• بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بيش از ۷۰۰ ميليون مسلمان در نقاط مختلف جهان، طليعه ي قرن پانزدهم بعثت را جشن گرفتند. اين جشن به خاطر بزرگداشت روزي است كه پيامبر پرچم صلح و برادري را به دوش گرفت و با شعار « وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلا رَحمَهً لِلْعالَمينَ » پايه‌هاي صلح جهاني و همزيستي مسالمت‌‌آميز را استوار ساخت.
اسلام، اختلاف طبقاتي و نژادي را كه عامل بسياري از جنگ‌ها و حوادث نامطلوب است؛ به بهترين وجهي حل كرد ولي دنياي متمدن امروزي، هنوز گرفتار آن است و هر روز آتش جنگ را به بهانه‌اي شعله‌ور مي سازد.
صلح جويي و عدالتخواهي اسلام به اندازه است كه با كمال صراحت، اهل كتاب را به سوي وحدت و هماهنگي دعوت مي كند و با بياني دلپذير مي گويد : « اي پيامبر ما، به اهل كتاب – يهود و نصاري – بگو در حصار توحيد بياييد تا يك‌دل و يك زبان خداي واحد را پرستش كنيم و به او شرك نورزيم ».
هنگامي كه مسلمانان به مدينه هجرت كردند و پرچم پيروزي بالاي سر آنان به اهتزاز درآمد، پيشنهادهاي صلح از طرف مخالفان تقديم پيامبر مي‌شد و آن حضرت از آنها استقبال مي كرد شاهد زنده‌ي آن، صلح با چند طائفه از يهود بود كه در سال اول هجرت انجام گرفت.
اسلام خواهان صلح و همزيستي عمومي است و در اين زمينه برنامه‌هاي عالي و مفيدي طرح مي‌كند.
 
جهاد براي چيست؟ 
اسلام مكتبي زنده و جهاني است كه اصلاح نظامات اجتماعي و اقتصادي دنيا را به شيوه‌ي خاصي دنبال مي‌كند. اسلام مانند آيين روميان قديم و يهود و نازيها در چهارچوب جامعه و نژاد محصور نيست؛ بلكه براي عموم جهانيان است و مسلمانان به پيروي از تعاليم اسلام وظيفه دارند در راه نجات توده‌هاي محروم و ستمديده استقرار صلح و عدالت و آشنايي مردم جهان نسبت به برنامه‌هاي زندگي بكوشند. 
مجاهدين اسلام درصدد آن نيستند كه از راه جهاد به قطعه زميني دست يابند و يا رژيمي را واژگون كنند و رژيمي همانند آن يا ظالمانه‌تر، بر ويرانه‌اش بپا دارند بلكه جهاد، تلاش بشر دوستانه و بي‌شائبه‌اي است كه در راه خدا و تكامل انسانها و نجات توده‌هاي ضعيف انجام مي‌گيرد تا فتنه‌ها زدوده و صلح عمومي برقرار گردد. 
اين هدف بزرگ و اين تعليمات زنده به خواب‌آلودگي و ذلت جمعيتي بيمشار خاتمه مي‌دهد و نيز خودكامگي و سودجويي عده‌اي عزيز بي‌جهت را كه از خون دل بيچارگان زندگي افسانه‌اي مي‌سازند تعطيل مي‌كند. 
فطرت انسان حكم مي‌كند كه: علفهاي هرز و عضوهاي فاسد اجتماع بايد قطع شوند تا زمينه براي نجات و سعادت توده‌هاي محروم فراهم آيد. بشردوستان، عدالتخواهان و آزادگان به چنين مبارزه‌اي مبادرت مي‌كنند و آنرا مي‌ستايند. 
چه نيكوست كلام خدا: 
«اگر خدا برخي از مردم را به وسيله‌ي برخي ديگر جلوگيري نمي‌كرد، زمين تباه و فاسد مي‌شد». در تئوري قانونگذاري اسلام، جنگ، خود هدف نهايي نبوده است بلكه براي جلوگيري از تجاوزها و ستمگري‌ها و نيز بازشدن راه براي سعادت انسان‌ها شايسته وسيله‌ي نهايي شناخته شده است. 
