• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مذهب زرتشت نيز مانند همه مذاهب ديگر، از دو بخش كتاب و سنت تشكيل شده است، كتاب آسماني زرتشتيان «گاتاها» نام دارد كه پيام هاي آسماني بوده، كتاب ديني مزدا  پرستان را تشكيل مي دهد و كتاب هايي كه از زمان اشوزرتشت تا كنون توسط موبدان بزرگ از روي ضرورت اجتماعي و سياسي زمانه نوشته شده را مجموعاً «اوستا» مي نامند و سنن و آداب و رسوم و امداد و ادعيه و دستورات مذهبي زرتشتيان را تشكيل مي دهد. خوشبختانه بخش ديني(كتاب) از سنت (بخش مذهبي) ما به روشني قابل تفكيك است. باورهايي كه در اين دو بخش مشاهده مي شود را نيز مي توان به سادگي از يك ديگر جدا نبود
اصولاً برقراري داد و راستي و آزادي و خلاصه همه ي نيكي ها در جهان آرزوي همه انسان ها بوده و مي باشد و «اميد» مهمترين پايه ي معنوي هر انسان و هر جامعه اي است كه مردم را زنده و شاداب نگاه مي دارد و انرژي مي افزايد و پويايي مي دهد. سو (Su) به معني، «سود رساننده» بوده و اين مفهوم اولين بار در گاتاها مطرح مي شود و اشوزرتشت خود را سوشيانت مي داند. در گاتاها سينا آبه ي ۳۴ بند ۱۳ مي فرمايد :«اي مزدا اهورا، راهي را كه به من نشان دادي راه آموزش «سوشيانت هاست» كه «نيكي» در پرتو «راستي» و شادماني بدست مي آيد.» بر اساس اين باور سودرسان ترين و خيرخواه ترين فرد هر زمانه را بايد سوشيانت آن زمان دانست. و هر كس در هر مقامي مي تواند با كوشش و پشتكار و پرورش اخلاقيات و خصوصيات انساني در خود و دانش اندوزي و برخورداري از خرد و وجدان خويش به اين مقام والا برسد و سوشيانت زمان خود گردد. در «سينا» اولين و نزديك ترين بخش اوستا به «گاتاها» كه توسط دين باوران و شاگردان اشوزرتشت نوشته شده نيز آمده:«وظيفه ي سوشيانت پاك كردن جهان از بدي و ترويج آئين «راستي» و «نيكي» است» در بخش هايي از اوستا نيز آمده كه سوشيانت«استوت ورت» يعني رستاخيز كننده و «واخشيت نهنگهه» خيلي خوشبختي افزا خواهد بود. از اين ديدگاه نيز مذموريت سوشيانت بر انداتن دروغ و ناراستي و برقراري نيكي از راه راستي و شادي و نه از راه جنگ و خونريزي و راه هاي قهرآميز و غير انساني مي باشد. و اما انديشه، موعود پاياني يا اوشيدر» در بخش هاي بعدي اوستا در مذهب زرتشت وارد شده است. عقيده‌ي ايرانيان باستان بر اسن بود كه اشيدرماه، اشيدر بامي در آخر سوشيانس سه پسران اشوزرتشت هستند كه هر هزار سال به ترتيب به دنيا مي آيند و هنگامي كه سوشيانس ظهور كند رستاخيز كند و سرتاسر جهان را پاكي و نيكي فرا خواهد گرفت و عدل و داد و راستي و خوشبختي همه گير خواهد شد. و اما بعد از جمله ي اعراب، اين عقيده در بين زرتشتيان به صورت اميد به آمدن «شاه بهرام كه در بين زرتشتيان تجلي كرده است: البته منظور زرتشتيان«بهران ايزد» ايزد يا فرشته بهرام است كه در حالت انساني شايسته، شهور خواهد كرد و عدل و داد و راستي و نيكي را در جهان برقرار خواهد نمود. ولي دانشمندان دين عقيده دارند كه چون بهرام گور آخرين پادشاه ساسانيان بوده كه در دوره ي او ايران به سر بلندي و ثروت و آرامش و آسايش افسانه اي رسيده، در ياد و خاطره ي ايرانيان عظمت دوران او باقي مانده است و آرزوي ايرانيان زرتشتي اين است كه دوران عظمت و شكوه «شاه بهرام » مجدداً باز گردد و زرتشتيان عزت وقدرت از دست رفته ي خود را باز ييابند. به خصوص بعد از مبارزات ابو مسلم و طاهر ذوليمينين و خانواده ي صفاو و يالمه و غيره، هرچند ايرانيان توانستند خلفاي عرب را از سرزمين ما بيرون كنند و تعدادي از زرتشتيان به هندوستان رفتند، هميشه بين زرتشتيان ايران و پارسيان هند اين «اميد» بزرگ بوده