• بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

غیبت صغری، از امامت حجت بن حسن، از زمان کشته شدن پدرش امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ ه.ق. آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. به طول انجامیده‌است. در این مدت چهار نفر نائب خاص امام زمان بوده‌اند و شیعیان از طریق آنها با امام در ارتباط بوده و مسائل خود را طرح می‌کرده‌اند. این چهار نفر عبارت‌اند از: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری. وکالت این افراد عام و مطلق بوده‌است. البته در این دوران در موارد خاص و در شهرهای مختلف افراد دیگری نیز بوده‌اند که وکالت امام را بر عهده داشته‌اند که برخی معتقدند این وکالت بدون واسطهٔ نواب خاص بوده‌است.[۱] از جملهٔ این افراد احمد بن حمزة بن الیسع[۲]، محمد بن ابراهیم بن مهزیار[۳]، محمد بن صالح[۴] و ابو محمد وجنائی[۵] را می‌توان نام برد.
غیبت صغری امام زمان (عج) از دو نظر محدود بود:
از نظر زمانی که کمتر از هفتاد سال به طول انجامید.
از نظر شعاعی نیز، این غیبت، همه جانبه نبود. به این معنی که در این مدّت، اگر چه امام از نظرها پنهان بود، اما کسانی هم بودند که به صورت پنهانی با امام در تماس بودند. این افراد همان نائبان خاصّ امام بودند که بین مردم و امام ارتباط برقرار می‌کردند و نامه‌ها و سؤالات مردم را به نزد امام می‌بردند یا می‌فرستادند و پاسخ او را به مردم می‌رساندند.
 
