• بازدید : 44 views
  • بدون نظر

این فایل در ۷۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است: برای انسان رسیدن به کمال بدون نوعی از عشق ورزیدن امکان پذیر نیست. بدین گونه هر کس در آرزوی عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. هر چند عده زیادی هستند که بطور کامل ناکام می گردند. امروزه عده ای هستند که می ترسند به نفوذ عشق دیگری سر فرود آورند زیرا تصور می کنند هویت شخص خود را از دست می دهند. عده ای دیگر در ناخود آگاه خود عاشق شدن را ممنوع می کنند چون نمی خواهند مورد خیانت واقع شوندتوهم در عشق افراد زیادی هستند که بدلیل عدم تجربه و آموزش کافی همیشه آنچه را که فقط توهمی خیال پردازانه است به عنوان عشق واقعی تعبیر می کنند. البته این توهم ببیشتر پیده ای رایج در میان جوانان است. تنظیم ملاک ها منبی بر تفاوت و تفارق بین عشق راستین و دروعین کار محالی نیست البته نه برای فرد عاشق چون او خود درگیر است بلکه برای بوسیله سوم شخص ناظر. بنظر ویلیام اشتکل روان شناس برجسته توهم در عشق ناشی از رنجیدگی است. هنر عسق ورزیدن هنر عشق ورزیدن چیزی است که بایستی آموخته شود و شگفت آور نیست که پندار در عشق موجب شوربختی می گردد. نخستین شرط خوشبختی در عشق، عشق مطلوب و عاملی است که باعث گسترش شخصیت هر دو شریک می باشد. یکی از مشکلاتی که دراین رابطه در مورد خانم ها مطرح می گردد سرد مزاجی است. سرد مزاجی حالتی است با خصوصیات از قبیل اغلب عصبی، متلون، فتنه جو و بد مشرب. این حالت می تواند ریشه در علل و حوادث رخ داده در زندگی و یا کشمکش های روانی باشد. این موضوع می تواند در دراز مدت باعث جدایی زوجین گردد. متاسفانه چون اکثر مردان متوجه این موضوع نمی گردند نمی توانند به همسران خود دراین رابطه کمک نمایند. ماهیت عشق غریزه در انسان هرگز چیزی منخصرا بیولوژیکی نیست. همانطور که در میان ما انسانها خوردن تنها در خدمت بقای فرد نمی باشد. بهمین شکل غریزه جنسی در زندگی می باشد. انسان برای بدست آوردن دل می بایست از راه احساسی نزدیک شود چرا که بدون آن خوشنودی واقعی امکان پذیر نیست. همچنین باید گفت عشق حقیقی موثرترین و تعالی بخش ترین خلاق وجود انسانی است. به امید آنکه این مقدمه بتواند کمک حال آندسته گردد که هنوز در ابتدای راه هستند. روانشناسي پيوند عاشقانه و مفاهيم عشق افـراد بـالغ در ارتبــاط برقرار كردن با ديگران داراي تفاتهايي مي بـاشـند كـه ريشـه در طـفوليـت آنها و چگونگي رابطه سـرپرست آنان در خردسالي (پدر، مادر يا پرستار) با آنان دارد. بدين مفهوم كه اگر ســرپرست با طفل رابطه مـحبت آميز داشته و نيازهاي كودك را بدرستي پاسخ گويد، طفل نيز پيوند اطمينان آميز و توام با امنيت با سرپرست خـــود برقرار مي كـند. طـفل ميـل بـه برقــرار كردن رابطه نزديك و صـمـيـمانه بـــا سرپرست خود خواهد داشت و يا از دور به سرپرست خود لبخند ميزند. حـال اگـــر سرپرست طفل به كودك آنچنان كه بايد توجه نكند و به وي بي اعتنا باشــد،در طفل دو سبك پيوند ديگر شكل ميگيرد يكي آنكه طـفل مضطرب و سردرگم ميگردد و خصومت و نارضايتي خـود رافعالانه و يا غير مستقيم به سرپرست خود نشان ميدهد و يا آنكه در طفل پيوند اجتنابي شكل گرفته و از سرپرست خود دوري مي كـند. اين طرز رفتار با طفل در شخصيت كودك رسوخ كرده و در بزرگسالي خود را نمايان ميكنـد كـه در اين صورت با ۴ شخصيت از لحاظ سبك شكل گيري پيوند و دلبستـگي مـيـان فـرد با فرد ديگر به ويژه جنس مخالف و مسايل عشقي مواجه خواهيم بود: ۱- بالغين مطمئن و برخوردار از امنيت: اينگونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند:توانايي ارتباط برقرار كردن و صميمي گشتن با ديگران. احترام به حريم شخصي و فضاي شخصي براي خود و شريك زندگي خود. نسبت به احساسات شريك زندگيش همدلي كرده و به آساني وي را ميبخشد . داراي مرز و حدود مشـخص براي خود، داراي عزت نفس بالا، پشـتيبان و محبوب ميباشد. از آنكه با فردي خيلي صميمي گردد و يا از سوي وي طرد