• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زنان متعهد و مؤمن كشورمان همانند دريايي خروشان به سوي مقصد نهايي (رضاي خداوند) حركت كردند. فضاي عجيبي حاكم بود و گويي همه جا بهشت بود و رايحه ي بهشتي به مشام مي رسيد. مگر مي شود اين صحنه ها را ديد و منقلب نشد؟‌ عجب فضاي آكنده از معنويتي! اين جا مي شود حضور خدا را حس كرد و قطعاً آن ها خدا را با چشم دل مي ديدند ، كه چنين مشتاقانه ايثار مي كردند.
الله اكبر ،‌ الله اكبر ، عجب اتحادي ! اين شير زنان در كدامين مكتب پرورش يافته اند كه چنين اند؟
قطعاً آن ها دست پرورده ي مكتب زهرا و زينب اند ؛ زهرايي كه بانويي به تمام معنا نمونه و الگو بود و نخستين شهيد راه ولايت ،‌ و زينبي كه با صبر استقامت ،‌ تمام منزلگاههاي كربلا را با همه ي مصيبت هايش طي كرد و يزيد و يزيديان را رسوا نمود.
شير زنان ما با تمام مشكلات و دشواري ها مبارزه كردند تا اسلام و مسلمانان پيروز شوند. زنان ما همواره در طول دفاع مقدس در صحنه حضور داشتند و حضور آن ها را در ابتدا از دو ديدگاه مي توان بررسي كرد ؛
۱- حضور نظامي ۲- حضور غير نظامي
كه در مرحله ي بعدي اين دو را نيز مي توان به شاخه هاي زير تقسيم بندي نمود:
حضور نظامي : ۱- حضور در خط مقدم ۲- حضور در مناطق بمباران شده ي مرزي.
حضور غير نظامي : ۱- پشتيباني فرهنگي و تبليغاتي و ترويج شجاعت و روحيه ي شهادت طلبي ۲- پرستاري ، مداواي مجروحان ، تهيه آذوقه ، تخليه ي شهدا ، امداد رساني ، اهداي كمك هاي نقدي و غير نقدي به رزمندگان.
حضور نظامي
در اين سرزمين مقدس مي شود معناي واقعي جهاد را شناخت و مفهوم دفاع از ولايت و فداكاري و صبر و استقامت را معنا كرد. در اين سرزمين مي شود حضور زن را در جامعه شناخت و هيچ گاه وظايف سياسي و اجتماعي را قرباني انزواي زنانه نكرد.
«آري ، جهاد در اسلام زينت زندگي است و پيام اقتدار و شجاعت است ، استحكام دين و امنيت جامعه است. نشانه ي حيات و نشاط عمومي است‌ ، دشمن را به تسليم مي كشاند ،‌ دوستان را به اعتماد و صلابت دعوت مي كند ،‌ محرومان را به عدالت و امنيت اميدوار مي سازد. آن گاه كه دشمن به حريم ملتي هجوم آورد و زباني جز زور نفهمد ، اين مجاهدان دست از جان و مال شسته اند كه به ميدان نبرد مي شتابند ، تا اقتدار دين را در پرتو جهاد مقدس خود حفظ كنند. آري ، جهاد دفاعي ، سنتي مقدس و ضروري براي مسلمانان است. حيات نو در پرتو جهاد و فداكاري به نام شهادت ، آوازه ي ديگري در شهر اولياء پيدا كرد.» (۵)
به همين جهت زنان كشور ما ، در مناطق جنگي حضور مي يافتند تا از فيض نبرد و جهاد في سبيل الله محروم نمانند. زنان ما ، در هر پست و مقامي كه بودند اعم از پزشك ، امدادگر ، و … به صورت داوطلبانه به مناطق جنگي مي رفتند ، تا دين خود را ادا كرده باشند. هجوم يك باره ي دشمن به مناطق مرزي و هم چنين بمباران هاي هوايي به شهرها ايجاب مي نمود كه زنان به صورت مستقيم در مناطق جنگي حضور پيدا كنند.
آن ها در اين مناطق علاوه بر اين كه كار امداد رساني ،‌ تخليه ي شهدا و … را انجام مي دادند باعث تقويت روحيه ي مردان مي شدند.
آقاي صالح موسوي عضو سپاه پاسداران خرمشهر در خصوص آن روزها مي گويد :« در خرمشهر ،‌ خواهران مقاوم خونين شهري كه آيينه ايي از پارسايي ، تقوا ، فداكاري و تداعي و تجسم پيروي از حضرت فاطمه ي زهرا (س) بودند ، آن لحظه من شاهد بودم كه چگونه دخترها اجساد را از گوشه و كنار كوچه و خيابان اين شهر زير آن خمپاره ها و آتش ها جمع مي كردند و با وانت ، در حالي كه در تيررس دشمن بودند ، به گورستان مي بردند.» (۶)
از جمله اين شير زناني كه در اين مناطق حضور داشتند ، دختر دلير خرمشهري «شهناز جاجي شاه» است كه در روزهاي اول جنگ با اسلحه در سنگرهايي كه خودش با دست خود كنده بود ، نگهباني مي داد و در ساعات غير نگهباني به كمك مجروحان رفته بود ، بر اثر اصابت خمپاره به فيض عظيم شهادت نايل شد و مادرش او را با دست خويش به خاك سپرد.
