• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در استان خوزستان در دو منطقة كوهستان و جلگه قواعد متفاوتي نظام استقرار روستا را تبيين مي كنند. همواري سطح جلگه ،‌عبور رودخانه هاي پر آبي كه بيشه هاي اطراف آن حتي در گرمترين ماههاي سال كه در ين منطقه بسيار طولاني است ، هميشه سبز و خرمند ، مراتع زمستاني وسيع و زمينهاي حاصلخيز فراوان ،‌هورها و نيز ارهاي آنها ،‌شوره زارها و شنهاي روان كه با طوفانها جابجا مي شوند از مشخصات اين دشت گرمسيري است 
. كوههاي همجوار جلگه كه چون ديواري بلند آنرا محدود ساخته منطقه اي ايجاد كرده اند كه بلندترين نقاط آن قله هاي برفگير است . با كاهش ارتفاع جنگلهاي وسيع بلوط و مراتعي كه در نيمة سرد سال سرسبزند رخ مي نمايند. در اينجا دشت هاي كوچك مرتفع كه هواي معتدلي دارند در ميان رشته كوههائي هم جهت قرار گرفته اند و بعضا با گذرگاههاي صعب العبور بهم متصل مي شوند ( ش – ۱۶۱) . اين عوامل بوده كه در انتخاب مكاني براي سكونت ، براي تمدنهاي باستاني كه هزاران سال پيش درين منطقه سر برداشتند و آثارشان در همه نقاط استان مشهود است ملاك و معيار قرار گرفته اند. همينها همراه با عوامل ديگري چون كشف نفت با پيامد ايجاد ور شد شهرها و احداث جاده ها براي كوچ نشيناني كه در اطراف سدة اخير ساكن شده اند نيز مطرح بوده است.
۱- شكل بافت
شكل بافت روستاهاي استان را از نظر پيچيدگي يا سادگي مي توان به دو گروه تقسيم كرد. برخي در اثر طولاني بودن سكونت در آنها تركيبي كاملتر دارند و پاره اي بدليل كم سابقه بودن و يا تغيير مداوم داراي تركيب ساده و ابتدائي تري هستند. گذشته از اين گروه بندي ، چون بافت هر ده پاسخي به نيازهاي ساكنين آن است و ضرورتاً در عكس العمل نسبت به عوامل طبيعي شكل يافته است ، مي توان بافت روستاهاي استان را از نظر شكل ظاهري ، تراكم و نوع استقرار نسبت به ويژگيهاي طبيعي در گونه هاي معيني جاي داد.
الف – نسبت به مسير رودخانه :
۱- (ش – ۱۹۱) اين نمونه از فراوان ترين اشكال بافت در استان خوزستان است . بدليل عبور رود ها و شاخه هاي آنها از سراسر جلگه ، روستاهاي بسياري بويژه در مناطق جنوب و غرب استان در اين گروه جاي مي گيرند. روستا در اين حالت كاملا نزديك به رودخانه است و مواردي كه اندكي از آن فاصله گرفته و در عين حال از مسير آن پيروي مي كند كمتر است . علت اصلي چنين نوع استقراري ، احتياج تك تك خانوارهاي روستايي به دسترسي به آب است كه در طول روز باعث رفت و آمد مكرر به كنار آب مي شود و همچنين اختلاف سطح اندكي كه رودخانه را از زمينهاي مجاور آن جدا مي سازد و علت نزديكي بيش از حد آبادي با رود مي گردد.
گاهي تبعيت بافت ده از رود با واسطه انجام مي شود. بعنوان مثال درختان نخل را در طول ساحل رودخانه مي كارند و براي رسيدگي به آنها بالاجبار خانه هاي خويش را در كنار نخلستانها بنا مي كنند. بدين ترتيب با اينكه بافت روستا بيش از پيش پراكنده و از هم گسيخته مي گردد اما با واسطه استقرار نخلستانها از شكل رودخانه تبعيت مي كند.
