• بازدید : 50 views
  • بدون نظر

این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


بحران فناوری ،نه ازذات ،که ازلجام گسیختگی آن سرچشمه می گیرد .این که انسان برساخت ماشین وبهره وری آزآن توانا باشد ،ذاتاًنوعی کمال وارزش به شمار می آید ،اما آن چه آفت زا است ساختن هرچیز ممکن وبهره وری به هرطریق ممکن ، بدون وجود حدومرزاست . کارنامه انسان متجدد نشان می دهد که حرصی لجام گسیخته وولعی پایان ناپذیر درساخت واستفاده از ماشین دارد به گونه ای که قراردادهای انسانی وتعمدهای سیاسی قادربرمحدود ساختن آن نیست واز این رو ،نیاز به عامل محدود کننده دیگری است .
به گمان ما ،تعالیم دینی –اگر سرلوحه عمل انسان معاصر قرارگیرد-به راحتی می تواند از عهده مهارکردن غول فناوری برآید . دین بانشان دادن جایگاه واقعی انسان درطبیعت ونقاط قوت وضعف او وحقوق وتکالیف او ،قیود ومحدودیت های بهره گیری از ماشین را تعیین می کند . انسان دینی ،کمال خویش را دراستفاده از تکنولوژی مطلق العنان نمی بیند ،بلکه به مجموعه ای از بایدهاونباید ها تن درمی دهد . برای مثال درنگرش دینی ،پرهیز از اسراف درمصرف انرژی ،حتی درموقعیتی که محدودیت عامل انرژی وجود ندارد ،کاری بایسته است وبرخلاف پاره ای دیدگاه های تجدد گرا،نفس مصرف انرژی نشانه پیشرفت واز شاخصه های توسعه یافتگی به شمار نمی آید. اساساً،درنگرش انسان دین باور ،سلطه برطبیعت یک ارزش ذاتی نیست . بلکه صرفاًابزاری است برای شکوفاشدن استعداد های متعالی او وهمین هدف ،چندوچون بهره گیری از ماشین را معین می کند. ومرزهای فناوری راترسیم می نماید . اگردرمتون دینی ،سخن از مسخر بودن جهان برای انسان به میان آمده ،ابداًبه معنای مطلق العنان بودن انسان نیست ،بلکه مقدی به قیود وشرایطی است که درتعالیم دینی مطرح شده است . انسان دینی ،جهان را آیه ای از آیات الهی می داند وازاین رو آن را شایسته احترام وتکریم می شمارد.
برای انسان دینی ،ارزش های معنوی دردرجه اول اهیمت قراردارند واز این رو درحالی که پیشرفت درصنعت وفناوری را امری مطلوب می شمارد ،می کوشد تا از آن درجهت اهداف انسانی واخلاقی بهره گیرد وآماده است تاهرگاه آن مقدمه درخدمت این هدف نباشد ،مقدمه را درراه اهداف متعالی فدا کند . انسان دینی،برخلاف انسان متجدد ،هرگز داعیه خداوندگاری زمین را درسر نمی پروراند ،بلکه خویش را خلیفه خدا درزمین واز این رو مسئول فقط ونگاهداری محیط طبیعی خود می بیند . 
آنچه گفته شد حدیث مجملی است از ماجرای مفصلی که درعصر تجدد برسرانسان رفته است . به باور ما ،بحران ها ومعضلات اساسی معاصر،دیریا زود واقعیت سراب گونه تجدد گرایی را به انسان خواهدنمود واورا به اندیشه بازگشت به دین ومعنویت دینی فروخواهد بود .ص ۲۹ الی ۳۰کتاب معارف اسلامی ۱٫
فناور ی نوین ،فرهنگ واخلاق ویژه خود را برجوامع پیشرفته تحمیل می کند . آزادی بی حد وحصردربهره برداری از ماشین ،روحیه قناعت پذیری وپرهیز از اسراف وتبذیر را –که قرن ها از فضایل اخلاقی به شمار می آمده است –خشکانده وآتش هوس خداوندگاری طبیعت را دردل انسان متجدد شعله ور ساخته وبذر پندار استغنا را که از مهیب ترین آفات اخلاقی است ،درذهن او کاشته است  .
مصنوعات رنگارنگی که هرروز از سوی کمپانی های تولید کننده روانه بازارهای فروش شده و دراختیار مصرف کنندگان قرار می گیرد ،چنان انسان متجدد را مفتون ومسحورخویش کرده که از اندیشه درمسائل بنیادی تر بازمانده است . شهرفرنگ کالاهای تجملی سبب شده که روحیه تنوع طلبی ومدگرایی درجوامع شایع شود وچه آفات وبلاهایی که درپی گسترش این روحیه دامنگیر انسان ها نشده است !حجم غیر قابل تصور داده های اطلاعاتی ،که درسایه پیشرفت صفت رسانه ها دردسترس بشر قراردارد ،دستگاه ادراکی اورا چنان دچارتکثروتشتت کرده است که امروزه دیگررسیدن به حالت تمرکز دراندیشه ،آرزویی دست نیافتنی است . 
دردهه های اخیر ،فناوری نوین ،خاستگاه بحران هایی اساسی ،نظیر بحران انرژی وبحران محیط زیست بوده است . طمع ورزی انسان مدرن ،زیاده روی بی سابقه ای را درمصرف انرژی های محدوده کره خاکی سبب شده ودرحال حاضر ،این پرسش به صورت جدی مطرح است که جهانی که منابع انرژی آن کفاف همه ساکنانش را نمی دهد،چه کسی حق حیات دارد . انسان متجدد ،پس از مصرف نابخردانه ومسرفانه مواهب الهی که طبیعت ،سخاوتمندانه دراختیارش نهاده بود ،اینکه دراین اندیشه فرورفته که لابد نسل های بعدی نیز دراستفاده ازاین مواهب حقی دارند !
به هرتقدیر ،اینک مارخوش خط وخال تکنولوژی که مدت زمانی درآستین انسان متجدد پرورانده شده ،به اژدهایی سهمگین مبدل گردیده که حیات سعادتمندانه بشربرروی کره خاک را به آتش کام خود می سوزاند ودیو سرکش صفت سخت درکارلگدمال کردن ارزش های انسانی است .امروزه این پرسش دربسیاری اذهان قوت گرفته است که آیا ماشین خادم آدمی است یا مخدوم او ،وبا نظربه پیشرفت حیرت انگیز صنعت ساخت . روبوت ها ،این هراس بربسیاری از دل ها سایه افکنده که روزی ماشین های مخلوق آدمی،اقتدارکامل خواهندیافت واورا برده وفرمانبردار خویش خواهند ساخت .ازص۲۴ الی ۲۶کتاب معارف اسلامی ۱٫
<<دین و تکثرگرایی >>

