• بازدید : 40 views
  • بدون نظر

این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تحولات جمعيتي ايران حاكي از آنست كه كل جمعيت كشور در سال ۱۳۴۵ حدوداً ۱۹ ميليون نفر بوده است و از اين تعداد، ۶ ميليون نفر شهرنشين بوده اند. در سال ۱۳۷۵ با افزايش جمعيت كشور به حدود ۶۰ ميليون نفر، جمعيت شهري به ۵/۳۷ ميليون نفر افزايش يافته است كه ۶ برابر جمعيت شهري سال ۱۳۴۵ مي باشد (مركز آمار ايران، ۱۳۷۸). اين در       حالي ست كه طي همين دوره ي زماني، جمعيت روستايي به ۲ برابر هم نرسيده است. اين افزايش سريع جمعيت شهري از يك طرف منجر به گسترش سريع شهرها و افزايش مشكلات جوامع شهري شده است و از طرف ديگر با تخليه جمعيت نقاط روستايي، توليدات كشاورزي كه نياز جمعيت رو به افزايش كشور را تدارك مي نموده است، رو به كاهش نهاده و وابستگي غذايي كشور را شدت مي بخشد. لذا بررسي و تحليل عوامل افزايش جمعيت شهري، از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.
 
سابقه تحقيق
از انقلاب صنعتي به اين طرف، پديده شهرنشيني، به صورت مسأله اي بغرنج به وجود آمد. در سال ۱۸۰۰ ميلادي تنها ۱/۳ درصد از جمعيت جهان در نقاط شهري زندگي مي كردند ليكن اين نسبت در سال ۱۹۰۰ به ۱/۱۳ درصد و در سال ۱۹۹۵ به حدود ۴۶ درصد افزايش پيدا كرد و پيش بيني مي شود اين رقم تا سال ۲۰۳۰ از ۶۰ درصد جمعيت كره زمين افزون گردد. United Nations, 1998)) علت اين افزايش بي رويه جمعيت شهري، در كشورهاي توسعه يافته، افزايش طبيعي جمعيت، به دليل كاهش مرگ و مير از يك سو و تمركز فعاليت هاي صنعتي در كانون هاي شهري از سوي ديگر بوده است. (هاگت، ۱۳۷۵)  اين پديده در كشورهاي در حال توسعه با تأخير زماني و عللي متفاوت صورت گرفت كه مهمترين آنها تفاوت ميان نقاط شهري و روستايي به لحاظ زمينه هاي اشتغال، سطح دستمزدها، امكانات خدماتي و رفاهي و نظاير اينها مي باشد. (Chapman,  1999)  
تحليلگران اقتصاد سياسي، در مورد علل ساختاري افزايش جمعيت شهري  در كشورهاي اخير، بر تأثير پديده وابستگي كه از پيامدهاي نظام سرمايه داري جهاني ست، تأكيد بيشتري مي نمايند. (گيلبرت، ۱۳۷۶) 
مشكلات  ناشي از افزايش  جمعيت شهري در كشورهاي توسعه يافته، منشاء تحقيقات  و ارائه راهبردهاي متعددي گرديد كه از آن جمله مي بايد به مطالعات جورج تولي               (Tolley, 1989) )، پل نوكس (Knox, 1998) ،  ايده ي با غ (شيعه، ۱۳۷۵)  و نظاير آن اشاره نمود. همچنين در كشورهاي در حال توسعه نيز از نيمه دوم قرن حاضر پژوهش هاي فراواني در سطح جهاني(United Nations, 1998)   و منطقه اي (United Nations, 2000)   و ملي صورت گرفته است و استراتژيها و راهبردهاي گوناگوني ارائه شده است كه از جمله مي توان به رويكرد «شهرهاي كوچك» (Small Cities) توسط پراكاش ماتورMathur, 1982)) و  صَلاح’الشّخص(Salahel – Shakhs, 1974) و راهبرد روستا شهرها توسط  فريدمن (سازمان مديريت و برنامه ريزي، ۱۳۶۳) و مطالعاتي از اين قبيل اشاره نمود. در ايران، افزايش سهم نفت در اقتصاد ملي و سياست شبه مدرنيزاسيون توسط نظام حاكم، روند گرايش به شهرنشيني را از آغاز قرن حاضر، شدت بخشيد. (سلطان زاده، ۱۳۶۷) مشكلات مترتب بر افزايش جمعيت شهري در دهه ۱۳۵۰ نگراني هايي را براي نظام حاكم به وجود آورده و منتهي به مطالعاتي در اين زمينه گرديد كه از آن جمله مي توان به مطالعات گروه بتّل و ستكوپ و .. جهت سازماندهي فضايي جمعيت و پژوهش هاي «مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران» كه عمدتاً پديده حاشيه نشيني را بنا به خواست سازمان مديريت و برنامه ريزي (سازمان برنامه و بودجه) مورد مطالعه قرار دادند، اشاره نمود (عليزاده،‌كازروني، ۱۳۶۳).
در سالهاي بعد از انقلاب و به ويژه پس از جنگ تحميلي، ساماندهي توزيع فضايي جمعيت، انگيزه پژوهشهاي متعددي گرديده است. از آن جمله مي توان به مطالعات «مركز جمعيت شناسي» وابسته به دانشگاه شيراز (اردشيري، ۱۳۷۵) و پژوهش هاي صورت گرفته توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور (سيدعلوي، ۱۳۷۴) و همچنين پژوهش هاي صورت گرفته در «مركز مطالعات و برنامه ريزي شهري» وابسته به وزارت كشور (فصلنامه مديريت شهري، ۱۳۸۰) و «مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري ايران» وابسته به وزارت مسكن و شهرسازي (زنجاني، ۱۳۷۱)  اشاره نمود.
 
