• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهانی شدن، جوانب مختلف جوامع بشري را با تغییر و تحولات وسیعی رو به رو
ساخته است . علوم کتابداري و اطلاع رسانی نیز به عنوان شاخه اي از علوم اجتماعی
تحت تاثیر این تغییر و تحولات قرار گرفته است . در این مقاله با بررسی جهانی شدن،
تعاریف و حیطه تاثیرات آن به صورت اخص به رابطه اطلاعات و جهانی شدن پرداخته
می شود . اطلاعات گرایی به عنوان مفهومی نوین مورد توجه قرار گرفته و در ادامه مقاله
فرصت ها و چالش هاي جدي پیش روي کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی در تعامل با
جهانی شدن تجزیه و تحلیل شده است. سرانجام، راهکارها و پیشنهاداتی به عنوان راه حل
مسائل موجود به صورت مجزا براي دست اندرکاران تصمیم گیري کلان، اساتید و
گروههاي کتابداري و اطلاع رسانی و دانشجویان علوم کتابداري و اطلاع رسانی ارائه شده
است.
جهانی شدن واژه اي است که تغییرات چشمگیر در بسیاري از عرصه هاي حیات بشري
را در بطن خود می پروراند . به دنبال این فرای ند سیاست، امنیت ، اقتصاد ، تجارت، فرهنگ ،
هویت، ارتباطات ، فناوري، اطلاع رسانی ، محیط زیست ، منابع طبیعی و تعاریف اجتماعی و
سیاسی و فرهنگی همگی شکل و نمود جدیدي پیدا کرده است. رولند رابرتسون می گوید:
جهانی شدن ، جهان شمول شدن صفات خاص و خاص شدن جهان شمولی هاست
.( (اسلامی، ۱۳۸۲
شناخت وجوه جهانی شدن و تاثیر آن بر نظام ها و نهاد هاي اجتماعی، عرصه تحقیقاتی
و قلم فرسایی جدید و گسترده اي را پدید آورده و ذهن پژوهشگران و صاحبان اندیشه را
به خود مشغول کرده است . علوم کتابداري و اطلاع رسانی نیز به منزله یک علم از شاخه
علوم اجتماعی (موکهرجی ، ۱۳۸۲ ) ، کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتی به مثابه نهادي اجتماعی
و حرفه کتابداري و اطلاع رسانی به عنوان یک حرفه از تاثیرات جهانی شدن در امان
نمانده است . بنابراین بررسی طرز تعامل این عرصه اجتماعی با پدیده جهانی شدن می
تواند مسیرهاي حرکت برنامه ریزان و دست اندرکاران آن را در عصر جدید تبیین کند.
در این مقاله ابتدا جهانی شدن تعریف و روند آن به اجمال بررسی می شود، نقش
اطلاعات در فرایند ها و مسائل جهانی به عنوان پیش زمینه فعالیت کتابخانه ها و مراکز
اطلاعاتی تجزیه و تحلیل می شود . در ادامه زمینه هاي فعالیت و چالش هاي پیش روي
این مراکز به بحث گذاشته می شود . قسمت پایانی مقاله به ارائه راهکارها و نتیجه گیري
کلی اختصاص می یابد . این مقاله از سه جهت می تواند مفید تلقی شود : نخست، افزایش
اهمیت اطلاعات در معادلات جهانی توجهات بیشتري را به مراکز مربوطه جلب کرده
است که به عنوان یک حوزه تحقیقاتی می تواند مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد . دوم،
کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی در مقابل فرصت ها و چالش هاي جدیدي قرار گرفته
اند. که بررسی آن ها و ارائه راهکا رهاي مناسب ضروري است. و سرانجام اینکه آینده
٣
حیات حرفه اي کتابداران و اطلاع رسانان به تعامل با پدیده هاي جدید و طرز برآیند آنها
بستگی خواهد داشت.
جهانی شدن
واژه جهانی شدن سیالی روز افزون کالا، خ دمات، مشاغل، فناوري ها و سرمایه در
سرتاسر جهان را توصیف می کند. جهانی شدن یک پیشرفت جدیدي نیست بلکه گام هاي
آن در نتیجه پیشرفت فناوري هاي نوین به ویژه در عرصه ارتباطات از راه دور سریع تر
.(Globalization, شده است ( ۲۰۰۲
در فرهنگ هایپردیکشنري جهانی شدن به منز له رشد در مقیاس جهانی تعریف شده
در برخی موارد جهانی شدن به منزله تجانس جهانی .(Hyperdictionary, است ( ۲۰۰۲
تعبیر شده است که از اواخر دهه ۱۹۶۰ فرایند جها نی شدن در عرصه هاي مختلف
اقتصادي، سیاسی و فرهنگی متجلی شده است . جهانی شدن ترکیب جهانی توافقات
تجارت آزاد ، شبکه جهانی و یکپارچگی بازارهاي مالی رقابتی که مرزها و فاصله ها را
.( پاك کرده و دنیا را به عنوان یک واحد کل متحد ساخته است (رابرتسون، ۱۳۷۹
هرچند که واژه جهانی شدن ظاهرا به پدیده اقتصادي اشاره دارد . اما عواملی وجود
دارد که تاثیرات جهانی شدن را اجتماعی و فره نگی تر می سازد . ایده ها، آیین ها،
حرکات فرهنگی و قبیل آن همگی به دنبال مبادلات کالاها بر فراز مرزهاي ملی حرکت
.(Kluver, می کند ( ۲۰۰۰
در عرصه فرهنگی با افزایش روزافزون ارتباطات، رسانه ها، ماهوارها بر صحت این
نظریه که تجانس فرهنگی در حال وقوع است مهر تایید زده می شود. از طرف دیگر عده
اي معتقدند که جهان به استقبال برخورد فرهنگ ها و تمدن ها پیش می رود. جهانی شدن
شامل تراکم دنیا به عنوان یک کل و از طرف دیگر افزایش سریع در اجماع و پایه گذاري
فرهنگ جهانی تلقی می شود. بطوریکه همگون سازي به عنوان یکی از ویژگی هاي جهانی
شدن میلیون ها فرصت شغلی ایجاد ک رده و باعث شده است که حدود دو تریلیون دلار
سرمایه از کشورهاي ثروتمند از طریق سهام ، سرمایه گذاري در اوراق قرضه و وام هاي
٤
تجاري به کشورهاي فقیر و در حال توسعه منتقل می شود . البته نباید از یاد برد که فرار
سرمایه ها و مغزها از کشورهاي فقیر به کشورهاي ثروتمند نیز اتفاق می افتد که از
حوصله این بحث خارج است . با این وجود انسانی که تا کنون در کشور و پایتخت خود
بیگانه و نادیده انگاشته گرفته می شد، از طریق شبکه هاي اطلاعاتی وسیع در دورافتاده
ترین نقاط جهان می تواند از اطلاعات هر کجاي جهان آگاه شود و در بسیاري از
مراکز مردمی و جامعه مدنی مشارکت کند . اطلاع رسانی به مردم باعث سقوط دیکتاتوري
.( ها نیز شده است (احمدي علی آبادي، ۱۳۸۲
هر چند جهانی شدن در نهایت به ادغام و یکپارچگی موسسات اقتصادي اشاره می کند
و بیشترین یکپارچگی از طریق م جراهاي فناوري اتفاق می افتد واژه اطلاعات گرایی ۱ نیز
در کنار آن مطرح می شود و آن فرایندي است که در آن فناوري اطلاعات و ارتباطات ،
گفتمانهاي فرهنگی و مدنی جامعه بشري را تشکیل می دهند و نه تنها فقط کامپیوترها و
اینترنت را در بر نخواهد گرفت، بلکه سایر فناوري ه اي مرتبط را نیز شامل می شود که
انتقال اطلاعات به عنوان یکی از شاخص هاي ابتدایی آن ها به شمار می رود . پیشتر قرن
ها طول می کشید تا یک ایده در جهان اشاعه پیدا کند اکنون این کار در کمترین زمان
ممکن به وقوع می پیوندد. جهانی شدن موجب باروري فناوري هاي اطلاعات شده و بازار
جهانی و انگیزش هاي استراتژیک شفافی براي پذیرش فناوري هاي اطلاعات ایجاد می
.(Kluver, کند ( ۲۰
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهانی شدن» یا «جهانی سازی» و یا همان «غربی سازی جهان» پروژه یا پروسه مدیریت شده‌ای است كه غرب به رهبری آمریكا در حال پیگیری آن است. علمای اسلام در كشورهای اسلامی در حالت‌های متفاوتی هستند: در بعضی از كشورها – مثل كشورهای خاورمیانه – كه اكثریت آنها مسلمان هستند علمای اسلام در شرایط پیامبر در مدینه به سر می‌برند و موظف به تلاش برای تشكیل حكومت دینی و اجرای حدود هستند؛ اما در كشورهایی مثل كشور شما – بوسنی – كه مسلمین در اقلیت هستند، علمای اسلام باید نقشی را ایفا كنند كه پیامبر اكرم (ص) در مكه ایفا كردند. شما در مقام نشر عقاید و اخلاق دینی هستید، نه اجرای حدود دینی. 
«گلوبالیزاسیون» به مفهوم لازم (جهانی شدن) به عنوان گسترش طبیعی سیطره تمدنی است كه فعال‌تر و علمی‌تر است. غرب، نه به مفهوم جغرافیایی بلكه به مفهوم سیاسی و ایدئولوژیك، دنیا را به دو بخش برتر و بربر تقسیم می‌كند! 
اسلام با جهانی شدن به مفهوم گسترش ارتباطات، تجارت و عقل ابرازی هیچ مشكل ذاتی ندارد؛ اما بالعرض مشكل دارد. چون امروزه مسلمانان – متاسفانه – در حوزه‌ سیاست، علم و اقتصاد، دست فروتر را دارند نه فراتر و برتر و در عالم ارتباطات و تبادل – حتی تكنولوژی و فرهنگ – هر چند پروسه‌ای طبیعی باشد، قوی، ضعیف را پایمال می‌كند. 
من در این فرصت می‌خواهم راجع به گلوبالیزاسیون به معنای متعددی آن یعنی جهانی‌سازی با همه كار اقتدار آمیزی كه دارد، صحبت كنم. این دیگر یك پروسه طبیعی نیست، یك پروژه برنامه‌ریزی شده است. این توسعه طلبی استعماری، هژمونی لیبرال سرمایه‌داری در غرب، برای تسلط بر تمام جهان است. جهانی سازی به این مفهوم، سلطه غرب است و بر جهان و به خصوص جهان اسلام؛ و در هر سه حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ تعقیب می‌شود. 
در حوزه اقتصاد، جهانی‌سازی به مفهوم سلطه كمپانی‌های سرمایه‌داری غرب بر منابع خام جهان اسلام است و به مفهوم سلطه این كمپانی‌هاست بر بازار جهانی و جهان اسلام و تغییر ذائقه مصرفی مردم. 
در حوزه‌ فرهنگ، جهانی‌سازی فرهنگ‌سازی برای رشد مصرف‌گرایی، تنوع طلبی و لذت‌طلبی است. هدف، ایجاد وابستگی اقتصادی در جهان اسلام و غارت آن در حوزه‌ سیاست است جهانی‌سازی به این مفهوم، عبارت است از جهانی‌سازی سلطه سیاسی بر كشورهای اسلامی؛ كه تا به حال از طریق گسترش جنگ‌های مذهبی و نژادی و قومی و ملی بین مسلمان‌ها تعقیب می‌شد و این اواخر از طریق لشكركشی و اشغال‌گری و جنگ و لااقل در جهان اسلام به اصلی‌ترین ركن توسعه سیاسی یا مدرن كردن سیاست – یعنی دموكراسی – هم تن نخواهند داد. 
آنها می‌دانند كه امروز در هر كشور اسلامی كه انتخابات آزاد صورت بگیرد، یك جریان اسلام‌گرا از كار درمی‌آید. لذا آنها نه در عراق و افغانستان – كه اشغال كرده‌اند – بلكه حتی در مصر و عربستان و سایر كشورهای اسلامی، اجازه انتخابات آزاد نخواهند داد. 
آنها اعلام می‌كنند امروز بعد از سقوط كمونیسم، جهان دوباره دو قطبی شده است: یك قطبش هژمونی لیبرال دموكراسی به رهبری آمریكا و صهیونیسم است و قطب دیگر، جریان اسلام‌گرا در توده‌های جهان اسلام كه از آن به نهضت بیداری جهان اسلام تعبیر می‌شود. 
سومین حوزه جهانی‌سازی، به مفهوم دوم، حوزه فرهنگ است كه به نام گسترش فرهنگ مدرنیته، روش زندگی آمریكا را در تمام دنیا ترویج می‌دهد. جهانی سازی فرهنگی به این معنا یعنی غربی سازی آمریكایی. 
فرهنگ و ارزش‌های آمریكایی كه قرار است با پوشش جهانی سازی بر دنیا تحمیل شود، چه مشخصاتی دارد؟ یك از مشخصاتش اخلاقی زدایی و تئوریزه كردن فحشا است. فحشا و فساد اخلاقی، همیشه در تاریخ بشر بوده است؛ اما همیشه مخفی می‌شده است. برای اولین بار در این دوره جدید است كه فحشا و فساد – مثل همجنس‌گرایی – علنی و تئوریزه می‌شود و به آن افتخار می‌كنند و گروه‌های صنفی تشكیل می‌دهند. 
مشخصه دوم، گسترش فرهنگ سرمایه‌داری است كه مبتنی به اسراف و تبذیر و ربا است. آنها می‌گویند: جهانی‌سازی فرهنگی، عبارت است از گسترش اجباری، و به عبارت دیگر، گسترش اجتناب‌ناپذیر فرهنگ مدرنیته. آنها می‌گویند: یا ماییم كه جلو داریم، یا بقیه كه در دوره گذار از سنت به مدرنیته هستند. مفهومش این است كه این، یك جاده یك طرف است، تونلی است كه همه بشریت باید به دنبال ما بیایند؛ بعضی دیرتر و بعضی زودتر، این همان ادبیاتی است كه كمونیست‌ها به كار می‌بردند و می‌گفتند: دوره سوسیالیسم آینده قطعی بشریت است؛ ما جلوتر می‌رویم و بقیه در حال گذار هستند و باید به ما برسند؛ والا نابود خواهند شد. این همان ادبیات فاشیستی است كه ما قبلا از موسولینی و هیتلر هم شنیده بودیم. 
اما واقعا كدام فرهنگ، مستحق جهانی شدن است؟ فرهنگی كه به نظر من این چند مشخصه را داشته باشد: 
۱- به دنبال حقیقت باشد، نه قدرت و سیطره بر دنیا؛ 
۲- به انسا‌ن‌ها به چشم موجودات شریف بنگرد، نه با نگاه ابرازی؛ 
۳- انسان را موجودی منطقی بداند، نه غریزی؛ 
۴- حق طلبی و كمال‌خواهی را در شمار امور ذاتی انسان بداند و به آن احترام بگزارد. 
حالا این سؤال مطرح است: آیا فرهنگی كه نه حقیقت بلكه قدرت را غایت‌الغایات زندگی و علم و سیاست بداند و از دریچه منافع خودش به دیگران و به عالم نگاه كند، می‌تواند مستحق جهانی شدن باشد؟ آیا فرهنگی كه انسان و جهان را عاری از هر جهت‌گیری ارزشی می‌پسندد و سكولاریزه می‌كند و صبغه‌های اخلاقی را فقط در حوزه‌ انتخاب فردی و سلیقه‌ای محدود می‌داند و باب داوری اخلاقی را می‌بندد، لایق جهانی شدن است؟ 
آنچه امروز زیر پوشش دموكراسی، پلورالیسم و تولرانس تبلیغ می‌شود، دوباره یك ایدئولوژی توتالیتر است. به مسلمان‌ها می‌گویند: نسبت به عقاید خودتان شكاكانه و نسبی گرایانه نگاه كنید. نوبت به خودشان كه می‌رسد، به نام مدرنیته سرمایه‌داری، فرهنگ كاملا جزمی و بسته را به بشریت تحمیل می‌كنند. امروز آنها به دنبال یك انحصار جهانی قدرت، ثروت و حتی تكنولوژی هستند و مرادشان از جهانی سازی، كنترل پلیسی بر كل دنیا و اعمال نظم نوین جهانی است. آنان تحت پوشش مدرنیته جهانی، به دنبال یك دست كردن فرهنگ جهان در جهت و ستر‌نیزه شدن و غربی شدن هستند. حتی می‌گویند: دین اسلام را آن گونه بفهمید كه با محكمات و مختصات سرمایه‌داری لیبرال سازگار باشد! 
طبیعی است كه در نقطه مقابل، اسلام است كه آن هم یك دین جهانی است. خدا در قرآن كریم فرموده‌ كه پیامبرش،«كافه اللناس»(۱) مبعوث شده است؛ یعنی برای همه بشریت. این پیامبر، اهداف و مطالبات جهانی دارد اما این مطالبات جهانی، انسانی است و در جهت مدح انسان و عدالت و فضیلت است، نه پامال كردن حقوق انسان. 
در دعایی كه از پیامبر اكرم (ص) برای ماه مبارك رمضان نقل شده، آمده است: «اللهم اغن كل فقیر؛ اللهم اشبع كل جائع؛ اللهم اكس كل عریان؛ اللهم اقض دین كل مدین؛ اللهم فرج عن كل مكروب؛ اللهم رد كل غریب؛ اللهم فك كل اسیر…» 
در این دعا از خدا می‌خواهد كه تمام فقیران جهان به رفاه برسند و تمام گرسنگان جهان سیر شوند و تمام برهنگان جهان لباس بپوشند. پیداست این دین مطالبات جهانی و بشری دارد و با مطالبات جهانی تفكر مقابل حتما اشتقاق تئوریك پیدا می‌كند و پیدا كرده است. 
بخش دوم عرایضم در باب این است كه دین در فرهنگ سرمایه‌داری لیبرال و در عصر جهانی سازی به مفهوم دوم، به چه مهفومی تحمل خواهد شد و به چه معنا تحمل نخواهد شد؟ وقتی از اسلام و غرب صحبت می‌كنیم، مراد نسبت اسلام و مسیحیت نیست؛ چون امروز گرچه غرب شهروندان مسیحی دارد، ماهیت مسیحی و دینی ندارد. در تمدن غرب، طبقه مسیحی و رگه‌های مسیحی هست؛ اما این تمدن یك تمدن سكولار و غیر دینی است و به همین دلیل، مسیحیت را حتی در حوزه‌های فردی و كاملا بسته و محدود تحمل نخواهند كرد. دینی كه اینها می‌پذیرند، دینی است كه چند مشخصه زیر را داشته باشد: 
یكی اینكه دین نباید مدعی قوانین مدنی و اجتماعی باشد. لذا هر دینی – و به خصوص اسلام – اگر مدعی یك دكترین اجتماعی – اقتصادی و سیاسی شد، قابل تحمل در این پروسه نیست. 
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهاني شدن چه تاثيري بر توسعه و پيشرفت علوم خواهد داشت؟
سياست بين الملل چه تاثيري بر جهاني شدن خواهد داشت؟
جهان سوم چگونه مي تواند به رشد برسد؟
جهاني شدن چه تاثيري بر روند فنآوري در كشورهاي اسلامي دارد؟
آيا دانشمندان جهان سوم و يا مسلمانان مي توانند با يكديگر كار كرده و به توسعه دلخواه برسند؟
بررسي و دسته بندي مخاطرات و فرصت هاي جهاني شدن از نگاه مسلمانان چيست؟
تعامل مابين روندهاي منطقه اي و روندهاي جهاني آيا امكان پذير است؟
آيا جهاني شدن مي تواند به جهان سوم كمك كند؟
نظريه وابستگي متقابل و ارتباط آن با اخذ تكنولوژي چگونه تحليل مي گردد؟
موضوع نفوذ رهبران در جهان سوم براي اجراي هرگونه بر نامه توسعه آيا جدي است؟
روندهاي كلي در جهان معاصر:
در جهان امروز چهار روند كلان به چشم مي خورد:
جهاني سازي
منطقه گرايي
دمكراسي گرايي
افول سكولاريسم
شرايط استثنايي امروز چهار دليل دارد:
 اول: رشد سريع وابستگي متقابل بين المللي 
دوم: صحنه بين المللي بلحاظ بيشتر شدن بازيگران در حال بيشتر بهم ريخته شدن است.
سوم: تغييرات در اوضاع اقتصادي، سياسي و اجتماعي با سرعت بيشتري در حال انجام شدن است. 
چهارم: موضوع بزرگي و عظمت نتايج عملكرد هر واحد سياسي در صحنه بين المللي است.
واژه جهاني (global) بيش ازچهارصدسال قدمت دارد
كلماتي چون Globalization، Globalize، Globalizing از حدود ۱۹۶۰ رواج پيدا كردند.
فرهنگ وبستر نخستين فرهنگي بود كه تعاريفي براي واژه هايglobalization, globalism در سال ۱۹۶۱ ارائه داد.
واژه globalization تا اواسط دهه ۱۹۸۰ از اعتبار علمي چنداني برخوردار نبود ولي از آن به بعد كاربرد اين مفهوم كاملا” جهاني شده است.
رابرتسون  = كوچك شدن جهان، تشديد آگاهي درباره جهان به عنوان يك كل،                       وابستگي متقابل و واقعي جهاني و آگاهي از اين يكپارچگي
گيدنز     = جهاني شدن نتيجه مستقيم نوسازي است. تسهيل تعاملات اجتماعي و در                      نتيجه پيوند امور محلي به امور جهاني
هاروي    = تراكم زمان و مكان (كوتاه شدن زمان و كوچك شدن مكان) و تبديل                      جهان به يك ميدان واحد
بك        = زندگي در جامعه ريسكي، مهار ريسكها مستلزم همكاري در سطح جهاني است
آلبرو      =    دگرگوني گسترده در جهان
امين       = جهاني شدن واقعيتي مثبت و پيشرفتي تاريخي است، بايد ويژگيهاي انساني                      را به آن داد و با مشاركت فعال در آن شرايط جهاني شدن را اصلاح كرد.
اسكلير     = عملكردهاي فراملي توسط بازيگران غيردولتي در فراسوي مرزها در سه حوزه                     اقتصادي، سياسي و فرهنگي-ايدئولوژيك
مارتين خور= جهاني شدن يعني همان واژه قديمي “استعمار”
كاكس     = بين المللي شدن توليد، تقسيم كار جديد بين المللي، جنبش مهاجرت از جنوب به شمال،                    فضاي جديد رقابتي
  • بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مفهوم «جهاني شدن» به فرآيندي اطلاق مي‌شود كه طي آن جريان آزاد انديشه، انسان، كالا، خدمات، و سرمايه در دنيا ميسر گردد. تأثير اين مفهوم، دگرگوني متغيرهاي زمان و مكان را پديد آورده و گسترش ارتباطات در سطح بين‌المللي قابليت وقوع يافته است. بر اين قرار، داده‌هاي كمي اطلاعات در صحنه جهاني ابعاد وسيعي يافته و موجب رشد شبكه ارتباطات در صحنه بين‌المللي از نظر روابط فردي و اجتماعي شده است. در مقاله حاضر، ضمن توجه به جهاني‌شدن گستره اطلاعاتي در جهان معاصر، به ارزيابي موضوعات مذكور مبادرت شده، و در نهايت به نتيجه‌گيري درباره تأثيرات آن بر كتابداري و اطلاع‌رساني پرداخته مي‌شود
پديده جهاني‌شدن در چند سال اخير به نحوي گسترده منابع چاپي و الكترونيكي زبان فارسي را تحت‌الشعاع قرار داده است. نگاهي به مواد كتابي در اين حوزه (به‌خصوص علوم اجتماعي) نشانگر توجه انديشمندان ايراني به موضوع جهاني‌شدن در رشته‌هاي مختلف مي‌باشد[۱]. آنچه از دهه شصت ميلادي و در بطن انديشه «مك‌لوهان» براي ارائه يك تصوير وسيع ارتباطي به جامعه جهاني عرضه شد، تا به امروز كه در هزاره سوم ميلادي به ارزيابي اطلاعات ديجيتال پرداخته مي‌شود، مبتني بر رابطه انسان و ابزارهاي فناوري است. بر اين مبنا، در گستره كنوني جهاني‌شدن، سعي مي‌شود محدوده اين تغيير و دگرگوني در حوزه اطلاعات مورد توجه قرار گيرد.
هدف اين مقاله آن است كه مباحث موضوعي جهاني شدن را در عرصه اطلاع‌رساني مورد شناسايي قرار دهد و با مطالعه اهم مقالات اين حوزه در منابع چاپي و الكترونيكي، عرصه اطلاعات و اطلاع‌رساني را در چارچوب جهاني‌شدن بررسي نمايد.
۱٫ مفهوم جهاني‌شدن:
از ديدگاه زبانشناختي مفهوم «جهاني‌شدن» واژه‌اي است معادل Globalization،‌ كه بار معنايي ويژه‌اي را در چارچوب اجتماعي، اقتصادي، و فرهنگي دارد. هر چند در متون متنوع علمي از اين واژه با احتياط سخن رفته و آن را مغاير با جامعه جهاني (World society)، نظام جهاني (World system)، بين‌المللي‌شدن (Internationalization)، و جهان‌گرايي (Globality) دانسته‌اند، ولي توصيف مشابهي از اين واژه در بين عالمان رشته‌هاي مختلف علوم انساني موجود است كه به فرآيند و جريان آزاد تفكر و سرمايه مرتبط مي‌شود. در تعريف مادي از واژه جهاني‌شدن «ادوارد آني‌تات» از كارمندان ارشد «صندوق بين‌المللي پول» مي‌گويد: «جهاني شدن به فرآيندي اطلاق مي‌شود كه طي آن جريان آزاد انديشه، انسان، كالا، خدمات، و سرمايه در دنيا ميسر مي‌شود.[۲] در چارچوب اين گونه تعاريف، عالمان علم جغرافيا نيز در توصيف وضعيت و جايگاه كلانشهرها بر مفهوم اقتصادي جهاني‌شدن تأكيد مي‌كنند، و سعي دارند محدوده تعريف مذكور را مورد توجه قرار دهند. چنانچه در يكي از اين گونه مقالات ذكر شده: «جهاني شدن اقتصاد به تشديد جريان كالا، خدمات، اطلاعات، سرمايه‌گذاري و عوامل توليد در سطح بين‌المللي دلالت دارد كه منجر به يكپارچگي اقتصادي جهان مي‌شود»[۳]. آنچه در تعاريف مزبور از نظر پديده‌هاي جمعي مورد توجه است، پيوند فرهنگ و اقتصاد در بين آحاد اجتماعي در عرصه بين‌المللي است كه وقوع آن با شرايط نوين زمان و مكان، توجيه‌پذير است.
هرگاه مفهوم متغير مكان را از جنبه سياسي و جغرافيايي ارزيابي نماييم كه تا چه حد ماهيت سياسي آن از نظر دولت- ملت تغيير يافته، يا اين كه به جهت بروز تحولات سياسي شهروند بين‌المللي از ديدگاه دولت‌ها اهميت يافته، روشن مي‌شود كه روابط انسان با انسان،‌ و انسان با طبيعت و فناوري، عرصه پويايي را در حوزه جهاني شدن دارا مي‌باشد. در مقابل، فرآيند جهاني‌شدن از نظر جغرافيايي به مسائل بومي و همگاني‌كردن بومي(Particularism) نيز مرتبط است، نمادي كه مستلزم همگاني‌شدن اجزاي اجتماعي و بالطبع بومي‌كردن همگاني(Universalism)، يا جامعيت بخشيدن به آحاد جمعي خواهد شد [۴].
در خصوص متغير زمان، به جهت دگرگوني در فرآورده‌هاي مادي اطلاعات و نفوذ فناوري، گستره اطلاعات و روش‌هاي بازيابي به حدي دگرگون شده كه بر دسترسي‌پذيري آن اثرات مختلفي گذاشته است، به نحوي كه فرايندهاي كتابداري در دوره كتاب و عصر چاپي، چندان كاربردي در دنياي مدرن امروز ندارد. بر اين مبنا «مانوئل‌كاستلز» اشاره‌اي به وضعيت دگرگونه كنوني در اثر خويش دارد: «عصر اطلاعات، جبر تكنولوژيك است… جهاني شدن و اطلاعات‌پردازي، ساختارهاي بنيادين جوامع ما در سرتاسر جهان‌اند… فضاي مجازي هم اكنون اين قلمرو [همگاني] را پديد آورده است» [۵]. در مفهومي عيان و آشكار، هر چند جهاني‌شدن موجب دگرگوني در قواعد ارتباطات، خدمات و اقتصاد شده، ولي اين امكان را براي ملل و جوامع فراهم آورده كه ارتباطات و حريم روابط آن، قابليت تعريف مجدد بيابند، بر اين قرار كه اجزاي ارتباطات در مفاهيم الكترونيكي، وضعيت نويني را در بين آحاد استفاده‌كنندگان تعريف مي‌كند. مثلاً تصميمات نوين در خصوص استفاده منصفانه از مواد بدون اجازه صاحب آن بر روي وب‌سايت‌ها، از مواردي است كه در ايالات متحده آمريكا شرايط جديد و نويني را براي پژوهشگران پديده آورده است [۶].
بر اين قرار طبيعي است كه حوزه اطلاع‌رساني، از ديدگاه جهاني‌شدن (با توجه به تعاريف ارائه‌شده) متأثر باشد، زيرا فرايند روابط جهاني‌شدن از چارچوب اطلاعات و عوامل آن در سطح بين‌المللي عبور مي‌كند و اين جريان، زمينه‌هاي اطلاع‌رساني و عوامل خدماتي آن را تحت تأثير قرار مي‌دهد و مفاهيم اين رشته را با توجه به بناي نوين جامعه اطلاعاتي تفسير مي‌كند. در اين خصوص گفته مي‌شود كه اقتصاد، مرزهاي جغرافيايي را در نورديده و ارتباطات به منزله ابزاري از وسايل اين انقلاب تلقي شده است:
مقوله جهاني‌سازي اقتصاد، مرزهاي جغرافيايي را مقدم بر معاملات تجاري، مبادلات تحقيقات علمي و القاي ارزش‌هاي فرهنگي بين‌المللي و آرزوهاي شخصي، تغيير داده است. اينترنت و ارتباطات راه دور باعث ايجاد انقلاب در ابزارهايي شده‌اند كه از آن طريق، مبادلات تجاري، ارتباطات، توليد، دريافت، كوتاه‌سازي، تحليل و انتشار اطلاعات به انجام مي‌رسد. [۷]
۲٫ جهاني شدن و تأثير آن بر آزادسازي اطلاعات :
موردي كه ديدگاه و گستره جهاني شدن را در عرصه زندگي امروز توسعه بخشيده، وسعت اين نظريه و مفهوم است كه جنبه‌هاي متنوع سياسي، اقتصادي، اجتماعي، جغرافيايي، معماري، و اطلاع‌رساني را قابل توجيه مي‌كند. از ديدگاه ماهوي، جهاني‌شدن با حوزه اطلاع‌رساني داراي روابطي است كه به ايجاد جامعه‌اي علمي متنهي مي‌شود كه در آن، جريان پيوسته اطلاعات، انتشار سريع عقايد و افكار را تسهيل مي‌كند [۸]. برخي از انديشمندان ايراني اين ميسر را ملازم «سهولت ارتباط بين افراد» تلفي كرده‌اند [۹]. در راستاي اين انديشه، چارچوب جهاني شدن بر مبناي افزايش شمار پيوندها و ارتباطات متقابل، شكل گرفته است كه از دولت فراتر مي‌رود. ارتباطات در اخذ تصميمات و در فعاليت‌هاي ملي و محلي نتايج قابلي را براي افراد و جوامع دربرخواهد داشت.
بر اين قرار، مفهوم جهاني شدن با متغيرهاي ويژه خود (چون زمان و مكان) در عرصه اطلاع‌رساني مؤثر واقع شده، و در عرصه اطلاعات و ارتباطات به پديده‌اي اطلاق مي‌شود كه موجب فشردگي زمان و مكان گرديده و به تعبيري،‌ «دهكده جهاني» اشاره‌اي به كوچك‌شدن زيست‌كره زمين است. زيرا فشردگي مزبور با درك متحولي از زمان و مكان همراه است كه بر حوزه‌هاي فرهنگي مؤثر واقع مي‌شود.
ابعاد جهاني شدن متأثر از روند مؤثري است كه بي‌ترديد پيامدهاي فرهنگي خود را از نظر اطلاعاتي به جاي خواهد گذاشت. «آنتوني ماكفرو» اين تأثير را به چهار عامل تقسيم كرده كه عبارت‌اند از: رقابت قدرت‌هاي بزرگ، نوآوري‌هاي فناورانه، جهاني شدن توليد و مبادله، و تجدد و نوگرايي [۱۰]. آنچه از تأثيرات مزبور در چارچوب دستيابي به اطلاعات همگاني بر مي‌خيزد، ويژگي‌هاي نوين فرهنگي است كه بر مناطق مختلف اثر مي‌گذارد و به سمت شبيه‌سازي سوق مي‌دهد. چنين چارچوبي متأثر از پيامدهاي جبر اقتصادي و سياسي است و اهداف خود را به فرهنگ‌هاي ملي و محلي تحميل مي‌كند. اين چارچوب در حوزه ايدئولوژي نو- محافظه‌كاران سياسي در ايالات متحده آمريكا قابل مطالعه است؛ مثلاً در پي حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ميلادي به واشنگتن و نيويورك، افكاري در زمينه مبارزه با تروريسم بين‌المللي و اطلاعاتي پديد آمد كه احتمالاً آزادي‌هاي فردي و مدني در دسترس‌پذيري به اطلاعات را محدود خواهد كرد. اين موارد به دليل امكان حذف اسناد و مدارك از اينترنت، موجب گرديد خدمت‌دهندگان اينترنتي را موظف كنند كه فهرستي از اطلاعات مبادله‌شده را در بايگاني خود حفظ نمايند [۱۱].
از وجوه انتقادي بر حوزه جهاني‌شدن در عرصه اطلاعات و ارتباطات، تأثير جنبه‌هاي رفتاري بر كاركرد اين فرايند است؛‌ بر اين قرار كه جهاني‌شدن، فرهنگ را در مقوله‌هاي رفتاري، بر مبناي هجوم و استيلاي ابزارهاي فناورانه در زندگي و اقتصاد سرمايه‌داري، دستخوش تهاجم قرار داده و با عموميت رسانه‌هاي تصويري و خبري مانند تلويزيون و ماهواره و بهره‌جويي از شبكه جهاني اطلاع‌رساني وب، زمينه مواردي مانند شبيه‌سازي و تضعيف فرهنگ ملي به منزله آسيب اجتماعي، در بين ملل و اقوام فراهم مي‌شود [۱۲].
بر اين قرار در عرصه پيوستگي جهاني اطلاعاتي و ارتباطي، برنامه جهاني‌سازي مبتني بر انحصارات و اليگارشي‌هاي مالي است و فرهنگ محلي و ملي را در هم مي‌شكند و به نوعي امپرياليسم فرهنگي منتهي مي‌گردد. در تداوم وضعيت مزبور، وجه و نموداري تاريك از رابطه اطلاع‌رساني و اطلاعات با حيات فرهنگي و اخلاقي ملل مشاهده مي‌شود: «بي‌مرزسازي اقتصادي و اجتماعي بيش از آنكه به ايجاد يك نظام نوين بين‌المللي يا نظم جهاني منجر شود، به ايجاد بي‌نظمي و هرج و مرج منجر شده است [۱۳].»
آنچه مفهوم جهاني‌سازي اطلاع‌رساني را از نظر فوايد و مضرات آن قابل ترسيم مي‌كند، به حد و مرز اطلاعات و نفوذ آن در چارچوب دولت- ملت وابسته است كه به نوعي، جامعه پژوهشي اقوام و ملل را تحت تأثير قرار مي‌دهد. به واقع آيا مي‌توان بر محدوديت اطلاعات، ارتباطات، و اطلاع‌رساني در چارچوب جهاني‌شدن انديشيد؟ طرفداران انديشه جهاني‌شدن بر آشنايي آحاد اجتماعي مردم با فرهنگ‌هاي مختلف ملي و محلي و تنوع فرهنگي از منظر ارتباطي تأكيد دارند و دهكده جهاني را در عصر ارتباطات، مبتني بر تعاطي فكر و انديشه اقوام مختلف پنداشته‌اند.
حركت در اين عرصه بر چند محور قرار دارد كه بحثي مستوفا مي‌طلبد. رئوس مطالب اين تغييرات و دگرگوني‌ها عبارت‌اند از: 
_ فناوري اطلاعات قوه تفكر انسان را توسعه مي‌دهد.
_ فناوري اطلاعات تمام جهان را به هم مرتبط مي‌كند.
_ فناوري اطلاعات مردم جهان را به يكديگر نزديك مي‌كند.
_ فناوري اطلاعات از پيچيدگي‌هاي دنيا مي‌كاهد.
به واقع زماني كه تلگراف و تلفن بهره‌برداري مي‌شد، همواره سوءاستفاده‌هاي اطلاعاتي، ترس غالب و مستولي بر كاربران بود. اين كه فناوري‌هاي نوين تا چه حد جنبه‌هاي محدودكننده‌اي را در جهاني شدن دارد، مباحثي نو و جديد تلقي مي‌شوند [۱۴].
تفكر به شيوه‌هاي فوق، اعم از قابليت نفوذ عناصر فيزيكي ارتباطات در جوامع يا مقابله با آن و محدوديت و حصار فرهنگي، رويه‌هاي نظري و عملي را در چارچوب سياستگذاري اطلاعاتي ترسيم مي‌كند و اين رويه‌ها كه به بنيادهاي اجتماعي هر ملتي وابسته است، بي ترديد با تضادهاي فكري و عملي آحاد اجتماعي مواجه خواهد شد.
۳٫ بررسي داده‌هاي كمّي از حوزه اطلاعات در صحنه جهاني :
بي‌ترديد موضوعي كه بر جهاني‌شدن به طور عيني تأثير داشته رشد شبكه ارتباطات جهاني در عرصه كنوني روابط فردي و اجتماعي است. اين گستره جايگاه عميقي را از نظر فناوري و ارتباطات و وسايل و ابزار ارتباطي در صحنه بين‌المللي فراهم آورده و رشد فناوري اينترنت و زايش وب‌سايت‌ها، جايگاه نويني را در عرصه بين‌المللي پديد آورده است. روايت‌هاي متفاوتي از ميزان كمّي رشد اينترنت جهاني قبل از هزاره جديد در سال ۲۰۰۰ ميلادي موجود است. مثلاً دكتر «فرهنگ رجايي» به نقل از نيويورك تايمز استفاده‌كنندگان از اينترنت را تا ۱۹۹۴ ميلادي ۵۰ ميليون نفر شمرده [۱۵] و دكتر «حسن افراخته» كاربران را تا ۱۹۹۷ ميلادي حدود ۳۰ ميليون نفر ذكر مي‌كند [۱۶]. بر همين مبنا رشد وب‌سايت‌هاي جهاني در فاصله سال‌هاي ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۸ ميلادي نفوذ چشمگيري در عرصه اطلاعات به همراه داشته و از ۱۰۰۰۰ به ۸۰۰۰۰۰ وب‌سايت ترقي يافته. به همين دليل بود كه «آنتوني‌گيدنز» و حاميان وي به نظريه «زمان جهاني» گرايش يافتند. يكي از مفسرين اين نظريه مي‌نويسد: «هر حادثه‌اي در هر گوشه‌اي از جهان به بخشي از زندگي روزمرة‌ جهاني و به موضوعي تبديل مي‌گردد كه همه مي‌توانند آن را ببينند، درباره‌اش داوري كنند و نسبت به آن اعمال فشار نمايند [۱۷].
گستره توجه به فناوري اطلاعات در سال‌هاي دهه هشتاد ميلادي آغاز شد، يعني زماني كه صاحبان صنايع بيش از يك تريليون دلار در اين حوزه سرمايه‌گذاري كردند و تا پايان دهه نود به بازدهي قابل توجهي در صنايع توليدي و خدماتي فناوري اطلاعات منتهي شد. بر اساس تحقيقي كه به سفارش «دانشگاه بركلي» در ايالات متحده آمريكا صورت يافته، حافظه ديجيتالي به منزله كارآمدترين رسانه ذخيره‌سازي اطلاعات مورد توجه قرار گرفته است. بر اين اساس، قيمت حفظ و نگهداري اطلاعات به شدت در حال كاهش است، به طوري كه قيمت يك گيگا بايت ظرفيت ذخيره‌سازي اطلاعات كه در سال ۲۰۰۰ ميلادي كمتر از ۱۰ دلار بود، در سال ۲۰۰۵ به يك دلار تنزل خواهد يافت [۱۸].
  • بازدید : 65 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است
یکی از مهمترین پیامدهای جهانی شدن، افزایش رقابت درسطح بین المللی اقتصاد است. زیرا در این شرایط، همواره با کاهش هزینه های حمل ونقل، رشد حیرت انگیز فناوری اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونیک و به حداقل رسیدن محدودیتهای جغرافیایی و رشد رقابت مواجه خواهیم بود که درنتیجه کارایی اقتصاد بین المللی افزایش خواهدیافت. در این میان می توان گفت مهمترین پیامد جهانی شدن بر اقتصاد کشورها رشد تجارت الکترونیک است. که عناصر آن بازار الکترونیک، تبادل الکترونیک داده و تجارت اینترنتی هستند که مبین ارتباط تنگاتنگ بین فناوری اطلاعات و ارتباطات با فرایندهای بازار ومدیریت است. بنابراین، برای باقی ماندن مدیران در عرصه رقابتهای اقتصادی باید ابزارهای مختلف اطلاعاتی و ارتباطی با دیدی روشن و طبق نیازهای سازمان تامین و راه اندازی شوند. درنهایت آنچه در راستای تجارت الکترونیک برای مدیران دارای اهمیت است.
جهانی شدن پدیده‌ای است که بروز آن در عصر حاضر موجب تغییر و تحولات بسیاری در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در عرصه بین‌المللی شده و کشورهای بسیاری را به چالش کشانده‌است. به طوری که بی‌شک مهمترین و بارزترین وجه تمایز اقتصاد امروز و دیروز جهانی شدن است. جهانی شدن‌ برای‌ بیماریهای‌ اقتصادی‌ جهان‌ تجویز شده و چنین‌ ادعا می‌شود؛ که‌ جریان‌ آزاد سرمایه، نیروی‌ کار، کالا و اطلاعات‌ بدون‌ دخالت‌ دولت‌ و دیگر شکلهای‌ مداخله، تنها راه‌ رسیدن‌ به‌ سعادت‌ جهانی‌ است (چنج، ۱۹۹۹، ۲۲۵).
در دوران‌ کاپیتالیسم، بازرگانان‌ ناچار بودند، که‌ کل‌ سرمایه‌ تجاری‌ خود را به‌ دور و نزدیک‌ ببرند؛ زیرا بدون‌ وسعت‌ دادن‌ به‌ حوزه‌ فعالیتشان، در رقابت‌ نابود می‌شدند. یک‌ شکل‌ ابتدایی‌ جهانی‌شدن‌ که‌ امپریالیسم‌ بازرگانی‌ نامیده‌ می‌شد؛ شروع‌ به‌ پیوند اقتصاد بخشهای‌ مختلف‌ جهان‌ به‌ یکدیگر کرد(پیپلس، ۱۹۹۹، ۹۹).
امروزه تعاریف متفاوتی از مفهوم و واژه‌ جهانی شدن عنوان گردیده است. گروهی از آن به عنوان یک مفهوم عام یعنی درهم ادغام شدن بازارهای جهان در زمینه‌های تجارت، سرمایه‌گذاری مستقیم و جابه جایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب نظام سرمایه‌داری آزاد بازار و نهایتاً سر فرود آوردن در برابر قدرتهای جهانی بازار یاد می‌کنند. گروه دیگری از آن به‌عنوان پیروزی نظام سرمایه‌داری در جهان نام می‌برند. و گروهی از آن به‌عنوان وجود رقابتی بی‌قید و شرط در سطح جهان به‌گونه‌ای که کشورهای غنی را ثروتمندتر و کشورهای فقیر را فقیرتر می‌کند یاد کرده‌اند.
گروهی هم از آن به‌عنوان عصر تحول عمیق سرمایه‌داری برای همه انسانها نام برده‌اند.
با این همه باید عنوان کرد که جهانی شدن از نظر تمامی این گروهها، حول محور یک مفهوم است و آن این است که این مفهوم بیانگر یک روند مستمر و مداوم پیرامون رقابت میان قدرتهای بزرگ، نوآوری، تکنولوژیک، جهانی شدن تولید و مبادله و به‌معنای نوگرایی (مدرنیسم) است.
اما به هر حال باید گفت: آنچه از نظر مفاهیم تئوریک به این پدیده اطلاق گردیده است، با آن چیزی که امروزه با آن در صحنه بین‌المللی مواجه هستیم تفاوتهای بسیار دارد، همان طور که در ادبیات موضوع طرح گردیده‌است، از جهانی شدن به‌عنوان، به استقبال یک جهان رفتن، آشنا شدن با فرهنگهای دیگر و احترام گذاشتن به آرا و نظریه‌های دیگران یاد گردیده است. اما روند تحول جدیدی که در دنیای امروز در قالب یک بازاندیشی و نظام جدید تعریف می شود. مفهومی تحت عنوان جهانگرایی است که به معنای نفی دیگران و نفوذ در فرهنگهای دیگر در محل برخورد ایدئولوژی‌ها است. در علم معانی بیان، جهانی شدن فرایند کوتاه کردن فاصله ها ،تغییر در تجارب زمانی و ارائه ماهیت جهانی است. (ریزیوی، ۲۰۰۰) 
این تحول در ابعاد مختلفی در جهان امروز ایجاد گردیده است. در بعد اقتصادی شامل گسترش و یکپارچگی بازارهای مالی‌ مبادلات تجاری، ایجاد سازمانهای اقتصادی بین‌المللی نظیر اکو، نفتا، آس آن، اتحادیه پولی کشورهای اروپایی (یورو)، ادغام شرکتهای بزرگ تولیدی (کرایسلر- دایملر)، در بعد سیاسی؛ این تحول با سقوط نظامهای تمامیت‌خواه و اقتدارگرایانه گرایش به دموکراسی و تکثر (پلورالیسم) سیاسی و احترام به حقوق بشر، بوده است، و در بعد فرهنگی؛ گرایش به سوی ایجاد فرهنگ جهانی با ارزش و معیارهای خاص و درنهایت در بعد ارتباطات شامل گسترش بی‌حد و مرز شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت در اقصی‌نقاط جهان است.
در بررسی آثار و پیامدهای جهانی شدن بر اقتصاد باید براین نکته توجه داشت که؛ جهانی‌شدن اقتصاد آثار و پیامدهای متفاوتی را برای کشورهای مختلف جهان اعم از توسعه یافته‌ و در حال توسعه داراست. به عبارت ساده‌تر، علاوه بر تأثیر عمومی جهانی شدن بر اقتصاد متناسب با ویژگی‌های ساختاری هر یک از گروهها، کشورها پیامد ویژه‌ای متناسب با ساختار اقتصادی آنان را در بر دارد.
از یک نظر کلی و عمده می‌توان آثار عمومی جهانی شدن اقتصاد را به صورت زیر عنوان کرد:
۱ – افزایش رقابت؛
۲ –  وابستگی بیشتر اقتصاد کشورها؛
۳ –   به چالش‌ کشاندن دولتها؛
-۴گسترش تقسیم کار بین المللی (دعایی و عالی، ۱۳۸۴، ۴۵)
در این میان یکی از مهمترین پیامدهای جهانی شدن، افزایش رقابت در سطح بین‌المللی اقتصاد است، زیرا در این شرایط، همواره با کاهش هزینه‌های حمل و نقل، رشد حیرت‌انگیز فناوری اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونیک و به حداقل رسیدن محدودیتهای جغرافیایی و رشد رقابت مواجه هستیم، درنتیجه کارایی اقتصاد بین‌المللی افزایش خواهد یافت.در این میان می توان گفت مهمترین پیامد جهانی شدن بر اقتصاد کشورها رشد تجارت الکترونیک است.
تجارت الکترونیک
در دهه های اخیر سازمانها با شتاب فراوانی به سوی بهره گیری از فناوری ارتباطات و اطلاعات در زمینه های تجاری و بازرگانی رفته اند. درواقع می توان علل ورود به تجارت الکترونیک را برای سازمانها چنین برشمرد:
• هزینه سربار بالا؛
• هزینه های عملیاتی بالا؛
• عدم به کارگیری فناوری رقابتی؛
• پاسخ ندادن به موقع به مشتریان.
(صرافی زاده، ۱۳۸۳) (شکل شماره یک)
در گذشته تجارت نوعا به صورت چهره به چهره بین دو طرف صورت می گرفت. اما در طول قرنها و دهه ها تجارت روندی پیچیده به خود گرفت. در حال حاضر، درصد بالایی از معاملات تجاری دیگر به صورت چهره به چهره صورت نمی گیرد، بلکه از طریق تلفن یا پست الکترونیک و با تبادل پولهای جدید پلاستیکی انجام می شود. پول سنتی نوعا موردحمایت دولت فدرال بوده و اغلب به شکل کاغذی عرصه می شود، اما در قرن اخیر اشکال دیگری از پول به وجود آمده که عبارتند از : چک ها، کارت های اعتباری و دیگر اشکال سفارش پول . 
تجارت الکترونیک را می توان بدینگونه نیز تعریف کرد: خریدوفروش اطلاعات، محصولات وخدمات از طریق شبکه های رایانه ای. ما این تعریف را تسری داده ومسائل زیر را نیز در آن می گنجانیم: حمایت از کلیه اشکال معاملات تجاری از طریق ساختارهای دیجیتال و عناصر آن عبارتند از: بازار الکترونیک، تبادل الکترونیک داده و تجارت اینترنتی (صرافی زاده، ۱۳۸۳).
 