گردد، نـگـران و بـيمناك نيست. تمايل به برقراري رابطه دراز مدت. مسايـل خصـوصي خود را در صورت لزوم در اختيار ديگران قرار مي دهـد و در بـاز كردن سفره دلش نزد ديگران محتاط است. از رابطه جنسي لذت مي برد بويژه با يك شريك دراز مدت. براي ديگران احترام زيادي قائل است. هنگامي كه به كمك احتياج دارد از ديگران طلب ياري مي كند. در تعامل با ديگران مثبت، خوشبين، سازنده و سخاوتمند است. خلاق و روشن فكر بوده و از مرگ نمي هراسد. ۲- بالغين اجتنابي: اين گونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند: رابطه آنها از لحاظ فيزيكي و احساسي غير صميمي ميباشد. آنها به دوري و جدايي عادت داشته و اينگونه راحت تر هستند. به ديگران زياد توجه ندارند و ممكن است خودخواه بنظر آيند. نسبت به احساسات و نيازهاي شريك زندگي خود بي مسئوليت، بـي اعـتـنا و ناشكيبا هستند. افــرادي منزوي هستند و مـمـكن است رفتـارهـاي كنـتـرل جـويانـه، منـتـقـدانـه و غضبناكي بروز دهند. نياز مبرمي به تعريف و تمجيد و پذيرش دارند. قادر به برقرار كردن رابطه صميمانه با ديگران نيستند. سفـره دلـشان را براي كسي نمي گـشايند و بـي پـرده احساستـشان را بـيـان نميكنند. خشك و انعطاف ناپذيرند و به ديگران اعتماد ندارند. زياد در رابطه دراز مدت سرمايه گذاري نميكنند. پس از جدايي زياد غمگين نميگردند. معمولا به كار زياد اعتياد دارند تا بتوانند اينگونه از رابطه صميمانه اجتناب كنند. هنگام رابطه جنسي با شريكش فرد ديگري را در ذهن مجسم ميكند. والدين خود را طرد كننده به خاطر مي آورند. دوران كـــودكي آشفته اي را پشت سر گذاشته اند (والدين الكلي و يا بد رفتاري از سوي آنان) هنگامي كه خود و يا شريك زندگيش پريشان و دچار مشكل مي گردند از شريك خود دوري ميگزيند. تعاملات اجتماعي را خسته كننده ميداند و از مرگ بيمناك است. مفاهيم عشق بـه واسـطه آزمـايشـات گـونـاگون تـفاوتهاي ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گرديده اند. براي مثال مشـخص شده كـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتي و منافع مـشـتـرك بـيـشتـر بـها مي دهند و بـيـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگي بيشتري به فرد مقابل خود پيدا مي كنند. در زيـر به سبـك هاي مـخـتـلف عشـق اشاره گرديده است: ۱- اروس(EROS): عشق شهواني – عـشق بـه زيبايي – فاقد منطق – عشق فيزيكي كه بواسطه جذابيت و كشش هاي جسماني و يا ابراز آن بطور فيزيكي نمايان ميگردد -همان عشق در نگاه اول – با شدت آغاز شده و بسرعت فروكش ميكند. ۲- لودوس(LUDUS): عـشق تـفنني – ايـن عشـق بـيـشتـر مـتعلق به دوران نوجواني ميباشد – عشق هاي رمانتيك زودگذر – لودوس ابراز ظاهري عشق ميباشد – كـثرت گرا نسبت به شريك عشقي – به اصطلاح فرد را تا لب چشمه برده و تشنه بازمي گرداند -رابطه دراز مدت بعيد بنظر ميرسد. ۳- فيلو(PHILO): عشق بـرادرانـه – عـشـقـي كـه مبتني بر پيوند مشترك مي باشد -عـشقي كـه بـر پـايـه وحـدت و هـمـكاري بـوده و هـدف آن دسـتـيـابي بـه منافع مشترك ميباشد. ۴- استورگ(STORGE): عشق دوستانه – وابسته به احترام و نگراني نسبت به منافع مـتقابل – در اين عشق همنشيني و همدمي بيشتر نمايان مي باشـد – صـمـيـمـانـه و متعهد- رابطه دراز مدت است – پايدار و بادوام – فقدان شهوت. ۵- پراگما(PRAGMA): عشق منطقي – اين مختص افرادي است كه نگران اين موضوع ميباشند كه آيا فرد مقابلشان در آينده پدر يا مادر خوبي براي فرزندانشان خواهند شد؟ عشقي كه مبتني بر منافع و دورنماي مشترك مي باشـد – پـايـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرا ميباشد – همبستگي براي اهداف و منافع مشترك. ۶-مانيا(MANIA): عشق افراطي – انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگيز – شيفتگي شديد به معشوق – اغلبا فاقد عزت نفس -عدم رضايت از رابطه – مانند وسوسه ميماند و ميتـواند بـه احساسات مبالغه آميز و افراطي منجر گردد – عشق دردسر ساز – عشق وسواس گونه.


عتیقه زیرخاکی گنج