• بازدید : 47 views
  • بدون نظر
حاكميّت عبارت است از قدرت برتر فرماندهي يا امكان اعمال اراده اي فوق اراده هاي ديگر. هنگامي كه گفته مي شود فلان دولت حاكم است يعني در حوزه اقتدارش داراي نيروي است خود جوش كه از نيروي ديگري بر نمي خيزد و قدرت ديگري برابر با آن وجود ندارد. در مقابل اعمال اراده و اجراي اقتدارش مانعي را نمي پزيرد و از هيچ قدرت ديگري تبعيت نمي كند .هر گونه صلاحيتي ناشي از اوست، لكن صلاحيت هاي او في نفسه است. در خصوص منشأ حاكميّت و مبناي مشروعيت آن نظرات بسيار متنوع و متفاوتي وجود دارد. از جمله نظريه تئوكراتيك و دمكراتيك كه تو ضيحات لازمه در مورد آنها داده خواهد شد. اما به طور كلي تقسيم بندي كه مي تواند نظريات غالب را شامل گردد عبارت است از: 1ـ حاكميت الهي ۲ـ حاكميت فردي ۳ـ حاكميت مردم ۴ـ حاكميت ملّي  البته برخي ديگر از حقوقدانان صور حاكميّت را به سه نوع تقسيم نموده اند:  الف ـ حاكميّت مطلق ب ـ حاكميّت مردم ج ـ حاكميّت ملي  حاكميت مطلق :    كه بر اساس آن حكومت در اختيار فردي به نام پادشاه قرار دارد. و معمولاً اين امر را ناشي از ابتكارات فردي و يا مشيّت الهي مي دانند.  حاكميّت مردم : بر مبناي اين نظر ريشه حاكميّت با خواست مردم و حكومت مردم بر مردم شكل پذير است .
بر اين اساس دمكراسي سر چشمه قدرت مي باشد و مردم جمع افراد تشكيل دهنده جامعه ملي باشند. و حاكم يعني حاصل جمع افراد اجتماع. بنابر اين هر يك از افراد بخشي از اين قدرت را در اختيار دارند. حاكميّت ملي: ملت به عنوان شخصيت حقوقي مستقل از افراد محسوب مي گردد . ملت در واقع حاصل جمع جبري افراد جامعه و يا مردم نيست، بلكه شخصيت حقوقي مستقلي است كه به شخص يا گروه و يا كليتي غير ملي قابل انتقال نيست.همانگونه كه مي دانيم تقسيم بندي در علوم نظري اصولاً براي تبيين و تفهيم مطلوبتر مطالب است و خود في نفسه موضوعيت ندارد . ولي نكته مهم در آن، اينست كه همه موارد ومطالب را در بر داشته ارتباط منطقي را دنبال نمايد. نظر به آنكه در تشريح قانون اساسي ايران نكته مهم و بارز كه زير بناي قانون را تشكيل مي دهد، جنبه مكتبي بودن آنست، لذا مي توان به نحو زير نظريات مختلف را جمع بندي نمود: ۱ـ نظريه حاكميّت الهي ۲ــ نظريه حاكميّت غير الهي  البته حاكميّت خدا بر انسان و جهان بر دو قسم است : ۱ـ حاكميّت تكويني ۲ـ حاكميّت تشريعي

عتیقه زیرخاکی گنج