• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از زماني که فاصله گرفتن از هنر هاي سنتي (مينياتور) و تجدد گرايي به صورت جدي در ايران اغاز شد ، يعني از زماني که کمال الملک، زنان هنرمندي مطرح نگشتند و در واقع شرايط به گونه اي محيا نبود که بتوانند به صورت جدي در فعاليت هاي هنري حضور داشت باشند. وضعيت دوره نگارگري جديد و در زمان شکل گيري نقاشي قهوه خانه نيز به همين گونه بود .
اما پس از آن در دوره قاضي نوگرا، زنان به صورت جدي پا به عرصه هنر نهاده ونقش مهمي در شکل گيري آن در ايران ايفا کردند. کحورهاي زمينه ساز اين تحول عبار ت بودند از :
تاسيسات اولين مدرسه دخترانه مجهز به آزمايشگاه و لوازم سمعي و بصري (۱۲۷۷)
۲- تأسيس مدرسه صنايع متظرفه توسط کمال الملک ا هدف تربيت هنرمندان به روش آکادميک در سال ۱۲۸۹ که اين اقدام به عنوان نقطه آغاز پيشرفت هنرهاي بصري در ايران در نظر گرفته مي شود.
۳- تأسيس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳
۴- کشف حجاب زنان در سال ۱۳۱۵ و اجازه رسمي ورود زنان به دانشگاه و فعاليت هاي اجتماعي و دولتي، هر چند اين اقدام در همان ابتدا شکاف عظيمي در بين جامعه روشنفکران و و اکثريت جامعه وو خصوصاً جامعه مذهبي ايجاد نمود.
۵- تأسيس دانشکده هنرهاي زيبا در سال ۱۳۱۹ د حضور اساتید خارجي که راهرا براي نوجويي هنري مناسب تر گردانيد.
۶- برگذاري اولين  تهران در سال ۱۳۳۷ با اهداف ايجاد امکانات بررسي و ارزشيابي آثار نوپديد ايراني و اشنا کردن مردم با شيوه هاي هنر مدرن  جنبش هويت گرايي ايران (سقاخانه) که در دهه ۱۳۴۰ شروع شد در روند جريان هويت يابي ايران زبان داشت و هنرمندان اين گروه در اين زمينه فعاليت مي کردند. اما زنان در اين دوره به سوي گرايش هاي ديگر رفتند . مثلاً به خط توجه کردند. براي مثال در آثار منصوره حسيني و همچنين بهجت صدر که توانستند بعد از مدت کوتاهي به شيوه شخصي دست پيدا کنند
در اين دوران و در روند هنرهاي تجسمي معاصر، زنان با دو وضعيت ظاهر شدند:
۱- وضعيت منفعل : در آين حالت اغلب زنان به صورت موضوع و سوژه در اثر هندسي ظاهر شدند.
۲- وضعيت فعال: در اين حالت ، اغلب زنان يا به صورت هنرمند و خلاق و يا موضوع و شخصيتي تأثير گذار ايفاي نقش نمودند. 
آثار دسته اول که رد ان زن به صورت موضوع يا سوژه ظاهر شده است به چند گروه قابل تفکيک است :
روه اول شامل معمول ترين تصاوير به عبارتي تک چهره فردي است. که در ادامه سنت کمال الملکي و رئاليسم خلق شده و همچنين ادامه مي يابد و در حالي که هنرمندان بسياري از شاگردان اول کمال الملک و نسل هاي بعدي در اين زمينه فعال بوده و آثار بسياري بر جاي گذاشتند.
گروه دوم شامل نقاشي هايي است که با عنوان شيوه تزئيني شناخته شده اند در اين شيوه هنرمندان سعي داشتند هنر مدرن را با نقاشي ايراني پيوند زده بدين ترتيب ب رداشت جديدي از نقاضي سنتي ايران ارائه نمايند. هنرمندان منسوب به اينش يوه همچون پيشينيان عمدتاً قهرمان موضوعات خود را از ادبيات برمي گزيدند ، حال آنکه از ميان مضامين برگزيده تصوير زن ا به عنوان محور اصلي بيشتر آثار ايشان مي توان ملاحظه کرد.
آنها در اين جهت از تصاوير و سمبلهاي اسطوره اي ن برگرفته اند.
اما در سطح تکنيک و لذت تصويري فراتر نرفته و بدين ترتيب تصوير ذهني اسطوره ها عاري از تقدس معنايي و تنها در سطح تزئيين به نمايشگاه در مي آورند . هر چند که در نهايت براي تزئين گري نيز قبل تفسير است.
از شاخص ترين هنرمندان اين شيوه از ناصر اويسي، صادق تبريزي، طباطبايي مي توان نام برد.