«خير النساء ملكي» جانباز ۷۰ درصدي مي گويد :«‌ من از كودكي در خوزستان بودم و با شروع جنگ ، خودم ، شوهرم ،‌ پسر و دخترم در شهر مانديم. صبح ها با كميته ي امداد همكاري مي كرديم و بعد از ظهرها به رزمنده ها جيره ي غذايي مي داديم. من و دخترم آشپزي مي كرديم. لباس سربازها را مي دوختيم. تقريباً‌ لباس يك گروهان دست ما بود. صبحانه و نهار رزمنده ها را تهيه كرده و برايشان مي برديم. مهمات بار مي زديم و به رزمنده ها مي رسانديم. زخمي ها را به بيمارستان طالقاني منتقل مي كرديم. دخترم نيز ۲۲ سال سن دارد و جانباز است ، ولي خدا را با تمام وجود شكر مي كنم.» (۷)
مادرم ! مرحبا به صبوري ات! تو مجروحيت خود و دخترت را بسان مدال افتخاري به گردن آويختي. از پرورده ي مكتب زهرا و زينب ،‌ جز اين انتظار نمي رود.
در تاريخ دفاع مقدس از اين نمونه شير زنان بسيار سراغ داريم ، كه ذكر فداكاري هاي هر كدام از آن ها مستلزم نوشتن كتابي مستقل ، و از حوصله ي اين مقاله خارج است.

حضور غير نظامي
۱- پشتيباني فرهنگي و تبليغاتي و ترويج شجاعت و روحيه ي شهادت طلبي :
در اين سرزمين ، از خود گذشتگي به حد اعلاي خود نمايان است. در اين سرزمين مي توان سر شادماني مادران هنگام شهادت فرزندانشان را جويا شد. در اين جا مي توان تجلي شكوه و ايثار را از معلمان ادب آموخت ؛ معلماني كه با دستان خود بزرگمرداني را تربيت كرده و آن ها را روانه ي ميدان جنگ مي كردند و رفتن شان را نظاره گر بوده و بر خود مي باليدند كه چنين انسان هايي را تربيت كرده اند.
« زنان به لحاظ نقش ويژه ايي كه دارند ، همواره تأثيرات مثبت بر روند مبارزات مردان دارند ؛ به طوري كه مي توان ادعا كرد اگر از حمايت معنوي و تهييج و ترغيب و همراهي زنان نباشد ، مردان هرگز توفيق حضور در صحنه هاي مبارزه و جهاد در راه خدا را نخواهند يافت.» (۸)
زنان مؤمن و نجيب سرزمين اسلامي ما با ايمان و توكل به خداوند و ايمان به معاد ، سختيها را راحت تر تحمل كرده و همواره با معبود خويش نجوا مي كردند. بسيار زياد سراغ داريم در جريان دفاع مقدس ، مادران نمونه ايي كه فرزندان خود را تشويق به جهاد مي كردند. مادري با داشتن پنج فرزند يتيم كه آنها را با رنج فراوان در زاغه ها بزرگ كرده بود ، بعد از شهادت پسر اولش در حالي كه پسر دوم و سومش را به جبهه فرستاده بود ، مي گفت :« آرزو دارم دو پسر ۱۴ و ۱۶ ساله ام نيز به جبهه بروند تا من دين خود را نسبت به اسلام ادا كنم.» (۹)
مادر شهيد همت ، بر پيكر خونين پسرش بوسه زد و گفت :« سلام مرا به امام حسين برسان و بگو امانتي كه دادي ، پس فرستادم.» (۱۰)
شير زناني كه فرزندانشان را روانه ي جنگ مي كردند ، آرزويشان اين بود كه يا با پيروزي برگردند ، يا با شهادت. پيروزي اسلام براي شان مهم بود. اينان به راستي معناي آيه ي ۱۱ سوره ي مباركه صف را خوب درك كرده بودند كه خداوند متعال مي فرمايد :« تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون في سبيل الله با موالكم و انفسكم ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون» ؛ (به خدا و رسول ايمان آوريد و با مال و جان در راه خدا جهاد كنيد ؛ اين كار (از هر تجارتي) اگر دانا باشيد ، براي شما بهتر است.)
