• بازدید : 22 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

پژوهش حاضر با عنوان «بررسی رابطه دینداری با طلاق بین زنان شهر تهران» با هدف بررسی تاثیر برخی عوامل بر طلاق صورت گرفت. 
طرح پژوهش در این تحقیق توصیف نمی‌باشد. جامعه آماری متشکل از ۶۰ زن شهر تهران می‌باشد و به روش تصادفی، با در نظر گرفتن تمایل آزمودنیها برای شرکت در آزمون انتخاب گردیده‌اند. 
ابزار پژوهش شامل پرسشنامه معبد می‌باشد. 
جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از تحلیل واریانس چند راهه (Anoua) استفاده شد، تحلیل نتایج نشان داد: 
بیان مسئله 
در بین تمام نهادها، سازمانها و موسسات اجتماعی خانواده نقش و اهمیتی خاص دارد، تمامی آنان که در باب سازمان جامعه اندیشیده‌اند، همه مصلحین و اندیشمندان بر خانواده و اهمیت حیاتی آن بر جامعه، تاکید ورزیده‌اند. بدرستی هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند چنانچه از خانواده‌های سالم برخوردار نباشد، باز بی هیچ شبهه هیچ یک از آسیبهای اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده پدید آمده باشد (ساروخانی، ۱۳۷۰) با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقاء خانواده و سلامت بهداشت روانی افراد جامعه قائل است بررسی مشکلات و عواملی که منجر به زوال خانواده و سرانجام ریشه دار شدن این مشکلات که منجر به جدایی می‌گردد ضروری بنظر می‌رسد. 
تحقیقات انجام شده در خصوص خانواده تا سال ۱۹۷۰ حول محور طلاق و اثرات روانی و اجتماعی آن بر روی اعضای خانواده بوده است و در این میان نقش دین به عنوان یک عامل مهم‌قابل توجه است. تا سالهای اخیر معمولا نقش دین در بررسی‌های مربوط به خانواده و رضایتمندی زناشویی نادیده گرفته شده است. (غباری بناب، ۱۳۸۰) (به نقل از نیکویی). 
گیلن  و پوز (۱۹۸۸) هم چنان اسپروسگی  و هاگستون  (1978) نشان داده‌اند افرادی که برای مدت طولانی با هم زندگی می‌کنند دین را به عنوان مهمترین عامل رضایت مندی در زندگی‌تلقی می‌کنند. جریگان  و‌ناک بعد از‌بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که دین مهمترین عامل ثابت و پایداری در ازدواج است (همان منبع).    
کیم و دیگران (۲۰۰۴) به این نتیجه رسیدند دین با هیجانات مثبت مثل خوش خلقی، مهربانی، اعتماد به نفس، توجه و آرامش رابطه مثبت دارد. 
شرکات (۲۰۰۴) بعد از بررسی تحقیقات خود به این نتیجه رسید که اختلاف دینی در خانواده‌ها موجب بروز مشکلات برای ازدواج می‌شود که منجر به کاهش رضایت مندی و افزایش تعارضات زناشویی و طلاق می‌شود. 
 
