• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اصول حجّ ابراهیمی همان است كه دین مُبین تشریع فرموده است و دشوار بتوان از طریق متون و اسناد برجای مانده ـ غیر از قرآن كریم ـ به چیزی كه بتواند ترسیمی صحیح از آن بدست دهد، برسیم. ولی از آنجا كه امروز در میان مذاهبِ اسلامی بر سرِانجام حج بر نهجِ ابراهیم خلیل (ع) و آنچه منظور دین مُبین است، و بویژه در آنچه به جوانبِ سیاسی و اجتماعی و تولّی و تبرّی مربوط می شود، تفسیرهایی شده است كه به نظر می رسد، طول زمان و حاكمیت امویان و عبّاسیان و برداشت های سیاسی و ملاحظات اجتماعی ای كه هریك از آنان داشته اند، و نیز همسویی پاره ای از فقیهان و عالمان كه خود را با آن دو حاكمیت، مربوط می دانسته اند
آنچه می تواند حجّ ابراهیمی را با نشاط كند و در آن روح و احتوا بدمد، مضامین و مزامیری است كه پیوسته می باید با تمسّك و توّسل بدان و با حضور دینی در حج، صدوربینشی ابراهیم خلیل (ع) و محمد حبیب (ص) را به ارمغان آورد. و الاّ تمسّك بی روح در انجام مراسم و مواسم، یادآور حجّی است بی زیان كه از بوسُفیان هم به انجام می رسیده است. 
زیرا، حج به معنای عام ـ نه خاص ـ اسلام است; بلكه آنچه اسلام بدان دستور فرموده. برآن اصرار دارد، حج ابراهیمی است از میان حجِّ جاهلی، حجّ حَنیفی و حجّ صابِئین.
حَجِّ ابراهیم (ع) 
آنچه از مضمون اخبار و روایات عربی بدست می آید; حجّ در عصـر حضـرت ابراهیم (ع) به معنی قصدِ كعبه در مكّه و طواف خانه و تلبیه و اجرای سایر مناسك بود. بت پرستی و شرك باآداب و عادات خود، بعداً، حجّ را نیز به عنوان یكی از سُنن بكار گرفت.۱ 
حجّ در قرآن كریم، از بارزترین شعائر توحیدی دین ابراهیم (ع) است. ابراهیم (ع) برای برپایی آن دعا كرده و آن را از مبانی عقیده توحیدی خویش قرار داده است: «وَ إذْ بَوّأْنَا لإِبراهیمَ مَكانَ البَیتِ أَنْ لاَتُشْرِكْ بِی شَیئاً وَطَهَّرْبَیتِی لِلَّطائفینَ وَ الْقَائمینَ وَ الرُكَّعِ السُّجُودِ. وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحجَّ یأتُوكَ رِجالاً، وَعَلَی كُلِّ ضامِر، یأْتِینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِیق.»۲ 
«و مكان خانه رابرای ابراهیم (ع) آشكار كردیم و گفتیم: هیچ چیز را شریك من مساز و خانه مرا برای طواف كنندگان و برپای ایستادگان و راكعان و ساجدان پاكیزه بدار. ومردم را به حجّ فراخوان تا پیاده یا سوار بر شتران تكیده از راه های دور، نزد تو بیایند.» 
آنچه امروز برای پژوهندگان تاریخ ادیان جای شك نیست، برپایی خانه خدا دیگربار، توسط حضرت ابراهیم و اسماعیل ـ علیهماالسلام ـ است. پاسداشت آن و وضع منطقه حرم، همه از سُنن اوست.۳ این سنّت در میان اقوام دیگر كه در هزاره پیش از میلاد مسیح (ع) یا بیشتر می زیسته اند، معمول بوده و حرمت حرم و مكه را مرعی می داشته اند. 