این تعریف با کاربرد گسترده تری که برخی شرکتها از تجارت الکترونیک به عمل می آورند تطابق دارد. به عنوان مثال، شرکت سیلیکون گرافیک، یکی از سازندگان جهانی تجهیزات رایانه ای پیشرفته، از حضور خود در وب به عنوان راهی برای تامین اطلاعات مورد نیاز مشتریان خود سود می برد. (منظور دستیابی به بروشور تولیدات و فهرست قیمتهاست.) این شرکت همچنین از وب به عنوان ابزاربازاریابی (یعنی فراهم آوردن امکان تماس مشتریان با دفاتر فروش)، به عنوان مجرای فروش (یعنی سفارش اینترنتی تولیدات نرم افزاری) و به عنوان خط درجه یک پشتیبانی (یعنی تامین بسته های رفع اشکال نرم افزاری و پاسخ به سوالات متداول) استفاده می کند. مثال دیگر به بانک آمریکا مربوط می شود. این بانک امکان نقل و انتقال اطلاعات مالی از طریق اینترنت را فراهم آورده است. اگر از دیدگاه خریدار – فروشنده به مسئله بنگریم ویک مدل چرخه زندگی “life – cycle” به کار ببریم، می توانیم تجارت الکترونیک را در تمامی مراحل نقل و انتقال تجاری به کار ببریم. 
تجارت الکترونیک و به تبع ، مدل های تجارت الکترونیک اولین بار در اوایل دهه ۷۰ ( میلادی) ارایه شدند. در این دوره استفاده از مدل های تجارت الکترونیک بسیار گران بود و عموم کاربران آن را ، شرکتهای بزرگ مالی و بانک ها و گاهی شرکتهای بزرگ صنعتی تشکیل می دادند. 
کاربرد تجارت الکترونیک در این دوره دشوار بود. به علاوه نیاز به سرمایه گذاریهای سنگین برای تهیه بستر موردنیاز آن لازم بود. لذا محدوده کاربرد آن به موسسات مالی و شرکتهای بزرگ محدود می شد. 
در مرحله بعد استاندارد تبادل اطلاعات الکترونیک ایجاد شد که تعمیمی ازمدل نقل و انتقالات مالی و بانکی با استفاده از ابزارهای نوپای اطلاعاتی، بود. با این تفاوت که تبادل اطلاعات الکترونیک، امکان استفاده و بهره برداری در سایر انواع مبادلات تجاری را نیز دارا بود. 
تبادل اطلاعات الکترونیک باعث شد تا دامنه کاربرد مدل های تجارت الکترونیک ، از محدوده موسسات بزرگ مالی به ابعاد وسیعتری گسترش بیابد. 
مدل های تجارت الکترونیک در این دوره برای فعالیتهایی نظیر رزرو بلیت هواپیما و معاملات سهام مورداستفاده قرار گرفتند.
با وجود این، پیاده سازی مدل های تجارت الکترونیک بر اساس تبادل اطلاعات الکترونیک نیز سنگین و هزینه بر بود. نیاز به سرمایه گذاری بسیار، برای آموزش پرسنل و تهیه بسترهای لازم وجود داشت. لذا تنها شرکتهای بزرگ بودند که می توانستند به ایجاد مدل هایی بر اساس آن بپردازند. 
در نیمه اول دهه ۹۰ ، اینترنت گسترش بسیاری پیدا کرد و به تدریج از حیطه دانشگاهی و نظامی خارج شد و کاربران بسیار زیادی در بین همه افراد جامعه پیدا کرد. گسترش وب سایت جهانی، استانداردها و پروتکل های مربوطه از یک طرف باعث جذب هر چه بیشتر کاربران به اینترنت شد و استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات در این زمینه را عمومی کرد و از طرف دیگر این امکان را برای شرکتها و موسسات به وجود آورد که به گونه ای آسان و کم هزینه ، به انجام فرایند اطلاع رسانی بپردازند. 
مدل های تجارت الکترونیک متنوعی در این دوره ایجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند. تجارت الکترونیک به تدریج رونق گرفت و مدل های تجارت الکترونیک به عنوان دسته ای از مدل های دنیای تجارت ، مطرح شدند. 
ایجاد بسترهای مناسب و ارزان برای تجارت الکترونیک و رشد کاربران این بسترها از دلایل رشد سریع تجارت الکترونیک در این دوره بود. رشد فشارهای رقابتی بین شرکتها نیز از دیگر دلایل توجه شرکتها به مدل های تجارت الکترونیک بود. 
مدل های مطرح شده در این زمان ، مدل های تجارت الکترونیک ساده و اولیه بودند. به عبارت دیگر، استفاده از تجارت الکترونیک در ساده ترین سطح آن انجام می شد. مشکلات فنی و نقایص موجود به علاوه ناآشنایی کاربران و شرکتها که مانع سرمایه گذاری آنها می شد، باعث گردید تا در این دوره تنها مدل های اولیه تجارت الکترونیک مورد استفاده قرار گیرند. این مدل ها معمولا فقط به اطلاع رسانی به مشتریان خود در مورد شرکت و محصولات آن محدود می شدند. 
به تدریج و با گذر زمان ، شناخت کاربران و شرکتها از مزایای مدل های تجارت الکترونیک افزایش یافت. از طرف دیگر مسایل فنی و فناوری مورد استفاده نیز به مرور ارتقا پیدا کردند. در نتیجه این مسایل، به تدریج مدل های تجارت الکترونیک تکامل یافته و مدل های جدید و پیچیده تری، ایجاد شده و مورد استفاده قرار گرفتند. 
در نیمه دوم دهه ۹۰ ( میلادی) کاربران و شرکتها به صورت روزافزونی با نوآوریها و ارتقای فناوری اطلاعاتی به عنوان بستر مدل های تجارت الکترونیک روبه رو شدند. در این دوره یکی از مهمترین تحولات در اینترنت، به عنوان یکی از بسترهای تجارت الکترونیک،رخ داد. این تحول افزوده شدن قابلیت پردازش به مسایل اطلاعاتی بود. وجود قابلیت پردازش امکانات زیادی را برای تجارت الکترونیک ایجاد کرد و باعث گسترش مدل های تجارت الکترونیک و افزایش کارآیی این مدل ها گردید. در این دوره مدل های تجارت الکترونیک و حجم مبادلات انجام شده توسط این مدل ها به صورت نمایی رشد پیدا کرد. 
عموم شرکتهای بزرگ و موفق که موفقیت خود را مدیون مدل های تجارت الکترونیکی بوده اند، در نیمه دوم دهه ۹۰ پا به عرصه وجود نهاده اند. 
تا اواخر دهه ۹۰ میلادی عموم مدل های تجارت الکترونیک با تاکید بر مصرف کننده نهایی شکل گرفته بودند و در دسته موسسه برای مشتری (BUSINESS TO CONSUMER) قرار می گرفتند. ولی به تدریج و با مهیا شدن فرصتها و امکان استفاده جدی، شرکتهای بزرگ نیز استفاده از مدل های تجارت الکترونیک را مناسب و سودآور یافتند. لذا به سرمایه گذاری در مدل هایی پرداختند که به استفاده از این بستر در ارتباط بین شرکتها یاری می رسانند و در دسته موسسه برای موسسه (BUSINESS TO BUSINESS) قرار می گیرند. از این دوره به بعد مدل های موسسه برای موسسه به لحاظ حجم مبادلات بر مدل های موسسه برای مشتری پیشی گرفتند.
سیستم های تجارت الکترونیک در اتخاذ استراتژی های جدید مدیریت مشتریان نقش مهمی دارند، زیرا: 
• خریداران و فروشندگان را به طور مستقیم با هم مرتبط می سازند؛ 
ازتبادل کامل اطلاعات دیجیتال بین دوطرف پشتیبانی می کنند؛
• در زمان صرفه جویی ومحدودیتها را رفع می کند؛ 
• از فعالیتهای تعاملی بین دوطرف پشتیبانی می کند و بنابراین، می تواند به طور پویا با رفتار مشتریان منطبق شود. 
متخصصانی مانند «مکنزی» با پیشگوییهای خود این مسئله راتایید کرده اند . آنان پیش بینی کرده اند که در سالهای اولیه قرن بیست ویکم، خرید بدون خروج از خانه ارزشی به میزان ۴ تا ۵ میلیارد دلار پیدا خواهد کرد. 
اخیرا یک شرکت مشاوره ای نتایج تحقیقات خوددر مورد نزول صنعت اینترنت در سال ۱۹۹۶ رامنتشر کرد. مدعای آنان این بود که بسیاری از شرکت ها بدون آنکه ابتدا یک استراتژی مشخص تجاری داشته باشند، شروع به سرمایه‌گذاری کرده اند. همزمان با افزایش هزینه های حضور اینترنتی در عرصه تجارت، شرکتها وب را ترک خواهند گفت. زیرا آنان نمی توانند برای تداوم حضور خود در وب دلیل موجهی بیابند. مامعتقدیم که نتایج این پژوهش تا حدی درست است و باید قبل از سرمایه گذاری یک استراتژی مشخص شکل بگیرد. نکته کلیدی این استراتژی آن است که بخش مربوط به ارزش این گونه تحلیلها را بفهمیم. درواقع فناوری های مورد استفاده در تجارت الکترونیک محدود به اینترنت و وب نیست. این دو مطمئنا از کاربردی ترین ابزارهای مورد استفاده در سیستم های تجارت الکترونیک مشتریان به شمار می روند و اغلب در مثالهای ما مورد استفاده هستند، اما این وضعیت با وجود ابزارهای هوشمند و داده های رسانه ای (متن، صدا، تصویر، ویدئو و….) مرتبط با یک شبکه آزاد تغییر خواهد کرد. به همین ترتیب، کیوسک های رسانه ای و تلویزیون های تعاملی نیز به عنوان مجاری تجارت الکترونیک به کار ما می آیند.
اگرتجارت الکترونیک را تنها به فروش مستقیم محدود کنیم. اینترنت به عنوان یک مجرای توزیع نمی تواند با دیگرمجاری بازاریابی مستقیم رقابت کند. پول در آوردن ازطریق فروش مستقیم قطعا اولین راه کاستن از فایده تجارت الکترونیک است. با این وجود راههای فراوان دیگری نیز برای این کار وجود دارد.
جدول زیر مولفه های مربوط به ارزش تجاری تجارت الکترونیک را بیان می کند. (جدول ۱)
سه مقوله پیش گفته یعنی بهبودبخشی، دگرگونی و بازتعریف سازمان نشانگرمیزان تحول درمدل جهانی تجارت یک سازمان و تاثیراین تحول بر حسب نتیجه آن بر تجارت است. دگرگون ساختن یک سازمان مستلزم خلاقیت و کار بیشتر و نیز خطر پذیری بیشتر و صرف زمان به گونه ای متفاوت است. قطعا موفقیتهای حاصله متناسب با مرارتهای بیشتری است که ما تحمل می کنیم. 
باید توجه داشت که در برخی موارد بهبود یک جزء از تجارت ( به عنوان مثال مجرای فروش ) عملا به باز تعریف هسته اصلی تجارت منجر می شود. بنابراین، مقوله هایی که ما پیشنهاد دادیم باید منعطف، مرتبط با یکدیگر و متداخل باشند. درادامه برخی مولفه ها برای ارزش دهی به تجارت ذکر می شود. 
الف – ارتقای محصولات: تجارت الکترونیک ازطریق برقراری ارتباط مستقیم، می تواند درارتقای خدمات و محصولات کمک کند. 
اولین فایده تجارت الکترونیک ارائه اطلاعاتی در مورد محصول به مشتریان است. این کاراز طریق جزوات الکترونیک اینترنتی یا راهنماهای خرید صورت می گیرد. این یک مجرای بازاریابی جدید است که موجب می شود تا امکان دسترسی به حداکثر تعداد مشتریان فراهم آید. مزایای تجارت الکترونیک به عنوان یکی از راههای عرضه اطلاعات مربوط به محصول عبارت است از: دردسترس بودن در طول ۲۴ ساعت شبانه روز و در کلیه مکانها، البته این درصورتی است که مشتری برای دسترسی به این اطلاعات از زیر ساختهای مناسب مانند رایانه شخصی، مودم و خدمات اینترنتی برخوردار باشد. مزیت دیگر یک وسیله ارتباطی الکترونیک، تعاملی بودن و تطبیق سفارشات با درخواستهاست. راههای مختلفی برای تبلیغ محصولات به صورت اینترنتی وجود دارد. می توان این کار را بر حسب تقاضای مشتری یا تغییر محتوای آن برحسب این تقاضای ساده سازی یا پیچیده سازی انجام داد. روش دیگر نمایش تعدادی ازمحصولات به یک مشتری خاص، تغییر قیمت (مثلا کاهش آن برای اعضای یک باشگاه) و مجاز دانستن کارکردهای جدید در برخی موارد است .
 
