• بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

در باب مفهوم و نسبت دو کلمه جهاد و اقتصاد در عبارت «جهاد اقتصادی» که نام سال ۹۰ شمسی لقب گرفته است، شش نکته حائز اهمیت است: نکته‌ی اول این‌که مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً کلمه‌ی جهاد یک تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. کلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌کند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. نکته‌ی اول این‌جاست که به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم کار کردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران کشور را با مسئله‌ی مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌کنند
دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است.
این یکی از پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران است که مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنه‌ی دنیا و حسنه‌ی آخرت چگونه می‌توانند با یکدیگر هم‌راستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیت‌های معنوی، انسانی و فرهنگی کشور به درستی استفاده کنند، ما از کلمه‌ی جهاد می‌توانیم برکات زیادی را نصیب این مرز و بوم کنیم. کما این‌که در طول تاریخ معاصرمان هم می‌بینیم که حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده می‌کنند و جهاد را وارد صحنه‌های سازندگی می‌کنند و این تعابیر استعاره‌گونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز می‌باشد.
نکته‌ی دوم این است که در گفتمان دینی ما کلمه‌ی جهاد در کنار کلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و… پازل گفتمانی دین را تکمیل می‌کند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می‌کنند که باید مانع را دور بزنید، مثل کلمه‌ی هجرت. ولی کلمه‌ی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأکید و تصریح دارد.
در همین راستا یکی از استراتژی‌هایی که در سال پیش رو یعنی سال ۹۰ باید سر لوحه‌مان باشد این است که باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی کشور صورت دهیم. موارد و موانعی که دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آیین‌نامه‌ها یا ترکیب‌های نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنه‌ی اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شکل مانع عمل می‌کنند. در صورتی‌که ما به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصه‌های اقتصادی جهت آسیب‌شناسی و مانع‌شناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمی‌گردد؛ حالا برخی از این موانع داخلی‌اند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصه‌ی اقتصاد بین‌الملل هم ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است؟
نکته‌ی سوم این‌که جهاد معمولاً استعاره‌ای است که ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالت‌هایی به ذهن‌مان خطور می‌کند. به‌طور مثال هرگونه جهادی نیازمند دیده‌بانی و رصد دقیق است. معتقدم استراتژی دومی که اقتصاد ایران در عرصه‌های مختلف کشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و… باید لحاظ کند، یک دیده‌بانی و رصد جامع و فراگیر است. ما باید دقیقاً رصد کنیم که تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا می‌کند؟ ما باید افق بیست سال آینده‌ی اقتصاد دنیا را و همچنین مزیت‌های نسبی کشور خودمان را رصد کنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهه‌های آینده به کمک رصد و دیده‌بانی‌ای که صورت می‌دهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی که از طریق علم تولید ثروت می‌کنند، بیشتر توجه کنیم. تأکیداتی که رهبر معظم انقلاب درطول این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسئله بوده است. باید از صنایع تک به سراغ صنایعی برویم که فرصت‌های تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.
ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
معمولاً در اقتصاد، صنایع کوچک در ابتدای نو‌آوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای کشور به بار می‌آورند و فرصت‌های خوب اشتقال‌زایی ایجاد می‌کنند، اما در مسیر چرخه‌ی تولید و چرخه‌ی عمر یک کالا، معمولاً سود آن‌ها کم می‌شود. چراکه کشور‌های دیگر هم نظیر آن کالا را تولید می‌کنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد می‌شود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است که کشور‌های پیشرفته دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید کالاهای های‌تک و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند.
به‌طور مثال در عرصه‌ی بین‌المللی ما نسبت به گروه «جی‌بیست» و تصمیمات اتخاذشده در آن توسط کشور‌های استکباری باید بسیار حساس باشیم و مشارکت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم.
نکته‌ی چهارم؛ یکی دیگر از استعاره‌هایی که کلمه‌ی جهاد برای ما به ارمغان می‌آورد، بحث نقشه و طرح است. ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
نکته‌ی پنجمی که در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره کرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاه‌های اجرایی کشور، دستگاه‌های قانون‌گذار، نهادهای قضایی، بخش‌های مردمی، بخش‌های غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاه‌های سیاست‌گذار مشخص می‌شود، یک آرایش جهادی به خود گیرند.
نکته ششمی هم که در ذیل مفهوم جهاد معنا می‌یابد، بحث آموزش نیروها است، مثل هر عملیاتی که اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیرو‌های اقتصادی کشور را آماده نکنیم، در صحنه جهاد دچار مشکل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنه‌ی آموزش و پرورش و دانشگاه‌های کشور و در نهایت رسانه‌ها و به‌طور مشخص رسانه‌ی ملی، باید حرکتی جهادی داشته باشند و یک برنامه‌ی مدون در جهت آموزش نیروهای کشور نسبت به مقتضیات یک جهاد اقتصادی ارائه و اجرا کنند.

 پاتک‌های احتمالی دشمن
۱٫ تبلیغات در جهت ناکارآمد جلوه دادن نظام
وقتی می‌خواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهاد‌گونه برای کشور کار کنیم، قطعاً این مسئله در پی خودش پاتک‌هایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یکی از ترفندهایی که دشمن در سال‌های اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایه‌گذاری کرده است، ناکارآمد جلوه دادن نظام است. درواقع سعی کرده است تا نظام دینی و الگوی حکومت مردم‌سالارانه‌ی دینی ناکارآمد جلوه دهد. البته خوشبختانه در عرصه‌های مختلفی که دشمن این امر را مطرح کرده با شکست روبه‌رو شده است.
در مسائل امنیتی در این سی سال، کشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسئله‌ی امنیت داخلی و چه در عرصه‌ی اتحاد و یک‌پارچگی و وحدت ملی و چه در مسئله امنیت مرزها – با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما- موفق بوده‌ایم. در عرصه‌ی کارآمدی‌های سیاسی هچون مشارکت‌های مردمی، مشارکت‌های سیاسی، همکاری و هماهنگی قوا و… نسبت به نظام‌های سیاسی مشابه، کارآمدی خیلی خوبی را نشان داده‌ایم. با شاخص‌های علمی متعددی ما می‌توانیم نشان دهیم که کشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصه‌ی سیاسی کارنامه‌ی درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخص‌ها شاخص‌های خودساخته‌ی استکباری که بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دست‌کاری می‌شوند، نیست.
اما بخش دیگر کارآمدی یک نظام، کارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است. جالب این‌جاست که دشمن باز هم می‌بیند که در عرصه زیرساخت‌ها انقلاب اسلامی ایران پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته است؛ به نحوی که سازمان‌های بین‌المللی حتی در رنکینگ و شاخص‌بندی‌های خودشان، کشور ما را جزو کشورهای اول و بعضاً در جایگاه اول معرفی کردند. ما در عرصه‌ی بهداشت، زیرساخت‌های درمانی‌، شاخص‌های توسعه‌ی انسانی، شاخص‌های دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشته‌ایم. این قبیل کارآمدی‌ها علی‌رغم تلاش نظام سلطه که به شکل رسانه‌ای سعی می‌کند پیشرفت‌های رقیب خود را در عرصه‌ی بین‌المللی نشان ندهد، این پیشرفت‌ها جلوه‌گر شده است.
