• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

در جامعه شناسی علمی- که در اواخر قرن نوزدهم در اروپا و امریکا به وجود آمد – به آن دسته از واقعیتهای اجتماعی که خصومت مذهبی و حقوقی و اقتصادی و اخلاقی داشتند بیشتر توجه می شد. اگر فهرست مقالات سالنامه ی جامعه شناسی دورکیم و همکارانش را ورق بزنیم اشتغال فکری جامعه شناسان را در این زمینه ها خواهیم دید.
از سوی دیگر پیشرفت مداوم تکنولوژی تولید، توسعه ی فوق العاده ی تعداد و ابعاد کارخانجات، اهمیت روزافزون صنعت در فعالیتهای اجتماعی، تحکیم و تقویت مجامع سندیکایی، برخورد و منازعه بین کارگران و کارفرمایان و بالاخره اهمیت یافتن کار به دنبال نظریه های تیلور (نظام علمی کار) جامه شناسان را متوجه گروههایی ساخت که به مناسبت کار افراد انسانی به وجود می آیند.
این توجه بر حسب موقعیتهای سیاسی، اقتصادی و خصوصیات اخلاقی و منافع مورد نظر معلول انگیزه های گوناگونی بوده است. به علاوه فعالیت در این زمینه ها نامتعادل و نامساوی انجام شده است، به طوری که گاه اشتباهات بسیار پیش آمده و ابهامات زیادی باقی مانده است.
 چه بسا تحقیقات علمی به مسائل کاملاً مشخصی تنها با انگیزه ی شناخت بیشتر آن اختصاص می یافت. اما درباره ی ابعاد دیگر (در حالی که فاصله هر دو بعد را انواع موارد حد وسط پر می کرد)، رؤسای کارخانجات و واحدهای اقتصادی به دلیل نیازهای فوری به بررسیهای سریع سطحی می پرداختند، آن هم در حالی که همواره نگران به وجود آمدن محیط سالم و بهره دهی روزافزون کارگر در کارخانه بوده اند.
جامعه شناسان امریکایی از برخی لحاظ جنبه های مدیریت را در جامعه شناسی صنعتی روشن ساخته اند –البته بدون اینکه همه ی افتخارات آن نصیب آنها شود. در فرانسه و در سایر کشورهای اروپایی متخصصانی وجود دارند که کارگران کم و بیش ماهر خود را زیرعنوان «روابط انسانی» پناه می دهند و به هیچ وجه با همکاران امریکایی خود در شیکاگو و دترویت (۱) قابل مقایسه نیستند.
 به طور کلی همه ی تحقیقات و آثاری که در این زمینه وجود دارد و از لحاظ ارزش و موضوع نیز سطوح آنها بسیار متفاوت است (برخی از آنها به تحقیقات روان شناسی اجتماعی نزدیک تر است) همگی زیر عنوان «جامعه شناسی صنعتی» قرار می گیرد. البته این
تحقیقات قبل از اینکه اصطلاح خاص آن تعریف شود، مطرح شده بود و نخستین شماره ی تخصصی مجله ی جامعه شناسی امریکا (۲) و آثار بسیار مفیدی مانند جزوات میلر و فرم (۳) در ۱۹۵۱ و جزوات اشنیدر (۴) در ۱۹۵۷ تحت همین عنوان منتشر شده اند؛ هرچند ابهامات اساسی فراوانی در آنها دیده می شود(۵).
در فرانسه نیز بیشتر تحقیقات و آثار مربوط به جامعه شناسی و حتی روان شناسی اجتماعی کار زیر عنوان جامعه شناسی صنعتی منتشر می شود.
با توجه به جوان بودن علوم اجتماعی عملی در زمینه ی گروهها و فعالیتهای کار، کوشش برای نام گذاری دقیق این فعالیتها هنوز زود است.
بدین سان، جامعه شناسی کار باید در سطح وسیع، به عنوان مطالعه ی جنبه های گوناگون گروههای انسانی که برای اجرای کاری گردهم جمع می شوند، مورد توجه قرار گیرد. برای توجه به مسائل و نیازهایی که تحت عنوان جامعه شناسی کار طبقه بندی می شود در اینجا جهت گیریهای اصلی تحقیقاتی را که در این زمینه صورت گرفته است، مطرح خواهیم ساخت:
هر گروه کار که دارای حداقل مشخصه های پایدار باشد (و این بیشتر در قالب مفاهیم ساخت و سازمان مطرح می شود) ممکن است موضوع بررسی جامعه شناسی کار قرار گیرد؛ مثلاً یک واحد صنعتی، یک کشتی بزرگ اقیانوس پیما، یک کشتی ماهیگیری، یک واحد
بزرگ بهره برداری زراعتی یا حتی یک مزرعه ی کوچک که در آن چند کارگر با صاحب مزرعه همکاری می کنند، یک مغازه ی بزرگ یا فروشگاه مرکزی یا یک مغازه که چند فروشنده در استخدام دارد، یک کارگاه صنعتی کوچک یا دفتر منطقه ای گروهی از کارکنان هواپیمایی که در اصل به دلیل کار کردن روی یک خط هوایی دور هم جمع شده اند یا کارکنان راه آهن همگی گروههایی هستند که در موقعیتی خاص به مناسبت کار مشترک به وجود آمده اند. در اینجا باید سه نکته مورد توجه قرار گیرد.