كه توسط شخصي بنام «شاه بهرام» عظمت و شكوه ايران مجدداً باز مي گردد و با بازگشت او، عدل و داد و راستي و درستي و برابري و خلاصه همه ي نيكي ها قيام جهان را فرا خواهد گرفت. در «بهمن شيت» باب ۳ فقره ۱۴ تا ۱۷ آمده است كه :«بهرام از نسل شاهان كياني در روز اورمزد و آبان ماه (۲۵ مهرماه شمسي) متولد مي شود در هنگام تولدش از آسمان ستازه ريزد و چون به سن سي سالگي رسد با هزاران فيل با سپاهي از سوي هند رو به ايران آورده و اعراب را شكست دهد و خود پادشاه ايران گردد و آئين زرتشتي را دو مرتبه احياء كند و انتشار دهد و مردمان را به آسايش و امنيت تام رساند.» روانشاد موبد رستم شهزادي در كتاب مجموعه ي سخنراني هاي خود ذكر مي نمايند كه اعتقاد به موعود هميشه موجب مي شده كه ملت شكست خورده و زجر كشيده كه دچار سختي ها و كاستي ها و بدبختي ها و نا ملايمات است و بردگي و اسارت و قتل عام و ظلم و تعدي بسيار كشيده به اين وسيله اميد را در دل زنده نگاه دارد تا بتواند تحمل و بردباري و مبارزه را با اميد بي كران به انجام رساند و با اعتقاد به موعود نيز ايرانيان اميدوارند كه روزي دوباره عظمت گذشته ي خود را باز يابند، آنچه مسلم است در فرهنگ زرتشتي آمدن موعود آخر زمان پايان گيتي نبوده، بلكه پايان بدي ها و نارسايي هاست، از آن زمان به بعد ظلم و تعدي و بي عدالتي و گرفتاري هاي انسان ها پايان خواهد يافت و داد و راستي و نيكي سرتاسر جهان را فرا خواهد گرفت و اين آرزوي محل و غير قابل دسترس نيست و مسلماً روزي انسان ها به اين آرزو دست خواهند يافت. تاريخ بشر، در سرتاسر اين جهان خاكي، نشان مي دهد كه، بارها و بارها، به نام آزادي، آزادي و بنام برقراري عدالت، عدالت سركوب شده است و از اين روست كه باور به آمدن موعود در بين همه ملل وجود داشته و دارد، و اين جمله «اي بزرگترين آرزو بيا» كه طي چراغاني خيابان ولي عصر مشاهده مي شود، حقيقتاً آرزوي همه مردمان جهان است. اعتقاد به آمدن «بهرام يا سوشيانت» در بين زرتشتيان و «ماشيه» در بين يهوديان يا بازگشت «مسيح» در بين عيسويان يا آمدن «مهدي(ع)» در بين هموطنان مسلمان و «ميتسويه» در بين بودائيان و غيره همه يك هدف و يك آرزو را دنبال مي كند و آن برقراري داد و راستي و همه ي نيكي ها در جهان است. ولي بايد توجه داشت كه نمي توان اميد داشت كه با وسايل نا مقدس به هدف مقدس رسيد، و تازه اگر هم اين مفاهيم بسيار والا و مقدس به زور شمشير شود، نمي تواند پايدار و ابدي بماند، مگر اينكه ما انسان ها از هر دين و مذهبي كه هستيم اختلافات را كنار گذاشته و بيشتر به مشتركات بپردازيم و با يكديگر يكدل و همراه شده و با دانش اندوزي و به كارگيري خود و وجدان فردي و اجتماعي، اين مفاهيم پاك و مقدس آزادي و عدل و داد و غيره را كه آرمان همه ي مردمان نيك جهان است را بخوبي بشناسيم و به راستي عمل كنيم تا با درك درست و گسترش نيكي ها لياقت داشتن اين چنين جامعه آرماني را بدست آوريم كه هم آمدن اين موعود پاك انساني تسريع گردد و هم آيندگان بتوانند استقرار اين صفات نيك انساني را در جهان براي هميشه پا بر جا و پايدار نگاه دارند.

جشن منتظران يا قيام هوشيدر
اين جشن يكي از جشن هاي مذهبي زرتشتي است و بيشتر در منطقه ي سيستان كنار درياچه‌ي هامون برگزار مي گردد. اين جشن و مراسم، مربوط است به منجي، از آيين زرتشت، يعني سوشيانس، كه يكي از اصول اعتقادي زرتشتيان مي باشد.

داوري جهاني و ظهور منجي:
زرتشتيان بر اين باورند كه تاريخ جهان دوزاده هزارسال به طول مي كشد و آن به ۴ دوره ي سه هزار ساله تقسيم و دوره ي آخر نيز خود به چهار دوره ديگر بخش مي گردد.

عتیقه زیرخاکی گنج