• بازدید : 57 views
  • بدون نظر

زندگی‌نامه

اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاءالدین نام داشته و مادرش نیز اهل کازرون بوده‌است.[۳] در اشعار او که می‌تواند یگانه منبع موثّق زندگی او باشد اشارات اندکی از زندگی شخصی و خصوصی او یافت می‌شود. آنچه از فحوای تذکره‌ها به دست می‌آید بیشتر افسانه‌هایی است که از این شخصیّت در ذهن عوام ساخته و پرداخته شده‌است. با این همه آنچه با تکیه به اشارات دیوان او و برخی منابع معتبر قابل بیان است آن است که او در خانواده‌ای از نظر مالی در حد متوسط جامعه زمان خویش متولد شده‌است. (با این حساب که کسب علم و دانش در آن زمان اصولاً مربوط به خانواده‌های مرفه و بعضاً متوسط جامعه بوده‌است). در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کرده[۴] و از همین رو به حافظ ملقب گشته‌است.

  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

بر صاحبان بصیرت پوشیده نیست که معارف اسلامی (قرآن و احادیث و …) در ادبیات فارسی تأثیري ژرف وغیر قابل انکار در طول تاریخ ۱۴۰۰ سالۀ خود نهاده است . یکی از آشکارترین موارد این تأثیر ، آثارتحلیل » ، « تمثیل » ، « تلمیح » باقطمانده از شاعران و نویسندگان است که به صورتهاي گوناگون از جملهو … در آثار بزرگانی چون رودکی ، کسایی مروزي ، فردوسی ، خاقانی ، سعدي « اقتباس » و « اشاره » ، « آیات، حافظ و بسیاري دیگر به چشم می خورد .بی شک ادعاي کذب نخواهد بود اگر بگوییم هیچ شاعر و نویسندة مسلمانی نمی یابیم که از تأثیر قرآنمجید و احادیث معصومین و علوم قرآنی در آثارش نباشد
بی تردید آثار تأثیر گرفته از قرآن و علوم قرآنی و قول و فعل و تقریر پیامبر اکرم (ص) و سایر معصومین
دریایی است که نقل همۀ آنها نه تنها کتابی که کتابخانه اي بزرگ را طلب می کند ؛ اما مقصود ما از همۀ
مقدمات تأثیر دعا در آثار بزرگان ادب فارسی بخصوص حافظ شیرین سخن است .
آشکار است که انسان هرکس که باشد و به هر مقامی که برسد باز غرق در دریاي فقر و نیاز است و محتاج
اجابت بی نیاز حقیقی است که دعا سببی از اسباب رسیدن به مقصود است و قرآن کریم و پیامبر اکرم و اهل
بیت معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) بارها امر به دعا و عرض نیاز و خواسته به درگاه خداوند فرموده اند و
و اذا سئَلَک عبادي عنّی فَانّی » : آنرا بهترین و محبوبترین اعمال شمرده اند . خداوند در قرآن می فرماید
« قُریب اُجیب دعوه الداعِ اذا دعانِ فُلًیستُجیبوا لی ولیؤمنوا بی لَعلََََّهم یرشٌدونُ
یعنی و چون پرسند ترا بندگانم از من ، همانا پس من نزدیکم ، اجابت می کنم دعاي دعا کننده اي را هرگاه
که بخواند مرا ، پس باید اجابت کنند مرا و باید ایمان بیاورند به من ، باشد که ایشان به صلاح گرایند .
« و اَدعوا خَوفاً و طَمعاً انُ رحمه اللهِ قَریبُ من المُحسنینُ »: و در آیه دیگر می فرماید
یعنی بخوانید او (پروردگارتان) را از بیم و امید ، بدرستی که رحمت خدا نزدیک است به نیکوکاران .
قرآن کریم علاوه بر امر و تأکید به دعا ، ترك آن را تکبر از عبادت شمرده و سزاي متکبران را ذلت و خواري
و قالَ ربکُم ادعونی اَستَجِب لَکُم و انَ الَذینُ یستَکبِرُُونُ عنً عبادتی » : در جهنم قرار داده است و می فرماید
یعنی : و گفت پروردگار شما بخوانید مرا تا اجابت کنم شما ، بدرستی که آنان که سرکشی کنند « سیدخُلُونُ
