• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

در باب مفهوم و نسبت دو کلمه جهاد و اقتصاد در عبارت «جهاد اقتصادی» که نام سال ۹۰ شمسی لقب گرفته است، شش نکته حائز اهمیت است: نکته‌ی اول این‌که مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً کلمه‌ی جهاد یک تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. کلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌کند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. نکته‌ی اول این‌جاست که به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم کار کردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران کشور را با مسئله‌ی مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌کنند
دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است.
این یکی از پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران است که مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنه‌ی دنیا و حسنه‌ی آخرت چگونه می‌توانند با یکدیگر هم‌راستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیت‌های معنوی، انسانی و فرهنگی کشور به درستی استفاده کنند، ما از کلمه‌ی جهاد می‌توانیم برکات زیادی را نصیب این مرز و بوم کنیم. کما این‌که در طول تاریخ معاصرمان هم می‌بینیم که حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده می‌کنند و جهاد را وارد صحنه‌های سازندگی می‌کنند و این تعابیر استعاره‌گونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز می‌باشد.
نکته‌ی دوم این است که در گفتمان دینی ما کلمه‌ی جهاد در کنار کلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و… پازل گفتمانی دین را تکمیل می‌کند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می‌کنند که باید مانع را دور بزنید، مثل کلمه‌ی هجرت. ولی کلمه‌ی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأکید و تصریح دارد.
در همین راستا یکی از استراتژی‌هایی که در سال پیش رو یعنی سال ۹۰ باید سر لوحه‌مان باشد این است که باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی کشور صورت دهیم. موارد و موانعی که دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آیین‌نامه‌ها یا ترکیب‌های نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنه‌ی اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شکل مانع عمل می‌کنند. در صورتی‌که ما به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصه‌های اقتصادی جهت آسیب‌شناسی و مانع‌شناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمی‌گردد؛ حالا برخی از این موانع داخلی‌اند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصه‌ی اقتصاد بین‌الملل هم ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است؟
نکته‌ی سوم این‌که جهاد معمولاً استعاره‌ای است که ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالت‌هایی به ذهن‌مان خطور می‌کند. به‌طور مثال هرگونه جهادی نیازمند دیده‌بانی و رصد دقیق است. معتقدم استراتژی دومی که اقتصاد ایران در عرصه‌های مختلف کشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و… باید لحاظ کند، یک دیده‌بانی و رصد جامع و فراگیر است. ما باید دقیقاً رصد کنیم که تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا می‌کند؟ ما باید افق بیست سال آینده‌ی اقتصاد دنیا را و همچنین مزیت‌های نسبی کشور خودمان را رصد کنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهه‌های آینده به کمک رصد و دیده‌بانی‌ای که صورت می‌دهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی که از طریق علم تولید ثروت می‌کنند، بیشتر توجه کنیم. تأکیداتی که رهبر معظم انقلاب درطول این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسئله بوده است. باید از صنایع تک به سراغ صنایعی برویم که فرصت‌های تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.
ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
معمولاً در اقتصاد، صنایع کوچک در ابتدای نو‌آوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای کشور به بار می‌آورند و فرصت‌های خوب اشتقال‌زایی ایجاد می‌کنند، اما در مسیر چرخه‌ی تولید و چرخه‌ی عمر یک کالا، معمولاً سود آن‌ها کم می‌شود. چراکه کشور‌های دیگر هم نظیر آن کالا را تولید می‌کنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد می‌شود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است که کشور‌های پیشرفته دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید کالاهای های‌تک و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند.
به‌طور مثال در عرصه‌ی بین‌المللی ما نسبت به گروه «جی‌بیست» و تصمیمات اتخاذشده در آن توسط کشور‌های استکباری باید بسیار حساس باشیم و مشارکت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم.
نکته‌ی چهارم؛ یکی دیگر از استعاره‌هایی که کلمه‌ی جهاد برای ما به ارمغان می‌آورد، بحث نقشه و طرح است. ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
نکته‌ی پنجمی که در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره کرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاه‌های اجرایی کشور، دستگاه‌های قانون‌گذار، نهادهای قضایی، بخش‌های مردمی، بخش‌های غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاه‌های سیاست‌گذار مشخص می‌شود، یک آرایش جهادی به خود گیرند.
نکته ششمی هم که در ذیل مفهوم جهاد معنا می‌یابد، بحث آموزش نیروها است، مثل هر عملیاتی که اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیرو‌های اقتصادی کشور را آماده نکنیم، در صحنه جهاد دچار مشکل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنه‌ی آموزش و پرورش و دانشگاه‌های کشور و در نهایت رسانه‌ها و به‌طور مشخص رسانه‌ی ملی، باید حرکتی جهادی داشته باشند و یک برنامه‌ی مدون در جهت آموزش نیروهای کشور نسبت به مقتضیات یک جهاد اقتصادی ارائه و اجرا کنند.