نواب اربعه (سفرای چهار گانه)
بسم الله الرحمن الرحیم
در مدت غيبت صغري، چهار سفير يا نايب خاصّ، نامه‏ها و توقيعات حضرت مهدي‏عليه السلام را به مردم مي‏رساندند و خود به زيارت ايشان نايل مي‏شدند. اين سفيران يا نواب چهارگانه، به ترتيب عبارت‏اند از:
۱٫ ابو عمر عثمان بن سعيد عمري اسدي عسکري؛ او از اصحاب امام هادي و امام عسکري‏عليه السلام بود و مراسم غُسل، کفن و دفن امام يازدهم را بنا به وصيت آن حضرت انجام داد. او به حکم امام عسکري‏عليه السلام…  پيشکاري حضرت مهدي‏عليه السلام را بر عهده گرفت و تا زنده بود، اين خدمت را ادامه داد.
۲٫ ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعيد؛ وي بعد از مرگ پدر عهده دار سفارت امام‏عليه السلام گرديد. در زمان حضرت عسکري‏عليه السلام نيز دستيار پدر بود. او کتاب‏هايي در فقه تأليف نموده که مطالب آن را از امام يازدهم و امام دوازدهم شنيده و پاکنويس کرده بود. ابوجعفر روز 
آخر جمادي الاولي ۳۰۴ ه يا ۳۰۵ ه در بغداد در گذشت و همان جا مدفون شد. او مدتي حدود پنجاه سال پيشکار و سفير امام زمان‏عليه السلام بود.
۳٫ ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي؛ ابوجعفر محمدبن عثمان دو سال پيش از مرگ، مشايخ و اعيان شيعه را جمع کرد و حسين بن روح را – که سال‏ها دستيار مورد اعتمادش بود – به جانشيني خود معرفي نمود. وي از عقلاي زمان خود بود، وفاتش در شعبان ۳۲۶ ه در بغداد اتفاق افتاد و در گورستان نوبختيه مدفون گرديد.
۴٫ ابوالحسن علي بن محمد سمري؛ وي بنا به وصيت حسين بن روح و به امر امام زمان‏عليه السلام به سفارت و نيابت خاصه امام برگزيده شد و مدّتي نزديک به دو سال يا سه سال رابط بين امام غايب و شيعيان بود – وفاتش در نيمه شعبان ۳۲۸ ه يا ۳۲۹ ه در بغداد اتفاق افتاد و در آنجا به خاک سپرده شد. بعد از وفات او، مدت غيبت صغري و عصر سفارت و نيابت خاصه پايان پذيرفت.
عثمان بن سعید بن عمری
حضرت مهدی (عج) دوازدهمین و آخرین امام از سلسله پاک امامت و ولایت الهی است. ولادت با سعادت آن حضرت مقارن با طلوع فجر جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا به وقوع پیوست. پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) و مادر عزیزش نرجس است. آن حضرت در نام و کنیه با نیای خویش رسول الله (ص) موافقت دارد و لقبهای شریفش مهدی، حجت، قائم، منتظر، صاحب الزمان و خلف صالح است. 
از آنجا که حاکمان ستمکار عباسی بر پایه نویدها و بشارتهای رسیده از رسول الله (ص) می دانستند که فرزندی به نام مهدی از امام حسن عسگری (ع) زاده خواهد شد، خروج خواهد کرد و بساط ظلم و جور را از صحن گیتی بر خواهد چید، درصدد بودند که اگر چنین نوزادی بدنیا آمد او را از بین ببرند. از این رو تولد و مراحل رشد و نمو ظاهری آن حضرت در پنهانی صورت گرفت و جز خاندان و شیعیان خاص از وجود آن حضرت آگاهی نداشتند. با وجود این امام حسن عسگری (ع) در فرصتهای مناسب در جمع اصحاب خود حضور می یافت تا شیعیان در آینده در مسئله امامت به ضلالت و گمراهی نیفتند و در دینشان ثابت و استوار باقی بمانند. سالهای اول زندگی حضرت مهدی (عج) به همین منوال گذشت تا اینکه به سال ۲۶۰ هجری در سن پنج سالگی پدر عزیزش را از دست داد.  
در پی این حادثه غم انگیز، امامت و رهبری شیعیان به آن حضرت انتقال یافت. حضرت در آن زمان از کمالات و دانشهای الهی همان را داشت که دیگر امامان داشتند و این مقام و منزلتی بود که خدای تعالی به حضرت عنایت فرمود. حضرت مهدی (ع) به دور از دیده مردم می زیست و با افراد اندکی معاشرت داشت.
خبر وجود فرزندی از امام حسن عسگری (ع) انتشار یافت و مأموران حکومتی به  تفتیش و جستجوی خود شدت بخشیدند. در این راه آزار و اذیتهای فراوان برای خانواده حضرت عسگری (ع) فراهم آوردند. ولی تلاشهای آنان حاصلی در بر نداشت. در هر حال سلسه امامان دوازده گانه از هم نگسست و امامت الهی ادامه یافت. ولی پیگیری و تعقیب دشمن خطری بس جدی بود که جان امام دوازدهم را تهدید می کرد. همین امر و پاره ای از عوامل دیگر ایجاب می کرد که آن حضرت در غیبت به سر برند و به دور از دیده مردم زندگی کنند. 
غیبت امام دوازدهم دو مرحله دارد. یکی غیبت صغری (کوتاه مدت) و دیگری غیبت کبری (دراز مدت). غیبت صغری بنا به قول مشهور از سال ۲۶۰ هجری، ابتدای امامت حضرت مهدی (عج) آغاز شد و حدود ۶۹ سال به طول انجامید. برخی عالمان چون شیخ مفید و سید محسن امین عاملی آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت آن حضرت به شمار آورده اند، زیرا در آن سالها نیز حضرت به دور از نظرها می زیسته است. با این حساب دوره غیبت صغری ۷۴ سال می شود.
حضرت مهدی (عج) در دوره غیبت صغری چهار تن از اصحاب با سابقه ی امامان پیشین و شیعیان صالح خود را به عنوان سفیر معرفی کردند که هر یک پس از وفات دیگری به انجام این وظیفه بزرگ می پرداختند. این چهار تن سؤالات و مشکلات مردم را به آن حضرت عرضه می کردند و پاسخهای ایشان را به مردم می رساندند و به نواب اربعه (نواب خاص) نامیده شده اند. اینان به ترتیب زمانی عبارت بودند از:
 1) ابو عمرو عثمان بن سعید عمری
 2) ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری
 3) ابواقاسم حسین بن روح نو بختی
 4) ابوالحسن علی بن محمد سمری
نخستین واسطه امام و مردم، ابو عمرو عثمان بن سعد عمری بود که پیشتر از جانب امام هادی و امام حسن عسگری علیهما السلام نیز به مقام سفارت منصوب شده بود. پس از درگذشت عثمان بن سعد، فرزند وی، محمد بن عثمان به فرمان امام زمان (عج) منصب پدر را بر عهده گرفت. 
محمد بن عثمان نیز همچون پدر از بزرگان شیعه و از نظر تقوا و عدالت و بزرگواری مورد قبول و احترام شیعیان و از یاران مورد اعتماد امام عسگری –علیه السلام – بود چنانکه حضرت در پاسخ سئوال «احمد بن اسحاق» که به چه کسی مراجعه کند فرمود: عمری (عثمان بن سعید) و پسرش هر دو امین و مورد اعتماد و امین منند. 
 پس از در گذشت عثمان از جانب امام غایب توقیعی مبنی بر تسلیت وفات او و اعلام نیابت فرزندش «محمد» صادر شد. «عبدالله بن جعفر حمیری» می گوید: وقتی که عثمان بن سعید درگذشت نامه ای با همان خطی که قبلاً امام با آن با ما مکاتبه می کرد برای ما آمد که در آن ابوجعفر (محمد بن عثمان بن سعید) به جای پدر منصوب شده بود. همچنین امام ضمن توقیعی در پاسخ سئوالات «اسحاق بن يعقوب» چنین نوشت: خداوند از عثمان بن سعید و پدرش که قبلاً می زیست راضی و خشنود باشد او مورد وثوق و اعتماد من و نوشته ی او نوشته ی من است. 
ابوجعفر تألیفاتی در فقه داشته است که پس از وفاتش به دست حسین بن روح سومین نایب امام (و یا به دست ابوالحسن سمری نایب چهارم) رسیده است. محمد بن عثمان حدود چهل سال عهده دار سفارت و وکالت امام زمان بود و سرانجام در سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ درگذشت. او پیش از مرگ از تاریخ وفات خود خبر داد و دقیقاً در همان تاریخی که گفته درگذشت. مزار این چهار بزرگوار؛ “نواب اربعه”، در شهر بغداد واقع شده است. 
شیخ طوسی درباره این پدر و پسر آورده که نامه های صاحب الامر (عج) توسط عثمان بن سعید و پسرش ابو جعفر محمد بن عثمان به دست شیعیان و خاصان پدرش ابو محمد (ع) می رسید. این نامه ها حاوی امر و نهی و پاسخ به سؤالات شیعیان بود. 
حساسترین فراز دوران غیبت صغری مرگ علی بن محمد سمری بود. زیرا همزمان با مرگ او دوران ارتباط مستقیم با امام زمان (عج) به انجام رسید و عصر غیبت کبری آغاز شد و به این ترتیب آفتاب طلعت آن حجت الهی به طوری کامل در پس پرده غیبت قرار گرفت و دوران ارتباط مستقیم با آن حضرت به پایان رسید. با وجود این، آن حضرت امام زمین و زمان است و حجت خدای. گرچه شخص ایشان از ما نهان است ولی حکمش بر ما عیان است.
نواب خاص امام زمان عج « عثمان بن سعید »   
نخستین سفیر و نایب خاص امام زمان علیه السلام شیخ مورد وثوق و اعتماد امامان شیعه، ابو عمرو عثمان بن سعید عمری است، ابو عمر از قبیله بنی اسد ـ اسدی است و به دلیل انتساب داده شدن به جدش به عمری مشهور گردید. 
او به دلیل اینکه از اهل عسکر سوسن رای بود به عسگری و به دلیل تجارت و خرید و فروش روغن به سمان نیز معروف بود. علت اشتغال او به تجارت روغن برای تقیه و فریب دستگاه خلافت بود. زیرا شیعیان اموال و نامه ها و پرسش های خویش را به او تحویل میدادند ، او آنها را به گونه ای خاص، گاه با قرار دادن در ظرفهای مخصوص حمل آب و روغن، به سوی امام علیه السلام، میفرستاد تا جاسوسان دشمن پی نبرند . ویژگی هایی که این مرد بزرگ داشت عدالت، امانتداری، درستی ،وشایستگی او در همه چیز در اوج هوشمندی ،خردمندی و رشد فکری بود. 
عثمان بن سعید محضر سه امام را درک کرده بود . از یازده سالگی به خدمت امام هادی رسیده بود و بعد در خدمت امام یازدهم به افتخار اخذ علم و فقه و حدیث و معالم دینی و تعالیم اسلامی اشتغال داشته و در نتیجه به نیابت امام یازدهم ونمایندگی و وکالت امام دوازدهم، حضرت مهدی نایل آمده است . او در بغداد زندگی میکرد ولی به شهر سامرا به منظور دیدار دو امام همام ، حضرت هادی و امام عسگری بسیار سفر میکرد . از بعضی روایات استفاده میشود که در مراسم غسل و کفن ودفن امام عسگری حضور داشته است . 
امام هادی در تایید ایشان به احمدبن اسحاق فرمودند ، عمری مورد اعتماد من است ، هر آنچه که از من به سوی شما آورده و آنچه از من گفت به راستی از من میگوید ، پس بشنو و اطاعت کن، چرا که او امین و مورد اعتماد است. امام عسگری هم در تایید ایشان فرمود .عمری و پسرش هر دو ثقه و مورد اعتمادند . آن حضرت در زمان تولد امام زمان ، به عثمان بن سعید دستور داد که هزاران رطل گوشت و نان بخرد و در میان تهیدستان تقسیم نماید و تعدادی گوسفند به سلامتی امام مهدی قربانی کند . 
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سخن از «مهدى» (عليه السلام)، سخن از «هدايت» است. 
سخن از «غيبت»، حديث «جستجو» است. 
سخن از «انتظار»، روايت «حركت و پويايى» است. 
سخن از «ظهور»، بحث از «اشتياق رهايى» است. 
«شوق رهايى»، «حركت» مى آفريند، و نتيجه «جستجو»، حصول «هدايت» است. 
«شيعه بودن» با جمود و سكون سازگار نيست. «شيعه» يعنى «پيرو» و لازمه «پيروى» جهت گيرى «رفتار و روش»، و شكل گيرى «سلوك و عمل» است. 
«شيعه مهدى (عليه السلام)» بودن، با گمراهى و بى تفاوتى در برابر انحرافات نمى سازد. 
و «انتظار ظهور» داشتن، با ماندن در تاريكى ها و تسليم در برابر وضع موجود قابل جمع نيست. 
شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج) 
  نام: محمّد. 
پدر: امام حسن عسكرى(ع). 
مادر: نرجس(  [4] ). 
القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى. 
شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست . 
زاد روز: شب نيمه شعبان ۲۵۵ ، هنگام طلوع فجر. 
زادگاه: شهر سامراء. 
غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت ۶۹ سال. 
نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى: 
۱ ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام. 
۲ ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته ۳۰۴٫ 
۳ ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته ۳۲۶٫ 
۴ ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته ۳۲۹٫ 
محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است. 
غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال ۳۲۹ آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت. 
نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد(  [5] ). 
هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند. 
محل ظهور: مكّه معظّمه. 
محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام. 
نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى كنيد. 
يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد. 
ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند. 
روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع). 
شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد. 
مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ . 
چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان(  [6] ) يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند(  [7] ) يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند(  [8] ) مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر(  [9] ) و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين(  [10] ) يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت(  [11] ). 
مدت زمامدارى: روايات كه ـ اكثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است. 
وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد. 
بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد. 
  (راه شناخت مهدى (عليه السلام)) 
براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد. 
علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد. 
با اين همه، آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه، كه گفته اند: 
آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد 
  
  (مهدى (عليه السلام) و قرآن) 
الف) همپاى قرآن: 
اينكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سفارش مشهور خويش فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً»( [۱۲ ] ) و بدين سان بر همپايى و همراهى خاندان خويش سلام اللّه عليهم با قرآن كريم، تأكيد نمود، دلالت بر اين دارد كه در زمان ما، كتاب خدا قرآن كريم جز در كنار مهدى آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) كه يگانه ذخيره و باقيمانده اين دودمان پاك است، كتاب هدايت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگيرى نتواند كرد. 
و نيز اينكه رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لايفترقان حتى يردا على الحوض»(  [6] ) با توجه به اينكه در اين عصر، وصايت و وراثت حضرت على(عليه السلام) در همه مقامات ولايتى و شئونات هدايتى اش تنها از آن حضرت مهدى (عليه السلام)مى باشد، بر چنين همراهى و همپايى و معيّتى، بين او و قرآن نيز دلالت دارد. 
  