اهمیت و ضرورت پژوهش 
اهمیت باورها و نهادهای دینی بر انسان و زندگی فردی و اجتماعی او کاملا آشکار است. این به شکلهای مختلف در هر فرهنگ شناخت شده‌ای وجود دارد معمولا نقش اصلی و‌اغلب محوری را‌در زندگی افراد آن‌بازی می‌کند. بسیاری از مردم دنیا امروزه خود را‌دیندار می‌دانند و‌انگیزه‌های دینی، در شکل گیری حرکتهای اجتماعی و سیاسی معاصر مشهود است. (آرین، ۱۳۷۸). 
اخیرا پژوهشهای متعددی در مورد اثر دین بر سلامت روان انجام شده است، نتایج تحقیقات نشان دهنده اثر مثبت بر سازگاری و بهداشت روانی و اثر کاهنده دین بر علائم بیماری بوده است (گری و همکاران، ۱۹۹۰) آلن برگین (۱۹۹۲) یکی دیگر از محققین است که طی پژوهشهای ده ساله (۱۹۹۱- ۱۹۸۰) با عنوان کردن نقش ارزشها در روان‌درمانی و‌ارتباط آن‌با بهداشت‌روانی شخصا‌به ضرورت‌بکارگیری موضوعات ارزشی و دینی در آموزشهای بالینی و آموزش بیماران مشخصا تاکید می‌کند. او در سال ۱۹۸۰ چنین ادعا کرد که به عنوان یک روان شناس نمی‌خواهد از مذاهب متعارف و سازمان یافته بعنوان فرآیند کلی حمایت کند ولی از تئوریهایی که بخشی از زندگی دینی هستند و دارای بیشترین منابع بهداشتی می‌باشند حمایت می‌نماید. او همچنین می‌گوید: اعتقاد دینی که مبنی‌بر علوم روان شناختی هستند دارای تاثیراتی بر ساختار اجتماعی می‌باشند. (برمر، آبریگو، شوسترم، ۱۹۹۳) خانواده اساسا کانون کمک، تسکین، التیام و شفا بخشی است، کانونی است که باید فشارهای روانی وارد شده بر اعضا‌خود را تخفیف‌دهد و راه رشد و شکوفایی آنها را هموار کند، اگر خانواده محیط سالم و‌سازنده‌ای برای اعضا خود باشد و نیازهای جسمانی و روانی آنها را برآورده کند کمتر ممکن است به نهادهای درمانی خارج از خانواده احتیاج پیدا کند. (ثنایی، ۱۳۷۵) 
معمولا خانواده سالم افراد سالم را تحویل اجتماعی می‌دهد و خانواده ناسالم موجب بروز مسائل فراوانی در سطح جامعه خواهد شد و اگر سعی در بهبود و پیشرفت خانواده نشود، مشکلات اجتماعی روز به روز بیشتر خواهد شد. (ستیر، ۱۳۷۳) 
نگاهی به آمار فزاینده طلاق در جوامع مختلف و بویژه در کشور ما در سالها اخیر لزوم توجه بیش از حد به عوامل زمینه ساز طلاق و نحوه مقابله موثر با پدیده شوم طلاق را آشکارتر می‌سازد. 
طلاق، آفتی اجتماعی است و هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند نسبت به آن بی توجه بماند: هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند ادعای سلامت کند. اگر از خانواده‌هایی استوار برخوردار نباشد. هرگز هدف این نیست که قوانین در حذف طلاق وضع شود، طلاق هست. همانگونه که جامعه هست و ارتباطات انسانی هست. هرگز نمی‌توان تصور کرد که تمامی ارتباطات انسانی‌برجا می‌ماند و‌هرگز هیچ‌ارتباطی آسیب نبیند، اما جامعه باید در اندیشه کاستن از تعداد طلاق باشد. بیان زیبای پیامبر اکرم (ص) را به یاد آوریم: «انعبض الاشیاء عندی الطلاق» «بدترین امور برای من طلاق است.»   
اگر جامعه‌ای به سوی افزایش طلاق رود، بی هیچ شبهه، در آستانه بحران قرار دارد. بدین سان به درستی می‌توان گفت: میزان طلاق، نشانه دقیق سلامت یا بیماری جامعه است. (ساروخانی، ۱۳۷۴).
از حیث نظری یا عملی بحث و تحقیق کند. بلکه فقط می‌خواهد راهبردی عملی جهت کشف و درک رابطه دینداری با میزان طلاق افراد مذهبی در مقایسه با افرادی که از این نظر در سطح پایین قرار دارند، ارائه نماید. (ابراهیمی، ۱۳۸۶) 
 
فرضیه پژوهش 
در این پژوهش فرض بر این است که بین دینداری و میزان طلاق زنان رابطه وجود دارد.  
متغیر مستقل 
متغیری است که توسط پژوهشگر دستکاری یا انتخاب می‌شود تا تایید و رابطه آن با متغیر دیگری اندازه گیری شود. (دلاور، ۱۳۷۶) 
در پژوهش حاضر متغیر مستقل دینداری می‌باشد.  
تغییر وابسته 
متغیری که مشاهده یا اندازه گیری می‌شود تا تاثیر متغیر مستقل بر آن معلوم گردد. (دلاور، ۱۳۷۶) در پژوهش حاضر میزان طلاق متغیر وابسته می‌باشد.  
تغییر کنترل 
گاهی اوقات در یک پژوهش آزمایشی متغیرهایی دریافت می‌شود که تاثیر برخی از آنها در تعیین رابطه بین متغیرهای مستقل و وابسته باید خنثی یا ثابت نگه داشته شوند. این متغیرها که تاثیر آنها باید خنثی یا حذف شود متغیر کنترل نامیده می‌شود. (دلاور، ۱۳۷۶) 
در این پژوهش متغیر کنترل عبارتند از: 
سن: کلیه آزمودنیها در مقطع سنی ۲۰ الی ۳۵ سال قرار دارند. 
تحصیلات: کلیه آزمودنیها دارای تحصیلات سیکل تا فوق لیسانس می‌باشند. 
تعریف عملیاتی دینداری 
میزان شدت یا ضعف ارتباط معنوی انسان با قدرت ماوراء الطبیعه (در عمل) که در این پژوهش از طریق پرسشنامه معبد گلزاری سنجیده شده است. 

عتیقه زیرخاکی گنج