 پاتک‌های احتمالی دشمن
۱٫ تبلیغات در جهت ناکارآمد جلوه دادن نظام
وقتی می‌خواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهاد‌گونه برای کشور کار کنیم، قطعاً این مسئله در پی خودش پاتک‌هایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یکی از ترفندهایی که دشمن در سال‌های اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایه‌گذاری کرده است، ناکارآمد جلوه دادن نظام است. درواقع سعی کرده است تا نظام دینی و الگوی حکومت مردم‌سالارانه‌ی دینی ناکارآمد جلوه دهد. البته خوشبختانه در عرصه‌های مختلفی که دشمن این امر را مطرح کرده با شکست روبه‌رو شده است.
در مسائل امنیتی در این سی سال، کشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسئله‌ی امنیت داخلی و چه در عرصه‌ی اتحاد و یک‌پارچگی و وحدت ملی و چه در مسئله امنیت مرزها – با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما- موفق بوده‌ایم. در عرصه‌ی کارآمدی‌های سیاسی هچون مشارکت‌های مردمی، مشارکت‌های سیاسی، همکاری و هماهنگی قوا و… نسبت به نظام‌های سیاسی مشابه، کارآمدی خیلی خوبی را نشان داده‌ایم. با شاخص‌های علمی متعددی ما می‌توانیم نشان دهیم که کشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصه‌ی سیاسی کارنامه‌ی درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخص‌ها شاخص‌های خودساخته‌ی استکباری که بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دست‌کاری می‌شوند، نیست.
اما بخش دیگر کارآمدی یک نظام، کارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است. جالب این‌جاست که دشمن باز هم می‌بیند که در عرصه زیرساخت‌ها انقلاب اسلامی ایران پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته است؛ به نحوی که سازمان‌های بین‌المللی حتی در رنکینگ و شاخص‌بندی‌های خودشان، کشور ما را جزو کشورهای اول و بعضاً در جایگاه اول معرفی کردند. ما در عرصه‌ی بهداشت، زیرساخت‌های درمانی‌، شاخص‌های توسعه‌ی انسانی، شاخص‌های دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشته‌ایم. این قبیل کارآمدی‌ها علی‌رغم تلاش نظام سلطه که به شکل رسانه‌ای سعی می‌کند پیشرفت‌های رقیب خود را در عرصه‌ی بین‌المللی نشان ندهد، این پیشرفت‌ها جلوه‌گر شده است.
در عرصه‌ی مدیریت‌های کلان اقتصادی ما فراز و نشیب‌هایی داشته و داریم که ممکن است برای دشمن فرصت‌هایی را ایجاد کند که باید از آن جلوگیری کرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیت‌های اقتصادی ایران، تلاش کرده است تا به سراغ اذهان و ادراک مردم برود. برای مثال اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی که در داخل هستند ولی با نظام مخالفت دارند، سؤال شود، بلاشک همه و همه اذعان می‌کنند که در طول سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهره‌مندی مردم از مواهب مختلف دنیوی و مادی افزایش پیدا کرده است. این را کسی شک نمی‌کند که تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقوله‌ای که الان در برخی عرصه‌ها متصور است، متفاوت است. مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیله‌ی نقلیه، رفتن به مسافرت‌ها و… مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان می‌دهد که در طول یک تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابه‌جایی در ایران صورت می‌گیرد. این نشان‌دهنده‌ی آن است که مسافرت به عنوان یک تفریح سالم در سبد کالایی مردم قرار گرفته است. بهره‌مندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و… نیز همین نکته را نشان می‌دهد.
دشمن وقتی می‌بیند که با واقعیت‌های اقتصادی ایران نمی‌تواند بجنگد، به سراغ ادراک کلمه‌ی اقتصاد می‌رود. به‌طور مثال در کشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا به‌طور متوسط در سال در حدود چهارصد و بیست یا سی دلار است؛ به عبارتی در هر روز کم‌تر از یک و نیم دلار. در حالی‌که ایرانی‌ها در این سال‌ها درآمد سالیانه‌ی خوب و با رشد قابل توجهی داشته‌اند. کافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه کند. اما وقتی دشمن می‌بیند که این‌جا دچار مشکل شده، به ادراک فقر دامن می‌زند. یعنی چه بسا درآمد سالانه‌ی ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس کنند که حس رضایت‌مندی‌شان کم است.
مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته ولی باز هم فکر می‌کنند که کم است یا مطالبه دارند که دولت باید گوشت و میوه‌ی ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبه‌ی مصرفی ناشی از این نیست که واقعاً نیاز مصرفی وجود دارد، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد کرده است. ما طبق شاخص‌های سازمان‌های بین‌المللی میزان کالری‌های مصرفی‌ای که در کشور داریم حتی در روستاهای فقیرنشین‌مان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه می‌شود که ادراک فقر در شهرهای بزرگ شکل می‌گیرد؟ این به نظر من یکی از آن هدف‌گذاری‌هایی است که دشمن صورت داده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژه‌ای به ادراک اقتصادی مردم داشته باشیم که مردم این رشدها و پیشرفت‌ها را چگونه درک می‌کنند؟
۲٫ بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی
دشمن می‌خواهد وضع داخلی کشور را بحرانی نشان دهد؛ مخصوصاً در سال گذشته – که شخصاً رصد می‌کردم- دشمن روی تحریم‌های اقتصادی به شدت مانور می‌داد. برنامه‌های دنباله‌دار و سریالی رسانه‌های خارجی دائماً تأکید داشت که تحریم‌های اقتصادی چه مشکلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته که تحریم‌ها برای ما بدون مشکل نبوده است و مسائلی را برای ما ایجاد کرده است، اما هر تحریمی طبق تئوری‌های اقتصاد بین‌الملل، در کنار هزینه‌اش، فرصت‌های مناسب و مزیت‌های نسبی هم به همراه دارد. کالایی که قبلاً تولید آن در کشور برای ما نمی‌صرفید و ارزانِ آن از خارج قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم می‌کند، قیمت تمام‌شده‌ی آن برای ما بالا می‌رود و نمی‌توانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری کنیم. همین که دسترسی ما به این کالا سخت شد، باعث می‌شود که جوانان ما آن را خودشان تولید کنند. وقتی تولید شروع شد، در مرحله‌ی تولید، طبق تئوری‌های اقتصادی هزینه‌ی تمام‌شده کاهش می‌یابد و ما بعد از چند سال به این نقطه می‌رسیم که خودمان این کالا را با همان قیمت تمام‌شده‌ی خارجی که قبل از تحریم داشتیم، تولید و عرضه می‌کنیم
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رزمـنـده مـسـلمان از ديدگاه قرآن ، واجد ويژگى هاى است كه او راز ديگران ممتاز مى گرداند در ايـن فـصـل ، ايـن ويـژگى هاى را در سه بخش ، ويژگى هاى عمومى ، فرماندهان و فرمانبران ارائه مى دهيم .
قرآن مجيد به رزمندگان كه با جان و مال با دشمنان حق نبرد مى كنند و آنان را مى كشند و يا در ايـن راه بـه شـهـادت مـى رسـنـد، بـشـارت داده كـه خـداونـد خـريـدار جـان و مـال آنـان اسـت و بـه بـهـاى آن ، بـهـشت جاودان را مى دهد.  از امام صادق (ع ) سؤ ال شـد كـه آيـا ايـن وعـده قـرآن يـك وعـده عـمـومـى اسـت و هـر رزمـنـده اى را شـامـل مـى شـود يـا وعده اى است براى رزمندگانى با ويژگى هاى شخص ؟ امام (ع ) در پاسخ فرمود:
وقـتـى ايـن آيـه نـازل شـده ، عـدهـّاى از اصـحـاب پـيـامـبـر(ص ) هـمـيـن سـؤ ال را از آن حـضـرت كـردنـد و ايـشـان جـوابـى بـه آنـان نـداد تـا ايـنـكـه خـداونـد بـه دنبال آن ، اين آيه شريفه را نازل فرمود:
((اَلتّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاكِعُونَ السّاجِدُونَ الاَّْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودَ اللّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ))  
خـداونـد (بـا ايـن آيـه ) صـفـات مـؤ مـنـانـى را كـه جـان و مـالشـان را (در قبال بهشت ) خريدار است ، آشكار ساخت . پس هر كس طالب بهشت است ، بايد (با اتصاف ) به ايـن شـرايـط در راه خدا جهاد كند و گرنه از جمله كسانى خواهد بود كه پيامبر(ص ) در حق آنان فـرمـود: ((خـداونـد ايـن ديـن را بـه وسيله كسانى يارى مى كند كه خود، هيچ بهره اى از كوشش خويش ندارند.))
ايـنـك بـا تـوجـه به آيه مزبور و آياتى از اين قبيل به توضيح مختصر ويژگى هاى عمومى مجاهدان مسلمان مى پردازيم :
۱ـ تـوبـه : بازگشت از هر چه غير خداست . به پيشگاه حق تعالى ، و طلب آمرزش پى در پى بـراى لغـزشـها، خطاها و ندانم كارى ها و سعى و كوشش در جبران وظايفى كه از او فوت شده است .
۲ـ عـبـادت : تـنـهـا خـداوند را معبود گرفتن و با همه وجود به عبادت و بندگى او روى آوردن و اطاعت محض از خدا و سر بر تافتن از غير خدا.
۳ـ ستايش خدا: خداوند را با اسماى حسنى او اوصاف جميلش خواندن و ستودن .
۴ـ آمد و شد به مساجد: رفتن به عبادتگاه ها و پرستش نمودن خداوند در آنها.
۵ـ خضوع و ركوع : در برابر اوامر الهى خاضع بودن و سر تسليم فرود آوردن .
۶ـ سـجـده و اظـهـار ذلّت : در پـيشگاه حق پيشانى بندگى را بر خاك ساييدن و اظهار خاكسارى كردن .
۷ـ امر به معروف : ايجاد زمينه و ترويج خوبى ها و آگاه نمودن بندگان ناآگاه خدا.
۸ـ نهى از منكر: از بين بدن زمينه و ريشه كن كردن بدى ها و باز داشتن از آنها.
۹ـ حفظ حدود الهى : جلوگيرى از تعدى و تجاوز به حريم حق .
عـلاّمـه طـبـاطـبـايـى (ره ) شـش ويژگى اول را خصوصيات فردى مجاهدان و دو ويژگى امر به مـعـروف و نـهـى از مـنـكـر را خـصـوصـيت جمعى آنان و حفاظت از حدود الهى را مشتركاً مربوط به خـصـوصـيات فردى و جمعى مجاهدان مى داند؛ يعنى هم در مورد خويش و هم در مورد اجتماع توجه دارند كه حدود الهى رعايت گردد.  
۱۰ـ توكل و تضرّع : مجاهدان مسلمان براى رضاى خدا و ريشه كن كردن ظلم و شرك مى جنگند و در ايـن نـبـرد تنها تكيه گاه گاهشان خداست و به نصرت و يارى خدا باور دارند و معتقدند كه خـداونـد از آنـجا كه مولاى مؤ منان است ، از ياوران دين خود دفاع مى كند.  به همين جـهـت مـجـاهـدان ، بـر خـداوند توكل مى كنند  و با توجه به همين اعتقاد، در تمامى صـحـنـه هـاى زنـدگـى و از جـمـله در مـيـدان هـاى نـبـرد ، خـاضـعـانـه و مـتـواضـعـانـه بـه خـدا متوسل شده به قوت ، قدرت ، نصرت و غلبه را از او مى خواهند:
((رَبَّنـا اَفـْرِغْ عـَلَيـْنـا صـَبـْرا وَ ثـَبِّتْ اَقـْدامـَنـا وَ انـْصـُرْنـا عـَلَى الْقـَوْمـِ الْكافِرينَ))  
پـروردگـارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز و قدمهاى ما را ثابت بدار و ما را بر جمعيت كافران ، پيروز بگردان !
۱۱ـ ترجيح آخرت بر دنيا: از ديگر ويژگهاى رزمندگان اسلام ، برگزيدن آخرت بر دنياست . قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد:
((فَلْيُقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ الَّذينَ يَشْرُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا بِالاْخِرَةِ…))  
كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته اند، بايد در راه خدا پيكار كنند!
ايـن آيـه شـريـفـه دلالت دارد بـر ايـنـكـه تـا انـسـان در انـتـخـاب دنـيا و آخرت ، سراى دنيا را بـرگـزيـند و به دنيا و آنچه در او هست تعلق داشته باشد، نمى تواند در جرگه مجاهدان راه خـدا قـرار گـيـرد. البـتـه روشـن اسـت كـه مـراد از ايـن سـخـن ، دل كـنـدن از دنـيـاسـت ، نـه تـرك ظـاهـرى آن و تـرك اسـتـفـاده از وسايل مورد نياز زندگى .
۱۲ـ تـحـمـل سـخـتـى هـاى مـبـارزه : از ويـژگـى هـاى بـارز مـجـاهـدان ، تـحـمـل و بـردبـارى سـرشـار آنـان در قـبـال سـخـتـى هـاى جـهـاد اسـت در قـرآن بـه تـفـصـيـل آمـده اسـت كـه طـالوت بـراى امـتـحـان نـيـروهـايـش بـه مـنـظـور تحمل سختى ها چنين اعلام داشت :
((اِنَّ اللّهَ مُبْتَليكُمْ بَنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّى وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمَهُ فَاِنَّهُ مِنى اِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ))  
خـداونـد، شـمـا را بـه وسـيـله يـك نـهـرِ آب ، آزمـايش مى كند؛ آنها (كه به هنگام تشنگى ) از آن بنوشند، از من نيستند؛ و آنها كه از آن نخورند، از من هستند؛ مگر كسى كه تنها كف دستى بردارد.
طـالوت مـطـرح مـى كند كه شما در مسير جهاد به يك رود برخورد مى كنيد؛ گر چه سختى راه و سـنـگـينى سلاح و گرمى آفتاب شما را سخت تشنه مى كند، ولى بايد مقاومت كنيد. هر كس مقاومت نـورزد و از آن بـنـوشـد، تـا سـيـراب شـود، نـمـى تـوانـد بـه عـنـوان يـك مـجـاهـد قابل مطرح باشد و هر كس طعم آن آب را نچشد، اين مجاهد واقعى و از ياوران من است . و اما طايفه سـومـى كـه نـمـى نـوشـنـد، بلكه با برداشتن كفى از آن آب ، شدت تشنگى خود را از بين مى برند، اين اگر چه مجاهد واقعى محسوب نمى شوند، اما مردود هم نيستند.  
مـجـاهـدان صـدر اسـلام نـيـز بـه شـهـادت تـاريـخ ، صـبـر و تـحـمـل ورزيـده در بـسـيـارى از مـوارد دشـوارى هـاى نـبرد را بر خود هموار مى ساختند. يكى از بـارزتـريـن ايـن گـونـه تـحـمّل ها، در جنگ تبوك بود. زمان حركت به سوى جبهه در اين جنگ ، فصل تابستان و شدت گرما بود و مسلمانان امكانات و تجهيزات كافى در اختيار نداشتند و بنا بـر روايـات ، تـعـداد دشـمـن بـسـيـار زيـاد و قـدرت و شوكت آنان فراوان بود. راه نيز بسيار طـولانـى و بيابانهاى وسيع و بدون آب و آبادى نيز زياد بود… با اين وجود، مؤ منان مجاهد از انـصـار و مـهـاجـر بـه فـرمـان پـيـامـبـر(ص ) عـلائم بـسـيـج شـدنـد و بـا تـحـمـّل سـخـت تـريـن شـرايـط بـه دسـت دشـمـن حـركـت كـردنـد. بـه هـمـيـن سـبـب خـداونـد متعال رحمت خود را مشمول آنان گردانيد و درباره ايشان فرمود :
((لَقـَدْ تـابَ اللّهُ عـَلَى النَّبـِىَّ وَ الْمـُهـاجـِريـنَ وَ الاَْنـْصـارِ الَّذيـنَ اتَّبـَعُوهُ فى ساعَةِ الْعُسْرَةِ …))  
بـدون شـك ، خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار نمود، كه در زمان عسرت و شدت ( در جنگ تبوك ) از او پيروى كردند.
۱۳- شجاعت : از ويژگى هاى بارز رزمندگان اسلام ، شجاعت كم نظير يا بى نظير آنان است . آنان صفات زشت بيم و هراس ، ترديد و دودلى ، دلهره و اضطراب و سردرگمى و بى هدفى را از وجـود خـود دور كـرده و بـه اطـمـينان ، آرامش ، پايدارى و وقار و در يك كلمه به صلابت و شـجـاعـت رسـيـده انـد. آنـهـا خـدا را تـنـهـا مـنـبـع قـدرت مـى دانـنـد و بـه قـدرت لايزال الهى تكيه مى كنند از اين رو، نيرو و قدرتى زايد الوصف رسيده اند.
۱۴- تـواضـع در برابر مؤ منان و سرسختى در برابر كافران : مجاهدان در برابر يكديگر مـتـواضـع و نـرمـخـو هـسـتـنـد و در بـرابر كافران سخت و استوارند. قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد :
(( … اَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّهِ))  
در بـرابـر مـؤ منان ، متواضع ، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند، آنها در راه خدا جهاد مى كنند.
اين ويژگى همان ويژگى پيامبراكرم (ص ) و ياران اوست كه قرآن در وصف آنان فرموده است :
((مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ…))  
مـحـمـد(ص ) فـرسـتاده خداست ؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند.
مـؤ مـنـان در بـرابر يكديگر با گذشت رفتار كنند؛ امّا در برابر دشمنان بايد به گونه اى رفـتـار كـنـنـد كـه نه تنها دشمنان بتوانند در آنها طمع كنند و از اخلاق نيكويشان سوء استفاده نـمـايند، بلكه حتى خشونتى در آنان ببينند كه دشمنان را به ترس و هراس وادارد و به تعبير آيه شريفه :
((وَلْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً))  
آنها بايد در شما شدّت و خشونت احساس كنند.
بـرخـورد و راه رفـتـن مـتكبرانه كه در برخورد با مؤ منان جايز نيست ، در مواقع رويارويى با دشـمـنـان جـايـز شـمـرده شـده اسـت ؛ چـنانكه وقتى يكى از سرداران اسلام به نام ابودجانه در برابر دشمن ، متكبرانه قدم مى زد، پيامبر اكرم (ص ) فرمود : ((خداوند چنين راه رفتنى را دشمن مى دارد، مگر در اين موقعيت ))  
       ويژگى هاى فرماندهان
فـرمـانـدهـان نـظـامـى لشـكـر اسلام نه تنها بايد در ويژگى هاى عمومى ذكر شده از ديگران افضل باشند، كه حتى بايد ويژگى هاى ديگرى نيز داشته باشند، از جمله :
۱- دانـش و تـوان كـافـى : بـه عهده گرفتن فرماندهى از ديدگاه رزمندگان اسلام ، يك وظيفه اسـت . نـه يـك مـقـام و منصب و فرماندهى به كسى پيشنهاد مى شود كه علم ، تدبر و توان لازم بـراى تـحـمـّل ايـن مـسـؤ وليـت مـهـم را داشته باشد. البته براى هر مرحله از فرماندهى علم و تـدبـيـر مـتناسب با آن مرحله لازم است . ولى در هر حال اين يك ضابطه كلى است . وقتى پيامبر بنى اسرائيل ، طاغوت را براى فرماندهان تعيين كرد، گروهى ظاهربين و سست ايمان ، صلاحيت طالوت را به خاطر نداشتن مال و مكنت زير سؤ ال بردند. پيامبرشان در جواب فرمود :
((اِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ))  
خدا او را بر شما برگزيده و دانش و توان بدنى او را وسعت بخشيده است .
اين بسط علمى و جسمى همان توان جسمى و تدبير نظامى است كه بايد به عنوان يك ويژگى در فرماندهان سپاه توحيد وجود داشته باشد.
۲- پيشگامى در ميدان :فرمانده مسلمان در تحمل سختى ها و مشكلات ميدان نبرد پيشگام است . قرآن مـجـيـد شـخـص پيامبر را موظف مى كند كه اگر موقعيتى پيش آمد، حتى يك تنه با دشمن بجنگد و ديگران را به اين اقدام خداپسندانه تشويق و ترغيب نمايد:
((فَقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ لا تُكَلَّفُ اِلاّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ))  
در راه خدا پيكار كن ! تنها مسؤ ول وظيفه خود هستى ! و مؤ منان را (بر اين كار) تشويق كن .
وقـتـى مـيـدان نـبـرد گـرم و شـديـد مـى شـد و دو گـروه بـا هـم درمـى آويـخـتـنـد، مـا بـه رسـول خـدا(ص ) پـنـاه مـى بـرديم و ايشان سپر ما بود و هيچ كس از ما به دشمن نزديك تر از ايشان نبوده .  
فـرماندهان شجاع جبهه اسلام نيز اين ويژگى را از پيامبر خويش به ارث برده خود پيشاپيش ديـگـر رزمـنـدگـان بـه اسـتـقـبـال خـطـر مـى رونـد و سـيـنـه را در مقابل تيرهاى دشمن سپر مى كنند.
۳- رحـمـت و عـطـوفـت : عطوفت ، رحمت و محبت به زير دستان ، ويژگى لازم فرماندهى است . در جـبـهه اسلام اين ويژگى نيز در فرماندهان بروز و ظهور دارد. فرمانده با داشتن اين ويژگى در بين زير دستان ، محبوب است و آنان با ميل و رغبت ، دستورهايش را اجرا مى كنند.
خداوند در ادامه آيات مربوط به جهاد به پيامبرش مى فرمايد:
((فـَبـِمـا رَحـْمـَةٍ مـِنَ اللّهِ لِنـْتَ لَهـُمْ وَ لَوْ كـُنـْتَ فـَظـاً غـَليـظَ الْقـَلْبِ لاَنـْفـَضُّوا مـِنـْ حَوْلِكَ))  
بـــه (بـــركـت ) رحـمـت الهـى ، در بـرابـر آنـان ( مـردم ) نـرم ( و مهربان ) شدى ؛ و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو پراكنده مى شدند.
۴- عـفو و گذشت :افراد زير دست ممكن است در اثر جهالت يا غفلت ، مرتكب خطايى شوند؛ گر چه تذكر، توبيخ و تنبيه لازم است ولى ويژگى عفو و گذشت از ضروريات فرماندهى است .
يـك رزمـنده شجاع را نبايد به خاطر يك تخلّف يا تخطّى از خود رانده و طرد نمود، بلكه بايد بـعـد از تـوبـيـخ لازم ، چـشـم پـوشـى نـمـود و به او ميدان داد كه توانايى هايش را به ظهور برساند قرآن مجيد به پيامبرش مى فرمايد :
((فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِى الاَْمْرِ))  
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در كارها، با آنان مشورت كن !
ايـن آيـه نـاظـر بـه تـخـلّف رزمـنـدگـان اسلام در جنگ احد است . خداوند به پيامبرش به عنوان فرمانده نظامى خطاب مى كند كه از خطاى آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش كن و با مشورت طلبى از آنان ، به آنها بها بده و از توانايى شان بهره گير!
فرمانده به طرف شور قرار دادن زير دستان ، به خصوص بعد از عفو و گذشت از خطايشان ، آنـان را بـه فـداكـارى ، مـقاومت و جانبازى تشويق كرده و در پيروزيهاى و شكست سهيم نموده و احساس تعهّد و مسؤ وليتشان را زيادتر مى كند.
۵- قـدرت تـصـمـيـم گـيـرى :عزم و اراده تصميم گيرى به ويژه در ميدان نبرد، بايد به عهده فرمانده باشد.
((فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ))
امـّا هـنـگـامـى كـه تـصـمـيـم گـرفـتـى ، (قـاطـع بـاش و) بـر خـدا توكل كن !
بـنـابـرايـن ، فـرمـانده بايد از قدرت و توان تصميم گيرى بالايى برخوردار باشد تا در مـواقـع لازم ، بـه خـصـوص در شرايط حساس و بحرانى ، بهترين تقسيم را بگيرد، نه اينكه ترديد و دو دلى باعث از دست رفتن فرصت و موقعيت مناسب او شود. 
  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهاد بطور حتم به حال انسان خداشناس بهتر است، زیرا نتیجه آن یا غلبه و ظفر و سرفرازی است، و یا شهادت و فوز به درجات بهشت است.
هاد به معنی جنگ و پیکار در راه خداست، و هنگامی که اسلام در مخاطره قرار گرفته و از طرف دشمنان مورد تجاوز و تهاجم قرار گیرد مصداق می‌یابد، و در صورتی که دفاع از حریم اسلام جز با عملیات نظامی امکان‌پذیر نباشد بر هر مسلمانی که قدرت بر آن داشته باشد واجب می‌گردد. 
در تعدادی زیادی از آیات قرآن کریم به جهاد مر شده است که از جمله این آیات است: 
بر شما جنگ نوشته شده در حالی که شما آن را مکروه می‌دارید، احتمال دارد که شما چیزی را مکروه بدارید ولی برای شما خیر باشد و احتمال دارد که شما چیزی را دوست بدارید ولی به شما ضرر داشته باشد، خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. 
(کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَعَسیٰ اَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسیٰ اَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللهُ یَعْلَمُ وَ اَنْتُمْ لٰاتَعْلَمُونَ) (سورهٔ بقره، آیهٔ ۲۱۶) 
تفسیر: جهاد بطور حتم به حال انسان خداشناس بهتر است، زیرا نتیجه آن یا غلبه و ظفر و سرفرازی است، و یا شهادت و فوز به درجات بهشت است. 
و مرگ در بستر برای کسی که ترک جهاد کند علاوه بر اینکه انباشته از حسرت و یأس از رحمت خدای متعال است چه بسا توأم با بیماری‌های بسیار دردآور و شکنجه‌دهنده نیز هست. 
تفسیر: این آیه در مورد کفار مکّه نازل شده که با مسلمانان به جنگ برخاسته و آنان را از مکّه بیرون راندند. 
در راه خدا قتال کنید و بدانید که خدا شنوا و بیناست. 
(وَقٰاتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ وَاعْلَمُوا اَنَّ اللهَ سَمیعٌ عَلیمٌ ) 
ای مؤمنان اسلحه خود را بدست گرفته گروه گروه و یا همه با هم کوچ کنید. 
(یٰا اَیُّهَا الَّذینَ ٰامَنُوا خُذُوا حِذْرَکُمْ فَانْفِرُوا نُبٰاتٍ اَوانْفِرُوا جَمیعا) (سورٔ نساء: آیهٔ ۷۱) 
کوچ کنید، سبک و سنگین، با جان و مال در راه خدا جهاد کنید، همان برای شما بهتر است اگر بدانید. 
(اِنْفِرُوا خِفٰافاً و ثِقٰالاً وَ جٰاهِدُوا بِاَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ فی سَبیلِ اللهِ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ) (سورهٔ توبه، آیهٔ ۴۱) 
تفسیر: منظور از سبک و سنگین سبک و سنگین در حرکت از نظر جوانی و سالمندی یا ثروت و دارائی یا عائله‌مندی و تجرد یا سواره یا پیاده است مطابق اقوال مختلفی که از مفسران در تفسیر آن نقل شده است، و یا اعم از همهٔ آنها بوده و شامل تمام وجوه می‌شود. 
ای کسانی که ایمان آورده‌اید چه شده بر شما که هرگاه به شما گفته می‌شود که در راه خدا کچ کنیدسنگینی می‌کنید آیا عوض زندگی آخرت به زندگی دنیا راضی شد‌ه‌اید لذت زندگی دنیا جز چیز کمی نیست اگر کوچ نکنید خدا شما را به عذاب دردناک معذّب می‌کند و به جای شما قوم دیگری را برمی‌گزیند و هیچ ضرری از شما به او متوجه نخواهد شد خدا به هر چز تواناست. 
(یٰا اَیُّهَا الَّذینَ ٰامَنُوا مٰالَکُمْ اِذٰا قیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فی سَبیلِ‌اللهِ اثّٰاقَلْتُمْ اِلَی اْلاَرْضِ اَرَضیتُمْ بِالْحَیٰوهِٔ الدُّنْیٰا مِنَ اْلٰاخِرَهِٔ فَمٰا مَتٰاعُ الْحَیٰوهِٔ الدُّنْیٰا فِی اْلٰاخِرَهِٔ اِلّٰا قَلیلٌ اِلّٰا تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذٰاباً اَلیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَلٰا تَضُرُّوُهُ شَیْئاً وَاللهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ) (سورهٔ توبه، آیهٔ ۳۸ و ۳۹) 
هر کس در راه خدا جنگ کند کشته شود، یا پیروز گردد در آینده به او پاداش بزرگ خواهیم داد، چه شده بر شما که جنگ نمی‌کنید در راه خدا و در راه آنان که به ضعف و ناتوانی کشیده شده‌آند از مردان و زنان و کودکان که می‌گویند پروردگارا ما را از این دیار ستمگران بیرون بر و از پیش خود برای ما رهبر و یاوری قرار ده، کسانی که ایمان دارند در راه خدا می‌جنگند و کسانی که کفر ورزیده‌اند در راه طاغوت (طغیانگر در ظلم و گناه) می‌جنگند. 
با دوستان شیطان جنگ کنید به درستی که مکر شیطان (در برابر نصرت و یاری خدا) ضعیف است. 
(وَ مَنْ یُقٰاتِلْ فی سَبیلِ اللهِ فَیُقْتَلْ اَوْیَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ اَجْراً عَظیماً وَمٰا لَکُمْ لٰا تُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِ اللهِ وَالْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرَّجٰالِ وَالنِّسٰاءِ وَالْوِلْدٰانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنٰا اَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ الْقَرْیَهِٔ الظّٰالِمِ اَهْلُهٰا وَاجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً وَاجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً اَلَّذینَ ٰامَنُوا یُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِ‌اللهِ وَالَّذینَ کَفَرُوا یُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِ الّطٰاغُوتِ فَقٰاتِلُوا اَوْلِیٰاءَ الشَّیْطٰانِ اِنَّ کَیْدَالشَّیْطٰانِ کٰانَ ضَعیفاً) (سورهٔ نساء، آیات ۷۴ و ۷۵ و ۷۶) 
البته شما را خواهیم آزمود، تا جهادکنندگان (و به رنج‌ها) صبرکنندگان را بشناسیم، و همچنین اخبار و اظهارات شما را بیازمائیم. 
(وَلَنَبْلُوَتَّکُمْ حَتّیٰ نَعْلَمَ الْمُجٰاهِدینَ مِنْکُمْ وَالصّٰابِرینَ وَ نَبْلُوَا اَخْبارَکُمْ) (سورهٔ محمد، آیهٔ ۳۱) 
این آیا بازگوکنندهٔ فسلفه و رمز زندگی انسان‌ها در این جهان است، که شیرینی‌های آن آمیخته به تلخی‌ها، و نعمت‌های آن توأم با رنج‌ها و سختی‌هاست. 
این آیه گوشزد می‌کند که زندگی انسان‌ها در هر شرائطی که باشد در برگیرندهٔ امتحانات و آزمایش‌های گوناگون است، تا در عمل شناخته شوند کدام یک در صحنهٔ زندگی به جهاد و کوشش در راه خدا پرداخته، و کدام یک راحت‌طلبی را ترجیح می‌دهد، و از جهاد و کوشش و تحمل رنج‌ها در راه خدا سرباز می‌زند، تا پاداش و کیفر در برابر عمل باشد. 
● فضیلت جهاد 
ای مردمی که ایمان آورده‌اید آیا راهنمائی کنم شما را بسوی تجارتی که شما را از عذاب دردناک‌ رهائی بخشد (اینکه) ایمان بیاورید به خدا و پیامبر او و در راه خدا با اموال و جان‌های خود جهاد کنید، آن برای شما بهتر است اگر بدانید، (خدا) گناهانتان را می‌بخشد و شما در بهشت‌ها که نهرها از زیر آنها جاری است وارد می‌سازد، و در اقامتگاه‌های پاکیزه در بهشت‌های عدن (وارد می‌سازد) آنست کامیابی بزرگ، و خصلت دیگری نیز که آن را دوست دارید پیروزی از ناحیه خدا و فتح قریب است، مؤمنان را بشارت ده. 
(یٰا اَیُّهَا الَّذینَ ٰامَنُوا هَلْ اَدُلُّکُمْ عَلیٰ تِجٰارَهٍٔ تُنْجیکُمْ مِنْ عَذٰابٍ اَلیمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجٰاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهِ بِاَمْوٰالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ اِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ، یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا اْلاَنْهارُ وَ مَسٰاکِنَ طَیِّبَهًٔ فی جَنّٰاتِ عَدْنٍ ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ وَ اُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللهِ وَ فَتْحٌ قَریبٌ وَ بَشِّرِالْمُؤْمِنینَ) (سورهٔ صف، آیات ۱۰-۱۳) 
برابر نیستند مؤمنانی که بر جای نشسته‌اند و ضرری بر آنان نرسیده با آنانکه در راه خدا جهاد می‌کنند. 
خدای آنان را که با جان و مال جهاد می‌کنند برآنانکه برجای نشسته‌آند در درجه برتری داده، 
همه را خدا وعدهٔ نیکو داده است (ولی) جهادکنندگان را بر جای نشستگان با پاداش بزرگ که درجات (عطا شده) از ناحیه خدا، و مغفرت و رحمت است، خدای آمرزشگر و مهربان است. 
(لٰا یَسْتَوِی الْقٰاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیْرُ اُوِلی الضَّرَرِ وَالْمُجٰاهِدُونَ فی سَبیلِ اللهِ بِاَمْوٰالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللهُ الْمُجٰاهِدینَ بِاَمْوٰالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقٰاعِدینَ دَرَجَهًٔ و کُلّاً وَعَدَاللهُ الْحُسْنیٰ وَ فَضَّلَ اللهُ الْمُجٰاهِدینَ عَلَی الْقٰاعِدینَ اَجْراً عَظیماً دَرَجٰاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَهًٔ وَ رَحْمَهًٔ وَ کٰانَ اللهُ غَفُوراً رَحیماً) (سورۀ نساء، آیات ۹۵ و ۹۶) 
نفسیر: وعده نیکو در آیه را برخی از مفسران به وعده بهشت تفسیر کرده‌اند. 
کسی که در راه خدا جنگ نموده کشته شود یا پیروز گردد در آینده به او پاداش بزرگ خواهیم داد. 
(وَ مَنْ یُقٰاتِلْ فی سَبیلِ اللهِ فَیُقْتَلْ اَوْیَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتیهِ اَجْراً عَظیماً) (سورهٔ نساء، آیهٔ ۷۴) 
خدا از مؤمنین جان و مالشان را در برابر بهشت خریداری کرده است. 
در راه خدا کارزار می‌کنند و می‌کشند و کشته می‌شوند و این عده حقی است که در تورات و انجیل و قرآن داده شده است. 
(اِنَّ اللهَ اشْتَریٰ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اَنْفُسَهُم وَ اَمْوٰالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَٔ یُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِ اللهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقّاً فِی التَّوْٰاریهٔ وَاْلاِنْجیلِ وَالْقُرْٰانِ) (سورهٔ توبه، آیهٔ ۱۱۱) 
خدا دوست دارد کسانی را که در راه او در یک صف (محکم) که گویا بنائی است که با سرب ساخته شده است پیکار می‌کنند. 
(اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقٰاتِلُونَ فی سَبیلِهِ صَفّاً کَاَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ) (سورهٔ صف، آیهٔ ۴) 
▪ جهاد چنانکه بیان شد به معنی پیکار و مبارزه است، و به معنی وسیع آن مشتمل بر سه قسم است: 
جهاد با دشمن ظاهری، و جهاد با شیطان غواگر و جهاد با نفس. 
ولی معنی خاص آن مبارزه و پیکار با دشمن ظاهری است.
به این معنی نیز باز دو قسم است: 
نخستین آنها همان معنای اصطلاحی است که در کتب فقهیه است و دارای شرایط خاصی است. 
ولی به معنی دوم شامل دفاع نیز می‌شود. 
دفاع در مواردی بر هر فرد مسلمان واجب است و در وجوب آن اذن امام یا نائب او شرط نیست و هنگام احساس خطر برهر فرد مسلمانی واجب است که به دفاع بپردازد. 
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ابـن اسـحـاق مـى گـويـد: رسول خدا(ص ) در ۵۳ سالگى , سيزده سال بعد از بعثت , روزدوشنبه دوازدهـم ربـيـع الاول نـزديك ظهر وارد مدينه شد و بقيه ماه ربيع الاول , ربيع الاخر,دو جمادى , رجـب , شـعبان , رمضان , شوال , ذى القعده , ذى الحجه و محرم را همچنان بدون پيشامد جنگى در مـديـنـه گـذرانـد و در مـاه صـفر سال دوم , دوازده ماه پس از ورود به مدينه براى جنگ بيرون رفت 
شماره غزوه هاى رسول خدا(ص ) 
مـسـعـودى مـى نويسد: غزوه هايى كه رسول خدا(ص ) خود همراه سپاه اسلام بود ۲۶غزوه است و بـرخـى آن را ۲۷ غـزوه نوشته اند, جهت اختلاف آن است كه دسته اول ,بازگشت رسول خدا را از ((خيبر)) به ((وادى القرى )) با غزوه خيبر يكى دانسته اند 
شماره سريه هاى رسول خدا(ص ) 
ابـن اسـحـاق مـى گويد: سريه هاى رسول خدا ۳۸ سريه بود مسعودى از ((جمعى )) ۳۵سريه و از ((طـبـرى )) ۴۸ و از بـعـضـى ديـگـر ۶۶ سـريـه نـقـل مى كند طبرسى در اعلام الورى ۳۶سريه مى نويسد ((۱۴۷)).
مسعودى مى نويسد: سرايا از ۳ تا ۵۰۰ نفر است كه در شب بيرون روند سوارب :دسته هايى است كه روز بـيـرون روندو مناسر: بيش از ۵۰۰ نفر و كمتر از ۸۰۰ نفر جيش :سپاهى است كه شماره اش به ۸۰۰ نـفـر برسد خشخاش : بيش از ۸۰۰ و كمتر از ۱۰۰۰نفرجيش ازلم : سپاهى است كه به ۱۰۰۰ نفر بـرسد جيش جحفل : سپاهى است كه به۴۰۰۰ نفر برسد جيش جرار: سپاهى است كه به ۱۲۰۰۰ نفر برسد كتيبه : سپاهى است كه فراهم گشته و پراكنده نشود و, حضيره : از ۱۰ نفر به پايين را گويند كه به جنگ فرستاده شوند و, نفيضه : آنان را كه سپاهى بسيار نيستند و, ارعن : سپاه بزرگ بى مانند را و,خميس : سپاه عظيم را گويند.
غزوه ودان يا غزوه ابوا 
تاريخ غزوه : صفر سال دوم هجرت .
جانشين رسول خدا: سعدبن عباده .
مقصد: قريش و بنى ضمرة بن بكر.
نتيجه : قرار صلحى با ((بنى ضمره )) به امضاى ((مخشى بن عمرو ضمرى )): سرور((بنى ضمره )) در آن تاريخ .
 