از عبادت من ، زود باشد که داخل شوند دوزخ را ذلیلان .
اما در معناي تحت لفظی دعا آمده است
استغاثه به خدا . استدعاي برکت تضرع درخواست از درگاه خدا . (ناظم الاطبا) درخواست «( (از آنندراج
حاجت از خدا . درخواست حاجت از داوند براي خود یا دیگري . خدایخوانی . تیغ و شمشیر و خدنگ ، تیر از
تشبیهات اوست و با لفظ رسیدن و رساندن و رفتن مستعمل است . (آنندراج):
هر آینه چون دعا در صلاح خلق بود اجابتش را امید از یزدان
خود (حسنک) به زندگی گاه گفتی که مرا دعاي نیشابوریان بسازد و نساخت .
در عرف علما ، دعا کلمه اي انشایی دلالت کننده بر طلب با اظهار خضوع و آن را سؤال نیز گویند و اما
اینکه گویند دعا طلب فعل است با اظهار پستی و خضوع ، مراد از طلب در این مورد سخنی است که دال بر
طلب باشد و اطلاق طلب بر کلام نیز آمده است .
. «ُ ربنا و تَقَبل دُعاء ربنا اغفرلی و لوالدي و للمُؤمنینُ یوم یقُومُ الحساب »
یعنی : پروردگارا دعاي مرا بپذیر ، پروردگارا مرا و والدینم را و مؤمنان را در روز قائم حساب بیامرز .
در باب دعا و اهمیت آن سخن بسیار میتوان گفت که دعا در همۀ ادیان الهی رواج داشته و از آدم ابوالبشر تا
خاتم پیامبران بدان متوجه بودند ، در تاریخ انبیاء آمده است که حضرت نوح و پیامبر اکرم (ص) دعا را یکی
از کارهاي یومیه خود قرار داده بودند .
دعا پاك کننده ، آرامش دهنده و صفا بخش روح مؤمن است . دعا و مناجات دارویی است خاص انسانهاي
وارسته و به خویشتن خویش بازگشته ؛ کسانی که از رحمت بی حد خداوند بهره برده و گاهی وسیله شفاعت
و اجابت دعاي دیگران می گردند .
ابیات زیر نمونه هایی است از شاعران نامی پارسی زبان در قرون مختلف که حاکی از آن است که به لفظ دعا
توجه داشته اند
مسلم است که معناي غیر عرفانی براي این ابیات متصور نیست چرا که
سرازیر کردن پیاله ها به روده هاست نمی تواند به یکباره جایگاه درس و دعا یعنی تبدیل به مدرسه و مسجد
گردد و باعث رونق معنوي و مقدس آن محیط گردد .
براستی کیست این حافظ که مردم دیوانش را با قرآن و مثنوي در یک طاقچه قرار می دهند و سرنوشت
خویش را با گرفتن فال بدو می سپارند ، آیا به دلیل محافظت قرآن و ملازمت به تقوا و انس با دعا نیست ؟
حافظ کیست ؟
شاعر و غزلسراي « لسان الغیب » شمس الدین محمد معروف به حافظ ، خواجه حافظ شیرازي ، ملقب به
بزرگ قرن هشتم هجري است که تأثرات این شاعر بزرگ از قرآن و احادیث و علوم قرآنی بسیار است و شاید
به استثناي مولانا محمد بلخی ، هیچ شاعري به اندازه حافظ با قرآن انس و الفت نداشته است ، دیوان حافظ
سراسر تلمیح و تمثیل و انواع دیگر صنایع لفظی و معنوي بدیع است که براي نمونه چند بیت را نقل می
کنیم :
  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر

این مقاله در ۱۵ صفحه می باشد.

در زیر قسمتی از مقدمه قرار گرفته است.

مقدمه

خواجه شمس الدین محمد بن محمد حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷-۷۹۲ هجری قمری)، شاعر و غزلسرای بزرگ قرن هشتم ایران و یکی از سخنوران نامی جهان است.

بسیاری حافظ شیرازی را بزرگ‌ترین شاعر ایرانی تمام دوران ها می‌دانند. بیشتر اشعار حافظ غزل می‌باشد و بن‌مایه غالب غزلیات او عشق است.

حافظ به همراه سعدی، فردوسی و مولانا چهار رکن اصلی شعر و ادبیات فارسی را شکل داده‌اند.