زماني كه مردان در صحنه هاي نبرد مي جنگيدند ، احتياج به آرامش و امنيت خاطر داشتند كه اين امنيت به همت بانوان تأمين مي شد. زماني كه آن ها در جبهه ها بودند ، زنان نيز در صحنه ي تعليم و تربيت فرزندانشان تلاش مي كردند. همسر شهيد مي گويد :« چون مشوق اصلي همسرم براي حضور در جبهه بودم ، سختي هاي ناشي از نبودن او را تحمل مي كردم.» (۱۱)
همسر شهيد «غلام رضا صادق زاده» قبل از شهادت همسرش در نامه يي كه برايش مي نويسد ، چنين مي نگارد :« خدا را شكر كه به آرزويت (رفتن به جبهه) رسيدي. تو و يارانت در سنگر با هر نفس عبادت مي كنيد ، نمي دانم چه بگويم ، ولي قدر اين لحظات را بدانيد كه شما در چند قدمي خدا هستيد.» (۱۲)
«بسياري از زنان ، همسران خود را حتي به قيمت از دست دادن همه ي لذات معمولي زندگي ، راهي ميدان مبارزه مي كردند و از فكرشان ، راهشان و آرمان هايشان دفاع مي كردند» (۱۳) چه بسيار خانواده هايي پس از شنيدن خبر شهادت فرزندانشان ، خدا را شكر كرده كه چنين موهبتي را به آن ها عطا فرموده و با حفظ روحيه ي خود به دلجويي از ديگران مي پرداختند و به كوري چشم دشمنان ، حتي روي جنازه ي فرزندانشان عطر و گلاب مي پاشيدند.
زنان در طول دفاع مقدس ثابت كردند كه يكي از عوامل تقويت كننده ي روحيه ي رزمندگان و پشتيباني فرهنگي آن ها از جبهه ها بودند. زنان در عرصه هاي مختلف اجتماعي در زمان دفاع مقدس شركت داشتند و اين مشاركت از لحاظ تبليغاتي ، آثار مثبت فراواني داشت. زنان بايد به عنوان مادران ، همسران يا خوهران شهدا رسالت الهي خود را انجام داده و با عمل به وصيت نامه ي آن ها و بيان خاطرات ، حقانيت آن ها را به گوش جهانيان برسانند. زنان ما خود را ملزم به اطاعت از دستورهاي الهي كرده بودند كه از پاره هاي جگر خود گذشتند و آن ها را روانه ي ميدان جنگ كردند و مي دانستند در پس اين همه سختي ها و رنج ها اجر و مزد خوبي نهفته است. زيرا رسول اكرم (ص) فرموده است :« گرداگرد بهشت را دشواري ها و گرداگرد جهنم را هوس ها و شهوت ها گرفته است.» (۱۴)
۲- پرستاري ،‌ مداواي مجروحان ، تداركات و امداد رساني ؛
در اين وادي مقدس مي توان معيار همنشيني با ديگران را شناخت و در روابط اجتماعي ، حضور را تعريف كرد.
بياييد تا چشمان خسته از دنيا را به تماشاي زلالي ها و پاكي ها بگشاييم و لذات دنياي ديگر را بچشيم ؛ دنيايي كه متعلق به عارفان و دلدادگان وارسته است ؛ دنيايي كه فارغ از كينه ها و دورنگي هاست. چه زيباست دنيايي كه عارفان آن ، دست از جان و مال خود شسته و غرق خدا شدند.
در نخستين روزهاي جنگ ، زنان ايراني ، خانه و كاشانه ي خود را رها كرده و به صورت داوطلبانه به صحنه هاي نبرد رفته و به صورت هاي مختلفي شروع به فعاليت كردند. «روزي به دوختن گوني براي سنگر ها و پاسداري از شهرها پرداختند و روزي به تهيه ي آذوقه و لباس و ملحفه براي زخمي ها و بيمارستان ها و حضور فعال در مساجد جامع شهرها و زماني به بافتن لباس گرم براي مجاهدين في سبيل الله كه عاشقانه به ضيافت الله شتافتند ، مشغول شدند و در هنگام عمليات ها بيمارستان هاي صحرايي برپا نموده و به تيمار راست قامتان شكسته بال پرداختند.» (۱۵)
خواهر ۱۸ ساله ايي كه خانه و كاشانه خود را رها كرده و راهي مناطق جنگي شده ، چه هدفي جز رضاي خدا و حفظ اسلام مي تواند داشته باشد؟ او با چه بينشي به تمامي اميال و خواسته هاي نفساني خود پشت پا زده كه شب ها تا صبح به پرستاري از مجروحان مي پردازد؟ او در خاطرات خود مي گويد :« در آبادان و بيمارستان طالقاني به عنوان امدادگر ، بيست شب به طور مرتب نخوابيده بوديم ، شب ها مجروح بيش تري مي آوردند ، اين كار را به خاطر عشق و علاقه مي كرديم ، زماني كه بچه هاي مجروح را در آن حالت مي ديديم ، همه چيز را از ياد مي برديم.» (۱۶) 
خواهرم! تو چگونه به دنيا مي نگريستي كه هيچ چيز دنيا برايت ارزشي نداشت؟ تو حتي سرپناه خودت را فروختي و پول آن را براي تهيه ي آمبولانس رزمندگان پرداختي و تمام دارايي ات را براي جبهه اهدا نمودي. تو نه تنها درايي ات ، بلكه وجودت را نيز وقف اين كار كرده بودي و بيش تر ايام عمرت را در كمك به رزمندگان و حتي حضور در خط مقدم سپري كردي و از مجروحان پر افتخار دفاع مقدس محسوب مي شدي.

عتیقه زیرخاکی گنج