• بازدید : 47 views
  • بدون نظر

دانلود فایل پروژه پایان نامه جدید حج رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

 برخی از سر فصلهای مقاله :

– حج از نظر لغوی واصطلاحی انواع آن

– سیمای حج ازدیدگاه قرآن

– فلسفه حج

– فلسفه فردی ومعنوی

و…..

امیدوارم این مقاله مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.

مقدمه :

شناخت صحيح مسائل حج به عنوان بخش عمده‌اي از آيات قرآني، معارف، احكام و فقه اسلامي ضرورتي است كه همواره مورد توجه مجامع مختلف قرار گرفته است و اين خود فرصتي است كه بيشتر به مسائل آن بپردازيم.

بنابراين در قرآن هم سوره اي به اين نام يعني، حج وجود دارد و درچند سوره ديگر از قرآن به مسائل مربوط به آن پرداخته از جمله : بقره،آل عمران، ابراهيم و

همچنين نزديك سيصد آيه در مورد حج و داستان حضرت ابراهيم (ع) وجود دارد كه ما در اين تحقيق قسمتي از آنها را همراه با تفاسير و نظرات نويسندگان بيان مي كنيم.

اما يكي از وظايف مهم ما، قضيه آشنا كردن مردم است به مسائل حج، آدمي بسيار مي بيند كه به حج مي روند، زحمت مي كشند ، لكن مساله حج را نمي دانند.

البته عمده ترين مشكلي كه در مورد اين عبادت وفرضيه مهم وجود دارد با اين كه مومنان با اين عبارت الهي،آشنايي ديرينه دارند، و هر سال با حضور شورانگيز از سراسر عالم، زنگار دل، با زلال زمزم توصيه مي‌زدايند، وبا حضرت دوست تجديد ميثاق مي‌كنند، و اگر چه ميراث ادب فرهنگ ما، مشحون از آموزه هاي حيات بخش حج است،اما هنوز ابعاد بي‌شماري از اين فرضيه مهم ، ناشناخته و مهجور مانده است.

بنابراين در اين پروژه به كمك استاد بزرگوار جناب آقاي محمدي در حد وسع خود سعي كرده ام كه تقريباً به گوشه اي از مسائل واعمال آن بپردازيم هر چند كه به خاطر كثرت مطالب و گستردگي آن نمي توان همه را بررسي كرد، اما اميدواريم كه توانسته باشم به بهتر شناختن اين عبادت بزرگ كمكي كرده باشيم.

 اين تحقيق شامل سه فصل مي باشد؛

فصل اول حج از نظر لغوي و اصطلاحي بحث شده و انواع حج و عمره هم بررسي شده است.

در فصل دوم كه سيماي حج از ديدگاه قرآن مي باشد تقريباً آيات قرآن را تا حدودي موردبررسي و دسته بندي قرار داديم همچنين آيات مربوط به بناي كعبه و تاريخچه آن و آيات مربوط به محرمات وواجبات حج نيز در اين فصل بحث شده است.

و اما در فصل سوم، اين فصل فلسفه حج مي‌باشد كه فلسفه اجتماعي ،اقتصادي و فردي معنوي را به رشته تحرير درآورده، همچنين آياتي كه مربوط به آنها درقرآن بيان شده آنها را جمع آوري كرده و در مباحث مربوط به خودشان جاي داده شده است.

ودر آخر هم يك نتيجه گيري كلي از همه مباحث تحقيق به عمل آمده است.

اميد به اين كه توانسته باشم اين عبادت بزرگ را كه اسلام و قرآن به آن اين قدر اهميت داده اند،با استناد به قرآن تا حدي براي همه روشن ومبرهن گردد.

