• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

«…ترديد نكنيمكهتا قرآنبينما عزيز و حاكمنباشد، امّتاسلامينميتواند بهجايگاهيكهشايستهاستدستپيدا كند و اگر قرآنجايخودشرا در بينما پيدا كند آنروز، ما عزّتدنيا و آخرترا خواهيمداشت. دربارهاينخاصيتقرآن بهما گفتهاند كههر وقتظلمتها و شبههها در جامعهشما خودنماييكند بهقرآنمتوسّلشويد و بهآنپناهببريد. زمانما كميايننگرانيرا بوجود آوردهكهموجمخرّبفرهنگغربو توطئههايدشمنانخدا، جوانانما را مورد آسيبقرار بدهد كهبهترينراهبرايما توجّهبهقرآناستكهخوشبختانهچنينوضعيدر جامعهپيدا شدهاست. وليبهبخشياز جامعهمحدود است. ما اميدواريمهمهيجامعهما از ايننورانيتبهرهبگيرند
منافعو مصالحاسلاممهمترينمسألهاز نظر قرآن
«…قرآنگاهيتحليلميكند و ميفرمايد: از ترساينكهفقير شويد، از ترساينكهضرر كنيد، از ترساينكهمصيبتيپيشبيايد و بعداً روابطخارجينداشتهباشيد و فلانچيز مورد علاقهشما آسيبنبيند، اينكارها و تخلّفاترا انجامميدهيد.
مطلبيكهميخواهمعنوانكنمايناستكهما بايد در فرهنگاسلامييكاولويتمهمّ بگنجانيمو آنهمتقدّممنافعاسلامبر همهچيز است. اينخيليمهماست. اينخواستقرآناست. يقيناً روحاسلاماز مسلمانانواقعيميخواهد كههر جا پايخدا، پيامبر (ص)، قرآن، امّتاسلاميو مصالحاسلامپيشميآيد، جاييبرايترجيحساير منافعنباشد.مثلاً مصالحجغرافياييبرايخيلياز ملّتها و دولتها پيشميآيد. مسايلنژادي، حزبيو منافعمادّيو تجاريهممهماست. نميتوانبهدولتيگفتنسبتبهاينها بيتوجّهباشد. منافعدولتها مهماست. اما منافعو مصالحاسلاممهمتر است. در داخليكدولتهمجريانهايمختلف، احزابو باندها هستند كهبايد منافعآنها در راستايمصالحدولتباشد و منافعدولتهاياسلاميهمبايد در راستايمصالحاسلامباشد.
واقعاً مسايليكهقرآنبرايمصالحاسلاماز ما خواستهاست، امروز در دنياياسلامكمعملميشود. در گذشتههمنبودهاست. يا لااقلمنزمانيرا سراغندارمكهنامببرمكهمثلاً در فلانتاريخمنافعاسلامدر اولويتدولتها بود. حتّيدر مدينهكهجمعيتمحدوديداشتو شهريبود و مسايلقوميو جغرافياييمطرحنبود، همينمشكلوجود داشت. گفتمكهآياتمتعدّديبهاينمسألهاشارهميكنند…»
[ سخنرانيدر مراسمكنفرانسبينالملليوحدتاسلامي- ۷ تير ۱۳۷۸ ]
***
فاصلهگيريدنياياسلاماز توصيهها و سفارشاتقرآني
«…واقعاً از آنچهكهقرآناز ما خواستهو آنچهكهالاندنياياسلامبهآنپايبند است، خيليفاصلهداريم. البتهاز اولظهور اسلاماينفاصلهبود. اينرا از گلايةقرآنميفهميمكهنسبتبهمسلمانانمدينهآنهمدر يكواحد كوچكدر دنيايآنروز دارد. پيداستكهمسلمانانهيچوقتبهاينندايمهمّ الهيكهيكنوعولايتبينامّتواحد اسلامياست، لبّيكنگفتند. اينمسألهبايد در دستور كار قرار بگيرد و رويآنكار كنيد كهراهحلاينمعضلچيست؟
گفتماينگلايهرا از مدينهداريم. در سورهتوبه، سورةمائدهو سورههايديگر قرآنآياتزيادياستكهخداوند بعضياز مسلمانانرا توبيخميكند كهچرا بهروابطاسلامياهميتنميدهيد؟ چرا بهاولويتهايجامعهاسلاميتوجهنميكنيد؟
در همينآيهايكهدر اولصحبتمخواندم، به مسلمانانميگويد: اياهلايماناگر پدرانو برادرانشما كفر را بر ايمانبگزينند، نبايد آنها را دوستبداريد. و هر كساز شما (با وجود كفر) آنانرا دوستبدارد،بيشكستمكاراست.