به عنوان مثال یک بازار بزرگ الکترونیک می تواند رابطه ای گرافیکی مختلفی را برای کاربرهای گوناگون (کودکان، نوجوانان یا زنان خانه دار) طراحی کند، به گونه ای که این رابطها متناسب با نیازهای هر یک ازاین گروههای سنی باشد. 
تبلیغاتی که درهر صفحه ظاهر می شود نیزمی تواند مختلف باشد و برای کودکان اسباب بازی، برای جوانان موسیقی و برای زنان خانه دار از جواهرات استفاده شود. این کار مطابق با روندهای بازاریابی مانند بازاریابی جزئی یا بازاریابی نفر به نفر است. در این نوع از بازاریابی بر مبنای نیازها و خواسته های هر شخص برای او پیام خاصی ارسال می شود و هر مشتری بدین شکل هدف قرار می گیرد. 
در دنیایی که تمایز قایل شدن بین محصولات روز به روزسخت ترمی شود، چرخه حیات نیز در آن روز به روز کوچکتر می شود. و از آنجا که مشتریان وقت کمی دارند، تجارت الکترونیک فرصت مناسبی برای عرضه استراتژی‌های ارتقابخش جدید و ارتقای نامهای تجاری در اختیار ما می نهد. درهمین راستا، کیفیت تبلیغات مهمترین ارزش برای ارتقای محصولات است. 
ب – مجرای جدید فروش: سیستم های تجارت الکترونیک به علت دسترسی مستقیم به مشتریان و جهت گیری دو سویه خود در تبادل اطلاعات مجرای فروش جدید برای محصولات محسوب می شود. 
اگرتجارت الکترونیک و به ویژه وب سایت جهانی را به عنوان مجاری فروش در نظر بگیریم، دو نوع از محصولات اهمیت ویژه ای می یابند. 
اول کالاهای فیزیکی که گاهی درفروشگاههای متعارف نیز به فروش می رسند. مثال این مورد برخی نرم افزارهای رایانه ای است. چنین محصولاتی را می توان آگهی یا آنها را به صورت اینترنتی سفارش داد.(بهنام، ۱۳۸۲) 
دوم محصولاتی که می توان آنها را از طریق ابزارهای تجارت الکترونیک نیزعرضه کرد. این محصولات عبارتند ازاطلاعات یا نرم افزارها. 
مثال برای نوع اول این محصولات به اصطلاح کاتالوگ های الکترونیک مانند شبکه خرید اینترنتی است که در آن تمامی انواع کالاهای رایانه ای و الکترونیک به فروش می رود. این کاتالوگ ها اطلاعاتی را در مورد محصولات ارائه می کنند. از سفارش و پرداخت اینترنتی حمایت می کنند و گاهی اوقات به صورت اینترنتی به عرضه خدمات پس از فروش می پردازد. د ربخش دوم (محصولات اطلاعاتی) ابزار تجارت الکترونیک عملا به وسیله ای برای واگذاری اطلاعات مبدل می شود. مثلا یک روزنامه الکترونیک دیگراز کاغذ استفاده نمی کند و می توان آن را به صورت کاملا دیجیتالی عرضه کرد. در برخی موارد درعمل هیچ نسخه کاغذی ازیک سرویس وجود ندارد. در مورد نرم افزارها نیز در حا ل حاضر یکی از شرکتهای فروشنده نرم افزار بیش از۳۰۰ بسته نرم افزاری را به فروش می‌رساند که به صورت دیجیتال قابل عرضه است وچند دقیقه پس ازخرید تحویل مشتری می شود. 
با گسترش فروش آگاهانه محصولات، مقوله بندیهای جدیدی درعرضه محصولات درحال ظهوراست. به عنوان مثال، اگر چهار روش در آمد زایی از طریق وب را در نظربگیریم، دو روش آخر به اشکال جدیدی از محصولات مربوط می شوند. 
• روش مستقیم (به عنوان مثال، فروش محصولات)؛ 
• فروش محتوی (به عنوان مثال، فروش اطلاعات)؛ 
• آگهی دادن (به عنوان نمونه عرضه رایگان اطلاعاتی مانند اخبار یا دفاتر راهنما به منظور جلب نظر سایرین و فروش این اطلاعات به آگهی دهندگان)؛ 
• انجام معاملات و لینک دادن (به عنوان مثال درنظر گرفتن حق الزحمه ای خاص برای انجام یک کار مانند فروش اینترنتی بلیت هواپیما، یا دریافت هزینه لینک دادن به یک عرضه کننده خدمات، مشابه روشی که در بخش آگهیهای شرکتهای مختلف انجام می شود). 
ج – صرفه جویی مستقیم: تجارت الکترونیک می تواند با استفاده از یک ساختار عمومی مشترک مانند اینترنت و انتقا ل و کاربرد مجدد اطلاعات به صورت دیجیتال، هزینه ارائه اطلاعات مذکور به مشتریان را کاهش دهد. 
مولفه سوم ارزش تجارت الکترونیک مربوط به فرصتی است که استفاده از این روش برای صرفه جویی در هزینه‌ها در اختیار ما می نهد. با استفاده از یک زیر ساخت دیجیتال مشترک مانند اینترنت- در مقایسه با ساختارهای فیزیکی- هزینه های مربوط به بازاریابی، توزیع و ارائه خدمات پس از فروش به شکل حیرت انگیزی کاهش می‌یابد.
اگر انتقال اطلاعات، به صورت خودکار و دیجیتال انجام شود، هزینه های اشخاص/ تلفن/ پست و چاپ قطعا کاهش خواهد یافت. تاثیر این مسئله بویژه دربخش خدمات مشهود است. د راین بخش هزینه خدمات پس از فروش به مشتریان معمولا ازهزینه تولید محصولات بیشتر می شود. آنچه مسلم است سیستم های تجارت الکترونیک به خاطر سرنوشت آتی خود موجب کاهش چرخه زمانی تولید وعرضه خدمات و اطلاعات می شوند. 
در برخی بازارها یا در مورد برخی محصولات توانایی توزیع یا دریافت محصول به فاصله کوتاهی پس از تولید آن ازاهمیت فراوانی برخوردار است.
این مسئله بویژه درمورد توزیع اطلاعات نیزصادق است که شرکتهای بزرگ با استفاده از وب و یا پست الکترونیک به توزیع اطلاعات درصدها حوزه گوناگون می پردازد. هدف ازاین کار کسب اطمینان در مورد حصول به موقع اطلاعات ازسوی تصمیم گیرندگان درشرکتهای بزرگ است. 
مدیریت و تجارت الکترونیک
با توجه به آنچه بیان گردید مدیران سازمانها بیش از هر زمان دیگری نیازمند به ابزارهای اطلاعاتی و ارتباطی در عرصه رقابتهای تجاری هستند، زیرا کاهش برتری رقابتی یکی از مهمترین عواقب ناهماهنگی با فناوری اطلاعات است. (لوکاس، ۲۰۰۰، ۶) چالش جهانی ایجاد شده در عرصه مدیریت که با ظهور پدیده فناوری اطلاعات و ارتباطات رنگ و جلوه ای دیگر گرفته است مهمترین و شاید اثر گذارترین دست یافته بشر در طول چند قرن اخیر است تا جایی که مهمترین کالای تجاری قرن حاضر را «اطلاعات» معرفی کرده اند. 
تاثیر مستقیم و غیر مستقیم فناوری اطلاعات و ارتباطات در کلیه ساختار ها و سطوح زندگی عادی مردم و نفوذ و توسعه ابزارهای این پدیده عصر جدید در پیچیده ترین فعالیتها، موثرترین عامل در راه توسعه تکنولوژیک و به تَبع آن اطلاعاتی بشر بوده است. ظرفیتهای بالقوه فناوری اطلاعات و ارتباطات مدیران پیشرو را مجاب می کند تا با نگرشی عمیق برابزارهای این پدیده جهان شمول قابلیتهای بالقوه سازمان خود را به مَنصه ظهور برسانند. با این دیدگاه سعی می شود تا با نگاهی گسترده زمینه های بستر سازی فناوری اطلاعات و ارتباطات و کارکردهای آن در تحولات درون سازمانی و ارتباطات برون سازمانی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. 
مدیران پیشرو همیشه به دنبال فناوریهایی هستند که جریان کار را تسریع و تسهیل می کند. در واقع مدیران برای ایجاد ارتباطات موثر مابین سطوح طولی و عرضی سازمان همچنین ساده کردن جریان امور برای جمع آوری و راهبرد مناسب اطلاعات مرتبط با حوزه فعالیت سازمان خود، ناگزیر از شناخت ظرفیتهای موجود سازمان خود و نیاز سنجی ظرفیتهای تکمیلی هستند. استفاده از قدرت اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات در هدایت سازمان برای پیشتازی در مقابل رقبا امری ضروری و اساسی است. فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی بسیاری از عملیات مربوط به سازمان مانند سیستم ها و جریان اتوماسیون را به انجام می رسانند. 
بدون شک باید گفت که فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب تقویت تواناییها و خلاقیتهای مدیران پیشرو می شود. با این نگرش یک مدیر و کارمندان او وقتی ابزارهای ارتباطی و اطلاعاتی را به ساختار سازمان خود تزریق شدند می توانند به جای سخت کارکردن سریعترو با دقت تر از قبل کارکنند ضمن اینکه مدیر می تواند نظارت و مدیریت غیر متمرکز را تجربه کند. با توجه به اینکه هدف غایی هر رابطه کاری دستیابی به سود تجاری است می توان گفت که ارتباط کمی و کیفی با مشتریان با استفاده از این ابزارها گسترش و هزینه های جاری و حتی سرمایه ای و امکان سنجی نیز کاهش می یابد
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