  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل درقالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

حج یکی از مهمترین و شکوهمند ترین عبادتهای اسلامی است پیامبر گرامی خدا (ص) حج را پایه و رکن دین دانسته قرآن تارک آن را کافر شمرده و ابراهیم خلیل (عج) از خداوند خوستار گرایش دل ها به این خانه گردیده است . اعمال و مناسک آن گذران دوره آموزشی سیر و سلوک انسان به سوی خداوند است و حاجی در آن دیار انسان فرشته خوبی است که همپای فرشتگان در بیت المعمور به طواف خانه حق می پردازد و پروانه ای است که در عشق معبود لبیک گو پر می سوزاند تا به وصال معشوق تائل آید آلودگان و ناخالصان با گام نهادن در این راه جز به قصد توبه و جبران خطا طرفی نمی بندند حرمت تشکنان این حریم را خداوند می شکند و به پویندگان موفق این راه بهشت جایزه می دهد سوخته جانان در این حرم خریدار دارند 
 بدیهی است پیمودن چنین مسسیری نیاز به معرفت دارد و مقدمه آن دانایی وآموختن اسرار و معارف دریا وار حچ و آگاهی یافتن نسبت به اماکن و ویژگی های سرزمین وحی است .
« کعبه جلوه عرش خدا درزمین »
          خدای متعال برای اینکه انسان را فرشته خوکند و آثار فرشتگان را در انسان ظاهر نماید همانطوری که دستور روزه گرفتن می دهد تا از لذائدطبیعی پرهیز شود و انسانها همانند فرشتگان از خوردن و نوشیدن و دیگر کارهای حیوانی برحذر باشند ، همچنین به انسان دستور طواف حریم کعبه را می دهد که معادل بیت معمور در عرش خداوند است چون فرشتگان اطراف عرش اله به یاد حق سرگرم طواف هستند و به نام حق تسبیح می کنند و برای دیگران از خداوند متعال طلب آمرزش می کنند برای انسان نیز در زمین کعبه را بنا ساخت تا انسان وارسته دور آن طواف کند به نام حق زمزمه کند وبرای دیگران از خدا آمرزش بخواهد . کعبه و حدود آن ، حرم ، مشاعر، محدوده حرم و شعائر آن هر یک به نوبه خود ، نشانه ای است از نشانه های الهی که در تامین این منظور والا نقش مؤثری دارد این که در روایات آمده است کعبه محادنی بیت معمور است و بیت معمور محادنی عرش ، یعنی اگر کسی آنگونه که شایسته طواف است دور کعبه طواف کند به بیت معمور صعود می کند و اگر به آن حد صعود کرد و وظائف آن مرحله را ایفا نمود به مقام عرش اله می رسد.
« چرا کعبه ، کعبه است »
امام صادق – علیه اسلام – فرمود : کعبه چون یک خانه مکعب چون یک خانه مکعب شکل است کعبه نامیده شده یعنی چهار دیوار دارد یک سطح و یک کف ندا مکعب است . آنگاه فرمود : سر این که چهار دیوار دارد آن است که بیت المعمور دارای چهاردیوار و چهار ضلع است . بیت المعمور دارای چهار ضلع است چون عرش خدا چهار ضلع دارد و عرش خدا دارای چهار ضلع است چون کلماتی که معرف الهی بر آن کلمات استواراست چهار کلمه می باشد « سبحان الله » ، « الحمد لله » ، « لااله الاالله » و « تحمل » و از عالم « اله » می برد و با آنها آشنا می کند . معمولا اهل حکمت برای هر موجودی سه مرحله قائل هستند ۱- وجود طبیعی . ۲- وجود برزخی درعالم مثال. ۳- وجود تحملی در نشاه تجردات تحملی .
« تخلیه و تحلیه »
