• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بدون ترديد در ميان زنان و بانوان اسلامی  ، فاطمه زهرا ( ع ) محبوبترين چهره دينی ، علمی ، ادبی ، تقوايی و اخلاقی در ميان مسلمانان و ديگر مردم جهان به شمار مي رود . شخصيت فاطمه زهرا ( ع ) سيده نساء العالمين ( سرور زنان جهان ) اسوه و الگويی تام و تمام برای تمام زنان عاشق عفت و فضيلت است . در دامن پاک فاطمه زهرا ( ع ) بود که دو امام بزرگوار و دو شخصيت ممتاز عالم بشری ، حضرت امام حسن ( ع ) مظهر حلم و وقار و حضرت امام حسين ( ع ) سرور شهيدان تربيت يافتند ، و نيز زينب کبری ( ع ) حماسه مجسم و مجسمه شجاعت و نمونه يکتا در سخنوری و حق طلبی که پيام حسينی و حماسه عاشورا را در جهان اعلام کرد و نقاب شرک و ريا و پستی و دنياپرستی را از چهره يزيد و يزيديان به يک سو زد 
. پدر و مادر : فاطمه يگانه دختر بازمانده پيغمبر ( ص ) از خديجه کبری  مي باشد . چه بگويم درباره پدری که پيغمبر خاتم و حبيب خدا و نجات دهنده بشر از گمراهی و سيه کاری بود ؟ چه بگويم درباره پدری که قلم را توان وصف کمالات اخلاقی  او نيست ؟ و فصيحان و بليغان جهان در توصيف سجايای او عاجز مانده اند ؟ و اما مادرش خديجه دختر خويلد از نيکوترين و عفيفترين زنان عرب قبل از اسلام و در دوره اسلامی نخستين زنی که به پيامبر اکرم ( ص ) ، شوهرش ، ايمان آورد و آن چه از مال دنيا در اختيار داشت – در راه پيشرفت اسلام – کريمانه بذل کرد . درجه وفاداری خديجه ( ع ) نسبت به پيامبر ( ص ) را در بذل مال و جان و هستي اش ، تاريخ اسلام هرگز فراموش نخواهد کرد . همچنان که پيامبر اکرم نيز تا خديجه زنده بود زنی ديگر نگرفت و پيوسته از فداکاريهای او ياد مي کرد . از عايشه ، زوجه پيامبر ( ص ) ، نقل شده است که گفت : ” احترام هيچ يک از زنان به پايه حرمت و عزت خديجه نمي رسيد . رسول الله ( ص ) پيوسته از او به نيکی ياد مي کرد و به حدی او را محترم مي شمرد که گويا زنی مانند خديجه نبوده است ” . عايشه سپس نقل مي کند : روزی به پيغمبر ( ص ) گفتم : او بيوه زنی بيش نبوده است ، پيغمبر سخت برآشفت به طوری  که رگ پيشاني اش برآمد . سپس فرمود : به خدا سوگند بهتر از خديجه کسی برای من نبود . روزی که همه مردم کافر و بت پرست بودند ، او به من ايمان آورد . روزی که همه مرا به جادوگری و دروغگويی  نسبت مي دادند ، او مرا تصديق کرد ، روزی که همه از من روی مي گردانيدند ، خديجه تمام اموال خود را در اختيار من گذاشت و آنها را در راه من بی دريغ خرج کرد . خداوند از او دختری به من بخشيد که مظهر پاکی  و عفت و تقوا بود . عايشه سپس مي گويد : به پيغمبر عرض کردم از اين سخن نظر بدی  نداشتم و از گفته خود پشيمان شدم . باری ، فاطمه زهرا ( ع ) چنين مادری داشت و چنان پدری . گفته اند : خديجه از پيغمبر ( ص ) هفت فرزند آورد : قاسم که کنيه ابو القاسم برای پيغمبر از همين فرزند پيدا شد . وی قبل از بعثت در دو سالگی درگذشت . عبد الله يا طيب که او هم قبل از بعثت فوت شد . طاهر ، که در آغاز بعثت متولد شد و بعد از بعثت درگذشت . زينب که به ازدواج ابو العاص درآمد . رقيه که ابتدا با عتبه و پس از آن با عثمان بن عفان ازدواج کرد و در سال دوم هجرت درگذشت . ام کلثوم که او نيز به ازدواج عثمان – پس از رقيه – درآمد و در سال چهارم هجرت درگذشت . هفتم فاطمه زهرا ( س ) که به ازدواج حضرت علی ( ع ) درآمد و سلاله پاک امامان بزرگوار ما ثمره اين ازدواج پر شوکت و برکت است . ولادت فاطمه زهرا ( ع ) را روز بيستم جمادی  الثانی سال پنجم بعثت مي دانند که در مکه اتفاق افتاد . بنابراين در هنگام هجرت ، سن آن بانوی يگانه نزديک نه سال بوده است . نامها و لقبهايی که فاطمه ( ع ) دارد ، همه بازگوينده صفات و سجايای  ملکوتی اوست ، مانند : صديقه طاهره ، زکيه ، زهرا ، سيدة النساء العالمين و خير النساء و بتول … . کنيه های آن حضرت : ام الحسن ، ام الحسنين ، ام الائمة … . و شگفت تر از همه ” ام ابيها ” يعنی ” مادر پدرش ” مي باشد که نشان دهنده علاقه بسيار زياد فاطمه ( ع ) است به پدر بزرگوارش و اين که با همه کمی سن از آغاز کودکی پناهگاه معنوی و تکيه گاه روحی – بعد از خداوند متعال – مانند خديجه برای پدر بزرگوارش بوده است . لقب ام ابيها را پيغمبر ( ص ) به دختر عزيزش عنايت کرد . چون کلمه ” ام ” علاوه بر مادر ، به معنی اصل و منشأ هم به کار مي رود و مانند ” ام الخبائث ” که به شراب ( سرچشمه همه زيانها و بديها ) مي گويند و ” ام القری ” که به مکه معظمه گفته مي شد ، بنابراين ام ابيها به معنی  منشأ و اصل و مظهر نبوت و ولايت است ، و براستی زهرا ( س ) درخت سايه گستری بود که ميوه های شيرين امامت و ولايت را به بار آورد . 

دوران زندگی فاطمه زهرا ( ع ) 
فاطمه زهرا ( س ) وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خديجه بود – در جود و بخشش و بلندی نظر و حسن تربيت وارث مادر و در سجايای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی ( ع ) بود . در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پيامبر ( ص ) نقشی نبسته و از ناپاکی  دوران جاهليت و بت پرستی به دور بود . نه سال در خانه پر صفای مادر و در کنار پدر و نه سال ديگر را در کنار شوهر گرانقدرش علی مرتضی ( ع ) دوش به دوش وی  در نشر تعليمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت فرسای خانه ، زندگی کرد . اوقاتش به تربيت فرزند و کار و نظافت خانه و ذکر و عبادت پروردگار مي گذشت . فاطمه ( ع ) دختری است که در مکتب تربيتی اسلام پرورش يافته و ايمان و تقوا در ذرات وجودش جايگزين شده بود. فاطمه در کنار مادر و آغوش پر مهر پدر تربيت شد و علوم و معارف الهی را از سرچشمه نبوت فراگرفت و آنچه را به سالها آموخته ، در خانه شوهر به مرحله عمل گذاشت و همچون مادری سالخورده و کدبانويی آزموده که تمام دوره های زندگی را گذرانده باشد – به اهل خانه و آسايش شوهر و تربيت فرزندان – توجه مي کرد و نيز آنچه را در بيرون خانه مي گذشت ، مورد توجه قرار مي داد و از حق خود و شوهرش دفاع مي کرد . 
