• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بخش اول، تكامل انسان از ديدگاه قرآن و احاديث: تكامل انسان (تكامل در قرآن، انسان از نظر قرآن، ازدواج فرزندان آدم، انسان مخلوق تكامل يافته ،تكامل انسان از ديدگاه علماي اسلامي )؛ بخش دوم، سير تكامل انسان در عالم ذر: عالم ذريا پيمان الست (بررسي آيه‌ي اخذ ميثاق در عالم ذر، بررسي آيه‌ي امانت در عالم ذر)، نقش ارواح در عالم ذر. بررسي روايات مربوط به ذر ؛ ببخش سوم، سير تكاملي انسان در دنيا: كيفيت خلقت انسان از نظر قرآن، مراحل كامل شدن انسان در اسلام، راه تكامل انسان، موفق‌ترين راه ترقي انسان (نقش دعا در رسيدن به تكامل انسان، موفق‌ترين راه ترقي انسان(نقش دعا در رسيدن به تكامل، تقوا معيار كمال و سير مؤمن ) 
از جمله هدف‏هاي روانشناسي را مي‏توان تأمين نيازمنديها در موجود زنده از قبيل ايجاد نشاط و حالتي براي فعاليت و در نتيجه انجام اعمال و رفتارها و برآوردن نيازهاي اساسي و ضروري زندگي و ادامه آن به‏طور كلّي هماهنگ كردن انسان‏ها با محيط زندگي دانست۱٫
طبيعي است كه انگيزه‏هاي فراواني انسانها دارند كه در انجام اين اهداف تأثير دارند و مي‏توان اين انگيزه‏ها را به دو بخش اصلي تقسيم نمود: ۱ – انگيزه‏هاي فيزيولوژيك؛ ۲ – انگيزه‏هاي رواني
انگيزه‏هاي فيزيولوژيك به نيازهاي مربوط به جسم و عوارضي كه در بافت‏هاي بدن، مانند كمبود مواد لازم براي بدن يا به‏هم خوردن تعادل آن به وجود مي‏آيند، مربوط مي‏شود.
اين انگيزه‏ها، رفتار فرد را به جهت اهدافي كه نيازهاي فيزيولوژيك بدن را برآورده مي‏سازند راهنمائي و يا نقص و كمبودي را كه گاهي در بافت‏هاي بدن به وجود مي‏آورد، جبران و روح و بدن را به حالت توازن در مي‏آورد. 
انگيزه‏هاي رواني نيز در جريان رشد نيازهاي معنوي فردي و اجتماعي انسان تأثير به سزائي دارند.
در قرآن مجيد كه از هرگونه تحريف و تغيير مبرّا هست، روي انجام اين انگيزه‏ها به نحو كامل و صحيح براي تأمين اهداف عالي تعيين شده در شرايع آسماني غير تحريف شده تأكيدهاي فراواني انجام شده است. حكمت فراگير خداوند كه نعمت‏هاي خود را به مخلوقاتش عطا فرموده، چنين اقتضا مي‏كند كه در آنها ويژگيها و صفات مخصوصي به وديعه بگذارد و آنها را شايسته انجام وظائفي بكند كه براي انجام آنها آفريده شده‏اند خداوند از زبان حضرت ابراهيم عليه‏السلام در قرآن در مقام اثبات وجودش چنين نقل مي‏كند:
«…رَبُّناَ الَّذِي اَعْطي كُلَّ شَئٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدي» «خداي ما آن كسي است كه همه موجودات عالم را نعمت وجود بخشيده، سپس به راه كمالش هدايت كرده است»۲٫
و در سوره «اعلي» آيه ۱ – ۳ در مقام توصيف صانع عالم و آفريدگار جهان و همه مخلوقات از جمله انسانها چنين مي‏فرمايد:
«سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلي الَّذِي خَلَقَ فَسَوّي وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدي» «اي پيامبر به نام خداي خود كه برتر و بالاتر از همه موجودات است، به تسبيح و ستايش مشغول باش، آن خدائي كه عالم را آفريد و همه آنها را به حد كمال خود رسانيد و آن خدائي كه هر چيز را قدر و اندازه داد و به راه كمالش هدايت نمود».