همينمضمونرا با اسمبردنطوائفوادياندر سورةمائدهداريم. در سورههايديگر همهست. در سورةتوبهبعد از اينآيههمانگيزههايبشريرا عنوانميكند كهدر ارزيابيو اولويتدهيبهآنها توجهميكند. پدر، مادر، زن، مسكنو ديگر چيزهايمورد علاقهبشر وقتيدر مقابلاسلام، مسلمانانو خدا قرار ميگيرند، محكومميشوند و قرآنهممخاطبينآنروز خود را توبيخميكند…»
[ سخنرانيدر مراسمكنفرانسبينالملليوحدتاسلامي- ۷ تير ۱۳۷۸ ]
***
تأكيد قرآنبر سعادتدنيا
«…در قرآنحدود ۱۳۰ مورد اسمدنيا و تقريباً حدود ۱۳۰ مورد اسمآخرتميآيد، يعنيلفظدنيا و لفظآخرتميآيد. البتهبا تعبيراتديگر خيليبيشترا ست. در اكثر آياتبهزندگيدنيا و آخرتاشارهدارد.
حدود ۱۰ مورد در جاهاييكهبحثدنيا استقرآنتأكيد دارد كهسعادتدنيا را اهميتدهيد. يعنيمثبتتلقّيميكند. كلمهآخرتمعلوماستكهپايانكار نيست. قطعهاياز زندگياستكهبعد از اينميآيد. اينجلو و آنعقباست. كلمهدنيا از «دُنب» گرفتهشدهاست. آنهاييكهميخواهند زاهدانهبحثكنند، دنيميدانند، بعضياز كلمهدنيا «پستي» ميفهمند كهانصافاً اينفهميدهنميشود. بلكهنزديكيفهميدهميشود و از ريشه«دنو» بهمعنايقرباست. جاييكهبهما نزديكتر است. آخرت، بعد از اينميآيد و فاصلهاستكهبعد از مرگشروعميشود يا بعد از دورانواسطهميانقيامتو مرگشروعميشود كهچيز ديگرياست. 
بهر حالكلمهدنيا معنايمتعارفشدر قرآننزديكياستو پائينو بستهبودن، نيست. يكي، دو مورد داريمكهتعبير پستيدادهميشود. يكمورد، در مورد بنياسرائيلاستوقتيكهدر صحرا زندگيميكردند كهبنياسرائيلميگويند، وقتيكهگفتند: بجاي«منو سلوي» بهما پياز و سير و سبزيو اينچيزها بدهيد در تعبير قرآنايناستكهشما چيزهايعاليتر را ميخواهيد. پسبدهيد و چيزهايپستتر را بگيريد، كلمه«ادني» را آوردهاست. ادنيباز از همينرشته«دنو» است. كوچكتر همدر يكمورد از قرآنآمدهكهاصغر و اكبر را تعبير ادنا و بزرگتر كردهاست. اينيكمورد استو آنهميكمورد است…» 
[ خطبههاينماز جمعهتهران- ۷ تير ۱۳۷۸ ]
***
زندگيواقعيو هدفآناز نظر اسلام
«…انسانمكتبامامحسين(ع) دارايايدئولوژي- برايما ايدئولوژياسلاميو قرآنياز نوعاهلبيت(ع) – ميباشد. انسانيكهنسبتبهعقايد و افكار خود بيتفاوت نباشد و نگويد ما عقيدهخودمانرا داريم، بايد برايدفاعاز عقيده، همفكر پيدا كردن، ترويجعقيدهو از صحنهبيرونكردنمخالفانعقيدهاشتلاشو مجاهدتكند.
اينمسئلهتمامنميشود، نكتهاساسيبحثمنايناستكهزندگيايناست. يعنيتا زمانيكهنفسميكشيمو قدرتحركتو كار داريم، بايد اينگونهباشيم. اينكهشاعر ميگويد «مازندهاز آنيمكهآرامنگيريم» مهماست. يعنيوقتيآرامگرفتيم، ديگر زندهنيستم. تشبيهبسيار درستيكردهاست: «موجيمكهآسودگيما عدمماست» وقتيسطحدريا آرامبگيريد، ديگر موجيوجود ندارد. تمامميشود. يعنيآرامشبا عدمو نبودنمساوياست.