اول اینکه اصطلاح «جاممعه شناسی صنعتی» به تدریج درباره ی جامعه شناسی گروههای کار غیرصنعتی نیز به کار رفته است. البته تعمیم مفهوم صنعت به دلیل پیشرفتهای مکانیزاسیون و خودکار شدن بسیاری از دستگاهها تا اندازه ای توجیه پذیر است. در تجارت و کار اداری و زراعت (که هانری فورد در ۱۹۲۸ از آنها به عنوان صنعت تولیدات غذایی یاد می کند)
(۶) نیز کار «صنعتی» به این معنی وجود دارد. با این همه به نظر می رسد اگر در این موارد اصطلاح جامعه شناسی روستایی و جامعه شناسی اداری را به کار ببریم، روشن تر خواهد بود. همچنین تحولات فنی روزافزون در رشته های جدید مانند حمل و نقل هوایی، دریایی و حمل و نقل در راه آهن و جاده ها، آنها را به صورت یک سلسله عملیات صنعتی در می آورد؛ از این رو می توان مطالعات مربوط به آنها را در قلمرو جامعه شناسی صنعتی قرار داد.
دوم، مشروعیت شاخه ای به نام «جامعه شناسی اداری»(۷) یا جامعه شناسی اداره است که به طور کامل به بحث درباره ی ادارات می پردازد. همچنین مجلاتی که مربوط به «علوم اداری» (۸) است، تحت این عنوان منتشر می شوند. حال آیا این مقوله نیز در قلمرو جامعه شناسی کار قرار می گیرد؟ آیا باید کار در ادارات را گونه ی دیگری از فعالیت بدانیم؟
یا اصولاً کار را مقوله ای عمومی بدانیم که به انواع مختلف فعالیت اطلاق می شود؟ آیا کار شامل همه ی موارد اداره، اجرا، تأمین، نتیجه و بهره گیری است؟ به نظر می رسد جامعه شناسان مختلف که از لحاظ سن، نوع تحصیلات و محیط زندگی یکسان نبوده اند، از هانری فایُل(۹) تا هربر سیمون(۱۰)، درباره ی محتوا و اساس کار اداری نظر یکسانی دارند. فایُل در این مورد می گوید: «اداره کردن عبارت است از پیش بینی کردن، سازمان دادن، رهبری، تنسیق و کنترل کردن».
هربر سیمون در ۱۹۴۸ با تکمیل تعریف معمول، یعنی تعریفی که بر حسب آن اداره کردن هنری است که بر اساس آن «امور به درستی انجام می شود» (۱۱)، بر این نکته تأکید می کند که اداره کردن، مستلزم فرایند اجراست. هر سازمان صحیح اداری باید با سعی و مشارکت، اخذ تصمیم و اجرای آن را به شکل درست ممکن سازد.
 در هر گروه کار یک جنبه ی اداری وجود دارد که فعالیتهای اداره کردن را شامل می شود؛ حتی یک مغازه یا یک کارگاه کوچک نیز این جنبه را داراست. اما باید توجه داشت که گروههای کاری، چه کوچک و چه بزرگ، صرفاً جنبه ی اداری ندارند. اداره ی بزرگ ترین واحدهای اداری یا سازمانهای بزرگ بین المللی چون «یونسکو» در واقع مکمل گروههایی است که در سراسر جهان آموزش و پرورش و علوم و فرهنگ را گسترش می دهند و امور مربوط به آنها را اداره می کنند یا از نظر مالی از آنها حمایت می کنند و همه ی آنها اجزاء یک گروه عظیم کاری را تشکیل می دهند.
 به همین ترتیب اداره ای وسیع مانند مدیریت آموزش فنی و حرفه ای را در یک وزارتخانه ی بزرگ در نظر بگیرید، مجموع مؤسسات وابسته به آن از مراکز کار آموزش گرفته تا مدارس عالی مهندسی که در سطوح مختلف آموزش حرفه ای را به عهده دارند جزء مکمل این مدیریت خواهند بود.
بنابراین برای جامعه شناسی اداری نمی توان به همان دقت جامعه شناسی صنعتی یا بازرگانی تعریفی ارائه داد؛ زیرا اداره همه جا وجود دارد.