 
ب) شريك قرآن: 
همه ائمه بزرگوار، «شركاء قرآن كريم» شمرده شده اند(  [7] ) چنانكه بطور ويژه در يكى از زيارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (عليه السلام) با تعبير «السلام عليك يا شريك القرآن» از ايشان ياد شده است. 
  ج) تلاوت كننده و ترجمان قرآن: 
از آن رو كه تلاوت آيات كتاب خدا بهترين وسيله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هيچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نيست، حضرت مهدى (عليه السلام) كه در اين دوران والاترين درجات انس و بالاترين مقامات قرب الى اللّه را داراست، شايسته ترين كسى است كه به عنوانِ «يا تالِىَ كتابِ اللّه و ترجمانَه»(  [8] ) مى تواند مورد خطاب قرار گيرد. 
د) قرائت كننده و تفسيرگر قرآن: 
براى قرائت و تفسير قرآن كريم چه كسى شايسته تر از حضرت مهدى(عليه السلام)است كه در اين زمان «چراغ هدايت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجينه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «وديعت هاى رسالت» در اين عصر تنها به او سپرده شده است؟(  [9] ) اوست كه قرآن را چونان كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و على (عليه السلام)قرائت مى كردند، قرائت مى كند و آنچنان كه خداى محمد و على (عليهما السلام)مى پسندد و مقرر فرموده است، تفسير مى نمايد. 
«السلام عليك حين تقرء و تبيّن»(  [10] ). 
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن***به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن 
  
هـ ) تعليم دهنده احكام قرآن: 
… صاحب الزّمان و مُظهر الايمان و مُلقِّن احكام القرآن…(  [11] ) 
«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان و تلقين و تعليم دهنده احكام قرآن.» 
  و) احياگر قرآن: 
در آخر الزمان كه سنّت هاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسيارى از معارف اين كتاب الهى از سوى كژ انديشان به تحريف و تبديل كشيده شده و حيات و حيات آفرينى آياتش، در حصار جهل و هوس دنيا پرستان ناديده گرفته شده است، مهدى (عليه السلام)مى آيد تا احياگر اين معجزه جاويد باشد و اسلام و مسلمين را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد. 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق طول عمر حضرت مهدي(ع)-خرید اینترنتی تحقیق طول عمر حضرت مهدي(ع)-دانلود رایگان مقاله طول عمر حضرت مهدي(ع)-تحقیق طول عمر حضرت مهدي(ع)

این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDF تهیه شده شوامل موارد زیر است:

نشانه‌های ظهور به مجموعه رویدادهایی گفته می‌شود که به‌باور بسیاری از شیعیان در آستانهٔ ظهور حجت بن حسن (مهدی) در آخرالزمان رخ خواهند داد. این نشانه‌ها را به دو دستهٔ نشانه‌های حتمی و نشانه‌های غیرحتمی تقسیم می‌کنند[۱] [۲][۳]. روی‌دادن نشانه‌های غیرحتمی الزامی نیست؛ چون بداپذیر هستند.
ویژگی‌های دوران غیبت در بسیاری از احادیث شیعه و اهل سنت آمده‌است خروج سفیانی
خروج سفیانی
به‌باور شیعه، سفیانی از نسل ابوسفیان است و در نهایت به‌دست حجت بن حسن (مهدی) شکست خورده و کشته می‌شود. از علی بن حسین زین‌العابدین (امام چهارم شیعیان) نقل شده: «امر قائم از سوی خداوند حتمی است، و امر سفیانی نیز از جانب خداوند قطعی است. قائم ظهور نمی‌کند مگر پس از آمدن سفیانی
خروج یمانی[۷]
 سید یمانی
خروج یمانی از یمن (احتمالاً در ماه رجب) از یمن که به پشتیبانی از اهل بیت علیه سفیانی قیام می‌کند و مردم را به حق و عدل فرامی‌خواند. این سپاه در عراق با سپاهی که از خراسان آمده متحد می‌شوند.
 صیحه آسمانی
صدای آسمانی در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم). که صدای جبرئیل و در حمایت از اهل بیت محمد است. به‌گونه‌ای که هر کس در هر کجای زمین، آن‌را خواهد شنید و معنی آن را به زبان خود خواهد فهمید. احتمالاً در همان روز صدایی دیگر شنیده می‌شود که از طرف شیطان و در حمایت از سفیانی است، که سبب تردید مردم می‌شود.[۸]
کشته شدن نفس زکیه
نوشتار اصلی: کشته‌شدن نفس زکیه
کشته شدن نفس زکیه (انسان بی‌گناه)[۹] در خانه خدا (مسجدالحرام) و بین حجرالاسود و مقام ابراهیم. احتمالاً در ۲۵ ذی‌الحجه. احتمالاً هم‌زمان با کشته شدن این فرد پسرعمو و دخترعموی او هم در شهر مدینه کشته می‌شوند و جنازه آن‌ها را جلوی درب مسجد محمد یا مسجدالنبی آویزان می‌کنند.
فرورفتن لشکر سفیانی در سرزمین بیدا
فرورفتن لشکری که سفیانی به عربستان فرستاده در بیابانی به نام بیدا که بین مکه و مدینه واقع شده‌است.[۱۰]
علی بن ابی‌طالب در آیهٔ ذیل وَلَوْ تَرَی إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ می‌گوید: «کمی پیش از قیام مهدی، سفیانی خروج می‌کند؛ سپس به‌اندازه دوران حاملگی یک زن که نزدیک به ۹ ماه است حکومت می‌کند. لشکریان او وارد مدینه می‌شوند تااین‌که به بیداء می‌رسند و خداوند آنان را در زمین فرومی‌برد.»[۱۱]
نشانه‌های غیرحتمی
نشانه‌های دیگری که رخ دادنشان حتمی نیست، عبارتند از:[۲][۱۲]
اختلاف بنی‌عباس در ریاست دنیا و زوال حکومت ایشان
کشته شدن آخرین پادشاه بنی‌عباس به نام «عبدالله».
خورشیدگرفتگی در نیمه ماه رمضان، برخلاف عادت
ماه‌گرفتگی در آغاز یا آخر آن ماه رمضان، برخلاف عادت
خروج مردی از قزوین که همنام یکی از پیامبران است و جور و ستم زیادی به مردم می‌کند.
خروج شیصبانی
فرو رفتن بخش غربی مسجد دمشق
فرو رفتن یکی از روستاهای شام به نام خرشنا در زمین.
ویرانی بصره
کشتن فردی که علیه سفیانی قیام کرده در پشت کوفه همراه هفتاد نفر از یارانش.
ویران شدن دیوار مسجد کوفه.
به‌اهتزاز درآمدن پرچم‌های سیاه از جانب خراسان. این سپاه در منطقه‌ای نزدیک شیراز با سپاه سفیانی خواهد جنگید و اولین شکست را بر آنان تحمیل خواهد کرد. این پرچم‌ها تا زمانی که به بیت‌المقدس برسند، پایین آورده نخواهند شد.
ظهور مغربی در مصر و حکومت او بر مردم شام.
فرود ترک‌ها به جزیره.
ورود رومیان به رمله.
طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند.
پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد.
آتشی در طول مشرق، آشکار شود و سه روز یا هفت روز در آسمان باقی بماند.
آزادی عرب از اسارت و حکومتشان بر شهرها و کشورها.
بیرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم (غیرعرب).
کشتن امیر مصر، توسّط مردم مصر.
ویرانی گسترده در شام و عراق.
کشمکش سه گروه در شام (اصهب و ابلق و سفیانی)
به جنبش در آمدن بیرق‌های قیس از مصر.
آمدن اسب‌هایی از جانب مغرب، تا اینکه در کنار حیره (نزدیک کوفه) بسته شوند.
برافراشته شدن پرچم‌های سیاه از جانب مشرق به سوی حیره.
طغیان آب فرات، به طوری که سرازیر کوچه‌های کوفه گردد.
خروج شصت دروغگو که همه آنان ادّعای پیامبری می‌کنند.
خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب که همه آنها خلایق را به اطاعت خویش می‌خوانند.
سوزاندن مردی بلندمقام از شیعیان بنی‌عبّاس بین سرزمین جلولاء (واقع‌در هفت‌فرسخی خانقین) و سرزمین خانقین.
بستن پلی نزدیک محله «کرخ» بغداد.
برخاستن باد سیاهی در بغداد، در آغاز روز.
زمین‌لرزه شدید در بغداد.
فرو رفتن بیش‌تر شهر بغداد در زمین بر اثر زمین‌لرزه.
ترس عمومی که عراق و بغداد را فراگیرد.
مرگ‌های سریع و عمومی در بغداد.
کم شدن اموال و انسان‌ها و محصول کشاورزی.
دو بار پیدایش ملخ، یکی در فصل خود و دیگری در غیر فصل خود؛ تاآن‌جاکه زراعت‌ها و غلاّت را از بین ببرد.
کم شدن غلاّت و محصولات گیاهی و بروز قحطی
اختلاف و کشمکش دو صنف از عجم (غیرعرب)، و خونریزی بسیار میانشان.
خرابی ری
جنگ بین جوانان ارمنی و آذربایجانی.
بیرون آمدن بردگان از زیر فرمان اربابان و کشتن اربابان.
مسخ شدن گروهی از بدعت‌گذاران به میمون و خوک.
پیروزی بردگان بر شهرهای اربابان.
ندای غیرعادی از آسمان بر همه جهان به طوری که هرکسی در هر زبانی باشد آن ندا را به زبان خودش می‌شنود.
در کل ۵ صدا از آسمان شنیده خواهد شد که فقط مورد چهارم (که در ماه رمضان است) حتمی است. ۳ صدای اول در ماه رجب و به این شکل خواهد بود:
* ندای اول: «ألا لعنة الله علی القوم الظالمین»؛ «بدانید لعنت خدا شامل حال جمعیت ظالم و ستمکار می‌شود.»
* ندای دوم: «یا معاشرالمؤمنین أزفة الآزفة؛ «ای گروه مؤمنان! قیامت (ظهور) نزدیک شده‌است.»
* ندای سوم: (که همراه با بدن آشکار و نمایانی است): «ألا إن الله بعث مهدی آل محمد للقضاء علی‌الظالمین»؛ «بدانید که خداوند مهدی آل محمد (ص) را برای اجرای قضای خود بر ستمکاران برانگیخت و فرستاد.»
* صدای چهارم که در ماه رمضان (احتمالاً سحرگاه بیست‌وسوم) است و از طرف جبرئیل خواهد بود، در حمایت از اهل بیت شهادت خواهد داد.
* صدای پنجم که از طرف شیطان است (احتمالاً غروب بیست‌وسوم) به‌طرفداری از سفیانی خواهد بود.
پیدایش چهره و سینه انسان (احتمالاً چهره علی یا عیسی) در قرص خورشید که همه او را خواهند شناخت.
مردگانی زنده از قبرها بیرون آیند و به دنیا بازگردند و به دیدوبازدید با همدیگر بپردازند.
در پایان همه، ۲۴ بار، باران پی‌درپی می‌آید و زمین خشک را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم می‌کند و به دنبال آن برکت‌های زمین بروز می‌نماید و در دسترس قرار می‌گیرد. (احتمالاً پس از ظهور رخ می‌دهد.)

  • بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اينك افق را بنگريد كه خورشيد طالع مي شود ، تاريكي ها را مي شكافد و شوكت و سطوت خويش را بر همه جا مي گستراند ، سپاه فرشتگان در پيش رويش به تعظيم ايستاده ، چشم بر فرمان ، در پيشاپيش آنان جبرئيل امين دست ادب بر سينه دارد تا با اذن خداي جليل فرياد بردارد و از كران تا كران بانگ خويش را بگسترد كه اي مردمان ! گوش فرا داريد و بهوش باشيد :
جاءَ الحَق و زَهَقَ اَلباطِ:
 حق آمد و باطل نابود شد
آري در طليعه آن روز دو خورشيد طلوع مي كند :خورشيد منظومه از شرق و خورشيد مهدوي از غرب ، با ياران و همرزمان خويش در كنار يكتا معبد توحيد ، كعبه مقدس .
آري فرزند مولود كعبه قيام الهي خويش را از اين جا به جهانيان اعلام مي دارد 
راستي تا آن زمان كه خورشيد بدمد چگونه بايد زندگي را گرمي بخشيد ؟ بهتر آنكه ياد خورشيد را لحظه به لحظه در سينه ها مان زنده بداريم تا فروغش روحمان را گرمي بخشد كه فرموده اند :  تَوقع اَمر صاحِبك لَيلَك و نَهارِك :  شبانه روز در انتظار ظهور صاحب الامر خود باشيد . خورشيد را بايد پاس داشت ، و از نور و گرميش سخن گفت و او را شناخت و شناساند و تا سرزدنش با تمامي وجود فرياد كنيم : كه در انتظار طلوع نشسته ايم . چه بهتر كه به فرمودة پيامبر بزرگوارe در حديث ثقلين اين شناخت را از سخـن خداونـد متعـال و كـلام دُربار پاكـان از آل محمـدe برگيريم و گوش به پيـام دل 
از اين رو بر آن شديم تا خورشيد را در اين مجموعه با آن كلمات مقدس توصيف كنيم ، هر چند كه اين گزيده برگي از گلستان عطرآگين معارف آن بزرگواران مي باشد . 
آب دريا را اگر نتوان كشيد پس به قدر تشنگي بايد چشيد 
با اذعان به ناتواني خود در اين خوشه چيني از خرمن معرفت از حضرت دوست ميخواهيم تا ياريمان كند و بتوانيم با استناد به احاديث و روايات به سوالاتي چند پاسخگو باشيم 
همه افراد كنجكاو ازخود مي پرسند : 
۱- آيا سرنوشت آينده بشريت صلح وعدالت و امنيت وآزادي انسانها از چنگال هرگونه ظلم و ستم وتبعيض واستعمار است ؟ يا آ نگونه كه بعضي پيش بيني ميكنند هرج ومرجها روز افزون فاصله ها بيشتر ، ناهماهنگي ها ونا به سامانيها فراوانتر ، وسرانجام يك جنگ اتمي – يا فوق اتمي – عالمگير ، پايه هاي تمدن انساني را ويران خواهد ساخت ، و اگر انسانهاي بر روي كره زمين باقي بمانند افرادي عقب مانده ، معلول ، بينوا ودرمانده خواهند بود. 
۲- اگر عقيده نخست صحيح است وسرانجام صلح وعدالت است به چه دليل ؟
۳- اگر بنا هست جهان به سوي عدل وصلح وبرادري گام بر دارد ، آيا اجراي اين اصول بدون انقلاب ممكن است ؟ و به تعبير ديگر : آيا اصلاحات تدريجي و رفورمها توانايي بر دگرگون ساختن چهره عمومي جهان با اين همه ناهنجاريها دارند ؟
۴- اگر لازم است انقلابي صورت گيردآيا تنها از طريق قوانين مادي امكان پذير است ، يا بدون استمداد از اصول معنوي وارزشهاي اصيل انساني ممكن نيست.
۵- باز اگر قبول كنيم چنين انقلابي بهرحال انجام گرفتني است ، رهبر اين انقلاب چه صفاتي بايد داشته باشد ؟
۶- آيا اين انقلاب الزاماُ به حكومت واحد جهاني ميانجامد ؟
۷- آيا آمادگيهاي خاصي براي چنان حكومتي قبلا لازم نيست ؟
۸- اين آمادگيها در دنياي كنوني وجود دارد يا نه ؟ و اگر ندارد آيا درحال حاضر جهان به سوي اين آمادگيها گام برميدارد يا به سوي عكس آن ؟
۹- آيا اين امور – بهرحال باعقيده عمومي مذاهب جهان نسبت به ظهور يك مصلح بزرگ آسماني ارتباطي دارد ؟
۱۰- اعتقاد عمومي مسلمانان به ظهور مهدي چگونه است و پيوند آن با اين مسائل سرنوشت سازچيست ؟
۱۱- آيا اعتقاد به چنان ظهوري ما را به اصلاح عمومي جهان از طريق يك انقلاب همه جانبه نزديكتر ميسازد يا آنچنانكه بعضي مي انديشند دور ميكند ؟ 
۱۲- و آخرين سؤال اينكه آيا اين فكر و عقيده عمومي مذاهب يك واقعيت عيني است و مولود دلايل منطقي ، يا يك تخيل است براي اشباع كاذب تمايلات سركوفته انسانها در مسير گمشده عمومي يعني ((صلح)) و ((عدالت )) ؟ ! …
شك نيست كه در يك نظر ابتدايي قرائن گواهي مي دهد كه دنيا به سوي فاجعه پيش مي رود ، فاجعه اي كه زائيده ” ترك عواطف ” ، در “افزايش فاصله ميان جوامع ثروتمند و فقير” ، ” شدت گرفتن اختلافات و برخوردهاي دولتهاي بزرگ وكوچك ” ، ” سير تصاعدي جنايات ” ، ” نا بسامانيهاي اخلاقي و روحي و فكري ” ، و ” فرآورده هاي نا مطلوب و پيش بيني نشده زندگي ماشيني ” و مانند آن است . فاجعة مقايسه وضع موجود با گذشتة نزديك ، چهرة آن را مشخص مي سازد ، و عامل مؤثري براي نمو جوانه هاي بدبيني در اعماق فكر خوشبين ترين افراد محسوب مي گردد . آگاهان بين المللي مي گويند تنها حجم بمبهاي هسته اي موجود در زراد خانه هاي دولتهاي بزرگ براي نابود ساختن تمام آباديهاي كره زمين نه يك بار بلكه هفت بار! كافي است . اين سلاحها را با آن هزينه هاي سرسام آور كه با ارقام نجومي قابل بيان است بي جهت نساخته اند ، بازيچه نيست ، براي مصرف در يك جنگ اتمي وحشتناك ساخته شده و پيدا كردن بهانه براي شروع آن ، در جهاني كه اين همه برخورد مرزي و تزاحم منافع ، و مناطق قابل انفجار وجود دارد كار مشكلي نيست . در سران بزرگ امروز دنيا نيز ” حس جاه طلبي ” و ” جنون قدرت ” نيز به اندازه كافي براي شروع چنين جنگي سراغ داريم ! بنابراين پيش بيني ميتوان كرد كه در آينده اي نه چندان دور ” فاجعة بزرگ ” روي دهد و احتمالاٌ بشريت در يك جنگ وسيع اتمي ، يا بر اثر فقر اقتصادي ناشي از انحصارطلبي قدرتهاي بزرگ ، يا پايان گرفتن منابع انرژي و يا غير قابل زيست شدن محيط زيست ، از مبان برود ! ولي در برابر اين همه عوامل بدبيني ابتدايي ، مطالعات عميقتر نشان ميدهد آينده درخشاني در پيش است :
اين ابرهاي تيره و تار با غرش تندرهاي وحشت انگيز سرانجام كنار خواهد رفت . اين شام سياه قيرگون را صبح سپيد اميدي به دنبال است . اين سرماي سوزان زمستان جهل و فساد و زورگويي و ستم بهار شكوفان عدالتي در پي دارد . اين اندوه كشنده ، اين طوفان مرگبار ، و اين سيل ويرانگر سرانجام ، پايان ميگيرد ، و اگر خوب بنگريم در افقهاي دور دست نشانه هاي ساحل نجات به چشم مي خورد ! 
نخستين دليل منطقي براي اين موضوع قانون سير تكاملي جامعه هاست :
از آن روز كه انسان خود را شناخته هيچ گاه زندگي يكنواخت نداشته ، بلكه با الهام از انگيزه دروني وشايد ناآگاه كوشش داشته كه خود و جامعه خويش را به پيش براند . 
