كاهش يافته).
در مورد اينكه چگونه شركتها قيمتهايشان را با توجه به انواع متفاوت مشتري و موقعيتها تعديل مي كنند بحث مي كند.
شركتها استراتژي تعديل قيمت متنوعي با توجه به اختلاف در بخشهاي مصرف كننده و موقعيت ها به كار مي گيرند. يكي از آنها تخفيف و قيمت گذاري فوق العاده است كه به موجب آن شركت پول نقد، كيفيت، كار مفيد و كاركردي، يا تخفيفهاي فصلي، يا انواع متفاوت فروش فوق العاده را تثبيت مي كند. استراتژي دوم قيمت گذاري تقسيم است كه به موجب آن شركت محصول خود را به دو يا چند قيمت به منظور تطبيق با مشتريان متفاوت، اشكال محصول، موقعيتها، يا دفعات زماني مي فروشد. بعضي اوقات شركتها در تصميمات قيمت گذاريشان بيشتر به جنبه هاي اقتصادي، كه از قيمت گذاري وابسته به روانشناسي براي روابط بهتر با موقعيت مورد نظر محصول استفاده مي شود توجه مي كنند. در قيمت گذاري تبليغاتي شركت تخفيفها يا فروش موقتي يك محصول را به زير فهرست قيمت به عنوان يك واقعه ويژه تلقي مي كند، گاهي اوقات حتي فروش زير قيمت به عنوان يك عامل خسارت و ضرر محسوب مي شود. روش ديگر قيمت گذاري جغرافيايي است، كه به موجب آن شركت تصميم مي گيرد كه چگونه قيمت به مشتريان و فاصله آنها نزديك است. در نهايت، قيمت گذاري بين المللي به اين معنا است كه شركت قيمت خود را براي رسيدن به شرايط و انتظارات بازارهاي جهاني مختلف تعديل مي كند.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل  در ۱۶۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

این طور به نظر می رسد که در صنایع ساخت نیروی کارمتنوعی مشغول به کار می باشند از این رو
اداره ومدیریت نیروی انسانی در این صنعت کار سخت و چالش برانگیزی است مدیریت استراتژیک
منابع انسانی (SHRM) مدرن، رویکرد ودیدگاهی است در رابطه با توسعه وجوه نیروی انسانی به
منظور بهره برداری از این نیرو درجهت بهبود عملکرد گروهی پروژه ها و ایجاد مزیت رقابتی سازمان.
برنامه ریزی وتوسعه نیروی انسانی پروژه ها بخش اساسی مدیریت منابع انسانی در این صنعت میباشد.
این تحقیق به منظور بررسی وسعت به کارگیری برنامه ریزی وتوسعه نیروی انسانی در پروژه های 
عمرانی صورت گرفته است .
تاکید اصلی این تحقیق به سمت بهینه کردن سطوح ونواحی ازلحاظ برنامه ریزی سازمانی وتوسعه
گروهی به منظور افزایش عملکرد پروژه ومقابله با مسائل ومشکلات مواجه شده نظیرکمبود نیروی کار
ماهر، کارکنان موقت وتغییرپذیر، فقدان یا کمبود آموزش های موثروارزیابی عملکرد می باشد .
مطالعه وبررسی ها با قاطعیت به دنبال بهترین فاکتورهای عملی وشناسایی ابزارها وعوامل اصلی ایجاد
محدودیت به منظور حمایت از مدیریت منابع انسانی (HRM) می باشد .
نتیجه بررسی ها نشان می دهد که با افزایش به کارگیری برنامه ریزی وتوسعه نیروی انسانی نتایج
و اثرات مثبتی را درعملکرد پروژه های عمرانی مشاهده خواهیم کرد.
مقدمه :
فشارهای رقابتی ، هم در بازارهای داخلی وهم در بازارهای جهانی نتایج و اثرات مطلوبی را درمدیریت روابط 
کارکنان ورفتارهای آنان ایجاد کرده و کارکنان را از حالت سستی وبی حرکتی دور، ودر جهت تعهدی مثبت
 نسبت به مشتریان ورفع نیازهای شغلی سوق داده است .
مرم ، افرادی هستند که دیدگاه ها ،ارزش ها ،خصیصه ها ورویکردهایشان را به زندگی سازمانی