كارشناسان كتب مقدس (عهد عتیق وجدید) و پژوهندگان ادیان، وجود حضرت ابراهیم و اسماعیل را حدود دوهزارسال پیش از میلاد مسیح، تخمین می زنند. با این حساب از پیدایش جدید كعبه با بنای ابراهیمی اكنون حدود ۴۰قرن می گذرد. 
دیودروس سیسیلی (Diodorus of Sicily) كه خود در قرن نخستین پیش از میلاد می زیسته، به هنگام ذكر نَبَطی ها سخن از كعبه به میان آورده است: «پشت سرزمین نبطی ها، سرزمینی است كه در آن مكان مقدسی (هیكلی) است كه همه عرب ها آن را سخت محترم می دارند.»۴ 
پاره ای از محققین، برآنند كه لفظِ «مَكُورابا» (Macoraba) ودر تلفظ یونانی «مقوروبا»، كه یونانیان از آن نام شهری را مراد كرده اند، به معنی مكان. تقرّب به خدا، همان «مكه» است. 
می دانیم كه كلمه «مَكْرُب» یك واژه دینی قدیمی است كه مقارن هزارسال پیش از میلاد سبائیان آن را بكار می برده اند. 
بَطْلمیوس (ptolemy)، منجم و جغرافیدانِ قرن دوّم میلادی به لفظ فوق اشاره كرده است.۵ 
براین اساس می توان گفت كه لفظ «مكّه» برای خانه خدا صفت و نعت است و اسم خاص نیست. ولی براثر استعمال و اشتهار، برجای اسم نشسته است، مثل بیت المقدس كه صفت برجای علم نشسته است. معادل همین كلمه «بكّة» است كه بنا بر رأی دكترجوادعلی هردو، تسمیه واحدی است و در لهجه های قبایل«ب» را از طریق قلب و ابدال، جای «میم» قرار می دهند، خاصه در لهجه های جنوبی جزیرة العرب.۶ 
پاره ای از محققین، برآنند كه لفظ «بَكّة» به معنای وادی عربی، معادل دره فارسی است. «إِنَّ أَوَّلَ بَیت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلّذی بِبَكَّةَ مُبَارَكاً و هُدی لِلْعَالَمینَ.» (آل عمران: ۹۶) 
«نخستین خانه كه برای مردم بنا شده همان است كه در مكه است. خانه ای كه جهانیان را سبب بركت و هدایت است». 
در القاموس آورده است: بَكّةُ«تقال» لِمكّةَ، أولِمابین جَبَلَیهَا. به نظر می رسد كه: واژه «بَكْ» سامی قدیمی باشد. كلمه «بُقعاه» عبری به معنای دره بكار رفته است و بر دره واقع بین لبنانِ ساحلی و لبنانِ شرقی كه رومی ها سوریه فرو رفته می نامیدند، نهاده اند. 
شهر «بَعْلبَك» تركیبی مزجی است از دو واژه بَعْل (آلهه باستان) و بك دره. و این همان نامی است كه به مناسبت آلهه معروف سامی ها، براین شهر نهاده اند.۷ 
امروز این دره را، دره «بُقاع» می نامند و رود لیطانی آن را مشروب می كند. 
