• بازدید : 16 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۸۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۲۱    کد محصول : ۹۶۱۴    حجم فایل : ۱۰۲ کیلوبایت   

یکی از ارزشمندترین راههای استفاده از خلاقیت بکار بردن آن برای بهبود روبط است. زیرا انسانها در سطوحی بیشمار و گوناگون

در برابر پذیرش امواج طیف یکدیگر ، به ویژه نسبت به انگاره ها و قالبهای فکری که درباره یکدیگر در سر دارند حساس و پذیرا هستند.

در واقع همین اندیشه ها و گرایشهای نهفته است که رفتار موفق یا ناموفق ما را می سازد.

در رابطه عزت نفس با خلاقیت نیز مانند هر چیز دیگر، دقیقاً همان چیزی را به دست می آوریم که به آن اعتقاد داریم و باور ماست ،

مگر اینکه ازژرف ترین سطح وجودمان رابطه ای درست  ودلخواه را بطلبیم.

هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه عزت نفس و خلاقیت بین دانش آموزان دختر و پسر و تاثیر جنسیت بر متغیرهای عزت نفس و خلاقیت می باشد.

  • بازدید : 72 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

کنجکاوي و تفکر پيرامون افراد تيزهوش و با استعداد سابقه بسيار طولاني دارد و احتمالاً به زمان بر مي گردد که براي اولين بار انسان علاقمند شد به اين که چرا افراد با هم تفاوت دارند. در جوامع مختلف هر زمان افرادي بودند که با استعداد فراوان و نبوغ فوق العاده خويش در طول زندگي توجه و تحقيق هم را با خود جلب نمود و يا بدون توجه به مردم زندگي کرده و گه گاه پس از مرگشان به نبوغ آنها پي برده شده است. در يونان قديم افلاطون عقيده اش برآن بود که کودکان باهوش مي بايست در سنين کوچکي انتخاب شده و به آنها به طور اختصاصي علوم و فلسفه تعليم داده مي شده. طرز تفکر آداب و رسوم و عقايد جوامع نقش موثري در ارزشيابي و تعليم و تربيت کودکان سرآمد داشته است 
خلاقيت افسانه ها و واقعيت ها 
بزرگترين افسانه در مورد خلاقيت اين است که آن را در انحصار افراد نادر، خاص و باهوش مي دانند. گاهي با مرتبط کردن خلاقيت و حماقت، افراد خلاق، و خل به حساب مي آيند (گنجي، ۱۳۸۲).
حتي اگر در دنياي اختراعات انقلابي به پا نکرده باشيد و ديگران شما را به عنوان مخترع يا خلاق نشناخته باشند، غير ممکن است که تا به حال خلاقيت خود را در جايي نشان نداده باشيد. اگر توانسته باشيد، حتي يک بار، با موادي که براي سه نفر کافي بوده است، براي پنج نفر غذا بپزيد، يا توانسته باشيد کسي را متاثر و هيجان زده کنيد، خلاقيت خود را نشان داده ايد. همه انسان ها خلاق هستند، اما برخي بيشتر و برخي کمتر از بقيه، خلاقيت جزئي از سرشت انسان است. علاوه بر آن، مي توان رفتار خلاقانه را با تمرين هاي مناسب پرورش داد، محيط نيز مي تواند به آن شتاب بدهد و، در نهايت، نياز يکي از قويترين عوامل شکوفايي خلاقيت است.
مسلماً هيچ نيازي نيست که انسان ديوانه باشد تا بتواند چيزي را خلق کند. حتي اگر کسي، ديوانه يا خل به حساب آيد، ممکن است يک خلاق بزرگ باشد. به عبارت ديگر، روان رنجوري (يعني اختلالاهاي رفتاري خفيف داشتن) نمي تواند معياري بر خلاقيت باشد.
دومين افسانه درباره خلاقيت عبارت از تفاوت قائل شدن بين اعمال خلاقانه است: چه هنري، چه علمي يا تنها براي حل مشکلي کوچک. به سخن ديگر، وقتي ديدگاه منطقي دنبال مي شود، اغلب سعي ميشود که خلاقيت واقعي توصيف و طبقه بندي شود و نقاط قوت آن را خلاقيت تصادفي يا کم اهميت، گاهي هم به صورت درجه بندي، متمايز گردد.
خلاقيت به شيوه يکسان عمل مي کند، چه در مورد فرستادن انسان به کره ماه و چه در مورد نگه داشتن شلوار بدون کمربند. عمل خلاق، تا حد زيادي، عبارت است از کنار هم گذاشتن عناصر ناهمگون، به منظور ساختن يکي تصوير ذهني جديد يا واقعيت جديد. هنرمند نقش فضا و فرم را تغيير شکل مي دهد تا از منظره اي که ديده است چيز تازه و متفاوتي به وجود آورد مي توان گفت که کانتير، همان صندوق عقب اتومبيل تغيير يافته است، همان طور که ساندويچ مخصوص،‌ نسخه جديدي از ساندويج سنتي است. مطالعات نشان مي دهد که رفتار خلاقانه براي همه در همه زمينه ها يکسان است.
مرتبط دانستن خلاقيت و هوش نيز افسانه است. اگرچه براي نشان دادن خلاقيت به حداقل هوش نياز هست، خلاقيت به هيچ وجه تابع هوش نيست. بنا به برخي از پژوهش هاي آمريکايي، حتي به نظر مي آيد، هوش که با آزمون ها اندازه گيري ميشود (IQ)، ترمزي براي خلاقيت است. کساني که ضريب هوشي بالايي دارند، کمتر خلاق هستند، زيرا نوع هوششان آنها را به طور دائم وادار مي کند تا با هنجارها سازگار شوند، در حالي که خلاقانه عمل کردن، فرد را وادار مي کند که از هنجارها خارج شود تا به افکار اصيل و تازه دست يابد (گنجي، ۱۳۸۳).