  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی (حدود ۷۲۷ – ۷۹۲ هجری قمری برابر با ۷۰۶ – ۷۶۹ هجری شمسی)، معروف به لسان الغیب [۱] و ترجمان الاسرار [۲] [۳] ، شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌ غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهم‌ترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او به گونه‌ای به‌ محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگ‌داشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. مطابق تقویم رسمی ایران این روز روز بزرگ‌داشت حافظ نامیده‌ شده است
اطلاعات چندانی از خانواده و اجداد خواجه حافظ در دست نیست و ظاهراً پدرش بهاءالدین نام داشته و مادرش نیز اهل کازرون بوده‌است.[۶] در اشعار او که می‌تواند یگانه منبع موثّق زندگی او باشد اشارات اندکی از زندگی شخصی و خصوصی او یافت می‌شود. آنچه از فحوای تذکره‌ها به دست می‌آید بیشتر افسانه‌هایی است که از این شخصیّت در ذهن عوام ساخته و پرداخته شده‌است. با این همه آنچه با تکیه به اشارات دیوان او و برخی منابع معتبر قابل بیان است آن است که او در خانواده‌ای از نظر مالی در حد متوسط جامعه زمان خویش متولد شده‌است. (با این حساب که کسب علم و دانش در آن زمان اصولاً مربوط به خانواده‌های مرفه و بعضاً متوسط جامعه بوده‌است). در نوجوانی قرآن را با چهارده روایت آن از بر کرده[۷] و از همین رو به حافظ ملقب گشته‌است.
آرامگاه حافظ
در دوران امارت شاه شیخ ابواسحاق (متوفای ۷۵۸ ق) به دربار راه پیدا کرده و احتمالاً شغل دیوانی پیشه کرده‌است. (در قطعهای با مطلع «خسروا، دادگرا، شیردلا، بحرکفا / ای جلال تو به انواع هنر ارزانی» شاه جلال‌الدین مسعود برادر بزرگ شاه ابواسحاق را خطاب قرار داده و در همان قطعه به صورت ضمنی قید می‌کند که سه سال در دربار مشغول است. شاه مسعود تنها کمتر از یک سال و در سنه ۷۴۳ حاکم شیراز بوده‌است و از این رو می‌توان دریافت که حافظ از اوان جوانی در دربار شاغل بوده‌است). علاوه بر شاه ابواسحاق در دربار شاهان آل مظفر شامل شاه شیخ مبارزالدین، شاه شجاع، شاه منصور و شاه یحیی نیز راه داشته‌است. شاعری پیشه اصلی او نبوده و امرار معاش او از طریق شغلی دیگر (احتمالاً دیوانی) تأمین می‌شده‌است. در این خصوص نیز اشارات متعددی در دیوان او وجود دارد که بیان کننده اتکای او به شغلی جدای از شاعری است، از جمله در تعدادی از این اشارات به درخواست وظیفه (حقوق و مستمری) اشاره دارد.[۸] دربارهٔ سال دقیق تولد او بین مورخین و حافظ‌شناسان اختلاف نظر وجود دارد. دکتر ذبیح‌الله صفا ولادت او را در ۷۲۷ ه‍. ق[۹] و دکتر قاسم غنی آن را در ۷۱۷[۱۰] می‌دانند. برخی دیگر از محققین همانند علامه دهخدا بر اساس قطعه‌ای از حافظ ولادت او را قبل از این سال‌ها و حدود ۷۱۰ ق تخمین می‌زنند.[۱۱] آنچه مسلم است ولادت او در اوایل قرن هشتم هجری و بعد از ۷۱۰ واقع شده و به گمان غالب بین ۷۲۰ تا ۷۲۹ ق روی داده‌است.

در مورد سال درگذشت او اختلاف کمتری بین مورخان دیده می‌شود و به نظر اغلب آنان ۷۹۲ ق است. از جمله در کتاب مجمل فصیحی نوشته فصیح خوافی (متولد ۷۷۷ ق) که معاصر حافظ بوده و همچنین نفحات الانس تألیف جامی (متولد ۸۱۷ ق) به‌صراحت این تاریخ به‌عنوان سال درگذشت خواجه قید شده‌است. محل تولد او شیراز بوده و در همان شهر نیز روی در نقاب خاک کشیده‌است.