در عرصه‌ی مدیریت‌های کلان اقتصادی ما فراز و نشیب‌هایی داشته و داریم که ممکن است برای دشمن فرصت‌هایی را ایجاد کند که باید از آن جلوگیری کرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیت‌های اقتصادی ایران، تلاش کرده است تا به سراغ اذهان و ادراک مردم برود. برای مثال اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی که در داخل هستند ولی با نظام مخالفت دارند، سؤال شود، بلاشک همه و همه اذعان می‌کنند که در طول سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهره‌مندی مردم از مواهب مختلف دنیوی و مادی افزایش پیدا کرده است. این را کسی شک نمی‌کند که تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقوله‌ای که الان در برخی عرصه‌ها متصور است، متفاوت است. مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیله‌ی نقلیه، رفتن به مسافرت‌ها و… مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان می‌دهد که در طول یک تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابه‌جایی در ایران صورت می‌گیرد. این نشان‌دهنده‌ی آن است که مسافرت به عنوان یک تفریح سالم در سبد کالایی مردم قرار گرفته است. بهره‌مندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و… نیز همین نکته را نشان می‌دهد.
دشمن وقتی می‌بیند که با واقعیت‌های اقتصادی ایران نمی‌تواند بجنگد، به سراغ ادراک کلمه‌ی اقتصاد می‌رود. به‌طور مثال در کشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا به‌طور متوسط در سال در حدود چهارصد و بیست یا سی دلار است؛ به عبارتی در هر روز کم‌تر از یک و نیم دلار. در حالی‌که ایرانی‌ها در این سال‌ها درآمد سالیانه‌ی خوب و با رشد قابل توجهی داشته‌اند. کافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه کند. اما وقتی دشمن می‌بیند که این‌جا دچار مشکل شده، به ادراک فقر دامن می‌زند. یعنی چه بسا درآمد سالانه‌ی ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس کنند که حس رضایت‌مندی‌شان کم است.
مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته ولی باز هم فکر می‌کنند که کم است یا مطالبه دارند که دولت باید گوشت و میوه‌ی ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبه‌ی مصرفی ناشی از این نیست که واقعاً نیاز مصرفی وجود دارد، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد کرده است. ما طبق شاخص‌های سازمان‌های بین‌المللی میزان کالری‌های مصرفی‌ای که در کشور داریم حتی در روستاهای فقیرنشین‌مان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه می‌شود که ادراک فقر در شهرهای بزرگ شکل می‌گیرد؟ این به نظر من یکی از آن هدف‌گذاری‌هایی است که دشمن صورت داده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژه‌ای به ادراک اقتصادی مردم داشته باشیم که مردم این رشدها و پیشرفت‌ها را چگونه درک می‌کنند؟
۲٫ بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی
دشمن می‌خواهد وضع داخلی کشور را بحرانی نشان دهد؛ مخصوصاً در سال گذشته – که شخصاً رصد می‌کردم- دشمن روی تحریم‌های اقتصادی به شدت مانور می‌داد. برنامه‌های دنباله‌دار و سریالی رسانه‌های خارجی دائماً تأکید داشت که تحریم‌های اقتصادی چه مشکلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته که تحریم‌ها برای ما بدون مشکل نبوده است و مسائلی را برای ما ایجاد کرده است، اما هر تحریمی طبق تئوری‌های اقتصاد بین‌الملل، در کنار هزینه‌اش، فرصت‌های مناسب و مزیت‌های نسبی هم به همراه دارد. کالایی که قبلاً تولید آن در کشور برای ما نمی‌صرفید و ارزانِ آن از خارج قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم می‌کند، قیمت تمام‌شده‌ی آن برای ما بالا می‌رود و نمی‌توانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری کنیم. همین که دسترسی ما به این کالا سخت شد، باعث می‌شود که جوانان ما آن را خودشان تولید کنند. وقتی تولید شروع شد، در مرحله‌ی تولید، طبق تئوری‌های اقتصادی هزینه‌ی تمام‌شده کاهش می‌یابد و ما بعد از چند سال به این نقطه می‌رسیم که خودمان این کالا را با همان قیمت تمام‌شده‌ی خارجی که قبل از تحریم داشتیم، تولید و عرضه می‌کنیم
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در بخش اول این نوشتار ضمن اشاره به ابعاد پیام نوروزی مقام معظم رهبری، فلسفه و حکمت نامگذاریهای سالانه را هدایت دلها و اندیشه­ها و بالنده نمودن افکار و سوق دادن مباحث و گفتگوهای سال به سوی مسائل اساسی و مهم موردنیاز و همچنین هدفگذاری وحدت­بخش و انسجام­آور و ایجاد تمرکز در تلاشها و سیاستها و سرانجام اصلاح فرهنگ عمومی جامعه دانستیم. در ادامه با اشاره به نامگذاری سالهای ۷۳ تاکنون، آنها را در جهت کارآمدی نظام و در راستای تصحیح حرکت کلی کشور با توجه به واقعیتهای داخلی و منطقه­ای تحلیل نمودیم
به تعبیر مقام معظم رهبری در عسلویه اگر بخواهیم در ادبیات امروز ما برای جهاد معادلی پیدا کنیم، می­شود مبارزه. جهاد اقتصادی یعنی مبارزه اقتصادی.
بحث­های موردنیاز در مورد اصلی ترین موضوع درپیام نوروزی یعنی سال جهاد اقتصادی را در محورهای زیر ضروری دانستیم
۱- پرداختن به ضرورتها و دلائلی انتخاب این نام برای سال ۹۰
۲- مفهوم­شناسی جهاد اقتصادی
۳- زمینه ها وبسترهای تحقق جهاد اقتصادی
۴- الزامات و استلزامات و باید­ها ونبایدهای این نام در سال ۹۰
۵- شاخصهای جهاد اقتصادی
۶- وظائف و تکالیف
در محور اول ضرورتهای حمایت از دولت در برنامه­های اقتصادی، کسب قدرت و اقتدار اقتصادی، توجه به مسئولیتهای آینده ناشی از تحولات متعلقه، مقابله با تحریم­ها، کارآمدی نظام در همه عرصه­ها، تحقق اهداف دهه پیشرفت و عدالت و مسئله اشتغال، مورد توجه بیشتری قرار گرفت .
در مورد محور دوم یعنی مفهوم جهاد اقتصادی به سه مطلب اشاره شد. ناکافی بودن تلاشهای اقتصادی و نیاز به یک جهش، اصلاح انگیزه­ها و روح معنوی دادن به فعالیتهای اقتصادی، استفاده از ظرفیت بی نظیر جهادی در کشور برای رفع مشکلات اقتصادی.
در ادامه مسائل مربوط به مفهوم­شناسی جهاد اقتصادی باید به نکات دیگری اشاره شود.

مفهوم مبارزه درجهاد
نکته اول آنکه در مفهوم جهاد، نوعی مقابله و عکس­العمل نهفته است. هر گاه یک رویاروئی وجود داشته باشد و دو گروه در مقابل هم آرایش پیدا کرده و هر یک در صدد حذف طرف خود و مقابله با دیگری قرار گیرند، مفهوم جهاد شکل می­گیرد. اصولاً واژه جهاد یعنی بکارگیری تمام وسع، توان و طاقت خود هنگامی معنی­دار می­شود که در مقابله با دشمن قرار بگیریم و علیرغم میل او و بعنوان نوعی پاسخگوئی سلبی در برابر خواست دشمن عمل کنیم. این نکته بسیار مهم است که همه تلاشگران عرصه اقتصادی در کشور با این احساس و روحیه یعنی روحیه مقابله و مبارزه با دشمنان به میدان آمده و تلاش خود را ارائه نمایند.
