• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

لباس پوشیدن شانى از شؤون انسانى است، که عمرى به قدمت‏خود انسان دارد. تا جایى‏که مطالعات مردم شناسانه قد مى‏دهد،تلبس، دست کم سه نیاز متفاوت، حفاظت در مقابل سرما،گرماو برخى دیگر از عوارض طبیعى “نیاز طبیعى”، حفظ عفت “نیازاجتماعى” و بالاخره آراستگى و زیبایى “نیازروانى” را در عرض‏هم تامین مى‏کرده است. نوع پوشش در هر جامعه، علاوه برخصوصیات جغرافیایى وطبیعى، موفقیت جنسى، سنى، شغلى ‏و دیگر عوامل اقتصادى و اجتماعى تابعى از فرهنگ وجهان‏بینى حاکم برآن جامعه است. تن‏پوش یک جامعه بیش ازآنکه تبلور سلیقه ورزیها و تنوع طلب‏هاى بى‏حد و حصرانسانى‏باشد
ترجمه آیات
اى پیامبر، به مردان باایمان بگو که نگاههاى خود را از زنان فروگیرند و فرجهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) این کار براى آنهاپاکیزه ‏تر است. به درستى‏ که خداوند به آنچه انجام مى‏دهند آگاه ‏است. و به زنان باایمان بگو که چشمان خود را از مردان فروگیرند و دامنهاى خود را حفظ کنند (بپوشانند) و زینتهاى خود راآشکار نکنند مگر آنچه که ضرورة ظاهر است و باید که گردن وسینه ‏هاى خود را با روسریهاى خود فرو بندند و زینتهاى خود راآشکار نکنند، مگر براى همسرانشان یا برادرانشان یا پسران‏ برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان آزاده یا کنیزان یا مردانى ‏که تمایلى به زنان ندارند یا اطفالى که به عورت زنان آگاهى ‏ندراند. و زنها نباید پاهاى خود را چنان برزمین بکوبند که ‏زینتهاى مخفى آنها معلوم شود واى مؤمنان، به سوى خدا توبه ‏کنید شاید رستگار شوید. 


تفسیر مفردات آیه 
الغض: از نظر لغت، دومعناى عمده براى غض بیان شده ‏است،یکى نقصان و کم کردن و دیگرى بستن به چشم و هرکدام از این‏ دو معنا قابل تبیین به دو صورت مى‏باشد که میتوان درمجموع، چهار معنا براى غض بیان کرد:
۱- الغض:النقصان. 
     –  کم کردن دید چشم، به این صورت که سررا به زیر بیندازدو یا صورت را برگرداند.
      – کم کردن، به معناى نگاه آنى کردن نه نگاه استقلالى.
۲- الغض: اطیاق الجفن. 
      – بستن چشم به صورت کامل و نگاه نکردن.
     –  بستن چشم به معناى انصراف و اعتنا نکردن.
باتوجه به متعلقهاى مختلفى که براى غض بصرمى‏توان ‏گرفت وبا توجه به این مطلب که استعمال لفظ در اکثر از معناى واحد درقرآن، صحیح باشد، هر کدام از چهار معناى غض با توجه به یکى‏از متعلقها مى‏تواند صحیح باشد; مثلا اگر متعلق را فروج بگیریم، معناى آن، بستن چشم به طورکامل مى‏باشد واگر متعلق را زن‏ یا مرد بگیریم معناى آن،کم کردن دید یاآنى ‏نگاه ‏کردن مى‏باشد.

الخمار: روسرى و هرچیزى ‏که سر را بپوشاند  و از این‏که در آیه‏ کریمه دستور داده که زنها به وسیله خمار گردن وسینه‏هاى خودرا بپوشانند، معلوم مى‏شود که خمار، اضافه براین که سر و موهارا مى‏پوشاند اطراف آن، مقدارى اضافه دارد که بتوان به وسیله‏ آن گردن و سینه‏ ها را پوشاند و همان طور که از شان نزول آیه نیزاستفاده مى‏شود، اطراف آن را قبلا پشت‏ سر مى‏انداختند. پس‏ خمار پارچه ‏اى بزرگتر از روسرى مى‏باشد.

الفرج: به معناى شکاف است، اما در اضافه شدن به کلمه ‏اى ‏دیگر، معانى مختلفى دارد اگر به ضمیریا اسم انسان اضافه شودبه معناى محل مخصوص و یا کنایه از عورتین است 
عورة: هر چیزى را که انسان حیا دارد که آن را آشکار کند، عورة‏ گویند  و اگر به ضمیر انسان اضافه شود معناى همان محل‏ مخصوص را دارد.