روایت است هنگامی که قصد دفن حافظ را داشتند، عده‌ای از متعصبان با استناد به اشعار حافظ دربارهٔ می‌گساری با دفن وی به شیوهٔ مسلمانان مخالف بودند و در مقابل عدهٔ دیگر وی را فردی مسلمان و معتقد می‌دانستند. قرار شد که از دیوان حافظ فالی بگیرند که این بیت آمد:
قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت
این شعر در بدخواهان شاعر تأثیر بسیاری می‌کند و همه را خاموش می‌کند.[۱۲]

آرامگاه حافظ
نوشتار اصلی: حافظیه

آرامگاه حافظ در دوره قاجار

آرامگاه حافظ در شیراز
آرامگاه حافظ در شهر شیراز و در منطقهٔ حافظیّه در فضایی آکنده از عطر و زیبایی گل‌های جان‌پرور، درآمیخته با شور اشعار خواجه، واقع شده‌است. امروزه این مکان یکی از جاذبه‌های مهمّ گردشگری به شمار می‌رود و بسیاری از مشتاقان شعر و اندیشه‌ حافظ را از اطراف جهان به این مکان می‌کشاند.
در زبان اغلب مردم ایران، رفتن به حافظیّه معادل با زیارت آرامگاه حافظ گردیده‌است. اصطلاح زیارت که بیشتر برای اماکن مقدّسی نظیر کعبه و بارگاه امامان به‌کار می‌رود، به‌خوبی نشان‌گر آن است که حافظ چه چهرهٔ مقدّسی نزد ایرانیان دارد. برخی از معتقدان به آیین‌های مذهبی و اسلامی، رفتن به آرامگاه او را با آداب و رسوم مذهبی همراه می‌کنند. از جمله با وضو به آنجا می‌روند و در کنار آرامگاه حافظ به نشان احترام، کفش خود را از پای بیرون می‌آورند. سایر دل‌باختگان حافظ نیز به این مکان به‌عنوان سمبلی از عشق راستین و نمادی از رندی عارفانه با دیدهٔ احترام می‌نگرند.[۱۳]

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه که زیارتگه رندان جهان خواهد بود
آرامگاه حافظ در اسکناس و سکه‌های ایران
اسکناس‌های هزارریالی ایران از سال ۱۳۴۱ ش تا سال ۱۳۵۸ با نمایی از آرامگاه حافظ چاپ و نشر می‌شد. سکه‌های پنج‌ریالی برنز ایران از سال ۱۳۷۱ ش تا سال ۱۳۷۸ به نقشی از آرامگاه حافظ آراسته شد.

دیوان حافظ
نوشتار اصلی: دیوان حافظ
دیوان حافظ که مشتمل بر حدود ۵۰۰ غزل، چند قصیده، دو مثنوی، چندین قطعه و تعدادی رباعی است، تاکنون بیش از چهارصد بار به اشکال و شیوه‌های گوناگون، به زبان فارسی و دیگر زبان‌های جهان به‌ چاپ رسیده‌است. شاید تعداد نسخه‌های خطّی ساده یا تذهیب‌شدهٔ آن در کتابخانه‌های ایران، افغانستان، هند، پاکستان، ترکیه و حتی کشورهای غربی از هر دیوان فارسی دیگری بیشتر باشد.[۱۴] نکتهٔ خاصی که در دیوان حافظ وجود دارد، کثرت نسخه‌هایی با مفردات و واژه‌های گوناگون است که این خصیصه باعث بروز تصحیحات متعدد و گاه متناقض هم در بین مصححان می‌شود.[۱۵][۱۶]

غزلیات
انواع اشعار حافظ
حافظ را چیره‌دست‌ترین غزل سرای زبان فارسی دانسته‌اند[۱۷] موضوع غزل وصف معشوق، می، و مغازله‌ است و غزل‌سرایی را باید هنری دانست ادبی، که درخور سرود و غنا و ترانه‌پردازی است.

با آن‌که حافظ غزل عارفانهٔ مولانا و غزل عاشقانهٔ سعدی را پیوند زده، نوآوری اصلی او در تک‌بیت‌های درخشان، مستقل، و خوش‌مضمون فراوانی است که سروده‌است. استقلالی که حافظ از این راه به غزل داده به میزان زیادی از ساختار سوره‌های قرآن تأثیر گرفته‌است، که آن را انقلابی در آفرینش این‌گونه شعر دانسته‌اند.[۱۸]