چگونگی ازدواج فاطمه ( ع ) و علی  ( ع ) 
از آغاز معلوم بود و همه مي دانستند که جز علی ( ع ) کسی همسر ( کفو ) فاطمه دختر پيامبر عاليقدر اسلام نيست . با وجود اين ، بسياری از ياران و کسانی که خود را به پيغمبر
 ( ص ) نزديک احساس مي کردند ، به اين وصلت چشم داشتند و اين آرزو را در دل مي پروردند . نوشته اند : پس از اين آزمونها عده ای از اصحاب به حضرت علی ( ع ) مي گفتند : چرا برای ازدواج با يگانه دختر پيغمبر ( ص ) اقدام نمي کنی ؟ حضرت علی ( ع ) مي فرمود : چيزی ندارم که برای  اين منظور قدم پيش نهم . آنان مي گفتند : پيغمبر ( ص ) از تو چيزی نمي خواهد . سرانجام حضرت علی ( ع ) زمينه را برای  طرح اين درخواست آماده ديد . روزی به خانه رسول اکرم ( ص ) رفت . اما شدت حيا مانع ابراز مقصود شد . نوشته اند دو سه بار اين عمل تکرار گرديد . سومين بار پيغمبر اکرم ( ص ) از علی  ( ع ) پرسيد : آيا حاجتی داری ؟ علی ( ع ) گفت : آری . پيغمبر فرمود : شايد برای خواستگاری زهرا آمده ای ؟ علی عرض کرد : آری . چون مشيت و امر الهی بر اين کار قرار گرفته بود و پيامبر از طريق وحی بر انجام دادن اين مهم آگاه شده بود ، مي بايست اين پيشنهاد را با دخت گراميش نيز در ميان بگذارد و از نظر او آگاه گردد . پيامبر ( ص ) به دخترش فاطمه گفت : تو علی را خوب مي شناسی ، علی  نزديکترين افراد به من مي باشد . در اسلام ، سابقه فضيلت و خدمت دارد . من از خدا خواستم برای  تو بهترين شوهر را برگزيند . خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است . بگو چه نظر داری ؟ فاطمه ساکت ماند . پيغمبر سکوت او را موجب رضا دانست و مسرور شد و صدای  تکبيرش بلند شد . آن گاه پيامبر ( ص ) بشارت اين ازدواج را به علی ( ع ) فرمود و مهر فاطمه را ۴۰۰مثقال نقره قرار داد و در جلسه ای که عده ای از اصحاب بودند ، خطبه عقد را قراءت کرد و اين ازدواج فرخنده انجام شد . گفتنی است که علی ( ع ) جز يک شمشير و يک زره و شتری برای  آب کشی چيزی در اختيار نداشت . پيغمبر ( ص ) به علی فرمود : شمشير را برای  جهاد نگه دار ، شترت را هم برای  آب کشی و سفر حفظ کن ، اما زره خود را بفروش تا وسايل ازدواج فراهم شود . پيغمبر ( ص ) به سلمان فرمود : اين زره را بفروش . سلمان زره را به پانصد درهم فروخت . سپس گوسفندی را کشتند و وليمه عقد ازدواج دادند . اين جشن در ماه رجب سال دوم هجرت انجام شد . تمام وسايلی که به عنوان جهيزيه به خانه فاطمه زهرا ( ع ) دخت گرامی پيامبر ( ص ) آورده شده است ، از ۱۴قلم تجاوز نمي کند : چارقد سرانداز – دو عدد لنگ – يک قطيفه – يک طاقه چادر پشمی – ۴ بالش – يک تخته حصير – قدح چوبی – کوزه گلی – مشک آب – تنگ آبخوری – تختخواب چوبی  – يک طشت لباسشويی – يک آفتابه – يک زوج دستاس و مقداری عطر و بخور . اين است جهيزيه و تمام اثاث خانه فاطمه زهرا زوجه علی ( ع ) سرور زنان عالم . در شب زفاف – به جای خديجه که به جهان باقی شتافته بود ، سلمی دختر عميس مواظبت از فاطمه زهرا را بر عهده داشت – و رسول اکرم ( ص ) خود شخصا با عده ای از مهاجر و انصار و ياران باوفا در مراسم عروسی  شرکت فرمود – از بانک تکبير و تهليل فضای کوچه های مدينه روحانيتی خاص يافته بود و موج شادی و سرور بر قلبها مي نشست . پيامبر گرامی دست دخترش را در دست علی گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خير کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد . و بدين سان و با همين سادگی عروسی بهترين مردان و بهترين زنان جهان برگزار شد . 
  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر
این فایل قابل به صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در رجال كشى به نقل از ((يونس بن عبدالرحمن )) كه از اصحاب مورد وثوق و اعتماد امام كاظم و امام رضا عليهماالسلام بوده ، آمده است كه گويد:
((به كوفه سفر كردم و در آن شهر تعداد زيادى از اصحاب و شاگردان امام باقر و امام صادق عليهماالسلام را ديدم كه از آن دو بزرگوار احاديث زيادى را نقل مى كردند، پس هرچه از آنها شنيدم نوشتم تا اينكه روزى به حضور امام رضا عليه السلام رسيدم و آن احاديث را به ايشان عرضه كردم . آن حضرت احاديث مذكور را مى خواند و ناراحت مى شد تا آنكه به من فرمود: اى يونس ! بسيارى از اينها، احاديث و سخنان امام باقر و امام صادق نيست و آنها را ساخته و به ايشان نسبت داده اند، پس با توجه به اينكه در اثر دخالت مردمان جاهل و اشخاص منفعت طلب و متعصب ، حق و باطل با هم درآميخته ، احاديث ما را به قرآن و سنت قطعى متواتر رسول خدا صلى الله عليه و آله عرضه كنيد و هرچه را كه با آنها موافق بود، برگيريد و آنچه مخالف بود، دور بريزيد)).
با توجه به آنچه گفتيم معلوم مى شود كه چرا رسول خدا صلى الله عليه و آله اين همه تاءكيد داشته اند كه هر سخنى را از زبان ايشان نقل نكنيم و مى فرمودند:
لا تحدث بكل ما سمعت .  (8)
ترجمه : هر چيزى را كه مى شنويد روايت نكنيد.
و يا مى فرمودند:
كفى بالمرء كذبا اءن يحدث بكل ما سمع .  (9)
ترجمه : براى دروغگوبودن همينقدر كافى است كه انسان هرچه را مى شنود، روايت كند.
با توجه به همين مقدمات است كه حديث شناسان متبحر تصريح كرده اند به اينكه نقل حديث جعلى و ضعيف جايز نيست مگر با تصريح بر جعلى يا ضعيف بودن آن .
بنابراين كسى كه با حديث سروكار دارد جايز نيست كه هر حديثى را بدون بررسى درباره صحت يا عدم صحت آن نقل نمايد بلكه ضرورى است تا با استفاده از فنون و علوم مختلف مربوط به حديث ، به تحليل درباره هر حديث و روايت بپردازد و اگر پس از بررسى ، حديث موردنظر را صحيح و سالم تشخيص داد آن را روايت كند، چرا كه هدف اصلى در استفاده از حديث و سنت ، دراية الحديث است نه رواية الحديث .
همة السفهاء الرواية و همة العلماء الدراية  (11)
العلماء تحزنهم الدراية ، و الجهال تحزنهم الرواية  (12)
حديث تدريه خير من اءلف ترويه (۱۳)
با اين همه تاءكيد درباره وجود احاديث جعلى و ضعيف ، و لزوم دراية الحديث ، با كمال تاءسف ، در جستجويى كه به عمل آوردم ، هيچ دانشمند محققى را نديدم كه به بررسى فنى و علمى درباره احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام پرداخته باشد، و هيچ مؤ سسه علمى را نمى شناسم كه حاضر به سرمايه گذارى مادى و معنوى براى انجام چنين تلاشى باشد و نتيجه اين غفلت طولانى و عميق از ((دراية الحديث )) و توجه مطلق به ((رواية الحديث )) موجب شده كه شخصيت حقيقى حضرت فاطمه عليهاالسلام در پشت پرده هاى ابهام باقى بماند و در پناه توجه به احاديث غلوآميز، از نظر الگويى نيز غيرقابل دسترس تلقى شود.
