• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بسی جای ستایش است که احسن الخالقین ؛ نهایت لطف و مرحمت خود را نسبت به صنف زن ، چه در نظام تکوین و چه در مقام تشریع مبذول داشته ، چنانکه حضور و استعداد زن را به مقتضای وجود انسانیش در تمام امور مترقی و متعالی اجتماعی ؛ اعلام و اظهار فرمود و زینت بخش امور اختصاصی او که سکون و آرامش خانواده و پرورش فرزندان و بقای نسل انسان است ، قرار داد . و همچنین رسول اکرم صلی الله علیه و آله که مظهر کمال لطف و عنایت پروردگار عالم به ابنای بشر است در صدر اسلام از زنان ، الگوهای انسانی ، ایمانی ، اجتماعی و سیاسی حتی نظامی و جنگی و ایثارگری و فداکاری تربیت نمود 
در ادامه اجتماعی بودن زن را از پیام یک جوان پاسدار که از سنگر رزم به عنوان « خواهرم » فرستاده ، استفاده نماییم :
خواهرم ! مخاطب من در این نامه تنها تو نیستی ، بلکه همه خواهرانی هستند که خون اسلام در رگ و روح انسانی در تن دارند ، مخاطب من می باشند . 
خواهرم ! آن روز که با تن پوش پارسایی پا به عرصه دانشگاه نهادی ، نقشه های شوم استکبار نقش بر آب شد ، حضور متعهدانه تو در دانشگاه و حوزه نشان داد که تو جهل و فساد را رد کردی  علم و عفت را برگزیدی . 
خواهرم ! تو را در نماز جمعه و جماعت دیدم و در محراب عبادت ؛ تسبیحات حضرت فاطمه – سلام الله علیها – را تکرار می کردی . 
خواهر گرامی من ! هستند کوته بینانی که نوع زن را طلاپرست و تجمل گرا می دانند اما من با دو چشم خود دیدم که هزاران زن مسلمان ایرانی ؛ کویتی ، لبنانی . .. تمام زیورهای خویش را در راه دفاع از اسلام محمدی تقدیم داشتند . 
اما بیانات امام خمینی قدس سره : « همه زن و مرد خصوصا خانمها که در صف اول این نهضت بودند ، زحمت کشیدند برای اینکه تحقق پیدا کند و همه نظرشان این بود که یک جمهوری اسلامی عدل الهی ایجاد گردد »
خلاصه :  با اینکه هیچ زمانی برای تعلیم و تربیت زن ، امکانات لازم و تبلیغ صحیح و دلسوزانه ای وجود نداشته ، بلکه جامعه بیشتر ، از وجود زن به سود خود استفاده نموده و کمتر قدمی برای شکوفایی استعدادهای او برداشته است ، ولی باز هم چنانکه محصوص است ، زنان از هیچ کار علمی و هنری و صنعتی و سیاسی منزوی نبوده و حضور با صلابت خود را در تمام امور اجتماعی ، محفوظ داشته اند . 
جایگاه زن از نظر فردی 
شک نیست که انسان در نظام خلقت ، خلیفة الله و اشرف مخلوقات و افضل موجودات جهان هستی است . و نیز شک نیست که این جمعیت انسانهای روی زمین ، هنز زنان این جهان است که به خلافت احسن الخالقین آنان را به وجود آورده و پرورش داده اند ، چنانکه منادی حق ، قرآن کریم گویای این مطلب است که :
« … وَ جَعَلَ لَکُم مِن اَزواجِکُم بَنِینَ وَ حَفَدََةً… » ( برای شما از زوجهاتان فرزند و فرزند فرزند قرار دادیم ) (نحل /۷۲)
بنابراین ، اگر انسان گل سرسبد جهان هستی و افضل مخلوقات جهان است و هیچ موجودی حتی هیچ علم و هنر و صنعتی به ارزش وجودی انسان نمی رسد ، پس هیچ عالم و هنرمند و صنعتگری نیز به ارزش وجودی مادران و پرورش دهنده انسانها که زنان جهانند نخواهد رسید . علاوه بر اینکه اگر به ازای هر پدری ، مادر متصور است بالاخره مادری هست که به اذن باری تعالی به تنهایی مادر است !