اگر این شرائط موجود پیرامون ما که واقعیت صحنه است یعنی مقابله و رویاروئی اسلام و غرب مستکبر برای مردم مسلمان بخوبی تبیین شود ویک چنین احساس مبارزه ای بوجود بیاید و پایدار بماند، تلاشهای مردم مسلمان معجزه می­آفریند. موانع یکی پس از دیگری رخت بر بسته و ابتکارها و نوآوریهای عرصه اقتصاد ، شتاب و شدت می­گیرد. خلاقیت­ها و بومی شدن فعالیتهای اقتصادی همانند دوره دفاع مقدس، ناممکن­ها را ممکن و آثار شگرف خود را نشان خواهد داد.همچنان که همیشه درمحیط های مبارزه وخطر استعدادها شکوفا وقابلیت ها ،فعلیت می یابند. بنا براین مفهوم جهاد اقتصادی در سال ۹۰ این است که ملت ایران در این برهه از زمان، جهادش یعنی همان جهاد مقدس او درمقابله بادشمنان ، به طور عمده در عرصه اقتصاد است و جهاد اقتصادی به یعنی مبارزه اقتصادی می باشد.
به تعبیر مقام معظم رهبری در عسلویه اگر بخواهیم در ادبیات امروز ما برای جهاد معادلی پیدا کنیم، می­شود مبارزه. جهاد اقتصادی یعنی مبارزه اقتصادی.
همچنین ایشان در مورد واژه جهاد و مفهوم مبارزه­ای که درآن نهفته است، فرموده­اند
جهاد اقتصادی، صرفاً تلاش اقتصادی نیست. جهاد یک بار معنائی ویژه­ای دارد. هر تلاشی را نمی­شود گفت جهاد. در جهاد، حضور و رویاروئی با دشمن، مفروض است. انسان یک تلاشی می­کند، دشمن در مقابل او نیست؛ این جهاد نیست. اما یک وقت شما می­خواهید یک تلاشی را انجام دهید، که بخصوص یک دشمنی سینه به سینه­ی شما ایستاده است؛ این می­شود جهاد. ممکن است یک وقت این جهاد به شکل قتال باشد، ممکن است جهاد مالی باشد، ممکن است جهاد علمی باشد، ممکن است جهاد فنی باشد؛ همه­ی اینها جهاد است؛ انوع و اقسام جهاد و مبارزه است.(سخنرانی درعسلویه فروردین ۹۰)

خاستگاه دینی و قرآنی جهاد
نکته دوم درباره مفهوم جهاد، خاستگاه دینی و قرآنی این واژه است. جهاد یک عبادت و از برترین عبادتها است. عنصر اصلی در این عبادت مثل همه عبادات ، نیّت است . نیّت و قصد است که تلاش انسانی را الهی یا شیطانی می­کند . الذین آمنوا یقاتلون فی سبیل الله والذین کفروا یقاتلون فی سبیل الطاغوت.
جهاد اسلامی جهاد فی سبیل­الله است . نیّت اگر خدائی شد جهاد انسان فی­سبیل­الله است. وقتی انسان برای اعلای کلمه حق، اعلای کلمه اسلام، عزت بخشیدن به امت اسلامی و ملت مؤمن و مسلمان ایران تلاش می­کند این جهاد می­شود جهاد فی­سبیل­الله. آن وقت در این تلاش، برکات و عظمت و شأن جهاد فی­سبیل­الله وجود دارد (مقام معظم رهبری در بازدید از عسلویه)
بنابراین هدف­گذاری الهی وبا اهداف الهی اقدام کردن ، تصحیح نیت­ها و انگیزه­ها و به دنبال اعلای کلمه توحید بودن، خدارا در تلاش­هالی اقتصادی درنظر گرفتن و قصد نمودن و صبغه الهی و عبادی دادن به هر تلاش مخلصانه­ای ما را به زیور جهاد فی­سبیل­الله می­آراید که مهمترین دستاورد آن، اثربخش شدن و نتیجه دادن آن است زیرا به تعبیر مقام معظم رهبری 
خدای متعال به آن تلاشی، به آن کاری، به آن نیت و عزمی که در این جهت باشد، حتماً برکت می­دهد و کمک می­کند؛ کما اینکه در طول این سی و دو سال تا امروز خدای متعال به ما کمک کرده. بدون اراده­ی الهی، امکان نداشت یک ملتی بتواند در مقابل استکبار جهانی بایستند.(همان)

مسئولیت مشارکت همه
نکته سوم در این رابطه مشارکت همگانی است. وقتی تلاش اقتصادی یک ملت حالت جهاد اقتصادی گرفت. تکلیف همگانی می­شود یعنی همه ملت و همه مکلفین موظف هستند و مسئولیت دارند در این جهاد اقتصادی مشارکت نمایند. کسانیکه انسان های مجاهدی را برای عرصه اقتصاد کشور تربیت می­کنند، کسانیکه مقدمات لازم برای جهاد اقتصادی را فراهم می­کنند.کسانیکه برای جهاد اقتصادی فرهنگ­سازی می­کنند، کسانیکه خدمات مختلف به جهادگران اقتصادی می­دهند، کسانیکه در ایجاد و تقویت روحیه آنها تلاش می­کنند و حتی کسانیکه با مصرف صحیح و منطقی، کار جهادگران اقتصادی را به هدف می­رسانند، همگی در این جهاد شرکت داشته و سهیم هستند اتفاقاً در اغلب موارد در قرآن سخن از جهاد با اموال مقدم بر جهاد با جان­ها آمده است. و این مسئله اهمیت و جایگاه جهاد اقتصادی را در اسلام نشان می­دهد.
رهبر معظم انقلاب نیز به این نکته در آغاز سال اشاره کرده و فرموده­اند
در این جهاد اقتصادی همه شریکند. در اداره­ی اقتصاد یک ملت، مصرف هم یک رکن عمده است؛ مصرف درست، مصرف خوب، مصرف دور از اسراف و تبذیر و اتلاف مال؛ همین چیزی که همیشه توصیه می­شود. ایجاد فرهنگ کار و تلاش لله. شما حتی سر یک کلاس، یک معلم هم که باشید، می­توانید در این جهاد اقتصادی سهیم باشید؛ این فرهنگ را به این جوان، به این نیروی انسانی فردا تعلیم می­دهد؛ این می­شود جهاد اقتصادی. در هر بخشی که باشید، می­توانید در این جهاد سهیم باشید.
