• بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۳صفحه قابل یرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پرچم توحيد در تمام غزوات پيامبر به جز غزوه تبوك در دست امام علي‌(ع‌) بود و وي پرچمدار وجلودار سپاه بود و در غزوه تبوك از طرف پيامبر مأمور به حفاظت از مدينه شد. 
در اين مجال سعي بر آن است تا غزوات و جنگهايي كه حضور حضرت علي‌(ع‌) در آنان‌سرنوشت ساز بوده است و يا به تعبير ديگر ضربات حضرت علي‌(ع‌) در آنان عظمت و اقتدار مسلمين‌را به ارمغان آورد و باعث بقاء و ثبات اسلام گرديد مورد بحث قرار گيرد.
اقتدار اسلام در بدر در گرو شجاعت علي‌(ع‌) (سال دوم هجرت‌) در غزوه بدر كه سراسر پيروزي مسلمانان و دين خدا بود, علي‌(ع‌) پرچمدار بود و پيشوايان كفر كه‌از دم شمشيرها و سرنيزه‌هاي مسلمانان جان به در بردند, سرافكنده و زبون گشتند. 
اگر در شمار كسانيكه در جنگ بدر و ديگر جنگها توسط امام علي‌(ع‌) به هلاكت رسيدند, تأملي‌داشته باشيم اين سؤال در ذهن پديد خواهد آمد كه آيا تصادفي بود كه بيشتر كشته شدگان به دست‌علي‌(ع‌) از خانداني بودند كه در كينه و دشمني با بني‌هاشم مشهور بودند يا آنكه علي‌(ع‌) از ميان لشگردشمن همان دشمنان ديرين خود را در نظر داشته است؟ به راستي بسيار جاي تعجب است كه در جنگبدر, كشته شدن «حنظله پسر ابي سفيان‌», «عاص بن سعيد بن عاص بن اميه‌», «وليد بن عتبه‌» داماد آنهاو برادر هند (زن ابي سفيان‌) و پس از آن «عقبه بن ابي معيط» پدر وليد و برادر مادري عثمان و سپس‌اشخاص ديگر كه هم پيمانان آنان بودند و يا بوسيله نسب يا سبب به آنان مي‌رسيدند, همه به دست‌علي اتفاقأ پيش آمده باشد.(۲) در روز بدر نيمي از مشركين قريش كه از شجاعان نيز بودند به دست حضرت علي‌(ع‌) هلاك شدندو نيمي ديگر به دست ديگر سپاهيان مسلمان‌. در بعضي منابع تعداد مشركاني كه در بدر كشته شدند۴۹ نفر ذكر شده است, كه نفر از آنان را يا حضرت علي‌(ع‌) به تنهايي كشته و يا در به هلاكت‌رساندن آنان شركت داشته است‌.(۳) در اهميت غزوه بدر و ضربات شمشير آن حضرت همين بس كه اگر مسلمانان شكست مي‌خوردندموقعيت مسلمانان در برابر مشركان كاملا به خطر مي‌افتاد و آنچه در سالهاي بعد تا امروز تحت عنوان‌گسترش اسلام رخ داده است, مديون ضربات شمشيري است كه در آن روز زده شد. 
ذوالفقار علي‌(ع‌) در احد (سوم هجرت‌)
وقتي سپاهيان قريش در مقابل مسلمانان قرار گرفتند, ابوسفيان براي برانگيخته ساختن پرچمداران‌كه از فرزندان عبدالدار بودند, خطاب به آنان گفت: «اي فرزندان عبدالدار! شما در روز بدر وظيفه‌پرچمداري را خوب انجام نداديد و پرچم ما را با خود به عقب برگردانديد و بر ما شكست واردآورديد» كه اين سخن باعث برانگيخته شدن فرزندان عبدالدار و «طلحه بن ابي طلحه‌» شد, سرانجام‌فرزندان عبدالدار قسم خوردند كه تا زمان پيروزي پرچم را برافراشته نگاه دارند. «طلحه‌بن ابي‌طلحه‌»با غرور پرچم را در دست گرفت و از ميان مسلمانان مبارز طلبيد; علي‌بن ابي‌طالب با آزادمنشي به‌ميدان شتافت و او با ضربه ذوالفقار علي‌(ع‌) به هلاكت رسيد .
بعضي مورخان نوشته‌اند كه در روز احد, قريش ده نفر پرچمدار از عبدالدار برگزيده بود كه نه نفر ازآنان توسط حضرت علي‌(ع‌) از پاي درآمدند.
از جمله فداكاري‌هاي حضرت علي‌(ع‌) در روز احد, دفاع جانانه وي از پيامبر بود. پس از پيروزي‌اوليه كه نصيب مسلمانان شد, به علت نافرماني بعضي از سپاهيان مسلمان, مشركين توانستند مجددأحمله را آغاز نمايند, تا آن جا كه جان پيامبر در خطر افتاد. از جمله كساني كه دفاع از پيامبر را در آن‌شرايط دشوار برعهده داشت, حضرت علي‌(ع‌) بود. در برابر فداكاري امام علي‌(ع‌) امين وحي نازل‌گرديد و فداكاري علي را در نزد پيامبر ستود و گفت:« اين نهايت فداكاريست كه علي از خود نشان‌مي‌دهد.» سپس ندايي در ميدان شنيده شد كه: 
«لاسيف الا ذوالفقار, لافتي الا علي‌.