« ای مریم ! خدا تو را به فرزندی بشارت می دهد که اسمش مسیح ، عیسی بن مریم است و در دنیا و آخرت ، صاحب جاه و از نزدیکان پروردگار است » ( آل عمران / ۴۵)
این است شانیت اختصاصی و موقعیت جهانی زن که مکیال و میزان ارزش وجودی اوست و تعیین کننده موقعیت او در عالم کبیر ، چنانکه فرزندان او یعنی انسانها هستند که مکیال و میزان و تعیین کننده ارزشهای تمام اشیای جهان هستی می باشند . این سخن باری تعالی است در نوازش و تشکر از زنان که : « … حَمَلَتهُ اُمُهُ کُرهاً وَ وَضَعَتهَُ کُرهاً … » ( احقاف /۱۵)  ، زیرا تحمل زخمت فرزندان اکثرا به عهده مادران است که پدران حتی آنانی که متعهد و وظیفه شناس هستند نمی توانند از عهده کار مادری مادران بر آیند ، زیرا « هر کسی را بهر کاری ساختند … ، چنانکه امام سجاد علیه السلام درباره حقوق مادر فرمودند :
« اما حق مادرت این است که بدانی زمانی تو را پذیرفت و به سینه چسباند و با شیره جان پرورانید که احدی حاضر نبود تو را بپذیرد . و با جمیع اعضا و جوارح به تو توجه نمود و باکی نداشت که تو سیر باشی و او گرسنه ، تو سیراب باشی و خود تشنه ،تو پوشیده باشی و او برهنه ، خود در آفتاب و تو در سایه ، تو در خواب باشی و خود بیدار و سرما و گرماها تحمل نمود که تو زنده بمانی ، بنابراین ، استطاعت تشکر از او را نداری مگر به توفیق الهی »
این حدیث شریف ، ضمن قدردانی از حق مادران ، وظیفه آنان را گوشزد نمود و درس درس آموزنده ای برای مادران بیان فرموده است ، زیرا فرزند ثمره وجود انسانند ، چنانکه در هیچ موردی ، سرمایه گذاران انسانی مانند سرمایه گذاری برای فرزندان سودمند و با ارزش نخواهد بود .  خلاصه : شایسته است مادران ، خود را به زیور تقوا بیارایند و بدون اطلاع از قوانین شرعی قدمی برندارند که برای آنان مسئولیت و پشیمانی به بار آورد و بدانند که از تمام اعمال و مال و اولاد آنان آنچه برایشان سودمند است ، تقوای آنان است که قرآن کریم می فرماید :« از خدا بترسید و جز خیر و خوبی مگویید » ( نساء/۹) 
مقدمه
۱٫ وجود غريزه جنسى و جذّابيت هر يک از مرد و زن براى يکديگر، صلابت و قدرت جسمى برتر مرد و لطافت و ضعف جسمانى زن و علاقه بيشتر وى به تبرّج و خودنمايى در مقايسه با مرد، از امورى است که نمى توان انکار کرد. با توجه به اين ويژگى ها، اگر زن بدون ضابطه، به هر شکل و قيافه اى در عرصه عمومى و در 
محل کار و اداره حاضر شود و خود را در برابر ديدگان مردان به نمايش بگذارد، جامعه اى که محل کار و تلاش اقتصادى و تأمين نيازهاى مادى و کسب فضايل اخلاقى و کمالات معنوى است،۲ به صحنه نمايش جذّابيت هاى جنسى و ميدان تاخت و تاز اميال و شهوات تبديل مى شود و اين آثار مخرّب و زيان بارى در پى خواهد داشت. 
حضور بى ضابطه زن در حوزه عمومى، نه تنها موفقيتى براى وى به ارمغان نخواهد آورد، بلکه کرامت انسانى و شخصيت واقعى او را نيز از بين خواهد برد و زن را طعمه دام صيادان شهوت پرست کرده، او را از قله بلند عزّت و کرامت، به پرتگاه ذلّت شهوت ساقط خواهد کرد. چنين زنى نه تنها نخواهد توانست در بعد مادى، همگام با مردان به تلاش و فعاليت اجتماعى بپردازد و از نيروى خود در طريق پيشرفت جامعه استفاده کند، بلکه تا حد فراوانى، خنثاکننده توان مادى و نيروى فکرى مردان نيز خواهد شد. تجربه زنان غربى بهترين شاهد بر اين ادعاست. انواع مشکلات و معضلات اجتماعى همچون تجاوز و آزارهاى جنسى، فرار دختران از خانه، باردارى هايى ناخواسته، سست شدن بنيان خانواده و از بين رفتن آن، سقط جنين، قتل و خودکشى و خودسوزى همه از پيامدهاى سوء آزادى بى قيد و شرط فرهنگ نوين غربى است. 
بنابراين، براى حضور سالم و مفيد زن در اجتماع و تأمين امنيت وى در محل کار و دانش، و برقرارى جامعه اى سالم، که تأمين کننده سعادت انسان باشد، بايد براى حضور اجتماعى زن، برنامه و مقرّراتى پيش بينى شود تا از زن حمايت کرده، سلامت معنوى وى را تضمين و حقوق مادى او را تأمين کند. 
اسلام با در نظر گرفتن ابعاد مادى و معنوى زن و با در نظر گرفتن تأثير اعمال و رفتار وى در سعادت ابدى او و ديگران، مقرّراتى را براى حضور زن در اجتماع وضع کرده است. اين مقرّرات علاوه بر حمايت از زنان در بعد مادى و بهينه سازى روابط اجتماعى آنان، حافظ منافع معنوى و کرامت انسانى زن نيز هست. بى توجهى به اين دسته از مقرّرات، پيامدهاى جبران ناپذيرى براى زنان و جامعه انسانى به دنبال خواهد داشت. 