نماينده‌ي مسلمانان عرب به رستم فرخ‌زاد سردار ايراني گفت: 
«خدا ما را برانگيخت تا مردم را از بنده‌پرستي به خداپرستي، از تنگناي جهان به فراخناي آزادگي و از جور اديان (باطل) به عدل اسلام دعوت كنيم هركس دعوت ما را بپذيرد سرزمين او را به خودش واگذار مي‌كنيم و مي‌رويم».
آيا اسلام با شمشير پيش رفت؟!
هدف اصلي مسلمين از جنگ اين بود كه ارتباطي بين خود و توده‌هاي محروم برقرار سازند. تا بدين وسيله آنان از قوانين اسلام مطلع گردند و عظمت و اصالت آن را از نزديك ببينند مسلمانان در پيكار خود با كفار كسي را مجبور به اسلام نمي‌كردند آنان مي‌توانستند با قبول شرايط صلح، به دين خود باقي بمانند در عوض دولت اسلامي از آنان حمايت مي‌كرد پيامبر اسلام در صلج حديبيه تعهد كرد كه: اگر فردي از كفار مكه مسلمان گردد و به مدينه نزد مسلمين بيايد مسلمين او را نپذيرند و به مكه برگردانند و همانطور كه تعهد داده بود عمل كرد در صورتي كه اگر مي‌خواست مي‌توانست متقابلاً از دشمنان تعهد بگيرد كه افرادي كه از دين اسلام خارج مي‌شوند و نزد كفار مكه مي‌روند آنان را به مدينه بازمي‌گردانند.
پيامبر اسلام در فتح مكه، قريش را آزاد گذاشت و هيچ فردي را به قبول اسلام وادار نساخت تا بلكه خود ايشان دين صحيح را بشناسد و با مسلمانان عهد بست كه در مكه كسي را جز چند نفر كه كارشان اذيت و اخلال بود نكشند و نيز موقعي كه كفار امان مي‌خواستند امانشان مي‌داد تا خود پس از تحقيق اسلام را آزادانه بپذيرند مثلاً صفوان بني‌اميه پس از فتح مكه به جده فرار كرد، وقتي از پيامبر اسلام برايش امام خواستند حضرت عمامه خود را براي او فرستاد تا با اين نشانه در امان باشد و به مكه وارد شود  صفوان از جده برگشت و به پيامبر عرض كرد دو ماه به من اختيار و مهلت بده پيامبر پذيرفت و او چهار ماه مهلت و اختيار داد و او همراه حضرت به حنين و طائف رفت با اينكه كافر بود به اختيار خود مسلمان شد. 
و بدين ترتيب معلوم مي‌شود كه: 
به كار بردن شمشير فقط براي آنها نيست كه حق را تشخيص داده‌اند ولي با آن مبارزه مي‌كنند و از سعادت و خوشبختي ديگران جلو مي‌گيرند. و شمشير براي زدودن فتنه‌ها، نجات توده‌هاي محروم و ايجاد زمينه‌هاي مساعد براي ترقي و تكامل بشر مي‌باشد. 
ايمان مسلمانان صدر اسلام و استقامت آنان بهترين دليل است بر اينكه اسلام به زور شمشير پيش رفته مسلمانات صدر اسلام به اندازه‌اي به دين خود علاقه‌مند بودند كه در برابر تمام مشكلات استقامت مي‌ورزيدند و حتي زادگاه خود را ترك مي‌گفتند و هجرت مي‌كردند. 
بلال حبشي از جمله كساني بود كه در قبول اسلام پيشي گرفت، ابوجهل او را روي ريگ‌هاي گرم حجاز مي‌انداخت و سنگ بزرگي روي سينه‌ي او مي‌گذاشت تا حرارت آفتاب او را بيازارد و به او مي‌گفت: به پروردگار محمد كافر شود ولي و پي‌در پي مي‌گفت:اَحد، اَحد و با اين شكنجه‌ها و آزارها از آيين پاك اسلام دست نمي‌كشيد و استقامت مي‌ورزيد. 