بنابراينحياتواقعيايناست. اگر ميخواهيمزندگيطيبهقرآنيداشتهباشيم، مصداقشايناست. همهموجوداتزندهحياتحيوانيدارند. سلوليهمكهفقطبا ذرهبينهايبزرگديدهميشود، زندهاست، حياتدارد، رشد و تكثير ميكند، توليد مثلدارد. يكويروس، خيليسريع، بهدنيايياز ويروستبديلميشود. امّا آنحياتمورد توجه، معنويو انسانيقرآننيست. موجوداتبايد باشند و شايد يكياز اهدافخلقتآنانايناستكهدر خدمتانسان، آنهمانسانمعتقد و مجاهد باشند…»
[ سخنرانيدر مراسمافتتاحگردهماييمسئولانعقيدتيـ سياسيبسيج- ۱۲ ارديبهشت۱۳۸۰ ]
***
توجهقرآنبهشرايطزمانو مكان
«…اسلامدينتا قيامتاست. اجتهاد بازيكهدر اسلامگذاشتند، حقيقتاً يكمعجزهاست. اصلاً نقطهيمهممعجزهقرآن، بهعنوانمعجزهيخالدههمينجا استكهشرايطيرا درستبكند تا در هر زمانيبتوانيماصولرا اجرا كنيمو كسانيكهفكر ميكنند سنّتگراييدر متناسلاماست، اشتباهميكنند و چنيننيست. سنتها مقدّسهستند. نوآوريها مهمّ است. همراهزمانبودنمهمّ است. «مَنْ س’اوا يَوماً كُونوُا مَغْبون» مهمّ است. اصلاً اسلاموقتيآمد، يكتطوّر و تحوّلبود. انقلابعظيميبود.
بنابراينخودمانبايد شرايطيرا درككنيم. متناسببا شرايطروز اسلامرا بشناسيم. اجتهاد و تحليلكنيمو تصميمبگيريم. ما بايد عاملو هاديحركتقطار تاريخباشيم. اگر قرآنيهستيم، قرآنبايد انرژيحركتتاريخبشريتباشد. مگر غير از قرآنچيزياست؟ آيا تورات، انجيلو يا كتابهايماركسميتوانند اينسوخترا تهيهكنند؟ اينانرژيبايد از قرآنگرفتهشود. اينانرژيروزيميخواستماشينكوچكيرا حركتبدهد و امروز بايد قطارهايسنگينرا حركتبدهد و بايد پرواز كند. اينيكياز چيزهايياستكهجنبهيحكومتيدارد و الاندر اجرايآننقصميبينيم. علّتآن، ايناستكهحكومتنوپا است. برنامههايتحصيليبايد كاربرديتر باشد و خيليذهنينباشد…»
[ سخنرانيدر مراسمجشنفارغالتحصيليدانشگاهجامعةالزهرا (س) – ۱۰ خرداد ۱۳۸۰ ]
***

برخورد قرآنبا منافقين
«…يكياز آياتمأنوسقرآنكهحتماً زياد شنيدهايد، در سورةصفاستكهميخوانمتا ملاككردار، رفتار و گفتار زندگيما باشد. قرآنبا خطاببهانسانهايدورو و شايد منافقاينگونهبرخورد ميكند. «يا ايهاالذينآمنوالمتقولونما لا تفعلون» اينخطاببههمهنيست، بهمؤمنيناست. چوناز مؤمنينتوقعنيست، قرآنبا لحنكنايهآميز مطرحميكند. چرا چيزهاييرا كهعملنميكنيد؟ ميگوييد. بر زبانميآوريد وليعملتانغير از آناناست. حالا چهبا زبانعينييا لفظچهبهنوعديگر. يعنيتظاهريكهبا عملواقعيمـا سازگار نباشد…»
[ خطبههاينماز جمعهتهران- ۱۸ خرداد ۱۳۸۰ ]
***
نيتخالصو اخلاص، بهتريندرساخلاقيقرآن
«…لذا بهتريندرساخلاقيقرآنكهگفتمدر قرآنبهآنتكيهشده، نيتخالصو اخلاصاست و بدترينحالتبرايانسانها حالترياكاريو تظاهر و شعار و اظهار بدونعملو ادعايبدونكردار ميباشد كهواقعاً برايجامعهخطرناكاستو جامعهرا از حالتآزادگيو جوانمرديبهحالترياكاري، تظاهر، دورويي، فاصلهگرفتن، شكستنصف، از بينبردنوحدتو دچار تفرقهشدنميكشاند. انساناز هماناولكهميخواهد كاريبكند، و ميگويد ميخواهماينكار را بكنم، دو حالتدارد.