جهاد اقتصادی تعبیر امام خمینی (ره)
نکته جهارم درباره جهاد اقتصادی پیشینه این نگاه وتعبیر به جهاد در عرصه سازندگی واقتصاد از حضرت امام خمینی ره است. امام راحل وعظیم الشان ما عصر کنونی را عصر هجوم به ارزشها دانسته وتکلیف همه مارا جهاد وقیام برای خدا دانسته وفرموده اند
برادران عزیزم! ما در عصری واقع شدیم که ظلمت دنیا را گرفته است. ما در عصری واقع شدیم که ارزش های انسانی به کلی از بین رفته و به جای آن ارزش های غیر انسانی و شیطانی نشسته است. ما در عصری واقع هستیم که شیاطین عالم ، هجوم به انسان ها و ارزشهای انسانی آورده اند و می خواهند که دنیا را به سلطه شیطان درآورند. ما در این عصر با اتکاء به خدای تبارک و تعالی و استمداد از اسلام و قرآن کریم و ولی عصر-سلام ا… علیه- باید خودمان کوشش کنیم و خودمان جهاد کنیم، جهاد در دانشگاه ها و دانشکده ها، جهاد در کارخانه ها و کارگری ها،جهاد در کشاورزی ها، جهاد در مدارس ، جهاد در دانشگاه ها ، جهاد در همه جا ، جهاد در جبهه ها و جهاد در پشت جبهه ، شیاطین در همه این گروه هایی که برای خدا قیام کرده اند ممکن است نفوذ کرده باشد.(صحیفه نور.ج۱۷٫ص ۲۳۷)
امام خمینی رضوان الله علیه جهاد اقتصادی را عبادت وتکلیف شرعی همه معرفی کرده وثواب آنرا بالاتر از زیارات وحج وعمره مستحبی میدانند.(صحیفه نور ج۷ ص۱۳۶) وجنگ اقتصادی را محاربه بین اسلام وکفر وتکلیف همگان را براساس امر پروردگار ورود به این جنگ ونجات مملکت اسلامی دانسته وفرموده اند
شما در حال جنگید ، در حال جنگ اقتصادی و این خود یک محاربه ای بین اسلام و کفر است…. این تنها موعظه نیست ، که مردم خوب است این کار را بکنند ، نجات دادن یک کشور اسلامی از زیر بار ظلم و از زیر بار استعمار است. نجات دادن مملکت اسلامی ،یک تکلیفی است که انسان موظف است انجام بدهد.(صحیفه نور.ج.۱۱ص۱۱۷)
 درجای دیگری فرموده اند
امروز شمایید که باید دامن به کمر بزنید و در رشد صتایع این کشور و در رشد تولید این کشور دامن به کمر بزنید و همت بگمارید و فعالیت بکنید، فعالیت شما امروز برای کشور اسلامی یک عبادت است.شما امروز همه تان با ایده اسلامی در حال عبادت هستید ،چه در کارخانه ها و چه در مواردی که به صنعت مشغول هستید و چه در کشاورزی هر کس هست و چه در سایر کارخانه ها که هست ،وقتی انسان برای خلق خدا خدمت بکند برای اینکه این خلق در طول تاریخ ستم دیدند،عقب نگه داشته شدند ، نگذاشتند رشد معنوی بکنند ، رشد مادی بکنند. وقتی با این ایده شما خدمت بکنید شما در خدمت اسلام هستید و شما مجاهد هستید در پشت جبهه ها همانطوری که مجاهدین مجاهدت می کنند و عبادت خدا را در آنجا می کنند شما هم در پشت جبهه ها هستید و عبادت خدای تبارک و تعالی را با همین کارهایتان انجام می دهید.(صحیفه نور.ج۱۸،ص ۱۴۷)
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهاد اقتصادی ابعاد مختلفی را در سطح جامعه پوشش می دهدو مختص به قشر و یاجای بخصوصی  نیست هر جاکه با هزینه و درآمدسر و کار داشته باشددرحوزهء قلمرواش قراردارد.مانند نظام بانک داری،صنعت، کشاورزی،..وبطور کلی جامعهء انسانی این جهاد اقتصادی اسلامی  می تواند الگوی باشد در مقابل نظام های سرمایه داری ،اگر به طور هدفمنددر نظام سرمایه داری ما ارائه و اجرا گردد. مدیریت در زمان،منابع، وطرح های اقتصادی و پروژ ه ها، وبهره وری از امکانات  موجود،ایجاد اشتغال… همه در این جهاد سهم بسزایی دارند. جهاد اقتصادی فردی:امروزه با فعال شدن یارانه ها در سطح کشور ، برای اقشار کم درآمد جنب و جوشی در سبد خرید این اقشار ایجاد کرده،هرچند که این نوع درآمد به  یک سری عوامل بستگی دارد
وقتی تعداد افراد یک خانوار بیشتر باشد به طبع  درآمد نیز بیشتر است، پس هزینه نیز  گرایش به صعود دارد،اگر نفرات  خانوار در حال تحصیل باشند باز تاثیر ی بر این صندوق در آمد می گذارد، اگر استان محل زندگی خانوار از نوع محرومیت باشد از یک وجهه دیگر بر این درآمد تاثیر می گذارد.روستایی وشهری بودن خانوار نیز تاثیر مخصوص خود را به جا می گذارد ،زیرا یک خانوار شهری فقط مصرف کننده است ولی  هنوز روستاهایی وجود دار تولید  که کننده هستند.                                             
پس می توان نتیجه گرفت با این شرایط متفاوت باید برنامه ریزی متفاوتی نیز برای صندوق درآمد یارانه ها انجام داد که هر خانواری با توجه به امکانات و سطح فرهنگی خود باید این مدیریت و 
برنامه ریزی را انجام دهد.که در راس آن جلوگیری از اسراف در هزینه هاست واینجا ست که باید از هزینه های بی دلیل کم وبه درآمدهابیفزاییم.
جهاد اقتصادی خانواده: 
ازآنجاییکه خانواده کوچکترین جزء جامعه می باشد تمامی مواردی که در اقتصاد فردی گفته شد در اقتصاد خانواده صدق می کند،و هر فردی با نقش خود دراین صحنه تاثیر ژرفی می تواند ایجاد کند.
پس می توان تا اینجا نتیجه گرفت که در جها د اقتصادی  ما می توانیم تاثیر گذار باشیم،از فرد، فرد جامعه تا یک خانواده منسجم ودر ست  درهمین نقطه است که  می توان نوک پرگار را قرار داد ودایره 
ایی ایجاد کرد که محیط آن تشکیل  یک جامعه  واحد  در اهداف را تشکیل می دهد.
جهاد اقتصادی  جامعه:                                          
در این قسمت با محیط گسترده تر ی روبرو هستیم چرا که علاوه بر فرد،وخانواده با   محیط های کاری متفاوت از جمله سازمانها ، شرکتها،اداره جات مختلف (آن هم در بخش های دولتی و خصوصی  ویا در قالب تعاونی ها)روبرو هستیم.
اما  این جامعه ئ گسترده از  جزئی ترین شکل خود که همان خانواده است تشکیل شده،پس شکل 
دهنده این جامعه همان رفتار و کردارهای  خود ما می باشد که در آن انعکاس می یابد.
هرگاه ما بتوانیم افکار و انرژی مثبت را به درون  جامعه تزریق کنیم اول منفعت اش نصیب خود و خانواده ء ما وسپس درمرحله بعد به جامعه منتقل می شود.
شاید سوالی در ذهن ایجاد شود که بین اینها چه ارتباطی با اقتصاد وجود دارد.
همانطور که بین فرد ، خانواده  و جامعه  ارتباط  تنگاتنگی   برقرار است،  این  افکار  و    ذهنیت و آداب  رفتاری   ما  خود  به  خود  بر  اقتصاد  تاثیر  می  گذارد.
افکار مثبت همان اقتصاد سالم اسلامی می باشد.وامروزه که کشور در حال رشد و شکوفایی می باشد،ودر زمینه های مختلف توان خود را را به سطوح بالا می رساند که بتواند حرفی در جهان  برای گفتن داشته باشد.اینجا جای اقتصاد اسلامی  دین ما خالی است که با ید  همراه با دیگر پیشرفت ها گامی به سوی تغییرات  بردارد.