الزینه: چیزى که به وسیله آن زینت مى‏کنند. (مایترین به) معناى لغوى زینت ‏یا روایاتى که زینت استثناء شده در آیه ‏کریمه را “انگشتر” معنا کرده سازگاراست اما با توجه به روایاتى‏که زینت استثنا شده را مقدارى از بدن، مثل”صورت و دست”تعبیر مى‏کند و با توجه به قول اکثر مفسرین که معناى زینت را”مواضع زینت” گرفته ‏اند، مى‏توان در معناى لغوى زینت توسعه‏ داد که هم شامل وسایل زینت‏ شود و هم شامل مواضع زینت که‏ مقدارى از بدن باشد. «الزینة تحسین الشى‏ء بغیره من لبسه او حلیة‏او هیئة‏» 

الجیب: در اصل، طوقه و گشادى سرلباس است ولى براى‏گردن و سینه، کنایه آورده مى‏شود و در آیه کریمه هم که‏ جیوب به ضمیر نساء اضافه شده ‏است، معلوم مى‏شود که معناى‏آن، طوقه لباس نیست‏ بلکه منظور، همان گردن زنان است که‏ همان محل طوقه لباس است.

الاربه: به معناى حاجت و گاهى شدید منظور است. 
متعلق غض در آیه شریفه
۱-  چون متعلق ذکر نشده‏است، ممکن است آن را مطلق آنچه که‏نگاه کردن به آن حرام است‏بگیریم;           چنانچه صاحب‏مجمع‏البیان، تفسیر کرده‏اند «عمالایحل لهم النظر الیه‏».
 2- ممکن است‏به قرینه جمله بعدى که حفظ فروج است، متعلق ‏غض را فروج بگیریم;  چنانچه مرحوم، علامه طباطبایى ‏فرموده‏اند: «و على هذایمکن‏ان ‏تقید اولى‏الجملتین ‏بنا بنتها ویکون‏مدلول الاه هوالتهى عن ‏النظرالى ‏الفروج‏». 
۳- مى‏توان به قرینه ‏مقابله دو آیه که اولى خطاب به مردان و دومى خطاب به زنان‏است، متعلق غض را در آیه اول، زنان و در آیه دوم، مردان‏بگیریم و ازشان نزول آیه نیز این وجه بیشتر از دو وجه قبلى‏استنباط مى‏شود. 
شان نزول آیه
۱- عن محمدبن یحى عن احمد بن محمد عن على‏ بن الحکم عن‏سیف ‏ابن عمیره عن سعد الاسکاف عن‏ ابى ‏جعفر علیه ‏السلام قال:«استقبل شاب من الانصار امراة بالمدینة وکان النساء ینقنعن خلف‏ آذانهن فنطر الیها وهن مقبله فلما جازت نظر الیها و دخل فى زقاق‏ قدسماه بین فلان فجعل یتطر خلقها و اعترض وجهه عظم فى الحائط اوزجاجه فشق وجهه فلما مضت المراه نظر فاذا الدماء تسیل على توبه ‏وصدره فقال والله لاتین رسول‏الله صلى‏الله ‏علیه ‏وآله ولاخیره فهبط جبرئیل علیه‏السلام بهذه الایه «قل‏للمؤمنین‏یغضوامن‏ابصارهم‏»». 
این شان نزول،احتمال سوم درمتعلق غض را تایید مى‏کند; چون‏صحبتى ‏ازفروج یا کل ‏محرمات نیست ‏بلکه مورد، زن ومرد است. 
الف)مساله ملازمه 
قبل از ورود در بحث، مناسب است که ابتدا، مساله ملازمه‏اى راکه در جریان بحث و استدلات، از آن گفتگو مى‏شود روشن کنیم.بین وجوب پوشش ونگاه، چهار صورت ملازمه،تصور مى‏شودکه بین دو مورد، ملازمه، عقلا و شرعا و عرفا ثابت است و بین ‏دو مورد، ملازمه‏اى نیست.
۱- وجوب ستر و پوشش، ملازم است ‏با حرمت نگاه. در هرمورد و موضعى که امر به پوشش شده‏است، نگاه کردن به آن‏حرام است والا شرعا و عقلا و عرفا مناط  و دلیلى براى وجوب ‏پوشش به‏نظر نمى‏رسد و کاملا روشن است که مثلا زن باید بدن‏خود را بپوشاند اما آیا در منزل که هیچ فردى نیست‏یا در حمام‏نیز پوشاندن بدن واجب است‏یا خیر؟ پس معلوم مى‏شود که‏وجوب پوشش،براى حفظ‏ازنگاه‏است ومعلوم‏مى‏شود مواضعى‏که وجوب پوشش دارد حرمت نگاه هم دارد.
۲- بین عدم وجوب پوشش و جواز نظر، ملازمه‏اى نیست; زیرا ممکن است ‏براى رفع حرج یا موارد دیگر، به عده‏اى‏ رخصت داده‏ شده که مواضعى از بدن را نپوشانند ولى به دیگران‏نیز اجازه نگاه داده نشده‏است; مثل مقدارى از بدن مرد که‏ وجوب پوشش ندارد ولى نگاه کردن زن هم جایز نیست.
۳- بین جواز نگاه و عدم وجوب پوشش، ملازمه هست ; زیرا اگر نگاه کردن جایز است، پس معلوم مى‏شود که پوشش، واجب نیست، به همان بیان سابق.
۴-  بین عدم جواز نظر و وجوب پوشش ملازمه‏اى نیست.براى زن، نگاه به بدن مرد جایز نیست ولى براى مرد هم‏پوشاندن واجب نیست، به همان بیان سابق.