می آورند واگر این خصوصیات وعوامل انسانی به خوبی مدیریت شوند می تواند منافع چشمگیری

راعاید سازمان ها کنند .
صنعت ساخت قصد دارد ، نیروی انسانی را به عنوان بخشی از استراتژی بقا نشان دهد . این استراتژی
بر حفظ و بازآموزی کارکنان به منظور افزایش مهارت آنان ( حفظ کارکنان ماهرتر ) یا بر سهولت
جایگزینی کارکنان ماهرتر تاکید می کند (MULLINS.1999).
با توجه به گفته پیترواتر (۱۹۸۲) مردم دیگر نباید به عنوان هزینه تلقی شوند بلکه به عنوان دارایی های
با ارزش شرکت ومنبع اصلی مزیت رقابتی سازمان به حساب می آیند. صنعت ساخت به عنوان صنعتی
کار- محور تلقی می شود . درون این صنعت میان پرسنل مختلف روابط پیچیده ای حاکم است همین
پیچیدگی در روابط انسانی، اساس ومبنای طراحی و سازمان دهی نیروی انسانی درصنعت ساخت است .
بنابراین مردم مرکز توجه ونظرات مختلف صنعت می باشند.
صنعت ساخت جهت تامین رضایت انسان ها وبرآورده کردن خواسته ها واحتیاجات آن ها به وجود آمده
است ، مردم آن را سازمان می دهند وآن ، مردم را به کار می گیرد در واقع رابطه متقابلی بین عرضه
وتقاضا وجود دارد .
بسیاری ازمشکلات وبحران هایی که در بخش صنعت ساخت وپروژه های مرتبط با آن ایجاد شده ، در
نتیجه رفتارهای انسان ها به وجود آمده است وشاید اینگونه به نظر رسد که مدیریت منابع انسانی توانایی
حذف این قبیل خطرها را بیش از هر رویکرد مدیریتی دیگردارد.
در نتیجه داشتن دیدگاه استراتژیک در مدیریت منابع انسانی برای مقابله با مشکلات پیش آمده وتقویت
رقابت سازمانی ضروری به نظر می رسد.
مطالعه وبررسی های جامع به منظورشناسایی وتعیین احتیاجات مدیریت استراتژیک منابع انسانی کارآمد
با تاکید برجنبه های برنامه ریزی منابع انسانی (برنامه ریزی سازمانی ) وتوسعه نیروی انسانی (توسعه
گروهی) ضروری است  تا با ارائه راه حل های امکان پذیر وبا استفاده از ابزار وتکنیک های مدیریت
نیروی انسانی بخش اصلی مشکلات درون صنعت ساخت را به حداقل برسانیم.
این تحقیق بسیار مایل است نشان دهد که می توان با به کارگیری بهینه از نیروی انسانی سود رقابتی
سازمان ها را افزایش داد
انگیزه تحقیق :
ایران برروی کمربند فعال زلزله آلپاین – هیمالیا که یکی از فعال ترین مناطق تکنوتیک در جهان به
شمار می رود قرار گرفته است این امر سبب شده که ایران به عنوان یک کشور زلزله خیز به حساب آید
بیشتر از ۱۳۰ زمین لرزه قوی با بزرگی ۷ ریشتر یا بیشتر درقرون گذشته در آن رخ داده است تنها در
قرن گذشته حدود ۲۵ زمین لرزه بسیار بزرگ موجب کشته شدن بیش از ۲۰۰۰۰۰ نفر وتخریب چندین
شهر وهزاران روستا وضررهای اقتصادی جبران ناپذیری گردید .
زمین لرزه هایی که در ایران رخ داده اند ایران را به عنوان یکی از کشورهای آسیب پذیر در برابر
زلزله در چندین دهه اخیرنشان می دهند .
با توجه به اهمیت این مطالب این سوال مطرح می شود که چرا بیشتر ساختمان ها درطول چند زلزله
اخیر تخریب شده اند در مورد برخی از این خرابی ها ، طراحی نامناسب وعدم وجود مصالح استاندارد
را می توان دلیل اصلی دانست درحالیکه تعداد زیادی ازساختمان ها که با مواد استاندارد وطراحی
مناسب ساخته شده اند، براثر کیفیت پایین ساخت وسازتخریب گردیده اند دراین اماکن عدم وجود نیروی
انسانی متخصص در ساخت وساز علت اصلی این تخریب ها شناخته شده است با این وجود دراکثر
تحقیقاتی که پس ازوقوع زلزله ها صورت گرفته است عدم طراحی مناسب ومصالح استاندارد بیشتر از
دیگر موضوعات مورد توجه قرار گرفته است وتوجه بسیار کمی به نیروی انسانی غیر متخصص
دربخش صنعت ساخت شده است بنابراین اینگونه به نظرمی رسد که منابع انسانی،علی الخصوص در
مورد نیری متخصص، نقش عمده ومهمی را در ارتقا کیفیت ساخت وساز ایفا نمایند . براساس گزارش
وزارت مسکن وشهرسازی ایران عمر مفید ساختمان در ایران حدود ٢٠-۳٠سال می باشد واین درحالی
است که در کشورهای توسعه یافته این میزان در حدود ٨٠- ١٠٠ سال است این موضوع نشان دهنده آن
است که کیفیت پایین ساخت وساز درایران ، اساسی ترین ومهم ترین عیبی است که می بایست مورد
بررس وتجدید نظر قرار گیرد .