۲٫ مقرّرات ضرورى براى حمايت از حضور زنان در جامعه و در فعاليت هاى اجتماعى و اقتصادى دو دسته است:
نخست قوانينى که در بعد مادى از زن حمايت مى کند; مثل تعيين ميزان ساعات کار، ميزان ساعات مرخصى، مرخصى زايمان، ويژگى هاى محل کار، نوع کار و تعيين زمان بازنشستگى. معمولا مقرّراتى که در کشورهاى غربى به هدف حمايت از زنان وضع مى شود از اين دسته است. فمينيست ها و کسانى که سنگ حمايت از زنان را به سينه زده و خواستار رسيدگى به وضعيت زنان و بهينه سازى آن هستند، فقط به همين بعد از زندگى زن توجه کرده و به دنبال وضع مقرّراتى هستند که رفاه بهتر و لذت دنيوى بيشترى براى زنان به دنبال داشته باشد. 
دوم مقرّراتى که علاوه بر بعد مادى، بعد معنوى و سعادت ابدى زن را نيز لحاظ کرده و از شخصيت و هويّت واقعى زن حمايت مى کند; مانند مقرّرات مربوط به اطاعت زن از شوهر، ولايت پدر بر دختر، تعيين پوشش براى حضور در اجتماع، آداب راه رفتن زن، چگونگى ارتباط با مردان نامحرم، و حمايت از حضور زن در عرصه اجتماعى و صحنه هاى کار و تلاش اقتصادى. وضع مقرّراتى از قسم اول گرچه لازم است، ولى کافى نيست. 
اخلاق، معنويت و سعادت ابدى، مهم ترين بعد زندگى زن است که مورد غفلت قانون گذاران واقع شده. بر خلاف مقرّرات نوع اول، که انسان ها به طور طبيعى در انديشه وضع آن هستند و مدافعان حقوق زن از آن سخن مى رانند و در محافل قانونى، به تصويب مى رسانند، قوانين دسته دوم، خواه به سبب جهل و نادانى يا به اغراض و اهداف ديگر، مورد بى توجهى و بى مهرى سازمان هاى بين المللى و مدافعان حقوق زن واقع شده است، بلکه دنياى ماديگراى غرب با اين گونه قوانين موجود در کشورهاى اسلامى، مخالفت مىورزد و حتى برخى از آنها مثل استفاده از پوشش را ممنوع مى کند.۳
اکنون با توجه به نکاتى که بيان شد، برخى از شرايطى را که قرآن در خصوص کيفيت حضور زن در اجتماع بيان کرده است برمى رسيم. 
۱٫ پوشش 
اندام انسان بر خلاف ساير حيوانات، از پوششى طبيعى که او را از سرما و گرما حفظ کند، خالى است. از سوى ديگر، بشر به طور فطرى، از برهنگى رنج مى برد و خوش ندارد بدن، يا دست کم برخى از اندامش در معرض ديد ديگران باشد. همچنين انسان به زيبايى و آراستگى ظاهرى اهميت مى دهد و تلاش مى کند تا حدّ امکان، با ظاهرى آراسته در برابر ديدگان ديگران ظاهر شود. بنابراين، انسان از جهات گوناگون، نيازمند چيزى است که هم او را از آسيب سرما و آزار گرما حفظ کند، هم از برهنگى نجات دهد و هم ميل به زيبايى و آراستگى او را تأمين کند. لباس پاسخى مناسب به همه اين نيازهاست. بدين روى، قرآن شريف لباس را به عنوان چيزى معرفى کرده است که انسان را از سرما و گرما محافظت مى کند و زشتى هاى انسان را مى پوشاند.۴ از اين رو، نياز به پوشش، يک نياز طبيعى براى انسان، اعم از زن و مرد است و استفاده از آن تا حدى فطرى و طبيعى است و زن و مرد در اين زمينه، تفاوتى ندارند. بدين روى، مشاهده مى کنيم که زن و مرد صرف نظر از اينکه متديّن به دينى باشند، به طور طبيعى، بدن خود را از نگاه ديگران مى پوشانند، اگرچه مقدار پوشش و کيفيت آن، طبق آداب و رسوم و فرهنگ هاى گوناگون، متفاوت است. 
شريعت اسلام براى پوشش انسان ها مقرّراتى قرار داده که بيشتر آنها ميان زن و مرد مشترک است. مرد براى حضور در محل کار، بايد بدن خود را بپوشاند. لزوم پوشاندن از گردن به پايين در حوزه عمومى، به جنس خاصى اختصاصى ندارد.۵اين مقدار از پوشش تقريباً ميان زن و مرد مشترک است. در نتيجه، پوشش ويژه زن نبوده و اسلام نيز آن را مختص زن ندانسته است. مرد نيز موظف به پوشش است. بنابراين، تفاوت زن و مرد در مقدار پوشش است، نه در اصل آن. آنچه زن را از مرد در امر پوشش جدا مى کند آن است که زن علاوه بر پوشاندن مقدار مشترک، بايد مواضعى از بدن را بپوشاند که بر مرد واجب نيست. در اينجا، توجه به پوشش خاص زن که در آيات و روايات بيان شده، محل بحث و نظر است: 

عتیقه زیرخاکی گنج