چنانچه خوانندگان توجه دارند، اين انگيزه‏ها و عوامل حيات فيزيولوژي، توازن لازم و كافي براي ادامه زندگي را در انسانها فراهم مي‏سازند و طبق تحقيقات جديد دانشمندان فيزيولوژي در بدن انسان و حيوان نوعي تمايل طبيعي نسبت به حفظ توازن ثابت در باطن و فطرت و سرشت انسان‏ها وجود دارد. اين، همان نظريه‏اي است كه چهارده قرن قبل در قرآن مجيد اصول آن را در آيات متعددي چنين بيان فرموده است. از جمله اين آيات، آيه ۱۹ از سوره «حجر» است:
«وَالأَرْضَ مَدَدْناها وَ اَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ اَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَئٍ مَوْزُونٍ» «زمين را گسترانيديم و در آن، كوههاي عظيم بر نهاديم و از آن هر چيز را مناسب و موافق با حكمت و عنايت برويانيديم».
و در آيه ديگري(در سوره فرقان، آيه ۲) مي‏فرمايد:
«وَ خَلَقَ كُلَّ شَئٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرا» «خداوند همه چيز را آفريد، آنگاه آن را در اندازه معيني قرار داد».
و در آيه ديگر۳ مي‏فرمايد:
«وَ كُلَّ شَئٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ» «… هر چيزي نزد او به اندازه است».
پس انحاء تقدير و توازن در خلقت الهي يك اصل مهم اساسي است كه براساس آن موجودات را مطابق با مصالح و نيازهاي آنها آفريده، و براي هر شي‏اي آنچه را كه لازمه ادامه زندگي و حيات اوست، اعطاء كرده است:
«اِنّا كُلَّ شَئٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ» «ما همه چيز را در اندازه‏هاي مشخص و معيني آفريديم».
پس ايجاد توازن روحي و جسمي يك هدفي است كه در علوم مربوط به انسان و حيوان از جمله روانشناسي از ديدگاه قرآن، مسأله‏اي است مهم و قابل طرح. و انگيزه‏ها و عوامل فراواني در تأمين اين هدف و انجام آن به نحو نيكو وجود دارد از قبيل عوامل حفظ ذات، در سوره‏هاي طه، ۱۷ – ۱۲۰ – سوره نمل آيات ۱۷، ۱۸، ۸۰ و ۸۱ – سوره توبه آيه ۱۲۰ – سوره بقره، آيه ۱۵۵ – سوره نحل آيه ۱۱۲ – سوره قريش آيه ۳ و ۴ و غير اينها از آيات فراوان در قرآن كه به توضيح انگيزه‏ها و انجام بهينه هدف ايجاد توازن در جسم و روح مي‏پردازند از جمله آنها بيان انگيزه بقاء نوع و انگيزه جنسي و غير اينها(سوره حجرات، ۱۳ – نساء، ۱ – نحل، ۷۲ و…).

عوامل و انگيزه‏هاي رواني در قرآن
نظير انگيزه‏ها و عوامل فيزيولوژيكي عوامل و انگيزه‏هاي رواني و فطري هستند كه نيازهاي فطري و معنوي و اساسي در سرشت روان انسانها را برآورده مي‏سازند از قبيل عدالت‏خواهي، نيكي، زيبائي و احساس نظم و ايجاد هم‏بستگي و ساير تمايلات روحي و فطري انسان.