روند جهانی شدن، فرصت ها و چالش های مختلفی را برای كشورها ایجاد كرده و قواعد جدیدی را در نظام بین المللی به وجود آورده است. سطح توسعه كشورها تأثیر مستقیمی بر نحوه مشاركت و میزان بهره مندی آنها از این روند دارد و نتایج حاصله نیز اهداف توسعه ای كشورها را تحت الشعاع قرار خواهد داد
از همین روست كه محمد نهاوندیان، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران معتقد است هرچه تعامل و حضور بنگاه های اقتصادی كشور با اقتصاد جهانی غیرقابل انفكاك تر شود، اقتصاد ایران غیرقابل تحریم تر می شود.این بدان معنی است كه هر چه درجه درهم تنیدگی اقتصادی بنگاه ها با اقتصاد جهانی بالاتر رود، امنیت اقتصادی كشور با امنیت اقتصادی جهان گره می خورد.او تأكید دارد كه با رسیدن به چنین مرحله ای احتمال و توان این كه برخی كشورها با تصمیم گیری های سیاسی بخواهند برنامه حذف اقتصاد ایران از عرصه جهانی را طراحی كنند، كمتر می شود.
روند جهانی شدن، فرصت ها و چالش های مختلفی را برای كشورها ایجاد كرده و قواعد جدیدی را در نظام بین المللی به وجود آورده است. سطح توسعه كشورها تأثیر مستقیمی بر نحوه مشاركت و میزان بهره مندی آنها از این روند دارد و نتایج حاصله نیز اهداف توسعه ای كشورها را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
از همین روست كه محمد نهاوندیان، رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران معتقد است هرچه تعامل و حضور بنگاه های اقتصادی كشور با اقتصاد جهانی غیرقابل انفكاك تر شود، اقتصاد ایران غیرقابل تحریم تر می شود.این بدان معنی است كه هر چه درجه درهم تنیدگی اقتصادی بنگاه ها با اقتصاد جهانی بالاتر رود، امنیت اقتصادی كشور با امنیت اقتصادی جهان گره می خورد.او تأكید دارد كه با رسیدن به چنین مرحله ای احتمال و توان این كه برخی كشورها با تصمیم گیری های سیاسی بخواهند برنامه حذف اقتصاد ایران از عرصه جهانی را طراحی كنند، كمتر می شود.
● جهانی شدن بنگاه ها
سازمان جهانی تجارت یكی از نهادهای مؤثر در روند جهانی شدن است و از طریق موافقتنامه های متعدد در زمینه تجارت كالا، خدمات و مالكیت معنوی، سیاست های تجاری اعضا را هماهنگ می كند.آغاز روند الحاق ایران به سازمان جهانی تجارت از یك سو از نظر وضعیت اقتصاد كشور و از سوی دیگر از نظر وضعیت رقبا و سایر اعضای سازمان جهانی تجارت و تبعات ویژه و خاصی كه می تواند به اقتصاد كشور تحمیل كند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.از همین رو فراهم كردن زمینه های مساعد برای گسترش رقابت، كاهش هزینه های تولید و تولید كالا و خدماتی با كیفیت بالا و قابل رقابت با كالا و خدمات مشابه سایر كشورها به گونه ای كه دستیابی كشور به پیامدهای مثبت عضویت را تسریع كرده و تبعات و آثار منفی آن را به حداقل برساند. نیازمند این است كه زیرساخت های لازم از هم اكنون فراهم شود.
مركز ملی مطالعات جهانی شدن كه چند سال قبل با هدف تدوین راهبرد جامع ملی در قبال فرایند جهانی شدن و تدوین و ارائه پیش نویس سیاست های كلی نظام در قبال جهانی شدن در ابعاد فرهنگی اقتصادی و سیاسی تشكیل شد، از ابتدای امسال با هدف مشاركت دادن استانداری ها، دانشگاه ها و مراكز علمی و پژوهشی، بخش های صنعتی، بازرگانی، معدنی، كشاورزی و اتاق های بازرگانی در ارائه تحلیل های علمی از مزیت های رقابتی و الزامات پیش رو یك سلسله همایش های استانی را برنامه ریزی كرد كه دومین همایش از آن با عنوان «جهانی شدن بنگاه های اقتصادی ایران» روز پنجشنبه در بندرعباس برگزار شد.محمد نهاوندیان، رئیس مركز ملی مطالعات جهانی شدن در این همایش در توضیح ضرورت در پیش گرفتن رویكرد جهانی شدن در بنگاه های اقتصادی گفت كه بنگاه های اقتصادی می توانند با تعامل درهم تنیده با اقتصاد جهانی، از این روابط به عنوان یك سوپاپ اطمینان در مقابل تحریم های احتمالی كشور استفاده كنند.
● نگاه بخشی، پاشنه آشیل جهانی شدن
نهاوندیان معتقد است بسیاری از خسارت هایی كه اقتصاد كشور در گذشته متحمل شده است، ناشی از نگاه بخشی نگر و نه نگاه ملی بوده است.به دلیل وجود چنین نگاه حمایتی دولتی از یك بخش بخصوص حمایت های تعرفه ای، سایر بخش ها را تحت تأثیر قرار داده است.دستاورد این رویكرد این بوده كه به گفته رئیس مركز مطالعات جهانی شدن، سیاستگذاران اقتصادی كشور همواره با این سؤال رو به رو بوده اند كه به عنوان مثال آیا باید واردات پارچه را تسهیل كنند و یا تولید پنبه را، كارخانجات نساجی را مورد حمایت قرار دهند یا واردات پوشاك را.«بنگاه ها باید توجه كنند در حضور اقتصاد ملی در عرضه اقتصاد جهانی نگاهشان یك نگاه ملی باشد نه نگاه بخشی.» گفتنی است دومین همایش جهانی شدن بنگاه های اقتصادی كه به میزبانی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن بندرعباس برگزار شد، برخلاف همایش اول در مشهد، به دلیل برخی ناهماهنگی ها، با دشواری هایی برای مدعوین همراه بود.


از جمله اهداف مهم دولت همسو با توسعه اقتصادی کشور، رشد اشتغالزایی، افزایش تولید و بهبود هر چه بیشتر وضعیت کشاورزی است که در این راستا بانک صادرات ایران آمادگی کامل برای اعطای تسهیلات به متقاضیان واجد شرایط و تحقق اهداف و برنامه‌های دولت را دارد.
به گزارش روابط عمومی بانک صادرات ایران، آقای دکتر حمید برهانی مدیرعامل این بانک در گردهمایی مدیران و مسئولان شعب منتخب بانک صادرات استان تهران ضمن بیان مطلب فوق خاطر نشان ساخت: بانک صادرات ایران از گسترش بنگاه‌های اقتصادی زود بازده و کارآفرین حمایت می‌کند و در این راه از کلیه ظرفیتهای خود بهره خواهد گرفت.
براساس این گزارش مدیرعامل بانک صادرات ایران از اشتغالزایی و افزایش تولید بعنوان مسئولیتهای اجتماعی و حرفه‌ای این بانک نام برد و تأکید کرد: باید با برنامه‌ریزی دقیق و بهره‌گیری از کلیه ظرفیتها، فرصتهای جدید شغلی را در اختیار جوانان بیکار و جویندگان کار قرار دهیم.
دکتر برهانی از تکریم ارباب رجوع و احترام به مشتریان بعنوان شعار و اصول محوری بانک صادرت نام برد و افزود: بانک صادرات قصد دارد از طریق ارایه خدمات نوین و توسعه کمی و کیفی این خدمات رضایت هر چه بیشتر هموطنان گرامی را جلب نماید.
وی در پایان سخنانش یادآور شد: مهمترین سرمایه‌های بانک صادرات اعتماد بسیار زیاد مردم به این بانک، تلاش و دلسوزی بی‌دریغ کارکنان و مشارکت همه جانبه این بانک در آبادانی میهن اسلامی است.
گفتنی است در این گردهمایی آقای قدرت ا… شریفی عضو هیأت مدیره بانک صادرات ایران نیز ضمن تشریح برنامه‌ریزیهای انجام شده، پرداخت هرچه بیشتر تسهیلات به بخشهای مولد و اشتغالزا را مورد تأکید قرار داد.

