• بازدید : 56 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهی شده وشامل موارد زیر است:

وقتي آيه « وَ إنَّ جَهَنـَْــمَ لَمَوْعِدُهُم اَجْمـَــعينَ لَـها سَبْـعَةُ اَبْوابٍ لِكُــلٌّ بابٌ مِنْهـُــمْ جُــزْءٌ مَقـْــسومٌ »¬ (۱) نازل شد، رسول خدا(ص) گريه شديدي كرد. صحابه هم از گريه آن حضرت گريه كردند، بدون اين كه بدانند جبرئيل چه آورده و رمز گريه پيغمبر چيست… كسي هم توانايي سخن گفتن با آن حضرت را نداشت و از عادات پيامبر(ص) اين بود كه هر زمان فاطمه(س) را مي ديد مسرور مي گرديد. از همين رو سلمان رهسپار خانه فاطمه(س) شد. وقتي وارد گرديد، ديد مقداري جو پيش روي فاطمه(س) است و مشغول آرد كردن است و اين آيه را مي خواند: « آن چيزي كه نزد خداست بهتر و پاينده‌‌‌‌ترمي باشد.» (۲) 
سلمان موضوع گريه پيامبر(ص) را به فاطمه(س) خبر داد و ايشان برخاست و لباس پوشيد و به عزم ديدار پيامبر(ص) بيرون آم
فاطمه(س) به پدر عرض كرد: اي پدر! فدايت شوم، چه چيز شما را گريانيده است؟ و پيامبر آن دو آن دو آيه را بر او خواند.
فاطمه(س) از شدت اندوه با صورت به زمين افتاد و صداي ناله‌اش بلند شد كه واي، واي بر آن كسي كه داخل آتش گردد…
در اين حال سلمان نيز گفت: « اي كاش براي اهلم گوسفندي بودم و آنان مرا ذبح مي كردند و گوشت مرا خورده، پوست مرا پاره پاره مي كردند و من هرگز نام آتش را نمي شنيدم.»
ابوذرگفت: « اي كاش مادرم نازا بود و مرا نمي زاييد و من هرگز اسم آتش را نمي شنيدم.»
حضرت علي(ع) نيز فرمودند: « اي كاش درندگان گوشت مرا پاره پاره مي كردند و من نام آتش را نمي شنيدم.»
سپس دست روي سر گذاشت و شروع به گريه كرد و گفت: « آه، از دوري راه و كمي توشه در سفر قيامت. گناهكاران به سوي آتش مي روند و به سرعت داخل دوزخ مي شوند. در جهنم مريض هايشان مداوا نمي گردد؛ اسيرهايشان آزاد نخواهد شد… غذايشان آتش است، آبشان آتش است، در طبقات آتش مي غلتند، بعد از پوشيدن لباس نخي و كتان، در دنيا، از تكه‌هاي آتش خواهند پوشيد و هم نشينانشان هم شياطين خواهند بود.»(۳) 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱-      حجـــر / ۴۴, ۴۳٫
۲-      قصص / ۶۰٫
۳-      بحارالانوار، ج۴۳، ص۸۷؛ ج۸، ص۳۰۳، ح۶۲٫
شكــل و شمـايل وعملكــرد مـلائـكه عـــذاب…
 « اِنَّ جَـهَـنَّـمَ كانَتْ مِرْصادا »(۱)   « جهنم در كمين گناهكاران است. »
بعضي گفته اند: مراد اين است كه ملائكه عذاب در كمين اينان هستند تا به دستورات الهي عمل كنند.
« بر آتش جهنم مأموراني از ملائكه گمارده شده اند كه خيلي خشن و سخت گيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمي كنند و آنچه را كه فرمان داده شده اند به طور كامل اجرا مي نمايند. »(۲)
ملائكه عذاب و مخصوصاًخازن و مالك جهنم را خداوند از غيظ و غضب و خشم خودش آفريده كه خيلي بدتركيب و بد قيافه و خشن و خيلي بداخلاق هستند و از چشمانشانبرق مي جهد و از دهانشان آتش بيرون مي آيد و هرگز خنده بر لبانشان نقش نمي بندد و هرگز شوخي نميكنند.
پيامبر اكرم(ص) وقتي در معراج از جهنم بازديد مي كردند با ديدن خازن جهنم از او ترسيدند.