ندیدم خوش‌تر از شعر تو حافظ به قرآنی که اندر سینه داری
نمونه‌ای از اشعار
پیش از اینت بیش از این اندیشهٔ عشّاق بود مهرورزی تو با ما شهرهٔ آفاق بود
یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین‌لبان بحث سرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشّاق بود
پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود
سایهٔ معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
حسن مهرویان مجلس گرچه دل می‌برد و دین بحث ما در لطف طبع و خوبی اخلاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود
رباعیات
چندین رباعی به حافظ نسبت داده شده که هرچند از ارزش ادبی والایی هم‌سنگ غزل‌های او برخوردار نیستند، اما در انتساب برخی از آن‌ها تردید زیادی وجود ندارد. در تصحیح خانلری از دیوان حافظ تعدادی از این رباعیات آورده شده که ده رباعی در چند نسخهٔ مورد مطالعه او بوده‌اند و بقیه فقط در یک نسخه ثبت بوده‌است. دکتر پرویز ناتل خانلری درباره رباعیات حافظ می‌نویسد: «هیچ‌یک از رباعیات منسوب به حافظ چه در لفظ و چه در معنی، ارزش و اعتبار چندانی ندارد و بر قدر و شأن این غزل‌سرا نمی‌افزاید.»[۱۹]

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت وز بستر عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست تا درنگرد که بی تو چون خواهم خفت[۲۰]
هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد هر پاک‌روی که بود تردامن شد
گویند شب آبستن غیب است عجب چون مرد ندید از که آبستن شد[۲۱]
واژه‌های کلیدی در اشعار حافظ
در دیوان حافظ کلمات و معانی دشوار فراوانی یافت می‌شود که هریک نقش اساسی و عمده‌ای در بیان و انتقال پیام‌ها و اندیشه‌های عمیق برعهده دارد. به عنوان نقطهٔ شروع برای آشکار شدن و درک این مفاهیم، ابتدا باید با سیر ورود تدریجی آن‌ها در ادبیات عرفانی که از سدهٔ ششم و با آثار سنایی و عطار و دیگران آغاز گردیده آشنا شد. از جملهٔ مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به واژگانی چون رند و صوفی و می اشاره کرد:

خدا را کم نشین با خرقه‌پوشان رخ از «رند»ان بی‌سامان مپوشان
در این خرقه بسی آلودگی هست خوشا وقت قبای «می»فروشان
در این «صوفی»وشان دَردی ندیدم که صافی باد عیش دُردنوشان
رند
شاید کلمه‌ای دشواریاب‌تر از رند در اشعار حافظ یافت نشود. کتاب‌های لغت آن‌ را به عنوان زیرک، بی‌باک، لاابالی، و منکر شرح می‌دهند، ولی حافظ از همین کلمهٔ بدمعنی، واژه پربار و شگرفی آفریده که برخی آن را ((خالی از مفاهیم دنیوی)) معنی می‌کنند است که شاید در دیگر فرهنگ‌ها و در زبان‌های کهن و نوین جهان معادلی نداشته باشد.

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
صوفی
حافظ همواره صوفی را به‌بدی یاد کرده و این به سبب ظاهرسازی و ریاکاری صوفیان زمان او می‌نگرند.

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
می
می بده تا دهمت آگهی از سِر قضا که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
مگر که لاله بدانست بی‌وفایی دهر که تا بزاد و بشد، جام می ز کف ننهاد
زبان و هنر شعری
همچون همهٔ هنرهای راستین، شعر حافظ پرعمق، چندوجهی، تعبیرپذیر، و تبیین‌جوی است. او هیچ‌گاه ادعای کشف و غیب‌گویی نکرده، ولی از آن‌جا که به ژرفی و با پرمعنایی زیسته‌است و چون سخن و شعر خود را از عشق و صدق تعلیم گرفته، کار بزرگ هنری او آینه‌دار طلعت[۲۲] و طینت فارسی‌زبانان گردیده‌است
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق درباره سعدی-خرید اینترنتی تحقیق در باره سعدی-دانلود رایگان مقاله سعدی-تحقیق سعدی-پروژه سعدی
این فایل در ۱۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

درباره سعدی چه می توان گفت؟شاعری بزرگ در عرصه اجمال وراز یانویسنده ای نوآور وخلاق مردی فرهیخته وفرهنگ مند که سودای معرفتش از کویی به کویی واز شهری به شهری می کشاند ودرد دوری واشتیاق دیدار غزل خوانش می کند.ویا سیاحی که آرزومند دیدار آثار بدیع جهان است وطبعی خوش وروحی سرکش دارد در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم. 