سريه ((عبيدة بن حارث بن مطلب )) 
تاريخ سريه : شوال سال اول .
عده سپاهيان : ۶۰ يا ۸۰ نفر فقط از مهاجران .
مقصد: دسته اى از قريش كه ممكن بود به اطراف مدينه تجاوز كنند.
نـتـيـجـه : ((عـبـيـده )) در مـحـل آبـگـاهـى بـا گـروه انـبـوهـى از قـريـش كـه ((عـكـرمـة بـن ابـى جـهل ))فرماندهشان بود, روبرو شد, اما جنگى پيش نيامد, فقط ((سعدبن ابى وقاص )) تيرى انداخت و نخستين تيرى بود كه در تاريخ اسلام از كمان رها شد.
سريه ((حمزة بن عبدالمطلب )) 
تاريخ سريه : رمضان سال اول .
عده سپاهيان : ۳۰ نفر از مهاجران .
نتيجه : ((حمزه )) تا ساحل دريا در ناحيه ((عيص )) پيش رفت و آن جا با ۳۰۰ سوار ازمشركان مكه كـه ((ابـوجـهل بن هشام )) فرماندهشان بود, روبرو شد, اما ((مجدى بن عمروجهنى )) كه با هر دو دسته قرار صلح و متاركه داشت , در ميان افتاد و بى آن كه جنگى روى دهد, هردو سپاه بازگشتند.
غزوه ((بواط)) 
تـاريـخ غـزوه : ربـيـع الاول سـال دوم هـجـرت جـانـشـيـن رسـول خـدا در مدينه ((سائب بن عثمان بن مظعون )) يا ((سعدبن معاذ)) بود.
عده سپاهيان : ۲۰۰ نفر.
مقصد: كاروانى از قريش (شامل ۱۰۰ مرد) بودند كه مدينه در خطر تجاوز ايشان قرار داشت و ۲۵۰۰ شتر داشتند.
نتيجه : رسول خدا تا ((بواط)) پيش رفت و چون با دشمنى برخورد نكرد به مدينه بازگشت .
غزوه ((عشيره )) 
تـاريـخ غـزوه : جـمـادى الاولـى , سـال دوم هـجـرت جـانـشـيـن رسـول خـدا در مدينه ((ابوسلمة بن عبداالاسد)) بود.
عده سپاهيان اسلام : ۱۵۰ يا ۲۰۰ نفر.
مقصد: كاروان قريش كه رهسپار شام بود.
نـتيجه : رسول خدا با سپاهيان اسلامى تا ((عشيره )) پيش رفت , ماه جمادى الاولى وچند روزى از جـمادى الاخره آن جا ماند و با قبيله ((بنى مدلج )) و هم پيمانانشان از((بنى ضمره )) قرار صلحى منعقد ساخت و سپس بى آن كه جنگى روى دهد به مدينه بازگشت .
 