تا بتوانیم الگوی اقتصاد اسلامی را به تمامی جهان صادر کنیم.
امروزه با تحولات سریع درجهان و بخصوص کشورهای اسلامی  چه در منطقه وچه خارج از منطقه   که اتفاق می افتد، و موج سوم بیداری اسلامی در حال شکل گرفتن است باید بتوانیم از این زمان بهره وری نماییم و مفهوم انقلاب قرآنی را در تمام زمینه ها صادر کنیم.
که اقتصاد اسلامی یکی از ارکان اساسی می باشد،چرا که تمامی نظامهای اقتصادی  فاسدغیر اسلامی به بن  بست رسیده اند.
فرهنگ سازی:
 هرچند که به اندازه کافی فرهنگ سازی شده ،ولی چه بهتر که  با ارائه آموزش همگانی و برقراری سمینارهای مختلف در سطح کشور  ویا از طریق  برنامه سازی رسانه های جمعی این تفکر  را به سمت اجرایی کردن سوق بدهیم. دیگر خودمان را  آگاهانه  به خواب نزنیم و فرصت را غنیمت بشماریم و برای کشورهای اسلامی جهان پشتوانه محکمی باشیم. لفظ جهاد اقتصادی را از قالب شعار خارج کنید وبه سمت   اجرایی آن  جهاد گونه گام برداریم.
                                                                                                                                                           
در بخش های متفاوتی ما گامهای موثری برداشته ایم«قدرت دفاعی و نظامی،هوا و فضا،پزشکی…» اما هنوز در بخش کشاورزی  حرکت و مدیریتی «لاک پشتی» داریم،و باید در این زمینه با ایجاد یک برنامه ریزی و ایجاد گروهای پژوهشی در سطح کشور در خصوص مطالعه و درک نقاط قوت و ضعف ،وصد البته نه بطور فصلی و کوتاه مدت بلکه در یک برنامه کامل و بلند مدت که با حمایت دولت باشد گامهای موثری برداشته شود،که علاوه بر نیازهای داخلی جزء صادر کننده های برتر باشیم.
                                                                     
 
 
                               
نگاهی به کلام معلم شهید  استاد مطهری
خلاصه و کلاسه مطلب اینکه : اسلام طرفدار تقویت بنیه اقتصادی است اما نه به عنوان اینکه اقتصاد خود هدف است ، یا تنها هدف است ، بلکه به عنوان اینکه هدفهای اسلامی بدون اقتصاد سالم و نیروی‏ مستقل اقتصادی میسر نیست ، اما اسلام اقتصاد را یک رکن از ارکان حیات‏ اجتماعی می‏داند ، لهذا به خاطر اقتصاد به سایر ارکان ضربه و لطمه نمی‏زند . اسلام طرفدار این نظریه که سرچشمه درآمد ، تقاضاها و تمایلات است نیست‏ ، بلکه معتقد است باید تمایلات با مصالح عالی و همه جانبه بشریت تطبیق‏ بکند
دو نوع رابطه 
روابط اقتصادی دو نوع است : روابط تکوینی و طبیعی ، و روابط اعتباری و قانونی ( و به عبارت دیگر دو نوع اقتصاد داریم : اقتصاد طبیعی و اقتصاد برنامه ای ) . روابط طبیعی عبارت است از یک سلسله روابط علی و معلولی‏ که خواه ناخواه در امور اقتصادی پیش می‏آید ، مثل روابط مربوط به عرضه و تقاضا و بهاء در اقتصاد آزاد و مبادله‏ای : تورم پول ، افزایش و کاهش قیمتها ، بیکاری ، بحران اقتصادی‏ ، سود ، ضرر ، مزد ، مالیات ، و امثال اینها ، اما روابط اعتباری و قراردادی عبارت است از قوانین مربوط به حقوق و مالکیتهای شخصی یا اشتراکی
علم اقتصاد 
مطابق آنچه قبلا گفتیم ، ما دو نوع روابط اقتصادی داریم : روابط طبیعی و روابط اعتباری و قراردادی . از لحاظ روابط طبیعی ، علم اقتصاد ، علم به‏ قوانین طبیعت است آنچنان که هست ، یعنی یک علم نظری است ، ( ۱ ) و اختلاف نظر در این علم از قبیل اختلاف نظر در علوم نظری است ، و البته‏ کمتر هم مورد اختلافخواهد بود ، ولی از لحاظ روابط اعتباری ، علم اقتصاد ، علم به روابط است آنچنان که باید باشد . از نظر دوم است که مسئله‏ عدالت و ظلم و خوب و بد و شایسته و ناشایسته به میان می‏آید ، و به‏ اصطلاح جنبه اخلاقی دارد . معمولا در کتب ، میان این دو قسمت تفکیک‏ نمی‏شود و همین جهت منشأ اشتباهات زیادی می‏گردد . علم اقتصاد به معنی‏ اول ، اصول و مبادئی دارد . هیچیک از قوانین و مقررات علم اقتصاد به‏ معنی دوم ، تأثیری در اول ندارد ، مگر آنگاه که به مرحله عمل و واقعیت‏ عینی بیاید ، زیرا مطلقا امور اعتباری از آن جهت که اعتباری هستند ، در امور عینی و واقعی تأثیر ندارند مگر بعد از آن که به مرحله عمل درآیند . 
ولی قواعد و قوانین علم اقتصاد نظری در علم اقتصاد عملی مؤثر است . در کتاب ” اصول علم اقتصاد ” نوشین ص ۵ می‏گوید : 
پاورقی : 
. ۱ از این نظر نیز دو جنبه دارد ، از یک جنبه ، یک علم ساده توصیفی‏ است که فقط روابط علی و معلولی را توضیح می‏دهد ، و از جنبه دیگر ، فن‏ است که پیشنهادکننده ، است که بهترین روش اقتصادی از نظر خود ثروت ( نه از نظر اخلاق و حقوق و عدالت ) چیست . اختلاف مکاتب سوداگران و فیزیوکراتها و مردان مکتب کلاسیک از این نظر است . اما اختلاف نظر سرمایه داری و سوسیالیسم بیشتر از جنبه اخلاق و عدالت است . مسئله‏ 
رقابت که آیا خوب است یابد ، از جنبه فنی اقتصاد است .
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

در باب مفهوم و نسبت دو کلمه جهاد و اقتصاد در عبارت «جهاد اقتصادی» که نام سال ۹۰ شمسی لقب گرفته است، شش نکته حائز اهمیت است: نکته‌ی اول این‌که مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً کلمه‌ی جهاد یک تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. کلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌کند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. نکته‌ی اول این‌جاست که به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم کار کردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران کشور را با مسئله‌ی مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌کنند
دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است.
این یکی از پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران است که مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنه‌ی دنیا و حسنه‌ی آخرت چگونه می‌توانند با یکدیگر هم‌راستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیت‌های معنوی، انسانی و فرهنگی کشور به درستی استفاده کنند، ما از کلمه‌ی جهاد می‌توانیم برکات زیادی را نصیب این مرز و بوم کنیم. کما این‌که در طول تاریخ معاصرمان هم می‌بینیم که حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده می‌کنند و جهاد را وارد صحنه‌های سازندگی می‌کنند و این تعابیر استعاره‌گونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز می‌باشد.