ابو محمد مصلح بن عبدالله مشهور به سعدی شیرازی ومشرف الدین(۶۰۶—۶۹۱)

شاعر ونویسنده پارسی گوی ایرانی است .شهرت اوبیشتر به خاطر نظم ونثرآهنگین

گیرا وقوی اوست.مقامش در نزد اهل ادب تا بدان  جاست که به وی لقب استاد سخن

داده اند .آثار معروفش کتاب گلستان در نثر وبوستان وبحر متقارب ونیز غزلیات وی است.سعدی در شیراز زاده شد.پدرش در دستگاه دیوانی اتابک سعدبن زنگی

فرمانروای فارس شاغل بود سعدی کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت.در دوران

کودکی باعلاقه زیاد به مکتب می رفت ومقدمات علوم رامی آموخت.هنگام نوجوانی

به پژوهشش ودین ودانش علاقه فراوانی نشان داد.اوضاع نا بسامان ایران درپایان

دوران سلطان محمد خوارزمشاه وبه خصوص حمله سلطان غیاث الدین برادرجلال

الدین خوارزمشاه به شیراز سعدی را که هوایی جز کسب دانش در سر نداشت برآن داشت دیار خود را ترک نماید .سعدی در حدود ۶۲۰یا۶۲۳ازشیراز به مدرسه نظامیه بغداد رفت ودرآنجا از آموزه های امام محمد غزالی بیشتترین تاثیرراپذیرفت

غیر از نظامیه سعدی در مجلس درس استادان دیگری از قبیل شهاب الدین عمرنیز

حضور یافت ودر عرفان از اوتاثیر گرفت.این شهاب الدین عمر سهروردی را نباید

با شیخ اشراق ,یحیی سهروردی اشتباه گرفت.معلم احتمالی دیگر وی در بغداد ابوالفرج بن جوزی بوده است که در هویت اصلی وی بین پژوهندگان (از جمله بین

محمد قزوینی ومحیط طبا طبایی)اختلاف وجود دارد.پس از پایان تحصیل در بغداد

سعدی به سفرهای گوناگونی پرداخت که به بسیاری از این سفرها درآثار خود اشاره

کرده است .در این که سعدی از چه سرزمین هایی دیدن کرده میان پژوهندگان اختلاف نظر وجود دارد.وبه حکایات خود سعدی هم نمی توان بسنده کرد وبه نظر

می رسد که بعضی از این سفرها داستان پردازی باشد زیرا بسیاری از آنها پایه

نمادین واخلاقی دارند نه واقعی مسلم است که شاعر به عراق,شام,وحجاز سفر کرده

است .سعدی جهانگردی خودرادرسال۱۱۲۶آغازنمودوبه شهرهای خاورنزدیک وخاورمیانه,هندوستان,حبشه,مصروشمال آفریقاسفرکرد.حکایت هایی که سعدی در

گلستان وبوستان آورده است.نگرش وبینش اورانمایان می سازد.وی درمدرسه نظامیه بغداد دانش آموخته بودودرآنجاوی را ادرار بود.در سفرها نیز سختی زیاد

کشید اوخودگفته است که پایش برهنه بود وپاپوشی نداشت ودلتنگ به جامع کوفه

درآمدویکی رادیدکه پای نداشت پس سپاس نعمت خدایی بداشت وبر بی کفشی صبر

نمود آن طور که از روایت بوستان بر می آید وقتی درهندبود,سازکاربتی راکشف

کردوبرهمنی راکه درآنجا نهان بوددرچاله انداخت وکشت.وی دربوستان,این روش رادربرابر همه فریبکاران توصیه کرده است حکایات سعدی عموماپندآموزومشحون

ازپندوپاره ای مطایبات است سعدی ایمان را مایه تسلیت می دانست وراه التیام زخم

های زندگی را محبت ودوستی قلمداد می کرد علت عمر دراز سعدی نیز ایمان قوی

اوبود.