ارزش ضربت علي‌(ع‌) در خندق (سال پنجم هجرت‌)
در غزوه خندق, پنج تن از قهرمانان احزاب, به نام‌هاي: عمروبن عبدود, عكرمه بن ابي‌جهل‌هيبره‌بن وهب, نوفل‌بن عبدا و ضراربن الخطاب, توانستند از خندق بگذرند.)۶) وي اين مطالب را درضمن رجزي كه مي‌خواند بيان مي‌كرد و چنين مي‌گفت: من از داد زدن و مبارز طلبيدن خسته شدم وصداي من گرفت‌. 
در لشكر اسلام, سكوت حكم فرما بود تا اينكه پيامبر فرمود: يك نفر برخيزد و جواب او را بدهد.پيامبر سه مرتبه اين مسأله را تكرار كرد و هر سه‌بار بجز علي‌بن ابي‌طالب كسي آماده مبارزه نشد. پيامبرشمشير خود را به علي داد,
عمامه مخصوصي بر سر او بست و در حق او چنين دعا كرد: خداوندا علي‌را از هر بدي حفظ بنما, پروردگارا در روز بدر «عبيده‌بن حارث‌» و در جنگ احد «حمزه‌» را از دست‌داديم, پروردگارا علي را از گزند دشمن حفظ بنما.
علي به سرعت به سوي ميدان به راه افتاد. در اين لحظه, پيامبر جمله تاريخي خود را بيان كردند:»ايمان و كفر – به تمامي – روبروي يكديگر قرار گرفت‌». علي‌(ع‌) رجزي بر وزن رجز حريف خواند وگفت: عجله مكن! پاسخگوي
نيرومندي به ميدان تو آمد. عمرو خواست حريف خود را بشناسد. به‌علي‌(ع‌) گفت: تو كيستي؟ علي‌(ع‌) گفت: علي فرزند ابوطالب‌. عمرو گفت: من خون ترا نمي‌ريزم, زيراپدر تو از دوستان ديرينه من بود. علي فرمود: من در هر دو حالت – چه كشته بشوم و چه تو را بكشم -رستگارم و جايگاه من بهشت است, ولي در هر حال انتظار تو را مي‌كشد. عمرو لبخندي زد و گفت:علي! اين تقسيم عادلانه نيست, بهشت و دوزخ هر دو مال تو باشد.(۷)
امام علي ابتدا به عمرو سه پيشنهاد نمود تا يكي را بپذيرد: ابتدا او را به اسلام دعوت كرد, كه وي‌نپذيرفت‌; سپس به او گفت: كه دست از نبرد بردارد و از معركه جنگ بيرون رود, كه عمرو پذيرش آن رامايه سرافكندگي دانست و نپذيرفت‌. سرانجام علي‌(ع‌) فرمود: اكنون حريف تو پياده است تو نيز ازاسب پياده شو تا با هم نبرد كنيم, عمرو گفت: علي! اين پيشنهاد ناچيزيست كه هرگز تصور نمي‌كردم‌عربي از من چنين درخواستي بنمايد .
نبرد ميان دو قهرمان به شدت آغاز گرديد و گرد و غبار اطراف دو قهرمان را فراگرفت و تماشاگران ازوضع آنان بي‌خبر بودند: ناگهان صداي تكبير – كه نشانه پيروزي علي‌(ع‌) بود – بلند شد. منظره به خاكافتادن «عمرو» آنچنان رعبي در دل ساير لشگريان كه در پشت سر عمرو ايستاده بودند افكند, كه‌بي‌اختيار عنان اسبها را متوجه خندق كرده و همگي به لشگر خود بازگشتند. بجز «نوفل‌» كه اسب وي‌در وسط خندق سقوط كرد و خود او سخت به زمين خورد. مأموران خندق او را سنگباران نمودند اماوي با صداي بلند گفت: اين گونه كسي را كشتن دور از جوانمردي است, يك نفر فرود آيد با هم نبردكنيم, علي‌(ع‌) وارد خندق شده و او را به هلاكت رسانيد.
در ظاهر اينطور به نظر مي‌رسد كه در جريان خندق, علي يك نفر را كشت, ولي در حقيقت, افرادي‌را كه از شنيدن  نعره‌هاي عمرو جرأت رويارويي را نداشتند, شهامت بخشيد و يك ارتش ده هزار نفري‌را كه براي از بين بردن حكومت نوپاي اسلامي كمر بسته بودند, مرعوب و وحشت زده ساخت‌. 

عتیقه زیرخاکی گنج