حج همانند دیگر عبادات آداب و سنتی دارد و فدیض واحکامی برخی از امور ، جزء آداب حج و از مسائل ارشادی آن بشمار می آید برخی دیگر جزء مستحبات است و بخش سوم جزء واجب های این عمل عبادی – سیاسی است . همه این آداب ، سنن و فرائض برای تحمیل و کسب صفات ثبوتی و پرهیز از صفات سلبی است انسان از آن جهت که مظهر ذات اقدس الهی و خلیفه الرحمان است دارای صفاتی ثبوتی و سلبی است . صفات نقص ، صفات سلبی انسان است و ضات کمال صفات ثبوتی او و آدمی موظف است هر وصف کمال را تحمیل کند و هر صفت نقثی را از خود دفع کند و رفع نماید یعنی اگر بکوشد گرفتارش شود (دفع) و اگر مبتلاست تلاش در برطرف ساختن آن نماید (رفع) و این صفات سلبی و ثبوتی بصورت «تخلیه» و «تحلیه» ظهور می کند . هر شخصی باید ابتدا خود را از رذائل اخلاقی تخلیه کند سپس به فضائل اخلاقی مزین شود و جلوه جمال و جلال حق گردد و حج از بهترین اعمالی است که این امور را برای انسان تامین می کند . برای این که به اسرار حج پی ببریم باید سیره و سنت کسانی را که حج راستین انجام داده اند بیاموزیم که آنان همان معصومین –علیهم اسلام – هستند آن بزرگواران هم به آداب حج آشنا بودند هم فرائض و واجبات حج را انجام می دادند و هم سنن و مستحبات آن را رعایت می کردند . آنان از آن جهت که  به تکیه گاه تکوینی احکام علم داشتند افزون بر انجام احکام ظاهری به جنبه تکوین نیز نظر داشتند.
« کعبه مرکزبرادری و مساوات »
خداوند متعال دستور مساوات برادری و برابری می دهد و کعبه و مسجدالحرام را نمونه بارز مساوات می داند آنگاه به انسان می گوید : اطراف کعبه طواف کن تا درس مساوات بیاموزی در اسلام یک مساوات فردی مطرح است که رسول خدا فرمود « الناس کاسنان المشط » و مردم همچون دندانه های شانه با هم برابرند » و این دواصل : « تساوی افراد نسبت به یکدیگر» و « تساوی اقوام نسبت به بکدیگر» جزء اصول اسلامی است برای این که این تساوی درست ظهور کند همگان را به سرزمین مساوات خواندند و به طواف در اطراف کعبه ای که برای همگان یکسان است دعوت کردند.
« اسرار حج از زبان امام سجاد(ع) »
بعضی از روایات که ناظر به اسرار حچ است گرچه از حیث سند قابل تامل و دقت می باشد و جای تحقیق بیشتری دارد متن آنها بسیار قوی است . کسانی که احادیث را با ستون آنها می شناسند این گونه از احادیث را هم معتبر می دانند . علی بن الحسین ، امام سجاد – سالم لااه علیه – بعد از سفر حچ شبلی را دیدند و فرمودند چه می کنی ؟ عرض کرد : از حج بر می گردم ، فرمود : آیا آنگاه که به میقات رفتی و لباس دوخته را از تن در آوردی و لباس احرام را در بر نمودی و سپس غسل احرام را انجام دادی ؟ عرض کرد ، آری ، فرمود : این که لباس دوخته را از بر گرفتی ، آیا هنگام کندن لباس دوخته ، قصد کردی که از لباس معصیت بیرون بیای ؟ عرض کرد : نه ، فرمود : وقتی لباس احرام را در بر کردی در این قصد بودی که جامه طاعت در بر می کنی ؟ عرض کرد : نه ،فرمود : وقتی غسل احرام را انجام دادی ، آیا قصد کردی که خود را از گناهان شستشو می کنی؟ عرض کرد : نه ،  من فقط لباس مخیط و دوخته را بیرون آوردم و لباس احرام را در بر کردم و وقوف نمودم و نیت کردم همان چیزهایی را که دیگران انجام می دهند .
  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شه وشامل موارد زیر است:

حج در اسلام، ذخيره‏اى ارزشمند، بلند پايه و جاويد و چشمه‏اى هميشه جوشان با جويبارهاى گوارا، زلال و يك مكتب سازنده و بالنده است و همواره تشنگان را به سوى خود مى‏طلبد تا به آنها حيات و نشاط ببخشد. 
با كمال تأسف، بيشتر حاجيان، از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت كرده و مغز آن را به دور افكنده‏اند، و يا اين كه حج را وسيله تفريح و سير و سياحت و يا تظاهر و تهيه وسائل مادى و شخصى خود قرار داده‏اند، و هرگز به روح آن توجه نمى‏كنند. روشن است كه چنين حجى، حج ابراهيمى و حج محمدى(ص) نخواهد بود.
حج، تنها يك عبادت محض و خودسازى بدون توجه به اجتماع نيست؛ بلكه حج: 
در عين آن كه خودسازى است، وسيله جامعه‌سازى است. 
و در عين آن كه موجب ارتقاء فضائل اخلاقى است، وسيله‏اى براى سامان بخشيدن سياست اسلامى است. 
و در عين آن كه گناه‌زدائى است، وسيله‏اى براى امام شناسى، و حركت در مسير جهت‌گيرى امام بر حق است. 
با كمال تأسف، بيشتر حاجيان، از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت كرده و مغز آن را به دور افكنده‏اند، و يا اين كه حج را وسيله تفريح و سير و سياحت و يا تظاهر و تهيه وسائل مادى و شخصى خود قرار داده‏اند، و هرگز به روح آن توجه نمى‏كنند. روشن است كه چنين حجى، حج ابراهيمى و حج محمدى(ص) نخواهد بود. 
حج در اسلام در عين اين كه پاكترين و عميق‌ترين عبادت براى تطهير و شستشوى روح و روان از هر گونه آلودگى است، مؤثرترين وسيله براى تبيين و پيشبرد اهداف سياسى است، و اصولاً نمى‏توان حج را از دو خصيصه «عبادت» و «سياست» جدا كرد، كه اين دو تار و پود حج را تشكيل مى‏دهند، چرا كه روح عبادت، توجه به خدا است، و روح سياست توجه به خلق خدا، و اين دو در مراسم حج آنچنان به هم آميخته‏اند كه جدا كردن هر يك، مساوى با نابودى اصل حج است، به عبارت روشن‌تر امور سياسى در سطح عالى و كامل، آنچنان در يكايك دستورهاى حج، جريان دارد، كه خون در پيكر انسان جارى و سارى است، و آنان كه منهاى توجه به جنبه‏هاى سياسى حج، به انجام مراسم حج مى‏پردازند، و تنها به پوسته‏اى از ظواهر عبادى حج قناعت مى‏كنند، قطعاً بدانند كه حج را از محتوايش خارج كرده، و هيچ گونه بهره صحيح از آن نخواهند برد، براى دريافت اين مطلب به روايت زير توجه كنيد: 
امام باقر عليه السلام همراه يكى از روشن‌دلان به نام ابوبصير، در مراسم حج شركت نمود، ابوبصير، ناله و فرياد و صداى گريه بسيار شنيده گفت: «ما اَكْثَرَ الْحَجيجُ وَ اَعْظَمَ الضَّجِيجُ»؛ «چقدر حاجى زياد است، و گريه مردم، عظيم و گسترده مى‏باشد.» 
عصر امام باقر عليه السلام بود، طاغوتيان بنى‌اميه بر سراسر نقاط اسلامى حكومت مى‏كردند، اكثر مردم دنباله رو آنها بودند، و از اسلام جز پوستى ديده نمى‏شد، حج آنها نيز همان حج طاغوتى بود، در ظاهر طواف كعبه مى‏كردند و فرياد لبيك لبيك، سر مى‏دادند، ولى امام حق را نمى‏شناختند، و يا اگر شناخته بودند، به جاى پيروى از او، به دنبال طاغوت عصر، حركت مى‏نمودند. 
امام باقر عليه السلام همراه يكى از روشن‌دلان به نام ابو بصير، در مراسم حج شركت نمود، ابوبصير، ناله و فرياد و صداى گريه بسيار شنيده گفت: «ما اَكْثَرَ الْحَجيجُ وَ اَعْظَمَ الضَّجِيجُ»؛ «چقدر حاجى زياد است، و گريه مردم، عظيم و گسترده مى‏باشد.» 
امام باقر عليه السلام (كه به روح حج توجه داشت و هرگز فريب ظاهر را نمى‏خورد، و حج ابوجهلى را از حج ابراهيمى، كاملاً تشخيص مى‏داد)، به ابوبصير فرمود: «بَلْ ما اَكْثَرَ الضَّجِيجُ وَ اَقَلَّ الْحَجيِجُ»؛ «بلكه گريه كننده بسيار است، اما حاجى اندك …»(۱) 
جمعى از كوته‌بينان، به خاطر عدم درك محتواى عميق اجتماعى ـ سياسى حج، با تبليغات دامنه‌دار خود باور انداخته‏اند كه نبايد حج را با مسائل سياسى در آميخت. 
حضرت امام خمينى – قدس سره – اين گونه منطق سست را به شدت محكوم كرده، و در فرازى از گفتارش مى‏گويد: 
«يكى از فلسفه‏هاى بزرگ حج، قضيه بُعد سياسى او است، كه دست‏هاى جنايتكار، از همه اطراف، براى كوبيدن اين بُعد در كار هستند، و تبليغات دامنه‏دار آنها مع‏الاسف در مسلمين هم تأثير كرده كه مسلمين سفر حج را بسيارشان يك عبادت خشك خالى بدون توجه به مصالح مسلمين مى‏دانند، حج از آن روزى كه تولد پيدا كرده است، اهميت بعد سياسى‏اش كمتر از بعد عبادى‏اش نيست، بعد سياسى علاوه بر سياستش، خودش عبادت است.»(۲) 
در فراز ديگر مى‏گويد: 
در لبيّك لبيّك، «نه» بر همه بت‏ها گوييد و فرياد «لا» بر همه طاغوت‏ها و طاغوتچه‏ها كشيد، و در طواف حرم خدا كه نشانه عشق به حق است، دل را از ديگران تهى كنيد و جان را از خوف غير حق پاك سازيد، و به موازات عشق به حق از بتهاى بزرگ و كوچك، و طاغوت‏ها و وابستگانشان، برائت جوييد كه خداى تعالى و دوستان او، از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان برى‏ء هستند… و با حال شعور و عرفان به مشعرالحرام و عرفات رويد، و در هر موقف به اطمينان قلب بر وعده‏هاى حق و حكومت مستضعفان بيفزاييد، و با سكوت و سكون، تفكر در آيات حق كنيد و به فكر نجات محرومان و مستضعفان از چنگال استكبار جهانى باشيد.(۳) 
 