از نظر مسكن يك روز غار نشين بود و امروز آسمان خراشهايي ساخته كه يك دستگاه آن ميتواند جمعيتي معادل يك شهر كوچك را در خود جاي دهد ، با تمام وسايل زندگي و همه امكانات لازم براي مردم يك شهر ! 
از نظر لباس يك روز از برگ درختان استفاده ميكرد ولي امروز هزاران نوع لباس با هزاران طرح ، و هزاران شكل در اختيار دارد و باز در جستجوي رنگها و طرحها و جنسهاي ديگر است .
يك روز غذايش فوق العاده ساده و محدود بود ، اما امروز به قدري متنوع و گوناگون شده كه تنها ذكر نام آنها نيازمند به يك كتاب بزرگ است . 
يك روز مركبش تنها پايش بود ، اما امروز بر سفينه هاي فضائي سوار ميشود ، و آسمانها را زير پا ميگذارد ، و از كرات ديگر ديدن ميكند .
اما از نظر علم ودانش ، يك زمان بود كه تمام معلومات او در يك صفحه كاغذ ميگنجيد –گر چه هنوز خط اختراع نشده بود – ولي امروزه حتي ميليونها كتاب در رشته هاي مختلف بيانگر علوم و دانشهاي او نيست . 
آن روز كشف آتش ، و اختراع جسم مدوري به شكل ” چرخ ” ، و حربه نوك تيزي مانند” خنجر ” براي او كشف و اختراع بزرگي محسوب ميگشت ، و از اينكه با انداختن يك كنده درخت روي يك نهر توانسته از روي آن بگذرد بسيار خوشحال بود كه پلي ساخته است ، اما امروز صنايع سنگين و اختراعات حيرت انگيزش هر بيننده اي را گيج ميكند ، و سيستم پيچيده مغزهاي الكترونيكي او را در عالمي از رؤيا فرو ميبرد .
و عجيب اينكه به هيچيك از اينها قانع نيست و باز براي وصول به سطحي بالاتر و برتر ، تلاش وكوشش ميكند ، تلاشي پي گير و خستگي ناپذير .
از مجموع اين سخن نتيجه ميگيريم كه عشق به تكامل در درون جان آدمي شعله اي است جاودانه و خاموش ناشدني و در حقيقت يكي از امتيازات بزرگ انسان كه او را از حيوانات و جانداران ديگر يعني جانداراني كه مليونها سال است درجا ميزنند و زندگي ظاهراٌ يكنواختي دارند جدا ميكند همين موضوع است .
و باز بخوبي ميتوان نتيجه گرفت كه اين نهاد بزرگ آرام نخواهد نشست ، و همچنان انسان را در مسير تكاملها به پيش ميراند ، و نيروهايش را براي غلبة بر مشكلات و نابسامانيها و ناهنجاريهاي زندگي كنوني بسيج ميكند . و بسوي جامعه اي پيش ميبرد كه ” تكاملهاي اخلاقي ” در كنار ” تكاملهاي مادي ” قرار ميگيرد .
و بسوي جامعه اي كه در آن از جنگ و خونريزيهاي ويرانگر و ضد تكامل اثري نباشد .
و بسوي جامعه اي كه تنها ” صلح و عدل “حاكم بر مقدرات انسانها باشد ، و روح تجاوزطلبي و استعمار كه مهمترين سد راه ” تكامل مادي و معنوي ” او است ، در آن مرده باشد . ممكن است كساني بگويند كه تكاملهاي گذشته همه در جنبه هاي مادي صورت گرفته ، و دليلي ندارد كه سير تكاملي معنويات را هم در برگيرد . ولي پاسخ اين سخن روشن است زيرا اولاٌ در تكاملهاي گذشته بسياري از اصول معنوي و انساني را نيز ميتوان يافت مثلاٌ در علوم و دانشهاي بشري كه در پرتوي تكامل پيشروي عظيم كرده است .
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در سپیده دم نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج هجری در شهر سامرا پایتخت خلافت عباسی یگانه فرزند امام یازدهم (ع )دیده به جهان گشود که وی را محمد نامیدند و میلادش را از توده مردم بویژه جاسوسان دستگاه جبار بنی عباس پنهان داشتند زیرا که حکومت وقت از این کودک نامور که مژده قیام جهانگستر وی را پیامبر اسلام در گذشته داده ،سخت هراس داشت و سعی می نمود از ولادت چنین مولودی جلوگیری کند غافل از آنکه وعده خدا حتمی و قطعی بود.
در دوران امامت پدر،فقط شیعیان خالص امام توفیق زیارت حضرتش را می یافتند و چون در سال دویست شصت هجری امام عسکری (ع )به شهادت رسید و فرزند پنجساله اش حضرت مهدی (ع )بر او نماز گذارد پیگیری شدیدی برای یافتن و کشتن حضرتش به دستور معتمد عباسی آغاز گشت که سبب گردید تا حجت خدا غیبت اختیار نمود و به فرمان الهی از انظار پنهان گشت .
دوران غیبت حضرت مهدی (عج )به دو غیبت صغری و کبری تقسیم می شود .در غیبت صغری که شصت ونه سال به طول انجامید ،چهار نفر از پرهیزکاران و افراد مورد وثوق به مقام وکالت و نیابت از طرف حضرتش منصوب شدند و سوالات و مشکلات شیعیان را جمع آوری نموده و خدمت امام عرضه می نمودند و مکتوبات حضرت را در پاسخ در خواستهای مردم که توقیعات نامیده شده به مردم می رساندند و بدین ترتیب شیعیان در این مدت ارتباطی پنهانی از طریق پیامهای و نوشتارهای حضرتش بواسطه آن نایبان به امام داشتند تا آنکه در سال سیصد و بیست نه هجری غیبت کبری آغاز شد و باب نیابت خاصه مسدود اعلام گردید و از آن زمان به بعد دیگر کسی از مکان و مسکن امام آگاهی نداشته و نمی تواند به دلخواه خویش به حضور حضرتش راه یابد اگر چه آن امام مهربان خود گهگاهی از روی لطف و محبت در مورد برخی از شیعیان نجلیاتی داشته و نامه ای را برایشان رقم زده است. 
دوران غیبت امام زمان (عج) که مفهومی جز عدم حضور امام در صحنه ظاهری اجتماع را ندارد در روایات اسلامی به پنهانی خورشید درپس ابرهای تیره تشبیه گردیده است . بهمانگونه که خورشید آنزمان که در پشت ابر از دیده ها مخفی می گردد موجودات از تمام اشعه نور و گرمای مستقیمش برخوردار نشده و در بهره گیری از آن محرومیت هایی را متحمل می شوند بهمان ترتیب تمامی خلقت و به ویژه جامعه انسانی در عین آنکه از فیوضات لازمه برخوردار می گردند اما از دیدار مستقیم و بهره وری از تمامی فیوضات آن وجود پربرکت محرومند. 
گذشتگان که امام زمانشان را در صحنه اجتماع حاضر می دیدند به خدمتش می شتافتند محضر پر فیضش را غنیمت دانسته و از معارف الهیش سیراب گشته مسیر هدایت را جسته وظیفه خویش را شناخته و تمامی مشکلات خود را به یمن وجود آن امام حل می نمودند . اما متاسفانه آنانکه از فیض دیدار امام زمانشان محرومند و نمی دانند که در کجا عزیز گم کرده خود را بیابند درگیر هجرانی جانسوز  ودردی جانکاهند زیرا نه به خدمتش می رسند نه آنچنان که باید از علوم الهی و معارف ربانیش بهره می برند و هم در برابر مشکلات و بدبختی های آخرالزمان و دوران غیبت اسیر و بیچاره می شوند. 
در این مجموعه تحقیقی سعی شده تا با شواهد و قرائت اصل مهدویت اثبات گردد چرا که اصل مهدویت ریشه دار بوده و در صدر اسلام امر واقعی بوده است. هر چند با توجه به براهین عقلی باز هم نادانان نتوانستند آن را درک کنند و بنابراین تصمیم به جمع آوری این مطالب نموده تا مهدی های غیرواقعی روشن شوند . 
امیدوارم که تمامی مسلمان جهان دست به دعا برداریم و برای ظهور فرجش دعا کنیم . 