خلاقيت و فرهنگ 
مطالعه در احوال دانشمندان و هنرمنداني که دستاوردهاي اصيل و مهمي در        رشته هايشان داشتند نشان مي دهد که عوامل شخصيتي نظير استقلال در قضاوت، برخورداري از انگيزه پيشرفت، ابتکار عمل و بردباري در برابر الهامات، از جمله شرايط مهم در دستيابي به کشفيات خلاق هستند، ازاين رو خلاقيت ممکن است در زمره خصايصي نباشد که بتوان آنها را با يک آزمون واحد به طور دقيق ارزيابي کرد (هيگارد و اتکينسون،‌ ۱۳۷۰).
مطالعاتي که بارون (۱۹۸۵) در زمينه شخصيت افراد خلاق انجام داده نشان مي دهد که مردم خلاق در مقايسه با افرادي عادي بيشتر خوش بين هستند، داراي انرژي رواني جسمي استثنايي مي باشند، زندگي آنها بيشتر پيچيده است، به دنبال تنش هستند تا از طريق آزاد شدن از آن احساس لذت کنند و برخورد آنها با ناهشياري يعني با تخيلات و تصورات ذهني بيشتر است (ساعتچي، ۱۳۶۶).
اشخاص بسيار خلاق تمايل به تعريف و تمجيد از خود دارند، گواه اين امر شمار کثير صفات ستايش آميزي است که در توصيف خود به کار مي برند و نيز نمرات نسبتاً بالاي آنها در مقياسي است که با آن خودپذيري اساسي فرد اندازه گيري ميشود (طموريان، ۱۳۶۹).
کتاب نبوغ وراثتي که گالتن در سال ۱۸۶۹ منتشر کرد مجموعه اي از مطالعات آماري بررسي خانواده هاي افراد برجسته را بنيان نهاد. تمامي اين مطالعات نشان مي دهد که برجستگي در بين فاميل ها منتقل ميشوند. اظهارات گالتن درباره برتري حسي و سلامت بهتر افراد نابغه قابل توجه است (طهموريان، ۱۳۶۹).