اميدوارم روزى رشد فكرى مردم در جامعه ما بدان پايه برسد كه ضرورت نقد احاديث و روايات مربوط به ائمه طاهرين عليهم السلام و از آن جمله ضرورت انجام عمليات علمى و فنى درباره احاديث و روايات مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام را نيز باور كنند و بدانند كه اينگونه نقدها كمك فراوانى به پالايش معارف دينى و دسترسى به معارف ناب محمدى صلى الله عليه و آله مى نمايد.
نگارنده در پاورقى برخى از احاديث كتابى كه هم اكنون در پيش رو داريد به بررسى فنى و علمى درباره برخى از احاديث و روايات پرداخته بودم ولى پس از مشاهده عكس العمل برخى از دوستان ترجيح دادم اكثر آنها را حذف كنم تا مبادا سوء تعبيرى پيش آمده و مشكلاتى ايجاد نمايد. اما به خوانندگان كنجكاو و دوستداران دانش وعده مى كنم كه مجموعه ((جامع احاديث فاطمة الزهراء عليهاالسلام )) را با تحليلهاى علمى و فنى منتشر نمايم و از خداوند متعال بر انجام صحيح اين كار عظيم يارى مى طلبم و اميدوارم كه پس از انجام ، امكان انتشارش نيز وجود داشته باشد.
۳ فعاليت ديگرى كه انجام آن درباره حضرت فاطمه عليهاالسلام و نيز ساير ائمه و بزرگان دين ، ضرورى و بسيار مهم مى باشد، الگوسازى از زندگانى اين بزرگان براى استفاده امت مسلمان خصوصا جوانان و نوجوانان است .
اين اقدام البته بعد از انجام دو فعاليت علمى تحقيقى قبل ، كاملا ميسر و مقدور خواهد بود، چرا كه الگوپردازى بر اساس معارف صحيح نباشد و يا بر اساس باورهاى عاميانه صورت مى گيرد، در آن صورت اسلام معقول خرافى ، و دين سهل دشوار و دست نايافتنى معرفى خواهد شد. پس بايد ابتدا يك فاطمه شناسى درست و صحيح صورت گيرد و سپس الگوسازيها بر اساس آنها انجام شود.
درباره الگوپردازى از شخصيت حضرت فاطمه عليهاالسلام كارهايى انجام شده و كتابهايى به رشته تحرير در آمده ، ولى اگر كسى آنها را به صورت انتقادى مورد مطالعه قرار دهد خواهد ديد كه چون اين فعاليتها بر اساس ‍ معارف پالايش نشده صورت گرفته ، يك سويه بوده و جوابگوى نياز شديد جامعه جوان اين كشور شيعى نبوده و حتى در برخى از قسمتها قابل اعتنا و قبول نمى باشد.
اهل درد و آنها كه بناى جامعه اى بر اساس اسلام و معارف ناب دينى و الهى تلاش مى كنند، اگر مى خواهند كه مردم اين جامعه ((اسلام دان و اسلام خواه )) باشند و بذرهاى دين گريزى و احيانا دين ستيزى ، از مغرب زمين در اين جامعه شيعى پاشيده نشود بايد با هوشيارى تمام ، در هر موضوعى از موضوعات دينى ، اين سه تلاش اساسى را كه در اينجا به آن اشاره كرديم انجام دهند تا نتيجه تلاش هاى علمى آنها همان باشد كه آرزو دارند و براى رسيدن به آن ، روزها و شبهاى عمر را مصروف داشته و دشواريهاى تحقيق را به جان خريده اند.
پاسخ به يك سؤ ال
 سؤ ال : با توجه به شيعه بودن علامه مجلسى رحمه الله و بناى او بر اينكه احاديث و روايات موجود در كتابهاى شيعه را در بحارالانوار جمع آورى نمايد، و با عنايت به اينكه احاديث زيادى در منابع اهل سنت وجود دارد كه مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام مى باشد و بر اساس روش علامه مجلسى رحمه الله قاعدتا نبايد در بحارالانوار آمده باشد، چند درصد از احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام در اين كتاب و مستدركات آن آمده است ؟
 جواب : گرچه بناى علامه مجلسى رحمه الله بر اين بوده كه فقط روايات كتب شيعى را در بحارالانوار جمع آورى نمايد ولى در آنچه كه مربوط به زندگانى ائمه طاهرين عليهم السلام مى باشد، رواياتى را كه در منابع شيعى نديده ، از منابع اهل سنت برگرفته است ، فقط درباره حضرت فاطمه عليهاالسلام دهها حديث را مستقيما از كتابهاى غيرشيعى مانند:
۱ فردوس : ابن شيرويه ديلمى (۵۰۹ ه )
۲ مستدرك حاكم نيشابورى (۴۰۵ ه )
۳ مقتل الحسين : خطيب خوارزمى (۵۶۸ ه ) و غيره ، و به واسطه كتابهايى چون مناقب ابن شهر آشوب (۵۸۸ ه ) و كشف الغمه تاءليف محقق ابوالفتح اربلى (۶۵۹ ه ) از كتابهايى چون آنچه در ذيل نام مى بريم نقل كرده است :
۱ حلية الاولياء: ابونعيم اصفهانى (۴۳۰ ه )
۲ تاريخ بغداد: خطيب خوارزمى (۴۶۳ ه )
۳ ابانه : ابن بطه عكبرى حنبلى (۳۸۷ ه )
۴ فضائل الصحابه : احمد بن حنبل (۲۴۰ ه )
۵ تفسير الكشف والبيان : ثعلبى (۴۲۷ ه )
۶ تاريخ خراسان : ابوعلى سلامى (۳۷۴ ه )
۷ كتاب اللوامع : عبدالملك بن محمد خرگوشى (۴۰۶ ه )
۸ فيما نزل من القرآن فى الميرالمؤ منينن ابونعيم اصفهانى (۴۳۰ ه )
۹ شرف المصطفى صلى الله عليه و آله : عبدالملك خرگوشى (۴۰۶ ه )
۱۰ صحيح بخارى (۲۵۶ ه )
۱۱ صحيح مسلم (۲۶۱ ه )
۱۲ صحيح ترمذى (۲۷۹ ه )
۱۳ صحيح دارقطنى (۳۸۵ ه )
۱۴ امالى : ابن ابى شيبه (۲۳۵ ه )
۱۵ انساب الاشراف : جابر بلاذرى (۲۷۹ ه )
۱۶ قوت القلوب : ابوطالب مكى (۳۸۶ ه )
۱۷ عقدالفريد: ابن عبدربه (۳۲۸ ه )
۱۸ كتاب الرساله : سمعانى (۵۶۲ ه )
۱۹ فضائل الصحابه : سمعانى (۵۶۲ ه )
۲۰ كتاب الال : ابن خالويه (۳۷۰ ه )
۲۱ مسند احمد بن حنبل (۲۴۰ ه )
و… .
پس معلوم مى شود كه برخى احاديث اهل سنت نيز در بحارالانوار نقل شده است ، اما تعداد آنها در كتابى كه در پيش روى شماست بسيار اندك مى باشد و ما سعى كرده ايم تا در مستدركات و پاورقى هاى كتاب بر تعداد آنها بيفزاييم ، ولى در هر حال مجموعه احاديثى كه در اين كتاب ، درباره حضرت فاطمه عليهاالسلام آمده است حدودا ۷۰ درصد كل احاديث مربوط به آن حضرت در منابع شيعه و غيرشيعه مى باشد.
اقدامات مترجم و محقق درباره اين كتاب
 آنچه كه محقق و مترجم كتاب حاضر انجام داده است به شرح ذيل مى باشد:
۱ جمع آورى كليه احاديث مربوط به حضرت فاطمه عليهاالسلام از تمامى مجلدات بحارالانوار.