در قرآن مجيد و احاديث اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‏السلام دستورات كافي و وافي در اين مورد وارد شده و توضيح داده شده است و دانشمندان غربي نيز كم و بيش به اين حقايق اعتراف دارند از جمله «ابراهام مارنو» يكي از دانشمندان غرب عقيده دارد كه نيازهاي معنوي انسان نوعي نيازهاي فطري هستند كه تكامل رشد و بالندگي شخصيت فرد به برآوردن آنها بستگي دارد۴٫
حالتهاي انفعالي در قرآن
از جمله اهداف روانشناسي اسلامي بيان و توضيح يك سلسله از حالتهاي انفعالي در انسان و نيز در حيوانات مي‏باشد و اين حالت‏ها و عواطف در حفظ بقاي نسل انسان و حيوان به آنها كمك شاياني مي‏نمايند مثلاً حالت ترس كه يك حالت انفعالي است، انسانها را از خطرهائي كه تهديد مي‏كند، دور مي‏سازد و همچنين ساير حالات انفعالي از قبيل خشم و … انسانها را به دفاع از خود و مبارزه براي بقاء نوع و حالت انفعالي مثلاً محبت؛ اساس پيوند دو جنس نر و ماده در انسان و حيوان بوده و براي جذب هركدام به ديگري به منظور بقاي نوع لازم و ضروري است و بحث از رابطه نزديك اين حالتها و انفعالها در انسان و حيوان از جمله مسائلي است قابل بحث و بررسي در روانشناسي و يكي از مسائل اساسي آن علم به شمار مي‏رود. 
در قرآن كريم نيز توصيف و توضيح دقيقي درباره بسياري از عواطف انفعالي مانند ترس، خشم، محبت، شادي، نفرت، غيرت، حسد، ندامت، شرم و خواري و ساير حالتهاي مهم و اساسي نفس انسان ذكر گرديده است.
از جمله اين انفعالها «حالت ترس» است كه در قرآن در آيات متعددي ترس براي حفظ انسان از عذاب الهي و اجتناب از گناهان و تمسك به پرهيزگاري و عبادت و كار و غير اينها مطرح گرديده است و سوره‏هاي مختلف قرآن۵ مسائل گوناگون مربوط به ترس و انواع آن را مورد بحث و تحقيق و بررسي قرار داده است مراجعه كنيد.
نظير ترس ساير صفات انفعالي انسانها از قبيل «خشم»۶ و «محبت۷ و حبّ ذات»۸ و «نوع‏دوستي»۹ و محبت پدري و مادري۱۰و محبت خداوند۱۱ و پيامبر۱۲ و شادي۱۳ و حسد۱۴ و اندوه۱۵ و ندامت و پشيماني۱۶ و غير اينها از انواع و موارد انفعالها را ذكر و توضيح داده است و حتي در قرآن نمونه‏هاي عملي قابل تنبّه در آيات متعدد ذكر گرديده است مراجعه كنيد۱۷٫
بديهي است كه همراه اين انفعالها تغييرات فيزيولوژي زيادي در بدن انسانها و در شكل ظاهري بدن و خطوط چهره از قبيل ضربان قلب، انقباض موي‏رگهاي خوني در امعاء و احشاء و گسترده شدن اين موي‏رگها در سطح بدن پديد مي‏آيند.
و در قرآن مجيد نيز از اضطراب و تپش شديد قلب در حالت انفعالي ترس نام مي‏برد به سوره احزاب آيه ۱۰ و ۱۱ مراجعه كنيد، اين دو آيه حالت ترسي را كه در جريان جنگ خندق (احزاب) بر مسلمانان چيره شده بود وصف مي‏كند و نظير اين آيه در ساير سوره‏هاي قرآن مجيد از قبيل سوره غافر، ۱۸ و سوره حج، ۷۲ – سوره زخرف، ۱۷ – سوره زمر، ۶۰ – قيامت، ۲۴ و ۲۵ – عبس، ۴۰ و ۴۲ و ۳۸ و ۳۹ – مطففين، ۲۲ و ۲۴ – غاشيه، ۸ و ۱۰ – انبياء، ۹۷ – سجده، ۱۲ – شوري، ۴۵ – زمر، ۲۳ – قلم، ۴۳ درباره آثار و نتايج ترس مطالبي بيان شده است.