آيا با اين وضع باز هم مي‌توان گفت: اسلام به زور شمشير پيش رفته است؟! دشمنان اسلام چون نقطه‌ي ضعفي در اسلام نديدند خواستند از اين راه اسلام را لكه‌دار كنند غافل از اينكه اسلام بخاطر سهولت و سادگي، پناه داده به توده‌هاي محروم و ستمديده و جامعيت خود نسبت به مسائل زندگي، پيش مي‌رود. 
  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۳صفحه قابل یرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پرچم توحيد در تمام غزوات پيامبر به جز غزوه تبوك در دست امام علي‌(ع‌) بود و وي پرچمدار وجلودار سپاه بود و در غزوه تبوك از طرف پيامبر مأمور به حفاظت از مدينه شد. 
در اين مجال سعي بر آن است تا غزوات و جنگهايي كه حضور حضرت علي‌(ع‌) در آنان‌سرنوشت ساز بوده است و يا به تعبير ديگر ضربات حضرت علي‌(ع‌) در آنان عظمت و اقتدار مسلمين‌را به ارمغان آورد و باعث بقاء و ثبات اسلام گرديد مورد بحث قرار گيرد.
اقتدار اسلام در بدر در گرو شجاعت علي‌(ع‌) (سال دوم هجرت‌) در غزوه بدر كه سراسر پيروزي مسلمانان و دين خدا بود, علي‌(ع‌) پرچمدار بود و پيشوايان كفر كه‌از دم شمشيرها و سرنيزه‌هاي مسلمانان جان به در بردند, سرافكنده و زبون گشتند. 
اگر در شمار كسانيكه در جنگ بدر و ديگر جنگها توسط امام علي‌(ع‌) به هلاكت رسيدند, تأملي‌داشته باشيم اين سؤال در ذهن پديد خواهد آمد كه آيا تصادفي بود كه بيشتر كشته شدگان به دست‌علي‌(ع‌) از خانداني بودند كه در كينه و دشمني با بني‌هاشم مشهور بودند يا آنكه علي‌(ع‌) از ميان لشگردشمن همان دشمنان ديرين خود را در نظر داشته است؟ به راستي بسيار جاي تعجب است كه در جنگبدر, كشته شدن «حنظله پسر ابي سفيان‌», «عاص بن سعيد بن عاص بن اميه‌», «وليد بن عتبه‌» داماد آنهاو برادر هند (زن ابي سفيان‌) و پس از آن «عقبه بن ابي معيط» پدر وليد و برادر مادري عثمان و سپس‌اشخاص ديگر كه هم پيمانان آنان بودند و يا بوسيله نسب يا سبب به آنان مي‌رسيدند, همه به دست‌علي اتفاقأ پيش آمده باشد.(۲) در روز بدر نيمي از مشركين قريش كه از شجاعان نيز بودند به دست حضرت علي‌(ع‌) هلاك شدندو نيمي ديگر به دست ديگر سپاهيان مسلمان‌. در بعضي منابع تعداد مشركاني كه در بدر كشته شدند۴۹ نفر ذكر شده است, كه نفر از آنان را يا حضرت علي‌(ع‌) به تنهايي كشته و يا در به هلاكت‌رساندن آنان شركت داشته است‌.(۳) در اهميت غزوه بدر و ضربات شمشير آن حضرت همين بس كه اگر مسلمانان شكست مي‌خوردندموقعيت مسلمانان در برابر مشركان كاملا به خطر مي‌افتاد و آنچه در سالهاي بعد تا امروز تحت عنوان‌گسترش اسلام رخ داده است, مديون ضربات شمشيري است كه در آن روز زده شد. 
ذوالفقار علي‌(ع‌) در احد (سوم هجرت‌)
وقتي سپاهيان قريش در مقابل مسلمانان قرار گرفتند, ابوسفيان براي برانگيخته ساختن پرچمداران‌كه از فرزندان عبدالدار بودند, خطاب به آنان گفت: «اي فرزندان عبدالدار! شما در روز بدر وظيفه‌پرچمداري را خوب انجام نداديد و پرچم ما را با خود به عقب برگردانديد و بر ما شكست واردآورديد» كه اين سخن باعث برانگيخته شدن فرزندان عبدالدار و «طلحه بن ابي طلحه‌» شد, سرانجام‌فرزندان عبدالدار قسم خوردند كه تا زمان پيروزي پرچم را برافراشته نگاه دارند. «طلحه‌بن ابي‌طلحه‌»با غرور پرچم را در دست گرفت و از ميان مسلمانان مبارز طلبيد; علي‌بن ابي‌طالب با آزادمنشي به‌ميدان شتافت و او با ضربه ذوالفقار علي‌(ع‌) به هلاكت رسيد .