شرح مسئله :
مدیریت مردم به طورحتم چالش بر انگیز است هم در سطح استراتژیک وهم در سطح سازمانی . ازاین
روسعی براین است که منابع انسانی در راستای اهداف واستراتژی های سازمان مدیریت وتوسعه یابند .
به منظور اثربخشی مدیریت منابع انسانی لازم است اصلاحاتی در آن صورت گیرد تا بتوانیم با مشکلات
ومسائل برخاسته از درون صنعت ساخت که به شرح زیر می باشد مقابله کنیم .
۱- کمبود نیروی کار ماهر :
وجود منابع انسانی برای هر صنعتی حیاتی است واین امر شامل صنعت ساخت هم می شود طبق ادعای
Paul Manning مدیر اجرای اصلی شرکت ساختمانی (C.Raimondo & Sons) تامین وحفظ
نیروی کار با کیفیت بالا یک نقطه قوت است این مورد به خصوص در سال های اخیر در صنعت ساخت
اهمیت زیادی پیدا کرده است زیرا کمبود فزاینده نیروی کار ماهر در این زمینه زیاد است .
برای مثال لویی از روند نگران کننده ای در صنعت ساخت حرف می زند که کمبود فزاینده کارگران
ماهر ومدیران مجرب است . او همچنین اضافه می کند که کمبود نیروی کار ماهر ومجرب باعث شده
که بر افزایش کمیت وکیفیت آموزشی تأکید کنیم تا کارکنانی مفیدتر وبهتر تحویل دهیم .
۲- نیروی کارموقت – تغییرپذیر :
لزوم  به کارگیری نیروی کار موقت که بتواند از پروژه ای یا مکانی به پروژه یا مکان دیگر نقل مکان
کنند، مشکلات زیادی را برای این نوع کارکنان به وجود می آورد از جمله زندگی شغلی آن ها از حالت
بالانس خارج می شود ( ازدست دادن تعادل زندگی شغلی ) .
ترکیب گروه ها که معمولا طی مراحل مختلف پروژه تغییر می کند باعث می شود انسان هایی با ساختار
وپیشینه ومکان های گوناگون در کنار هم به انجام فعالیت ها بپردازند که خود منتج به ایجاد بی ثباتی
وناپایداری در پروژه ها می گردد .
به کارگیری ونحوه استخدام نیروی کارمرد بسیار چالش بر انگیز می باشد ازجمله مشکلات رایج آن
کمبود مهارتی که در نتیجه تازه کاربودن بخشی از نیروی کار است همچنین مشکلاتی درمدیریت توزیع
مناسب نیروهای کاری مختلف و در ایجاد جو مناسبی که درآن مهارت ها و قابلیت های متفاوت افراد به
خوبی به کار گرفته شود وجود دارد.
۳- تغییربازار کار و آرایش نیروی کار :
T-Micheal Goodrich رئیس بخش مدیریت شرکت BE&K معتقد است که بازارساخت وساز در
حال تغییر است ولی این بیشتر حاصل تغییر جمعیت شناختی نیروی کاراست تا کاهش تعداد کارگران
ماهر .