روشن و واضح است اين انفعالها گرچه وظائف مهمي در زندگي انسان به عهده دارند و انسانها را در حفظ بقاي ذات ياري مي‏كنند، با اين حال زياده‏روي در آنها براي سلامت جسم و روان زيان‏آورند مثلاً ترس براي انسان در عين حال كه مفيد است و انسانها را از خطرات بزرگ زندگي كه انسانها را تهديد مي‏كند، ياري مي‏دهند، و ليكن ترس زياد زندگي انسانها را مختل مي‏سازد و از انجام وظائف لازم جلوگيري مي‏كند و شخصيت انسانها را دچار تزلزل مي‏نمايد و لذا در تحقيقات جديد در طبّ «روان‏تني»(سيكوماتي) اين حقيقت روشن شده است كه اضطراب در جنبه‏هاي انفعالي انسان يكي از عوامل رشد بسياري از عوارض بيماريهاي جسمي است و آمارهاي زيادي موجود نشان مي‏دهند كه درصد زيادي از بيماراني كه اغلب به مطب پزشكان مراجعه مي‏كنند، اساسا از اضطراب‏هاي ناشي از مشكلات رواني شكايت دارند، اين بيماران در حقيقت نيازمند مداواي پزشكي نيستند، بلكه در واقع به معالجه رواني نياز دارند۱۸٫
دستورهاي قرآن درباره حالات انفعالي انسانها
قرآن با توجه و اهتمام به راهنمائي مردم در امر مهار كردن حالات رواني و غلبه بر آنها از علوم جديد پزشكي پيشي گرفته است زيرا در اين كار فوايد بهداشتي فراواني وجود دارد كه تاكنون به طور دقيق و علمي شناخته نشده است ولي در عصر حاضر به فوايد آن كم و بيش پي برده‏اند.
قرآن در آيات متعدد مردم را به نترسيدن از اموري راهنمائي مي‏كند كه معمولاً آنها حالت ترس را در انسانها بر مي‏انگيزانند مانند مرگ و فقر.
قرآن درباره ترس از مرگ، روش بنيادي و بنياني را در پيش گرفته است و آن، بيان اين مسأله و توضيح آن به انسانهاي عاقل است كه حيات دنيا، يك زندگي گذرا و فاني و نعمتهاي آن نابود شدني است و تنها زندگي اخروي است كه نعمت‏هايش ابدي و باقي و جاودانه است و مرگ نيز يك حالت طبيعي بوده، مرحله‏اي از زندگي فاني اين دنيا و رجوع به زندگي باقي و هميشگي رستاخيز است كه انسانها براساس تكامل در حيات و زندگي به سوي آن در حركتند.
از اينرو مؤمن واقعي و حقيقي از مرگ نمي‏هراسد زيرا يقين دارد كه مرگ او را به نعمتهاي باقي و جاودان پس از مرگ منتقل خواهد كرد كه خداوند به بندگان پرهيزكار خود اعطاء مي‏فرمايد.
قرآن زندگي دنيا را جز لهو و لعب ندانسته و زندگي اخروي را واقعي و حقيقي مي‏داند:
«وَ ما هذِهِ الحَياةُ الدُّنْيا اِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ اِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»۱۹«زندگي اين دنيا جز لهو و بازيچه‏اي بيش نيست و زندگي واقعي در آخرت است اگر مردم آن را بدانند».
«وَ ماَ الحَياةُ الدُّنْيا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ للدّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ اَفَلا تَعْقِلُونَ»۲۰«دنيا جز بازيچه كودكانه و هوسراني بي‏خردان چيزي نيست و همانا سراي آخرت براي نيكوكاران بهتر است آيا در اين مورد تعقّل مي‏نمائيد؟».