اهداف 
باتوجه به اينكه رشد جمعيت شهري كشور بيش از نرخ رشد طبيعي مي باشد هدف از اين مطالعه تعيين سهم عوامل مختلف از جمله مهاجرت در افزايش جمعيت شهري ست. همچنين شناخت علل مهاجرت ها به منظور ارائه راهبردهاي لازم در جهت تثبيت نسبي جمعيت و توزيع متعادل آن در سكونتگاه هاي شهري و روستايي از اهداف عمده اين تحقيق مي باشد. 
 
روش تحقيق                                                  
روش تحقيق تلفيقي از مطالعات كتابخانه اي و فعاليت هاي ميداني بوده است. در تحقيقات ميداني به انتخاب شهرهاي نمونه، برحسب طبقات جمعيتي مبادرت گرديده است، به نحوي كه شهرهاي نمونه هم از بين طبقات جمعيتي مختلف و هم توزيع جغرافيايي مناسب داشته باشند. براين اساس ۹ شهر به شرح زير انتخاب گرديد. 
از شهرهاي كوچك: شهرهاي طبس، سرخس و گناباد؛
از شهرهاي متوسط: شهرهاي تربت جام و شيروان؛
از شهرهاي بزرگ: بيرجند، بجنورد و سبزوار؛
شهر مشهد نيز به عنوان تنها كلانشهر منطقه با ويژگيهاي خاص خود به عنوان يك نمونه جداگانه به مجموع شهرهاي نمونه افزوده شد. از مجموع شهرهاي مذكور ۱۶۰۰ خانوار به روش خوشه اي و به عنوان نمونه انتخاب شده و با حداكثر خطاي ۳ در هزار در سطح اطمينان ۹۵ درصد مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
 
فعاليت هاي ميداني و آماري
كليه خانوارهاي ساكن در نقاط شهري استان خراسان، جامعه آماري طرح را تشكيل   مي دهند. به منظور سهولت در اجراي آمارگيري و كاهش حجم عمليات اجرايي، شهرهاي استان در ۴ گروه به شرح زير طبقه بندي شده اند.
     گروه (۱): شهرهاي كوچك با جمعيت ۲۵ تا ۵۰ هزار نفر؛
     گروه (۲): شهرهاي متوسط با جمعيت ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر؛
     گروه (۳): شهرهاي بزرگ با جمعيت ۱۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر؛
     گروه (۴): شهر مقدس مشهد به عنوان كلانشهر استان؛
در هريك از سه گروه اول تعدادي شهر كه داراي ويژگيهاي مشترك اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با ساير شهرها مي باشند مورد آمارگيري قرار گرفته اند. فهرست اسامي شهرها در گروه هاي فوق الذكر به شرح زير است: 
     گروه (۱): سرخس، طبس و گناباد؛
     گروه (۲): تربت جام و شيروان
     گروه (۳) بجنورد، بيرجند و سبزوار؛
     گروه (۴): مشهد؛
     براي برآورد حجم نمونه، از معادلات زير استفاده شده است:
 
     : اندازه صفت مورد نظر براي خانوار  ام در بلوك   ام در گروه  
 : تعداد خانوار نمونه در بلوك   ام گروه  
 : تعداد بلوك نمونه در بلوك  
 : ميانگين صفت مورد نظر در گروه  
 : تعداد خانوار ساكن در گروه  
 : ميانگين صفت مورد نظر در شهرهاي استان خراسان
 
يافته هاي تحقيق
     براساس يافته هاي تحقيق، جمعيت شهري در شهرهاي نمونه طي  دوره ۷۵-۱۳۶۵ رشدي معادل ۹/۲ درصد در هر سال داشته است. حدوداً ۲ درصد از اين رشد ناشي از رشد طبيعي جمعيت و ۹/۰ درصد نيز ناشي از مهاجرت بوده است. پايين بودن ميزان مهاجرت به شهر مقدس مشهد ناشي از هجوم آوردن مهاجران به كانونهاي جمعيتي حاشيه اي و نمونه اي خارج از محدوده قانوني شهر مقدس مشهد مي باشد. در مورد رشد طبيعي جمعيت به ويژه در شهرهاي كوچك به نظر مي رسد فرهنگ روستائي حاكم بر مهاجرين وارد شده، عامل بالا بودن رشد طبيعي در چنين شهرهايي بوده است، به طوري كه در شهرهاي پرجمعيت تر، رشد طبيعي نسبتاً كمتري به چشم مي خورد. به عنوان مثال طي دهه ۷۵-۶۵ ميانگين تقريبي رشد طبيعي جمعيت براي شهرهاي كوچك اندام (سرخس، طبس و گناباد) ۲۳/۲ درصد و براي شهرهاي بزرگ اندام (بيرجند، بجنورد و سبزوار) ۱۴/۲ درصد و در كلانشهر مشهد ۹۳/۱ درصد بوده است.

عتیقه زیرخاکی گنج