سريه ((سعدبن ابى وقاص )) 
تاريخ سريه : ذوالقعده سال اول .
عده سپاهيان : ۸ نفر فقط از مهاجران .
مقصد: احتياط و جلوگيرى از حمله دشمن .
نتيجه : ((سعدبن ابى وقاص )) تا سرزمين ((خرار)) پيش تاخت و بى آن كه به دشمنى برخورد كند, بازگشت .
غزوه ((سفوان )), غزوه ((بدراولى )) 
تـاريـخ غـزوه : جـمـادى الاخـره ((۱۴۸)) يـا ربيع الاول سال دوم ((۱۴۹)) جانشين رسول خدا در مدينه ((زيدبن حارثه )) بود.
مـقـصـد: از بـازگـشـت رسـول خـدا(ص ) از غـزوه ((عـشـيـره )) ده روز نـمـى گـذشـت كـه ((كرزبن جابرفهرى )) رمه مدينه را غارت كرد رسول خدا در تعقيب وى تا وادى ((سفوان )) از ناحيه بدر شتافت و بر وى دست نيافت و به مدينه بازگشت .
سريه ((عبداللّه بن جحش )) 
تاريخ سريه : رجب سال دوم هجرت .
عده سپاهيان : ۸ نفر (يا ۱۱ نفر)از مهاجران .
مـقـصد: رسول خدا(ص ) عمه زاده خود ((عبداللّه بن جحش را با ۸ نفر از مهاجران مامور كرد تا در ((نخله )) ميان مكه و طائف فرود آيد و در كمين قريش باشد و اخبارشان را جستجو كند عبداللّه به همراهان خود گفت : هر كدام از شما كه با ميل و رغبت درآرزوى شهادت است با من رهسپار شود و هـر كـس كـه نـمـى خـواهـد بـازگـردد از هـمـراهـان هـيچ يك بجز ((سعدبن ابى وقاص )) و ((عتبة بن غزوان )) تخلف نورزيد عبداللّه با همراهان در نخله فرود آمد و همان جا ماند تا كاروانى از قـريـش كـه كـالاى تجارت داشت دررسيد, آن روز آخر رجب بود ((واقد بن عبداللّه تميمى )) به طـرف ((عـمـروبـن خـضـرمى ))تيراندازى كرد و او را كشت و دو نفر اسير نيز از ايشان گرفتند ((عـبداللّه بن جحش )) كالاى تجارتى را با دو اسير به مدينه آورد و خمس آن را به رسول خدا داد و بـقـيـه را بر اصحاب خود تقسيم كرد رسول خدا گفت : ((من شما را به جنگ كردن در ماه حرام فـرمـان نـداده بـودم )) و بـه همين جهت از مال غنيمت و اسيران چيزى تصرف نكرد و اسيران را آزادفـرمـود يكى از آنان ((حكم بن كيسان )) بود كه اسلام آورد و در سريه ((بئرمعونه )) به شهادت رسيد و ديگرى ((عثمان بن عبداللّه بن مغيره )) بود كه به مكه بازگشت و كافر ازدنيا رفت .
غـنـيـمـت ايـن سـريه نخستين غنيمتى بود كه به دست مسلمانان رسيد و((عمروبن خضرمى )) نـخـستين كافرى بود كه به دست مسلمانان كشته شد و ((عثمان )) و((حكم )) نخستين اسيرانى بودند كه به دست مسلمانان اسير شدند.
غزوه بدر كبرا 
تـاريـخ غـزوه : رمـضـان سـال دوم هـجرت جانشين رسول خدا در نماز ((عبداللّه بن ام كلثوم )) و جانشين آن حضرت در مدينه ((ابولبابه )) بودند.
عده سپاهيان : ۳۱۳ نفر (مهاجرى , اوسى و خزرجى ).
سپاه دشمن : ۹۵۰ مرد جنگى كه ۶۰۰ نفر زره پوش و ۱۰۰ اسب داشتند.
مقصد: رسول خدا خبر يافت كه ((ابوسفيان )) همراه ۳۰ يا ۴۰ نفر از قريش باكاروان تجارت , از شام بـه مـكـه برمى گردند, به اصحاب خويش چنين فرمود: ((اين كاروان قريش و حامل اموال ايشان است , به سوى آن رهسپار شويد, باشد كه خدا آن رانصيب شما گرداند)).
ابـوسـفيان چون از چنين تصميمى آگاه شد, ((ضمضم بن عمروغفارى )) را براى دادرسى به مكه فـرستاد, قريش همداستان آماده دفاع از مال خويش شدند و از اشراف قريش كسى جز ((ابولهب )) باقى نماند كه براى جنگ بيرون نرود.
رسـول خـدا چـون از حـركـت قـريـش اطـلاع يـافـت بـا اصـحـاب خـود مشورت كرد تا اين كه ((مقدادبن عمرو)) به پاخاست و گفت : به خدا قسم اگر ما را تا نواحى يمن ببرى تا آن جا راه تو را از دشـمـن هموار خواهيم ساخت و رسول خدا درباره وى دعاى خير كرد,روز دوشنبه هشتم ماه رمـضـان بـود كـه رسـول خـدا از مـديـنـه بـيـرون رفـت و عـلى بن ابى طالب پرچمدار سپاه بود ((سـعـدبـن معاذ)) در حالى كه رسول خدا را از صميم قلب همراهى مى كرد, گفت : اكنون به نام خـدا ما را رهسپار ساز, اگر ما را امر كنى كه به اين دريابريزيم , به دريا خواهيم ريخت رسول خدا شادمان شد وفرمود ((هم اكنون گويى به كشتارگاه مردان قريش مى نگرم )).
رسول خدا ابتدا در محل ((ذفران )) و بعد از چند منزل ديگر, نزديك بدر فرود آمد ودر همان شب اول , دو غلام از قريش به دست مسلمانان افتاد و آنها اطلاعاتى از دشمن در اختيار گذاردند.
ابـوسـفـيـان با بيم و هراس در آبگاهى نزديك بدر فرود آمد و چون از آثار دو سواراطلاع يافت راه كاروان تجارت را تغيير داد و هنگامى كه كاروان تجارت را از خطرگذراند, به قريش پيام داد كه : مـنـظـور شـمـا از ايـن حـركت , حمايت از كاروان و حفظاموالتان بود, اكنون كه كاروان از خطر گذشته , بهتر همان كه به مكه بازگرديد.
((بـنى زهره )) كه در ((جحفه )) بودند همگى از ((جحفه )) بازگشتند و حتى يك نفر ازايشان در بـدر شـركـت نـداشـت , از ((بـنـى عـدى )) هـم كـسـى هـمـراه قـريـش بـيـرون نـيـامـده بـود,((طـالب بن ابى طالب )) هم كه همراه قريش بيرون آمده بود با گفتگويى كه ميان او وقريش درگرفت , به او گفتند: به خدا قسم , ما مى دانيم كه شما بنى هاشم , هر چند كه با ماهمراه باشيد, هواخواه ((محمد)) هستيد, پس ((طالب )) با كسانى كه برمى گشتند به مكه بازگشت .
 
فرودآمدن قريش در مقابل مسلمين 
قـريـش بـا تجهيزات كامل همچنان به طرف بدر پيش مى رفتند تا در ((عدوه قصوا))كه دورتر از مـديـنـه بـود در پـشـت تپه اى به نام ((عقنقل )) فرود آمدند و چاههاى بدر در((عدوه دنيا)) كه نـزديـكـتـر به مدينه بود, قرار داشت در همان شب بارانى رسيد كه زمين شنزار را زير پاى قريش غـيـرقـابـل عـبـور سـاخـت , رسـول خدا پيشدستى كرد و در كنارنزديكترين چاه بدر فرود آمد, ((حـباب بن منذر)) گفت : اى رسول خدا! آيا خدا فرموده است كه اين جا منزل كنيم ؟ رسول خدا گـفـت : نـه امرى در كار نيست , بايد طبق تدبير وسياست جنگ رفتار كرد, سپس بنابه پيشنهاد ((حـبـاب )) سـپـاه اسلام در كنار نزديكترين چاه به دشمن فرود آمد ((سعدبن معاذ)) نيز با اجازه رسول خدا سايبانى براى آن حضرت بساخت .
روز جنگ و آمادگى قريش 
بـامـداد روز جنگ , مردان قريش از پشت تپه ((عقنقل )) برآمدند و در مقابل مسلمين آماده جنگ شـدنـد كـه رسول خدا گفت : ((خدايا! اين قبيله قريش است كه با ناز و تبخترخويش روى آورده است و با تو دشمنى مى كند و پيغمبرت را دروغگو مى شمارد خدايا!خواستار نصرتى هستم كه خود وعده كرده اى , خدايا! در همين صبح امروز نابودشان ساز)).

صف آرايى رسول خدا(ص ) 
رسول خدا خود چوبى به دست داشت و صفهاى سپاهيان اسلام را منظم مى ساخت , در اين هنگام ((سـوادبـن عـزيـه )) را از صف جلوتر ديد و چوب را به شكم وى زد كه در جاى خود راست بايستد ((سـواد)) گـفـت : اى رسـول خدا! مرا به درد آوردى با آن كه خدا تو را به حق و عدالت فرستاده اسـت , پـس مـرا اذن قـصـاص ده رسـول خـدا شكم خود را برهنه ساخت و گفت : بيا قصاص كن ((سواد)) شكم رسول خدا را بوسيد و رسول خدا درباره وى دعاى خير كرد.
رسـول خـدا پـس از مـنـظـم سـاخـتـن صـفوف , خطبه اى ايراد كرد كه متن آن را مورخان نقل كرده اند ((۱۵۰))
, سپس به سوى سايبان خود رفت و به دعا و انابه پرداخت .
صلح جويان قريش و آتش افروزان جنگ 
قـريش , ((عميربن وهب )) رابراى بازديد لشكر اسلام فرستاد, خبر آورد كه ۳۰۰ مرد,اندكى بيش يا كـم انـد و خطاب به قريش , گفت : اى گروه قريش ! شترانى ديدم كه بارشان مرگ است , سپاهى ديدم كه جز شمشيرهاى خود, وسيله دفاعى و پناهى ندارند, به خداقسم : تصور نمى كنم مردى از ايشان بى آن كه مردى از شما را بكشد, كشته شود, اكنون ببينيد نظر شما چيست ؟.
((حـكـيم بن حزام )) نيز نزد ((عتبه )) آمد و گفت : تو سرور و بزرگ قريشى , حرف تو رامى شنوند, اگـر مـى خـواهـى نام نيكت تا آخر روزگار در ميان قريش بماند, امر ديه ((عمروبن حضرمى )) را بـرعـهـده بـگـيـر, تا آتش جنگ خاموش شود ((عتبه )) گفت : پذيرفتم ((عتبة بن ربيعه )) پس از پـيـشـنهاد ((حكيم بن حزام )) برخاست و سخنزانى كرد و گفت :اى گروه قريش ! شما از جنگ با ((مـحـمـد)) و يـارانـش طـرفـى نمى بنديد, پس بياييد وبازگرديد و ((محمد)) را با ساير عرب واگذاريد.
((ابـوجـهـل )) پـس از شـنيدن پيام ((عتبه )) گفت : به خدا قسم بازنمى گرديم تا خدا ميان ما و محمد حكم كند, ((عتبه )) هم نظرش غير از آن است كه اظهار مى دارد, او ديده است كه پسرش با مـحـمـد و يـارانش همراه است , از كشته شدن وى بيم دارد در اين هنگام ((عامربن حضرمى )) به اغواى ابوجهل در ميان سپاه قريش برخاست و داد زد و آنان را به جنگ برانگيخت .
آغاز خونريزى و جنگ تن به تن 
((اسـودبـن عـبـدالاسـدمـخـزومـى )) نـخـسـتـيـن مـردى بدخو و گستاخ بود كه پيش تاخت و((حـمـزة بـن عـبـدالـمـطـلـب )) در مـقـابل وى بيرون شد و با شمشير خود پاى او را از نصف ساق بينداخت او همچنان مى خزيد تا به درون حوض بيفتاد و ((حمزه )) در همان حوض او راكشت .
((عـتـبة بن ربيعه )) و برادرش ((شيبه )) و پسرش ((وليد)) از لشكر قريش پيش تاختند,سه تن از جوانان انصار: ((عوف )) و ((معوذ)) (پسران حارث ) و نيز ((عبداللّه بن رواحه )) دربرابرشان به نبرد بيرون شدند, اما همين كه خود را معرفى كردند, حنگجويان قريش گفتند: ما با شما نمى جنگيم , رسـول خدا ((عبيدة بن حارث )) و ((حمزه )) و ((على ))(ع ) رادر مقابل آن سه نفر فرستاد و ايشان آنان را از پاى درآوردند.
جنگ مغلوبه 
پـس از نـبردى تن به تن , دو سپاه به جان هم افتادند, در اين گيرودار ((مهجع ))نخستين شهيد بـدر و سپس ((حارث بن سراقه )) با تير دشمن به شهادت رسيدند رسول خدااز زير سايبان بيرون آمـد و مـسلمين را به جهاد تشويق كرد, آنگاه ((عميربن حمام )) و((عوف بن حارث )) شمشيرهاى خود را گرفتند و جنگيدند تا به شهادت رسيدند رسول خدا مشتى ريگ برداشت و گفت : خدايا! دلهاشان را بترسان و پاهاشان را بلرزان وآنگاه ريگها را به سوى قريش پاشاند و ياران خود را فرمود تـا سـخـت حمله كنند, در اين موقع شكست دشمن آشكار گشت و گردنكشان قريش كشته و يا اسير شدند.
 
وضع رسول خدا در جنگ بدر 
ابـن اسـحاق و واقدى مى نويسند: رسول خدا در زير سايبان به سر مى برد و((سعدبن معاذ)) با چند نـفـر از انـصـار, بـر در سـايـبـان نـگـهـبـانـى مـى دادنـد, امـا روايتى كه مسنداحمد ((۱۵۱)) و طبقات ((۱۵۲))
از على (ع ) نقل شده برخلاف اين است .
عـلى (ع ) مى گويد: چون روز بدر فرارسيد, رسول خدا پيشاپيش ما قرار داشت و اواز ما به دشمن نزديكتر بود و از همه بيشتر تلاش مى كرد ((۱۵۳)) درر نهج البلاغه آمده است :((هرگاه كار جنگ بـه سـخـتـى مـى كـشـيد, ما به رسول خدا پناه مى برديم و هيچ كس از ما به دشمن نزديكتر از او نبود ((۱۵۴)) )).
آيات مربوط به غزوه ((بدر كبرا)) 
۱ ـ سوره آل عمران / ۱۲ ـ ۱۳ و ۱۲۳٫
۲ ـ سوره نسا/ ۷۷ ـ ۷۸٫
۳ ـ انفال / ۱۹, ۳۶ ـ ۵۱, ۶۷ ـ ۷۱٫
۴ ـ حـج / ۱۹ آيات ۱۲۴ ـ ۱۲۷ سوره آل عمران در نزول فرشتگان براى نصرت مؤمنان و آيات ۹ ـ ۱۲ سوره انفال نيز در نزول فرشتگان و كشته شدن كافران به دست ايشان است ((۱۵۵)).
دستور خاص 
روز بـدر رسـول خدا(ص ) به اصحاب خود فرمود: مى دانم كه مردانى از ((بنى هاشم ))و ديگران را بدون آن كه به جنگ با ما علاقه مند باشند به اكراه بيرون آورده اند, بنابراين هركسى از شما با يكى از ((بنى هاشم )) برخورد كند او را نكشد و هر كس ((ابوالبخترى بن هشام )) را ببيند او را نكشد و هر كس ((عباس )) (عموى رسول خدا) راببيند او را نكشد, اما به تفصيلى كه در كتب تاريخ نوشته اند, ابوالبخترى بر اثر طرفدارى از همسفر خود ((جناده ))به دست ((مجذر)) كشته شد.
معاذبن عمرو و ابوجهل 
((مـعاذبن عمرو)) مى گويد: در حالى كه پيرامون ((ابوجهل )) را سخت گرفته بودند,شنيدم كه مى گفتند: كسى نمى تواند امروز بر ((ابوالحكم )) دست يابد, پس همت خود رابر آن داشتم كه بر وى حـمله كنم , بر او تاختم و ضربتى بر وى نواختم كه پايش از نصف ساق از زير شمشير من پريد, در هـمـيـن حـال پـسرش ((عكرمه )) شمشيرى بر بازوى من نواخت و دست مرا پراند, چنان كه با پـوسـتـى بـه پـهلوى من آويخته شد, اما همچنان تاآخر روز جنگ مى كردم و آن را پشت سر خود مى كشيدم و آخر كار كه مرا آزار مى دادپاى روى آن نهاده و خود را كشيدم تا پاره شد و افتاد.
((ابـوجـهـل )) همچنان افتاده بود كه ((معوذبن عفرا)) رسيد و با ضربتى كار او را ساخت و سپس خود جنگيد تا به شهادت رسيد, آنگاه كه كار جنگ پايان گرفت رسول خدافرمود تا ((ابوجهل )) را در ميان كشته ها جستجو كنند.
((عـبداللّه بن مسعود)) مى گويد: من در جستجوى ابوجهل برآمدم , او را يافتم وشناختم و پا روى گردن وى نهادم و به او گفتم : اى دشمن خدا! آيا خدا تو را خوارساخت ؟ گفت چه شده است كه خوار باشم ؟ از اين مردى كه مى كشيد بزرگتر كيست ؟ وبه روايتى ((ابوجهل )) گفت : اى مردك گوسفندچران ! مقامى بس بلند و ارجمند را اشغال كردى .
((عبداللّه )) مى گويد: سر او را بريدم و نزد رسول خدا آوردم و آن حضرت خدا راستايش كرد.
ابـن اسـحـاق مى نويسد: ((عكاشه )) كه شمشيرش در روز بدر درهم شكست نزد رسول خدا آمد و رسـول خدا چوب خشكى به او داد و گفت : با همين جنگ كن , پس آن راگرفت و تكانى داد و به صـورت شمشيرى بلند و محكم درآمد و تا پايان جنگ كه مسلمانان فاتح گشتند با همان شمشير مـى جـنـگـيـد و آن را ((عـون )) مـى گـفـتـنـد وى در جـنـگـى بـا مـرتـدان بـه دسـت ((طليحة بن خويلداسدى )) به شهادت رسيد ((۱۵۶))
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