اعجاز کار گروهی در بنگاه های اقتصادی

تعیین اهداف مهمترین کاری است که باید پس از تشکیل گروه انجام شود. داشتن گروهی که از انگیزه قوی برخوردار است اما هر یک از اعضای آن هدف های متفاوتی را دنبال می کنند هیچ فایده یی ندارد.

● شناخت اهداف گروه 
تعیین اهداف مهمترین کاری است که باید پس از تشکیل گروه انجام شود. داشتن گروهی که از انگیزه قوی برخوردار است اما هر یک از اعضای آن هدف های متفاوتی را دنبال می کنند هیچ فایده یی ندارد. ممکن است پس از تشکیل گروه و در طول فعالیت آن، به تدریج اهداف گروهی تغییر کنند. مثلاً زمانی که محصول جدیدی وارد بازار می شود معمولاً اولین اولویت کاری گروه تمرکز بر فعالیت های تحقیقاتی در مورد رقبا است و چنانچه هدف جلب رضایت مشتری باشد مهمترین هدف پیدا کردن راهی برای بالابردن استاندارد خدمات است. بسته به شرایط موجود و کاری گروه های کار اهداف مناسب را تعیین و در اولویت قرار می دهند و ملزم به پیدا کردن راه های مناسب جهت دستیابی به آنها می گردند
● اهمیت گروه 

گروه ها حداقل به دو دلیل حائز اهمیت هستند. اول اینکه نتیجه کاری که با تعدادی مشخص به صورت گروهی انجام می شود، از کاری که همین تعداد به صورت انفرادی انجام می دهند، بهتر خواهد بود. وقتی که گروه در جهت انجام دادن کاری تلاش می کند، استعداد نهایی و تشریک مساعی میان خود را به وجود آورده و موجب استفاده کردن از تجربیات یکدیگر از طریق فعل و انفعالی که میان آنها به وجود می آید خواهد شد. 
در شرایط مناسب اعضای گروه یکدیگر را در جهت دستیابی به اطلاعات بیشتر و در نتیجه حل مشکل کمک می کنند و در شرایط غیرمناسب عملکرد گروه به مراتب بدتر از عملکرد همان تعداد به طور انفرادی خواهد بود. دوم اینکه کار گروهی برای به وجود آوردن رضایت خاطر کارکنان جهت رفع نیازهای داخلی و ارتباطی وسیله کارسازی است. کار گروهی باعث رضایت خاطر فردی اعضا از طریق ارتباط شان با حل مشکل خواهد شد و همچنین احساس وابستگی به موسسه و اهداف آن خواهند کرد. این احساس وابستگی باعث تلاش بیشتر کارکنان شده و پیشبرد اهداف را در پی خواهد داشت

● گروه ها و تیم ها به عنوان بهبود بخشان اجرایی 

یکی از مزایای استفاده از گروه دستیابی به یک نوع همکاری و همیاری است. اعضای یک گروه اگر به صورت تیم کار کنند قادر به تولید محصول بیشتر و بازدهی بالاتر خواهند بود. بسیاری از مسائل ظاهراً حل نشدنی، با مشارکت گروه های ذی نفع در ارائه یک راه حل، از طریق فرآیند منظم حل مساله حل شده اند. این روش، تنها به دلیل جنبه های فنی راه حل نبوده که موثر واقع شده بلکه به دلیل حس تعهد افراد نسبت به راه حلی بوده است که خود آن را ارائه کرده بودند. 
عواملی که در همیاری یک گروه موثرند عبارتند از؛ توانایی اعضای گروه در استفاده از نظرات یکدیگر، تصحیح اشتباهات هم، رفع سریع مشکل به محض پیدایش آن و اطلاع رسانی به موقع برای رسیدن به هدف. در شرکت هال مارک با تشکیل تیم افزایش کیفیت کار و رسیدن به اهداف در نصف زمانی که این گروه به صورت انفرادی کار می کرد به دست آمد، برای اینکه بتوان از هم نیروزایی یک گروه استفاده بهینه کرد مدیران باید مطمئن شوند که دانش و مهارت های اعضای گروه مرتبط با کار گروهی آنها است. 
به عنوان مثال در این شرکت تخصص و مهارت گروه هنرمندان کار نویسندگان را تکمیل می کرد و بالعکس. یکی از رموز موفقیت گروه ها مطابقت دادن اعضای گروه با نوع وظایفی است که برعهده آنها گذاشته می شود. وظیفه گروه مدیریتی نیز این بود که آزادی و استقلال کافی را به کارمندان خود بدهند تا آنها بتوانند به هنگام بروز هرگونه مشکل آن را برطرف سازند. به منظور افزایش این همکاری، مدیران باید به کارکنان خود اختیار عمل دهند تا آنها بتوانند به عنوان مربی، راهنما یا منابع گروه عمل کنند. 
این مساله یکی از اصلی ترین علت های اختیار دادن به کارکنان از جانب مدیران است. توجه داشته باشید که توانایی بالقوه یک گروه کاری خوب محدودیت ندارد. هنگام ارجاع کارهای «غیرممکن» اعضای گروه همزمان با تلاش خود در جهت تبدیل «غیرممکن» به واقعیت اعتماد به نفس یکدیگر را تقویت می کنند
گروه ها، تیم ها و پاسخ دهی به مشتریان
 جوابگویی به متقاضیان همواره کار ساده یی نیست. به عنوان مثال در سازمان های تولید کننده نیازها و علایق متقاضیان برای یک محصول جدید باید با هزینه و امکان پذیری تولید، قوانین امنیتی دولتی، رقابت های بازار و … در تعادل باشد. در سازمان های خدمات درمانی پاسخگویی هر چه سریع تر به بیماران و ارائه با کیفیت درمان ها، نیز باید با تامین نیازهای پزشکان و همچنین تحت کنترل نگه داشتن هزینه های درمانی در تعادل باشد. 
در سلسله مراتب یک سازمان برای برطرف کردن نیازهای مشتریان باید از تخصص و مهارت های مختلف و گوناگونی بهره برد. در بسیاری از موارد کارمندان رده پایین در تماس بیشتر با مشتری ها بوده و نیازهای آنان را بهتر می دانند. البته باید توجه داشت که این کارکنان اطلاعات تکنیکی پایینی دارند و ممکن است با همه مسائل آشنایی نداشته باشند در حالی که کارکنان واحدهای فنی و تحقیق و توسعه از اطلاعات و دانش کافی برخوردارند. با برقرار کردن رابطه کاری بین کارکنان که مستقیماً با مشتریان در ارتباط هستند و متخصصان بخش تحقیق و توسعه و شکل دهی آنها به صورت یک تیم می توان میزان پاسخگویی به مشتریان را بالا برد. 
در این حالت است که مدیران اطمینان خاطر پیدا می کنند که تخصص و اطلاعات لازم جهت تامین نیازهای مشتریان وجود دارد. به همین علت این اصل بسیار اساسی است که در یک کار گروهی باید تمامی تخصص ها و معلومات گروه در بین اعضا پخش و تقسیم شده باشد. مدیران آگاه باید به این نکته توجه کنند که اعضای تیم آنها به چه نوع اطلاعات و تخصص هایی نیاز دارند تا بتوانند نیازهای مصرف کنندگان را برطرف سازند. با آگاهی از این مساله آنها قادر خواهند بود که تیم های موفق و کارا تشکیل دهند

. مفهوم دولت الكترونیك 

دولت الكترونیك استفاده سهل و آسان از فناوری اطلاعات به منظور توزیع خدمات دولتی به صورت مستقیم به مشتری، به صورت ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته می‌باشد.

ـ دولت الكترونیك شیوه‌ای برای دولتها به منظور استفاده از فناوری جدید می‌باشد كه به افراد تسهیلات لازم جهت دسترسی مناسب به اطلاعات و خدمات دولتی، اصلاح كیفیت خدمات وارائه فرصتهای گسترده‌تر برای مشاركت در فرایندها و نمادهای مردم سالار را اعطا می‌كند.

ـ دولت الكترونیك، یك دولت ارقامی (دیجیتالی) بدون دیوار و یك دولت بدون ساختمان و سازمانی مجازی است كه خدمات دولتی را به صورت بلاواسطه به مشتریان ارائه می‌دهد و موجب مشاركت آنان در فعالیتهای سیاسی می‌گردد.

ـ دولت الكترونیك یك شكل پاسخگویی از دولت می‌باشد كه بهترین خدمات دولتی را به صورت بلاواسطه به شهروندان ارائه می‌دهد و آنها را در فعالیتهای اجتماعی شركت می‌دهد بنابراین مردم دولتشان را بر سرانگشتان خویش خواهند داشت.

ـ دولت الكترونیك استفاده از فناوری به منظور تسهیل امور دولت از طریق ارائه خدمات و اطلاعات كارا و موثر به شهروندان و شركتهای تجاری و تولیدی می‌باشد.
ـ دولت الكترونیك تركیبی از فناوری اطلاعات شبكه تار عنكبوتی جهان‌گستر وب به منظور ارائه خدمات به طور مستقیم به عامه مردم است.

مشتریان دولت الكترونیك را می‌توان به طور كلی به سه دسته تقسیم كرد :
الف : شهروندان 
ب : بنگاههای اقتصادی 
ج : موسسات دولتی 
مشتریان دولت الكترونیك از طریق پایگاههای تار عنكبوتی دولت الكترونیك می‌توانند در فعالیتهای اجتماعی. سیاسی و اقتصادی شركت نمایند. یكی از اهداف اساسی دولت الكترونیك تحقق بخشیدن به مردم سالاری الكترونیك می‌باشد كه تمامی شهروندان بتوانند در سرنوشت خویش دخالت داشته باشند. با این عمل و با مشاركت گسترده مردم در واقع دولت ماهیتی غیررسمی به خود می‌گیرد و شهروندان می‌توانند بطور كامل با دولت در تعامل باشند.
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهانی شدن» یا «جهانی سازی» و یا همان «غربی سازی جهان» پروژه یا پروسه مدیریت شده‌ای است كه غرب به رهبری آمریكا در حال پیگیری آن است. علمای اسلام در كشورهای اسلامی در حالت‌های متفاوتی هستند: در بعضی از كشورها – مثل كشورهای خاورمیانه – كه اكثریت آنها مسلمان هستند علمای اسلام در شرایط پیامبر در مدینه به سر می‌برند و موظف به تلاش برای تشكیل حكومت دینی و اجرای حدود هستند؛ اما در كشورهایی مثل كشور شما – بوسنی – كه مسلمین در اقلیت هستند، علمای اسلام باید نقشی را ایفا كنند كه پیامبر اكرم (ص) در مكه ایفا كردند. شما در مقام نشر عقاید و اخلاق دینی هستید، نه اجرای حدود دینی. 
«گلوبالیزاسیون» به مفهوم لازم (جهانی شدن) به عنوان گسترش طبیعی سیطره تمدنی است كه فعال‌تر و علمی‌تر است. غرب، نه به مفهوم جغرافیایی بلكه به مفهوم سیاسی و ایدئولوژیك، دنیا را به دو بخش برتر و بربر تقسیم می‌كند! 
اسلام با جهانی شدن به مفهوم گسترش ارتباطات، تجارت و عقل ابرازی هیچ مشكل ذاتی ندارد؛ اما بالعرض مشكل دارد. چون امروزه مسلمانان – متاسفانه – در حوزه‌ سیاست، علم و اقتصاد، دست فروتر را دارند نه فراتر و برتر و در عالم ارتباطات و تبادل – حتی تكنولوژی و فرهنگ – هر چند پروسه‌ای طبیعی باشد، قوی، ضعیف را پایمال می‌كند. 
من در این فرصت می‌خواهم راجع به گلوبالیزاسیون به معنای متعددی آن یعنی جهانی‌سازی با همه كار اقتدار آمیزی كه دارد، صحبت كنم. این دیگر یك پروسه طبیعی نیست، یك پروژه برنامه‌ریزی شده است. این توسعه طلبی استعماری، هژمونی لیبرال سرمایه‌داری در غرب، برای تسلط بر تمام جهان است. جهانی سازی به این مفهوم، سلطه غرب است و بر جهان و به خصوص جهان اسلام؛ و در هر سه حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ تعقیب می‌شود. 
در حوزه اقتصاد، جهانی‌سازی به مفهوم سلطه كمپانی‌های سرمایه‌داری غرب بر منابع خام جهان اسلام است و به مفهوم سلطه این كمپانی‌هاست بر بازار جهانی و جهان اسلام و تغییر ذائقه مصرفی مردم. 
در حوزه‌ فرهنگ، جهانی‌سازی فرهنگ‌سازی برای رشد مصرف‌گرایی، تنوع طلبی و لذت‌طلبی است. هدف، ایجاد وابستگی اقتصادی در جهان اسلام و غارت آن در حوزه‌ سیاست است جهانی‌سازی به این مفهوم، عبارت است از جهانی‌سازی سلطه سیاسی بر كشورهای اسلامی؛ كه تا به حال از طریق گسترش جنگ‌های مذهبی و نژادی و قومی و ملی بین مسلمان‌ها تعقیب می‌شد و این اواخر از طریق لشكركشی و اشغال‌گری و جنگ و لااقل در جهان اسلام به اصلی‌ترین ركن توسعه سیاسی یا مدرن كردن سیاست – یعنی دموكراسی – هم تن نخواهند داد. 
آنها می‌دانند كه امروز در هر كشور اسلامی كه انتخابات آزاد صورت بگیرد، یك جریان اسلام‌گرا از كار درمی‌آید. لذا آنها نه در عراق و افغانستان – كه اشغال كرده‌اند – بلكه حتی در مصر و عربستان و سایر كشورهای اسلامی، اجازه انتخابات آزاد نخواهند داد. 
آنها اعلام می‌كنند امروز بعد از سقوط كمونیسم، جهان دوباره دو قطبی شده است: یك قطبش هژمونی لیبرال دموكراسی به رهبری آمریكا و صهیونیسم است و قطب دیگر، جریان اسلام‌گرا در توده‌های جهان اسلام كه از آن به نهضت بیداری جهان اسلام تعبیر می‌شود. 
سومین حوزه جهانی‌سازی، به مفهوم دوم، حوزه فرهنگ است كه به نام گسترش فرهنگ مدرنیته، روش زندگی آمریكا را در تمام دنیا ترویج می‌دهد. جهانی سازی فرهنگی به این معنا یعنی غربی سازی آمریكایی. 
فرهنگ و ارزش‌های آمریكایی كه قرار است با پوشش جهانی سازی بر دنیا تحمیل شود، چه مشخصاتی دارد؟ یك از مشخصاتش اخلاقی زدایی و تئوریزه كردن فحشا است. فحشا و فساد اخلاقی، همیشه در تاریخ بشر بوده است؛ اما همیشه مخفی می‌شده است. برای اولین بار در این دوره جدید است كه فحشا و فساد – مثل همجنس‌گرایی – علنی و تئوریزه می‌شود و به آن افتخار می‌كنند و گروه‌های صنفی تشكیل می‌دهند. 
مشخصه دوم، گسترش فرهنگ سرمایه‌داری است كه مبتنی به اسراف و تبذیر و ربا است. آنها می‌گویند: جهانی‌سازی فرهنگی، عبارت است از گسترش اجباری، و به عبارت دیگر، گسترش اجتناب‌ناپذیر فرهنگ مدرنیته. آنها می‌گویند: یا ماییم كه جلو داریم، یا بقیه كه در دوره گذار از سنت به مدرنیته هستند. مفهومش این است كه این، یك جاده یك طرف است، تونلی است كه همه بشریت باید به دنبال ما بیایند؛ بعضی دیرتر و بعضی زودتر، این همان ادبیاتی است كه كمونیست‌ها به كار می‌بردند و می‌گفتند: دوره سوسیالیسم آینده قطعی بشریت است؛ ما جلوتر می‌رویم و بقیه در حال گذار هستند و باید به ما برسند؛ والا نابود خواهند شد. این همان ادبیات فاشیستی است كه ما قبلا از موسولینی و هیتلر هم شنیده بودیم. 
اما واقعا كدام فرهنگ، مستحق جهانی شدن است؟ فرهنگی كه به نظر من این چند مشخصه را داشته باشد: 
۱- به دنبال حقیقت باشد، نه قدرت و سیطره بر دنیا؛ 
۲- به انسا‌ن‌ها به چشم موجودات شریف بنگرد، نه با نگاه ابرازی؛ 
۳- انسان را موجودی منطقی بداند، نه غریزی؛ 
۴- حق طلبی و كمال‌خواهی را در شمار امور ذاتی انسان بداند و به آن احترام بگزارد. 
حالا این سؤال مطرح است: آیا فرهنگی كه نه حقیقت بلكه قدرت را غایت‌الغایات زندگی و علم و سیاست بداند و از دریچه منافع خودش به دیگران و به عالم نگاه كند، می‌تواند مستحق جهانی شدن باشد؟ آیا فرهنگی كه انسان و جهان را عاری از هر جهت‌گیری ارزشی می‌پسندد و سكولاریزه می‌كند و صبغه‌های اخلاقی را فقط در حوزه‌ انتخاب فردی و سلیقه‌ای محدود می‌داند و باب داوری اخلاقی را می‌بندد، لایق جهانی شدن است؟ 
آنچه امروز زیر پوشش دموكراسی، پلورالیسم و تولرانس تبلیغ می‌شود، دوباره یك ایدئولوژی توتالیتر است. به مسلمان‌ها می‌گویند: نسبت به عقاید خودتان شكاكانه و نسبی گرایانه نگاه كنید. نوبت به خودشان كه می‌رسد، به نام مدرنیته سرمایه‌داری، فرهنگ كاملا جزمی و بسته را به بشریت تحمیل می‌كنند. امروز آنها به دنبال یك انحصار جهانی قدرت، ثروت و حتی تكنولوژی هستند و مرادشان از جهانی سازی، كنترل پلیسی بر كل دنیا و اعمال نظم نوین جهانی است. آنان تحت پوشش مدرنیته جهانی، به دنبال یك دست كردن فرهنگ جهان در جهت و ستر‌نیزه شدن و غربی شدن هستند. حتی می‌گویند: دین اسلام را آن گونه بفهمید كه با محكمات و مختصات سرمایه‌داری لیبرال سازگار باشد! 
طبیعی است كه در نقطه مقابل، اسلام است كه آن هم یك دین جهانی است. خدا در قرآن كریم فرموده‌ كه پیامبرش،«كافه اللناس»(۱) مبعوث شده است؛ یعنی برای همه بشریت. این پیامبر، اهداف و مطالبات جهانی دارد اما این مطالبات جهانی، انسانی است و در جهت مدح انسان و عدالت و فضیلت است، نه پامال كردن حقوق انسان. 
در دعایی كه از پیامبر اكرم (ص) برای ماه مبارك رمضان نقل شده، آمده است: «اللهم اغن كل فقیر؛ اللهم اشبع كل جائع؛ اللهم اكس كل عریان؛ اللهم اقض دین كل مدین؛ اللهم فرج عن كل مكروب؛ اللهم رد كل غریب؛ اللهم فك كل اسیر…» 
در این دعا از خدا می‌خواهد كه تمام فقیران جهان به رفاه برسند و تمام گرسنگان جهان سیر شوند و تمام برهنگان جهان لباس بپوشند. پیداست این دین مطالبات جهانی و بشری دارد و با مطالبات جهانی تفكر مقابل حتما اشتقاق تئوریك پیدا می‌كند و پیدا كرده است. 
بخش دوم عرایضم در باب این است كه دین در فرهنگ سرمایه‌داری لیبرال و در عصر جهانی سازی به مفهوم دوم، به چه مهفومی تحمل خواهد شد و به چه معنا تحمل نخواهد شد؟ وقتی از اسلام و غرب صحبت می‌كنیم، مراد نسبت اسلام و مسیحیت نیست؛ چون امروز گرچه غرب شهروندان مسیحی دارد، ماهیت مسیحی و دینی ندارد. در تمدن غرب، طبقه مسیحی و رگه‌های مسیحی هست؛ اما این تمدن یك تمدن سكولار و غیر دینی است و به همین دلیل، مسیحیت را حتی در حوزه‌های فردی و كاملا بسته و محدود تحمل نخواهند كرد. دینی كه اینها می‌پذیرند، دینی است كه چند مشخصه زیر را داشته باشد: 
یكی اینكه دین نباید مدعی قوانین مدنی و اجتماعی باشد. لذا هر دینی – و به خصوص اسلام – اگر مدعی یك دكترین اجتماعی – اقتصادی و سیاسی شد، قابل تحمل در این پروسه نیست. 
  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهاني شدن اقتصاد بيش از آنكه زاييدة پيشرفت فن آوري ارتباطات و حمل و نقل باشد، مخلوق سياست گذاري و برنامه ريزي هاي اقتصادي چند دهة گذشته در كشورهاي ثروتمند است. شايد اگر جريان « جهاني شدن اقتصاد» راه نمي افتاد، حساسيت ها دربارة اصل « جهاني شدن» تا بدين پايه برانگيخته نمي شد. در اثر فشار سازمان هاي مالي بين الملل كه ابزار كار كشورهاي پيشرفته هستند، وضعيت اندك اندك به گونه اي در مي آيد كه كشورهاي در حال توسعه، بر سر كي دو راهي قرار بگيرند كه يا بايد با ادامة سياست هاي اقتصادي درون نگر به بازارهاي محدود خود بسنده كننده كه در اين صورت از مزاياي رشد تولي و فن آوري كه گمان مي كنند با ورود به صحنة تجارت بين المللي نصيب آنان مي شود. محروم بمانند و يا با پيوستن به جريان جهان گرايي اقتصادي، بر ثروت هاي طبيعي خود چوب حراج نهند و در جايگاهي كه تقسيم كار ناعادلانة بين المللي براي آنها تعيي مي كنند، به فعاليت بپردازند.
اكنون در كشور ما بيش تر از هر زماني، دربارة ويژگي هاي مثبت سيستم تجارت آزاد، تبليغ مي شود، به گونه اي كه راه نجات از وابستگي به اقتصاد تك محصولي، تنها به عضو شدن در سازمان تجارت جهاني  منوط مي گردد، در حالي كه سو بردن از منافع تجارت آزاد در گرو زير ساخت هاي لازم، مديريت توانا و قدرت رقابت است.
خردمند كسي است كه از تجربه هاي تاريخي درسي بگيرد. در قرن نوزدهم، هنگامي كه انگلستان قدرت برتر تجاري بود و ناگزير از سيستم آزاد دفاع مي كرد، فردريك ليست پايه گذاري مكتب تاريخي آلمان، مردم كشوري را كه دولت واحدي نداشت و به قطعات متعدد از لحاظ سياسي و اقتصادي تقسيم شده بود، به اتحاد اقتصادي فرا خواند و از پيوستن به تجارت آزاد در آن وضعيت خاص بر حذر داشت و با طرح يك نظرية هوشمندانه، گفت: اكنون ملت ها منافع مختلف دارند و قدرت هاي آن ها نامساوي است. به هم پيوستگي قطعي ( اقتصادي) وقتي مفيد است كه همه در برابر يكديگر مساوي باشند والا عملاً يكي از آنها منتفع مي گردد و ديگران تابع او خواهند شد. هر گاه علم اقتصاد از اين لحاظ در نظر بگيريم، مي توانيم آن را چنين تعريف كنيم:
« اقتصاد علمي است كه با توجه به منافع فعلي و اوضاع و احوال خاص ملت ها، معين مي كند كه هر ملت به چه ترتيب مي تواند درجة رشد اقتصادي خود را بالا ببرد تا اتحاد با ساير ملت هاي متمدن و در نتيجه، آزادي تجارت، براي او ممكن و سودمند باشد»
از سخن ليست نيتجه مي شود كه رو به رو شدن دو اقتصاد در وضعيت نابرابري توان اقتصادي و تكنولوژيك، زمينه را براي سلطة اقتصاد قوي تر بر اقتصاد ضعيف تر فراهم مي كند، اكنون وضع دربارة ما چنين حالتي دارد، پس نبايد در تبليغ مزاياي سيستم تجارت آزاد راه افراط پيمود. بسيار شنيده مي شود كه مدافعان جهاني سازي اقتصاد، براي توجيه درستي راهبرد توسعة صادرات براي كشورهاي جهان سوم، از تجربة ببرهاي آسيا، به ويژه كرة جنوبي ياد مي كنند كه چگونه كشور فقيري ماند كرة جنوبي، از صادرات مواد خام توانست بدين درجه از صادرات كالاهاي صنعتي دست يابد. اين ظاهر ماجرا است. اين كه همة كشورهاي در حال توسعه بتوانند تجربة كرده را تكرار كنند، مورد ترديد است.
رويكرد ايران به جهاني شدن اقتصاد از بعد آسيب شناسي چگونه است؟
 