ملائكه عذاب منتظر دستورات الهي هستند تا اهل عذاب را به اشد عذاب برسانند. هرچه اهل عذاب خواهش و التماس مي كنند كه از خداوند بخواهيد مقداري عذاب ما را تخفيف دهد، ما نمي خواهيم و اجازه چنين در خواستي را هم نداريم…
«قدرت فرشتگان عذاب به قدري زياد است كه هر كدارم از آنان قدرت بلند كردن هفتاد هزار نفر را دارند كه بلند مي كنند و به طرف جهنم پرتاب مي كنند. و در دست هريك، گرزهاي آتشين است تا بر سر اهل عذاب بكوبند.»(۳)
در پاسخ خداوند براي عذاب اهل جهنم كه فرموده:
« خُذوهُ فَغُلّوهُ ثُمّ الّجَحيمَ صَلُّوهُ ثُمَّ في سِلسِــةٍ ذَرعُهــا سَبعُـونَ ذِراعاض فَاسْلُكوُهُ »(۴)
هفتاد هزار ملك حركت مي كنند و اهل آتش را با غل و زنجيري كه طولش ۷۰ ذراع است بسته به طرف جهنم مي كشند.
در بعضي روايات است كه: 
« اينان از عذاب كردن اهل آتش لـــذت مي برند؛ چون هم اطاعت از خـــداوند است و هم اذيـت دشمنـــان خــــدا… »
پـنــــــاه بر خـــــــدا…!!!
 ۱- نبأ / ۲۱٫
۲- تحريم / ۶٫
۳- اقتباس از باب النار بحار، ج۸٫
۴- الحاقة / ۳۲-۳۰٫


 
ويژگي هاي حضرت مهدي (ع)و حكومت جهاني اش
‌« پيشگفتار»
   اي غائب از نظر،اي حجت ثاني عشر،اي شب ديجور را ستاره سحر، از منتظران رنجورت دريغ مفرما يك نظر.
   اي خورشيد پرده نشين ،اي كهف حصين،اي دُرّ ثمين، گوشه چشمي بنما به اين دلهاي غمين. 
   اي ابر فيض بار،اي روح نوبهار،اي زخوان كرمت ماسوا ريزه خوار،ز عاشقان كويت «يك نگاه»دريغ مدار.
   اي فرزند عسكري،اي سليل محمدي،اي غريو حيدري،بر منتظران دلسوخته ات زكرم نما نظري.
   اي پور پيشواي خيبر شكن،اي سليل حيدر مرحب فكن،برخيز و برقع  ز رخسار بر فكن.
   تو بيا تا ز پرتو رويت شب تاريك سحر گردد،ورنه اي مهر تابان ،بي تو هرلحظه تيره تر گردد.
   من در اين غار ،خسته و دلتنگ،انتظار تو را ستاره كنم، در شب تار وحشت زا لحظه هاي تو را شماره كنم.
   اينك يك هزار و يك صد و شصت و چهار سال تمام است كه «خورشيد عدالت»در پشت ابرهاي تيره و تار «غيبت»نهان شده تاروزي پس از سپري شدن دوران غيبت ظهور كرده،فروغ تابناك عدالت را بر هر كوي و برزن بتاباند و برجنايتها و خيانتهاي انسانها خاتمه دهد.
   نويد ظهور آن مصلح بزرگ،توسط پيامبران سترگ،در طول قرون و اعصار براي جهانيان بازگو شده و نغمه پيروزي حق بر باطل به دست
آن يكتا بازمانده از حجج الهي،گوش جهانيان را نوازش داده است.
   دهها آيه قرآن،بر اساس صدها حديث صادره از معصومان به ظهور موفور السّرور آن خورشيد فروزان اِشعار دارد.
   رسول گرامي اسلام گزارش دقيق و لحظه به لحظه آن مصلح جهاني را به استناد پيك وحي،در ضمن هزاران حديث بيان فرموده ،سيرت، صورت،نصب،غيبت،ظهور،نشانه هاي ظهور و ديگر مسائل مربوط به آن قبله موعود را براي اصحاب تشريح كرده،هيچ نقطه ابهامي را براي امت اسلامي باقي نگذارده است.
 « مقدمه»
ويژگي هاي حضرت مهدي (ع)و حكومت جهاني اش
   انسان در راه رسيدن به كمال در تمام ابعادش نيازمند به يك قائر و راهنماست كه پيوسته او را رهبر باشد و منافع و زيانهاي زندگي فردي و اجتماعي را براي او تشريح كند و البته اين راهنمايي ها بايد به وسيله قوانيني جامع و كامل انجام شود.