در باب مفهوم و نسبت دو کلمه جهاد و اقتصاد در عبارت «جهاد اقتصادی» که نام سال ۹۰ شمسی لقب گرفته است، شش نکته حائز اهمیت است: نکته‌ی اول این‌که مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً کلمه‌ی جهاد یک تعبیر استعاره‌گونه و دارای معانی و دلالت‌های خاصی است. کلمه‌ی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق می‌شود و یکی از کلماتی است که در گفتمان دینی ما معنا پیدا می‌کند و همیشه صبغه‌ی تقدس را در درون خودش دارد. نکته‌ی اول این‌جاست که به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون می‌بینند. برای همین هم کار کردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران کشور را با مسئله‌ی مقدسی به اسم جهاد تلفیق می‌کنند
دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است.
این یکی از پیام‌های بزرگ انقلاب اسلامی ایران است که مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنه‌ی دنیا و حسنه‌ی آخرت چگونه می‌توانند با یکدیگر هم‌راستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیت‌های معنوی، انسانی و فرهنگی کشور به درستی استفاده کنند، ما از کلمه‌ی جهاد می‌توانیم برکات زیادی را نصیب این مرز و بوم کنیم. کما این‌که در طول تاریخ معاصرمان هم می‌بینیم که حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده می‌کنند و جهاد را وارد صحنه‌های سازندگی می‌کنند و این تعابیر استعاره‌گونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز می‌باشد.
نکته‌ی دوم این است که در گفتمان دینی ما کلمه‌ی جهاد در کنار کلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و… پازل گفتمانی دین را تکمیل می‌کند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره می‌کنند که باید مانع را دور بزنید، مثل کلمه‌ی هجرت. ولی کلمه‌ی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأکید و تصریح دارد.
در همین راستا یکی از استراتژی‌هایی که در سال پیش رو یعنی سال ۹۰ باید سر لوحه‌مان باشد این است که باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی کشور صورت دهیم. موارد و موانعی که دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آیین‌نامه‌ها یا ترکیب‌های نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنه‌ی اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شکل مانع عمل می‌کنند. در صورتی‌که ما به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصه‌های اقتصادی جهت آسیب‌شناسی و مانع‌شناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمی‌گردد؛ حالا برخی از این موانع داخلی‌اند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصه‌ی اقتصاد بین‌الملل هم ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است؟
نکته‌ی سوم این‌که جهاد معمولاً استعاره‌ای است که ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالت‌هایی به ذهن‌مان خطور می‌کند. به‌طور مثال هرگونه جهادی نیازمند دیده‌بانی و رصد دقیق است. معتقدم استراتژی دومی که اقتصاد ایران در عرصه‌های مختلف کشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و… باید لحاظ کند، یک دیده‌بانی و رصد جامع و فراگیر است. ما باید دقیقاً رصد کنیم که تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا می‌کند؟ ما باید افق بیست سال آینده‌ی اقتصاد دنیا را و همچنین مزیت‌های نسبی کشور خودمان را رصد کنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهه‌های آینده به کمک رصد و دیده‌بانی‌ای که صورت می‌دهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی که از طریق علم تولید ثروت می‌کنند، بیشتر توجه کنیم. تأکیداتی که رهبر معظم انقلاب درطول این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسئله بوده است. باید از صنایع تک به سراغ صنایعی برویم که فرصت‌های تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.
ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
معمولاً در اقتصاد، صنایع کوچک در ابتدای نو‌آوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای کشور به بار می‌آورند و فرصت‌های خوب اشتقال‌زایی ایجاد می‌کنند، اما در مسیر چرخه‌ی تولید و چرخه‌ی عمر یک کالا، معمولاً سود آن‌ها کم می‌شود. چراکه کشور‌های دیگر هم نظیر آن کالا را تولید می‌کنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد می‌شود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است که کشور‌های پیشرفته دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید کالاهای های‌تک و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند.
به‌طور مثال در عرصه‌ی بین‌المللی ما نسبت به گروه «جی‌بیست» و تصمیمات اتخاذشده در آن توسط کشور‌های استکباری باید بسیار حساس باشیم و مشارکت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم.
نکته‌ی چهارم؛ یکی دیگر از استعاره‌هایی که کلمه‌ی جهاد برای ما به ارمغان می‌آورد، بحث نقشه و طرح است. ما می‌دانیم که هر جهادی نیازمند طراحی نقشه‌ی عملیاتی است. این دقیقاً خواسته‌ای است که سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشه‌های راهبردی مطرح شد که گفتمان‌سازی و ظرفیت‌سازی بسیار خوبی نیز در جامعه‌ی نخبگانی کشور در مورد آن ایجاد شد.
نکته‌ی پنجمی که در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره کرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاه‌های اجرایی کشور، دستگاه‌های قانون‌گذار، نهادهای قضایی، بخش‌های مردمی، بخش‌های غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاه‌های سیاست‌گذار مشخص می‌شود، یک آرایش جهادی به خود گیرند.
نکته ششمی هم که در ذیل مفهوم جهاد معنا می‌یابد، بحث آموزش نیروها است، مثل هر عملیاتی که اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیرو‌های اقتصادی کشور را آماده نکنیم، در صحنه جهاد دچار مشکل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنه‌ی آموزش و پرورش و دانشگاه‌های کشور و در نهایت رسانه‌ها و به‌طور مشخص رسانه‌ی ملی، باید حرکتی جهادی داشته باشند و یک برنامه‌ی مدون در جهت آموزش نیروهای کشور نسبت به مقتضیات یک جهاد اقتصادی ارائه و اجرا کنند.