نيتمهماست. اينكهگفتمبهنيتبرگرديم، برايهميناست. اگر از اولبنايعملنداريد، از هماناولنفاقاست. ميگويد و بنايعملهمندارد. يا نه، بنايعملدارد، وليدر عملاقداميجدّينميكند. اينبهضعفارادهبرميگردد كهباز همخطرناكاست…»
قرآن، محور وحدتمسلمانان
«… هدفايناستكهمحورهاييبرايامتاسلاميباشد كهآنها مانعتفرقهو تشتّتو درگيريشوند.
مهمترينمحور قرآناست. اينآيهايكهبهعنوانشعار اجلاسشماست«واعتصموا بحبلاللّ’هجميعاً و لا تفرقوا» مهمترينمصداقيكهاينجا ميتوانبرايحبلاللّ’هدر نظر گرفت، قرآناست. اگر مصاديقديگريهمدارد كهدارد، آنها همبهوحدتمربوطميشود.
قرآنيكياز محورهايوحدتو مهمترينمحور است. اگر پيامبر (ص) اهلبيت(ع) و ذويالقربيرا در كنار قرآنمطرحكرده، بهخاطر ايناستكهاينها مفسّر قرآن، رافعاختلافو مرجعفكريو عقيدتيپيشامدها و اختلافاتباشند…»
[ سخنرانيدر مراسمافتتاحچهاردهمينكنفرانسبينالملليوحدتاسلامي- ۲۰ خرداد ۱۳۸۰ ]
***
بحثتقوا در قرآن، از محورهاياساسي
«…يكياز محورهاياساسيبحثدر قرآن، تقواستكهحدود ۶۰۰ آيهقرآنبا تعبير تفكّر، تعقّل، تدبير و عرفانانسانهاييرا كهبا فكر، منطقو عالمانهراهشانرا انتخابميكنند، ستايشميكند و بههمينمقدار آياتيهستكهانسانهاييكهجاهلانهو يكدندهرويمطالبناحقميايستند و مقاومتشيطانيميكنند، محكومميشوند…»
[ خطبههاينماز جمعهتهران۳۱ خرداد ۱۳۸۱ ]
***
لزومبرنامهريزيبرايدنيا بر اساسمحتوايقرآن
«…خوشبختانهقرآنمتندستنخوردهاياستكهدر اختيار ما است. از قرآنكهبگذريمبقيهعمدتاً ظنيالصدور هستند. در اينموارد قطعيتالصدوريكهدر احاديثمتواتر هست، بسيار كمداريم. متواتر هستند، وليقطعيالصدور نيستند. نميتواند برايانسانحجتباشد و با آنطرفشد. فقطميتوانيمبهقرآنتكيهكنيم.
آنچهكهظاهر قرآناست، برنامهعملينيست. بايد در آنبرنامههزارانحكمبر مبنايقرآنو متناسببا زمانداشتهباشيمكهيككتاببسيار قطور و دايرةالمعارفيغنيخواهد بود كهزندگيبشر را تحتپوششقرار بدهد. آنبرنامهخيليوسيعاست. آنبرنامهپيشامامزمان(عج) هست. شايد كتابهايجامعو امثالاينهاييكهبحثميشود يا علوميكهگفتهميشود پيامبر(ص) بهعلي(ع) واگذار كرد و يا آنحرفهايفراواناز حروفكهاينها نقطهعلومهستند و خيليها كمباز شدند و سهحرفتا زمانامامزمان(عج) باز ميشود و يا هر بابيرا كهبرايعلي(ع) باز ميكردند، از آنبابهايفراوانباز ميشد، اينها همهتعبيراتياستكهميخواهد بگويد كهاينرشتهسر دراز دارد و بايد برنامهكامليدر اختيار ائمهمعصوم(ع) باشد…»

عتیقه زیرخاکی گنج