کاربرد خلاقيت :
تخيل، هوش، خلاقيت 
تخيل، خلاقيت نيست. تخيل به تنهايي نمي تواند شرط لازم براي خلاقيت باشد. در مورد هوش نيز چنين است. هوش به تنهايي نمي تواند شرايط لازم براي خلاقيت را به وجود آورد. ايده آل اين است که از اين دو توانايي، ترکيبي همگون فراهم شود تخيل و هوش، نه تنها متضاد نيستند بلکه يکديگر را تکميل مي کنند، باعث بروز خلاقيت واقعي مي شوند. تخيل افسار گسيخته نيز خلاقيت نيست.
 وانگهي، بيش از حد منطقي بودن نيز مانع قوي براي خلاقيت است، زيرا بخش بزرگي از انتقاد و قضاوت هنجاري رابه همراه مي آورد (گنجي، ۱۳۸۳).
گانيه در طبقه بندي خود از انواع يادگيري بالاترين سطح يادگيري را حل مسئله مي داند، ومعتقد است که آفرينندگي نوع ويژه اي از راه حل مسئله است (سيف، ۱۳۶۸).
در عين حال، مي توان بين حل مسئله و آفرينندگي از اين لحاظ تفاوت قائل شد که، حل مسئله بيشتر بر واقعيات استوار است و هدف آن عيني و بيروني است، در حالي که آفرينندگي بيشتر جنبه شخصي دارد و زياد از حل مسئله مبتني بر شهود و تخيل است (سيف، ۱۳۶۸).
از مدتها پيش خلاقيت مد روز شده است. خلاقيت به ساير فنون و مردم پسند، که هدفشان درمان فردي يا گروهي است، شباهت پيدا کرده است. بديهي است که رشد خلاقيت به فرد اجازه مي دهد تا شخصاً به خود شکوفايي برسد، اما فنون خلاقيت، عملکرد درماني ندارند. هدف آنها اساساً اين است که مشکلات موجود در سازمان هاي بزرگ يا در جامعه را، به شيوه مناسب و مبتکرانه حل کنند.
به اين ترتيب، توانسته اند خلاقيت و پويايي گروه يا حتي تمرين هاي ازقيد و شرط بين آوردن را در هم آميزند. جلسات خلاقيت با جلسات ديگري که درباره رشد شخصيت از طريق کسب آگاهي از نيروهاي جسمي، فلسفه دروني يا مراقبه متعالي انجام مي گيرد، ربط داده ميشود. خلاقيت از فلسفه دروني سرچشمه نمي گيرد و جريان جلسات خلاقيت، رهبران روحاني نيستند، هرچند مي توانند به شرکت کنندگان تجاربي را القا کنند که در سمينارهاي روان شناختي يا مراقبه متعالي القا ميشود. خلاقيت، وقتي با اين روش به کار برده ميشود، مي تواند به ايدئولوژي جديدي تبديل شود که رهبران روحاني و مراسم خاص خود را خواهد داشت. دراين صورت، با خطر ازدست دادن اعتبار در دنياي تجارب روبرو خواهد شد (گنجي، ۱۳۸۳).
بزرگترين خطر در اجتماع ما اين است که خلاقيت به صورت ابزاري درآيد فقط براي حل مشکلات به کار برده مي شود. دراين صورت، افراد و سازمان ها، از تمام دست آوردهايي که خلاقيت مي تواند به همراه آورد، محروم خواهند شد.
اگر خلاقيت تنها به حل مشکلات اختصاص يابد، از پرداختن به سوالات وسيع، مثل بازي سازي، تغيير ديدگاه ها يا اصلاح درک مسائل، باز خواهد ماند، اينجاست که خلاقيت توانايي تغيير دادن دنيا را نخواهند داشت، همان طور که تا به حال نداشته است (گنجي، ۱۳۸۳).