 پاتک‌های احتمالی دشمن
۱٫ تبلیغات در جهت ناکارآمد جلوه دادن نظام
وقتی می‌خواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهاد‌گونه برای کشور کار کنیم، قطعاً این مسئله در پی خودش پاتک‌هایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یکی از ترفندهایی که دشمن در سال‌های اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایه‌گذاری کرده است، ناکارآمد جلوه دادن نظام است. درواقع سعی کرده است تا نظام دینی و الگوی حکومت مردم‌سالارانه‌ی دینی ناکارآمد جلوه دهد. البته خوشبختانه در عرصه‌های مختلفی که دشمن این امر را مطرح کرده با شکست روبه‌رو شده است.
در مسائل امنیتی در این سی سال، کشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسئله‌ی امنیت داخلی و چه در عرصه‌ی اتحاد و یک‌پارچگی و وحدت ملی و چه در مسئله امنیت مرزها – با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما- موفق بوده‌ایم. در عرصه‌ی کارآمدی‌های سیاسی هچون مشارکت‌های مردمی، مشارکت‌های سیاسی، همکاری و هماهنگی قوا و… نسبت به نظام‌های سیاسی مشابه، کارآمدی خیلی خوبی را نشان داده‌ایم. با شاخص‌های علمی متعددی ما می‌توانیم نشان دهیم که کشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصه‌ی سیاسی کارنامه‌ی درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخص‌ها شاخص‌های خودساخته‌ی استکباری که بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دست‌کاری می‌شوند، نیست.
اما بخش دیگر کارآمدی یک نظام، کارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصه‌های امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شکست خورد، تنها برگ برنده‌ای که در این هفت‌، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناکارامدی اقتصادی است. جالب این‌جاست که دشمن باز هم می‌بیند که در عرصه زیرساخت‌ها انقلاب اسلامی ایران پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای داشته است؛ به نحوی که سازمان‌های بین‌المللی حتی در رنکینگ و شاخص‌بندی‌های خودشان، کشور ما را جزو کشورهای اول و بعضاً در جایگاه اول معرفی کردند. ما در عرصه‌ی بهداشت، زیرساخت‌های درمانی‌، شاخص‌های توسعه‌ی انسانی، شاخص‌های دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشته‌ایم. این قبیل کارآمدی‌ها علی‌رغم تلاش نظام سلطه که به شکل رسانه‌ای سعی می‌کند پیشرفت‌های رقیب خود را در عرصه‌ی بین‌المللی نشان ندهد، این پیشرفت‌ها جلوه‌گر شده است.
در عرصه‌ی مدیریت‌های کلان اقتصادی ما فراز و نشیب‌هایی داشته و داریم که ممکن است برای دشمن فرصت‌هایی را ایجاد کند که باید از آن جلوگیری کرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیت‌های اقتصادی ایران، تلاش کرده است تا به سراغ اذهان و ادراک مردم برود. برای مثال اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی که در داخل هستند ولی با نظام مخالفت دارند، سؤال شود، بلاشک همه و همه اذعان می‌کنند که در طول سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهره‌مندی مردم از مواهب مختلف دنیوی و مادی افزایش پیدا کرده است. این را کسی شک نمی‌کند که تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقوله‌ای که الان در برخی عرصه‌ها متصور است، متفاوت است. مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیله‌ی نقلیه، رفتن به مسافرت‌ها و… مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان می‌دهد که در طول یک تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابه‌جایی در ایران صورت می‌گیرد. این نشان‌دهنده‌ی آن است که مسافرت به عنوان یک تفریح سالم در سبد کالایی مردم قرار گرفته است. بهره‌مندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و… نیز همین نکته را نشان می‌دهد.
دشمن وقتی می‌بیند که با واقعیت‌های اقتصادی ایران نمی‌تواند بجنگد، به سراغ ادراک کلمه‌ی اقتصاد می‌رود. به‌طور مثال در کشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا به‌طور متوسط در سال در حدود چهارصد و بیست یا سی دلار است؛ به عبارتی در هر روز کم‌تر از یک و نیم دلار. در حالی‌که ایرانی‌ها در این سال‌ها درآمد سالیانه‌ی خوب و با رشد قابل توجهی داشته‌اند. کافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه کند. اما وقتی دشمن می‌بیند که این‌جا دچار مشکل شده، به ادراک فقر دامن می‌زند. یعنی چه بسا درآمد سالانه‌ی ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس کنند که حس رضایت‌مندی‌شان کم است.
مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته ولی باز هم فکر می‌کنند که کم است یا مطالبه دارند که دولت باید گوشت و میوه‌ی ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبه‌ی مصرفی ناشی از این نیست که واقعاً نیاز مصرفی وجود دارد، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد کرده است. ما طبق شاخص‌های سازمان‌های بین‌المللی میزان کالری‌های مصرفی‌ای که در کشور داریم حتی در روستاهای فقیرنشین‌مان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه می‌شود که ادراک فقر در شهرهای بزرگ شکل می‌گیرد؟ این به نظر من یکی از آن هدف‌گذاری‌هایی است که دشمن صورت داده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژه‌ای به ادراک اقتصادی مردم داشته باشیم که مردم این رشدها و پیشرفت‌ها را چگونه درک می‌کنند؟
۲٫ بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی
دشمن می‌خواهد وضع داخلی کشور را بحرانی نشان دهد؛ مخصوصاً در سال گذشته – که شخصاً رصد می‌کردم- دشمن روی تحریم‌های اقتصادی به شدت مانور می‌داد. برنامه‌های دنباله‌دار و سریالی رسانه‌های خارجی دائماً تأکید داشت که تحریم‌های اقتصادی چه مشکلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته که تحریم‌ها برای ما بدون مشکل نبوده است و مسائلی را برای ما ایجاد کرده است، اما هر تحریمی طبق تئوری‌های اقتصاد بین‌الملل، در کنار هزینه‌اش، فرصت‌های مناسب و مزیت‌های نسبی هم به همراه دارد. کالایی که قبلاً تولید آن در کشور برای ما نمی‌صرفید و ارزانِ آن از خارج قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم می‌کند، قیمت تمام‌شده‌ی آن برای ما بالا می‌رود و نمی‌توانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری کنیم. همین که دسترسی ما به این کالا سخت شد، باعث می‌شود که جوانان ما آن را خودشان تولید کنند. وقتی تولید شروع شد، در مرحله‌ی تولید، طبق تئوری‌های اقتصادی هزینه‌ی تمام‌شده کاهش می‌یابد و ما بعد از چند سال به این نقطه می‌رسیم که خودمان این کالا را با همان قیمت تمام‌شده‌ی خارجی که قبل از تحریم داشتیم، تولید و عرضه می‌کنیم
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رزمـنـده مـسـلمان از ديدگاه قرآن ، واجد ويژگى هاى است كه او راز ديگران ممتاز مى گرداند در ايـن فـصـل ، ايـن ويـژگى هاى را در سه بخش ، ويژگى هاى عمومى ، فرماندهان و فرمانبران ارائه مى دهيم .
قرآن مجيد به رزمندگان كه با جان و مال با دشمنان حق نبرد مى كنند و آنان را مى كشند و يا در ايـن راه بـه شـهـادت مـى رسـنـد، بـشـارت داده كـه خـداونـد خـريـدار جـان و مـال آنـان اسـت و بـه بـهـاى آن ، بـهـشت جاودان را مى دهد.  از امام صادق (ع ) سؤ ال شـد كـه آيـا ايـن وعـده قـرآن يـك وعـده عـمـومـى اسـت و هـر رزمـنـده اى را شـامـل مـى شـود يـا وعده اى است براى رزمندگانى با ويژگى هاى شخص ؟ امام (ع ) در پاسخ فرمود:
وقـتـى ايـن آيـه نـازل شـده ، عـدهـّاى از اصـحـاب پـيـامـبـر(ص ) هـمـيـن سـؤ ال را از آن حـضـرت كـردنـد و ايـشـان جـوابـى بـه آنـان نـداد تـا ايـنـكـه خـداونـد بـه دنبال آن ، اين آيه شريفه را نازل فرمود:
((اَلتّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السّائِحُونَ الرّاكِعُونَ السّاجِدُونَ الاَّْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودَ اللّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ))  
خـداونـد (بـا ايـن آيـه ) صـفـات مـؤ مـنـانـى را كـه جـان و مـالشـان را (در قبال بهشت ) خريدار است ، آشكار ساخت . پس هر كس طالب بهشت است ، بايد (با اتصاف ) به ايـن شـرايـط در راه خدا جهاد كند و گرنه از جمله كسانى خواهد بود كه پيامبر(ص ) در حق آنان فـرمـود: ((خـداونـد ايـن ديـن را بـه وسيله كسانى يارى مى كند كه خود، هيچ بهره اى از كوشش خويش ندارند.))
ايـنـك بـا تـوجـه به آيه مزبور و آياتى از اين قبيل به توضيح مختصر ويژگى هاى عمومى مجاهدان مسلمان مى پردازيم :
۱ـ تـوبـه : بازگشت از هر چه غير خداست . به پيشگاه حق تعالى ، و طلب آمرزش پى در پى بـراى لغـزشـها، خطاها و ندانم كارى ها و سعى و كوشش در جبران وظايفى كه از او فوت شده است .
۲ـ عـبـادت : تـنـهـا خـداوند را معبود گرفتن و با همه وجود به عبادت و بندگى او روى آوردن و اطاعت محض از خدا و سر بر تافتن از غير خدا.
۳ـ ستايش خدا: خداوند را با اسماى حسنى او اوصاف جميلش خواندن و ستودن .
۴ـ آمد و شد به مساجد: رفتن به عبادتگاه ها و پرستش نمودن خداوند در آنها.
۵ـ خضوع و ركوع : در برابر اوامر الهى خاضع بودن و سر تسليم فرود آوردن .
۶ـ سـجـده و اظـهـار ذلّت : در پـيشگاه حق پيشانى بندگى را بر خاك ساييدن و اظهار خاكسارى كردن .
۷ـ امر به معروف : ايجاد زمينه و ترويج خوبى ها و آگاه نمودن بندگان ناآگاه خدا.
۸ـ نهى از منكر: از بين بدن زمينه و ريشه كن كردن بدى ها و باز داشتن از آنها.
۹ـ حفظ حدود الهى : جلوگيرى از تعدى و تجاوز به حريم حق .
عـلاّمـه طـبـاطـبـايـى (ره ) شـش ويژگى اول را خصوصيات فردى مجاهدان و دو ويژگى امر به مـعـروف و نـهـى از مـنـكـر را خـصـوصـيت جمعى آنان و حفاظت از حدود الهى را مشتركاً مربوط به خـصـوصـيات فردى و جمعى مجاهدان مى داند؛ يعنى هم در مورد خويش و هم در مورد اجتماع توجه دارند كه حدود الهى رعايت گردد.  
۱۰ـ توكل و تضرّع : مجاهدان مسلمان براى رضاى خدا و ريشه كن كردن ظلم و شرك مى جنگند و در ايـن نـبـرد تنها تكيه گاه گاهشان خداست و به نصرت و يارى خدا باور دارند و معتقدند كه خـداونـد از آنـجا كه مولاى مؤ منان است ، از ياوران دين خود دفاع مى كند.  به همين جـهـت مـجـاهـدان ، بـر خـداوند توكل مى كنند  و با توجه به همين اعتقاد، در تمامى صـحـنـه هـاى زنـدگـى و از جـمـله در مـيـدان هـاى نـبـرد ، خـاضـعـانـه و مـتـواضـعـانـه بـه خـدا متوسل شده به قوت ، قدرت ، نصرت و غلبه را از او مى خواهند:
((رَبَّنـا اَفـْرِغْ عـَلَيـْنـا صـَبـْرا وَ ثـَبِّتْ اَقـْدامـَنـا وَ انـْصـُرْنـا عـَلَى الْقـَوْمـِ الْكافِرينَ))  
پـروردگـارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز و قدمهاى ما را ثابت بدار و ما را بر جمعيت كافران ، پيروز بگردان !
۱۱ـ ترجيح آخرت بر دنيا: از ديگر ويژگهاى رزمندگان اسلام ، برگزيدن آخرت بر دنياست . قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد:
((فَلْيُقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ الَّذينَ يَشْرُونَ الْحَيوةَ الدُّنْيا بِالاْخِرَةِ…))  
كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته اند، بايد در راه خدا پيكار كنند!
ايـن آيـه شـريـفـه دلالت دارد بـر ايـنـكـه تـا انـسـان در انـتـخـاب دنـيا و آخرت ، سراى دنيا را بـرگـزيـند و به دنيا و آنچه در او هست تعلق داشته باشد، نمى تواند در جرگه مجاهدان راه خـدا قـرار گـيـرد. البـتـه روشـن اسـت كـه مـراد از ايـن سـخـن ، دل كـنـدن از دنـيـاسـت ، نـه تـرك ظـاهـرى آن و تـرك اسـتـفـاده از وسايل مورد نياز زندگى .
۱۲ـ تـحـمـل سـخـتـى هـاى مـبـارزه : از ويـژگـى هـاى بـارز مـجـاهـدان ، تـحـمـل و بـردبـارى سـرشـار آنـان در قـبـال سـخـتـى هـاى جـهـاد اسـت در قـرآن بـه تـفـصـيـل آمـده اسـت كـه طـالوت بـراى امـتـحـان نـيـروهـايـش بـه مـنـظـور تحمل سختى ها چنين اعلام داشت :
((اِنَّ اللّهَ مُبْتَليكُمْ بَنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّى وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمَهُ فَاِنَّهُ مِنى اِلاّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ))  
خـداونـد، شـمـا را بـه وسـيـله يـك نـهـرِ آب ، آزمـايش مى كند؛ آنها (كه به هنگام تشنگى ) از آن بنوشند، از من نيستند؛ و آنها كه از آن نخورند، از من هستند؛ مگر كسى كه تنها كف دستى بردارد.
طـالوت مـطـرح مـى كند كه شما در مسير جهاد به يك رود برخورد مى كنيد؛ گر چه سختى راه و سـنـگـينى سلاح و گرمى آفتاب شما را سخت تشنه مى كند، ولى بايد مقاومت كنيد. هر كس مقاومت نـورزد و از آن بـنـوشـد، تـا سـيـراب شـود، نـمـى تـوانـد بـه عـنـوان يـك مـجـاهـد قابل مطرح باشد و هر كس طعم آن آب را نچشد، اين مجاهد واقعى و از ياوران من است . و اما طايفه سـومـى كـه نـمـى نـوشـنـد، بلكه با برداشتن كفى از آن آب ، شدت تشنگى خود را از بين مى برند، اين اگر چه مجاهد واقعى محسوب نمى شوند، اما مردود هم نيستند.  
مـجـاهـدان صـدر اسـلام نـيـز بـه شـهـادت تـاريـخ ، صـبـر و تـحـمـل ورزيـده در بـسـيـارى از مـوارد دشـوارى هـاى نـبرد را بر خود هموار مى ساختند. يكى از بـارزتـريـن ايـن گـونـه تـحـمّل ها، در جنگ تبوك بود. زمان حركت به سوى جبهه در اين جنگ ، فصل تابستان و شدت گرما بود و مسلمانان امكانات و تجهيزات كافى در اختيار نداشتند و بنا بـر روايـات ، تـعـداد دشـمـن بـسـيـار زيـاد و قـدرت و شوكت آنان فراوان بود. راه نيز بسيار طـولانـى و بيابانهاى وسيع و بدون آب و آبادى نيز زياد بود… با اين وجود، مؤ منان مجاهد از انـصـار و مـهـاجـر بـه فـرمـان پـيـامـبـر(ص ) عـلائم بـسـيـج شـدنـد و بـا تـحـمـّل سـخـت تـريـن شـرايـط بـه دسـت دشـمـن حـركـت كـردنـد. بـه هـمـيـن سـبـب خـداونـد متعال رحمت خود را مشمول آنان گردانيد و درباره ايشان فرمود :
((لَقـَدْ تـابَ اللّهُ عـَلَى النَّبـِىَّ وَ الْمـُهـاجـِريـنَ وَ الاَْنـْصـارِ الَّذيـنَ اتَّبـَعُوهُ فى ساعَةِ الْعُسْرَةِ …))  
بـدون شـك ، خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار نمود، كه در زمان عسرت و شدت ( در جنگ تبوك ) از او پيروى كردند.
۱۳- شجاعت : از ويژگى هاى بارز رزمندگان اسلام ، شجاعت كم نظير يا بى نظير آنان است . آنان صفات زشت بيم و هراس ، ترديد و دودلى ، دلهره و اضطراب و سردرگمى و بى هدفى را از وجـود خـود دور كـرده و بـه اطـمـينان ، آرامش ، پايدارى و وقار و در يك كلمه به صلابت و شـجـاعـت رسـيـده انـد. آنـهـا خـدا را تـنـهـا مـنـبـع قـدرت مـى دانـنـد و بـه قـدرت لايزال الهى تكيه مى كنند از اين رو، نيرو و قدرتى زايد الوصف رسيده اند.
۱۴- تـواضـع در برابر مؤ منان و سرسختى در برابر كافران : مجاهدان در برابر يكديگر مـتـواضـع و نـرمـخـو هـسـتـنـد و در بـرابر كافران سخت و استوارند. قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد :
(( … اَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ فى سَبيلِ اللّهِ))  
در بـرابـر مـؤ منان ، متواضع ، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند، آنها در راه خدا جهاد مى كنند.
اين ويژگى همان ويژگى پيامبراكرم (ص ) و ياران اوست كه قرآن در وصف آنان فرموده است :
((مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ اَشِدّاءُ عَلَى الْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ…))  
مـحـمـد(ص ) فـرسـتاده خداست ؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند.
مـؤ مـنـان در بـرابر يكديگر با گذشت رفتار كنند؛ امّا در برابر دشمنان بايد به گونه اى رفـتـار كـنـنـد كـه نه تنها دشمنان بتوانند در آنها طمع كنند و از اخلاق نيكويشان سوء استفاده نـمـايند، بلكه حتى خشونتى در آنان ببينند كه دشمنان را به ترس و هراس وادارد و به تعبير آيه شريفه :
((وَلْيَجِدُوا فيكُمْ غِلْظَةً))  
آنها بايد در شما شدّت و خشونت احساس كنند.
بـرخـورد و راه رفـتـن مـتكبرانه كه در برخورد با مؤ منان جايز نيست ، در مواقع رويارويى با دشـمـنـان جـايـز شـمـرده شـده اسـت ؛ چـنانكه وقتى يكى از سرداران اسلام به نام ابودجانه در برابر دشمن ، متكبرانه قدم مى زد، پيامبر اكرم (ص ) فرمود : ((خداوند چنين راه رفتنى را دشمن مى دارد، مگر در اين موقعيت ))  
       ويژگى هاى فرماندهان
فـرمـانـدهـان نـظـامـى لشـكـر اسلام نه تنها بايد در ويژگى هاى عمومى ذكر شده از ديگران افضل باشند، كه حتى بايد ويژگى هاى ديگرى نيز داشته باشند، از جمله :
۱- دانـش و تـوان كـافـى : بـه عهده گرفتن فرماندهى از ديدگاه رزمندگان اسلام ، يك وظيفه اسـت . نـه يـك مـقـام و منصب و فرماندهى به كسى پيشنهاد مى شود كه علم ، تدبر و توان لازم بـراى تـحـمـّل ايـن مـسـؤ وليـت مـهـم را داشته باشد. البته براى هر مرحله از فرماندهى علم و تـدبـيـر مـتناسب با آن مرحله لازم است . ولى در هر حال اين يك ضابطه كلى است . وقتى پيامبر بنى اسرائيل ، طاغوت را براى فرماندهان تعيين كرد، گروهى ظاهربين و سست ايمان ، صلاحيت طالوت را به خاطر نداشتن مال و مكنت زير سؤ ال بردند. پيامبرشان در جواب فرمود :
((اِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِى الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ))  
خدا او را بر شما برگزيده و دانش و توان بدنى او را وسعت بخشيده است .
اين بسط علمى و جسمى همان توان جسمى و تدبير نظامى است كه بايد به عنوان يك ويژگى در فرماندهان سپاه توحيد وجود داشته باشد.
۲- پيشگامى در ميدان :فرمانده مسلمان در تحمل سختى ها و مشكلات ميدان نبرد پيشگام است . قرآن مـجـيـد شـخـص پيامبر را موظف مى كند كه اگر موقعيتى پيش آمد، حتى يك تنه با دشمن بجنگد و ديگران را به اين اقدام خداپسندانه تشويق و ترغيب نمايد:
((فَقاتِلْ فى سَبيلِ اللّهِ لا تُكَلَّفُ اِلاّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ))  
در راه خدا پيكار كن ! تنها مسؤ ول وظيفه خود هستى ! و مؤ منان را (بر اين كار) تشويق كن .
وقـتـى مـيـدان نـبـرد گـرم و شـديـد مـى شـد و دو گـروه بـا هـم درمـى آويـخـتـنـد، مـا بـه رسـول خـدا(ص ) پـنـاه مـى بـرديم و ايشان سپر ما بود و هيچ كس از ما به دشمن نزديك تر از ايشان نبوده .  
فـرماندهان شجاع جبهه اسلام نيز اين ويژگى را از پيامبر خويش به ارث برده خود پيشاپيش ديـگـر رزمـنـدگـان بـه اسـتـقـبـال خـطـر مـى رونـد و سـيـنـه را در مقابل تيرهاى دشمن سپر مى كنند.
۳- رحـمـت و عـطـوفـت : عطوفت ، رحمت و محبت به زير دستان ، ويژگى لازم فرماندهى است . در جـبـهه اسلام اين ويژگى نيز در فرماندهان بروز و ظهور دارد. فرمانده با داشتن اين ويژگى در بين زير دستان ، محبوب است و آنان با ميل و رغبت ، دستورهايش را اجرا مى كنند.
خداوند در ادامه آيات مربوط به جهاد به پيامبرش مى فرمايد:
((فـَبـِمـا رَحـْمـَةٍ مـِنَ اللّهِ لِنـْتَ لَهـُمْ وَ لَوْ كـُنـْتَ فـَظـاً غـَليـظَ الْقـَلْبِ لاَنـْفـَضُّوا مـِنـْ حَوْلِكَ))  
بـــه (بـــركـت ) رحـمـت الهـى ، در بـرابـر آنـان ( مـردم ) نـرم ( و مهربان ) شدى ؛ و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو پراكنده مى شدند.
۴- عـفو و گذشت :افراد زير دست ممكن است در اثر جهالت يا غفلت ، مرتكب خطايى شوند؛ گر چه تذكر، توبيخ و تنبيه لازم است ولى ويژگى عفو و گذشت از ضروريات فرماندهى است .
يـك رزمـنده شجاع را نبايد به خاطر يك تخلّف يا تخطّى از خود رانده و طرد نمود، بلكه بايد بـعـد از تـوبـيـخ لازم ، چـشـم پـوشـى نـمـود و به او ميدان داد كه توانايى هايش را به ظهور برساند قرآن مجيد به پيامبرش مى فرمايد :
((فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِى الاَْمْرِ))  
پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب و در كارها، با آنان مشورت كن !
ايـن آيـه نـاظـر بـه تـخـلّف رزمـنـدگـان اسلام در جنگ احد است . خداوند به پيامبرش به عنوان فرمانده نظامى خطاب مى كند كه از خطاى آنان درگذر و برايشان طلب آمرزش كن و با مشورت طلبى از آنان ، به آنها بها بده و از توانايى شان بهره گير!
فرمانده به طرف شور قرار دادن زير دستان ، به خصوص بعد از عفو و گذشت از خطايشان ، آنـان را بـه فـداكـارى ، مـقاومت و جانبازى تشويق كرده و در پيروزيهاى و شكست سهيم نموده و احساس تعهّد و مسؤ وليتشان را زيادتر مى كند.
۵- قـدرت تـصـمـيـم گـيـرى :عزم و اراده تصميم گيرى به ويژه در ميدان نبرد، بايد به عهده فرمانده باشد.
((فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ))
امـّا هـنـگـامـى كـه تـصـمـيـم گـرفـتـى ، (قـاطـع بـاش و) بـر خـدا توكل كن !
بـنـابـرايـن ، فـرمـانده بايد از قدرت و توان تصميم گيرى بالايى برخوردار باشد تا در مـواقـع لازم ، بـه خـصـوص در شرايط حساس و بحرانى ، بهترين تقسيم را بگيرد، نه اينكه ترديد و دو دلى باعث از دست رفتن فرصت و موقعيت مناسب او شود. 
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از دانشمندان مذهبي مي گفت تاجري را ديدم كه دوست و دشمن او را تعريف و ستايش مي كردند. از اين كار تعجب كردم سبب آن را پرسيدم گفتند: ستايش كه از او مي كنند بخاطر اخلاق پاك و خوب اوست. گفتم: يكي از سرگذشتهاي خوب او را براي من تعريف كنيد. گفتم: اين مرد در اول جواني اش ازدواج كرد و بعد به مشهد مقدس مشرف شد. از آنجا براي همسر جوان خود
انگشتر فيروزه اي به مبلغ سه هزار تومان خريداري نمود. همينكه به تهران رسيد نزديك اذان بود براي اداي نماز به مسجد رفت و به عنوان اعتياد انگشتر فيروزه اي را از دست بيرون آورد و جلوي خود گذاشت و در حال نماز همراهش نباشد.
در كنار او مرد ديگري مشغول نماز بود و در حال نماز چشم خود را به انگشتر دوخته بود تا اينكه آهسته دست خود را روي انگشتر گذاشت و آن را

برداشته و در جيب خود نهاد. وقتي هم نمازش تمام شد حركت كرد برود اما تاجر مشت او را گرفت و گفت از صورت تو پيداست كه دزد نيستي بلكه تنگدستي به تو فشار آورده من هم چون مي دانستم وقتي كه مي خواستي اين انگشتر را بفروشي از تو شاهد مي خواهند كه آيا از خودت

هست يا نه؟ و شاهدي هم نداري و نيز قيمت آنرا نمي داني آنوقت تو را متهم به دزدي مي كنند و مال و آبرويت مي رود از اين جهت خواستم قيمت آن را به تو بگويم و اگر هم از تو شاهد خواستند من حاضرم شهادت بدهم وقتي سخنان تاجر به اينجا رسيد صورت مرد از خجالت خيس عرق شد

و گفت آري اين اولين مرتبه اي است كه دستم را به دزدي آلوده شده است و علت آن اين است كه من كاسب بودم و شكست خوردم و به خاطر خجالت در برابر عيال و فرزندان ناچار دست به دزدي زدم. تاجر گفت ناراحت نباش الان با هم به بازار مي رويم بعد به بازار رفتند و انگشتر را به قيمت فوق العاده اي فروختند و با قسمتي از قيمت آن براي مرد خانه اي خريد كه دو قسمت بود يك قسمت آنرا براي منفعت مرد اجاره داد و در قسمت ديگر مرد را سكونت داد. بدين نحو او را از

اجاره نشيني خلاص نمود و به وسيله بقيه پول هم براي او مغازه اي خريد تا در ان كسب كند و زندگي خود را تأمين نمايد. آيا كسي در دنيا هست كه اين عمل را ستايش نكند و چنانچه اين مرد مورد مدح و ستايش همگان است. ثروتمندان بايد از او عبرت بگيرند و براي نجات فقرا و تهي دستان مخصوصاً افراد نيازمندي كه در چنگال مشكلات زندگي اسير و گرفتارند اقدام كنند تا با اين عمل خود هم ثواب و پاداش دنيا و هم اجر و ثواب كاملتر آخرت را خداي بزرگ به آنها مرحمت نمايد.