 با وجود این، گسترش و اختلاط روزافزون فعالیتهای بخش سوم(خدمات) در تمدن فنی-گروهی قرن بیستم موجب شده است که ادارات وسیعی به وجود آیند که شایسته است بررسیهای جداگانه ای به آنها اختصاص داده شود. (۱۲) به هر حال، نباید فراموش کرد که هر جا کار باشد اداره نیز به صورت کم و بیش ادغام شده و توسعه یافته و نافذ وجود خواهد داشت.
از آنچه گفتیم نکته ی سومی نیز استنباط می شود که مربوط به «روابط صنعتی» است. این اصطلاح در معنای رایج آن مجموع روابطی را در بر می گیرد که بین کارگر و کارفرما یا صاحب کار و مزدبگیر وجود دارد، مانند روابط بین اتحادیه های مربوط به هر گروه از مذاکرات و دعاوی گرفته تا داوری و مبارزاتی که بین آنها وجود دارد.
اصطلاح «روابط صنعتی» به همان اندازه قابل انتقاد است که اصطلاح «جامعه شناسی صنعتی»، و کاربرد «جامعه شناسی صنعتی» به جای همه ی موارد «جامعه شناسی کار» به همان اندازه افراط در استعمال این اصطلاح محسوب می شود که به کارفرما وجود داشته باشد. علاوه بر آن افراط در استعمال این اصطلاحات موجب خلط مباحث و ابهامات فراوان بوده است.
«روابط کار» لازمه ی همه ی گروههای کاری است، از یک مغازه ی کوچک گرفته تا واحدهای اقتصادی عظیم و غول آسا و از کارکنان یک زیردریایی گرفته تا کارکنان یک مزرعه اجاری، در صنعت، تجارت، کشاورزی، ادارات و همچنین در داخل این مجموعه های وسیع و در
هر یک از شعب آنها، مثلاً در صنایع فولادسازی، زغال سنگ و نساجی «روابط کار» وجود دارد. مفهوم «روابط کار» به طور مشخص از روابط انسانی که تحت عنوان روابط روان شناسی و اجتماعی در طی اجرای کار مشترک حاصل می شود، (۱۳) متمایز است. طرح این مسئله نشان خواهد داد که چه موضوعاتی در قلمرو جامعه شناسی کار قرار می گیرد.
در بین موضوعاتی که تا به حال مورد توجه واقع شده، به طور قطع به این مسائل اهمیت بیشتری داده شده است: مهاجرت و توزیع کارگران در گروههای کار بر حسب سن، جنس، ملیت و…؛ ماهیت و توزیع طبقات شغلی در ارتباطی که با تحولات و ترقیات فنی دارند، غیبت از کار، جابه جا شدن کارکنان(۱۴)، بیکاری، بازنشستگی، روابط کار که علاوه بر سایر مسائل شامل همه ی زمینه های فعالیتهای «دفتر بین المللی کار»‌(۱۵) نیز می شود. همچنین مسئله گروههای رسمی که در داخل یا در کنار گروههای کار تشکیل می شود و به خصوص وابسته به واحدهای صنعتی است.
در حقیقت بسیار مشکل و شاید غیرممکن باشد که برای جامعه شناسی کار زمینه های محدود با مرزهای کاملاً مشخص تعیین کرد. تمام جنبه های کار با تنوع بسیار آن در واقع مجموعه ای به هم پیوسته است که در نگاه اول به صورتی در هم به نظر می رسد و حتی کار محقق را که درصدد پیدا کردن متغیرهای مستقلی است، دشوار می سازد.
 به همین دلیل در بررسی کامل جریانات مربوط به محاسبه ی بازده کار کارگر در یک کارگاه از تمام عوامل فنی، فیزیولوژیک و روان شناسی اجتماعی و اقتصادی که اجرای کار را مشروط می سازند و متقابلاً بر یکدیگر تأثیر می گذارند، بحث می شود. هنگامی که بحث از گروههای کار به میان آید، آیا می توان مقولاتی را که با اعماق واقعیتهای مختلف اجتماعی در ارتباط است، پذیرفت؟ به نظر می رسد با وجود فواید زیادی که مفهوم «مقولات عمقی»(۱۶) در بردارد، در اینجا مفید واقع نشود.
به طور قطع نگرش به کار از زوایای مختلف تنها تصویری از آن را نشان می دهد، لیکن این تصویر قابل قبول تر است؛ زیرا هیچ گونه برش عمودی یا افقی به روشهای خاصی به دست آمده است. باید توجه داشت که سازمان و روابط انسانی مربوط به آن شامل همه ی واحدهایی است که موجودیت آنها از لحاظ نظری و عملی مطابق با اصول و مفاهیم پذیرفته شده است. علاوه بر روش ما، در پاره ای مسائل کار روشهای دیگری نیز وجود دارد که با پیشرفت در تحقیقات آشکار خواهد شد.

عتیقه زیرخاکی گنج