بیان مسئله 

آنچه در این پروژه تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است وجود حضرت مهدی (عج) از دیدگاه فرقه های مختلف می باشد. و عقاید و نظرات ادیان و فرقه ها مورد بررسی قرارگرفته است. 
گرچه هر کدام از این فرقه های مهدی غیر واقعی را معرفی نموده اند.
بنابراین بدین وسیله خواستم شناختی از این فرقه ها به افراد جامعه بدهم و ذهنهای مردم را روشن کرده تا افراد مراقب و هوشیار باشند و همواره پیرو خاندان نبوت و امامت باشند و برای ظهور فرجش (مهدی موعود) دعا نمایند. 
اهداف پژوهش 

اهداف تحقیق به شرح زیر می باشد:
۱- شناسایی فرقه و ادیان مختلف 
۲- تعیین نقش و تاثیر مهدویت در ظهور آقا امام زمان (عج) 
۳- تلاش برای شناخت بهتر ائمه اطهار علیهم السلام بخصوص حضرت حجت (عج)
  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق عدالت و امنیت فراگیر حضرت مهدی (عج) در گستره جهان-خرید اینترنتی تحقیق عدالت و امنیت فراگیر حضرت مهدی (عج) در گستره جهان-دانلود رایگان مقاله عدالت و امنیت فراگیر حضرت مهدی (عج) در گستره جهان-دانلود رایگان پروژه عدالت و امنیت فراگیر حضرت مهدی (عج) در گستره جهان
این فایل در ۱۲۳صفحه قابل ویرایش برای شما تهیه شده وبه موارد زیر می پردازد:
منجی بزرگ عالم بشریت که اکنون خورشید  وجودش در پشت ابرغیبت پنهان است قطعا روزی به فرمان خداوند خواهد آمد وجهان را بدست توانمند خویش پر از عدل وداد خواهد کرد وحکومت جهانی خویش را بر محور عدل تشکیل داده وصحنه گیتی را از لوث وجود ستمگران پاک خواهد کرد

دنیا امروز از ظلم بشری به ستوه آمده  و قوانین بشری ناکارایی خود را نشان می دهد  و مراکز جهانی به جای این که قسط و عدالت بیاورند بازی دست ظالمان و غاصبان دنیا می شوند .

بشر از ظلم و ستم خسته می شود و تشنه فریاد رسی از سوی خدا می شود و در آن زمان خدا این بزرگوار را ظاهر می کند و تشنگان عدل و عدالت مانند تشنگان در بیابان که آب دیده اند.

از هر سو به سوی حضرت می روند. بعضی از منافقان و بعضی از ناآگاهان می گویند اگر قرار است بعد از پر شدن ظلم و جور در عالم عدل و داد پرشود پس چرا ما امر به معروف و نهی از منکر کنیم؟ چرا جلوی ظلم ظالمان را بگیریم و چرا حکومت اسلامی را تشکیل دهیم؟

نمی گوییم کمک به ظلم کنید و جلوی ظلم را نگیرید تا دنیا پر از ظلم و فساد شود و آن گاه ظهورش انجام شود … .

خداوند در قران مجید فرموده است من وعده می دهم به مومنانی که عمل صالح دارند این ها را در پرتو سایه آن حضرت حکومت جهانی می دهد.

«اعتقاد به مهدی»  تنها نشانگر یک باور اسلامی با رنگ خاص دینی نیست . بلکه افزودن به آن ، عنوانی است برای خواسته ها و ارزوها ی  همه انسان ها با کیش ها و مذاهب گوناگون و هم چنین بازده الهام فطری مردم است که با همه اختلاف هاشان در عقیده و مذهب دریافته اند که برای انسانیت در روی زمین «روز موعود» خواهد بود که با فرا رسیدن آن، هدف نهایی و مقصد بزرگ رسالت های آسمانی تحقق می یابد و مسیر آن که در طول تاریخ پر از فراز و نشیب و پرتگاه بوده و به دنبال رنجی بسیار هموار و استواری لازم را می یابد.

انتظار آینده ای این چنین  تنها در درون کسانی که  با پذیرش ادیان، «جهان غیب» را پذیرفته اند راه نیافته بلکه به دیگران نیز سرایت کرده است. تا آنجا که می توان انعکاس چنین باوری را در مکتب هائی که جهت گیری اعتقادی شان با سر سختی وجود  «غیبت و موجودات غیبی» را نفی می کند دید.

دین نیز در عین حالی که به این احساس روحی همگانی استواری می بخشد با تاکید این عقیده که زمین همانطور که از ظلم و بیداد پر شود از عدالت و دادگری آکنده خواهد گشت»

به این احساس ارزش عینی بخشیده جهت فکری باورمندان به این اعتقاد را به سوی «ایمانی به آینده راه» متوجه می سازد

از آنجا که اعتقاد به مهدی پیشینه ای دراز تر و دامنه ای گسترده تر از اسلام دارد طبیعی است که مرزهای اسلامی آن تمامی آرزوها و چشمداشت هائی  را که از  سپیده دم تاریخ به این اعتقاد پیوسته  در خویش جای داده و از آنچنان بار فرهنگی پر توانی برخوردارش ساخته باشد و در برافروختن احساسات همه ستمکش ها و شکنجه دیده های تاریخ و رهبری آنها به سوی عدل و داد قدرت بیشتری داشته باشد زیر اسلام موضوع این اعتقاد را از محدوده «ذهن» به دنیای  واقعیات آورده و آن را از آینده به حال انتقال داده است . تا به جای باور داشتن و چشم دوختن به نجات دهنده ای که در آینده ناشناخته و دور پدید می آید به رهایی بخشی ایمان داشته باشند که اکنون هست و همانند دیگر منتظران چشم به راه رسیدن روز موعود و شرایطی است که به او امکان می دهد تا به هدف بزرگ خود جامۀ عمل بپوشد.

تنها درمان دردهای بشریت رو آوردن به اسلامی است که در آن «امام زمان» به روشنی مطرح می باشد و همه دعوت ها و کوشش هاو خروش ها در جهت احیا تعالیم کتاب خدا عترت پیامبر قرار گیرد و امام زمان (ع) با ظهور و حضور مستقیم در جامعه نور تابندگی را در جهان از همه ی جهت ها روشن می کند و عدالت را در جهان گسترده خواهد کرد.