۲ اعراب گذارى احاديث و روايات فراهم آمده ، به اين منظور كه همگان بتوانند از آنها به راحتى استفاده كنند.
اهل علم و قلم اطلاع دارند كه اعرابگذارى آيه يا حديث يك كار است ، و در مرحله حروفچينى ، درست واردكردن اعراب توسط حروفچين كارى ديگر، كه معمولا با مشكلات زيادى مواجه مى باشد. البته بسيارى از اين اشكالات در مرحله تصحيح اصلاح مى شوند ولى نويسنده هرگز نمى تواند به نحو قاطع بگويد كه آنچه به دست خواننده مى رسد از هرگونه اشكال مبرا مى باشد. اميد كه اهل اطلاع به ديده اغماض بنگرند و در صورت اساسى بودن اشكال ، محقق يا ناشر را مطلع نمايند تا در چاپهاى بعدى اصلاحات لازم صورت گيرد.
۳ ترجمه احاديث و روايات به زبان فارسى : در اين قسمت از كار سعى شده تا ترجمه احاديث به صورتى روان و سليس انجام شود تا براى همه فارسى زبانان به راحتى قابل استفاده باشد، و در مورد احاديث مكرر، از ترجمه مكرر آنها خوددارى شده است .
۴ افزودن تعليقات تحقيقى در پاورقى به منظور تبيين بيشتر موضوع يا تذكر نكته اى مهم و مفيد كه متاءسفانه تعداد آنها به تحليل محذوراتى كه در پيش بوده ، به اندازه لازم نمى باشد.
۵ تخريج آيات كه گاهى در پاورقى صورت گرفته و گاهى در متن ترجمه .
۶ تخريج مصادر و منابع احاديث از كتابهاى شيعى و غيرشيعى ، كه در پاورقى كتاب انجام گرفته و در اين مرحله رعايت كمال اختصار شده است زيرا به نظر رسيد كه ذكر جزئيات ، اختلاف نقلها و نسخه ها، ذكر اسناد متعدد احاديث و… مى تواند خواننده اى را كه در طريق تحقيق علمى قرار ندارد خسته كرده و موجبات ملالت وى را فراهم آورد.
۷ موضوع بندى احاديث در اوايل هر باب كه جهت تكميل استفاده خوانندگان در آخر هر جلد تكرار مى شود.
۸ شماره گذارى احاديث به صورت مسلسل ، تا امكان تهيه فهارس راهنما را در مجلد آخر كتاب ميسر سازد.
از خداوند متعال مى خواهم كه اين عمل ناچيز را بپذيرد و اين بنده كمترينش را مورد لطف و رحمت خاصه اش قرار دهد.
آمين
 محمد روحانى على آبادى
زندگانى حضرت زهرا سلام الله عليها
 آشنايى كوتاه با صديقه كبرى ، حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام
 نام : فاطمه .
كنيه هاى مشهور: ام الحسن ، ام الحسين ، ام ابيها، ام الائمه .
مشهورترين لقبها: زهرا، صديقه ، طاهره ، كبرى ، سيده ، بتول .
پدر: حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله پيامبر عظيم الشاءن اسلام .
مادر: خديجه عليهاالسلام بنت خويلد همسر فداكار پيامبر اسلام .
محل تولد. مكه .
سال تولد: سال دوم بعثت ، و به روايتى : سال پنجم .
روز ميلاد: بيستم جمادى الثانى .
نام همسر: على بن ابى طالب عليه السلام ، پسرعموى پيامبر اسلام .
زمان ازدواج : رجب يا ذى حجه سال دوم هجرت در مدينه .
مدت زندگانى با على عليه السلام : نه سال .
ميزان مهريه : ۴۰۰ مثقال نقره مسكوك
 فرزندان : حسن عليه السلام ، حسين عليه السلام ، زينب كبرى ، ام كلثوم و يك فرزند سقطشده به نام محسن
 شهادت : در سال يازدهم هجرى
 محل دفن : پنهان است
 تعداد احاديث و روايات باقيمانده درباره آن حضرت : حدود ۲۰۰۰ مورد.
تعداد سخنان باقيمانده از حضرت فاطمه : حدود ۱۳۰ مورد.
تعداد اشعار باقيمانده از آن حضرت : حدود ۲۹ قطعه .
تعداد خطبه هاى باقيمانده از آن حضرت : ۲ خطبه .
ساير آثار علمى باقيمانده از آن حضرت : مصحف فاطمه عليهاالسلام كه به خط همسر گرامش على عليه السلام نوشته شده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد.
مشهورترين و صحيح ترين مناقب و فضائل آن حضرت :
۱ اينكه غضب فاطمه عليهاالسلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ايشان است .
۲ فاطمه برترين زنان دو عالم است .
۳ فاطمه معصوم از هرگونه گناه مى باشد.
۴ آن حضرت محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است .
۵ خداوند در روز قيامت ، به آن حضرت اجازه شفاعت مى دهد.
۶ صدور معجزات بسيار از حضرت فاطمه عليهاالسلام .
۷ بى مانندبودن ايمان و يقين فاطمه عليهاالسلام .
۸ زهد و قناعت نمونه .
۹ احترام بى حد پيامبر به آن حضرت .
۱۰ او عابدترين مردم در زمان خود بوده است .
۱۱ صدق و راستگويى حضرت فاطمه عليهاالسلام .
۱۲ علم وافر آن حضرت .
و… .
باب اول : ولادت فاطمه عليهاالسلام ، سيما و شمايل و برخى از تواريخ مربوط به وى
 احاديث و روايات متن : ۲۴
احاديث و روايات ضمائم : ۲۶
موضوعات روايات در اين باب
 موضوعات رواياتى كه در اين باب آمده :
۱ خلقت نورى حضرت فاطمه عليهاالسلام در عالم ذر
۲ دورى زنان قريش و بنى هاشم از حضرت خديجه ، به دليل ازدواجش با رسول خدا صلى الله عليه و آله
۳ سخن گفتن فاطمه با مادرش به هنگام باردارى
۴ تنهابودن خديجه به هنگام باردارى
۵ حضور زنان مقدس به هنگام ميلاد حضرت فاطمه عليهاالسلام
۶ كيفيت ميلاد حضرت فاطمه عليهاالسلام از مادرش
۷ شهادت حضرت فاطمه عليهاالسلام بر يگانگى خدا، نبوت پيامبر صلى الله عليه و آله و وصايت على عليه السلام به هنگام ميلاد
۸ رشد و نمو خارق العاده حضرت فاطمه عليهاالسلام در دوران طفوليت
۹ ميلاد حضرت فاطمه عليهاالسلام بعد از معراج پيامبر
۱۰ انعقاد نطفه فاطمه عليهاالسلام از ميوه هاى بهشتى
۱۱ محبت فراوان پيامبر نسبت به فاطمه عليهاالسلام
۱۲ پيامبر صلى الله عليه و آله و استشمام بوى بهشت از فاطمه عليهاالسلام ۱۳ فاطمه عليهاالسلام حوريه اى در لباس انسان
۱۴ منصوره آسمان و فاطمه زمينيان
۱۵ محبت مخصوص پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به فاطمه عليهاالسلام و عدم ابراز آن به سايرين
۱۶ اندوه عايشه از محبت رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت به فاطمه عليهاالسلام
۱۷ سيماى ظاهرى و شمايل حضرت فاطمه عليهاالسلام
۱۸ شباهت حضرت فاطمه عليهاالسلام به رسول خدا صلى الله عليه و آله
۱۹ ميلاد فاطمه عليهاالسلام ، طبق نظر اهل سنت سال پنجم قبل از بعثت پيامبر
۲۰ ميلاد فاطمه عليهاالسلام ، طبق نظر اهل سنت سال پنجم قبل از بعثت پيامبر
۲۱ ميلاد فاطمه عليهاالسلام ، طبق نظر برخى علماى شيعه سال پنجم بعد از بعثت
۲۲ ميلاد فاطمه عليهاالسلام ، طبق نظر برخى از دانشمندان شيعه و اهل سنت سال دوم بعثت
۲۳ ازدواج فاطمه با على عليهم السلام ، سال دوم هجرت و در روز اول يا ششم ذى الحجة
۲۴ مدت زندگانى فاطمه پس از رحلت پيامبر بنا بر قول مشهور هفتاد و پنج روز
۲۵ برخوردارى فاطمه عليهاالسلام از علمى وسيع نسبت به گذشته ، حال و آينده
۲۶ عدم حدوث نفاس در آن حضرت بعد از تولد فرزندانش
۲۷ يكى از كنيه هاى فاطمه ، ((ام ابيها))
۲۸ ازدواج پيامبر پس از هجرت با سوده و سپس با ام سلمه و سپردن سرپرستى فاطمه عليهاالسلام به آنان
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFوبه صورت زیر تهیه شده است:

در تقویم جمهوری اسلامی ایران این واقعه در روز ۱ ذی الحجه ثبت شده است اما بین تاریخ نگاران در این مورد اختلاف است و روزهای ۱، ۶، ۱۹ ذی الحجه سال دوم هجری قمری، ۲۱ محرم و چند شب مانده از ماه صفر سال دوم گفته شده است. بنا به نقل بحار الانوار امام علی علیه السلام به هنگام ازدواج با حضرت فاطمه سلام الله علیها جواني ۲۵ ساله بود و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، دوشيزه‌اي رشيده و نُه ساله بود كه از جهت رشد جسمي، ايماني و فكري سرآمد دختران و بانوان عصر خويش بود.