بعضي مورخان نوشته‌اند كه در روز احد, قريش ده نفر پرچمدار از عبدالدار برگزيده بود كه نه نفر ازآنان توسط حضرت علي‌(ع‌) از پاي درآمدند.
از جمله فداكاري‌هاي حضرت علي‌(ع‌) در روز احد, دفاع جانانه وي از پيامبر بود. پس از پيروزي‌اوليه كه نصيب مسلمانان شد, به علت نافرماني بعضي از سپاهيان مسلمان, مشركين توانستند مجددأحمله را آغاز نمايند, تا آن جا كه جان پيامبر در خطر افتاد. از جمله كساني كه دفاع از پيامبر را در آن‌شرايط دشوار برعهده داشت, حضرت علي‌(ع‌) بود. در برابر فداكاري امام علي‌(ع‌) امين وحي نازل‌گرديد و فداكاري علي را در نزد پيامبر ستود و گفت:« اين نهايت فداكاريست كه علي از خود نشان‌مي‌دهد.» سپس ندايي در ميدان شنيده شد كه: 
«لاسيف الا ذوالفقار, لافتي الا علي‌.
ارزش ضربت علي‌(ع‌) در خندق (سال پنجم هجرت‌)
در غزوه خندق, پنج تن از قهرمانان احزاب, به نام‌هاي: عمروبن عبدود, عكرمه بن ابي‌جهل‌هيبره‌بن وهب, نوفل‌بن عبدا و ضراربن الخطاب, توانستند از خندق بگذرند.)۶) وي اين مطالب را درضمن رجزي كه مي‌خواند بيان مي‌كرد و چنين مي‌گفت: من از داد زدن و مبارز طلبيدن خسته شدم وصداي من گرفت‌. 
در لشكر اسلام, سكوت حكم فرما بود تا اينكه پيامبر فرمود: يك نفر برخيزد و جواب او را بدهد.پيامبر سه مرتبه اين مسأله را تكرار كرد و هر سه‌بار بجز علي‌بن ابي‌طالب كسي آماده مبارزه نشد. پيامبرشمشير خود را به علي داد,
عمامه مخصوصي بر سر او بست و در حق او چنين دعا كرد: خداوندا علي‌را از هر بدي حفظ بنما, پروردگارا در روز بدر «عبيده‌بن حارث‌» و در جنگ احد «حمزه‌» را از دست‌داديم, پروردگارا علي را از گزند دشمن حفظ بنما.
علي به سرعت به سوي ميدان به راه افتاد. در اين لحظه, پيامبر جمله تاريخي خود را بيان كردند:»ايمان و كفر – به تمامي – روبروي يكديگر قرار گرفت‌». علي‌(ع‌) رجزي بر وزن رجز حريف خواند وگفت: عجله مكن! پاسخگوي
نيرومندي به ميدان تو آمد. عمرو خواست حريف خود را بشناسد. به‌علي‌(ع‌) گفت: تو كيستي؟ علي‌(ع‌) گفت: علي فرزند ابوطالب‌. عمرو گفت: من خون ترا نمي‌ريزم, زيراپدر تو از دوستان ديرينه من بود. علي فرمود: من در هر دو حالت – چه كشته بشوم و چه تو را بكشم -رستگارم و جايگاه من بهشت است, ولي در هر حال انتظار تو را مي‌كشد. عمرو لبخندي زد و گفت:علي! اين تقسيم عادلانه نيست, بهشت و دوزخ هر دو مال تو باشد.(۷)
امام علي ابتدا به عمرو سه پيشنهاد نمود تا يكي را بپذيرد: ابتدا او را به اسلام دعوت كرد, كه وي‌نپذيرفت‌; سپس به او گفت: كه دست از نبرد بردارد و از معركه جنگ بيرون رود, كه عمرو پذيرش آن رامايه سرافكندگي دانست و نپذيرفت‌. سرانجام علي‌(ع‌) فرمود: اكنون حريف تو پياده است تو نيز ازاسب پياده شو تا با هم نبرد كنيم, عمرو گفت: علي! اين پيشنهاد ناچيزيست كه هرگز تصور نمي‌كردم‌عربي از من چنين درخواستي بنمايد .