روي اين اصل زندگي دنيا در قرآن به عنوان متاع، يعني بهره كم و مختصر و در مقابل، زندگي اخروي همانا زندگي باقي و جاوداني معرفي گرديده است.
پيامبران الهي به امتهاي خويش به نقل قرآن چنين مي‏گفتند:
«يا قَوْمِ اِنَّما هذِهِ الحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الآخِرَةَ هِيَ دارُ القَرارِ»۲۱ «اي قوم، اين زندگي(فاني) دنيا متاع ناچيزي بيش نيست و سراي آخرت منزلگاه ابدي (وحيات جاوداني) است».
اين‏گونه دستورات حقيقي و واقعي براي مسلمانان از عوامل مهمي بودند كه باعث مي‏شدند مسلمانان صدر اسلام در ميدان جنگ و جهاد و قتال و مبارزه با كفر و شرك و بت‏پرستي شجاعانه و بدون ترس از مرگ اقدام كنند و با شهامت و جرأت فراواني در آرزوي شهادت در راه خدا و رسيدن به نعمتهاي بهشتي باشند و بر صفوف دشمنان شجاعانه بتازند و دين خدائي را در عرصه زندگي بشري گسترده سازند.
از باب نمونه و دليل و مدرك بر ادعاي بالا چند آيه زير را توجه فرماييد:
«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ اَمْواتا بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ، فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ اَلاّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»۲۲«گمان مبريد كساني كه در راه خدا كشته شده‏اند؛ مرده‏اند، بلكه اينان زنده هستند و در نزد خدا متنعّم خواهند بود، آنان به آنچه به داده شده، شادمانند و به مؤمناني كه هنوز به آنان نپيوسته‏اند و بعدا در پي آنان به راه آخرت مي‏گردند، مژده مي‏دهد كه از مردن نترسيد و از فناء متاع دنيا هيچ غم و اندوهي به خود راه ندهيد».
«وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اَوَ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللّهِ وَ رَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ»۲۳ «اگر در راه خدا كشته شده يا بميريد در آن جهان به آمرزش و رحمت خدا نايل مي‏شويد و آن بهتر است از هر چيزي كه در حيات دنيا براي خود فراهم مي‏آوريد، اگر در راه خدا بميريد يا كشته شويد اندوهي به خود راه ندهيد كه به رحمت ايزدي پيوسته و به سوي خدا محشور خواهيد شد».
از اينرو خداوند در آيات متعددي در قرآن، مؤمنان را براي مبارزه با كفر و الحاد و شرك دعوت كرده، در برابر اين فداكاري و مبارزه در راه خدا اجر و ثوابي قرار داده است.
«فَلْيُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يَشْرُونَ الحَياةَ الدُّنْيا بِالآخِرَةِ وَ مَنْ يُقاتِلْ فِي سَبِلِ‏اللّهِ فَيُقْتَلْ اَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ اَجْرا عَظِيما»۲۴«اي مؤمنان بايد در راه خدا با آنان كه زندگي مادي دنيا را بر آخرت گزيدند، جهاد و مبارزه نمايند و هر كسي كه در راه خدا با آنان كه زندگي مادي دنيا را بر آخرت گزيدند جهاد و مبارزه نمايند و هركسي كه در راه خدا كشته شد، فاتح گرديده، زود باشد كه او را(در بهشت جاوداني) اجري عظيم عطا خواهيم كرد».
آري اين است راه رسيدن به سعادت و نيل به مقامات بهشتي، اين، سيره دائمي خداوند است در برابر انسانهاي فداكار و شهيدان شجاع و مبارزان حق و حقيقت پيامبران به جان و مال و مكتب. خداوند با چنين افراد فداكار معامله پرسودي نموده، جان انسانهاي عزيز و فداكار را در مقابل اعطاء بهشت و نعمتهاي اخروي بي‏پايان خريداري نموده است. اين، وعده‏اي است الهي براي اطمينان در مقابل فداكاريها و شهادت‏طلبي‏هاي انسان‏هاي با ايمان.