  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۵۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از موضوعات قرآني كه خداوند متعال به آن اشاره فرموده است، مسأله حضرت مهدي(عج) و قيام آن حضرت مي‌باشد. بايد گفت؛ لازم نيست هر موضوع صحيحي با تمام خصوصيات و مشخصاتش در قرآن كريم وارد شده باشد.
چه بسيار جزئيات صيح و درستي كه آن كتاب آسماني اصلاً متعرض آن نشده است و ثانياً؛ آياتي چند در آن كتاب مقدس وجود دارد كه روزي را براي جهان نويد مي‌دهد كه حق پرستان و حزب خدا پرستان و طرفداران دين و مردم شايستة جهان، قدرت و حكومت زمين را قبضه ي نمايند و دين اسلام بر تمام اديان غالب مي‌گردد.
ويژگيهاي ياران حضرت مهدي(ع) از نگاه قرآن
در قرآن مجيد اين كتاب انسان ساز و حركت آفرين در رابطه با ياران حضرت مهدي(عج) يك آيه است كه بسيار اميد بخش و سازنده است اين آيه در حقيقت بيانگر حقايق و واقعيتهايي است كه اگر به طور جدي و همه جانبه تعيب گردد، موانع سر راه را بر مي‌دارد و جهان را به استقبال مصلح جهاني حركت مي‌دهد.
در سوره مائده آيه ۵۹ خداوند بطور مستقيم مؤمنان را مورد خطاب قرار داده و مي‌فرمايد:
اي مؤمنان هركس از شما مرتد شد و از اسلام بيرون رفت! خداوند در اينده جمعيتي را مي‌آورد كه داراي پنج امتياز هستند.
۱-هم خداوند آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند؛
۲-در برابر مؤمنان خاضع و مهربانند؛
۳-در بابر مشركان و دشمنان- سرسخت و نيرومندند.
۴-بطور پي گير در راه خدا جهاد و تلاش مي‌كنند؛
۵-در مسير انجام وظيفه از سرزنش هيچ سرزنش كننده‌اي مي‌هراسند؛ اين فضل خا است كه به هر كسي بخواهد( و شايسته ببيند) ي دهد ضل و رحمت خدا وسيع است و او بر همه چيز آگاه است.
نكاتي پيرامون ۳۱۳ يار مخصوص حضرت مهدي(عج) 
پيرامون ۳۱۳ يار مخصوص و ويژة امام زمان به دو نكته مهم اشاره مي‌نماييم:
۱-تواتر حديث ۳۱۳ نفر : در همه جا معروف است و در كتاب‌هاي مربوط به امام زمان(عج) نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت ۳۱۳ نفر ياران مخصوصش به او مي‌پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگي كرده همراه امام(ع) هستند و اين حديث ۳۱۳ نفر در كتب معروف مانند بحارالانوار و اثبات الهداه و منتخب الاثر … آمده است.
۲-ويژگيهاي مخصوص ياران خالص يعني ۳۱۳ نفر از ديدگاه روايات:
هنگام ظهور امام قائم(ع) آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه كند و صداي دل آراي خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكاني به نام ذي طوي در انتظار ۳۱۳ نفر از ياران خاصش توقف مي‌كند تا اينكه آنها مي‌آيند و به آن حضرت مي‌پيوندند … و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مي‌روند…
ب)۳۱۳ نفر از ازراف جهان جمع مي‌شوند
امام باقر(ع) مي‌فرمايد:
خداوند براي حضرت قائم (عج) از دورترين شهرها به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 
۳۱۳ مرد را جمع مي‌كند.
ج)۳۱۳ نفر نخستين بيعت كنندگان با امام قائم(عج) هستند.
هنگام ظهور نخستين كساني كه پس از جبرييل امين(ع) با امام قائم (عج) بيعت مي‌كنند. همين ۳۱۳ نفر هستند و اين مطلب در احاديث آمده است. البته بايد توجه داشت كه در آغاز ظهو ياران امام زمان ۳۱۳ نفرند وگرنه بطور سريه بر ياران ان حضرت افزوده مي‌شود. بطوري كه در همان آغاز به ۱۰۰۰۰ نفر مي‌رسند . 
د)۳۱۳ نفر جانبازان سلحشورند
امام سجاد (ع) مي‌فرمايد:
اين ۳۱۳ نفر در حدي از ايثار و جانبازي و شجاعت و سلحشوري هستند كه دشمنان قائم جمع مي‌شوند تا ان حضرت را به قتل برساند، همين ۱۱۳ نفر با دفاع قهرمانانه در راه آن حضرت دشمنان را دفع مي‌كنند.
هـ)۳۱۳ نفر پرچمداران و حاكمان روي زمين هستند
امام صادق (ع) فرمود:
گويا امام قائم(عج) را در بالاي منبر كوفه مي‌نگرم كه يارانش ۳۱۳ نفر مرد، به تعداد 
جنگاوران مسلمانان جتگ بدر- اطرافش را گرفته اند اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خداوند هستند.
و)۳۱۳ نفر امت معدوده و همچون پاره‌هاي ابرهاي متراكم هستند
در قرآن مي‌خوانيم- هرجا كه باشيد، خداوند همه شما را حاضر مي‌كند- در تفسير اين آيه شريفه اام باقر(ع) مي‌فرمايد:
منظور ياران قائم (عج) اند كه ۳۱۳ نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده كه(در سوره هود آمده) آنها هستند. به خدا سوگند در يك ساعت همگي جمع مي‌شوند، همچون پاره‌هاي ابر پائيزي كه بر اثر باد جمع و متراكم مي‌گردد.
ز)۳۱۳ نفر ركنها و پايه‌هاي خلل ناپذير و پشتيبانان محكمند
امام صادق در تفسير آيه ۸۰ سوره هود كه در آن آمده، حضرت لوط به قوم سركش و تبهكار خود گفت،«اوان لي بكم قوه او اودي الي ركن شديد» فرمود.
منظور از قوه همان قائم(عج) است و منظور از ركن شديد(پشتيبانان محكم) ۳۱۳ نفر از ياران هستند.
ح)امام باقر(ع) فرمود:
امام قائم(عج) داراي ۳۱۳ نفر ياور است كه اين افراد از عجم هستند، برخي از آنها در روز بر روي ابر سوار شده و راه مي‌روند و به نام و اوصاف و نسب معروفند.
ط)دست خدا بااي سر حضرت مهدي(عج) و يارانش است.
اين مطلب از ايه شريفه «ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم» استفاده مي‌شود.
ي)۵۰ نفر از ۳۱۳ نفر يار مخصوص امام زمان (عج) از زنان هستند.
امام باقر(ع) مي‌فرمايد: سوگند به خدا سيصد و اندي نفر مرد مي‌آيند كه در ميانشان۵۰ نفر زن هستند، آمدنشان همچون ابرهاي پاييزي است. 

وظايف شيعه در عصر انتظار 
۱-پاسداشت انديشه‌ها
تار و پود جامعه و حكومت ديني را اعتقادات آسماني تشكيل مي‌دهد كه از سوي خداوند به وسيلة وحي در اختيار بشر قرار گرفته است. حفظ و حراست اين دستاورد گرانقدر و بي نظير در هر زماني لازم و ضروري است و در زمان فيبت حجت خدا ضرورتش دو چندان مي‌شود؛ چرا كه وظيفة ظاهري ان حضرت نيز به علت غيبت بر دوش امت قرار دارد. از اين رو، التزام فكري و عملي به اعتقادات ناب و حياتي، تبليغ و ترويج ان از راه‌هاي مشروع و اصولي، دعوت مردم دنيا به سوي آنها، انتقال آن به نسل‌هاي جديد و حراست و مرزباني از همة حدود و ثغور عقيدة ناب اسلامي، نخستين و ضروري ترين وظيفة هر منتظر واقعي در عصر انتظار است. در قرآن مجيد 
مي‌خوانيم:
يا ايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون(آل عمران ۲۰۰)
اي كساني كه ايمان آورده ايد، صبر كنيد و ايستادگي ورزيد و مرزها را نگهباني كنيد و از خدا پروا نماييد، اميد است كه رستگار شويد.
مرزباني، در اين آيه، فراتر از مررباني فيزيكي ممالك اسلامي‌است و شامل همة مرزهاي فكري و عقيدتي و مانند آن مي‌شود، چنانكه علامه طباطبايي در تفسير طولاني اين آيه به آن اشاره كرده است.
امام باقر(ع) در روايتي، آيه ياد شده را به ارتباط با حضرت مهدي(ع) تفسير كرده و فرموده است:
اصبروا عي اداء و الفرائض و صابروا عدوكم و رابطوا امامكم المنتظر
در انجام واجبات شكيبايي ورزيد و در بابر دشمنان پايداري كنيد و با امام موعود خويش رابطه داشته باشيد.
و اين رابطه مي‌تواند هم عقيدتي و فكري باشد و هم رابطة ظاهري اگر ميسر شود- كه ان هم بي ارتباط با انديشه و اعتقاد نمي‌تواند باشد.
نكتة جالب تر اينكه، امام زمان(عج) در نامه‌اي كه براي شيخ مفيد صادر فرمودند، 
خود را «مرابط في سيله» يعني مرزبان راه خدا ناميده است و اين مطلب علاوه بر تأييد 
مدعاي بالا، گوياي هشياري و سنگرباني پنهاني امام از مرزهاي عقايد و معارف اسلامي‌است كه وظيفة هر منتظر، از جمله امام موعود مي‌باشد.