گروه سوم در جريان تقليد مستقيم از روش .هاي غربي هنر، قابل ارزيابي است و تصوير زنان عموماً برداشت جنسي متفکر بوده و مشابه آثار بسيآري  از هنرمندان متقدم غربي است.
اين مورد قبلاً بارها تجربه شده و اساساً در تضاد با تفکر سنتي است که صدها يا هزاران سال زندگي دور از چشم نامحرم راب راي زنان تعريف کرده بود پس از انقلاب اسلامي بر اين گونه آثار به شدت خط بطلان کشيده شد.
از هنرمندان فعال در دهه ۱۳۵۰ خانم ليلي متين دفتري است. موضوع بسياري از تابلوهاي وي را  زنان تشکيل مي دهند. تصوير زن در تابلوهاي او را شايدنتوان حرکتي آگاهانه بلکه واکنشي برخاسته از ضمير نا خودآگاه تفسير کرد که اين ويژگي خصوصاً در ترکيب بندي آثار و محدوديت ناگهاني فيگورها با کادر تصوير قابل بررسي است.  از زنان هنرمند اين دوره مي توان خانم منيرفرما فخرائيان و پروانه اعتمادي ار نام برد.
 با وقوع انقلاب اسلامي در سال ۱۳۵۷ در دوره ديگري در تاريخ هنر معاصر ايران آغاز شد.
کارگزاران در شرايط جديد ا نفي موجوديت و کارکرد هنر رسمي زمان محمد رضا شاه شماري از هنرمندان صحنه را  ترک کردند. اکنون نيز نيروي جوان و بدون تجربه اي به ميدان آمده بودند و ا واکنشي شتاب زده و افراطي تمام اقدامات دوره گذشته را مردود شمردند . بدين ترتيب انواع هنرها در جهت مقاصد تبليغي انقلاب اسلامي به کار گرفته شدند.  با حمله عراق به خاک ايران در سال هاي جنگ تحميلي توليد آثاري با مضامظين حماسي ، ديني و سياسي رواج يافت و  باعث توليد انبوهي از آثار شعاري در سطح جامعه شد. ا«ي گروه از هنرمندان جوان که از دانشجويان سال نخست دانشکده ها بودند به زودي به يک تشکل سياسي ، تبليغاتي تبديل شده و خود را نقاشان انقلاب ناميدند 
اين هنرمندان که خود تجربه تجسمي کافي نداشتند در جهت تحقق اهدافشان شيوه هاي متنوعي را گاه نابه جا و نا صحيح به کار گرفتند.
الگوي کار ايشان به طور عمده در هنر سوسياليست رئاليست شوروي سابق ، هنر انقلابي مکزيک ، هنر مسيحي قرون وسطي تا حدود هنر عاميانه قهوه خانه اي قابل جستجو است. در حالي که علائم مذهبي وسياسي انقلاب را به آن افزوده اند. به طور کلي اين آثار از وحدت تکنيکي و بياني عادي است و رفته رفته تبديل به يک حالت قرار دادي مي شود. که در اثار چندين نقاش به شکل يکسان بروز مي کند. و چنانچه ملاحظه مي شود تصوير زنان بيشتر از ديگر عناصر تصويري در آثارشان کليشه اي و شعاري شده است.
هر چند انها عمدتاً تصوير کودکان و زنان را براي نمايش ويرانگري هاي جنگ به کار گرفته اند اما آنها به شدت زنان را در موقعيت آسيب پذير و حاشيه اي نشان مي دهند. از سوي ديگر هويت زنان در هيچ يک از اين آثار مشخص نيست به طوي که بيان کلي الگويي ضعيف زنان از زن را ارائه مي دهد.
در سالهاي دهه ۱۳۶۰ شاهد فعاليت هنرمندان متفکر و صاحب نامي هستيم که با بيان استعاري زنان در آثارش ه تصوير کشيده اند. پري يوش گنجي ، طليعه کامران از هنرمندان اين دوره هستند. پري يوش گنجي آثار اين دوره خود را قهرمانان ناميده است. حال انکه طليعه کامران نيز به اين سمبوليزم شخصي دست يافته است. فيگ.رهاي بياني دارند که سمبلي از زندگي زنان است که چهرهاشان محو و فعال نيست.
پايان جنگ تحميلي در سال ۱۳۶۷ به عنوان نقطه عطفي در جريان حيات سياسي ، فرهنگي و هنري و اجتماعي در ايران نويد بخش و آرامشي نسبي بود و به آرامشي نسبي بود و به زودي در آثار نقاشان انقلاب به گرايشات تزئيني و نوگرائي ظاهر شد که به روشني نمايانگر تغيير مسير ايشان از مواضع متعصبانه قبلي است. در اين آثار، پيام ها تزئيني مي شوند.