Goodrich دراین باره می گوید ما امروزه علاوه بر مردان ، زنان زیادی را در صنعت ساخت مشغول
به کار داریم او معتقد است که گروه های سنی نیروی کار در طول زمان درحال افزایش است و ما باید
آماده پاسخگویی به این تغییرات باشیم (تعادل بازارونیروی کار)
۴- فقدان آموزش مفید وارزیابی عملکرد :
به منظور اجرای کارآمد مدیریت منابع انسانی در صنعت ساخت به دو فاکتور مهم یعنی آموزش مفید
وروش موثر جهت ارزیابی عملکرد کارگران آموزش دیده نیاز می باشد . بنابراین استفاده ازیک سیستم
اریابی عملکرد به منظور نظارت وکنترل پیشرفت های گروه های کاری در این صنعت ضروری
می باشد .

۵- نحوه مشارکت کارکنان :
کارگران و کارکنان هنگامی که قدرت و اختیار نداشته باشند واحساس نکنند که مشارکتشان درموفقیت

شرکت موثر است ، بی انگیزه می شوند .
با توجه به بیانات Nesan & Hot  رویکرد مشارکتی ، توسعه رابطه ی مناسب بین مدیران و کارکنان
وانسجام کار گروهی را مد نظر دارد تا هم احتیاجات اجتماعی وهم نیازهای کاری را برآورده کند .
همانطور که Olomolaiye ودیگران معتقدند پول، انگیزه ای قوی است وادعا دارند سیستم پاداشی که
به خوبی طراحی شده باشد موجب افزایش سوددهی برای کارفرما وپاداش برای تلاش کارکنان می شود .
۶- تعهد مدیریت و رهبری :

شرکت های ساخت باید در بخش مدیریت، تعهد ورهبری واحتیاج به برقراری رابطه سودمند بین
کارفرما و کارکنان را مد نظر داشته باشند . بی میلی در گرفتن ابتکار عمل ، در برنامه ریزی و پیاده سازی 
مدیریت منابع انسانی منجر به ناکارآمدی خواهد شد وبرمیزان بازدهی ونحوه اجرا تأثیر خواهدگذاشت .
هدف از مطالعه :
یکی از فاکتورهای لازم برای روبرو شدن با سرمایه انسانی ، مدیریت نیروی انسانی کارآمد است که
برای بقای هر سازمان در عرصه رقابت ضروری است. بنابراین هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان
به کارگیری مدیریت استراتژیک منابع انسانی با تمرکز بر جنبه های برنامه ریزی منابع انسانی ( برنامه
ریزی سازمانی ) وتوسعه منابع انسانی (توسعه گروهی ) در پروژه های عمرانی است ودر نهایت به
تعیین تأثیر این به کارگیری در عملکرد وشناسایی عوامل محدودیت زا دراستفاده از این نوع مدیریت
م پردازد .