واژه پلورالیسم به معنای «گرایش به کثرت »است وپلورالیسم دینی یعنی تکثر گرایی ،چندگازگرایی ،تکثرومتعدددانستن دین حق ونفی انحصارحقانیت از دین خاص . 
پیشینه پلورالیسم به غرب وجهان مسیحیت برمی گردد . این واژه برای نخستین با درعرصه سنتی کلیسایی مطرح شد ،شخصی را که دارای چند مبحث گوناگون درکلیسا بود ،پلورالیست می نامیدند. پس ازآن این واژه به ترتیب درعرصه اجتماعی،سیاسی ،فرهنگی ،اخلاقی ،معرفتی ودینی به کارآمد. دوعامل اساسی درپیدایش پلورالیسم دینی به ویژه درشکل افراطی اش درغرب مسیحی نقشی داشته است :
۱-نهضت لیبرالیسم سیاسی که به لیبرالیسم دینی یا پروتستانیسم لیبرال منجرشده است   .
۲-آموزنده نجات درمسیحیت ،که ریشه هردو این ها به آیین مسیحین وعملکردکلیسا برمی گردد ،زیرا از یک سورفتار خشن کلیسا با مردم مسیحی واز سوی دیگر ،پافشاری کلیسابرحقانیت منحصربه فردآیین مسیحین کلیسایی واکنش های تندی را ازسوی بسیاری از روشنفکران و متفکران غربی برانگیخت .
دررأس آنها ،جان هیک وهمفکران اوبودند که به تفکر پلورالیستی دردین ویا پلورالیسم دینی شکل دادند. این عده معتقد شدند که حقیقت ورستگاری دراعضای یک دین ،مانند مسیحیت نیست ،بلکه همه ادیان بهره ای از حقیقت وحقانیت داشته،پیروی از برنامه های هریک از آنها می تواند مایه نجات ورستگاری گردد.
براین اساس ،نزاع حق وباطل از میان ادیان رخت بربسته وخصومت ها ،کشمکش ها ونزاع های دامه دار میان پیروان مذاهب وادیان جای خود را به همدلی وهمسویی می دهند .بنابراین ،پلورالیسم درمسیحیت ،پیامبر لیبرالیسم سیاسی ولیبرالیسم دینی ونیز ناشی از واکنش بود که درعصر حاضر دربرابر ،عقاید مسیحیت ،به ویژه درمورد عقیده به مسأله نجات ورستگاری ،پدید آمده است . به تعبیر دقیق تر،پروتستانیسم منشألیبرالیسم سیاسی ولیبرالیسم سیاسی منشألیبرالیسم دینی وپلورالیسم دینی مولود لیبرالیسم دینی است . 

عتیقه زیرخاکی گنج