نبرد ميان دو قهرمان به شدت آغاز گرديد و گرد و غبار اطراف دو قهرمان را فراگرفت و تماشاگران ازوضع آنان بي‌خبر بودند: ناگهان صداي تكبير – كه نشانه پيروزي علي‌(ع‌) بود – بلند شد. منظره به خاكافتادن «عمرو» آنچنان رعبي در دل ساير لشگريان كه در پشت سر عمرو ايستاده بودند افكند, كه‌بي‌اختيار عنان اسبها را متوجه خندق كرده و همگي به لشگر خود بازگشتند. بجز «نوفل‌» كه اسب وي‌در وسط خندق سقوط كرد و خود او سخت به زمين خورد. مأموران خندق او را سنگباران نمودند اماوي با صداي بلند گفت: اين گونه كسي را كشتن دور از جوانمردي است, يك نفر فرود آيد با هم نبردكنيم, علي‌(ع‌) وارد خندق شده و او را به هلاكت رسانيد.
در ظاهر اينطور به نظر مي‌رسد كه در جريان خندق, علي يك نفر را كشت, ولي در حقيقت, افرادي‌را كه از شنيدن  نعره‌هاي عمرو جرأت رويارويي را نداشتند, شهامت بخشيد و يك ارتش ده هزار نفري‌را كه براي از بين بردن حكومت نوپاي اسلامي كمر بسته بودند, مرعوب و وحشت زده ساخت‌. 
  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وشامل موارد زیر است:

ظهور اسلام منشاء تحولات بزرگی در تاریخ جهان گردید که بر همگان پوشیده نیست . تازیان در پرتو این آیین توانستند شاهنشاهی بزرگ ساسانی را از گردونه تاریخ خارج سازند و سرزمینهای بزرگی را از قلمرو روم شرقی تسخیر نمایند. اعراب به نام اسلام تمدن ایرانی را لگدمال تاراج خویش کردند، هر چند پس از مدتی بر ویرانه های آن به همت ایرانیان تمدن ایرانی- اسلامی دوباره پایه ریزی گردید
پیشینه موضوع : در خصوص جنگهای ارتداد سوای از منابع عمومی تاریخ اسلام و برخی از کتابهای توصیفی که پیرامون این موضوع مورخان مسلمان نوشته اند  و ما در معرفی منابع آنها را نقل کرده ایم ، منابع متاخری نیز در این خصوص به رشته تحریر درآمده است که برخی به زبان تازی و بعضی به زبان پارسی است ، اینها عمدتا به نقل روایی رویدادها اکتفا کرده و جز چند برداشت خاص فرقه ای از حوادث، جملگی تحلیل یکسانی از چرایی حوادث ارائه نموده اند که ما آنها را در فصل ” بررسی ایده های موجود در باب ارتداد” آورده ایم، ماخذ عربی موجود در دسترس ما در خصوص جنگهای ارتداد عبارتند از ”  حروب الرده” از محمد احمد باشمیل ؛ و ” حرکه الرده ”  از علی العتوم؛ و ” حروب الرده” از زاهیه الدجانی  و نیز کتابی از محمد حسین هیکل درباره زندگی ابوبکر که در آن به جنگ های ارتداد نیز پرداخته شده است  ماخذی که در زبان فارسی بدین موضوع پرداخته اند عبارتند از ” تاریخ پیامبران دروغین در صدر اسلام” نوشته دکتر بحریه اوچ اوک که همانطور که از نامش پیداست تنها به مدعیان نبوت جنگهای ارتداد می پردازد، کتاب دیگری که در این خصوص نگاشته شده است ” جنگهای ارتداد و بحران جانشینی پیامبر (ص)” نوشته علی غلامی دهقی می باشد که علی رغم بررسی کلی جنگهای ارتداد، در مبحث تحلیلی این جنگها  جز ارایه یک دیدگاه شیعی که آن را نیز بررسی نموده ایم، تنها به ذکر ایده های عنوان شده در دیگر منابع اکتفا کرده است . پایان نامه ای تحت عنوان ” ریشه ها و ماهیت رده در یمن” در مقطع کارشناسی ارشد توسط ” محمد حسن اللهی زاده” در دانشگاه تربیت مدرس دفاع گردیده که آن نیز هم همانطور که از نامش پیداست، تنها قلمرو محدود یمن را مورد مطالعه قرار داده است و در باب ارایه دیدگاهی نوین همانند منبع قبل است.