« جهاني شدن» به مثابه يك اصطلاح
واژه (Globalisation) كه اخيراً به يكي از پر استفاده ترين و رايج ترين مفاهيم علوم انساني بدل شده است، اسم مصدر از مصدر جعلي Toglobalize است كه خود از صفت Global ساخته شده است. البته پاره اي از منابع و ماخذ، واژه يا اصطلاح جهاني شدن را معادلي براي اصطلاحات Pionetavixation , Mondialisationمي دانند با اين حال آنچه كه در اكثريت قريب به اتفاق منابع پذيرفته شده، همان اصطلاح Globalisation است و حتي عده اي معتقدند كه واژه Mondialisation ترجمه كلمه Globalisation است. در لغن نامه براي صفت Mondialisation كه ريشه و منشا اصطلاح Globalisation است سه معنا قايل شده اند:
۱- گرد مثل توپ يا كره
۲- پ مقولات مربوط يا شامل در كره زمين و اصولاً در سراسر جهان.
۳- كلي يا جهانشمول
مصدر to globalise با توجه به معناي سوم ساخته شده است و به نظر، فعل آن هم لازم است و هم متعدي و به همين دليل مي توان آن را، يك سو، « جهانشمول كردن» يا 
« يكپارچه كردن» و از سوي ديگر (جهانشممول شدن) يا « يكپارچه شدن» ترجمه كرد. و البته پرواضح است كه ميان اين دو وجه لازم و متعدي، نه تنها از حيث معني، بلكه از لحاظ پيامد و منظور اصلي طراحان جهاني شدن نيز تفاوتهاي اساسي و فاحشي وجود دارد. به طوري كه مي توان به دو مساله مستقل، معتقد شد.
سرشت « جهاني شدن»
در مورد ماهيت جهاني شدن بحثهاي مختلفي وجود دارد اما قدر، متيقن همه اين بحثها اين است كه ما در حال پشت سر گذاشتن فرايندي هستيم كه در آن نقش و اهميت جغرافيا، فضا و زمان كم رنگ مي شود. عمده ترين شاخصهاي ابزاري جهاني شدن عبارتند از: اقتصاد اطلاعاتي و تجارت الكترونيكي
عده اي جهاني شدن را به معناي پايان جغرافيا مي دانند. تصور برخي آن است كه تكنولوژي اطلاعاتي به گونه گسترده اي قابليت « در دسترس» قرار گرفتن را يافته است. از اين رو انباشت و مديريت اطلاعات در سطح ملي، مشكل شده و برداشت انسانها را از مقوله اي به نام «فاصله» تحت تاثير قرار داده، تعريف آنان را از «جامعه» و «وفاداري» متحول ساختند. نظم فرهنگي را ويران كرده و معادله قدرت را نيز به تدريج تحت تاثير قرار مي دهد.
برخي جهاني شدن را تجلي اين برداشت متداول دانسته اند كه جهان از طريق نيروهاي اقتصادي و تكنولوژي در حال تبديل شدن به يك فضاي اجتماعي واحد است و رويدادهاي واقع در يك منطقه، از جهان مي تواند پيامدهاي مهمي داشته باشد.
براي عده اي، جهاني شدن با يك احساس تسليم قضا و قدر شدن و ناامني دايمي همراه است، زيرا به نظر مي رسد مقياس تغيير و تحول اجتماعي و اقتصادي معاصر، قابليت و توانايي دولتهاي ملي يا شهروندان را براي كنترل مقابله يا مقاومت در برابر آن تحول، تحليل مي برد. برخي ديگر جهاني شدن را افسانه دانسته يا حداكثر آن را ادامه روندهايي مي دانند كه از ديرباز وجود داشته اند.
برخي جهاني شدن را حلقه اي اجتناب ناپذير از تاريخ سرمايه داري مي دانند. به اعتقاد آنها سرمايه داري براي گريز از فروپاشي ناگزير است بحران ناشي از انباشت سرمايه و بحران مشروعيت را در جهان پخش كن تا لايه هاي نامشكوف جهان را به انحصار خويش  درآورد. از اين رو، جهاني شدن صورتي از امپرياليسم است و اين گوياي اوج بحران در نظام سرمايه داري است. والر شتاين، گوندرفرانك، سووي، پل باران، سمير آمين و … معتقد به چنين دريافتي هستند و جهاني شدن را زاده سرمايه داري و در عين حال « آنتي تز» آن مي دانند كه ضرورتاً بايد به رهايي توده زحمتكش بيانجامد.
گروهي ديگر جهاني شدن را مترادف با « غربي شدن» ( westernization) و « آمريكايي شدن» ( Americanization) واليناسيون همه جانبه مي دانند و آن را دامي تلقي مي كند كه كشورهاي غربي نهاده اند و مي خواهند با يكسان سازي فرهنگها و تسطيح تمايزها، بازار مصرف خويش را گسترش دهند. زبان جهاني شدن، آمريكايي، فرهنگ آن، غربي و سكان هدايت آن نيز در دست آنان است. جهاني شدن، تحقق مجدد رسالت انسان سرمايه داري است كه زماني با جنگهاي صليبي و زماني با فرستادن مسيونرها و فتح فرهنگ جهانيان، درصدد جهاني كردن ارزشهايشان بودند. سر ژلاتوش، هارولد شومان، پيتر مارتين از جمله نظريه پردازاني هستند كه جهاني شدن را پروژه اي انديشده و با برنامه تلقي مي كنند كه ملتهاي مستقل بايد از آن احتراز جويند. چرا كه فرهنگ، فن آوري و اطلاعات عصر جهاني شدن متعلق به ايلات متحده آمريكاست و ديگران نشخوار كننده فرهنگ مسلط غربي هستند. در اين ميان كساني مانند فرانسيس فوكوياما (F.Fukuyama) و ساموئل هانتينگتن ( S.Huntigton) يكسان شدگي و تكثير فرهنگ و منش غربي را فرآيندي مبارك تلقي كرده و از پيروي انسان دموكراتيك و ايدئولوژي ليبرال سخن مي گويند. از نظر اين دسته، دهكده جهاني كه در پرتو گسترش اطلاعات و ارتباطات رخ مي نمايد موجب رهايي انسان از اندوه سنتها و محنتها خواهد شد.
  • بازدید : 21 views
  • بدون نظر

یکی از مهمترین پیامدهای جهانی شدن، افزایش رقابت درسطح بین المللی اقتصاد است. زیرا در این شرایط، همواره با کاهش هزینه های حمل ونقل، رشد حیرت انگیز فناوری اطلاعات و گسترش روزافزون تجارت الکترونیک و به حداقل رسیدن محدودیتهای جغرافیایی و رشد رقابت مواجه خواهیم بود که درنتیجه کارایی اقتصاد بین المللی افزایش خواهدیافت. در این میان می توان گفت مهمترین پیامد جهانی شدن بر اقتصاد کشورها رشد تجارت الکترونیک استکه عناصر آن بازار الکترونیک، تبادل الکترونیک داده و تجارت اینترنتی هستند که مبین ارتباط تنگاتنگ بین فناوری اطلاعات و ارتباطات با فرایندهای بازار ومدیریت است. بنابراین، برای باقی ماندن مدیران در عرصه رقابتهای اقتصادی باید ابزارهای مختلف اطلاعاتی و ارتباطی با دیدی روشن و طبق نیازهای سازمان تامین و راه اندازی شوند. درنهایت آنچه در راستای تجارت الکترونیک برای مدیران دارای اهمیت است بسترسازی مطلوب برای توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در ساختار سازمانی توأم با شناخت کافی و نگرش مثبت مدیران به ضرورتهای حضور این پدیده در روند فعالیتهای سازمان است.
جهانی شدن پدیده‌ای است که بروز آن در عصر حاضر موجب تغییر و تحولات بسیاری در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در عرصه بین‌المللی شده و کشورهای بسیاری را به چالش کشانده‌است. به طوری که بی‌شک مهمترین و بارزترین وجه تمایز اقتصاد امروز و دیروز جهانی شدن است. جهانی شدن‌ برای‌ بیماریهای‌ اقتصادی‌ جهان‌ تجویز شده و چنین‌ ادعا می‌شود؛ که‌ جریان‌ آزاد سرمایه، نیروی‌ کار، کالا و اطلاعات‌ بدون‌ دخالت‌ دولت‌ و دیگر شکلهای‌ مداخله، تنها راه‌ رسیدن‌ به‌ سعادت‌ جهانی‌ است (چنج، ۱۹۹۹، ۲۲۵).
در دوران‌ کاپیتالیسم، بازرگانان‌ ناچار بودند، که‌ کل‌ سرمایه‌ تجاری‌ خود را به‌ دور و نزدیک‌ ببرند؛ زیرا بدون‌ وسعت‌ دادن‌ به‌ حوزه‌ فعالیتشان، در رقابت‌ نابود می‌شدند. یک‌ شکل‌ ابتدایی‌ جهانی‌شدن‌ که‌ امپریالیسم‌ بازرگانی‌ نامیده‌ می‌شد؛ شروع‌ به‌ پیوند اقتصاد بخشهای‌ مختلف‌ جهان‌ به‌ یکدیگر کرد(پیپلس، ۱۹۹۹، ۹۹).
امروزه تعاریف متفاوتی از مفهوم و واژه‌ جهانی شدن عنوان گردیده است. گروهی از آن به عنوان یک مفهوم عام یعنی درهم ادغام شدن بازارهای جهان در زمینه‌های تجارت، سرمایه‌گذاری مستقیم و جابه جایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب نظام سرمایه‌داری آزاد بازار و نهایتاً سر فرود آوردن در برابر قدرتهای جهانی بازار یاد می‌کنند. گروه دیگری از آن به‌عنوان پیروزی نظام سرمایه‌داری در جهان نام می‌برند. و گروهی از آن به‌عنوان وجود رقابتی بی‌قید و شرط در سطح جهان به‌گونه‌ای که کشورهای غنی را ثروتمندتر و کشورهای فقیر را فقیرتر می‌کند یاد کرده‌اند.
گروهی هم از آن به‌عنوان عصر تحول عمیق سرمایه‌داری برای همه انسانها نام برده‌اند.
با این همه باید عنوان کرد که جهانی شدن از نظر تمامی این گروهها، حول محور یک مفهوم است و آن این است که این مفهوم بیانگر یک روند مستمر و مداوم پیرامون رقابت میان قدرتهای بزرگ، نوآوری، تکنولوژیک، جهانی شدن تولید و مبادله و به‌معنای نوگرایی (مدرنیسم) است.
اما به هر حال باید گفت: آنچه از نظر مفاهیم تئوریک به این پدیده اطلاق گردیده است، با آن چیزی که امروزه با آن در صحنه بین‌المللی مواجه هستیم تفاوتهای بسیار دارد، همان طور که در ادبیات موضوع طرح گردیده‌است، از جهانی شدن به‌عنوان، به استقبال یک جهان رفتن، آشنا شدن با فرهنگهای دیگر و احترام گذاشتن به آرا و نظریه‌های دیگران یاد گردیده است. اما روند تحول جدیدی که در دنیای امروز در قالب یک بازاندیشی و نظام جدید تعریف می شود. مفهومی تحت عنوان جهانگرایی است که به معنای نفی دیگران و نفوذ در فرهنگهای دیگر در محل برخورد ایدئولوژی‌ها است. در علم معانی بیان، جهانی شدن فرایند کوتاه کردن فاصله ها ،تغییر در تجارب زمانی و ارائه ماهیت جهانی است. (ریزیوی، ۲۰۰۰)
این تحول در ابعاد مختلفی در جهان امروز ایجاد گردیده است. در بعد اقتصادی شامل گسترش و یکپارچگی بازارهای مالی‌ مبادلات تجاری، ایجاد سازمانهای اقتصادی بین‌المللی نظیر اکو، نفتا، آس آن، اتحادیه پولی کشورهای اروپایی (یورو)، ادغام شرکتهای بزرگ تولیدی (کرایسلر- دایملر)، در بعد سیاسی؛ این تحول با سقوط نظامهای تمامیت‌خواه و اقتدارگرایانه گرایش به دموکراسی و تکثر (پلورالیسم) سیاسی و احترام به حقوق بشر، بوده است، و در بعد فرهنگی؛ گرایش به سوی ایجاد فرهنگ جهانی با ارزش و معیارهای خاص و درنهایت در بعد ارتباطات شامل گسترش بی‌حد و مرز شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت در اقصی‌نقاط جهان است.
در بررسی آثار و پیامدهای جهانی شدن بر اقتصاد باید براین نکته توجه داشت که؛ جهانی‌شدن اقتصاد آثار و پیامدهای متفاوتی را برای کشورهای مختلف جهان اعم از توسعه یافته‌ و در حال توسعه داراست. به عبارت ساده‌تر، علاوه بر تأثیر عمومی جهانی شدن بر اقتصاد متناسب با ویژگی‌های ساختاری هر یک از گروهها، کشورها پیامد ویژه‌ای متناسب با ساختار اقتصادی آنان را در بر دارد.
از یک نظر کلی و عمده می‌توان آثار عمومی جهانی شدن اقتصاد را به صورت زیر عنوان کرد:

  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر

در مقاله حاضر، ضمن توجه به جهاني‌شدن گستره اطلاعاتي در جهان معاصر، به ارزيابي موضوعات

مذكور مبادرت شده، و در نهايت به نتيجه‌گيري درباره تأثيرات آن بر كتابداري و اطلاع‌رساني پرداخته

مي‌شود.

مباحثی که در این مقاله(به صورت فایل WORD  در ۱۵ صفحه) مورد بررسی قرار می گیرد عبارت

است از:


  • مقدمه


  • مفهوم جهاني‌شدن

  • جهاني شدن و تأثير آن بر آزادسازي اطلاعات

  • بررسي داده‌هاي كمّي از حوزه اطلاعات در صحنه جهاني


مفهوم «جهاني شدن» به فرآيندي اطلاق مي‌شود كه طي آن جريان آزاد انديشه، انسان، كالا، خدمات،

و سرمايه در دنيا ميسر گردد. تأثير اين مفهوم، دگرگوني متغيرهاي زمان و مكان را پديد آورده و

گسترش ارتباطات در سطح بين‌المللي قابليت وقوع يافته است. بر اين قرار، داده‌هاي كمي اطلاعات

در صحنه جهاني ابعاد وسيعي يافته و موجب رشد شبكه ارتباطات در صحنه بين‌المللي از نظر روابط

فردي و اجتماعي شده است.