   اين دسته از راهنمايان از طرف چه كسي بايد انتخاب شوند؟آيا مردم مي توانند براي خود چنين افرادي را انتخاب كنند؟خير،زيرا مردم به شناخت افراد احاطه ندارند و بيشتر انتخاب آنها به ضررشان تمام مي شود و انتخاب شوندگان نيز نيز يا نمي خواهند و يا نمي توانند نيازمندي هاي عمومي را تأمين كنند.بنابراين ،حتما بايد اين انتخاب از طرف كسي صورت گيردكه عالِم به مصالح و مفاسد واقعي باشد و آن به ذات پاك خداوند است كه از باب قانون وجوب لطف بايد از طرف خويش نمايندگاني را بر گزينند تا در تمام اعصار و قرون زمام ارشاد و هدايت افراد بشر را به دست گيرند و آنها را به سعادت واقعي و كامل مادي و معنوي برسانند.لذا از ابتداي خلقت و آفرينش انسان پيامبراني در مكتب غيبي خود تربيت فرمود و آنها را مأمور هدايت مردم قرار داد و به تناسب زمان قوانيني در اختيار آنان گذارد تا با اجراي آن مقررات، احتياجات مردم تأمين شود و در پناه آن نظام عادلانه و متقني بر جامعه فرمانروا باشد تا اينكخ سر انجام نوبت به وجود مقدس حضرت محمّد بن عبداللّه صلّي اللّه عليه و آله رسيد.آنگاه از طرف خداوند متعال 
دوازده تن جانشين براي آن حضرت تعيين و به وسيله جبرئيل معرفي شدند كه يازده تن از آنان نخستين ايشان حضرت امير المؤمنين عليّ بن ابي طالب عليه السّلام و اخرين ايشان حضرت امام حسن عسگري عليه السّلام است كه يكي بعد از ديگري بر حسب برنامه هاي تعيين شده از طرف خداوند به وظايف خويش عمل كردند و با نيل به مقام شهادت از اين جهان به عالم عبدي پيوستند(صلوات اللّه عليهم اجمعين)و اما وصي دوازدهم حضرت نبيّ اكرم صلّي اللّه عليه و آله كه نام عزيزش حضرت محمد بن الحسن العسگري روحي اله فداك است از طرف خداوند بزرگ  همراه با آباء و اجداد كرامش (عليهم صلوات اللّه)با برنامه اي مخصوص به خويش معرفي شده كه خلاصه ويژگي هاي آن حضرت از اين قرار است:
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

۱) شدت عذاب: عذاب جهنم به اندازه ای شدید است که شخص گنهکار دوست دارد فرزندان ،همسر ، برادر ، دوست و قبیله اش را و حتی همه ی روی زمین را فدا کند تا سبب نجاتش شود .
در سوره معارج آیات ۱۱ تا ۱۴ می فرماید : گنهکار دوست می دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند و همسر و برادرش را و قبیله اش را که همیشه از او حمایت می کردند و تمام مردم روی زمین را تا مایه ی نجاتش شود .
۲) غذاها و نوشیدنی های دوزخیان : در سوره ی دخان آیات ۴۳ تا ۴۶ می فرماید : همانا درخت زقوم ، غذای گنهکاران است همانند فلز گداخته در شکم هایشان می جوشد ، جوششی چون آب سوزان .
۳) لباس جهنمیان : در سوره ابراهیم آیات ۴۹ تا ۵۰ می فرماید : در آن روز گنهکاران را همراه هم در غل و زنجیر می بینی . لباسشان از قطران ( ماده ای چسبنده ، بد بو و قابل اشتعال ) است و صورت هایشان را آتش می پوشاند .
۴) عداب های گوناگون : همه چیز جهنم رنگ عذاب دارد زیرا جهنم کانون قهر و غضب است .



عذاب های روحی دوزخیان 
عداب های جهنمیان بسیار شدید و دردناک است و کیفر اهل جهنم در وصف نمی گنجد و عذاب های روحی آن ها حتی از عداب های جسمانی دردناک تر است که در اینجا نیز به ذکر آن بسنده می کنیم .
۱ ) غم و اندوه و حسرت بی پایان 
۲ ) خواری و ذلت فراوان 
۳) تحقیر و سرزنش فراوان 
۴) جاودانگی عذاب و کیفر 
توبه تنها راه
اکنون که در بحث معاد رسیدیم به این سؤال که چرا از مرگ می ترسیم و دلائل و ریشه های ترس را بررسی کردیم نوبت آن است که مقداری درباره توبه و جبران تخلفات گذشته که تنها راه نجات است بحث و توضیح دهیم.