« محبوبترين اعمال در پيشگاه »
« خداوند خوشحال كردن »

« مؤمن و سير كردن شكم او است »
( امام صادق (ع) )

نظم اقتصاد در زندگي
اكنون اوضاي جهان غالباً تحت رعايت برنامه و نظم درآمده و با وسيله اقتصاد پيشرفت مي كند و بايد گفت هر جمعيت يا ملت با هر گروهي يكي از اين دو وسيله ر از دست بدهند به همان نسبت از كاروان ترقي عقب مي افتد و بلكه به عميق ترين دره ها سقوط مي كنند!

با كمال تأسف مسلمانان امروز غير از عده اي معدود. اين دو حربه پيشرفت را از دست داده اند و به همين جهت هر روز عقب ماندگي آنها را در قسمتهاي مختلف زندگي كاملاً مشاهده مي كنيم . با وجود اينكه جبهه هايي كه در طرف مقابل قرار دارند هر روز در شئون مختلف زندگي پيشرفت مي نمايند. فرض مي كنيم پيشرفتهاي غربي ها را ناديده گرفتيم اما چطور مي توانيم پيشرفتهاي

صنعتي را كه ژاپن در دنيا نموده با وجود اينكه صد سال پيش يك دولت عقب مانده بوده ناديده بگيريم آيا غير از اين است كه اين سرزمين بوسيله برنامه و نظام و اقتصاد ترقي كرد و به همين جهت آنقدر پيشرفت نمود كه اكنون دنياي صنعتي مغرب زمين را تهديد مي كند در صورتي كه اسلام اولين ديني است كه رعايت اين دو جنبه را يعني نظام زندگي و اقتصاد را اعلام كرد و

مسلمانان را بدان موظف نمود.

اميرالمؤمنين (ع) در اخرين لحظات زندگي به فرزندانش بلكه به تمام مسلمانان پيام دامنه دار و آموزنده اي مي دهد كه از جمله رعايت نظم و برنامه زندگي است. اميرالمؤمنين مي فرمايد: اي فرزندان من واي كسانيكه پيام من را به گوش شما مي رسد خداي را در نظر بگيرد و در كارهاي خود منظم باشيد و در باره ارزش اقتصاد هم پيامبر گرامي اسلام فرموده : ثروتمندان براي دين ياور خوبي است . چرا اينگونه مطالب را فراموش كرده ايم در صورتيكه اقتصاد و نظم در زندگي در واقع از مسائل عميق و جدي و عملي اسلام است.

علت پيشرفت مسلمانان

علت پيشرفت مسلمانان صدر اسلام اين بود كه نيروهاي فشرده خود را صد درصد در راه پيشبرد اسلام مصرف مي كردند و اين هم قرآن است كه مي گويد: اگر پدران، پسران، برادران و زنان و بستگان شما و اموالي كه به دست آورده ايد و تجارتي كه مي ترسيد دست خوش كسادي واقع شود و منزلهايي كه به آن دلخوش كرده ايد پيش شما از خداو پيغمبر و جهاد در راه خدا محبوبتر

است. منتظر فرمان قطعي خدا باشيد. اين آيه بهترين دليل مطلب است و بر مسلمانان واجب مي كند هر چه مي تواند در راه اسلام بذل و بخشش نمايد اما مسلمانان پيوسته به قهقرا برگشتند تا اينكه وضععژ آنها طوري شده است كه حتي مردم اسلام حاضر نيست براي پيشبرد اسلام كوچكترين قدمي بردارد و مي بينيم اگر خمس هم مي دهد به طور اقساط و گاهي براي هر كاري دلشان بخواهد آن را مصرف مي كنند تا اينكه آنرا با عالم دستگردان مي كند تا شايد يك دهم يا

كمتر از آن را بپردازند. يك وقت شخصي براي حساب به من مراجعه كرد كه ده هزار تومان خمس بدهكار شد اما مي خواست به جاي ده هزار تومان فقط هزار تومان بپردازد . يك وقت ديگر مرد ديگري مراجعه كرد كه ثروت او هفتصدو بيست هزار تومان بود و فقط دو هزار تومان پرداخت و گفت بقيه را پس از بازگشت از سفر مكه مي دهم و پس از مكه حتي دياري هم نداد ، خلاصه خمسها ضايع شد و با ضايع شدن آن مسلمانان هم ضايع شدند. آري عده كمي وجود دارند كه خمس را

به طور كامل مي پردازند اما معلوم است كه با يك گل بهار نمي شود. بعضي از مردم هم گمان مي كنند وقتي مي خواهند مكه بروند پرداخت خمس بر آنها واجب مي شود با اينكه مي دانند خمس هم مثل نماز و روضه قبل از رفتن به مكه با وجود شرايط واجب است. 
جهاد مال و جهاد جان
در قرآن كريم آيات زيادي وجود دارد كه به لفظ انفاق ، تشويق مي كند. همانطور كه در آيه اي

دستور خمس را در آياتي احكام زكات بيان مي شود.
بعضي از علما مي گويند منظور از زكات عموم حقوق مالي است مگر وقتي كه دليلي براي خصوصيات آن وجود داشته باشد. اين گروه استدلال كرده اند به آيه ( تا زنده هستم مرا به نماز و زكات سفارش كرد) و مي گويند جملة اشهد انك قد اقمت صلاه و آتيت الزكاه در زيارت حضرت حسين به همين معنا است و اين زكات شامل خمس هم مي شود زيرا خمس سبب تزكيه و

طهارت است همانطوري كه در قرآن آيات ديگري هست كه تشويق به انفاق مي كند و الفاظ ديگري مانند وفي اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم . آيا ما با جان و مال خود جهاد مي كنيم ، آري. اگر ثروتمند ۵۰ درصد يا بيشتر از مال خود را بدهد او مجاهد با مال است اما اگر فقط به پرداخت خمس قناعت كند حق واجب را پرداخته است. 
بعضي از آيات قرآن تشويق و تحريص ديگران را براي اداء انفاق واجب شمرده است . بعضي از آيات هم يكي از جهات فقر را ترك يتيم نوازي و شركت ندادن فقير سر سفره معرفي نموده و كساني

را كه در اداء اين انفاقات خودداري مي كنند قرآن سرزنش مي كند.
آيا ما به اين آيات قرآن عقيده نداريم .
غذاي خود را انفاق كرد
احاديث زيادي وجود دارد كه مردم را به انفاق ، اعصاء ، وقف مهماني ، هديه و كمكهاي ديگر مالي تشويق و ترغيب مي كند . در بعضي از احاديث وارد شده صدقه از بلا و آفت جلوگيري مي كند و موجب توسعه رزق مي گردد و نيز صدقه گاهي جلوي مرگ و مردنهاي بد را مي گيرد.
وقتي حضرت عيسي بن مريم (ع): پيشگويي كرد فلان هيزم كش در فلان وقت معيني مي ميرد ؟ اما به خلاف پيشگويي عيسي (ع) براي هيزم كش حادثه اي پيش نيامد . اطرافيان حضرت مسيح علت نمردن هيزم كش را سوال كردند فرمود: از هيزم كش سوال كنيد چه كاري انجام داده است. وقتي از او سوال كردند گفت غذاي خود را انفاق كرده ام. حضرت فرمود: هيزم او را تفتيش كنيد . وقتي پشتة هيزمش را باز كردند افعي بزرگي در آن قرار داشت . حضرت فرمود فقط صدقه اي كه

داده سبب جلوگيري بلا از او شده است.
يكي از پادشاهان هيچ شبي بدون اينكه صدقه بدهد سر به بالين خود نمي گذاشت. يك شب صدقه را فراموش كرد اما وقتي خواست به رختخواب برود يادش آمد چون در اتاق خواب پول وجود نداشت دستور داد لحاف را صدقه دادند و با لافت ديگري خوابيد. صبح وقتي از خواب بيدار شد زير متكاي خود مار بزرگي را مشاهده نمود و آنوقت يقين پيدا كرد اگر صدقه نداده بود حتماً در اثر مار گزيدن هلاك مي شد. 
انفاق و كمك از مال حرام

پسر خواهد يكي از روسال وزارتها، در يكي از كشورهاي اسلامي براي من تعريف كرد نخست وزير مرد خوب و پرهيزگار و با فضيلتي بود . او نيم قرن پيش زندگي مي كرد. وقتي زندگي را بدرود گفت شبي خواهرش برادر را به خواب ديد در حاليكه در حوض كثيف و بدبو و سياهي افتاده بود و دست و پا مي زد . خواهر با ديدن اين منظره خيلي تعجب كرد اما همان شب بعد از مدت كوتاهي برادر را به خواب ديد در حاليكه از حوض كثيف خارج شده . بدن خود را كثيف كرد و لباسهاي نظيفي پوشيده بود و در باغ خوش منظره و با صفايي مثل يك نخست وزير در كمال شادي و سرور نشسته بود.
خواهر جلو رفت و علت گرفتاري و عذاب اول شب و سبب نجات و خوشحالي آخرش را سوال كرد. برادر گفت هر چه كار خوب و خير انجام داده بودم ازمن قبول نشد. چون گناهان و كارهاي بد من كارهاي خوبم را نابود كرده بود. اضافه بر اين خيزرات و كمكهايي را كه انجام مي دادم از ثروت شبه ناك يا حرام بود. فقط يك عمل از من قبول شد و همان عمل علت و باعث نجات من گرديد. آري او روزي هنگام عبور از محلي زني را ديده بود با چند كودك كوچك كنار كوچه اي نشسته بودند و از شدت سرما شديد مي لرزيدند. دستور داد آنها را به حمام بردند و لباسهاي پر قيمت به آنها پوشاندند و يكي از زيباترين و پرقيمت ترين باغهاي خود را به آنها داد. نخست وزير در عالم خواب به خواهر خود گفت آنچه در قيامت پاداش آن را ديدم فقط باغي بود كه به آن زن تهي دست و چند كودك يتيم بخشيدم. در هر هفته مرا از آن حوض كثافت كه سزاي عمل من است بيرون مي آوردند و در اين بوستان قرار مي دهند.

انفاق اهل بيت (ع)
پيغمبر (ص) پيوسته تا مي توانست انفاق مي كرد وقتي هم وفات كرد بدهكار بود در صورتيكه پول و ثروت مانند سيل به طرف او سرازير بود. امييرالمؤمنين (ع) نيز هر چه مي يافت انفاق مي كرد و گاهي براي خود غذاي روزانه هم باقي نمي گذاشت. او به كيسة پول خطاب مي كرد و مي فرمود : « يا بيضاً و يا صفراء! غري غيري ». يعني اي نقره ها و اي سكه هاي طلايي ديگري را فريب دهيد

من مغرور شما نخواهم شد . وقتي هم شهيد شد هفتصد درهم بدهكار بود و به امام حسن (ع) وصيت كرد آن را بپردازيد.
فاطمه زهرا (ع) هر چه را كه مي توانست انفاق مي نمود با وجود اينكه چادر خودش وصله دار بود. امام حسن مجتبي (ع) در اثر احسان و انفاق فراوان به كريم اهل بيت معروف شده بود مهمان نوازي و بخششهاي او حساب نداشت حتي روايت شده چند مرتبه تمام ثروت خود را به دو قسمت نمود . نصف ر براي خود برداشت و نصف ديگر را در راه خدا انفاق كرد.
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق پروژه مالی دادرسی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی-خرید اینترنتی تحقیق  پروژه مالی دادرسی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی-انلود رایگن پیان نامه  پروژه مالی دادرسی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی-پیان نامه  پروژه مالی دادرسی سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی
این فیل در ۱۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
 تنخواه گردان پرداخت

عبارتست از وجهی که از محل تنخواه گردان حسابداری از طرف ذیحساب با تأیید وزیر و رئیس موسسه یا مقامات مجاز از طرف آنها برای انجام برخی از هزینه ها در اختیار واحدها یا که به موجب قانون و آئین نامه مجاز به دریافت تنخواه گردان هستند قرار میگیرد 

ادارات کل و مراکز وابسته (تعاون کشاورزی )

۱٫     رئس سازمان تعاون روستایی استان به خراسان رضوی

۲٫     شرح وظایف تعاون روستایی استان به خراسان رضوی

۳٫     معاون اداری مالی تعاون روستایی استان خراسان رضوی

۴٫     شرح وظایف

۵٫     شرح وظایف معاونت فنی اجرایی

۶٫     معاون بازرگانی

۷٫     شرح وظایف معاون بازرگانی

۸٫     حوزه مدیریت

۹٫     شرح وظایف حوزه مدیریت

رئیس سازمان تعاون روستایی خراسان رضوی

نام: عباس افچنگی

تحصیلات: فوق لیسانس

شرح وظایف رئیس

وظایف: شغل فوق الذکر بر اساس وظایف واحد سازمانی که در تاریخ ۱/۵/۷۴ به تایید سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسیده است به شرح زیر تعیین می گردد:

۱٫     صدور دستورات لازم به منظور ایجاد هماهنگی بین واحدهای مختلف اداری تعاونی های تحت سرپرستی و تهیه دستور العمل در این زمینه

۲٫     شرکت در کمیسیونها و سمینارها و کمیته های مرتبط به امر تعاونی

۳٫     بررسی و مطالعه نیازمندیهای عمران دهات به منظور پیشنهاد آن به مرکز

۴٫     پیش بینی و اقدام در تعیین و تعیین وسائل موارد مورد نیاز در حدود اعتبارات و امکانات

۵٫     تهیه و تنظیم آمارهای لازم درمورد وضع اجتماعی روستاییان و سایر فعالیت های انجام شده

۶٫     تدوی برنامه های کوتاه مدت و دراز مدت و برنامنه های مربوط به امور ثبتی شرکتهای تعاونی

۷٫     حک و اصلاح و امضاء لوایح حقوقی و برنامه های مربوط به امور ثبتی شرکت های تعاونی

۸٫     اتخاذ تصمیم و نظارت بر تنظیم و عملیات بود که برآورد نیروی انسانی مورد نیاز

۹٫     اظهار نظر در مورد برنامه های اموزشی و ترویج تعاونیها، ترویج صنایع دستی و فعالیت های غیرکشاورزی

۱۰٫سازماندهی فعالیت های مربوط بر حوزه مربوط وتعین وظایف و مسئولیت های واحدهای تحت سرپرستی

۱۱٫اتخاذ تصمیم و نظارت بر اجزای امور تبلیغاتی و انتشارات حوزه های مربوط

۱۲٫نظارت بر امور شرکت ها را اتحادیه های تعاون

۱۳٫نظارت بر اجرای پروژه های ساختمانی وتاسیساتی و راهسازی روستایی

۱۴٫نظارت بر اجرای قوانین و مقررات شرکت های تعاونی تحت مسئولیت حسب مورد

۱۵٫ارشاد و راهنمایی جهت تهیه برنامه های ترویج واستقرر در صنایع روستایی و فعالیت های غیرکشاورزی و پیشنهاد آن به مرکز در نظارت بر اجرای برنامه های مصوب

۱۶٫بررسی گزارش در مورد چگونگی پیشرفت برنامه ها و اقدام جهت رفع مشکلات و گزارش آن به مقام مافوق

۱۷٫انجام سایر امور محوله

معاون اداری مالی تعاون در مورد مسائل وپرونده های مشکل مالی و حسابداری

نام: اکبر قبول شاهرودی

تحصیلات:

شرح وظایف

وظایف: شغل فوق الذکر بر اساس وظایف احد سازمانی که در تاریخ ۱/۵/۷۴ به تایید سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسیده است به شرح زیر تعیین می گردد:

۱٫     نظارت بر حسن جریان کلیه امور واحدهای تحت سرپرستی

۲٫     سازماندهی فعالیت های مربوط و تقسیم کار و تعیین وظایف و حدود مسئولیت و اختیارات واحدهای تحت سرپرستی

۳٫     تعیین خط و مشی و نظارت بر حسن اجرایی آن

۴٫     صدور دستور العمل ها و ضوابط مربوط

۵٫     شرکت در کمیسیوها، سمینارها و جلسات مختلف و تهیه گزارشات لازم جهت استحار مقام مافوق

۶٫     اتحام مطالعات لازم در مواردی از قبیل تشکیلات و روشها، طبقه بندی مشاغل و تهیه پیشنهادات لازم جهت ارسال به سازمان امور اداری و استخدامی شکور

۷٫     تهیه مجموعه هدف ، وظایف و پستهای سازمان وزارتخانه ها و یا سازمان متنوع و پیشنهاد آن به سازمان امور اداری و استخدامی کشور جهت تایید.