۲)اختلاف نظر در تاریخ تولد وفوت:

بر اساس تفسیرها وحدس هایی که از نوشته ها وسروده های خود سعدی درگلستان و

بوستان می زنند,وباتوجه به اینکه سعدی تاریخ پایان نوشته شدن این دو اثررادرخود

آنهامشخص کرده است,دوحدس اصلی در زاد روز سعدی زده شده است .نظراکثریت

مبتنی بر بخشی از دیباچه گلستان است(باشروع یک شب تامل ایام گذشته میکردم)که

براساس بیت  ای که پنجاه رفت ودرخوابی وسایر شواهداین حکایت سعدی رادر۶۵۶

قمری حدوداپنجاه ساله می دانند ودرنتیجه تولد وی را درحدود۶۰۶قمری میگیرنداز

طرف دیگر,عده ای از جمله محیط طباطبایی درمقاله (نکاتی در سرگذشت سعدی)بر

اساس حکایت مسجد جامع کاشغرازباب پنجم گلستان (باشروع سالی محمد خوارزمشاه

باختابرای مصلحتی صلح کرد)که به صلح محمد خوارزمشاه که درحدودسال۶۱۰بوده

است اشاره می کند وسعدی را درآن تاریخ مشهور می نامد,وبیت بیا ای که عمرت به

هفتاد رفت از اوائل باب نهم بوستان,نتیجه میگیرد که سعدی حدود سال ۵۸۵قمری,

یعنی هفتاد سال پیش از نوشتن بوستان در۶۵۵قمری,متولد شده است.بیشتر پژوهندگان

(ازجمله بدیع الزمان فروزانفردرمقاله سعدی وسهروردی وعباس اقبال در مقدمه کلیات سعدی)این فرض را که خطاب سعدی درآن بیت بوستان خودش بوده است

نپذیرفته اند .اشکال بزرگ پذیرش چنین نظری آن است که سن سعدی رادرهنگام مرگ به۱۲۰سال می رسانند .حکایت جامع کاشغر نیز توسط فروزانفر ومجتبی

مینوی داستان پردازی دانسته شده است.اما محمد قزوینی نظر مشخصی دراین باره صادر نمیکند ومی نویسد حکایت جامع کاشغر فی الواقع لا ینحل است.محققین جدید

از جمله ضیاءموحد(موحد۱۳۷۴صص۳۶تا۴۳)کلااین گونه استدلال در مورد تاریخ

تولد سعدی را رد می کنند واعتقاد دارند که شاعران کلاسیک ایران اهل(حدیث نفس)

نبوده اند بنابراین نمی توان درستی هیچ یک از این دو تاریخ را تایید کرد.

۳)درنقدسعدی:

ذبیح الله منصوری:سعدی اشعارش را ازشعرهای سعدیه شاعر یهودی مصر که در

شهرمعروف قیوم سکونت داشته وبه زبان عربی شعر می گفته ونویسندگی میکرده

ودرسال۲۷۱مطابق با۸۹۳میلادی متولد شده است اقتباس کرده است.

احمد کسروی:وی سعدی را به خاطر گرایشهای جنسیش مردک خبیث و مرد ناپاک

خوانده است :عاشقان ادبیات تنهابه روانی وشیوایی این سخنان وتوانایی ای که شاعر

از خوددرباز نمودن معنی ها نشان داده می نگرد وآن را می پسندد .ولی ما باید به دروغ بودن آن بنگریم وبدآموزی هایی راکه در آن است به دیده گیریم.مابایدآوریم

که سخن برای این گونه هنرنمایی های بیهوده وزیانمند نیست.مابایدهمه چیز را از

دیده آمیغ هاببینیم ودرترازوی سود وزیان بسنجیم.

نیما یوشیج:علاوه براشتباهات لغوی,شیخ اجل هیچ گونه تلفیق عبارت خاصی به کار نمی برد.این مطلب خیلی برای شناختن وزن اشخاص اهمیت دارد مثل اینکه هیچ منظور ومعنی تازه نداشته است.مطالب اخلاقی او بیانات سهروردی وغزلیات او

شوخی های بارد وعادی است که همه را درقالب تشبیه وفصاحت ریخته اماحقیقت

چه چیز است این فصاحت که جواب به معنی عالی نمی دهد.

اسماعیل خویی:اوسعدی را ناظم واز نظر روحیه شاعرانه آدم متوسطی می خواند

یاحتی از جهت معنوی,سازشکار,معمولی پذیرنده شرایط زمانی مکانی خود مرتجع

وموعظه گردرمعنای کاسب کارانه اش ,سعدی به هیچ وجه شاعر واندیشمند انسان

های والا نیست بلکه شاعر اندیشه مند آدم های متوسط وکاسب است.

۴)سعدی از نگاه دیگران:

محمد علی فروغی:درباره سعدی می نویسد:اهل ذوق اعجاب میکنند که سعدی۷۰۰

سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته است ولی حق این است که ماپس از۷۰۰

سال به زبانی که از سعدی آموخته ایم سخن میگوییم.

