• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

لزوم پوشيدگی زن در برابرمرد بيگانه يكی ازمسائل مهم اسلامی است . در خود قرآن كريم درباره اين مطلب تصريح شده است . عليهذا در اصل مطلب از جنبه اسلامی نمی‏توان ترديد كرد . پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه يكی از مظاهر لزوم حـريم ميان مردان و زنان اجنبی است ، همچنانكه عدم جواز خلوت ميان اجنبی و اجنبيه يكی ديگر از مظاهر آن است . اين بحث را در پنج بخش بايد رسيدگی كرد : 
۱ – آيا پوشش از مختصات اسلام است و پس ازظهور اسلام از مسلمين به‏ غير مسلمين سرايت كرده است ؟ يا از مختصات اسلام و مسلمين نيست و در ميان ملل ديگر قبل از اسلام نيز وجود داشته است ؟ 
چنانكه می‏دانيم در ميان حيوانات هيچگونه حريمی ميان جنس نر و جنس‏ ماده وجود ندارد ، آنها آزادانه با يكديگر معاشرت می‏كنند . قـاعده اولی‏ طبيعی اين است كه افراد انسان نيز چنين باشند . چـه موجبی سبب شده كه ميان جنس زن و مرد حريم و حائلی به صورت‏ پوشيدگی زن يا به صورت ديگر به وجود آيد ؟ . اختصاص به پوشش ندارد ، در مطلق اخلاق جنسی جای چنين سؤالی هست . 
درباره حيا وعفاف نيزهمين پرسش هست . حيوانات در مسائل جنسی احساس‏ شرم نمی‏كنند ولی در انسان بالاخص در جنس ماده حيا و شرم وجود دارد . 
۳ – فلسفه پوشش از نظر اسلام . 
۴ – ايرادها و اشكالها . 
۵ – حدود پوشش اسلامی چيست ؟ . 
آيااسلام طرفدار پرده نشينی زن است همچنانكه لغت ” حجاب ” بر اين‏ معنی دلالت می‏كند ، يا اسلام طرفدار اين است كه زن در حضور مرد بيگانه‏ بدن خود را بپوشاند بدون آنكه مجبور باشد از اجتماع كناره‏گيری كند ؟ و در صورت دوم حدود پوشش چقدر است ؟ آيا چهره و دو دست تا مچ نيز بايد پـوشيده شود يا ماورای چهره و دو دست بايد پوشيده شود اما چهره و دو دست‏ تا مچ پوشيدنش لازم نيست ؟ و در هر حال ، آيا در اسلام مسأله‏ای به نام “حريم عفاف ” وجود دارد يا نه ؟ يعنی آيا دراسلام مسأله سومی كه نه “پرده نشينی ” و ” محبوسيت ” و نه ” اختلاط ” باشد وجـود دارد يا خير ؟ و به عبارت ديگر آيا اسلام طـرفدار جدا بودن مجامع زنان و مردان است يا نه ؟ .(۱)    
اينها پرسشهائی است كه دركتابهاى علما و محققين بدان ها پاسخ داده شده است.
حجاب و پـوشش صحیح زنان یکی از عوامل بسیار مـؤثر در حفظ خانواده است. زنی که خودسرانه جـلوه‌ گری کند، آتش هوس مردان را می‌افروزد و چشم و دل سبکسران را بی‌اختیار به دنبال خود روان می‌کند.
هزاران پرونده جنایی وناموسی، فحشا و روابط نامشروع بی‌شمار ازعواقب تلخ بلای بی‌حجابی و بدحجابی است که گریبان دنیای امروز را گرفته است. 
 واژه حجاب
معنای لغوی حجاب كه در عصر ما اين كلمه برای پوشش زن معروف شده است چيست ؟ كلمه‏ حجاب هم به معنی پوشيدن است و هم به معنی پرده وحاجب . بيشتراستعمالش به معنی پرده است . اين كلمه ازآن جهت مفهوم پوشش می‏دهد كه‏ پرده وسيله پوشش است ، و شايد بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششی‏ حجاب نيست ، آن پـوشش حجاب ناميده می‏شود كه از طريق پشت پرده واقـع‏ شدن صورت گيرد . در قرآن كريم در داستان سليمان ،غروب خورشيد را اينطورتوصيف می‏كند: ” « حتی توارت بالحجاب »” ( ۲ ) يعنی تاآن وقتیكه خورشيد درپشت پرده مخفی شد پرده حاجزميان قلب وشكم را “حجاب “می‏نامند.حجاب، حصار وحریم عفت زن و سنگرمحکمی است که راه ورود فساد و هرزگی‌ها را سد می‌کند و به زن شخصیت و احترام می‌بخشد تا ملعبه شهوات وبازیچه بوالهوسی‌ها قرارنگیرد. درجامعه‌ای که زنانش باحجاب صحیح و پوشش کامل رفت وآمد کنند، جوانان هم با خاطری آرام به کار خود مشغول می‌شوند ودور از هر گونه تحریک بی‌جا وخیال خام، در زمان مناسب، با رضایت و خرسندی به تشکیل خانواده علاقمند می‌گردند و ازدواج می‌کنند. 
سيمای حقيقی مسأله حجاب 
حقيقت امر اينست كه درمسأله پوشش – وبه اصطلاح عصراخيرحجاب – سخن دراين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان ؟ روح سخن اينست كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد ؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هرزنی در هرمحفلی حداكثر تمتعات‏ را به استثناء زنا ببرد يا نه ؟ اسلام كه به روح مسائل می‏نگرد جواب می‏دهد: خير، مردان فقط درمحيط خانوادگی ودركادرقانون ازدواج و همراه با يك سلسله تعهدات سنگين‏ می‏توانند از زنان به عنوان همسران قانونی كامجوئی كنند، اما درمحيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است .وزنان نيز از اينكه مردان‏ را درخارج از كانون خانوادگی كامياب سازند به ه صورت و به هر شكل‏ ممنوع می‏باشند .
درست است كه صورت ظاهرمسأله اينست كه زن چه بكند ؟ پوشيده بيرون‏ بيايد يا عريان ؟ يعنی آنكس كه مسأله به نام او عنوان می‏شود زن است ، و احيانا مسأله با لحن دلسوزانه‏ای طرح می‏شود كه آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محكوم و اسير و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چيز ديگر است‏ وآن اينكه آيا مرد بايد در بهره‏ كشی جنسی از زن ، جز از جهت زنا ، آزادی‏ مطلق داشته باشد يا نه ؟ يعنی آن كه در اين مسأله ذی نفع است مرد است نه‏ زن ، ولااقل مرد از زن در اين مسأله ذی نفع‏تر است . به قول ويل دورانت‏” دامنهای كوتاه برای همه جهانيان بجز خياطان نعمتی است ” . 
