• بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نمونه تير لانه‌زنبوري، مطابق استاندارد ايران و با بودن ورق اضافي در جان و جوش تمام نفوذي تحت بار متمرکز در وسط دهانه، به روشني نشان داده شده است که در مورد تير لانه‌زنبوري در ناحيه برش ثابت ، در جان مقطع توپر تحت تاثير لنگر خمشي بزرگتر، يعني جان نزديکتر به وسط دهانه، اتفاق مي‌افتد. و با افزايش لنگر، مقاومت در مقابل کمانش جانبي – پيچشي جان کاهش مي‌يابد. در مورد تيرهاي کوتاه، ظرفيت باربري با وقوع کمانش جانبي – پيچشي تير محدود مي‌گردد
تيرچه فلزي بدون شمع
براي انجام اين کار ابتدا مروري بر وظايف و عملکرد کشها در ساختمانها انجام ميدهيم . از عمده عملکرد کشها ميتوان سه مورد زير را نام برد : 
۱.  بکار گيري در هنگام نصب اسکلت براي شاقول کردن ستونها . 
۲.  بعنوان عضوي از ديافراگم سقف براي تحمل کشش در مقابل نيروهاي زلزله .
۳.  بعنوان تکيه گاه جانبي براي ستونها و نهايتاً تعريف کردن طول کمانش آنها .
براي حذف اين عضو از سيستم سقف بايد براي کليه موارد فوق جايگزيني مناسب تعبيه نمود .
–  در خصوص بند يک ميتوان با استفاده از نصب اعضاي موقت ، ستونها را شاقول نموده و پس ازانجام عمليات اجراي سقف اعضاي فوق را در قسمتهاي ديگر ساختمان استفاده نمود .
–  در مـورد بنـد دو ، بـررسي کفايت مقطع ديـافراگم سقف يکبار بـدون حذف کشها و يکبار بـا حذف کشها و جـايگزيني بـال تحتاني تيرچه هـا در فواصـل ۷۵ cm نشان ميدهد کـه ظرفيت بـاربري مقطع ديـافراگم بـا جايگزيني تيرچه هاي فلزي و جوش دادن آنها به پلها بيشتر از حالتي است که تنها کشها را در محاسبات منظور مينماييم ضمناً اين نکته نيز قابل توجه ميباشد که مقطع کشها هنگامي ميتوانند بعنوان عضو کشش در ديافراگم عمل نمايند که طول جوش و تکيه گاه مناسب داشته باشند در صورتيکه دراين سقف بـا توجه به اينکه سطح مقطع بال تحتاني تيرچه ها محدود و تعداد آنها قابل توجه ميباشد ، هميشه طول جوش تکيه گاه بـراي عملکرد بال تحتاني در کشش کفايت ميکند .
–  در مورد بند سوم از آنجاييکه نيروي لازم براي مقابله با کمانش جانبي ستونها بسيار نـاچيز ميباشد ( در حـدود يک در صد نيروي فشاري ستون ) و با استناد به آيين نامه هاي معتبر ميتوان خود سقف را بعنوان تکيه گاه جانبي ستونها منظور نمود . ( دال بتني با ضخامت حداقل ۵ cm ) و از دلايل ديگر براي حذف کشها ميتوان مـوارد زير را ذکر نمود :
–  عدم عملکرد کامپوزيت کشها : از آنجاييکه معمولاً بر روي کشها برشگير نصب نميشود ، بتن روي آن بـا تير پيوستگي نـدارد و امـکان عملکرد بصورت مختلط با بتن وجود ندارد .
–  حذف کشها در سقف باعث يکنواختي زير سقف ميگردد .
–  کشها بدليل بر هم زدن نظم تيرچه ها باعث ميگردند تا بتن غير سازه اي نسبتاً زيادي در اطراف آنها مصرف شود .
در پايان بايد دقت نمود ، اعضايي که براي تحمل بار فشاري ( اعضاي زير بادبندها ) ، اعضـاي باندري ( تيرهـاي محيطي ) ، تيرهاي قاب خمشي يا بطور کلي هر عضوي که براي تحمل بارهاي ثقلي يا جانبي طراحي گرديده اند ، کش نميباشند و نبايد آنها را از سقف حذف نمود ضمناً در سقفهايي که داراي باز شوهاي بزرگ ميباشند بايـد حذف کشها با کنترل عملکرد ديافراگم انجام پذيرد .
سقف تيرچه فلزي بدون شمع بندي چيست؟
دراين سيستم سقف از تيرچه هاي فولادي با جان باز در ترکيب بـا بتن استفاده مـي شود . درساخت تيرچه هاي مذکور از يک تسمه، نبشي و يا چند ميلگرد در بال فوقاني و يک تسمه در بال تحتاني ونيز يک ميلگرد خم شده در جان استفاده مي شود. براي پر کردن فضاي خالي بين تيرچه ها از قـالب هاي ثابت مـانند بلوکهاي سيماني، سفالي و طاق ضربي يا قالبهاي موقت فولادي و چوبي استفاده مي شود. 