در سالهاي آخر دهۀ ۱۳۷۰ هنرمندان جوان به ميدان آمدند و در پي آزادي هاي نسبي اجتماعي به همان موضوعاتي روي آوردند که بيشتر در دهۀ ۱۳۵۰ رواج داشت !
از پيامدهاي انقلاب اسلامي ايران رشد جمعيت خواستار هنر بود. به خصوص زنان در مقياس وسيع به کارهاي هنري روي آوردند. 
پس از جنگ به نياز فرايند هنرجويان، هنرکده هاي جديد و بيشماري در کلاسهاي خصوصي متعددي تأسيس شد.
با تجديد فعاليت يکي دو نگارخانه سابق و گشايش نکارخانه هاي جديد بازار عرصه و فروش کار هنري دوباره رونق گرفت. در نقاشي اين دوره گوناگوني و پراکندگي گرايش ها بيشتر شد.
نقاشي ها مسير قبلي را تا مرز هاي تکرار ابتذال پيمود. 
نگارگري القاطي که در دوره قبلبه زيست حاشيه اي ادامه مي داد، حال زمينه مناسبي براي جلوگيري پيدا کرد. صور ديکري از نقاشي تزئيني يا ظاهري ايراني و شرقي نيز امکان بروز يافتندو از جمله اين هنرمندان چون ، فرح اصولي ، شهلا حبيبي و…  تلفيق سنت و مدرن پرداخته اند و شيوه ي جديدي را به وجود آورند . هنرمنداني چون ثميلا اميرابراهيمي ، گيزلا وارگاسيايي و … به جنبش نوگرايي در عرصه هنر ادامه دادند.
در دورۀ جنگ زنان يا به تدريس مشغول شدند يا براي گذراندن وقط کار مي کردند. زنان نقاش عد از جنگ به تدريج رويت شدند و جايگاهي فراتر از گذشته در جامعه هنري ه دست آورند.هنرمنداني چون منصوره حسيني ، رعنا فرنود ، در گرايش مدرن و شهلا حبيبي و پروانه اعتمادي درگرايش تلفيق سنت و مدرن حضوري کاملاً نوجويانه در عرصه هنر داشتند. شما بسياري از هنرمندان دهه هاي اخير را زنان تشکيل مي دهند. 
طبق اماري که در سال ۱۳۷۶عنوان شده نقاشان ايران بالغ بر ۶۵۰۰ تن شانل مي شدند که حضور زنان بالغ بر ۵۰% رقم ياد شده قابل تأمل است.و نشان مي دهد که زنان ايران با حدود ۵۰% از رقم ياد شده قابل تأمل است و مشان مي دهد که زنان ايران براي گفت و گوهاي فرهنگي با جهان اطراف خود زبا هنر را رسا تر يافته اند . در شش مرکز معتبر دانشگاهي که در تهران فعاليت داشت در حدود ۱۱۵۷ نفر زن در رشته هاي نقاشي فارغ التحصيل شده بودند. طبق اماري که در سال ۱۳۸۳ اعلام شد شصت و نه و نيم درصد از ورودي هاي دانشگاه در رشته هاي هنر در کشورمان را زنان تشکيل مي دهند و کمتر از ۳۱ درصد را مردان به خود اختصاص دادند.
دربي نطال ها نيز زنان حضور چشمگيري دارند. در اوليد بي نيال قبل از انقلاب در سال ۱۳۳۷ ، از مجموع ۴۷ هنرمند شرکت کننده ، ۱۰ نفر زن ، در بي نيالدوم در سال ۱۳۳۹ از مجموع ۶۷ نفر شرکت کننده ، ۱۰ نفر زن ، در بي نيال سوم در سال ۱۳۴۱ ، از مجموع ۱۰۱ نفر شرکت کننده، ۲۱ نفر زن در بي نيال چهارم  در سال ۱۳۴۳ از مجموع ۱۱۳ نفر شرکت کننده ۲۴ نفر زن ؛ در بي نيال پنجم در سال ۱۳۴۵ از مجموع ۳۸ هنرمند ايراني شرکت کننده ۶ نفر زن بودند. 
حضور زنان در بي نيال ها پس از انقلاب نيز چشمگير رو به رشد بود که در بخش بعد آمار آنها ارائه خواهد شد. 
زنان علاوه برز شرکت در بي نيال ها در نمايشگاه ديگري از سوي انجمن هنرهاي تجسمي به مناسبت بزرگداشت مقام زن به نام نمايشگاه « تجلي احساس» برگزار مي شود نيز آثارشان را ارائه دادند که پرداختن به آن خود مجالي ديگر مي طلبد.
 

عتیقه زیرخاکی گنج