• بازدید : 54 views
  • بدون نظر

آنچه را در اين مقاله مي خوانيد متني آموزشي با عنوان »پرواز بوفالوها« است كه به معرفي روش هاي نوين مديريت مي پردازد. جيمز پلاسكو از مديران و استادان دانش مديريت طي سخناني كه حاصل آن، مقاله حاضر است مي گويد: مي خواهم در مورد تغييرات دنياي كنوني كه به شكل چشمگيري بر روش كسب و كار تاثير گذاشته است و روش برخوردي كه براي باقي ماندن و ادامه بقا در قرن بيست و يكم به آن نيازمنديم سخن بگويم. من، چهل و سه سال است كه در بازار كار هستم و سي سال اول آن را دقيقاً مي دانستم كه چه بايد بكنم. وظيفه من به عنوان رهبر شركت و مدير سازمان بسيار روشن بود. مي بايست برنامه ريزي، سازماندهي و كنترل را انجام مي دادم و مطمئن مي شدم كه امور به همان شكل كه انتظار داشتم انجام شده است. تصميم گيري در سازمان با من بود. اگر كار خاصي در سازمان مي بايست انجام مي پذيرفت بايد مطمئن مي شدم كه فرد مناسب، اقدام صحيحي را در زمان مناسب انجام داده است

اين روش در سي سال اول كار من، كم و بيش جواب داد. سپس حادثه اي رخ داد كه سبب شد تغييراتي در روش هدايت و پيشبرد شركت ايجاد كنم. همچنين در نحوه تدريس در كلاس هاي آموزشي و مشاوراتي كه مي دادم تجديد نظر كنم. مرگ يكي از دوستان همكارم موجب شد تا پرسش هايي را با خود مطرح كنم. به خود گفتم كه چرا با اين شدت كار مي كنم؟ چرا اين ميزان از وقتم را صرف كار مي كنم؟ آيا من با اين سخت كوشي در صدد ايجاد كار بزرگي هستم؟ يا تلاش من براي ايجاد يك مجلس ختم بزرگ است؟ بنابراين هيچگاه از اين تلاش ها لذتي نخواهم برد. آيا من با اين شدت تلاش مي كنم تا لذت ببرم؟ يا تلاش مي كنم تا شرايط خوبي براي بازماندگانم به وجود بياورم؟
    سئوال بسيار مشكلي را براي خود مطرح كردم: چند شركت در جهان در يك دوره ده ساله ضريب بازدهي سهامشان حداقل۲۰ درصد يا بيشتر بوده است؟
    در سراسر جهان، تنها۲۴ شركت را يافتم كه به چنين شاخص مالي سخت و بلند مرتبه اي دست يافته بودند. پس از بررسي بر روي عملكرد مديران شركت هاي موفق، دو موضوع را كشف كردم: نخست آن كه نوع صنعت و كار فرقي نمي كند و موضوع محصول مطرح نيست، چرا كه در ميان۲۴ شركت موفق، شركتي در زمينه صنايع پزشكي فعال بود، شركتي ديگر خدمات نظافتي انجام مي داد، يكي شركت كامپيوتري بود و ديگري دكل هاي حفاري نفت اجاره مي داد. بنابراين دريافتم كه نوع كار و محصول مهم نيست. آن چه كه بيش از همه مهم است نوع رهبري مديريتي است، زيرا اين۲۴ مدير و رهبر شركت هاي ياد شده بودند كه با بقيه مديران تفاوت داشتند.
دوم آن كه اين۲۴ مدير موفق نه تنها در مقايسه با ديگران متفاوت بودند بلكه در بين خود آنها نيز تفاوت وجود داشت. برخي از آنها داراي شخصيت هايي كاريزماتيك بودند. يعني هنگامي كه به مكاني وارد مي شوند فضاي موجود را مسخر خودمي كنند. حال آنكه سايرين داراي شخصيت هاي قابل توجهي نبودند. برخي از آنها استراتژيست هايي با درايت و ارزشمند بودند و برخي ديگر حتي به سختي مي توانستند يك كلمه حرف بزنند.
    بدين ترتيب برايم مشخص شد، هيچ روش واحدي به عنوان روش رهبري مديريتي وجود ندارد. هيچ كس برايم قابليت شبيه سازي نداشت. هيچ كس نبود كه همانند او باشم. من مي بايست روش خود را مي يافتم. در نتيجه طي سيزده سال گذشته در رهبري براي يك دهه چنين سير وسفري بودم. من در اين سفر در جستجوي عوامل پيدايش تاثير گذارترين رهبري مديريتي بودم. بي شك آن چه سبب مي گردد كه رهبري مديريتي يك تشكيلات، بسيار موفق باشد رهبري براي يك فصل نيست بلكه رهبري براي يك دهه و بيش از آن است. يك مدير موفق بايد بدون به هدر دادن انرژي خود كارهاي بزرگ انجام دهد و سازماني را بنيان گذارد كه مدير و تمام كاركنان به خاطر آن زندگي و كار مي كنند.
    آنها از بازي فوتبال و مسابقات فوتبال، مراسم فارغ التحصيلي، جشن تولد و تمامي مراسم جزيي كه سبب مي شود كار ارزشمند شود، لذت مي برند.
    البته من در اين سير و سفر، سه حقيقت تلخ را نيز كشف كردم. سه حقيقتي كه به طرز اجتناب ناپذيري راهگشا هستند.


عتیقه زیرخاکی گنج