پيش از حضرت علي علیه‌السلام، افراد دیگری از اين بانوي كريمه خواستگاري کردند، ولي با پاسخ منفي رسول خدا صلی الله علیه و آله روبرو گرديدند. زيرا آن حضرت، هيچ يك از آنان را شايسته همسري فاطمه زهرا سلام الله علیها و هم شأن وي نمي‌دانست.

ازدواج امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها در نهایت سادگی و سرشار از معنویت بود و مهریه حضرت فاطمه سلام الله علیها مهریه سبکی بود
درباه تاريخ ازدواج آن دو، اتفاق چنداني ميان مورخان و سيره‌نگاران نيست. برخي از آنان روز اول ذي الحجه سال دوم، برخي روز ششم و برخي نوزدهم ذي الحجه و عده‌اي محرم سال سوم و گروهي هم ماه صفر سال دوم یا سوم را بيان كرده‌اند.[۱]

علامه مجلسی در كتاب گرانسنگ “بحارالانوار” به نقل از شيخ مفيد گفته است: شب ۲۱ محرم سال سوم هجري كه شب پنج‌شنبه بود، مراسم زفاف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها برگزار گرديد و آن بانوي بزرگ اسلام به خانه مولاي متقيان علي بن ابي‌طالب علیه‌السلام منتقل شد. بدين جهت روزه گرفتن روز ۲۱ محرم به عنوان روزه شكر، مستحب و پسنديده است.[۲]

شیخ عباس قمی در کتاب وقایع الایام، تاریخ ۱۹ ذی الحجه را برای ازدواج حضرت علي علیه‌السلام با فاطمه زهرا سلام الله علیها، از قول کفعمی و فیض کاشانی نقل می کند اما خود همان ۲۱ محرم را اختیار می کند
پيش از حضرت علي عليه السلام افرادي مانند ابوبکر و عمر آمادگي خود را براي ازدواج با دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اعلام کرده بودند و هر دو از پيامبر يک پاسخ شنيده بودند و آن اين که درباره ازدواج زهرا منتظر وحي الهي است.
آن دو که از ازدواج با حضرت زهرا نوميد شده بودند با سعد معاذ رئيس قبيله اوس به گفتگو پرداختند و آگاهانه دريافتند که جز حضرت علي عليه السلام کسي شايستگي ازدواج با حضرت زهرا عليهاالسلام را ندارد و نظر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيز به غير او نيست.
از اين رو دسته جمعي در پي حضرت علي عليه السلام رفتند و سرانجام او را در باغ يکي از انصار يافتند که با شتر خود مشغول آبياري نخل ها بود. آنان روي به علي کردند و گفتند: اشراف قريش از دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خواستگاري کرده اند و پيامبر در پاسخ آنان گفته است که کار زهرا منوط به اذن خداست و ما اميدواريم که اگر تو (با سوابق درخشان و فضايلي که داري) از فاطمه خواستگاري کني پاسخ موافق بشنوي و اگر دارايي تو اندک باشد ما حاضريم تو را ياري کنيم.
با شنيدن اين سخنان ديدگان حضرت علي عليه السلام را اشک شوق فرا گرفت و گفت: دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مورد ميل و علاقه من است. اين را گفت و دست از کار کشيد و راه خانه پيامبر را، که در آن وقت نزد ام سلمه بسر مي برد، در پيش گرفت. هنگامي که در خانه رسول اکرم را کوبيد پيامبر فورا به ام سلمه فرمود: برخيز و در را باز کن که اين کسي است که خدا و رسولش او را دوست مي دارند.
ام سلمه مي گويد: شوق شناسايي اين شخص که پيامبر او را ستود آن چنان بر من مستولي شد که وقتي برخاستم در را باز کنم نزديک بود پايم بلغزد. من در را باز کردم و حضرت علي عليه السلام وارد شد و در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نشست، اما حيا و عظمت محضر پيامبر مانع از آن بود که سخن بگويد، لذا سر به زير افکنده بود و سکوت بر مجلس حکومت مي کرد. تا اين که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سکوت مجلس را شکست و گفت: گويا براي کاري آمده اي؟
حضرت علي عليه السلام در پاسخ گفت: پيوند خويشاوندي من با خاندان رسالت و ثبات و پايداريم در راه دين و جهاد و کوششم در پيش برد اسلام بر شما روشن است. پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: تو از آن چه که مي گويي بالاتر هستي.
حضرت علي عليه السلام گفت: آيا صلاح مي دانيد که فاطمه را در عقد من درآوريد؟[۴]
حضرت علي عليه السلام در طرح پيشنهاد خود بر تقوا و سوابق درخشان خود در اسلام تکيه مي کند و از اين طريق به همگان تعليم مي دهد که ملاک برتري اين است نه زيبايي و ثروت و منصب.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از اصل آزادي زن در انتخاب همسر استفاده کرد و در پاسخ حضرت علي عليه السلام فرمود: پيش از شما افراد ديگري از دخترم خواستگاري کرده اند و من درخواست آنان را با دخترم در ميان نهاده ام ولي در چهره او نسبت به آن افراد بي ميلي شديدي احساس کرده ام. اکنون درخواست شما را با او در ميان مي گذارم، سپس نتيجه را به شما اطلاع مي دهم.
پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وارد خانه زهرا عليهاالسلام شد و او برخاست و ردا از دوش آن حضرت برداشت و کفش هايش را از پايش در آورد و پاهاي مبارکش را شست و سپس وضو ساخت و در محضرش نشست. پيامبر سخن خود را با دختر گراميش چنين آغاز کرد: علي فرزند ابوطالب از کساني است که فضيلت و مقام او در اسلام بر ما روشن است و من از خدا خواسته بودم که تو را به عقد بهترين مخلوق خود در آورد و اکنون او به خواستگاري تو آمده است; در اين باره چه مي گويي؟ در اين هنگام زهرا عليهاالسلام در سکوت عميقي فرو رفت ولي چهره خود را از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم برنگرداند و کوچکترين ناراحتي در سيماي او ظاهر نشد. رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم از جاي برخاست و فرمود: «الله اکبر سکوتها اقرارها» يعني: خدا بزرگ است; سکوت دخترم نشانه رضاي اوست.[۵]
هزينه عقد و عروسي[ویرایش]
تمام دارايى حضرت على علیه السلام در آن زمان منحصر به شمشير و زرهى بود كه مى توانست به وسيله آن ها در راه خدا جهاد كند و شترى نيز داشت كه با آن در باغستان هاى مدينه كار مى كرد و خود را از ميهمانى انصار بى نياز مى ساخت.