«اِنَّ اللّهَ اشْتَري مِنَ المُؤْمِنِينَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوالَهُمْ بِانَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتَلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْدا عَلَيهِ حَقَّا فِي التَّوْراةِ وَ الإِنْجِيلِ وَ القُرْآنِ وَ مَنْ اَوْفي بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الفَوْزُ العَظِيمُ»۲۵ «خدا جان و مال مؤمنان را به بهاي بهشت خريداري كرده، آنان كه در راه خدا مبارزه مي‏كنند، دشمنان دين را به قتل مي‏رسانند يا خود كشته مي‏شوند، اين وعده قطعي الهي است و عهدي است كه در تورات و انجيل و قرآن به حق وعده داده شده است و از خداوند با وفاتر به انجام عهد و وعده كيست؟ اي مؤمنان شما به خود در اين معامله بشارت دهيد كه اين معاهده با خدا به حقيقت، سعادت و پيروزي بزرگي است».
آري پيروزي بزرگي است كه خداوند در مقابل گذرا از زندگي دنيا كه قابل بقاء و دوام نيست، نعمتهاي بزرگ جاودان و قابل بقاء هديه مي‏نمايد، انسانها، خواهي نخواهي از اين دنيا خواهند رفت، پس چه بهتر كه انسانها طوري از اين دار فاني بروند كه نتيجه آن سود ابدي و حتمي و جاودانه باشد، از مرگ و مردن چاره‏اي نيست، همه موجودات ممكن چنين سرنوشتي دارند، زود يا دير از اين دنيا سفر مي‏كنند، و بقائي در اين دنيا براي هيچ موجودي جز ذات پروردگار ممكن نيست.
«قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الفرارُ اِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ المَوْتِ اَوِ القَتْلِ وَ اِذا لا تُمَتَّعُونَ اِلاّ قَلِيلاً»۲۶ «اي پيامبر به منافقان بگو اگر از مرگ يا قتل فرار مي‏كنند، آن فرار هرگز به نفع شما نيست زيرا كه اندك زماني بيش، از زندگي كامياب نخواهيد شد».
حالت ترس از فقر و معالجه آن
يكي ديگر از حالتهاي انفعالي نفس كه چه‏بسا باعث كشاندن انسانها به سوي بدبختي و گرفتاريهاي فراوان مي‏گردد، مسأله فقر و نداري و ترس از آن مي‏باشد.
قرآن در مقام معالجه اين مرض رواني برخي از انسانها، مسائل اساسي و زيربنائي روحي و دروني را مطرح مي‏سازد. 
اصولاً انسانها براي چه از فقر مي‏ترسند؟
براي اين كه قدرت انسانها در اداره زندگي خويش به نحو دلخواه كمبودهائي دارند، انسانها به صورت طبيعي توانائي برطرف ساختن اين كمبودها را ندارند، خداوند در برابر اين نحو فكر و رويه مي‏فرمايد:
«روزي تنها، دست خداوند است و تنها او است كه روزي دهنده و صاحب قدرت و اقتدار است».
به اين ترتيب انسانها با توسل به خداوند و رابطه نزديك بندگي واقعي نزد او مي‏توانند اين مشكل رواني را كاملاً حل نمايند.
خداوند در قرآن مجيد در آيات متعدد، خود را تنها روزي دهنده مخلوق‏ها معرفي مي‏كند:
«اِنَّ اللّهَ هُوَ الرَّزّاقُ ذُوالقُوةِ المَتِينُ»۲۷«همانا روزي دهنده خلق تنها خداست كه صاحب قوت و اقتدار ابدي است».
خداوند روزي انسانها را به طرق و وسائل مختلف و گوناگون به آنان مي‏رساند از قبيل نزول بركات آسماني «وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ»۲۸ «روزي شما با همه وعده‏ها كه به شما داده شده، در آسمان (به امر خدا مقدّر) است».

عتیقه زیرخاکی گنج