به طور خلاصه می توان به چهار هدف اساسی از این تحقیق اشاره کرد :
۱- بررسی بهترین فاکتورهای کابردی در برنامه ریزی وتوسعه منابع انسانی پروژه ها
۲- بررسی میزان به کارگیری ابزارها وشیوه های منتخب منابع انسانی در پروژه های عمرانی .
۳- بررسی وارزیابی میزان تأثیراین عوامل برعملکرد منابع انسانی شاغل در پروژه های عمرانی
۴- شناسایی وتعیین عوامل محدودیت زا در توسعه وبرنامه ریزی منابع انسانی پروژه ها
دامنه مطالعه :

۱- دامنه این تحقیق ، عوامل اجرایی وکارآزموده در صنعت ساخت از جمله پیمانکاران ، مشاوران ،

کارفرمایان درسطوح مختلف پروژه ها را در برمی گیرد . این تحقیق بر سازمان های متوسط و بزرگ

متمرکز شده است .

۲- بررسی شیوه ها و ابزارهای منتخب با تمرکز بر برنامه ریزی وتوسعه منابع انسانی پروژه ها در

زمینه های مشخص برنامه ریزی سازمانی وتوسعه گروهی .

اهمیت مطالعه :

این تحقیق به منظور بررسی تاثیر به کارگیری شیوه های مدیریت منابع انسانی از نظر برنامه ریزی

وتوسعه منابع انسانی در پروژه های عمرانی انجام شده است که نماینگرعملکرد گروهی پروژه خواهد

بود وبر رقابت سازمانی از طریق ارتقای قابلیت های منابع انسانی تأثیر گذار می باشد .

تعیین علل وعوامل محدودیت زا در برنامه ریزی وتوسعه منابع انسانی وتشویق بیشتر به استفاده ازشیوه

ها وابزارهای منابع انسانی به ما کمک خواهد کرد که شرایط را بهبود بخشیم .



  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۱۳ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.– مقدمه
ارتباطات و توسعه يكي از چالش برانگيزترين مباحث درعرصه علوم اجتماعي، اقتصاد ، سياست و فرهنگ طي پنج دهه اخير در سطح جهان بوده است.
مطالعات در اين زمينه بخصوص پس از جنگ جهاني دوم مورد توجه صاحب نظران و انديشمندان و نيز كشورهاي تازه استقلال يافته يا در حال توسعه قرار گرفت. اين موضوع از آن روي اهميت و گسترش يافت كه تكنولوژيهاي جديدارتباطي اهميت فوق العاده اي بخصوص در توسعه اقتصادي پيدا كرد .

  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر

این مقاله در۱۹ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.مقدمه:

اگر در نظر داشته باشيم که به احتمال زياد منافع اجتماعي آموزش و بهداشت از منافع فردي شان بيشتر است. اگر اين پيشگزاره را بپذيريم در آن صورت، واگذاري اين خدمات به بخش خصوصي نمي تواند رفاه اقتصادي را به حداکثر برساند. چون نظام تدارک اين خدمات بوسيله بازار، عمدتا بر منافع خصوصي استوار است و درآن صورت، اين احتمال جدي وجود دارد که اين خدمات به ميزاني که براي حداکثر کردن رفاه جامعه لازم است توليد نشود.

نقش سرمايه انساني در توسعه اقتصادي

هرآن چه که باعث مي شود بازدهي کار بشر با افزايش مهارت هايش بيشتر شود، سرمايه انساني ناميده مي شود. بديهي ترين نمونه اش هم آموزش وپرورش است.
ولي ويژگي مهم سرمايه گذاري در سرمايه انساني اين است که بخش عمده منافع ناشي از آن به صورت درآمد بيشتر نصيب افرادي مي شود که از اين سرمايه گذاري ها بهره مند مي شوند. همين ويژگي باعث شده است که شماري خواهان واگذاري آموزش و بهداشت به بخش خصوصي باشند.


عتیقه زیرخاکی گنج