در این دو آیه، موضوعات ذیل، اهم مسائل طرح شده مى‏باشند.
۱- مساله نگاه و به تعبیر قرآن، غض بصر.
۲- مساله ستر و پوشش و به تعبیر آیه، حفظ فروج.
۳- مساله عدم جواز اطهار زینت ‏براى زنان به ضرب خمار.
۴- استثناى مقدارى از بدن، از حکم وجوب پوشش، به‏تعبیر «الاماظهرمنها»
۵-  استثناى افرادى که در مقابل آنها حکم الزامى پوشش ازاو براى زن، برداشته شده‏است، به تعبیر «الا لبعوتهن»
۶-  منع زنان از هرگونه عمل محرک و جلب کننده، به تعبیر«ولایضربن بارجلهن»


الف) مساله نگاه 
اما در خصوص نگاه چند مساله دراین آیه، مورد بحث قرارگرفته‏است.
۱- حرمت نظر و نگاه به فروج (عورتین)
۲-  حرمت نظر و نگاه مرد و زن اجنبى به یکدیگر
۳- حرمت نظر و نگاه شهوانى مطلقا
۴-  جواز نظر و نگاه به دست و صورت زن اجنبى

۱-  حرمت نظر و نگاه به فروج
اولا، نگاه به عورتین، چه نگاه مرد به مرد یا مرد به زن یا بالعکس، تمام موارد حرام است. آیه کریمه مى ‏فرماید: «یغضوامن ابصارهم و یحفظوا فروجهم‏» به‏ دلیل روایت که مى ‏فرماید:منظور از حفظ فروج در این آیه، حفظ از نگاه است; یعنى باید بپوشانند و هر موضعى از بدن که واجب باشد پوشانده شود.مسلما نگاه به آن محل، حرام است; چون پوشاندن براى این‏است که دیده نشود، پس نگاه کردن به آن حرام است و همچنین‏به دلیل مقابله بین غض یصر و حفظ فرج که اولا، نگاه مطرح ‏شده بعدا حفظ، معلوم مى‏شود که منظور از حفظ، همان حفظ ازنگاه است  و شاید کلام امام علیه‏السلام هم اشاره به همین‏مقابله باشد.
استدلال قبل به آیه کریمه، براى حرمت نگاه به عورتین از راه ‏ملازمه بین وجوب پوشش و حرمت نظر بود با توسل به جمله‏حفظ فروج; اما خود جمله «یغضوا من ابصارهم یا بغضض من‏ابصارهن‏» نیز دلالت ‏بر حرمت نظر به فروج (عورتین) دارد که‏متعلق غض را به قرینه حفظ فروج که بلافاصله بعد از آن‏آمده‏است‏خود فروج بگیریم و معناى غض چشم، بستن باشد;پس آیه کریمه مى‏فرماید: (امر مى‏کند) که به عورتین نگاه نکنید.اما صرف نظر از آیه، حرمت نگاه به عورتین بین فقها و مسلمین‏اجماعى است و قابل تردید و تشکیک نیست

عتیقه زیرخاکی گنج