بهره‏گيرى سياسى ‏اهل‌بيت از مراسم‏حج و عمره
در اين مقال مناسب است به ذكر چند نمونه از بهره‌گيرى‏هاى سياسى پيامبر اسلام صلوات الله عليه و ائمه اهل‌بيت عليهم السلام بپردازيم، تا شيوه صحيح برگزارى حج را آموخته و مشخصه‏هاى حج ابراهيمى و محمدى (ص) را بهتر بشناسيم. 
امام باقر عليه السلام (كه به روح حج توجه داشت) به ابوبصير فرمود: «بَلْ ما اَكْثَرَ الضَّجِيجُ وَ اَقَلَّ الْحَجيِجُ»؛ «بلكه گريه كننده بسيار است، اما حاجى اندك …»

الف: مانور توحيدى قهرمانانه پيامبر (ص) و همراهان هنگام طواف
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله در سال هفتم هجرت (يك سال قبل از فتح مكه) بر اساس قطعنامه «صلح حديبيه»، مجاز بود كه براى انجام مناسك عمره، به مكه رود و سه روز در مكه بماند. 
آن حضرت، همراه دو هزار نفر از مسلمانان، به سوى مكه حركت نمودند، در ميقات مُحرم شده، با شكوهى به بلنداى آفتاب وارد مكه گرديدند و به طواف كعبه پرداختند، مردم مكه از زن و مرد و كوچك و بزرگ به تماشاى سيماى ملكوتى پيامبر اکرم و يارانش، صف كشيده بودند، جمال و شكوه پيامبر و يارانش، ديدگان آنها را خيره كرده بود، در اين موقعيت بسيار مهم، كه از نظر سياسى، حساس و سرنوشت ساز بود، پيامبر اکرم(ص) به يارانش فرمود: 
«شانه‏هاى خود را عريان كنيد و به گونه‏اى (شكوهمندانه) طواف كنيد تا مشركان پوست ستبر و بازوان قوى و پرتوان شما را بنگرند.» 
ياران، اين دستور را اجرا نمودند، مشركان در گرداگرد كعبه، صف كشيده بودند و طواف شكوهمند پيامبر صلوات الله عليه و اصحابش را تماشا مى‏كردند. 
جالب اين كه: هرگاه غرّش «لبيّك اَللّهُمَّ لبيّك» مسلمانان قطع مى‏شد، «عبداللّه بن رواحه» (يكى از سرداران اسلام) در حالى كه شمشيرش را حمايل كرده بود، اشاره به پيامبر كرده، با حنجره‏اى نيرومند و فريادى رعد آسا، چنين «رجز» مى‏خواند و (شعار مى‏داد): 
خَلُّوا بَنِى الْكُفّارِ عَنْ سَبِيلِه خَلُّوا فَكُلِّ الْخَيْرِ فِى قَبُولِهِ 
يا رَبِّ اِنّى مُؤْمِنٌ لِقِيلِهِ اِنِىّ رَأَيْتُ الْحَقَّ فِى قَبُو لِهِ 
«اى كافر زادگان! راه را بر رسول خدا بگشاييد، راه بگشاييد و بدانيد كه همه سعادت در پرتو پذيرش رسالت پيامبر خدا فراهم مى‏شود. 
  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حضرت باقر(عليه السلام) فرمود: «هركه زيارت كند حسين بن علي (عليه السلام) را در روز دهم محرم، تا آن كه نزد قبر آن حضرت گريان شود، خدا را در روز قيامت با ثواب دو هزار حج و دو هزار عمره و دو هزارجهاد – كه ثواب آنها مثل ثواب كسي باشد كه در خدمت رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه طاهرين (عليهم السلام) حج و عمره و جهاد كند- ملاقات نمايد.»
 راوي: فدايت شوم، براي كسي كه در شهرهاي دور از كربلا زندگي مي كند و امكان حضور در نزد قبر آن حضرت را ندارد، چه ثوابي است؟
حضرت فرمودند: «هرگاه چنين باشد، به صحرا يا بر بالاي بام مي رود و به سوي قبر آن حضرت اشاره نمايد و سلام عرض كند و در نفرين كردن بر قاتلين آن حضرت كوشش نمايد و بعد از آن، دو ركعت نماز كند (و اين اعمال را در اوايل روز، پيش از زوال آفتاب انجام دهد) سپس گريه كند بر حسين (عليه السلام) و كساني را كه در خانه اش هستند به گريستن برآن حضرت امر كند و در خانه خود، مجلس عزاداري و اظهار جزع بر مصايب آن حضرت بر پا كند. و به يكديگر در مصيبت حسين (عليه السلام) تعزيت گويند. من براي ايشان بر خدا ضامنم، هر گاه اين عمل را انجام دهند، به همه آن ثوابها برسند.»
