• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دوطبقه از طبقات مردم کوشش کرده اند که دین وعلم را مخالف یکدیگر جلوه دهند:یکی طبقه متظاهر به دین ولی جاهل که نان دینداری مردم را میخورده اندواز جهالت مردم استفاده میکرده اند این دسته برای اینکه مردم را در جهل نگهدارند و ضمنا به نام دین پرده روی عیب خودشان بکشند و با سلاح دین دانشمندان را بکوبند وازصحنه رقابت خارج کنندمردم را از علم به عنوان آنکه با دین منافی است میترسانده اند یکی هم طبقه تحصیل کرده و دانش آموخته ولی پشت پا به تعهدات انسانی و اخلاقی زده این طبقه نیز همین که خواسته اند عذری برای لاقیدی های خود و کارهای خود بتراشند به علم تکیه کرده و ان را مانع نزدیک شدن به دین بهانه کرده اند.
طبقه سومی هم همیشه بوده و هستند که ازهردوموهبت بهره مند بوده اند وهیچگونه تنافی و تناقضی احساس نمی کرده اند این طبقه سعی کرده اند که تیره گیها وغبارهای که از طرف آن دو طبقه بین این دو ناموس مقدس برخاسته فرو بنشانند. بحث ما در باره اسلام وعلم ازدوجنبه ممکن است صورتبگیرد:جنبه اجتماعی وجنبه دینی.از جنبه اجتماعی آن طور بایدبحث کنیم که آیا اسلام وعلم عملا با هم سازگارند یا سازگارنیستند؟آیا مردم میتوانند هم مسلمان باشند به                                                                                                       معنی واقعیکلمه که به اصول و مبانی اسلامی مومن باشند وبه دستورهای دین عمل کنند وهم عالم؟یا عملا یکی از این دو را انتخاب کنند.اگر به این نحوبحث شودصورت مسئله این نخواهد بودکه نظر اسلام درباره علم چیست ونظرعلم درباره اسلام چیست؟وآیااسلام چگونه دینی است؟فقط بحث روی اجتماع است که آیا میتواند در آن واحد هر دو را داشته باشدیابایداز یکی ازآن دوچشم بپوشد.جنبه دیگر این است ببینیم نظراسلام درباره علم چیست؟ونظرعلم درباره اسلام چیست؟که این هم دوقسمت است:یکی اینکه اسلام درباره علم چگونه دستورداده وتوصیه کرده.آیادستورداده که حتی الامکان ازعلم پرهیز داشته باشید؟وایا اسلام علم را موجودخطرناک وبه شکل یک رقیب برای موجودیت خود دانسته!یابر عکس در کمال صمیمیت و شجاعتو اطمینان به خودبه علم توصیه کرده وتشویق نموده است؟قسمت دوم این است که نظرعلم درباره اسلام چیست؟چهارده قرن ازظهوراسلامو نزول قران میگذرد.درهمه این چهارده قرن علم در حال تطوروتکامل وپیشرفت بوده مخصوصا درسه چهار قرن اخیرترقی علم به صورت جهش درامد.حالا ببینیم علم پس ازاین همه توفیق وتطوروتکامل که نصیبش شده درباره معارف و اعتقادات اسلام وهمچنین درباره دستورهای عملی واخلاقی واجتماعی اسلام چه نظر میدهد؟ایا اینها را به رسمیت می شناسد یانمی شناسد؟ایا براعتبارآنها افزوده یا ازاعتبارآنها کاسته است؟ هریک ازاین سه قسمت در خوربحث وتحقیق است بحث امروزمافقطدرباره یکی از اینهاست یعنی پیرامون نظر اسلام درباره علم است.
 توصیه به علم در اسلام*
در اینکه در اسلام راجع به علم تاکیدوتوصیه شده ودرکمتر موضوعی وشاید نسبت به هیچ موضوعی اینقدر توصیه وتاکید نشده بحثی نیست.
از قدیمی ترین زمانی که کتب اسلامی تدوین شده در ردیف سایر دستورهای اسلامی از قبیل نماز و روزه و حج وجهادوامربه معروف ونهی از منکر بابی هم تحت عنوان بابوجوب طلب العلم باز شده وعلم به عنوان یکی از فرائض شناخته شده.
همانطوری که آدمی مال خودرا گم کرده در دست هر کس ببیند معطل نمیشود وبرمیدارد مومن نیز علم رامال خود میداند در دست هر که ببیند آنرا می گیرد. 
علم فریضه ایست که نه از لحاظ متعلم ونه از لحاظ معلم ونه از لحاظ زمان ونه از لحاظ مکان محدودیت نداردواین عالیترین وبالاترین توصیه ای است که    می توانسته بشود وشده.
منظور از علم چیست؟* 
برای کسی که درست با اسلام ومنطق اسلام آشنا باشد جای این احتمال نیست که بگوید نظر اسلام درباره علم منحصراً علوم دینی است،این احتمال فقط از ناحیه طرز عمل مسلمین در قرنهای اخیر که تدریجاً دائره
—————————————————
 معلومات را کوچکتر کردند ومعلومات خود را محدود کردند پیدا شده والا آنجا که می فرمایدحکمت گمشده مومن است پس آن را بچنگ آوریدولو اینکه بخواهید از دست مشرکان بگیرید معنی ندارد که خصوص علوم دینی باشد.