نکته‌ی دوم این است که در گفتمان دینی ما کلمه‌ی جهاد در کنار کلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و… پازل گفتمانی دین را تکمیل می‌کند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می‌کنند که باید مانع را دور بزنید، مثل کلمه‌ی هجرت. ولی کلمه‌ی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأکید و تصریح دارد.
در همین راستا یکی از استراتژی‌هایی که در سال پیش رو یعنی سال ۹۰ باید سر لوحه‌مان باشد این است که باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی کشور صورت دهیم. موارد و موانعی که دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آیین‌نامه‌ها یا ترکیب‌های نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنه‌ی اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شکل مانع عمل می‌کنند. در صورتی‌که ما به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصه‌های اقتصادی جهت آسیب‌شناسی و مانع‌شناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمی‌گردد؛ حالا برخی از این موانع داخلی‌اند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصه‌ی اقتصاد بین‌الملل هم ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است؟
نکته‌ی سوم این‌که جهاد معمولاً استعاره‌ای است که ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالت‌هایی به ذهن‌مان خطور می‌کند. به‌طور مثال هرگونه جهادی نیازمند دیده‌بانی و رصد دقیق است. معتقدم استراتژی دومی که اقتصاد ایران در عرصه‌های مختلف کشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و… باید لحاظ کند، یک دیده‌بانی و رصد جامع و فراگیر است. ما باید دقیقاً رصد کنیم که تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا می‌کند؟ ما باید افق بیست سال آینده‌ی اقتصاد دنیا را و همچنین مزیت‌های نسبی کشور خودمان را رصد کنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهه‌های آینده به کمک رصد و دیده‌بانی‌ای که صورت می‌دهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی که از طریق علم تولید ثروت می‌کنند، بیشتر توجه کنیم. تأکیداتی که رهبر معظم انقلاب درطول این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسئله بوده است. باید از صنایع تک به سراغ صنایعی برویم که فرصت‌های تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.
ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
معمولاً در اقتصاد، صنایع کوچک در ابتدای نو‌آوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای کشور به بار می‌آورند و فرصت‌های خوب اشتقال‌زایی ایجاد می‌کنند، اما در مسیر چرخه‌ی تولید و چرخه‌ی عمر یک کالا، معمولاً سود آن‌ها کم می‌شود. چراکه کشور‌های دیگر هم نظیر آن کالا را تولید می‌کنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد می‌شود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است که کشور‌های پیشرفته دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید کالاهای های‌تک و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند.
به‌طور مثال در عرصه‌ی بین‌المللی ما نسبت به گروه «جی‌بیست» و تصمیمات اتخاذشده در آن توسط کشور‌های استکباری باید بسیار حساس باشیم و مشارکت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم.
نکته‌ی چهارم؛ یکی دیگر از استعاره‌هایی که کلمه‌ی جهاد برای ما به ارمغان می‌آورد، بحث نقشه و طرح است. ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
نکته‌ی پنجمی که در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره کرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاه‌های اجرایی کشور، دستگاه‌های قانون‌گذار، نهادهای قضایی، بخش‌های مردمی، بخش‌های غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاه‌های سیاست‌گذار مشخص می‌شود، یک آرایش جهادی به خود گیرند.
نکته ششمی هم که در ذیل مفهوم جهاد معنا می‌یابد، بحث آموزش نیروها است، مثل هر عملیاتی که اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیرو‌های اقتصادی کشور را آماده نکنیم، در صحنه جهاد دچار مشکل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنه‌ی آموزش و پرورش و دانشگاه‌های کشور و در نهایت رسانه‌ها و به‌طور مشخص رسانه‌ی ملی، باید حرکتی جهادی داشته باشند و یک برنامه‌ی مدون در جهت آموزش نیروهای کشور نسبت به مقتضیات یک جهاد اقتصادی ارائه و اجرا کنند.

 پاتک‌های احتمالی دشمن
۱٫ تبلیغات در جهت ناکارآمد جلوه دادن نظام
وقتی می‌خواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهاد‌گونه برای کشور کار کنیم، قطعاً این مسئله در پی خودش پاتک‌هایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یکی از ترفندهایی که دشمن در سال‌های اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایه‌گذاری کرده است، ناکارآمد جلوه دادن نظام است. درواقع سعی کرده است تا نظام دینی و الگوی حکومت مردم‌سالارانه‌ی دینی ناکارآمد جلوه دهد. البته خوشبختانه در عرصه‌های مختلفی که دشمن این امر را مطرح کرده با شکست روبه‌رو شده است.
در مسائل امنیتی در این سی سال، کشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسئله‌ی امنیت داخلی و چه در عرصه‌ی اتحاد و یک‌پارچگی و وحدت ملی و چه در مسئله امنیت مرزها – با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما- موفق بوده‌ایم. در عرصه‌ی کارآمدی‌های سیاسی هچون مشارکت‌های مردمی، مشارکت‌های سیاسی، همکاری و هماهنگی قوا و… نسبت به نظام‌های سیاسی مشابه، کارآمدی خیلی خوبی را نشان داده‌ایم. با شاخص‌های علمی متعددی ما می‌توانیم نشان دهیم که کشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصه‌ی سیاسی کارنامه‌ی درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخص‌ها شاخص‌های خودساخته‌ی استکباری که بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دست‌کاری می‌شوند، نیست.
اما بخش دیگر کارآمدی یک نظام، کارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است. جالب این‌جاست که دشمن باز هم می‌بیند که در عرصه زیرساخت‌ها انقلاب اسلامی ایران پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته است؛ به نحوی که سازمان‌های بین‌المللی حتی در رنکینگ و شاخص‌بندی‌های خودشان، کشور ما را جزو کشورهای اول و بعضاً در جایگاه اول معرفی کردند. ما در عرصه‌ی بهداشت، زیرساخت‌های درمانی‌، شاخص‌های توسعه‌ی انسانی، شاخص‌های دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشته‌ایم. این قبیل کارآمدی‌ها علی‌رغم تلاش نظام سلطه که به شکل رسانه‌ای سعی می‌کند پیشرفت‌های رقیب خود را در عرصه‌ی بین‌المللی نشان ندهد، این پیشرفت‌ها جلوه‌گر شده است.
در عرصه‌ی مدیریت‌های کلان اقتصادی ما فراز و نشیب‌هایی داشته و داریم که ممکن است برای دشمن فرصت‌هایی را ایجاد کند که باید از آن جلوگیری کرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیت‌های اقتصادی ایران، تلاش کرده است تا به سراغ اذهان و ادراک مردم برود. برای مثال اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی که در داخل هستند ولی با نظام مخالفت دارند، سؤال شود، بلاشک همه و همه اذعان می‌کنند که در طول سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهره‌مندی مردم از مواهب مختلف دنیوی و مادی افزایش پیدا کرده است. این را کسی شک نمی‌کند که تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقوله‌ای که الان در برخی عرصه‌ها متصور است، متفاوت است. مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیله‌ی نقلیه، رفتن به مسافرت‌ها و… مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان می‌دهد که در طول یک تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابه‌جایی در ایران صورت می‌گیرد. این نشان‌دهنده‌ی آن است که مسافرت به عنوان یک تفریح سالم در سبد کالایی مردم قرار گرفته است. بهره‌مندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و… نیز همین نکته را نشان می‌دهد.