معنای توبه
توبه به معنای برگشت است و لذا در قرآن هم به خدا نسبت داده شده و هم به انسان توبه به خدا یعنی برگرداندن لطف و رحمت خود بر بندگان و توبه انسان به معنای برگشت او از حالات و اعمال فاسد گذشته خود و لذا در هر توبه انسان دو توبه از خدا می بینیم به این بیان که اول خدا توبه می کند یعنی لطف خودش را به بندگان گناهکار بر می گرداند و با این لطف انسان متوجه بدی خود می شود و پس از این توجه، انسان هم توبه و از افکار و اعمال خودش پشیمان شده و بر می گردد پس از این حالت بار دیگر خدا لطف کرده وتوبه او را می پذیرد همانند پدری که لطف می کند و سرمایه ای را به فرزندش می بخشد و این فرزند در اثر همین سرمایه اجناسی تهیه  می کند دوباره پدر همین اجناس فرزند را با قیمت چند برابر از پسرش می خرد که یک تجارت و سود فرزند میان دو لطف پدر قرار می گیرد. 
ابعاد توبه
در حدیث بسیار عالی و جالبی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم توبه را در ابعاد گوناگون بیان می فرماید که ما متن حدیث را با کمی توضیح از خودمان در اینجا می آوریم : 
« اَتَدرُونَ مَنِ التَّائِبُ؟ قَالُوا اللَّهُمَّ لَا» آیا می دانید توبه کننده حقیقی کیست؟ گفتند : نه. فرمود : 
۱-« اِذَا تَابَ العَبدُ وَ لَم یُرضِ الخُصَماءَ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هرگاه انسان به زبان و دل توبه کند ولی طلبکاران و ستم کشیدگان را از خود راضی ننماید در حقیقت توبه نکرده است. 
۲-« مَن تابَ وَ لَم یَزِد فِی العِبادَهِ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هر گاه توبه کند ولی به عبادتش چیزی اضافه نشود او هم توبه نکرده است.
۳-« مَن تابَ وَ لَم یُغَیِّرُ لِباسَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هرگاه کسی توبه کند ولی در لباس و قیافه ظاهری او تغییراتی داده نشود باز هم توبه نکرده است. 
۴-« مَن تابَ وَ لَم یُغَیِّر رُفَقائَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هرگاه شخصی توبه کند ولی در مسائل اجتماعی روابط قبلی خود را با افراد فاسد همچنان ادامه دهد و آنانرا عوض نکندگویا اصلا توبه ای نکرده است. 
۵-« مَن تابَ وَ لَم یُغَیِّر مَجلِسَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هر گاه توبه کند لیکن در نشست و برخاست ها و دعوتها و پذیرائی های او چهره اسلامی مشاهده نشود باز هم توبه او اساسی نیست.
۶-« مَن تابَ وَ لَم یُغَیِّر فِراشَهُ وَ وِسادَتَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هرگاه کسی توبه کند ولی در مسائل  خانوادگی وزناشوئی و تربیت فرزند اخلاق و رفتار اسلامی نداشته باشد و در مسائل جنسی از راه انحرافی که رفته باز نگردد باز هم توبه نکرده است.
۷-« مَن تابَ وَ لَم یُغَیِّر خُلقَهُ وَ نِیَّتَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هر گاه کسی توبه کند ولی در حالات روحی و فکری و قلبی و برخوردهای اجتماعی او تغییراتی داده نشود و به جای راضی کردن خدا به فکر راضی کردن این و آن باشد و تکبر و کینه وحسادت و بخل و ریاء را کنار نگذارد و انگیزه ها و هدف های مادی خود را به قصد قربت و اخلاص تبدیل نکند باز هم توبه او ریشه و اساس ندارد.
۸-« مَن تابَ وَ لَم یَفتَح قَلبَهُ وَ لَم یُوَسِّع کَفَّهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هرگاه توبه کند لیکن روحش باز و رویش گشاده نباشد بلکه همان تنگ نظری های قبلی را داشته باشد و همچنین دستش را از کمک به این و آن بسته نگاه دارد او هم توبه نکرده است. 
۹-« مَن تابَ وَ لَم یُقَصِّر اَمَلَهُ وَ لَم یَحفَظ لِسانَهُ فَلَیسَ بِتائِبٍ» هرگاه کسی توبه کند ولی از خیال پردازی های وهم انگیز و آرزوهای دور و دراز خویش دست برندارد و زبانش را از انواع تهمت ها و دروغ ها و غیبت ها و نیش ها و سوگندهای نابجا و گواهی دادن های ناروا و ناسزاها و شایعه سازی ها و یاوه گوئی ها و سخن چینی ها و …. باز ندارد او هم در حقیقت توبه ای نکرده است. 
۱۰-« مَن تابَ وَ لَم یُقَدِّم فَضلَ قُوتِهِ مِن بَدَنِهِ فَلَیسَ بِتائِبٍ» کسی که توبه کند ولی در مسائل اقتصادی و مصرف و توجه به محرومان وگرسنگان جامعه بی تفاوت باشد و حاضر نباشد کمی از تشریفات زندگی شخصی خود را در راه رفاه دیگران صرف نماید او هم توبه نکرده است. 