پس از انجام خواستگارى و مراسم عقد وقت آن رسيد كه حضرت على علیه السلام براى همسر گرامى خود اثاثى تهيه كند و زندگى مشترك خود را با دختر پيامبر آغاز كند.
پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله پذيرفت كه حضرت على علیه السلام زره خود را بفروشد و به عنوان جزئى از مهريه فاطمه سلام الله علیها در اختيار پيامبر بگذارد.
زره به چهار صد درهم به فروش رفت. پيامبر قدرى از آن را در اختيار بلال گذاشت تا براى زهرا عطر بخرد و باقيمانده را به عمار یاسر و گروهى از ياران خود داد تا براى فاطمه و على لوازم منزل تهيه كنند.
از صورت جهيزيه حضرت زهرا سلام الله علیها مى توان به وضع زندگى بانوى بزرگوار اسلام به خوبى پى برد. فرستادگان پيامبر صلی الله علیه و آله از بازار بازگشت و آن چه بارى حضرت زهرا سلام الله علیها تهيه كرده بودند به قرار زير بود:
پيراهنى به بهاى هفت درهم
يك روسرى به بهاى يك درهم
قطيفه مشكى كه تمام بدن را نمى پوشانيد.
يك تخت عربى از چوب و ليف خرما
دو تشك از كتان مصرى كه يكى پشمى و ديگرى از ليف خرما بود.
چهار بالش، دو تا از پشم و دو تاى ديگر از ليف خرما
پرده
حصير هجرى
دست آس
طشت بزرگ
مشكى از پوست
كاسه ی چوب براى شير
ظرفى از پوست براى آب
آفتابه
ظرف بزرگ مسى
چند كوزه
بازوبندى از نقره
ياران پيامبر وسايل خريدارى شده را بر آن حضرت عرضه كردند و پيامبر, در حالى كه اثاث خانه دختر خود را زير و رو مى كرد, فرمود: «اللهم بارك لقوم جل انيتهم الخزف». / يعنى: خداوندا، زندگى را بر گروهى كه بيشتر ظروف آن ها را سفال تشكيل مى دهد مبارك گردان.[۶]

  • بازدید : 108 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق حضرت فاطمه-خرید اینترنتی تحقیق حضرت فاطمه-دانلود رایگان مقاله حضرت فاطمه-تحقیق حضرت فاطمه

این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
چون خورشید رخسار زهرا(ع) در آسمان رسالت بدرخشید و در افق جلالت ماه تمام شد ، افکار همگان به او معطوف گردید و همه چشمها به سوی او نگران شد. اصحاب رسول خدا ارزش و موقعیت زهرا(ع) را نزد پدر می دانستند و به همین جهت چون به حد کمال رسید برای کسب شرف و تقرب بیشتر به رسول خدا ، خواستگار او شدند و هر یک بر دیگری در این کار پیشی میجست. ابوبکر و عمر و عثمان که در راس ایشان قرار داشتند  در ادامه توضیحات بیشتری خواهیم داد

  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ثمره ازدواج مبارک علی(ع) و فاطمه زهرا(س) پنج فرزند بنامهای حسن ، حسین ، زینب ، ام کلثوم ، و محسن است . بنابر آنچه که از امام صادق(ع) رسیده است ، محسن که آخرین فرزند زهرا بود ، بر اثر تجاوز و هجوم دشمنان اسلام به خانه آن حضرت ، در شکم مادر جان داد و به دنبال این حادثه دردناک و صدماتی که بر جسم فاطمه(س) وارد آمد ، آن حضرت بیماری شدید پیدا کرد و به شهادت رسید. اما زینب ، سومین فرزند مهد ولایت است که به احتمال قوی در سال ششم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود.
بنابر اینکه ولادت زینب(س) در سال ششم هجرت باشد و تاریخ وفات پیامبر اکرم در سال یازدهم ، زینب بیش از پنج سال با پیامبر اسلام نبوده است . این پنج سال فرصتی بود که زینب(س) از وجود پیامبر بهره گیرد و پیامبر رحمت ، او را در دامان مهر و عطوفت خود نوازش کند و از جرعه های معرفت سیراب سازد و حدیث صبر و استقامت در دفتر وجودش بنگارد. چرا که پیامبر بر مصیبت ها و ناگواری های مسیر زندگی زینب به خوبی واقف بود و می دانست که تاب تحمل این رنجها را تنها روحی بلند و قلبی چون کوه و دلی سرشار از عشق به خدا خواهد داشت . گویا مصیبت و سختی با سرنوشت زینب عجین شده و خداوند صبر و پایداری را در او جلوه گر ساخته است ، تا اسوه و الگویی برای همه پویندگان راه خدا باشد.     
زینب مسیر پر حادثه و دردناکی را که در پیش دارد ، در همان زمان کودکی در آینه رویا می نگرد و برای جدش پیامبر بازگو می کند و پیامبر خدا حوادثی را که در انتظار اوست تعبیر می کند تا او که دست پرورده علی و بزرگ شده دامان زهرا است ، خود را برای رویارویی با این حوادث مهیا سازد . ارتحال پیامبر خدا نزدیک بود ، زینب نزد پیامبر آمد و با زبان کودکانه به پیامبر چنین گفت:
« ای رسول خدا ! دیشب در خواب دیدم که باد سختی وزید که بر اثر آن دنیا در ظلمت فرو رفت و من از آن باد به این سو و آن سو می افتادم ، تا اینکه به درخت بزرگی پناه بردم ، ولی باد آن را ریشه کن کرد و من به زمین افتادم . دوباره به شاخه دیگری از آن درخت پناه بردم که آن هم دوام نیاورد . برای سومین مرتبه به شاخه دیگری پناه بردم ، آن شاخه نیز از شدت باد در هم شکست . در آن هنگام به دو شاخه به هم پیوسته دیگر پناه بردم که ناگاه آن دو شاخه نیز شکست و من از خواب بیدار شدم » . 
پیامبر با شنیدن خواب زینب ، بسیار گریست و فرمود :
« درختی که اولین بار به آن پناه بردی جد توست که به زودی از دنیا می رود و دو شاخه بعد پدر و مادر تو هستند که انها هم از دنیا می روند و آن دو شاخه به هم پیوسته دو برادرت حسن و حسین هستند که در مصیبت آنها دنیا تاریک می گردد ». 
چندی نگذشت که گوشه ای از خواب زینب به وقوع پیوست و سایه پر مهر پیامبر از سر زینب و مسلمین رخت بر بست و او اولین پناهش را از دست داد و این تازه آغاز راه بود و او همچنان در انتظار حوادث تلخ و دردناکی است که در پیش رو دارد. فاطمه(س) بعد از پدر گرامی خویش چند ماهی بیش در این دنیا نماند . بنابر این زینب(س) از محبت های مادری چون صدیقه کبری بیش از چند سالی بهره نبرد . 
زینب در مجلس سخنرانی مادرش فاطمه در مسجد رسول خدا در دفاع از حقوق اهل بیت و فدک حاضر بود و خطبه و سخنان مادرش را در آن جلسه به یاد داشت ؛ بطوری که خود یکی از راویان آن به شمار می آید . او از مادرش آموخت که چگونه باید در مقابل دشمنان ایستادگی کرد و آنان را رسوا ساخت. او آماده می شد که با سخنان خود در بازار کوفه و کاخ ابن زیاد و یزید ، ظلم و جنایت آنان را برملا سازد و از اسلام و ولایت دفاع کند.
زینب بعد از مادر در سایه تربیت های پر مهر پدری چون علی و در کنار برادرانی چون حسن و حسین رشد می یابد و از همان دوران کودکی مشکلات فراوان و فشارهای روحی بیشماری را تجربه کرده و در برابر انها مقاومت می کند و بدین گونه دوران کودکی را پشت سر می گذارد. 