دشمن وقتی می‌بیند که با واقعیت‌های اقتصادی ایران نمی‌تواند بجنگد، به سراغ ادراک کلمه‌ی اقتصاد می‌رود. به‌طور مثال در کشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا به‌طور متوسط در سال در حدود چهارصد و بیست یا سی دلار است؛ به عبارتی در هر روز کم‌تر از یک و نیم دلار. در حالی‌که ایرانی‌ها در این سال‌ها درآمد سالیانه‌ی خوب و با رشد قابل توجهی داشته‌اند. کافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه کند. اما وقتی دشمن می‌بیند که این‌جا دچار مشکل شده، به ادراک فقر دامن می‌زند. یعنی چه بسا درآمد سالانه‌ی ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس کنند که حس رضایت‌مندی‌شان کم است.
مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته ولی باز هم فکر می‌کنند که کم است یا مطالبه دارند که دولت باید گوشت و میوه‌ی ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبه‌ی مصرفی ناشی از این نیست که واقعاً نیاز مصرفی وجود دارد، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد کرده است. ما طبق شاخص‌های سازمان‌های بین‌المللی میزان کالری‌های مصرفی‌ای که در کشور داریم حتی در روستاهای فقیرنشین‌مان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه می‌شود که ادراک فقر در شهرهای بزرگ شکل می‌گیرد؟ این به نظر من یکی از آن هدف‌گذاری‌هایی است که دشمن صورت داده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژه‌ای به ادراک اقتصادی مردم داشته باشیم که مردم این رشدها و پیشرفت‌ها را چگونه درک می‌کنند؟
۲٫ بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی
دشمن می‌خواهد وضع داخلی کشور را بحرانی نشان دهد؛ مخصوصاً در سال گذشته – که شخصاً رصد می‌کردم- دشمن روی تحریم‌های اقتصادی به شدت مانور می‌داد. برنامه‌های دنباله‌دار و سریالی رسانه‌های خارجی دائماً تأکید داشت که تحریم‌های اقتصادی چه مشکلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته که تحریم‌ها برای ما بدون مشکل نبوده است و مسائلی را برای ما ایجاد کرده است، اما هر تحریمی طبق تئوری‌های اقتصاد بین‌الملل، در کنار هزینه‌اش، فرصت‌های مناسب و مزیت‌های نسبی هم به همراه دارد. کالایی که قبلاً تولید آن در کشور برای ما نمی‌صرفید و ارزانِ آن از خارج قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم می‌کند، قیمت تمام‌شده‌ی آن برای ما بالا می‌رود و نمی‌توانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری کنیم. همین که دسترسی ما به این کالا سخت شد، باعث می‌شود که جوانان ما آن را خودشان تولید کنند. وقتی تولید شروع شد، در مرحله‌ی تولید، طبق تئوری‌های اقتصادی هزینه‌ی تمام‌شده کاهش می‌یابد و ما بعد از چند سال به این نقطه می‌رسیم که خودمان این کالا را با همان قیمت تمام‌شده‌ی خارجی که قبل از تحریم داشتیم، تولید و عرضه می‌کنیم
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با توجه به شعارى که براى امسال به ملت عزیزمان عرض کرده‌ام – یعنى «جهاد اقتصادى» – و آنچه که مناسب است در این زمینه انجام بگیرد. در مورد شعار امسال و کارى که امسال باید انجام بگیرد. البته سرفصلهاى مهمى وجود دارد که همه داراى اولویتند. مثلاً تحول نظام ادارى یک کار لازم است که باید انجام بگیرد؛ تحول آموزش و پرورش، یک کار بنیانى است؛ جایگاه علوم انسانى در دانشگاه‌ها و در مراکز آموزش و تحقیق، یک کار اساسى است؛ مسائل مربوط به فرهنگ عمومى، مسائل مربوط به اخلاق جامعه، این کارها همه‌اش کارهاى مهمى است؛ لیکن به نظر صاحبنظران، امروز در این برهه‌ى از زمان، مسئله‌ى اقتصادى از همه‌ى مسائل کشور فوریت و اولویت بیشترى دارد. 
اگر کشور عزیز ما بتواند در زمینه‌ى مسائل اقتصادى، یک حرکت جهادگونه‌اى انجام بدهد، این گام بلندى را که برداشته است، با گامهاى بلند بعدى همراه کند، بلاشک براى کشور و پیشرفت کشور و عزت ملت ایران تأثیرات بسیار زیادى خواهد داشت. ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامى را در زمینه‌ى حل مشکلات اقتصادى به همه‌ى دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند که یک ملت در سایه‌ى اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت کند.

 آنچه که در این زمینه با عنوان شاخص وجود دارد و مهم است، رشد پرشتاب کشور به میزان تعیین شده‌ى در برنامه‌ى پنجم است که اعلام شده است؛ یعنى حداقل رشد هشت درصدى. در این رشد، سهم بیشتر مربوط به بهره‌ورى است؛ یعنى ما بتوانیم از امکانات کشور به شکل بهترى استفاده کنیم. من دو سال قبل در زمینه‌ى مسئله‌ى صرفه‌جوئى و مشکلاتى که در باب بهره‌ورى وجود دارد، در همین سخنرانىِ اول سال مطالبى عرض کردم. مردم باید اینها را بدانند. من به مسئولان کشور توصیه میکنم که در زمینه‌ى اهمیت ارتقاء سهم بهره‌ورى در رشد اقتصادى کشور با مردم حرف بزنند؛ بگویند ارتقاء سهم بهره‌ورى در رشد اقتصادى کشور و همچنین کاهش فاصله‌ى درآمدى دهکهاى بالا و پائین جامعه – این شکاف درآمدها، شکاف اقتصادى بین بخشهاى مختلف جامعه – چقدر اهمیت دارد. این فاصله‌ها و شکافها مطلوب ما نیست؛ اسلام این را نمى‌پسندد. تا حدى که در برنامه‌ى پنجم تعیین شده است، باید تلاش کنند این کارها انجام بگیرد.
 کاهش نرخ بیکارى و افزایش اشتغال در کشور، از جمله‌ى مسائل بسیار اساسى و مهم است. همچنین مسئله‌ى افزایش سرمایه‌گذارى بخش خصوصى و کمک به بخش خصوصى که بتواند در زمینه‌ى مسائل اقتصادى کشور سرمایه‌گذارى کند، از جمله‌ى مسائل مهم و اساسى است؛ که یکى از کارهاى مهم در این باب، ایجاد تعاونى‌هاست، که به وسیله‌ى تعاونى‌ها سرمایه‌هاى بزرگ تشکیل بشود و بتوانند در مسائل مهم اقتصادى کشور سرمایه‌گذارى کنند و گره‌هاى مهم را باز کنند و دولت بتواند این کار را انجام دهد. بایستى زیرساختهاى حقوقى و قانونى‌اش آماده شود. این، یعنى حمایت از شکوفائى کار.
 صرفه‌جوئى در مواد اساسى، از جمله صرفه‌جوئى در مصرف آب. امروز نود درصد آبى که ما در کشور مصرف میکنیم، در بخش کشاورزى مصرف میشود. اگر دولت به توفیق الهى بتواند شیوه‌هاى آبیارى کشاورزى را اصلاح کند، اگر از این نود درصد، ده درصد کم بشود، شما ببینید چه اتفاقى مى‌افتد. غیر از بخش کشاورزى، در همه‌ى بخشهاى دیگر – بخش خانگى، بخش صنعتى و بخشهائى که احتیاج به آب دارد – ما فقط از ده درصد آب کشور داریم استفاده میکنیم. اگر ما بتوانیم در بخش کشاورزى ده درصد صرفه‌جوئى کنیم، ببینید چه اتفاقى مى‌افتد. در واقع امکانات بهره‌بردارى از آب در بخش غیر کشاورزى دو برابر میشود؛ که این بسیار چیز مهم و باارزشى است.