 راوي: فدايت شوم، آيا اين ثوابها را براي ايشان ضامن مي شوي؟
 امام (عليه السلام) : « بلي، من ضامنم و كفيلم از براي كسي كه اين عمل را به جا آورد.»
راوي: چگونه يكديگر را تعزيت گويند؟
 امام (عليه السلام): مي فرمايند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين (عليه السلام) و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره مع وليه الامام المهدي (عليه السلام) من آل محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) »۱
  زيارت عاشورا، حديث قدسي است:
در فضيلت زيارت عاشورا، همين بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشا و املاي معصوم است (هر چند از قلوب مطهر ايشان چيزي جز آن چه ازعالم بالا مي رسد، صادر نمي شود.)
 اين زيارت از احاديث قدسيه اي است كه به همين ترتيب، از زيارت و لعن و سلام و دعا، از حضرت احديت به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين (صلي الله عليه و آله و سلم) رسيده است (و به حسب تجربه، مداومت در خواندن آن در چهل روز يا كمتر، در برآورده شدن حاجات و نيل به مقاصد و دفع دشمنان بي نظير است.)
 صفوان مي گويد: امام صادق (عليه السلام) به من فرمود:
« بر خواندن اين زيارت (عاشورا) مواظب باش. پس بدرستي كه من، ضامن قبولي زيارت كسي هستم كه از دور و نزديك، اين زيارت را بخواند، كه سعي او مشكور باشد، سلام او به آن حضرت برسد و خدا او را نوميد نگرداند. اي صفوان! اين زيارت را به اين مضمون از پدرم يافتم، و پدرم از پدرش علي بن الحسين (عليه السلام) و او از حسين (عليه السلام) و او از برادرش حسن (عليه السلام) و او از پدرش اميرالمؤمنين (عليه السلام) با همين مضمون و اميرالمؤمنين (عليه السلام) از رسول خدا (صلي الله علي هو آله و سلم) با همين عبارات و رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از جبرئيل (عليه السلام) با همين مضمون و جبرئيل از خداي متعال با همين مضمون. همانا خداي عزوجل به ذات مقدس خود قسم خورده كه هر كس حسين (عليه السلام) را به اين جملات، زيارت كند چه از راه دور و چه از راه نزديك و سپس دعاي بعد از آن را بخواند، زيارت او را قبول مي كنم و درخواست او را- به هر قدر كه باشد- برمي آورم. پس از حضورمن با نوميدي برنمي گردد، و او را با چشم روشن و حاجت برآورده شده و فوز بهشت و آزادي از دوزخ برمي گردانم و شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند- جز در مورد دشمن خاندان پيغمبر- مي پذيرم.» ۲
 رسيدن به خواسته ها و حوائج:
صفوان گويد: حضرت صادق (عليه السلام) به من فرمود:
اي صفوان! هرگاه تو را نزد خداي متعال حاجتي بود، پس زيارت كن اباعبدالله حسين (عليه السلام) را به اين زيارت، در هر مكاني كه هستي و بخوان دعاي بعد از آن را و از پروردگارخويش حاجتت را بخواه، زيرا برآورده و مستجاب خواهد شد. خداوند متعال در وعده اي كه به رسول خود داده، خلاف نفرموده است.۳
 