  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده  وشامل موارد زیر است:

عصر پسا نوينگرايي با توسعه فن آوري اطلاعات و با کمک افزايش ارتباطات جهاني, آغاز شده است. قطعا بايد تئوريها و نظريات عصر نوين گرايي جاي خود را به تئوريهاي جديد بدهند تا ابزارهاي لازم براي اداره و مديريت دوران پسا نوين گرايي فراهم شود. مقاله حاضر زمينه هاي تغيير “تئوريهاي مديريت صنعتی منابع انساني و سيستم روابط صنعتي” به ” مديريت کارگران دانشي” را مورد بررسي قرار مي دهد.
واژگان کليدي:فن آوري اطلاعات, ارتباطات, جهاني شدن, مديريت منابع انساني، روابط صنعتي سنتي و روابط صنعتي استراتژيک, تغيير در سازمان توليد و سازمان کار.
از مدتها پيش در ادبيات مديريت استعاره اي به اين مضمون بکار گرفته مي شد: “شريان حياتي سازمان «شبکه اطلاعات» و خون جاري در آن «اطلاعات» مي باشد. اگر ارتباطات سازمان به نحو احسن در سازمان برقرار باشد، قلب سازمان خوب کار مي کند و نحوه گردش صحيح اطلاعات داخل سازمان دال بر سلامت سيستم قلبي است.”با توجه به انقلاب عظيمي که تکنولوژي اطلاعات ايجاد نموده و به کمک ارتباطات، دهکده جهاني را پي ريزي کرده است
 دكتر ديويد مك‌دونالد متخصص ارشد سازمان بين‌الملي كار در ارتباط با تغيير سازمان توليد صنعتی معتقد است كه :
اولاً توليد انبوه Mass Production و توليدات كارخانه‌اي Manufacturing  نسبت به زمان تيلور ، تغييرات شگرفي داشته است . تكنولوژي جديد و سيستم‌هاي مديريت جديد اين امر را امكان‌پذير ساخته كه همان سطوح قبلي توليد هم با تعداد كارگران كمتري ارائه شود بدون اينكه از كارگران كار اضافه خواسته شود (توليد انبوه امروزه به تعداد كارگر كمتري نياز دارد )ثانياً : توليد انبوه جاي خود را روز به روز به« توليد ناب» Lean Production مي‌دهد . يعني در حاليكه مؤسسات در حال خدمت و سرويس دادن به بازارهاي بيشتر تخصصي شده هستند ، فرآيندهاي توليد و خطوط زنجيره‌اي توليد روزبه‌روز كوچكتر و محدودتر مي‌شوند و اين همان توليد ناب است . مجموعه عوامل فوق در ارتباط با تغيير سازمان توليدافزايش تأكيد روي كارگران دانشي Knowledge Workers داشته و اين وضعيت اختلافات و تمايزات كاركردي و سلسله مراتبي را بين انواع مشاغل مختلف و نيز كارگران و مديران به شدت كم‌رنگ ساخته است . در نتيجه با تشكيل تيم‌هاي انجام كار ، تضاد پيش‌بيني شده در سيستم روابط صنعتي سنتي فوق‌العاده بي‌اثر و بلااثر مي‌شود . 
تغيير ساختار سازمان‌ها از ديدگاه چارلز هندي (۱۹۹۰)چارلز هندي در اوايل دهه ۱۹۹۰ پيش‌بيني مي‌كند كه سازمانهاي آينده سازمانهاي شبدري Shamrock Organizations خواهد بود . اين سازمانها پيش از آنكه واجد جنبه‌هاي فيزيكي باشند بيشتر سازماني مجازي Virtual Organization خواهند بود . ساختار سازمانهاي شبدري كاملاً متفاوت از سازمانهاي سنتي مي‌باشد . تعداد لايه‌هاي مديريت در سازمانهاي شبدري كاهش پيدا مي‌كند ، مديريت به جاي اينكه مظهر و نماد يك طبقه تشريفاتي و بالا در سازمان باشد ، بيشتر يك فعاليت حرفه‌اي خواهد بود . و در اين عصر (عصر سنت گريزي) حتي شركتهاي توليدي ، تبديل به يك سري مؤسسات زنجيره‌اي مي‌شوند و تعدادي شركت خدماتي به عنوان واسطه مصرف‌كننده را به تأمين كننده مواد اوليه متصل مي‌نمايند .
سازمانهاي شبدري چارلز هندي از سه جزء مهم تشكيل شده‌اند :
۱-گروه اول : هسته حرفه‌اي Professional Core سازمان صنعتی است : اين هسته يا قسمت اصلي سازمان را تعدادي افراد حرفه‌اي با تخصص‌هاي بالا در زمينه فني و دانش مديريت به وجود مي‌آورند . اين گروه اشخاص با در اختيار داشتن اطلاعات حساس و دانش خاصي كه سازمان را از رقباي آن متمايز مي‌سازد ، ركن اصلي سازمان مي‌شوند . از اين رو جايگزيني اين افراد تقريباً غير ممكن است و معمولاً سازمانها به اين اعضاي خود حقوق و مزاياي چشمگيري مي‌پردازند .
۲-مقاطعه‌كاري Subcontracting  و پيمانكاري‌هاست . سازمانها صنعتی بسياري از توليدات و خدمات خود را از طريق انعقاد قرارداد با يك سري شركتهاي ديگر انجام مي‌دهند تا خط‌مشي كوچك سازي و صرفه‌جويي در امكانات را اعمال نمايند . اين قسمت شبدري(حالت سه برگي ) حاشيه قراردادي هم Contractual Fringe ناميده مي‌شوند . 
۳-تأمين نيرو از خارج Out – Sourcing : در اين قسمت سازمان بيشتر از نيروي كار انعطاف‌پذير يا منعطف
Force Labour Flexible استفاده مي‌نمايد اين نيروي كار منعطف شامل نيروهاي‌ قرادادي ، پاره‌وقتي‌ها ، نيمه وقتها، كارگران موقتي و فصلي و همه كساني كه به صورت پروژه‌اي براي سازمان كار مي‌كنند ، مي‌شود . چارلز هندي پيش‌بيني مي‌كند كه قوانين كار و اتحاديه كارگري و «امر و نهي آنها » فقط در بخش هسته حرفه‌اي كه تعداد بسيار كمي هستند كاربرد دارند و براي بخش‌هاي عمده سازمان كه بخش‌هاي دوم و سوم يا برگه‌هاي دوم و سوم از برگه شبدري مي‌باشند كاربرد چنداني ندارد.
تغيير در ساختار سازمان ها صنعتی از ديد Bergquist )1993 )
Bergquist با توجه به جهاني شدن ، مدل بهينه سازمان را سازمان پست مدرنيزم مي‌خواند . سازمان هاي پست مدرن از ديد وي داراي خواص زير هستند :
● مؤسسات كوچكي كه به جاي بوروكراسي هاي عريض و طويل ، داراي اندازه هاي تعديل شده بوده و پيچيدگي هم دارند ( كوچك و تخصصي هستند)
● مؤسساتي كه جهت تعديل و تطبيق ساختارهاي منعطف خود با شرايط آشوبناك   Chaos و متلاطم امروزي تلاش و كوشش مي كنند .
● تاكيد بر روي مأموريت نامه هاي Mission  قوي و واضح دارند .
● مؤسسه‌اي كه پذيرش پراكندگي جغرافيايي دارد و مرزهاي داخلي آن ضعيف است و مرزهاي آن بر روي نفوذ كننده هاي خارجي باز و آزاد است
● مؤسسه‌اي كه رهبري را به مديريت صنعتی ترجيح مي دهد ، زيرا كه رهبران در زمان‌هاي حاد و مجموعه شرايط ويژه ، مؤثرتر از مديران ، ملاحظه مي شوند .
● مؤسسه‌اي كه قبول مي نمايد كه حوزه و قلمرو رهبران اغلب كوتاه و متزلزل است .
● مؤسسه‌اي كه سيستم ارتباطي اش از طريق رسانه هاي الكترونيكي و ديجيتالي فوق العاده سريع بوده و ارتباطات چهره به چهره يا مكاتبات طولاني مدت ندارد .
● مؤسسه‌اي كه روابط بين پرسنل را بيشتر به صورت كوتاه مدت تجربه مي كند به جاي اينكه آنرا در بلند مدت تجربه كند .
● مؤسسه‌اي كه در درون سازمان خود اهميت اطلاعات و تخصص را حداقل همپاي سرمايه بداند .
● مؤسسه‌اي كه اهميت و تأثير كارگران دانشي را واقف است و مي داند كه آنها نسبت به كارگران غير دانشي ازكار و شغل خود رضايت بيشتري دارند .
تغييرات حادث در توسعه علم و تأثير آن بر سيستم روابط صنعتي تغييرات حادث در توسعه و گسترش علم به همراه ملحقات آن از عوامل تأثير گذار مهم ديگر بر سيستم روابط صنعتي و قانون كار كشورها بوده است . از جمله پديده هايي كه به عنوان لواحق و لوازم اين تغيير محسوب مي‌شوند عبارتند از :
● پيشرفت دانش تكنولوژي اطلاعات   IT و رشد فزاينده آن
● افزايش مبادله اطلاعات علمي ميان انديشمندان و صاحب نظران در سطح ‌جهان
● افزايش ارتباطات ميان مردم جهان  
● كاهش هزينه هاي ارتباطات و حمل ونقل در سطح جهان
● افزايش مؤسسات ( R / D ) توسط شركتها و مؤسسات چند مليتي و فرامليتي به منظور بهبود كيفيت كالاها و افزايش مشتري
● كم رنگ شدن مرزهاي تبادل اطلاعات ميان كشورها
● آزاد شدن جريان اطلاعات و داد و ستد آن در سطح جهان
● افزايش همگرايي Convergence فرهنگي ميان مردم جهان در اثر افزايش ارتباطات و توسعه IT
● افزايش سرعت منسوخيت علم و تئوري هاي مطروحه علمي
● كاهش « چرخه عمر محصول » و كالا Product Life Cycle
● كاهش زمان « طراحي محصول جديد » New Product Design به علت فعاليت‌هاي مستمر
واحدهاي ( R / D )
● گسترش بكارگيري ريز پردازنده ها ( ميكرو پروسسورها )
● افزايش استفاده از سيستم‌هاي هوشمند و خبره و ربات هاي هوشمند به جاي انسان چند برابر شدن
« اندوخته هاي علمي بشر» در فواصل زماني‌كوتاه
● كاربرد بيشتر علوم جديد در طراحي و توليد محصولات جديد .
 تغييرات حادث براي ” نيروي كار ” از ديدگاه لوبرز ( ۱۹۹۸ )
● در اثر جهاني شدن ايجاد شغل به اندازه كافي دشوار و سخت است ، يعني براي هر كارگر بالقوه در سطح معقول و مناسب در مجموعه جهاني شدن ، شغل نمي توان ايجاد نمود . 
● بازارهاي كار در حال تغيير هستند آنچنانكه « مشاغل با دستمزد پايين » و يا مشاغل كم حقوق براي كارگران كمتر آموزش ديده ( غير ماهر ) در حال كمياب شدن ( كم شدن ) مي باشند .
● همزمان ميزان « مشاغل با دستمزد پايين » براي كارگران آموزش ديده ( ماهر ) در حال افزايش مي باشد
● اين روندها يك حالت عدم تطابق ميان « نيروي كار در دسترس » و نيروي كاري كه 
تقاضا برايش وجود دارد » ايجاد مي نمايد و جويندگان كاري كه فاقد آموزش هاي حرفه اي هستند ، فرصت‌هاي شغلي بيشتري را از دست مي دهند .
● وضعيت ايجاد شده ، موجب مي شود كه تنها « رقابتي‌ترين افراد » مي توانند موقعيت كاري خود را در بازار حفظ نمايند .
● برندگان در اين وضعيت كساني هستند كه از سرمايه هاي مادي خود درآمدي بدست 
مي آورند و يا آنهايي كه از هنر مديريت صنعتی برخوردار هستند و سرانجام افرادي كه با داشتن مهارت‌هاي فني به نيروهاي كمياب ( خبره ) بدل شده اند . تغييرات حادث براي « نيروي كار » از ديد Querenghi مسئول سازمان كارگري I.L.O
● به علت رقابت بيشتر در مقياس توليد ( Economy of Scale) در سطح جهان ، از كارگران انتظار مي‌رود تا با تعداد كارگران كمتر ، بازدهي بيشتري داشته باشند . 
● ساعات كار بيشتر و شيفت هاي طولاني تري به كارگران ارائه مي شود ، بدون اينكه سيستم جبران آنها افزايش يابد . 
● كوچك سازي Down – Sizing منجر به سطوح بالاتري از عدم اشتغال ( بيكاري ) گرديده است .
● هرگاه مديريت هزينه هاي نيروهاي انساني را از حدي بيشتر نتوانسته كاهش دهد ، حالت تهاجمي پيدا نموده است تا افزايش توليد داشته باشد .
●  اشكال مختلف بي ثباتي و تزلزل شغلي افزايش يافته و سيستم تامين اجتماعي كم‌رنگ‌تر گرديده است .
● چانه زني هاي دسته جمعي و نقش و نفوذ اتحاديه هاي كارگري تحت حمله رقابت جويي، در معرض انهدام قرار گرفته است . 
تغييرات حادث براي « نيروي كار » از ديدگاه ( ۱۹۹۶ ) Kyloh
● كارفرمايان و حتي حكومت ها تشويق شده اند كه رويه خصمانه اي با ادعاهاي اتحاديه ها در پيش گيرند و حتي با فعاليت اتحاديه ها مخالفت و مقابله كنند .
● قدرت اتحاديه هاي كارگري به خاطر رقابت روي سطح دستمزدها و شرايط استخدامي تضعيف شده است و اين وضعيت به دليل اقتصاد جهاني صورت گرفته كه بازارها، تقاضاي مداوم كاهش هزينه‌ها را ، مي طلبد.  
● كارگران با كارفرمايان خود در مورد شغل هايشان يكسره در حال چانه زني هستند ، به دليل اينكه همان كارفرما در كشورهاي ديگر به كارگران ارزان تري دسترسي پيدا نموده است . 
● كارگران به دليل تعطيلي كارگاهها در مكان هايي كه هزينه زندگي پايين است مجبور هستند همان دستمزدها را در مكان هايي كه هزينه زندگي بالاست پذيرا شده و براي جلوگيري از بيكاري در اين مكان هاي جديد مشغول بكار شوند .
● شركت ها و سازمان ها در مناطق صنعتي كه هزينه هاي توليد بالاست ، روش هاي قرارداد مقاطعه كاري Sub – Contracting را با توليد كنندگان كشورهاي در حال توسعه كه هزينه توليد پايين است ، منعقد نمايند.
● تاثيرات منفي و پي آمدهاي روندهاي فوق در صنايع با تكنو لوژي پايين (Low – Tech) مانند صنايع فولاد، نساجي ، پارچه بافي و … بيشتر مي شود زيرا رقابت ميان توليد كنندگان با هزينه پايين شديدتر و حادتر است .
● در صنايع خاصي كه مي توانند با تاكيد روي خلاقيت ، دانش ، يادگيري و مهارت و … وضعيت را تغيير دهند ، آسيب پذيري كارگران دانشي كمتر مي شود زيرا اين مؤسسات روي كيفيت توليد و محصول ، خدمت به مشتري ، پيشرفت هاي تكنولوژي و … متمركز مي‌شوند.
تغييرات حادث در مكان كار : Work – Place
براون وهاردي (۱۹۹۴ ) پيش بيني مي كنند كه در سال ۲۰۰۰ مكان هاي كار جديد در آمريكا چنين خواهد بود.
● كار به جاي اينكه روي فعاليت هاي فيزيكي تاكيد داشته باشد ، روي دانش تكيه خواهد داشت و حداقل نيمي از كارگران آمريكايي دانشي خواهند بود .
● بيش از ۹۰% همه شغلهاي آمريكايي تحت تاثير و بعضي هم جايگزين با سيستم هاي كامپيوتري هوشمند و سيستم‌هاي كامپيوتري خبره خواهند بود .
● بيش از ۹۰% كارگران جديد از اقليت ها و زنان خواهند بود .
● در حدود ۸۰ % كليه مشاغل ، نياز به آموزش و تحصيلات دانشگاهي خواهند داشت و ۱۰۰% مشاغل بصورت فزاينده اي به سطوح بالاتري از مهارت ها نياز خواهند داشت .
● حركت فراينده اي از مشاغل توليدي به سوي مشاغل خدماتي صورت خواهد گرفت .
● روش مديريت آتوكريته و مستبدانه منسوخ خواهد شد .
تغييرات حادث براي  HRM وIR  در اثر جهاني شدن از ديدگاه پروفسور اسكيولا
۱-كارگران ماهر و دانشي Knowledge Workers  بيشتر متحرك و سيال خواهند شد و مرزها را در مي نوردند تا بازار كارها را در سطح جهان تعقيب كنند . 
۲-مطلب مذكور در بند يك به صورت ضمني اشاره به اين دارد كه نيرويابي Recruitment  اين نوع كارگران از منبع جهاني يا حوضچه هاي جهاني بيشتر صورت خواهد گرفت تا منابع و حوضچه هاي داخلي .
۳-كارفرمايان و دولتها براي جذب اين نوع كارگران ( به عنوان منابع كمياب ) با هم در رقابت قرار گرفته و بايد بسته هاي پاداشيRemuneration Packages  مناسب تري را تدارك ببينند تا موفق به جذب و نگهداري اين نوع افراد ماهر باشند.
۴-در نيرويابي كارگران جديد از حوضچه هاي جهاني ، كارفرمايان بايد به جاي استفاده از رسانه هاي داخلي و ملي به رسانه هاي جهاني روي آورند . در نتيجه كارفرمايان براي دسترسي به بازارهاي هدف Target Market  در جذب كارگران خوب ، استفاده از اينترنت و وب هاي گسترده جهاني ، موثرتر از نيرويابي از طريق رسانه هاي سنتي همچون روزنامه ها و يا تابلوهاي آگهي شهري خواهد بود . ارتباط برقرار كردن با اين كارگران از طريق پست هاي الكترونيكي بيشتر از هرنوع وسيله ديگري باب خواهد شد . 
۵- رويه هاي انتخاب Selection Procedures اين نيروها هم با استفاده از تكنولوژي اطلاعات الكترونيكي خواهد بود. آزمون هاي چهره به چهره و مصاحبه هاي حضوري به دليل بعد مسافت و عوامل هزينه زا كمتر به كار خواهد رفت و اين انتخاب‌ها بوسيله رويه هاي انتخاب كه دستگاههاي الكترونيكي واسطه قرار مي گيرند ، جايگزين خواهد شد . 
۶- انتصاب‌ها Appointments  بر اساس موافقت نامه ها و قوانين قرارداد كار پذيرفته شده بين المللي خواهد بود . بدين منظور مديران منابع انساني ( نيرويابان و كارفرمايان ) بايد از الزامات قوانين استخدامي در سطح بين المللي و الزامات پاداش هاي مناسب آگاهي داشته باشند .
۷- در نتيجه تكنولوژي هاي جديد و نيز تغيير ماهيت مشاغل ( از توليد كارخانه اي به مشاغل خدماني ) امكان پذير گرديده است كه كارگران جذب شده از منابع و مكان هاي مختلف جهاني ، ضرورتاً لازم نباشد كه به محل فيزيكي استقرار كارفرما منتقل شوند و در سازمان اصلي كارفرما مشغول به كار گردند . بلكه اين امكان پذير خواهد بود كه در همان آدرس فعلي كارگر بوسيله شبكه هاي الكترونيكي خود براي كارفرما ، كار كنند . و نيز قبل از كار دوره هاي اجتماعي شدن و جهت دهي Socialization and Orientation  و نيز بعد اشتغال به كار دوره هاي H.R.D ( بهبود و بازسازي ) را نيز از طريق همين شبكه ها فرا گيرند .
۸- به دليل افزايش مهاجرت ها توسط كارگران دانشي و تغيير قوانين مهاجرت توسط دولت ها ، كارفرمايان و مديران منابع انساني بايد فرايند مكان يابي مجدد كار (Relocation) را به نحو احسن با معيارهاي بين اللملي اداره و مديريت نمايند .
۹- اين نوع كارگران ( كارگران دانشي ) را از طريق سيستم هاي كنترل سنتي نمي توان نظارت و سرپرستي نمود و آنها نيازمند ترتيبات سازماني خلاق و جديد هستند . از طريق ترس يا سلسله مراتب نمي توان در اينگونه كارگران دانشي ايجاد انگيزه نمود . 
بلكه راههاي اداره و مديريت صنعتی و انگيزش اينگونه كارگران عبارتند از :
– رهبري از طريق تخصص
– افزايش انگيزه از طريق رهبري عشق و عاطفه
– انگيزش بوسيله پاداش هاي دروني Internal Rewards
– مشاغل داراي محتواي برانگيزاننده
– مديريت نتيجه بر اساس مديريت عملكرد و نه ارزيابي عملكرد
– ربط دادن پاداش هاي بيشتر به افزايش مهارت و دانش و توان فراگيري آنها ( يادگيري چگونه آموختن و يا يادگيري مادام العمر و در طول زندگي )
۱۰- به علت تغيير سريع حرف و مشاغل جهاني شده ، تغيير شرح شغل ها و وظائف شغل ، كوتاه شدن دوره عمر دانش، كوتاه شدن چرخه عمر محصول و … فشارهاي جديدي روي كاركنان اعمال مي شود تا بتوانند از عهده اين تغييرات برآيند و به طور مداوم ، ظرفيت ها و توانايي هاي خود را بروز دهند . در نتيجه اين احتمال وجود دارد كه اين مسائل منجر به شكل هاي جديدي از مشاغل و كارهاي استرس زا ، آسيب زا و مستعد براي خستگي مفرط ( كار زدگي و افسردگي )Burnout , Rustout and Workholick   گردد كه مديريت منابع انساني بايد رويه هاي جدي براي ايمني و بهداشت رواني كاركنان بوجود آورد تا با اين فشارهاي رواني مقابله نمايند .
۱۱- ماهيت مشاغل در اين مجموعه جهاني ، بيشتر حالت موقتي خواهد داشت كه خود نيازمند تجديد نظر در موافقت‌نامه‌ها و قرارداد هاي كار است .
 مشخصه هاي اصلي شكل جديد روابط صنعتي ( استراتژيك )
مشخصه هاي اصلي شكل جديد روابط كار كه در مؤسسات پيشرفته جاري است، از ديد فرنكل (۱۹۹۵)
 به شرح زير است :
● تامين شغلي براي كارگران اصلي Core – Workers
● قراردادهاي كار منعطف براي كارگران ثانوي Peripheral – Workers
● شرح شغل هاي وسيع‌تر و چالشي
● تشكيل تيم هاي كاري براي تسري تعهدات به همگان
● نظارت به وسيله دستگاههاي تسهيل كننده ( نه كنترل هاي سلسله مراتبي ) 
● بالا بردن مداوم مهارت ها
● ارزيابي عملكرد فردي
● سيستم هاي پاداشي بر اساس عملكرد
● دخالت كارگر در تصميم گيري ها بدون دخالت اتحاديه هاي مركزي
  نتيجه گيري:
با توجه به تغييراتي که تکنولوژي اطلاعات برروي سازمان کار، سازمان توليد، ساختار سازمانها، سيستم روابط مدیریت صنعتي، نيروي کار، مديريت منابع انساني ايجاد نموده است شکل رشته هاي مديريت منابع انساني و روابط صنعتي بطورکلي تغيير نموده است بطوريکه بعضي از اين تغييرات بشرح ذيل مي باشند:
۱-اولويت دادن به دو جانبه گرايي Bipartite و سه جانبه گرايي Tripartiteبه جاي تأكيد روي قوانين كار حمايتي Protectionism
۲-در مذاكرات سه جانبه (سه جانبه گرايي) هدف اصلي دولتها بر حمايت از توليد و كارآفرينان به منظور افزايش سرمايه گذاري قرار مي‌گيرد تا از اين طريق بيكاري و عدم تأمين شغلي كارگران را كاهش دهند (فعال ساختن بازار كار به جاي حمايت از كارگر كه البته خود به صورت طبيعي حمايت از كارگر را به همراه دارد) (سيلوا ۱۹۹۷)
۳-ايجاد امنيت شغلي براي كارگران Job- Security از طريق ايجاد سيستمهاي آموزشي سنگين و چند مهارته نمودن كارگران و تبديل كارگران به كارگران يقه سفيد (كارگران دانشي). در سيستم روابط صنعتي استراتژيك استخدام مادام العمر، رسمي قطعي، طويل المدت و … مفهوم ندارد و حتي در ژاپن هم كه با استخدام مادام العمر شناخته مي‌شد، امروزه از اين روند فاصله مي گيرد. (و ونگ كان سنگ: چهارم جولاي ۲۰۰۲)
۴-كمرنگ شدن اهميت سيستم طبقه بندي مشاغل سنتي و تغييرات عمده در سيستم طبقه بندي مشاغل Job – Classification ، در اين سيستم جديد شرح شغلهاي جديدي نوشته مي شود كه وظايف بيشتري را براي انجام يك شغل تدارك ديده و از ركود كار در اثر نبودن يك كارگر خاص، جلوگيري مي كند. (مك دونالد ۱۹۹۷)
۵-جايگزين شدن سيستم پرداختهاي منعطف Flexible Payment و پرداخت بر اساس عملكرد
Pay Systems For Performance با سيستم پرداخت بر اساس ارشديت و سابقه و رسمي بودن: در سيستم روابط مدیریت صنعتي استراتژيك اهميت تعيين حداقل دستمزدها Minimum Wages كم رنگ مي شود. البته سيستم حداقل دستمزد از بين نمي رود، بلكه اهميت آن كاهش مي يابد و كارفرمايان با پرداختهايي بر اساس عملكرد و كارايي و نتيجه كار كارگران، آنها را تشويق به بهره ور شدن و افزايش كارايي «و اصالت دادن به تخصص» مي نمايند تا بتوانند در محيط جهاني رقابت نمايند. (سيلوا ۱۹۹۷)
۶-باز گذاشتن دست مديران و كارفرمايان در اعمال تشويق و تنبيه (با اولويت دادن به سياستهاي تشويقي) به منظور افزايش رقابت جويي آنان در سطح جهان از طريق تسهيل كننده نمودن قوانين كار و كاهش جنبه هاي حمايتي اين قوانين به خصوص در كشورهاي تازه صنعتي شده آسيا و اقيانوسيه (Venkatarantam 1965) 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