 مشارکت مستقیم مردم در امر اقتصاد، لازم است. این نیازمند توانمند شدن است، نیازمند اطلاعات لازم است؛ که اینها را باید مسئولین در اختیار مردم بگذارند و امیدواریم ان‌شاءاللَّه این روند روزبه‌روز توسعه پیدا کند. البته رسانه‌ها نقش دارند، رادیو و تلویزیون نقش دارند، میتوانند مردم را آگاه کنند؛ دولت هم باید فعال برخورد کند و بتوانند ان‌شاءاللَّه مسئله‌ى اقتصادى را پیش ببرند.
 خب، اگر ما بخواهیم این حرکت عظیم اقتصادى در کشور در سال ۹۰ انجام بگیرد، یک الزاماتى هم دارد. این الزامات را هم من فهرستوار عرض بکنم. اولاً روحیه‌ى جهادى لازم است. ملت ما از اول انقلاب تا امروز در هر جائى که با روحیه‌ى جهادى وارد میدان شده، پیش رفته؛ این را ما در دفاع مقدس دیدیم، در جهاد سازندگى دیدیم، در حرکت علمى داریم مشاهده میکنیم. اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحیه‌ى جهادى داشته باشیم؛ یعنى کار را براى خدا، با جدیت و به صورت خستگى‌ناپذیر انجام دهیم – نه فقط به عنوان اسقاط تکلیف – بلاشک این حرکت پیش خواهد رفت.
 دوم، استحکام معنویت و روح ایمان و تدین در جامعه است. عزیزان من! این را همه بدانند؛ تدین جامعه، تدین جوانان ما، در امور دنیائى هم به ملت و به جامعه کمک میکند. خیال نکنند که متدین شدن جوانان، اثرش فقط در روزهاى اعتکاف در مساجد یا در شبهاى جمعه در دعاى کمیل است. اگر یک ملت جوانانش متدین باشند، از هرزگى دور خواهند شد؛ از اعتیاد دور خواهند شد؛ از چیزهائى که جوان را زمینگیر میکند، دور خواهند شد؛ استعداد آنها به کار مى‌افتد، کار میکنند، تلاش میکنند؛ در زمینه‌ى علم، در زمینه‌ى فعالیتهاى اجتماعى، در زمینه‌ى فعالیتهاى سیاسى، کشور پیشرفت میکند. در اقتصاد هم همین جور است. روحیه‌ى معنویت و تدین، نقش بسیار مهمى دارد.
 یک شرط دیگر این است که کشور به مسائل حاشیه‌اى مبتلا نشود. ببینید، در بسیارى از اوقات یک مسئله‌ى اصلى در کشور وجود دارد که همه باید همت کنند و به سراغ این مسئله‌ى اصلى بروند؛ باید مسئله‌ى کانونى کشور این باشد؛ اما ناگهان مى‌بینیم از یک گوشه‌اى یک صدائى بلند میشود، یک مسئله‌ى حاشیه‌اى درست میکنند، ذهنها متوجه آن میشود. این مثل این میماند که در یک مسافرت مهمى، کاروانى، قطارى دارد حرکت میکند، هدفش رسیدن به یک نقطه‌ى خاص است؛ ناگهان ذهنها را مشغول کنند به یک چیز حاشیه‌اى در بیابان، از راه باز بمانند، احیاناً امکان ادامه‌ى حرکت هم از آنها گرفته شود. مسائل حاشیه‌اى نباید به میان بیاید. مردم ما خوشبختانه قدرت تحلیل دارند، هوشمندند، هوشیارند؛ میتوانند مسائل فرعى و حاشیه‌اى را از مسائل اصلى جدا کنند. توجه شود مسائل حاشیه‌اى کانون توجه افکار عمومى قرار نگیرد.
 یک شرط دیگر، حفظ اتحاد و انسجام ملى است. این اتحادى که امروز در میان مردم و در بین مردم و مسئولین وجود دارد، مردم به مسئولینِ خودشان علاقه‌مندند، به آنها اعتماد دارند، به آنها کمک میکنند، با آنها همراهى میکنند، بین خود مردم اتحاد و وحدت وجود دارد، بایستى باقى بماند و روزبه‌روز تقویت شود. یکى از نقشه‌هاى بزرگ دشمنان ملت ایران، ایجاد تفرقه و شکاف در داخل بوده است؛ به بهانه‌ى قومیت، به بهانه‌ى مذهب، به بهانه‌ى گرایشهاى سیاسى، به بهانه‌ى جناح‌بندى‌ها، به بهانه‌هاى گوناگون. اتحاد را باید حفظ کرد. خوشبختانه ملت ما آگاهند. همه‌ى کسانى که به کشورشان علاقه‌مندند، به نظام مردم‌سالارى دینى – که مایه‌ى افتخار امروز ملت ایران است – علاقه‌مندند، باید با هم هماهنگى داشته باشند. مسئولین کشور هم همین جور؛ آنها هم باید سعى کنند اگر گله‌اى از هم دارند – که گاهى ممکن است این گله‌ها بحق هم باشد – این گله را در معرض افکار عمومى مطرح نکنند؛ این ضربه‌ى به اتحاد ملى است؛ این را همه توجه داشته باشند. من به مسئولین کشور به طور جد این را تذکر و هشدار میدهم. ممکن است مسئولین از هم گله داشته باشند – که همیشه بوده؛ از اول انقلاب که ما دست‌اندرکار مسائل بودیم، دیدیم؛ گاهى قوه‌ى مجریه از قوه‌ى مقننه، گاهى قوه‌ى مقننه از قوه‌ى قضائیه، گاهى قوه‌ى قضائیه از قوه‌ى مجریه گله‌هائى داشتند؛ طبیعت کار هم همین است، گله به وجود مى‌آید – ممکن است گله‌ها بحق هم باشد؛ اما این را نباید در عرصه‌ى افکار عمومى بیاورند، ذهن مردم و دل مردم را ناراحت کنند، مردم را مأیوس کنند؛ بین خودشان حل کنند. مهمترین مسائل دنیا با مذاکره قابل حل است؛ این مسائل جزئى اهمیتى ندارد. پس انسجام قوا با یکدیگر، هماهنگى قوا با یکدیگر هم مهم است.
 البته من این نکته را حتماً تذکر بدهم؛ گاهى اوقات این شعارى که ما براى سال اعلام میکنیم، بعد ناگهان مى‌بینیم همه‌ى در و دیوارهاى تهران و شهرهاى دیگر پر شده از تابلو، که این شعار رویش نوشته شده. این فایده‌اى ندارد. گاهى کارهاى پرهزینه‌اى انجام میگیرد؛ چه لزومى دارد؟ آنچه که من از مسئولین و از مردم عزیزمان توقع دارم، این است که این شعار را بشنوند، باور کنند و دنبال کنند. تابلو کردن و در و دیوار را پر کردن و عکس زدن و اینها هیچ لزومى ندارد. اگر هزینه‌اى نداشته باشد، لزومى ندارد؛ اگر هزینه داشته باشد، اشکال هم دارد. هیچ لزومى ندارد کارهاى پرهزینه را انجام بدهند

عتیقه زیرخاکی گنج