۸٫     تهیه شرح وظایف پست های سازمانی با همکاری واحدهای نیربط

۹٫     انجام فعالیت های لازم در زمینه پیاده کردن مفاد طرح طبقه بندی و مشاغل دولت در مورد مستخدمین وزارتخانه ها و یا سازمان متبوع با همکاری واحد کارگزینی

۱۰٫تشریک مساعی با کارشناسان سازمان امور اداری واستخدامی کشور در تنظیم آئین نامه ها بخش نامه ها و دستورالعمل ه ای مورد لزوم در ارتباط با نیازهای وزارتخانه و یا سازمان متبوع

۱۱٫ایجاد خط و مشی کلی تعیین شده از طرف سازمان امور اداری و استخدامی کشور و هماهنگ نمودن فعالیت واحدهای تابعه با برنامه ها و هدفهای مورد نظر

۱۲٫تهیه گزارشات لازم

۱۳٫انجام سایر وظایف و امور مربوط

۱۴٫رسیدگی و اظهار نظر و اقدام درمورد مسائل و پرونده های مشکل مالی وحسابداری

شرح وظایف معاونت فنی و اجرایی

وظایف پست:

شغل فوق الذکر بر اساس وظایف واحد سازمانی که در تاریخ ۱/۵/۸۴ در تایید سازمان امور اداری و استخدامی کشور رسیده است به شرح وظایف زیر تعیین می گردد:

۱٫     نظارت برعملیات ساختمان پروژه ها واظهار نظر در مورد الویت انجام طرح های عمرانی منطقه

۲٫     رسیدگی و پیشنهاد برنامه های مربوط به عمران و نوسازی روستاهای حوزه تحت سرپرستی

۳٫     کمک د رتهیه و تنظیم برنامه های اموزشی ترویج صنایع روستایی و فعالت های کشاروزی

۴٫     نظارت برقراردادهای مربوط به امور ساختمانی و طرح های عمرانی در سطح روستاهای حوزه تحت سرپرستی

۵٫     بررسی و رسیدگی در مورد طرح های عمرانی که وسیله مهندسین مشاوره و پیمانکاران به مورد اجرا گذارده می شود.

۶٫     آموزش اصول تعاون و روش اداره شرکت ها و اتحادهای تعاون روستایی به روستاییان است.

۷٫     ابلاغ نظارت و انجام پروژه های که اجرایی آنها به صورت امانی به تصویب رسیده است.

۸٫     شرکت در کمیسیون های تحویل موقت و قطعی ساختمانی و تاسیسات مورد قرار داد و سایر مجاع مربوط طبق دستور مقام مافوق و پیشنهاد پروژه های خانه های مسکونی و تاسیسات مورد نیاز

۹٫     نظارت بر اجرای دستور العمل های صادره در مورد حفاظت و بهره برداری از تاسیسات در اسختمان ها

۱۰٫تعلیم وتدریس مواد مربوط به تعاون روستایی و کشاورزی در دوره های اموزشی و یا در سایر دوره های که سازمان به این منظور دعوت می شود.

۱۱٫نظارت بر انجام کلیه امور مربوط به نقشه برداری و نقشه کشی مورد نیاز پروژه ها و انطباق نقشه های نصب با شرایطی اقلیمی و ساختمانی محلی

۱۲٫نظارت بر انجام محاسبات فنی پروژه ها بر اساس مشخصات ضوابط و معیارهای مربوط

۱۳٫تکیمل دوره های تخصصی تعلیمات تعاونی روستایی و کشاورزی به منظور تعلیم کارمندان سازمان فراهم نمودن موجبات افزایش اطلاعات آنها

۱۴٫انجام امور مربوط به مناقصات و صدور دستورالعمل ها کارها به پیمانکاران و توجه به دستورالعمل های ابلاغ شده

معاون بازرگانی

نام: خانلر صادقی فرد

شرح وظایف معاون بازرگانی:

وظایف پست:

شغل فوق الذکر بر اساس وظایف واحد سازمانی که در تاریخ ۱/۵/۷۴ به تایید سازمان امور اداری و  استخدامی کشور رسیده است به شرح زیر تعیین می گردد:

۱٫     صدور دستورات لازم به منظور ایجاد هماهگی بین واحدهای مختلف اداری تعونیهای تحت سرپرستی و تهیه دستورالعمل دراین زمینه

۲٫     شرکت در کمیسیون ها، سمینارها و کمیته های مرتبط به امر تعاونی

۳٫     پیش بینی و اقدام در تعیین و تهیه وسایل و لوازم مورد نیاز در حدود  اعتبارات و امکانات

۴٫     تهیه و تنظیم آمارهای لازم در مورد فعالیت های انجام شده

۵٫     تدوی برنامه های کوتاه مدت و دراز مدت و برآورد بوجه مربوط

۶٫     اتخاذ تصمیم و نظارت بر تعلیم و عملیات خرید مازاد محصولات کشاورزی

۷٫     سازماندهی فعالیت های مربوط در حوزه مربوط و تعیین وظایف و مسئولیت های واحدهای تحت سرپرستی

۸٫     نظارت بر امور شرکت ها و اتحادیه های تعاونی

۹٫     نظارت بر اجرای قوانین و مقررات شرکت های تعاونی تحت مسئولیت حسب مورد

۱۰٫جمع آوری و بررسی اطلاعات به قیمت های کالاهای وارداتی، کالاهای انحصاری ومحصولات داخلی و تعیین بهای آنها

۱۱٫تنظیم برنامه های لازم به منظور توزیع کالاهای مورد نیاز در سطح کشور و اعمال نظارت بر نحوه اجرای برنامه های زمان بندی شده در زمینه توزیع کالاهای وارداتی و سهمیه بندی شده

۱۲٫اقدام در مورد صدور تمدید کارت بازرگانی

۱۳٫جمع آوری و بررسی اطلاعات در مورد شبکه توزیع کالا در سراسر کشور و توسعه و بهبود ان

۱۴٫تماس با سازمانها و مراجع مبربوط جهت تهیه فیلم به منظور معرفی کالاها و محصولات کشور

۱۵٫تهیه گزارش بازار حاوی قیمت کالاهای مختلف و عرضه و تقاضا در بازار

۱۶٫بررسی و نظارت برنامه های بازدید بازرگانی خارجی از کارخانجات تولیدی داخلی

۱۷٫اجرای مقررات مربوط به مبادلات فردی

۱۸٫جمع آوری اطلاعات و آمار واحد ها و شرکت های تعاونی

۱۹٫تصمیم گیری در مورد تشکیل نمایشگاههای بازرگانی داخلی و خارجی و تهیه فیلم ها و جزوات آگهی های تبلیغاتی به منظور شناساندن کالاها و محصولات کشور

۲۰٫انجام سیر امورات محوله

حوزه مدیریت:

نام: ایرج ناصری مقدم

تحصیلات: کارشناس زراعت  و اصلاح نباتات

شرح وظایف حوزه مدیریت:

۱٫     هماهنگی حوزه شهرستانهای تحت پوشش

۲٫     مسئول پیگیری امور ( اموزشی و آموزش شرکت ها، آموزش پرسنل)

۳٫     مسئولیت رابط عمومی

۴٫     مسئولیت برگزاری شورای هماهنگی، شورای معاونین، شورای کارگروه های توسعه شرکت های تعاونی روستایی

۵٫     مسئولیت شورای تشکل ها (حوزه دبیرخانه شورای تشکل ها )

۶٫     مسولیت کارگروه توسعه شرکت های شهرستان سرخس و مشهد

۷٫     ارزشیابی کاری مدیریت شهرستانها

۸٫     نظارت شهرستانهای تحت پوشش

۲- اداره کل منابع طبیعی

۳- اداره کل امور عشایری

۴- اداره کل امور دامپزشکی

۵- اداره کل امور شیلات

اداره کل شیلات خراسان رضوی

گزار فعالیت های شیلات در سال ۸۵

عملکرد اداره شیلات شهرستان مشهد در نیمه سال اور سال ۸۶

۱٫     مسئول روابط عمومی (پل ارتباط بین مدیر و کارکنان و ارباب رجوع)

۲٫     معاون: محمدرضا مهدیزاده

۳٫     مدیر کل: سید احمد دلقندی

۴٫     رئیس اداره امور داری : ابراهیم ذاکریان

۵٫     مسئول حراست و وظایف آن

۶٫     رئیس اداره تولید و پرورش و وظایف آن

۷٫     مسئول تغذیه و غذای زنده و شرح وظایف ان

۸٫     رئیس اداره اموزش و ترویج و وظایف آن

۹٫     کارشناس مسئول طرح و برنامه وظایف ان

مسئول روابط عمومی وظایف آن

مسئول روابط عمومی در سازمان جهاد کشاورزی جناب آقای محمود طلوع می باشد که وظایف آنها به شرح زیر می باشد:

۱٫     ایجاد ارتباط درون سازمانی

۲٫     ایجاد ارتباط برون سازمانی

۳٫     مسئول حراست و وظایف آن

مسئول حراست در بخش شیلات سازمان جهاد کشاورزی آقای موسی گزی می باشد که وظایف این رده به شرح زیر می باشد.

۱٫     نظارت بر انجام  اقدامات لازم به منظور تامین و نگه داری نیروی انسانی مورد نیاز اداره کل بر اساس مقررات

۲٫     نظارت بر انجام امور استخدامی کارکنان و صدور احکام

۳٫     اجرای قوانین و مقررات حاکم بر روابط کارکنان

۴٫     بررسی و نظارت بر انجام مربوط به ارزشیابی کارکنان

۵٫     نظارت بر تامین نیازهای اموزشی کارکنان

۶٫     نظارت بر انجام امور رفاهی کارکنان

۷٫ &nbsp

  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:
در قرآن كريم، به صورتهاي گوناگون و در موارد متعدد ، از واژه «جهاد» و كلمات هم خانواده آن نام برده شده و درباره آن تاكيد زيادي گرديده است.
براي پي بردن به اهميت مسئلة جهاد از راه مقايسه ميان آن دو و موضوعات مهم ديگر ، لازم است در اين نكته دقت كنيم كه: در قرآن مجموعاٌ ۷۷ بار از «صلوه» (نماز)، ۳۳ بار «زكوه»  12 بار از «صوم»(روزه)، ۱۱بار از «حج» و ۱۲بار از تطهير و تطهر ياد شده است. و با توجه به اهميت و عظمت اين مسائل در اسلام ، وقتي مي بينيم قرآن كريم از اين مسائل عظيم و مهم حداكثر بين ۱۱تا۷۱ بار نام برده شده است، مي توانيم دريابيم كه مسئله جهاد از چه اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد و چرا در قرآن كريم تا اين حد مورد تاكيد و كثرت استعمال قرار گرفته است.
مثلاٌ قرآن كريم در ۳۳ مورد از «جهاد» نام برده و از مجاهدان تمجيد كرده و متخلافان از جهاد را مورد نكوهش و انتقاد قرار داده و در ۳۸ مورد ، از پيكار و قتال در راه خدا ياد كرده و پيروان اين راه را ستوده و متخلفان آن را نكوهش كرده است و نيز آيات بسيار ديگري هست كه معني و مفهوم آنها بر عظمت و برتري و فضيلت جهاد و پيكار در راه خدا گواهي مي دهد. بلي اين همه تاكيد و تكرار واژه«جهاد» و كلمات هم ريشه و هم خانواده آن و نيز «قتال» و مشتقات از آن و لغات و آيات و تعبيراتي كه بر معناي آنها دلالت دارد، خود نشان دهنده عظمت و اهميتي است كه قرآن و اسلام براي «جهاد» و «پيكار در راه خدا» قائل شده است.
 
آيات قرآن  درمورد جهاد
با توجه به اين كه آياتي كه دربارة جهاد و قتال با كفار و مشركين در قرآن كريم آمده است بسيار زياد مي باشد، ما در اينجا فقط چند آيه از آياتي را كه دلالت بر جهاد دفاعي دارند نقل مي كنيم .
ولي در ادامه بحث جهاد دفاعي هر كجا كه لازم باشد نمونه و شواهدي هم از آيات قرآن بيان خواهيم كرد.
آيه اول و دوم
« أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا و إن الله علي نصرهم لقدير، الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق إلا أن يقولوا ربنا الله ولو لا دفع الله الناس بعضهم  ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذ كرفيها اسم الله كثيراٌ و لينصرن الله من ينصره إن الله لقوي عزيز».
«به آنها كه جنگ برآنان تحميل شده اجازه جهاد داده شده است، چرا كه مورد ستم قرار گرفته اند و خدا قادربر نصرت آنها است. همانها كه به نا حق از خانه و كاشانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اينكه مي گفتند پروردگار ما الله است، و اگر خداوند (شر) بعضي از مردم را به وسيله ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه ها ، و معابديهود و نصارا و مساجدي كه نام خداوند در آن بسيار برده مي شود، ويران مي گردد و خداوند كساني را كه او را ياري كنند(و از آئينش دفاع نمايند) ياري مي كند ، همانا خداوند قوي و شكست ناپذير است».
هنگامي كه مسلمانان در مكه بودند مشركان پيوسته آنها را آزار مي دادند، و مسلمانان دائماٌ مضروب و مجروح خدمت پيامبر اسلام (ص) مي رسيدند و شكايت مي كردند(و تقاضاي اجازة جهاد داشتند) اما پيامبر(ص) به آنها مي فرمود: صبر كنيد، هنوز دستور جهاد به من داده نشده تا اينكه هجرت شروع شد و مسلمانان از مكه به مدينه آمدند ، خداوند آية ۳۹ سوره حج را كه متضمن اذن جهاد است نازل كرد و اين نخستين آيه اي است كه دربارة جهاد نازل شده.
در تفسير نمونه آمده است كه: گرچه در ميان مفسران در اين كه اين آيه(آية ۳۹ سورة حج) آغاز دستور جهاد بوده باشد گفتگو است، بعضي آيه «قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم …» (بقره/ ۱۹۰ ) و بعضي ديگر آيه«  ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم…»(توبه/ ۱۱۱) رانخستين آيه ميدانند ولي لحن آيه مذكور تناسب بيشتري براي اين موضوع دارد چراكه تعبير «اذن» صريحاٌ در اين آيه آمده، و در آيات ديگر نيامده است و به عبارت ديگر تعبير اين آيه منحصر به فرد است
 نظر علامه طباطبايي هم اين است كه اين اولين آيه اي است كه درباره جهاد نازل شده است.
از دو آيه فوق مي توان موارد ذيل را نتيجه گيري نمود:
۱-اين كه خداوند به مومنان اجازة جهاد داده است به خاطر ظلم و ستمي مي باشد كه كفار و مشركان نسبت به مومنان روا مي دارند. يك مورد از اين ستم مشركان آواره كردن و اخراج مسلمانان از شهرها و خانه هايشان مي باشد. همان  كاري كه در زمان ما صربها با مسلمانان بوسيني و صهيوبنيستها با مردم فلسطين و جنوب لبنان انجام داده اند.
۲- جملة «و ان الله علي نصرهم لقدير» (خداوند قدرت بر ياري كردن مومنان دارد) متضمن وعدة  كمك الهي است ولي ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه اين قدرت الهي وقتي به ياري مسلمانان مي آيد كه خود آنها به مقدار تواناييشان كسب قدرت و آمادگي دفاع كنند تا گمان نشود كه آنها مي توانند كه در خانه هاي خود بنشينند و منتظر ياري پروردگار باشند. بلكه مانند پيامبر اكرم (ص) ، كه تمام تلاش و سعي خود را در جنگها بكار مي برند و بعد هم از خداوند طلب كمك و پيروزي مي نمود و خداوند هم حضرت و اصحابش را ياري مي كرد، باشند.
جملة آخر آيه ۴۰ «و لينصرن الله من ينصره» همين معنا و مفهوم را مي رساند كه خداوند كساني را ياري ميكند كه آنها هم او دينش را ياري كنند و در اين راه هم جهاد و تلاش نمايند.
۳- خداوند فلسفه تشريع جهاد را بيان مي كند و مي فرمايد:«اگرخداوند ازمومنان دفاع نكند و از طريق اذن جهاد بعضي را بوسيله بعضي ديگر دفع ننمايد ، ديرها و صومعه ها و معبدهاي يهود و نصارا و مساجدي كه نام خدا در آن بسيار برده مي شود ويران مي گردد»

عتیقه زیرخاکی گنج