سپس پیامبر عزیز اسلام بعد از بیان این ابعاد و آثار توبه سخن شریف خود را چنین ادامه می دهد : 
« اذا استقام علی هذه الخصال فذاک التائب »   هر گاه توبه کننده این صفات ده گانه را مراعات کرد توبه حقیقی کرده است. 
شرائط و انواع توبه 
همانگونه که برای هر نوع مرضی یک دوائی است برای هر نوع گناهی هم توبه ای است که مناسب با آن گناه باشد. مثلا توبه کتمان حقائقی که باید برای مردم گفته شودبه این است که انسان آن مسائل را با بیان رسا و گویا بیان نماید و لذا قرآن بعد از آنکه کتمان کنندگان را به سخت ترین نفرین ها تهدید می کند می فرماید : 
« الا الذین تابوا و اصلحوا و بیّنوا فاولئک اتوب علیهم و انا التواب الرحیم »   هر گاه افراد کتمان کننده توبه نمایند وخرابی ها را اصلاح و به جای کتمان های خود دست به بیان حقائق و افشاگری در مورد خود بزنند من لطف و رحمتم را بر آنان بر می گردانم و من توبه پذیر رحیمی هستم. 
در این آیه چگونگی توبه با نوع گناه کاملا تناسب و سنخیت دارد. در قرآن شاید آیه ای نباشد که در کنار توبه وظیفه ای را بیان نکرده باشد مثلا مکرر در کنار جمله «تابوا» جمله «اصلحوا» هم آمده  یعنی علاوه بر توبه و پشیمانی قلبی باید انسان توبه کننده خرابکاری های سابق خود را اصلاح نماید. 
مثلا در کنار توبه منافقین وظائف متعددی بیان شده از جمله اینکه می فرماید : « الا الذین تابو و اصلحوا و اعتصموا بالله و اخلصوا دینهم لله فاولئک مع المؤمنین».  گرچه منافقان در قعر دوزخند لیکن هرگاه توبه کنند و خرابیهای گذشته را اصلاح نمایند « و اصلحوا» و به جای چنگ زدن و وابستگی به شرق و غرب تنها به خدا متوسل شوند واعتصموا بالله و به جای گرفتن قانونی از این و آن و ایجاد یک مکتب التقاطی و درهم تنها از قانون خدا و سنت رسول الله صلی الله علیه و آله پیروی نمایند « و اخلصوا دینهم لله» آری اگر در کنار توبه به این وظائف عمل نمایند و نشان دهند که به راستی ما از راهی که رفته ایم به شدت پشیمانیم ما هم اینان را همراه مؤمنان قرار می دهیم. « فاولئک مع المؤمنین ». در بعضی آیات  در کنار جمله «تابوا» جملات دیگری از قبیل « اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه» آمده یعنی کسانی که توبه می کنند باید نماز را هم بپا دارند و هرگاه این مسلمان مدت ها نماز را رها کرده و یا سالها زکات خود را نمی پرداخته اکنون که توبه می نماید باید در مقام جبران گذشته ها بر آمده و نمازهای ترک شده را قضا و مالیات های نپرداخته را بپردازد. و در آیات دیگری می بینیم که در کنار توبه شرط عمل صالح و ایمان بیان شده است.  کوتاه سخن آنکه توبه تنها با پشیمانی نیست بلکه باید هم حق مردم به مردم داده و هم حق خدا انجام گیرد و خرابی ها اصلاح وکتمان ها افشا و کفرها ایمان و شرک ها توحید تا توبه حقیقی صورت گیرد. 
نکته جالب 
تازه اگر تمام عبادات انجام گیرد و حقوق الهی و مردم پرداخت شود و پشیمانی قلبی هم صد در صد باشد لیکن در مسائل سیاسی واجتماعی انسان دچار لغزش باشد یعنی خط ولایت و رهبری او سالم نباشد تمام کارها و جبران ها و توبه ها نقش بر آب است. 
گوشه ای از راههای توبه و جبران
در آیات قرآن و روایات برای آمرزش وجبران گناهان دستورات و رهنمودهائی رسیده که ما چند نمونه آن را بیان می کنیم. 
۱-کمک ها و صدقات پنهانی
« ان تبدوا الصدقات فنعمّا هی و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیرلکم و یکفّر عنکم من سیّئاتکم »  اگر به فقرا آشکارا کمک کنید کار نیکوئی کرده اید ولی اگر همین صدقات را پنهانی انجام داده و رسیدگی به فقرا مخفیانه باشد برای شما بهتر و سبب می شود که گناهانتان محو شود. 
  • بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهنم چيست ؟جهنم کانون قهر و غضب و خشم الهي است که طبق اين آيه ، خداوند همه گناهکاران ، ستمگران ، کافران ، مشرکان ، منافقان و … را در آن جمع مي کند و داراي ۷ درب و ۷ طبقه است که هر گناهکاري را به مقتضاي گناهش در طبقه اي قرار خواهد داد .
هيزم آتش جهنم ، انسان هاي گناهکار و سنگ است و در آيه ديگري مي فرمايد_ کافران هستند. آتش جهنم به قدري سوزنده و پر حرارت است که در قلب و دل و روح و روان اثر مي گذارد . کلمه نار که به معناي آتش است حدود ۱۵۰ بار در قرآن به کار رفته است . طعام جهنميان ، زقوم است که از هر تلخي تلختر است . آب جهنم ، ماء حميم و ماء صديد است که چرک و خون جاري از فروج زنان زانيه در جهنم است که مانند مس گداخته است 
شدت آتش جهنم
آتش دنيا يک جزء از ۷۰ جزء آتش جهنم است ، آتش جهنم ۷۰ بار با آب خاموش شده و سپس شعله ور گرديده تا شده آتش دنيا و اگر چنين نبود هيچ انساني طاقت تحمل آتش را نداشت . يعني حتي نمي توانست در کنار آتش قرار بگيرد
***
آسان ترين عذاب جهنم
آسان ترين عذاب جهنم اين است که يک جفت نعل از آتش بر پاي او مي زنند که از شدت حرارت آن نعل ها ، مغز سرش مي جوشد . مانند آتشي است که زير ديگ روشن کنند و آب در ديگ به جوش مي آيد و او خيال مي کند که عذاب او از عذاب همه اهل جهنم شديد تر است در حالي که عذاب او از همه عذاب ها سبکتر و خفيف ترمي باشد.
***
آسياب آدم خردکن در جهنم
در جهنم آسيابي است که بعضي از اهل جهنم را به داخل آن مي اندازند ، مثل آرد ، خرد مي کند و بيرون مي ريزد دوباره آنان به حالت اول بر مي گردند ، باز ملائکه غلاظ و شداد آنان را به داخل آسياب مي ريزند و اين حالت همچنان ادامه دارد . بعضي از افراد مخصوص اين آسياب ، ظالمين و ستمگران و زورگويان هستند ، بعضي ديگر وزرا و وکلا و افرادي هستند که دستشان به جايي مي رسد و در حق مردم خيانت مي کنند و بيت المال را حيف و ميل منمايند .
***
سقوط اهل آتش يه قعر جهنم
هفتاد هزار ملائکه غلاظ و شداد از جاي خود حرکت مي نمايند و استخوان هاي اهل آتش را خرد و گوشت هايشان را متلاشي مي کنند . اهل آتش مي گويند _ آيا بر ما رحم نمي کنيد ؟ آنان مي گويند _ اي اشقيا ! چگونه ما بر شما رحم کنيم و حال آنکه خداوند ارحم الراحمين بر شما رحم نکرده . آنگاه آنان را به طرف جهنم پرتاب مي کنند که هفتاد سال به طرف ته جهنم فرو مي روند و در حال سقوط ، سنگ هاي آتش زا به پهلوهاي راستشان مي بندند و از طرف چپشان هم شيطاني با ايشان قرين مي شود . هفتاد پوست در بدن ايشان قرار ميدهند که کلفتي هر پوستي بيش از اندازه است اما تا به ته جهنم برسند همه آن ها خواهند سوخت ، و در بين راه و سقوط به جهنم مارها و عقرب هاي آتشين ، ايشان را خواهند گزيد تا جايي که سرشان از هيبت نيش آن ها به اندازه کوه و لب هايشان به اندازه خرطوم فيل مي شود و آتش به مقعد شان داخل مي شود و تمام امعاء و احشايشان را مي سوزاند و از سر و دماغشان چرک و خون جاري مي شود و وقتي به ته جهنم برسند هفتاد جامه از آتش بر بدنشان بپوشانند و کلاهي آتشين بر سرشان بگذارند و چنان جهنم برايشان تنگ شود که گويا ميخي را به زور چکش به ديوار فرو کرده اند و از هيبت و شدت عذاب جهنم روحشان سياه گردد و بدنشان بدمنظره و بدهيکل گردد و ناخن هايشان مثل ناخن حيوانات دراز شود . اينجاست که ملائکه غلاظ و شداد با گرزهايي آهنين و آتشين بر سرشان بکوبند که بار ديگر به دره هاي عميق جهنم فرو روند و اين حالت همچنان ادامه دارد .