این مقاله با تبیین مفهوم و برداشتهای مختلف از پدیدة روزافزون جهانی شدن یا جهانی سازی به مقایسه دو آموزة «جهانی سازی مهدوی» با «جهانی سازی غربی» پرداخته و با تشریح ویژگی و شاخصه ها، و تبعات هر یک، ـ بویژه در آموزه دولت جهانی مهدی عليه السلام ـ برتری الگوی آرمانی جهانی سازی مهدوی برای نجات بشریت و حیات هستی را به شیوه مستدل و طی سه گفتار نمایان می سازد و آموزه جهانی سازی غربی یا آمریکایی را به دلیل ماهیت مادی، یک طرفه، سلطه گرانه، استکباری و امپریالیستی، مردود می شمارد و آن را نفی می کند
جهانی شدن یا جهانی سازی، پدیده ای انکار ناپذیر در عالم امروز است و با پیشرفتهای روزافزون بشری بویژه در عرصه علوم، فناوری، ارتباطات و اطلاعات، حمل و نقل و… جهان هر روز بیش از پیش به سوی تحقق تدریجی این امر گام بر می دارد. نوشتار حاضر در سه گفتار اصلی، با تبیین مفهوم و برداشتهای مختلف از این فرایند، معتقد است که در حال حاضر، ماهیت اصلی پدیده جهانی شدن، «غربی»وبویژه «آمریکایی» است که در بطن آن سلطه گری، استکبارورزی، استثمار و امپریالیسم جدید نهفته است و اگرچه نمی توان از بسیاری جوانب مترقی و ایجابی آن چشم پوشید اما تبعات و پیامدهای منفی و ویرانگر آن نیز برای بشریت و آحاد جامعه جهانی غیرقابل انکار است.
مقاله حاضر با اشاره به این پیامدهای منفی، معتقد است آموزه و پدیدة جهانی سازی در اساس، پدیدة لازم و مثبتی است و باید از این راهبرد به نحو احسن سود جست و با اصلاح آفات و اعمال صحیح، آن را در خدمت بشریت قرار داد، همانطور که ادیان الهی و بویژه اسلام و حتی مصلحین بشری، جملگی جهانی اندیشیده اند و همچنانکه آموزه های قرآنی و روایی اسلامی نیز خود را به صورت جهانشمول مطرح کرده اند.
طرح حکومت حضرت مهدی و جهانی سازی مهدوی نیز در حقیقت راهبرد آرمانی و نهایی جهان وطنانه اسلامی و نسخه درمان جامعه بشری از آلام، حرمانها و تنگناهای بی شمار خویش است. مقاله حاضر، با مقارنه جهانی سازی مهدوی با جهانی سازی غربی، ویژگی ها و شاخصه های هر دو ـ بویژه عصر مهدوی ـ را تبیین نموده و با استدلالهای لازم، برتری بی چون و چرای الگوی جهانی سازی مهدوی را برای نجات بشریت و حیات هستی، نمایان می سازد. در این راستا پژوهش حاضر قصد دارد به پرسش های زیر پاسخ گوید:
۱٫ جهانی شدن یا جهانی سازی به چه مفهومی است و چه برداشتهایی از آن وجود دارد؟ تبعات مثبت و منفی آن کدام است؟ و ماهیت واقعی جهانی سازی امروزی چیست؟
۲٫ آیا اسلام و ادیان الهی نیز دارای رسالت جهانشمول و جهانگرا بوده اند؟
۳٫ نهضت وآموزة جهانی سازی مهدوی واجد چه ویژگیها وشاخصه هایی است؟ و وجوه تمایز و برتری آن نسبت به سایر آموز ه های جهانی سازی در چه شاخصه ها و خصائصی نهفته است؟
مفروض این نوشتار را نیز به اجمال می توان اینگونه طرح نمود:
«با وجود جوانب مثبت پدیده جهانی سازی، ماهیت اصلی و فعلی این پدیده؛ غربی و بخصوص آمریکایی، سلطه ورزانه و استکباری است، در حالیکه نهضت و آموزه جهانی مهدوی، الگوی آرمانی و راهبردی برتر و متعالی است و نجات بشریت و حیات هستی را با خواست و اراده الهی به ارمغان خواهد آورد».
گفتار اول ـ مفهوم جهانی شدن و برداشتهای مختلف از آن
مبحث اول ـ مفهوم جهانی شدن یا جهانی سازی
جهانی شدن بدون شک یکی از متداولترین اصطلاحات دهه حاضر در جهان و پدیده ای جدی، جاری، در عرصه کنونی و دهه های آینده است. روزنامه نگاران، سیاستمداران، مدیران تجاری، دانشگاهیان و سایرین با به کار بردن این اصطلاح قصد دارند نشان دهند که پدیده ای ژرف در حال وقوع است، جهان در حال تحول است و نظمی نو در عرصة اقتصاد، سیاست و فرهنگ جهانی ظهور می یابد. اما به کارگیری این اصطلاح در موارد بسیار مختلف، توسط افراد متفاوت و برای اغراض گوناگون، چندان فراوان است که تعیین موضوع مورد بحث در جهانی شدن، کارکردهای این اصطلاح و اثراتش بر نظریه و سیاست معاصر را دشوار نموده است. بنابراین به رغم تداول مصطلح جهانی شدن یا جهانی سازی، هنوز تعریف جامع و مانع و با زوایا و ابعاد روشن و محسوس برای این مفهوم جدید و دستخوش تحول که عمر آن نیز کمتر از دو دهه است ارائه نشده است. البته تعاریف متعددی در این باب عرضه شده مثلاً در تعریفی بسیط، جهانی شدن را با چرخش آزاد سرمایه، نیروی کار و اطلاعات تعریف کرده اند یا آن را برای توصیف روندی به کار می برند که در آن اقتصاد جهانی، نیروهای سیاسی و فرهنگی به سرعت کره زمین را زیر نفوذ قرار می دهند و به خلق یک بازار تازه جهانی، سازمانهای سیاسی فراملی و فرهنگی جهانی تازه دست می زنند. به نظر اینان دورنمای جهانی شدن، گسترش بازار جهانی سرمایه داری، زوال دولت ملت، گردش پرشتابتر کالاها، انسانها، اطلاعات و قالبهای فرهنگی است و از منظری دیگر، به معنای شکوفایی جوامع مدنی، عامل کاهش موانع در راه تجارت آزاد و تعمیق وابستگی متقابل است و به یکسان سازی و یا مشابه کردن کشورها و فرهنگ های جهان می انجامد. در این راستا با توسعه ماهواره ها، گسترش نظام های ارتباطی و الکترونیکی و افزایش رسانه ها و کاربرد اینترنت و ازدیاد کانالهای تلویزیونی و نفوذ فرامرزی آنها، مرزهای ملی از بین رفته و یا کمرنگ می شود. کشورها نقش گذشته خود را از دست می دهند و به جای قوانین داخلی، قوانین بین المللی حاکم می شود. طی همین فرایند، قید و بندهای جغرافیایی، فرهنگی، مذهبی و… که بر روابط انسانی سایه افکنده، از بین می رود. بدین ترتیب می توان جهانی شدن را به فرایندهایی تعریف کرد که بر اساس آن همه مردم جهانی در جامعه ای واحد و فراگیر به هم می پیوندند و این مفهوم در نمایی عام عبارت است از «در هم ادغام شدن» بازارهای جهانی در زمینه های تجارت و سرمایه گذاری مستقیم و جابه جایی و انتقال سرمایه، نیروی کار و فرهنگ در چارچوب آزادی بازار و شکافته شدن مرزهای ملی، رقابت بی قید و شرط در سطح جهانی، بویژه در سطح قدرت های بزرگ، گسترش نوآوریهای تکنولوژیک، رشد روز افزون تجدد و نوگرایی، جهانی شدن تولید و مبادله و در این راستا گذر از اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی، حرکت از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی، تمرکز زدایی، توسعه فضای رقابتی مبتنی بر ائتلاف و ادغام، یکپارچگی بازارهای مالی جهانی و گسترده شدن مبادلات تجاری، مقررات زدایی و برداشته شدن ضوابط حمایت گرایانه بازرگانی داخلی و ملی.
بدین ترتیب می توان جهانی شدن را بر حسب تعاریف موجود، شکل گیری شبکه ای دانست که در چارچوب آن، اجتماعاتی که پیش از آن در کره خاکی دور افتاده و منزوی بودند، بر پایه وابستگی متقابل و وحدت جهانی ادغام می شوند و ارتباط آنها با یکدیگر چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی، بسیار نزدیک و متقارن و حتی چهره به چهره می گردد و هویت انسانها از سیطره یک جامعه و یک ساختار اجتماعی ثابت خارج شده و هر یک از هویت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در عرصه بین المللی متأثر خواهد گشت. کوتاه سخن آنکه بسیاری از صاحب نظران، ویژگی های عصر جهانی شدن را در مفاهیمی چون ظهور دهکده الکترونیکی جهانی، انقلاب اطلاعاتی، فشردگی زمان و مکان، گسترش جهان آگاهی، پایان جغرافیا و عصر سیبرنیتیک خلاصه کرده اند. دوره ای که روابط «فراملی» جایگزین «روابط بین المللی» می گردد و جامعه مدنی جهانی به عنوان شبکه ای از سازمانهایی که اهداف و آرمانهایش مرز نمی شناسد، به عنوان مظهری از روابط فراملی آشکار می گردد.
مبحث دوم ـ برداشتهای مختلف از جهانی شدن
دیدگاهها و دریافتهای متنوعی درباره مسأله جهانی شدن وجود دارد. برخی جهانی شدن را چیزی فراتر از مرحله ای گذرا و موقت در تاریخ بشر نمی دانند. برعکس، عده ای دیگر آن را تبلور رشد سرمایه داری غرب و نوسازی تلقی می کنند. گروه سوم، جهانی شدن را یک تحول اساسی در سیاست جهانی قلمداد می کنند که فهم آن نیازمند تفکر جدیدی است. 
از منظر برخی صاحب نظران، در رهیافت های مختلف، سه نوع جهانی شدن ملحوظ است: یکی جهان گرایی راستین، کامل که هم مادی و هم معنوی است و علاوه بر توسعه اقتصادی، تعادل سیاسی و اجتماعی و تعالی فرهنگی و انسانی را در بردارد. دیگری جهانی گرایی ناقص و نارسا که صرفاً اقتصادی و تک ساحتی است و سوم جهانی گرایی کاذب و سلطه جویانه و تنازعی که همان جهانی سازی آمریکایی با ماهیتی سیاسی و سلطه جویانه و انحصارطلبانه است که با لحاظ آمریکا در رأس قدرت جهانی، یکه تازانه به دنبال افزایش قدرت این کشور و افزایش وابستگی جهانی به آمریکا است. 
اما شاید بتوان گفت که درباره فرایند جهانی سازی یا جهانی شدن دو دیدگاه اساسی وجود دارد: یکی دیدگاه مثبت نگر و دیگری منفی نگر. از دیدگاه مثبت، جهانی سازی می تواند با استفاده از عرصه فن آوری اطلاعات (IT) همانند پلی تمام دنیا و شهروندان آن را متحد کرده و محرومیت های علمی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را از بین ببرد یا کاهش دهد. هنجارهای پسندیده دینی، اخلاقی یا دست کم انسانی را بر جهان حکمفرما کند و نوعی وحدت بهینه، مثبت و متکامل را در میان بشریت ایجاد نماید. جهانی سازی می تواند مردم دنیا را هم پیکر نماید تا همانند یک اندامواره در فکر صلاح و اصلاح یکدیگر برآمده و در سنگری واحد علیه تمام عوامل مُخل تکامل بشری مبارزه کنند.
اما بر مبنای دیدگاه دوم، متأسفانه فرایند جهانی سازی فعلی اگرچه دارای برخی فواید از موارد پیش گفته بوده است، ولی در حقیقت هدف اصلی آن، چیزی نیست جز یکپارچه کردن جهان و ادغام آن در بازار مشترک جهانی به رهبری دنیای سرمایه داری به سردمداری آمریکا. بازاری که همه مؤلفه های حیات اجتماعی، از اقتصاد و سیاست تا فرهنگ، به زبان منفعت طلبی و استکبارورزی ترجمه می شود و سلطه بی چون و چرای تمدن غرب و استیلای بیش تر کشورهای دارا علیه کشورهای فقیر را به دنبال دارد. امروزه حتی برخی از اندیشمندان غربی از جهانی شدن به عنوان یک خطر و تهدید بالفعل و بالقوه در راستای «آمریکایی شدن» جهان، نام می برند.
به همین دلیل، برخی همانند والرشتاین، دان دویچ ولستی، با نگاهی بدبینانه، جهانی سازی را اقتصادی سازی جهان و استثمارگری ـ استعمار شوندگی جهانی می دانند، چرا که نظریه آنان به جوهره هژمونیک، تنازعی و هابسی ـ داروینیستی این فرابرد معطوف شده است؛ فرایندی که در حقیقت، داروینیسم جهانی را ترویج می کند. نظریه «سیاست قدرت» هانس مورگنتا، نظریه و بلکه راهبرد و دکترین تنازع تمدنهای هانتینگتون، سیاست جنگ صلیبی نو محافظه کاران آمریکایی، اشغال، یکه تازی، یک جانبه گرایی، نظامی گری آنان تحت عنوان مبارزه با تروریسم، تهدید و ارعاب نظامی و امنیتی و براندازی یا اشغال گری و تجزیه کشورها و دولت ها از جمله آثار و عوامل تحقق جهانی سازی غربی است که مدعی جامعه جهانی تک قطبی و سرمایه سالارانه با سلسله مراتب قدرت و سلطه بوده و علاوه بر استفاده از میلتیاریسم، از شیوه ها و ابزارهای تازه تحمیق علمی و فرهنگی و تطمیع اقتصادی و تکنولوژیکی بهره می گیرد بی دلیل نیست که اندیشمندانی مانند پولانی، اسکات گری، هوتن و فرکلا نیز از این فرابرد جهانی سازی، با تعابیری مانند غربی سازی، آمریکایی سازی، وگاه نئوامپریالیسم در قالب نظام تازه تک قطبی و دهکده جهانی یاد کرده اند. 

عتیقه زیرخاکی گنج