اینک زینب به سال های تشکیل زندگی نزدیک شده است . او می داند که ازدواج برای هر زنی حق طبیعی و شرعی است و روی گردانی از این سنت ، خارج شدن از آئین پیامبر اسلام است . ولی زینب با ازدواج که عمل به سنت پیامبر خدا است ، رسالت بزرگی را که بر دوش دارد فراموش نمی کند . او می داند که باید در تمام صحنه ها و لحظه ها در کنار برادرش باشد . او میداند که به ثمر نشستن قیام حسین(ع) و شهادت عزیزانش ، نیازمند آزادگی در اسارت ، صبر و پایداری ، و پیام رسای او به گوش تاریخ بشریت است .
از این رو زینب در قرارداد ازدواجش شرط همراهی برادرش حسین را قید می کند تا از وظیفه مهم خود باز نماند. از شخصیتی متعهد به اسلام و اهل بیت(ع) ، چون عبد الله بن جعفر که به خواستگاری دختر علی آمده است، انتظاری جز پذیرش این شرط نیست. به هر صورت مراسم خواستگاری به پایان می یابد و عبدالله بن جعفر به افتخارهمسری زینب کبری(س) نائل می گردد.عبدالله از فرزندان جعفر است و جعفر ، فرزند ابوطالب و برادر علی(ع) و از جانبازان جبهه موته و شهیدان بزرگ اسلام است . شخصیت جعفربن ابی طالب را که معروف به جعفر طیار است ، میتوان از اظهار علاقه و سخنان پیامبر اکرم(ص) درباره او دریافت . هنگام فتح خیبر، زمانی که جعفر از حبشه مراجعت کرد پیامبر او را در آغوش گرفت و میان دیدگانش را بوسید و فرمود: نمی دانم بخاطر کدامیک خوشحال تر باشم ، بخاطر ورود جعفر یا فتح خیبر ؟ و رسول خدا او را در جوار مسجد منزل دادند.
بدون شک از دورانهای مهم تربیت انسان و شکل گیری شخصیت او دوران کودکی است . زینب ، در خانه ای تربیت و رشد یافت ، که عالیترین زندگی خانوادگی است و در طول تاریخ بشر خانواده ای به این بزرگی و عظمت نیامده است و نخواهد آمد. شخصیت زینب در خانه ای شکل گرفت که نور ایمان در آن می درخشید و سرشار از صفا و صمیمیت و اکنده از معنویت و عشق به خدا بود . خانه ای که پدری چون علی دارد و مادری چون فاطمه ، پدر و مادری که انگیزه حرکتها و فعالیتهایشان فقط انجام وظیفه الهی بود. زینب در این محیط و تحت تربیت چنین پدر و مادری رشد می یابد و در چنین مدرسه ای معارف الهی و آداب اسلامی را فرا می گیرد وبه تربیت دینی و فضائل اخلاقی دست می یابد و به کمال می رسد. وبدین گونه مهمترین و اساسی ترین کلاس آموزش خانه داری ، شوهر داری ، تربیت فرزند ، اداره زندگی و بطور کلی اداب معاشرت زینب ، دورانی بود که در مادرش حضور داشت و از رفتار و زندگی او الگو می گرفت.
زینب نمونه با شکوه صمیمیت ، همدلی و همراهی را در کانون پر مهر پدر و مادر خویش مشاهده کرده بود و لذت آن را از یاد نمی برد. او تعاون و همکاری در خانه را از پدر و مادرش آموخته بود و می دید که پدر هیزم و آب خانه را تهیه می کرد و مادر آسیا می کرد ، خمیر می ساخت و نان می پخت. آداب شوهر داری را از مادرش بخوبی فراگرفته بود و می دانست که جهاد زن آن است که به نیکویی همسرداری کند.
زینب ، مهر و محبت مادر را نسبت به فرزندان از یاد نمی برد و عطوفت های مادر از شیرین ترین خاطره های او بود. او سخنرانی مادرش در مسجد- در دفاع از کیان اسلام و ولایت – را فراموش نمی کند. و از آن درس دینداری و حراست از دستاوردهای جد بزرگوارش پیامبر اکرم و حمایت از دین خدا را فرا می گیرد.
و بالاخره شخصیت والایی چون زینب کبری که در کانون ولایت رشد یافته و در سایه این تربیت ها بزرگ شده است ، دریایی است از معرفت و فضیلتهای انسانی و تجربه های اخلاقی و تربیتی که از پدر و مادرش فرا گرفته است. او اکنون به خانه شوهر می رود و کانون زندگی را تشکیل می دهد و به عنوان مربی بزرگ و نمونه ای در سنگر مقدس خانه انجام وظیفه می کند.
بانوی بزرگ اسلام زینب کبری(س) حدود سی و پنج سال داشت که پدرش علی(ع) به شهادت رسید. او روزها و سالهای مظلومیت پدر خود را به یاد داشت و شاهد بود که بعد از رحلت پیامبر اسلام ، ولایت پدرش را که بزرگترین شخصیت جهان اسلام بعد از پیامبر بود ، نادیده گرفتند و بر جایگاهی که پیامبر بعد از خود برای علی(ع) تعیین کرده بود و کرارا آن را گوشزد می کرد و مسلمانان را به آن توصیه می فرمود غاصبانه تکیه زدند . امیرالمومنین که جز به حفظ اسلام و مسلمین نمی اندیشید همچنان صبر کرد و بیست و پنج سال سکوت اختیار کرد. زینب در این دوران ، حوادث را بدقت پی گیری می کرد و بر بینش و آگاهیهای خود می افزود. هوا پرستی و دنیا طلبی بسیاری را می دید ، دوست و دشمن را بخوبی از یکدیگر تمیز می داد. زینب ، همه این دشمنی ها را می دید و عظمت صبر پدر را درمی یافت. هم او که فرمود:  « صبرت و فی العین قذی و فی لحلق شجا  شکیبایی ورزیدم همچون کسی که خاشاک چشمش را پر کرده و استخوان راه گلویش را گرفته است.» 
زینب از صبر او الهام می گرفت و درس فداکاری می آموخت. می آموخت که چگونه باید تمام مشکلات و رنج های راه خدا را تحمل کرد ، محرومیت ها را پذیرا شد و مصالح فردی را فدای مصلحت اسلام کرد.
پنج سال حکومت علی برای زینب بسیار آموزنده و الهام بخش بود. عدالت گستری در آن زمان چنان اوج داشت که بسیاری از کسانی که به هوس متاع دنیا ، ریاست ، پست و مقام و ثروت اندوزی به سوی علی روی آورده بودند از دشمنان سرسخت او شدند. قضاوت حضرت درباره دخترش – که گردنبندی را از بیت المال به امانت گرفته بود – که « اگر این امانت را از بیت المال به صورت عاریه و ضمانت نگرفته بودی نخستین زن هاشمی بودی که دستت را بخاطر دزدی قطع می کردم » ریشه های طمع را در آنان می سوزاند.
سحرگاه ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری صدایی اسمان و فضای شهر کوفه را پر کرد که خبر از شهادت امام عدالت و راستی ، در محراب عبادت می داد.
زینب (س) ، همچون دیگر فرزندان ان حضرت از اولین افرادی بود که خود را به بالین پدر رسانید و فرق شکافته اش را نظاره کرد. زینب بانویی است حدود سی و پنج ساله و سرشار از عواطف و احساسات. او تعلق خاطری بس عمیق با پدری دارد که سی سال در سایه محبت های او ارام گرفته است. 
او چگونه خود را به پدر رسانده است؟ چه سخنی به هنگام دیدن چهره خونین پدر داشته است؟ پاسخ این پرسشها بخوبی روشن نیست. ولی ندبه های جانسوز زینب بر بالین پدر که صدای مردم بیرون از اتاق را به ناله بلند کرد ، بیانگر عمق مصیبتی است که بر جان زینب وارد شده است. حادثه ای که دل سنگ را آب می کند و دوستان حضرت را بیتاب.