مارهاي جهنم
جهنم هفت در دارد و در هر دري هفتاد هزار کوه است و در هر کوهي هفتاد هزار شعبه است در هر شعبه اي هفتاد هزار وادي است و در هر وادي هفتاد هزار شقه است و در هر شقه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندي هر مار به اندازه سه روز راه است و نيش هاي آن ها به اندازه درخت خرماست . اين مارها به انسان ها حمله مي کنند و مي درند و گوشت هاي بدن ايشان را متلاشي مي کنند . اهل عذاب با مشاهده اين مارها به نهر هايي از آتش که در روي زمين جهنم در جريان است و مملوع از زهر مار و عقرب است پناهنده ني شوند و خودشان را به درون اين نهرها مي اندازند . اين نهرها هم به قدري عميق هستند که اهل عذاب وقتي داخل اين نهرها افتادند ۷۰ جريف پايين مي روند و هر جريف ۷۰ سال راه است.
***
عذابهاي جهنمي_
غذاي جهنميان
درخت زقوم مسلما غذاي گنهکاران است ، همانند فلز گداخته در شکلمها مي جوشد .
مهل به مواد سفت در حال جوش يا ته نشين هاي روغن در حال جوش گفته مي شود که زقوم در شکم گناهکاران همانند آن جوشش و غليان دارد . آيا نعمت هاي بهشتي بهتر است يا درخت نفرت انگيز زقوم ؟ اما آن را مايه آزمايش و درد و رنج ظالمان قرار داديم . آن درختي است که از قعر جهنم مي رويد ! ميوه آن مانند سرهاي شياطين است . آنها (مجرمان) از آن مي خوردند و شکمهايشان را از آن پر مي کنند . وقتي اهل جهنم غذايشان را که زقوم و ضريع و غسلين است خوردند و شکمشان مملوء از آتش شد از شدت حرارت و سوزش اندرون خود ، دست به دامن ملائکه عذاب مي شوند تا آبي به آن ها دهند که آتش درونشان را خاموش کند ، آنان نيز به خواسته اينها جواب داده و آبي که مثل مس و آهن ذوب شده است مي دهند که وقتي نزديک آن آب مي شوند پوست سر و صورتشان از حرارت و سوزش آن توي آب مي ريزد اما ناچارند اين آب را بخورند ، وقتي هم که خوردند تمام امعاء و احشاي داخل بدنشان را مي سوزاند و آب مي کند.
***
زناني که موي سر خود را به نامحرمان نشان مي دهند _ از موهايشان آويزان مي شوند و مغز سرشان در حال جوشش است .
***
زنان سخن چين و دروغگو _ سر خوک و بدن الاغ دارند و هزاران عذاب بر آن ها نازل مي شود .
***
ربا خواران _ با شکم هايي بزرگ که از بزرگي شکم قادر به حرکت نيستند و ميخ کوب در زمين هستند و صبح و شب بر اين ها آتش مي بارد ولي اينان قادر به تکان خوردن نيستند .
***
زنا کاران _ از فروج زناکاران آبي خارج مي شود که به آن قيح مي گويند و اهل جهنم از بوي بد آن معذب هستند و دايم با سوز و حرارت تمام از فروج زناکاران بيرون مي آيد و آن ها را عذاب مي دهد .
***
همجنس بازان _ در تابوت هايي قرار مي گيرند که از هر شش طرف احاطه شده و آنگاه بر سر آن ها مي زنند تا در لا به لاي اين ميخ هاي فشرده شده در تابوط جاي بگيرند ، از شدت عذاب عرق از سراسر تابوتها بيرون مي زند و از اين عرق ها بوي تعفن شديدي مي آيد که اگر ذره اي از آن در دنيا چهارصد ملت را هلاک مي کند.
شراب خوران _ ليواني بدست مي گيرند و تا مي خواهند محتواي آن را بنوشند گوشت صورتشان در ليوان مي ريزد و آن را مي خورتد و بعد از خوردن ان ليوان گوشت بدنشان پاره پاره مي شود و پوست بدنشان تبديل به لاشه گنديده مي شود و از تعفن آن همه زجر مي بينند .
عيب جويان و هرزه زبانان _ دهاني مپل شتر دارند و از گوشت بدن خود قيچي مي کنند و در دهانشان مي گذارند .
رشوه خوران ، رشوه دهندگان و واسطه گران _ آتش مي خورند و از دهان تا نشيمن گاهشان مي سوزد و از شدت سوزش آن فرياد مي زنند و اين خوردن هربار تکرار مي شود .