پس روح مسأله ، محدوديت كاميابيها به محيط خانوادگی وهمسران مشروع ،يا آزاد بودن كاميابيها وكشيده شدن آنها به محيط اجتماع است . اسلام‏ طرفدار فرضيه اول است . 
ازنظراسلام محدوديت كاميابيهای جنسی به محيط خانوادگی و همسران مشروع‏ ، از جنبه روانی به بهداشت روانی اجتماع كمك می‏كند ، و از جنبه‏ خانوادگی سبب تحكيم روابط افراد خانواده و برقراری صميميت كامل بين‏ زوجين می‏گردد ، و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استيفاء نيروی كار و فعاليت اجتماع می‏گردد ، و از نظر وضع زن در برابر مرد ، سبب می‏گردد كه‏ ارزش زن در برابر مرد بالا رود . 
فلسفه پوشش اسلامی به نظرما چند چيزاست بعضی ازآنهاجنبه روانی‏دارد وبعضی جنبه خانه وخانوادگی ،و بعضی ديگر جنبه اجتماعی ، و بعضی‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيری از ابتذال او . 
حجاب دراسلام ازيك مسأله كلی‏ترواساسی‏تری ريشه می‏گيرد وآن اينست‏كه اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی ، چه بصری و لمسی و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگی و در كـادر ازدواج قانونی اختصاص يـابد ، اجتماع منحصرا برای كار و فعاليت باشد . 
برخلاف سيستم غربی عصرحاضركه كاروفعاليت‏ رابا لذتجوئيهای جنسی به هم می‏آميزدل،اسلام می‏خواهد اين دو محيط را كاملا از يكديگر تفكيك كند . 
 دردین مقدس اسلام به حجاب اهمیت خاصی داده شده است که به مواردی از آن اشاره می‌شود: 
حجاب در قرآن 
درقرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. 
یکی از این آیات، آیه ۵۹ سوره احزاب است:« یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما )ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است(. 
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد. 
در سوره نور آیه ۳۱ نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است. 
مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن 
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد. 
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گـاهی ممکن است بُعد اول باشد ، ولی بُعد دوم نباشد ، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است. 
اگر به معنای عام، هرنوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم ، حجاب می‎ تواند اقسام  و انواع متفاوتی داشته باشد.یک نوع آنحجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاًاعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید ونبوت، ازمصادیق حجاب ذهنی،فکری وروحی صحیح استکه می‎تواند از لغزش‎ها وگناه‎های روحی وفکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید. 
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند. 
هدف و فلسفه حجاب 
هدف اصلی تشریع احکام دراسلام، قرب به خداوند استکه به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ(۳) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
هُوَالَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛ اوست خـدایی که میان عرب امّی (قـومی که خـواندن و نـوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد وکتاب سماوی وحکمت الهی بیاموزد؛ با آنکه پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت وگمراهی بودند.(۴)
ازقرآن کریم استفاده می‎شود که هدف ازتشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی همچون: قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگوتاچشم‎ها ازنگاه ناروا بپوشند وفروج واندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.(۵)

حجاب چشم 
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (۶) ای رسول مابه مردان مؤمن بگوتاچشم‎ها را ازنگاه ناروا بپوشند.
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(۷) ای رسول به زنان مؤمن بگوتا چشم‎ها را ازنگاه ناروا بپوشند.
حجاب در گفتار 
نوع دیگر حجاب وپوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ. »(۸)
 پس زنهار نازک ونرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد. 
حجاب رفتاری 
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند.« وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ»(۹)
 وآن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شودکه مرادازحجاب اسلامی، پوشش وحریم قایل شدن درمعاشرت زنان بامردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است. بنابراین،حجاب وپوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف درحریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

عتیقه زیرخاکی گنج