يافته هاي داخلي :
علي کريمي (۱۳۷۹) در پژوهش نشان داد که رابطه معناداري ميان خلاقيت و اضطراب در هر دو گروه پسران و دختران وجود دارد در پژوهش حاضر پسران به طور معناداري در خلاقيت برتراز دختران بودند معنادار بودن منزلت اجتماعي والدين (تحصيلات پدر و مادر) و خلاقيت آزمودنيها در اين پژوهش بارز است.
بتول مهين زعيم (۱۳۷۹) ؛ نتايج تحقيق داد که :
۱- ويژگي هاي شخصيتي دانشجويان رشته هاي تحصيلي دانشگاهي هنر، علوم انساني مهندسي، پزشکي متناوب است.
۲- ميزان خلاقيت دانشجويان رشته هاي تحثيلي دانشگاهي هنر، علوم انساني، مهندسي و پژشکي متفاوت است.
۳- بين ويژگي هاي شخصيتي و خلاقيت رابطه وجود دارد.
زهرا دست لزرگي (۱۳۸۱) : 
همه افراد داراي خلاقيت هستند اما عدم وجود محيطي مناسب و بي توجهي به اين توانايي مانع ظهور آن مي گردد و يکي از جديدترين قلمروهاي آموزش خلاقيت، آموزش مبتني بر کارکردهاي مغزاست. پژوهش حاضربه مقايسه دو روش آموزش خلاقيت، روش مبتني بر کارکردهاي تمام مغز در ميان دانش آموزان دختر سال اول نظري پرداخته است.
زهرا نوري؛ در پژوهش نشان داد که :
رابطه مثبت معني دار بين نمره کل خلاقيت و عملکرد تحصيلي وجود ندارد.
در رابطه خلاقيت و عملکرد تحصيلي بين دختران و پسران تفاوت معنادار مشاهده شد.
به طور کلي اين تحقيق در مورد تفاوت هاي جنسيتي در عملکرد تحصيلي با تحقيقات سادکر (۱۹۹۱) و کوبيس (۱۹۷۸) همسو بود و نيز در مورد ارتباط بين خلاقيت تحصيلي با تحقيق کفايت (۱۳۷۲)، کنات و هاگتوت (۱۹۹۳) همسو بود.
فريبا پورجلي (۱۳۷۹) : نتايج پژوهش تفاوت هاي جنسيتي در تاثير انگيزش بيروني (پاداش) بر خلاقيت نشان داد که :
۱- پاداش منجر به کاهش خلاقيت دانش آموزان دختر شد.
۲- پاداش تاثير معني داري بر خلاقيت دانش آموزان پسر نداشت.
۳- پاداش تاثير تعاملي بر خلاقيت دانش آموزان داشت.
۴- پاداش صرفنظر از جنسيت منجر به کاهش خلاقيت دانش آموزان شد.
۵- دانش آموزان دختر در مقايسه با دانش آموزان پسر از خلاقيت بيشتري برخوردار بودند.
مسلم گوهري (۱۳۷۷) :
در پژوهش حاضر، بررسي رابطه خودپنداره و منبع کنترل با خلاقيت در دانش آموزان پسر دوره تحصيلي راهنمايي که خلاقيت کلي بعنوان تغيير ملاک و خودپنداره و منبع کنترل بعنوان متغيرهاي پيش بين در نظر گرفته شدند. نتايج نشان داد که : رابطه خودپنداره در خلاقيت کلي معني دار است.
تاثير تعاملي سطوح خودپنداره و منبع کنترل در سطح معني دار و همبستگي بين بخشهاي مختلف خلاقيت (کلامي – تصويري – کلي) در سطح ۵% معني دار است.

عتیقه زیرخاکی گنج