سفارش ولي عصرعجل الله تعالي فرجه:
در حكايت تشرف جناب حاج سيد احمد رشتي به خدمت حضرت ولي عصر – ارواحنا فداه – در سفر حج، آن حضرت فرمود: «چرا شما عاشورا نمي خوانيد؟! عاشورا! عاشورا!!.»۴

  زيارت عاشورا، چاره بلا:
مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي مي فرمود:
اوقاتي كه در سامرا، مشغول تحصيل علوم ديني بودم، اهالي سامرا به بيماري وبا و طاعون مبتلا شدند، و همه روزه عده اي بر اثر اين بيماري از دنيا مي رفتند. روزي عده اي از اهل علم در منزل استادم مرحوم سيد محمد فشاركي جمع بودند. ناگاه مرحوم آقا ميرزا محمد تقي شيرازي تشريف آوردند و صحبت از بيماري وبا شد، كه همه در معرض خطر مرگ هستند.
 
مرحوم ميرزاي شيرازي فرمود: اگر من حكمي كنم آيا لازم است انجام شود يا نه؟ همه اهل مجلس پاسخ دادند: بلي. فرمود: من حكم مي كنم كه شيعيان ساكن سامرا از امروز تا ده روز، مشغول خواندن «زيارت عاشورا» شوند و ثواب آن را به روح حضرت نرجس خاتون، والده ماجده حضرت حجة بن الحسن (عجل الله تعالي فرجه) هديه نمايند، تا اين بلا از آنان دور شود. اهل مجلس، اين حكم را به تمام شيعيان رساندند و همه، مشغول خواندن زيارت عاشورا شدند.
 از فرداي آن روز، تلف شدن شيعيان به وسيله طاعون متوقف شد و همه روزه، تنها عده اي از اهل تسنن مي مردند به طوري كه مسئله بر همه آشكار گرديد. برخي از اهل تسنن از آشنايان شيعه خود مي پرسيدند: سبب اينكه ديگر كسي از شما تلف نمي شود چيست؟ به آنها گفته بودند: زيارت عاشورا. آنها هم مشغول زيارت عاشورا شدند و بلا از آنها هم برطرف گرديد.»۵

عتیقه زیرخاکی گنج