۲-هوشياري انقلابي
جامعة شيعه تا تشكيل حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) در حال نهضت و انقلاب است و هيچ حاكمي‌را جز آنكه خدا معرفي كرده به رسميت نمي‌شناسد. به همين دليل نيز در طول تاريخ، لبة تز حملات حاكمان ستمگر متوجه امامان و شيعيان بوده است و آنان در سياهچال‌ها و بر سر دارها و زير انواع شكنجه‌ها جان دادند، ولي از چنين عقيده ا دست نكشيدند. امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) نقل مي‌كنند:
گروهي در آينده خواهند آمد كه هر يك از آنان پنجاه برابر شما ]ارزش و[ پاداش دارد! اصحاب گفتند: آيا ما در ركاب شما در جنگ بدر، احد و حنين نجنگيديم و قرآن در زمان ما نازل نشد؟ فرمود:چرا ولي آن گونه كه آنان تحمل مي‌كنند و استقامت مي‌ورزند، شما چنين طاقتي نداريد! 
اين صبر و طاقت، از ايمان محكم آنان سرچشمه مي‌گيرد. چان كه رشيد هجري- كه خود از قربانيان دار و دستة معاويه است- در پاسخ دخترش كه از او چنين تجلي كرد؛ «پدر تو چقدر تلاش و كوشش مي‌كني؟» گفت:«دخترم پس از ما مردمي‌بيايند كه بينش 
و بصيرت ديني آنان به مراتب از تلاش و كوشش گذشتگان برتر باشد!» 
وظيفة منتظران حفظ چنين روحيه و مقابله‌ي با حاكمان طاغوتي و مهدي‌هاي قلابي و بدلي است كه هر از چندگاه با تحريك دشمنان اسلام يا دنياخواهي در گوشه و كنار جهان ادعاي مهدويت مي‌كنند و افراد ساده لوحي نيز گرد آنان حلقه مي‌زنند. شناسايي و افشاي ماهيت پليد اين ناكسان نيز بخشي از هشياري انقلابي منتظران واقعي است.

۳-آراستگي اخلاقي
بنابر اعتقاد صحيح تشيع، امام معصوم بايد همة كمالات انساني را در حد اعلا دارا باشد و از هرگونه كژي و پلشتي منزه باشد؛ 
ان ذكرالخير كنتم اوله و اصله و فزعه و معدنه و ماويه و منتهاه.
هرگاه از نيكي ياد شود ] اهل بيت[ اول و اصل و فرع و منبع و پناهگاه و نهايت خوبي هستيد!
و قطعاً حضرت مهدي(ع) مكارم اخلاقي و كمالات انساني را در حكومت خويش ترويج خواهد كرد و فساد و تباهي را ريشه كن خواهد نمود. پس طبيعي است كه منتظران اين امام و آن حكومت، خود به زيبايي‌هاي اخلاقي آراسته و از زشتي‌هاي اخلاقي پيراسته باشند تا بهتر و سريع تر به منبع نيكي و كمال نزديك شوند. امام 
صادق عليه السلام آنان را چنين سفارش مي‌كند؛
هركس دوست دارد از ياران مهدي(ع) باشد، بايد انتظار بكشد و به تقوا و اخلاق نيك آراسته گردد؛ چنين كسي منتظر ]واقعي[ است و اگر پيش از ظهور از دنيا برود پاداش كسي را دارد كخ هدي را همراهي كرده است. پس (در دينداري و آراستگي اخلاقي) كوشا باشيد و انتظار كشيد و چنين حالتي گوارايتان باد‌اي گروهي كه مشمول رحمت الهي هستيد!

۴-اصلاحات عمومي
به گفتة يكي از نويسندگان، «خلقي كه در انتظار ظهور مصلح به سر مي‌برد، بايد خود «صالح» باشد»؛  زيرا ميان منتظر و موعود بايد تشابه و سنخيت باشد و چون حضرت مهدي مصلح كل جهان و بشر است و ياران و كارگزارانش را از ميان همين مردم انتخاب مي‌كند، منتظران و اميدواران دولت او بايد تا آنجا كه از دستشان بر مي‌آيد، همان كارهايي را انام دهند كه با است مصلح نهايي در سطح جهان انجام دهد. چنين وظيفه‌اي را علاوه بر انتظار، امر به معروف و نهي از منكر نيز بر عهدة همگان نهاده است.

۵-آمادگي رزمي
از روايات زمان ظهور بر مي‌آيد كه عده‌اي نابخرد در برابر حضرت مهدي(ع) دست به سلاح برده به مقابله بر مي‌خيزند. آن حضرت نيز دست كم با لشكري به ظرفيت ده هزار نفر قيامش را اغاز مي‌كند. پس منتظران واقعي بايد، همة فنون جنگي و آمادگي نظامي‌را فرا گيرند تا بتوانند در موارد لزوم از رهبري الهي دفاع كنند، حتي از خدا بخواهند كه اگر پيش از ظهور از دنيا رفتند، خداوند آنها را در حالي از خدا بخواهند كه اگر پيش از ظهور از دنيا رفتند، خداوند آنها را در حالي كه كفن به تن دارند، مسلح و آماده از قبر بر انگيزد تا به ياري رهبر محبوب بشتابند.
موضوع آمادگي رزي علاوه بر اينكه مشمول عام آية «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه ….» هست، مورد تأكيد خاص معصومين(ع) نيز قرار گرفته و حضرت صادق عليه السلام فرموده است:
هريك از شما بايد براي قيام مهدي(ع) اسلحه تهيه كند گرچه يك نيزه(يا تير) باشد و اگر خداوند بيند كه كسي چنين قصدي دارد، اميد است عمر او را دراز كند تا مهدي(ع) را دريابر و از ياران او شود.
عشق و محبت فراوان به آن امام همام، برقراري ارتباط معنوي و حتي ظاهري با ايشان، در صبح و شام به يادشان بودن، دعا براي سلامتي و فرج، دادن صدقه و انجام حج و عمره از سوي آن حضرت و … نيز از كارهايي است كه منتظران عاشق و فراوان انجام مي‌دهند.
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر

منجی بزرگ عالم بشریت که اکنون خورشید وجودش در پشت ابر غیبت نهان است، قطعاً روزی به فرمان خداوند خواهد آمد و جهان را بدست توانمند خویش پر از عدل و داد خواهد کرد و حکومت جهانی خویش را بر محور عدل تشکیل داده و صحنه گیتی را از لوث وجود ستمگران پاک خواهد کرد.

او موعود همه ادیان آسمانی و محبوب همه انبیاء و اولیا بوده و هست که ظهور موفورالسرورش را بشارت داده و چشم انتظار قدومش می باشند. دنیا امروز از ظلم بشری به ستوه آمده  و قوانین بشری ناکارایی خود را نشان می دهد  و مراکز جهانی به جای این که قسط و عدالت بیاورند بازی دست ظالمان و غاصبان دنیا می شوند .

در این مقاله صحبت از شخصیتی والا است که از اولین و آخرین منحصر است و دارای ویژگی هائیست که خداوند او را به آن امتیاز داده است.

آن آقائی که علاوه بر جهات ولایت تکوینی و خلافت الهی دارای سلطنت حق و حکومت مطلق بر کره خاک خواهد شد و دولتی جهانگیر تشکیل می دهد که در آن جز صد ق و راستی، صفا و صمیمیت، گذشت و فداکاری، دوستی و احسان وجود ندارد. شخصیتی والاگهر که همه آشوبها و فتنه ها، نیرنگها و خودخواهیها را محو می فرماید و بعنوان «مصلح جهانی» از اول آفرینش بشر، موعود آسماین بوده و همه پیغمبران، امت خود را بمقدم شریفش مژده می دادند. ستم دیده ها به این دلخوش بودند که بالاخره روزی منتقم حقیقتی می آید و داد ستمدیده ها را از ستمگران خواهد گرفت و با انقلاب جهانی خود، مستضعفین را بر مستکبرین چیره خواهد کرد. متدینین هم که از بی دینی ها، فسق و فجورها رنج می برند با یادآوری زمان ظهورش بخود تسلی می دهند و راستی چه مولود مسعودی است که یادش تسکین بخش آلام دردمند است. در شخصیتش همین بس که در همه کتابهای آسمانی به آمدنش مژده داده شده و خداوند دولتش را صالحین وارث زمین شمرده است و آن را مقدر حتمی خوانده است. سروری عظیم الشأن که جدش خاتم الانبیاء (ص) و از آباء عظامش صدها روایت در نام و لقب و کینه و شکل و اخلاقش و خصوصیات زندگی اش و غائب و ظاهرشدنش رسیده است و چه اهتمام زیادی که به آن سرور داده اند و چه عظمتی دارد که اینقدر درباره اش بحث فرموده اند، در این مقاله به پاره ای از زمینه های فکری، فرهنگی و … اشاره می کنیم.


عتیقه زیرخاکی گنج