۲- (ش – ۱۹۲) بافت اينگونه آباديها بعلت قرارگرفتن در محل پيچش رودخانه يا از جهت هاي مختلف حركت رود خانه تبعيت مي كند و يا شكلي مستقل از مسير آب مي يابد. در هر صورت شكل كلي بافت از كشيدگي خارج شده و به تركيب دايره نزديك مي گردد. اگر چه حيات اين روستاها به آب رودخانه وابسته است اما شكل آنها بعلت موقعيت خاصي كه در آن واقعند از جريان آب پيروي نمي كند. فاصله ميان آبادي و رودخانه با زمينهاي كشاورزي بسيار مرغوب پر شده كه در برخي موارد تعلق به همة اهالي روستا دارد.
۳- (ش – ۱۹۳) در اين موارد كه بيشتر در نواحي پر سابقه ترديده مي شود آبادي در كنار آب قرار گرفته اما بعلت عمق زياد بستر رودخانه و همچنين تجربة ساليان دراز كه به ايشان آموخته نزديكي با آب مي تواند در هنگام طغيان رود خسارات زيادي ببار آورد، اتصال روستا با لبة رودخانه شرط ضروري استقرار نيست. آبادي از كرانه رودخانه فاصله گرفته و داراي شكلي كاملاً مستقل است. پيچيدگي اينگونه بافت ها بيشتر است و بر خلاف ساير انواع كه غالباً پراكنده و نامنظم اند، انسجام و نظمي طبيعي بين عناصر در اينگونه ديده مي شود. نزديكي به آب سبب گشته تا بسياري از كوچه ها رو به سوي آن داشته باشند.
ب – در ميان دشت:
۱- (ش – ۱۹۴) در اين حالت بافت روستا بدون تمايل آشكار به عنصري خارجي شكلي مستقل مي يابد و فشردگي و پيچيدگي آن حاصل سكونت طولاني و استقلال در تأمين معيشت است . با كاهش قدرت ملاكين در محدود ساختن زمينهاي مورد استفاده روستا و افزايش جمعيت آن در اثر بهبود امكانات بهداشتي شكل مستقل و محدود اينگونه اباديها دستخوش تغيير گشته و عمدتاً بر راستاي جاده هاي ورودي و خروجي روستا گسترش يافته اند.
۲- ( ش – ۱۹۵) در چنين مواردي كه روستا با رودخانه فاصله دارد، گاهي وجود جاده اي يا نهر آبي كه آبادي را آبياري مي كند سبب مي شود تا شكل بافت در آن جهت تغيير يابد. در اين جا كاملاً مشخص مي شود كه بافت روستا عنصري است كه در جهت نيروهاي قوي تغيير شكل مي دهد و انعطاف مي پذيرد. بخوبي مشهود است كه هر چه عاملي قوي تر باشد در نزدگي روزمره روستائيان تأثير بيشتري داشته و آنانرا بطرف خود جذب مي كند كه شكل بافت مستقيماً از آن منتج مي گردد. پس از آب در بسياري از موارد جاده اي كه بطرف جاده اصلي يا شهر مي رود داراي چنين قدرتي است.
۳- (ش – ۱۹۶) روستاهائي كه با تراكم بسيار كم و پراكندگي بسيار زياد در پهنة دشتها احداث شده اند گونه اي ابتدائي و بسيار محروم را تشكيل مي دهند. اين آباديها در نقاطي ايجاد مي شوند كه از منابع آب دور بوده و زمينهاي كشاورزي مناسبي در اختيار ساكنين آنها نباشد. حالت استقرار خانه هاي تك افتاده جدا از هم كاملاً شبيه اردوي چادرنشينان است كه بجاي چادر در اتاقهاي كلين زندگي مي كنند. در اين نوع قرارگيري خانه ها فضائي باز در ميان مجموعه خالي مي ماند كه علامت حفظ حريم هر خانوار و تسلط اجتماع قبيله بر فضاي مركزي روستاست حلقه زدن بر گرد چنين مركزي در بسياري از اجتماعات قبايل نقاط دور و نزديك ديده مي شود. اهالي اين نوع روستاي محدود و دور افتاده كاملاً آمادگي آنرا دارند تا مكان خود را ترك گفته به جائي ديگر روي آورند.

عتیقه زیرخاکی گنج