فـواصل تيرچه هـا بسته بـه نـوع قالب از ۷۲ سانتيمتـر تـا ۱۰۰ سانتيمتر متغير است و روي سقف نــيز بـا ۴ تـا ۱۰ سانتيمتر بتن پوشيده مي شود. تيرچه ها از نوع خود ايستا بوده و به همين علت هيچ نوع شمع بندي در زير سقف مورد نياز نمي باشد. تيرچه ها به نحوي طراحي مي شوند کـه بتوانند وزن بتن خيس، قالبها و عـوامل اجرايي سقف را به تنهايي تحمل کنند. پس از اينکه بتن بـه ۷۵٪ مقاومت مشخصه خـود ميرسد ، تير چه هاي فولادي و بتن بـه صورت يک مقطع مختلط وارد عمل شده و بارهاي مرده و زنده سقف را تحمل ميکنند.
سقف تيرچه فلزي بدون شمع بندي چرا؟
¬      عدم نياز به شمع بندي :
طراحي سقف با اين فرض انجام مي شود که تيرچه ها به تنهايي ( قبل از گرفتن بتن ) توانايي تحمل وزن خود، بلوک، بتن خيس و عوامل اجرايي را داشته باشند. بنابراين ، اين سقف نـيازي بـه شـمع بندي در هيچ يک از مراحل عمليات اجرايي ندارد.
¬      سرعت و سهولت اجرا :
در اين سيستم ، اجراي سقف نسبت به سيستمهاي مشابه آسان تر بوده و با سرعت بيشتري انجام مي شود. ۴۸ ساعت پس از بتن ريزي ، روي سقف قابل رفت و آمد و بارگذاري سبک بوده ، ميتوان عمليات ساختماني را ادامه داد که اين مزيت موجب کاهش زمان در روند عمليات ساخت مي گردد.
¬      امکان اجراي همزمان چند سقف :
با توجه به اين که در سيستم ايـن سقف هيچ گونه شمع بندي وجود ندارد ، عملا مي توان چنـد سقف را بـراي بتن ريزي آماده کرد و همزمان عمليات بتن ريزي را بـر روي سقفها انجام داد. ايـن کـار براي ساختمانهاي با طبقات زياد و با زير بنـاي کـم بسيار مقرون بـه صـرفه و مناسب مي باشد.
¬      يکپارچگي سقف و اسکلت :
بـه عـلت جوش شـدن تيرچه هـا بـه اسکلت ، پس از گرفتن بتن ، سـقف و اسکلت يکپارچه شده و ميتواند مانند يک ديافراگم صلب عمل کند . در اسکلتهاي بتني نيز با در نظر گرفتن قلابهاي مخصوصي ، امکان يکپارچگي بيشتري ايجاد ميشود.
¬      امکان حذف کشها :
با توجه به يکپارچگي سقف و اسکلت ، ميتوان کش ها (اعضاي غير باربر) را حذف کـرد . حذف کش ها علاوه بر صرفه جويي در مصرف فولاد باعث يکنواختي بيشتر زيـر سقف شـده و عمليات نازک کاري را به حداقل ميرساند. امروزه از مفهوم ديافراگم صلب در آناليز و طراحي اغلب ساختمانها استفاده ميشود. در اين سازه ها نيروي القايي زلزله ، از طـريق يک دال صلب بتني بـه سيستمهاي مقاوم در مقابـل نيروي جانبي ، مـثل بادبندها و ديـوارهاي برشي منتقل مـيشود . در سقفهاي تـيرچه بلوک معمولي به علت عدم امکان اتصال مکانيکي بين تيرچه هاي بتني و پلهاي فلزي ، فرض بر ايـن است که هماهنگي تـغيير مـکان جانبي قـابها بوسيله کش ها تامين ميگردد . ايـن نـوع سقفها در مقايسه با سقفهاي تيرچه و بلـوک معمولـي داراي دو وجـه تمايز عمده هستند: 
۱.  تيرچـه هـا فـلزي بـوده و به اسکلت جـوش ميـشوند و تـغيير مکان جانبي قابها را کاملا هماهنگ ميسازند.
۲.  پس از گرفتن بـتن و تشکيـل مـقطع مرکب تنش فشاري بتن ، به طور قابل ملاحظه اي از تـنش مجاز کمتر است و ميتوان روي اين ظـرفيت اضافي در ظرفيت باربري نهايي سقف حساب کرد. بنابراين شبکه به هم پيوسته پل ها و تيرچه هاي اين سقف ميتواند دال بتني سقف را در مقابل نيروهاي درون صفحه اي مسلح کند .
اين سقف بخوبي مانند يک ديافراگم صلب عمل مي کند و ديگر نيازي به استفادها از کش ها نيست.

عتیقه زیرخاکی گنج