مشرک را با علوم دین چه کار؟
گذشته از همه اینها درمتن سخنان رسول اکرم(ص) تقییدوتحدیدوتفسیر شده که مقصود چه علمی است اما نه تحت عنوان اینکه فلان علم باشد یا فلان علم بلکه تحت عنوان علم نافع علمی که دانستن آن فایده برساندوندانستن آن ضرربرساند هر علمی که متضمن فایده واثری باشدوآن فایده واثررااسلام به رسمیت بشناسد یعنی آن اثر را اثرخوب ومفیدبداندآن علم از نظر اسلام خوب وموردتوصیه وتشویق است.وهر علمی که تاثیر سوء دارد با آن مخالف است.
نظر قرآن*
قرآن علم رانوروجهل را ظلمت میداندومیفرمایدمطلقاً نوربر ظلمت ترجیح دارد.قرآن صریحاً مسائلی را به عنوان موضوع مطالعه وتفکرپیشنهاد میکند.این موضوعات همانها است که نتیجه مطالعه آنها همین علوم طبیعی و ریاضی وزیستی وتاریخی وغیره است که امروز در دنیا می بینیم.
—————————————————-
سوره بقره آیه ۱۶۴ میفرماید:«ان فی خلق السموات والارض واختلاف اللیل والنهار والفلک التی تجری فی البحربما ینفع الناس وما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعد موتها و بث فیها من کل دابة وتصریف الریاح والسحاب المسخربین السماء والارض لایات لقوم یعقلون» یعنی در آفرینش آسمانها وزمین در گردش شب وروزدرحرکت کشتی برروی آب که بوسیله آن بشرمنتفع میگردد آمدن وریزش باران که سبب حیات زمین میگردد حیواناتی که در روی زمین حرکت میکنند گردش بادها وحالت مخصوص ابرها که در میان زمین و آسمان معلقند در همه اینها نشانه های قدرت وحکمت پروردگار است یعنی همه اینها قوانین ونظاماتی دارند وشناختن این نظامات شما را به توحید نزدیک میکند.
قرآن کتابی است که اولین مرتبه که نازل شد سخن خود را با خواندن،علم، کتابت آغاز کرد.وحی قرآن با تذکراینها آغاز گشت«اقراباسم ربک الذی خلق.خلق الانسان من علق.اقراوربک الاکرام الذی علم بالقلم.»
در جای دیگر قرآن میفرماید:
«یا معشر الجن والانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات والارض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان»*
این آیه در هزار وچهارصد واندی پیش انسانها را
—————————————————- 
 مورد خطاب قرار می دهد که نفوذ در آسمان تنها از طریق علم و عقل وقدرت فکری میسر است.
قرآن صریحاً مردم رابه مطالعه در این امور توصیه کرده ومیدانیم مطالعه همین ها است که منجر بعلم فلک وستاره شناسی،زمین شناسی،دریا شناسی،علم کائنات جویه،حیوان شناسی و… شده است.همچنین است در سوره جاثیه آیه ۲ وسوره فاطرآیه ۲۵ وبسیاری آیات دیگر.
آیا علم وسیله است یا هدف؟*      
 شهید مطهری(ره) در این باره میفرماید: فقها وعلماء دینی اصطلاحی دارند میگویند وجوب علم،تهیوئی است یعنی از ان جهت واجب است که امادگی وتهیؤ میدهد برای کاری که موافق با منظور اسلام است.حتی خود یاد گرفتن مستقیم مسائل عملیه یعنی احکام و مسائل نماز وروزه و خمس وزکاة وحج وطهارت که معمولاً در رساله های علمیه ذکر میشود فقط برای این است که شخص بتواند وآماده بشود که وظیفه دیگری را درست انجام دهد مثلاًیک نفر مستطیع که می خواهد بحج برود با یاد بگیرد تا آمادگی وتهیؤ پیدا کند که مراسم حج را درست انجام دهد.
وقتی که این اصل را دانستیم نوبت به اصل دیگر و مطلب دیگر میرسد وآن اینکه اسلام چگونه دینی است؟ وچه هدفهایی دارد؟وچگونه جامعه ای میخواهد؟
—————————————————-
آیا اسلام میخواهد که جامعه مسلمان مستقل باشد یا اهمیت نمی دهد که زیر دست و محکوم باشد؟ بدیهی است که اسلام جامعه ای میخواهد مستقل،آزاد،عزیز،سربلند،مستغنی.
وباز مطلب سومی را هم باید بشناسیم وتوجه کنیم وآن اینکه امروزدنیا بر پاشنه علم میچرخد کلید همه حوائج علم واطلاع فنی است،بدون علم نمیتوان جامعه ای غنی ،مستقل،آزاد عزیزوقوی بوجود آورد.خود بخود نتیجه می گیریم که در هر زمانی خصوصاًدر این زمان فرض وواجب است بر مسلمین که همه علومی را که مقدمه رسیدن به هدفهای اسلامی است فرا گیرند وکوتاهی نکنند.
به این ترتیب میتوانیم بشناسیم چه علمی واجب کفایی است و چه علمی واجب عینی.
آیا میتوان علم را رها کرد؟ *                    
انسان نباید از یادگیری و استفاده علمی ازافرادی که در مقام  و منصب و سن و شهرت  و دینداری  و یا علوم ودانشهای دیگرپایین تروپست ترازآنها هستند استنکاف ورزند ؛ بلکه  باید ازهر کسی  که استفاده  علمی ازاو امکان پذیراست بهره و فایده ای به دست آورند

عتیقه زیرخاکی گنج