شهادت امیرالمومنین و جدایی زینب از پدر بسیار سخت و گران است. او بعد از وفات جدش رسول خدا(ص) و شهادت مادرش فاطمه زهرا(س) دل به پدر بسته بود و او که تربیت شده مکتب چنین پدری است و جز به رضای خدا نمی اندیشد ، جز صبر برنمی گزیند.
زینب در روزگار برادرش امام مجتبی(ع) همانند روزگار مظلومیت پدرش ، شاهد بی وفایی های مردم و توطئه های حساب شده دشمنان و تبلیغات گسترده معاویه و در نهایت تنها ماندن و مظلومیت برادرش امام مجتبی(ع) است. او جامعه و زمان خود را بخوبی می شناسد و می داند که ایستادگی در برابر ظلم و قیام علیه ظالم علاوه بر رهبری انسانی کامل بعنوان امام معصوم نیازمند امتی با وفا و گوش به فرمان است .
زینب در این مدت خود را در رنجهائی که امام مجتبی(ع) از مردم نابکار آن زمان می کشید ، سهیم و شریک می دانست و شاهد خون جگر خوردن برادرش بود. او شهادت مظلومانه برادر و اهانت به جنازه آن عزیز را به چشم خود دید و چه اشکهای غم از دیدگانش جاری گشت و چه داغها که بر دل سوخته اش نهاده شد.       
با کاروان شهادت
روشنترین و با شکوه ترین دوران زندگانی زینب(س) دورانی است که در کنار حسین(ع) کاروان عشق و شهادت را همراهی می کند و شکوه و عظمت می آفریند. گرچه زندگی زینب(س) را از تولد تا اغاز حرکت امام حسین(ع) می توان به صورت پراکنده در تاریخ یافت ، ولی نقاطی همچنان مبهم و ناگفته باقی مانده است . اما آخرین سالهای زندگی زینب ، یعنی از زمانی که حرکت خویش را با حسین(ع) اغاز می کند ، روشن ، شکوهمند و با عظمت در تاریخ به ثبت رسیده است. گویی نام زینب در تاریخ ، زنده به قیام حسین است و قیام حسین زنده به پیام زینب ؛ زیرا روشنترین ابعاد و زوایای قابل تحلیل قیام حسینی را می توان از پیام زینبی استمداد کرد و در حقیقت زینب تاریخ گویای نهضت سید الشهداست. زینب با تاریخ کربلا در حرکت است و تمام حوادث این تاریخ نیز ارتباطی با زینب دارد. از این رو نمی توان تاریخ زندگی زینب(س) را بدون تاریخ کربلا و جدای از آن بررسی کرد. وجود زینب در تمام صحنه های حرکت امام حسین (ع) مشهود است . بر این اساس می توان گفت تاریخ کربلا همان گونه که بخش عظیمی از تاریخ زندگی امام حسین(ع) را در بر دارد ، بخش باشکوهی از تاریخ زندگانی زینب(س) نیز هست. 
هجرت از واژه های زیبایی است که در قرآن همراه ایمان و جهاد از درخشش خاصی برخوردار است. و به حق می توان گفت ، یکی از عوامل پیشرفت اسلام همین هجرت ها بوده است. اما در تاریخ شکوهمند اسلام به هجرتی بر می خوریم که از مدینه به مکه بود. هجرت بزرگی که اساس آن حفظ آئین اسلام و اهداف با عظمت پیامبر خدا بود. هجرت خونینی که امام حسین(ع) با اهل بیت و یارانش برای صیانت از دین و حراست از دستاوردها و تلاشهای پیامبر خدا آغاز کرد.
حضرت در وصیتنامه ای به برادرش ، محمد حنفیه ، هدف از هجرت خویش را این گونه تبیین می کند : 
« من بخاطر تفریح و تفرج ، بلند منشی و استکبار ، تباهی و فساد ، و ستم و بیدادگری ، از مدینه خارج نشدم ، بلکه انگیزه خروج من از مدینه فقط اصلاح امت جدم ، پیامبر خداست . من می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و سیره و روش من همانند سیره و روش جدم و پدرم علی بن ابی طالب است » . 
زینب(س) با شناختی که از مقام امامت دارد می داند که امام معصوم هیچ کاری را بر اساس سلیقه و میل شخصی انجام نمی دهد و جز عمل به وظیفه و دستور الهی کاری از او سر نمی زند. بر این اساس از حضرت زینب(س) هیچ سخنی حتی به عنوان پیشنهاد برای بازداشتن امام از ماموریت الهی او در تاریخ دیده نمی شود. او در این حرکت مطیع محض و تسلیم امام و برادر خویش است.
آنچه قطعی است این است که زینب از آغاز حرکت امام حسین از مدینه در کنار برادر بوده است. زینب این سفر را قبل از ازدواج پیش بینی کرده بود و همان زمان در قرارداد ازدواجش همراهی با حسین را قید کرده بود و اکنون زمان ان رسیده که از این شرط استفاده کند. 
زینب از ارکان مهم کاروان است و در سرپرستی و اداره کاروانیان سهم مهمی بر عهده دارد. او در تمام حرکت ها و صحنه های غم انگیز و باشکوهی که در این مسیر بروز و ظهور می کند حضور دارد. زینب در تمام سختیها ، رنجها و مصیبتها خود را با برادرش حسین سهیم و شریک می داند و برای یاوری هماهنگ ، همدل و غمخوار است. او یادگار مادرش زهراست و گویا به نیابت از مادرش سینه خود را آماج دردها ، غمها و مصیبتهایی که بر حسین و فرزندانش وارد می شود ساخته است. به راستی می توان او را بزرگترین حامی سیدالشهدا و نهضت او دانست . و این حرکتی است که زینب دوشادوش و همراه امام و برادرش آغاز کرده است و شکوهمند و استوار آن را به انجام می رساند. 
او بزرگ و سرپرست گروهی از زنان و محارم و فرزندان اهل بیت و اصحاب امام حسین(ع) بوده است . از صحنه ها اتفاقاتی که در روز تاسوعا و قبل از رخ می دهد و گفتگو های امام حسین با زینب ، توصیه های امام به خواهرش و حمایت ها ، حفاظت ها وپرستاری های زینب از اهل بیت امام حسین(ع) به روشنی می توان مسئولیت زینب را در کاروان دریافت. زینب امانتدار و محرم اسرار حسین بود و باید بار امانتی را که حسین بر دوش او گذاشته بود به مقصد می رساند و از این همه ، نقش ، مسئولیت و رسالت زینب را در این کاروان می توان دانست. 
کاروان حسین بعد از حدود پنج ماه ( از زمان هجرت از مدینه ) در روز دوم محرم سال شصت و یک وارد کربلا شد . امام(ع) با ورود به این محل از نام آن سوال کردند در جواب گفته شد : کربلا . حضرت با شنیدن نام کربلا گریستند و دست به دعا برداشتند و سپس فرمودند : « فرود آیید که اینجا محل خیمه ها و منازل ماست . اینجا محل ریختن خون ماست . اینجا محل قبرهای ماست . این خبرها را جدم به من داده است . 
با ورود زینب به کربلا تاریخ زندگی او با ابدیت پیوند می خورد و هر جا حسین هست و کربلا هست ، زینب نیز هست و تاریخ جاودانگی کربلا یعنی تاریخ جاودانگی زینب . این شکوه و عظمت موجب شده که تاریخ زندگی زینب در کربلا و بعد از عاشورا گسترده تر از مقاطع دیگر زندگی او به ثبت رسد . 
و زینب با ورود به کربلا می داند که این اخرین منزلی است که با برادرش حسین و در کنار اوست و هم از این روست که تا شهادت ان حضرت حاضر نشد لحظه ای از او جدا شود.  

عتیقه زیرخاکی گنج