کفار و منافقان _ اينان در تابوتهاي آهني که در وسط جهنم آويزان است قرار مي گيرند و ملائکه غضب الهي با شلاقهاي آتشين در بالاي سر آن ها حضور دارند و هر لحظه بر سر و اندام آنها مي زدند که اگر يک ضربه از آن شلاقها به آبهاي دريا در دنبا زده شود از شذت حرارت آن همه دريا مي جوشد .
کساني که نماز اعشاء را ترک کرده اند _ صورت ها و سر هاي آنان با سنگ کوبيده مي شود .
کساني که مال يتيمي را مي خورند _ آتش از دهانشان وارد و از دبرشان خارج مي شود .
***
کساني که از روي ريا به مساجد مي روند و در آنجا غيبت مي کنند _ سنگهاي آتشين در دهان دارند و فرو مي برند و از راه ديگر بيرون مي آمد هر باري که آن سنگها را فرو مي برند چنان فريادي ميزنند که اگر اهل دنيا بشنوند هر آن هلاک مي شوند . زبان هاي آنان از کام گسسته مي شود و در هر ساعت يکبار ملائکه هاي عذاب عمودهايي آتشين بر سر آنان مي زنند .
***
زني که از حق شوهرش امتناع مي ورزد _ اين زنان را از پستانهايشان آويزان مي کنند .
***
زني که شوهرش را با زبان اذيت مي کند _ او را از زبانش آويزان مي کنند و از آب سوزان جهنم به گلوي او مي ريزند .
***
زناني که خود را براي ديگران زينت مي کنند _ اينان خودشان گوشت تن خودشان را مي خورند .
***
زناني که به وضو ، طهارت لباس ، غسل جنابت و حيض اهميت نمي دهند _ دست و پاي آن ها را مي بندند و مارها و عقربها بر آنها مسلط مي گردند .
***
زني که از راه زنا بچه به دنيا مي آورد _ کر و لال و کور است و در تابوتي از آتش قرارش مي دهند که مغز سرش از سوراخهاي بيني اش بيرون مي آيد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه مي شود .
***
زني که خود را در اختيار مرد اجنبي مي گذارد _ گوشت بدن او را با قيچي هاي آتشين ريز ريز مي کنند .
***
زني که واسطه کارهاي نا مشروع و خلاف عفت و عصمت قرار مي گيرد _ صورت و دستهاي او در آتش مي سوزد و امعا و احشاي داخلي خودش را مي خورد .
***
زن خواننده و حسود _ او به صورت سگ ديده مي شود و آتش از نشيمنگاهش وارد و از دهانش خارج مي شود و فرشته هاي عذاب عمودهاي آتشين بر سر و بدن او مي کوبند .
***
جهنم زنده است
جهنم آورده مي شود ، در حالتي آورده مي شود که با هفتاد هزار مهار کشيده مي شود و هر مهاري را هفتاد هزار ملک گرفته و در دست هر ملکي پتکي از آهن ، پس آن را با مهارها و زنجيرهايش مي کشند و براي آن پاهاي کلفت و محکمي است که هر پايي به مسافت هزار سال راه سالهاي دنيا است و داراي سي هزار سر است . در هر سري سي هزار دهن و در هر دهني سي هزار دندان و هر دنداني سي هزار برابر کوه احد و در هر دهن دو لب است و هر لبي مطابق يک طبقه دنيا و در هر لبي زنجيري است که هفتاد هزار ملک آن را مي کشند که اگر خدا امر فرمايد که همه دنيا و آسمانها را و آنچه در آنها و در بين آنهاست لقمه کند و فرو برد و هر آن برايش آسان باشد . در آن هنگام جهنم جزع و فزع نمايد و با خوف و ترسي کشيده شود و همه ترسش از خداي تعالي است ، پس از آن گوبد _ اي ملائکه پروردگارم ! شماها را قسم مي دهم آيا مي دانيد که خدا چه اراده دارد با من بکند ، آيا من گناهي کرده ام که مستوجب عذاب شده ام ؟ همه ملائکه مي گويند _ اي جهنم ! ما هم بي اطلاع هستيم . جهنم مي ايستد و شيهه مي زند و اضطراب مي کند و شراره آتش از آن مي جهد که اگر رها شود و جلو گيري نشود همه اهل محشر را مي سوزاند ، همه اينها از ترس الهي است . آنگاه از جانب حضرت حق ندا آيد که _ آرام باش اي جهنم ! بر تو باکي نيست ، من تو را خلق نکردم که عذاب کنم بلکه تو را براي عذاب و شکنجه ديگران آفريده ام .
***

عتیقه زیرخاکی گنج