در قرآن كریم، از مكّه به نام «أُمّ القُری»۸ و «قریه»۹ یادشده و در سوره زُخرف، آیه ۳۱ آن را با طائف مقایسه كرده است: «وَقَالُوا لَوْلاَنُزِّلَ هَذَا اْلقُرآنُ عَلَی رَجُل مِنَ الْقَرْیتَینِ عَظِیم.»۱۰ 
«گفتند: چرا این قرآن بر مردمی از بزرگمردان آن دو قریه نازل نشده است؟» 
مُفسّرین، غالباً قریتین را «مكه» و «طائف» ذكر كرده اند. مسعودی در مروج الذهب آورده است: ابراهیم پس از اقامت در مكه در حالی كه اسماعیل سی ساله بود، مأمور بنای بیت شد، و با مساعدت فرزندش اسماعیل خانه را بساخت.۱۱ 
آنچه كه از لحاظ تاریخی قابل اهمیت و در خور توجه است، سخن مینگانا (Mingana)است كه از قول كشیش سُریانی نَرْسَی (Nar sai) در باره نبرد فرزندان هاجر در (بیت عربایه) [در مرزهای شام] آورده است. این خبر، اولین نقل قول یك تن از اهل كتاب است (متوفی سال ۴۸۵میلادی) كه از وجود قریش در شمال جزیره خبر می دهد و با آنچه اخباریان و نسبدانان عرب، در ارجاع نسب قریش به اسماعیل آورده اند، مطابقت دارد.۱۲ 
آیات سوره مباركه بقره (۱۵۰ ـ ۱۴۰) كه در آنها دسیسه های یهود در میان مسلمین در باره تغییر قبله، از بیت المقدس به كعبه، محكوم می شود، می فرماید: «وَ إِنَّ الذّینَ أُوتُوا الكِتابَ لَیعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهم وَ مَااللّهُ بِغَافِل عَمَّا یعْمَلُونَ.»۱۳ 
«اهل كتاب می دانند كه این دگرگونی به حق و از جانب پروردگارشان بوده است و خدا از آنچه می كنید غافل نیست.» 
بیش از هرچیز بر آگاهی یهود از افضلیت و اقدمیت كعبه برای محل قبله، اشاره دارد. و این می رساند كه آنان پیش از ظهور اسلام بر فضایل و سوابق و اتصال آن به حضرت ابراهیم مقرّ بوده و در این باره برای اعراب سخن گفته اند. 
از حج صحیح ابراهیمی غیر از آنچه قرآن كریم تعلیم می دهد، چیزی كه یقین آور باشد، در حافظه تاریخی برجای نمانده است. حج حنیفی كه مدّعی پیروی از حج آن حضرت است،گذشته از آنكه در تقابل با حجّ مشركین، طرح می شود و نیز در محیط شرك آلود جاهلی بدان عمل می شده است، چندان روشنگر نیست. گرچه در پاره ای موارد به شبهه شرك هم آلوده است. 
به عقیده ما حجّ ابراهیمی، همان حج اسلام است، ولی ارزش و مكانت این حج زمانی شناخته می شود كه ما «حجّ جاهلی» و حجّ مشركین را بازشناسیم و بتوانیم به مقایسه ای دست زنیم تا مبادكه خدای ناخواسته، رسوباتی از آن در ذهن مسلمین برجای مانده باشد و در برابر «حج ابراهیمی» كه نخستین بار در این عصر رهبر كبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی ـ قدَّسَنَا اللّهُ بِسِرِّه الْعزیزِ ـ طرح افكند و بدان امر فرمود، رخ نماید. 
در باره ورود شرك به جزیرة العرب و شیوع آن، مورّخان گذشته، بریك نهج از قول نرفته اند; پاره ای چون هِشام كلبی در الأَصنام، برآنند كه چون اسماعیل (ع) در مكه سُكنی گزید و اولاد او فزونی گرفت، به قصد معاش و بر اثر نزاع از مكه خارج شدند. اینان به احترام كعبه و برای پاسداشت قداست آن به هنگام سفر، پاره ای از سنگ حرم را با خود به همراه می بردند. 
این كار در دراز مدت باعث ایجاد بت تراشی و بت پرستی شد ودر نتیجه شرك جزیره را فرا گرفت.۱۴ 
اینان در دیار غربت، برگرد همان بُتان می چرخیدند و بسان طوافِ كعبه، برآنها طواف می كردند. ولی هشام می افزاید كه اینان حج را هم بنا برارث ابراهیم و اسماعیل به جای می آوردند:«وَهُم بَعدُ یعَظِّمُونَ الكَعْبةَ و مَكّةَ، ویحُجُّونَ و یعْتَمِرُونَ، عَلَی إِرْثِ إِبراهیمَ و إِسماعیلَ ـ علیهما السَّلام ـ.»

عتیقه زیرخاکی گنج