ضیاءموحد:درباره وی می نویسد زبان فارسی پس از فردوسی به هیچ شاعری به

اندازه سعدی مدیون نیست.زبان سعدی به سهل ممتنع معروف است.ازآنجاکه به نظر

می رسد نوشته هایش از طرفی آسان اند واز طرفی دیگر گفتن یا ساختن شعرهای

مشابه آنها ناممکن

دکتر عبدالحسین زرین کوب:سعدی معانی لطیف تازه را در عبارات آسان بیان میکند

واز تعقید وتکلف برکنار می ماند.بعید نیست اگر بگوییم این بیت را دروصف خود سروده است:

صبر بسیارببایدپدرپیرجهان را               که دگر مادر گیتی چو توفرزند بزاید

محمد تقی بهار:

سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست؟      یاچوشیرین نخل شکرباری هست؟

یا چو بستان وگلستان توگلزاری  هست؟     هیچم ازنیست تمنای توام باری هست

مشنوای دوست که غیرازتومرایاری هست   یاشب وروز بجز فکر توام کاری هست

لطف گفتار تو شد  دام  ره  مرغ   هوس     به هوس بال زد و گشت  گرفتار قفس

۵)یک نسخه کهن از کلیات سعدی:

درگنجینه گرانبهای کتابخانه سلطنتی افغانستان نسخه شاهانه ونفیسی از کلیات سعدی هست که درست۳۵سال پس از وفات وی نوشته شده ویکی از قدیمی ترین نسخه کلیات

موجود شیخ درجهان است.این نسخه به ابعاد ۲۸*۲۰به روی کاغذ توسط عبدالرحمن بن محمدبن ابوبکر به خط روشن وزیبای ثلث ونسخ تحریر یافته ولوحه ها ,حاشیه ها

وجداول از نظر هنرتذهیب,نقاشی وخطاطی بسیار ممتاز وعالی است تاریخ کلیات به

طور واضح وروشن سنه سته وعشرین وسبعمائه قیدشده است.بحث درباره ویژگی ها

وامتیازات این دست نویس مستلزم دقت کافی ووقت کافی است.ودراین مجلس فرخنده

بنابر مقتضای حال ومقام شمه ای از مختصات ونکات جالب را به نحوه اجمال به عرض می رسانیم:

۱)نام ونام پدر اورا درآغاز کتاب می خوانیم ودرمیان سرلوحه ها به صورت درشت

وجلی مشرف الدین مصلح نوشته شده که  موافق است با ضبط نام ونام پدر شیخ در

تاریخ گزیده ونفحات الانس دراین صفحه وهم در یکی از صفحات دیگر به علاوه سایر القاب عنوان ملک الشعرا نیز توام بانام سعدی ذکر شده است.

۲)از لحاظ صورت تدوین گلستان درآغاز کلیات آمده وبعد از آن بوستان به نام سعدی

نامه ,قصاید وغزلیات به ترتیب حروف اول ویاآخر نیست چنانچه قدیم ترین مرتب

دیوان شیخ یعنی بیستون آن را مرعی داشته بلکه غزلیات بدون رعایت حرف اول

ویاآخرتدوین شده است.نام وترتیب کتابها ورسائل شیخ دراین نسخه بدین گونه است:

۱)گلستان    ،۲)سعدی نامه   ،۳)طیبات   ،۴)بدایع    ،۵)خواتیم   ،۶)مفردات  ،۷)رباعیات    ،۸)مقطعات    ،۹)صاحبیه    ،۱۰)نصیحه الملوک

ضبط روشنی که از مثلثات شیخ دراین دست نویس نقل شده ودر بالای شعر معروف گلستان آن را زبان شیرازی در برابر پارسی خوانده برای درک ومفهوم وشرح وبسط این اشعار که ظاهرا زبان مردم شیراز درآن روزگار بود بسیار ارزنده ومفید است.

ازنظرکتابت واملاءویای تکثیر بعد از کلمات مختوم به های غیر ملفوظ گاهی به صورت نیمه ی وگاهی (ای) نوشته شده

درمواردی که کلمات فارسی مشکل ضبط شده علائم زیر وزبر وپیش می تواندراهنما

وروشنگر اصالت وصحت تلفظ کلمات شود مانند علامت ضمه درترکیب فرمانبرداری

ونظایر آن

همچنین جمله قحط شد سالی به جای قحط سالی:


عتیقه زیرخاکی گنج