پرسشها و مفروضات ( تئوری ها): پرسش اصلی ما در این تحقیق این است که دریابیم عامل اصلی ای که موجب پیدایش جنگ های “رده” شده چه بوده است اما در کنار آن پرسشهای فرعی دیگری مانند نحوه و دلیل به خلافت رسیدن ابوبکر و عوامل تثبیت کننده قدرت او ؛ دلایل حمایت قبایل منطقه حجاز از اسلام و عدم ارتداد آنان ؛ چرایی کامیابی اولیه برخی شورشهای ارتداد و پاسخ به چرایی ناکامی نهایی این شورشها را بررسی می نماییم. 
مفروضات ما در این خصوص علاوه بر ایده های موجود مانند ریشه های اقتصادی ارتداد و پرهیز از پرداخت زکات، و نیز رقابت های قبیله ای و مخالفت با سلطه قریشیان بر دو ایده اصلی ، نخست تمایل جامعه عرب به بازگشت به وضع نخستین خویش و مخالفت با سلطه یک دولت مرکزی مقتدر که سلب کننده آزادی آنان است، و نیز تمایل برخی افراد فرصت طلب در بهره جویی از قدرت کاریزمایی قدرت پیامبر و جایگزینی خویشتن با تغییر و تبدیل شکل کاریزما از قبیله و آیین پیامبر به قوم و دین خویش استوار می باشد . که تمامی اینهادر بخش ” بررسی و نقد ایده های موجود در باب ارتداد” به تفصیل آمده است .
ت) چهارچوب نظری این تحقیق بر ایده های موجود در جامعه شناسی تاریخی تحلیل تحول طبقاتی جوامع و نیز جامعه شناسی سیاسی با استفاده از چارچوب تحلیلی ماکس وبر در باب ساخت سیاسی قدرتها و انواع سیادت ها مبتنی می باشد. 
ث) سازماندهی مطالب: در این تحقیق پس از معرفی مختصر منابع به طرح پژوهش در مقدمه پرداخته  آنگاه در فصولی متفاوت، نخست به واژه شناسی مفهوم ارتداد به عنوان یک قضیه دینی و  انواع مختلف آن پرداخته سپس جهت رهیافت به مبحث اصلی زمینه های ایجاد ارتداد، تاریخ تحولات جامعه عربستان را به طور مختصر از منظرهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ، دینی و فرهنگی پیش و پس از ظهور اسلام تا آستانه مرگ پیامبر و نیز زمینه های به قدرت رسیدن ابوبکر را بررسی نموده و سپس ایده های ارائه شده در خصوص ماهیت و دلیل جنگ رده را بیان و نقد، و در نهایت تحلیل خود را در این خصوص تشریح می نماییم. 
در آخر نیز پس از شرح چگونگی حوادث و رخدادها با بیان نتیجه گیری نهایی خود از این بحث با آوردن منابع و ماخذ مورد استفاده رساله را به پایان می بریم.
در پایان گفتنی است در دسترسی به منابع تحقیق این رساله که بسیاری از آنها به زبان عربی بوده به واسطه نبود آنها در کتابخانه دانشگاه و حتی بعضاً کتاب فروشی های تهران برای تهیه ، ترجمه و تنظیم آنان با دشواریهای فراوان روبرو بوده ام .
 

عتیقه زیرخاکی گنج