• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اسلام، زن را در عقايد، اخلاق، آداب، تكاليف واجب، و محرّمات غالباً مانند مرد شمرده، مگر در مواقع ويژه‏اى، آنهم به جهت يك فلسفه عقلى كه در جاى خود ذكر شده است، بنا بر اين عبادات، نماز، روزه، خمس، زكات، حج، امر به معروف، نهى از منكر، طهارت، اعتكاف، نذر، قسم، و عهد هم براى مرد و هم براى زن آمده و همچنين در معاملات از قبيل داد و ستد، رهن، اجاره، تجارت، مضاربه، مساقات، مزارعه، و ما أشبه، زن حقوقى مثل مرد دارد.و همينطور در حدود، ديات و قصاص، مگر آنكه در مواردى مرد و زن متساوى نيستند، مثلا اينكه ديه زن نصف ديه مرد است، چون نفقه‏اى بر زن نبوده و بر مرد واجب است، و لذا زن اعم از (مادر، دختر، و همسر) به مقدار نصف مرد حقّ ديه دارد.
همچنين زن در ازدواج، طلاق و ارث غالباً حقوقى همسان با مرد دارد
از نگاه اسلام، زن و مرد هر دو انسانند؛ هر دو مخلوق خدايند و هر دو برابر، امّا اين برابرى در كمالات و دستيابى به مقامات معنوى و انسانى، بندگى و تعبّد الهى و كرامت وجودى انسان بر سايرين است نه در احكام و وظايف. از سوى ديگر، هر دو به يك اندازه در بنيان خانواده، اجتماع و بقاى نسل آدمى سهيمند؛ خداوند مى‏فرمايد: «اى مردم، شما را از مرد و زنى آفريديم و آن‏گاه شعبه‏هاى بسيار و قبيله‏هاى مختلف گردانيديم.» قرآن به صراحت اعلان مى‏كند كه زن و مرد، هر دو، از يك جوهر انسانى و يك نفس واحد، خلقت يافته‏اند و زن مايه آرامش و آسودگى مرد است: «او خدايى است كه همه شما را از يك فرد آفريد؛ و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد.

در پيشگاه خداوند، زن و مرد هر دو يك مقام دارند و هيچ يك به خودى خود بر ديگرى برترى ندارد؛ چون هر دو از يك جوهرند و جنسيّت مايه برترى آنان بر ديگرى نيست؛ هيچ مردى را بر زنى و هيچ زنى را بر مردى برترى نيست مگر به سبب ايمان و تقوايشان؛ اين همان مطلبى است كه خداوند در آيه ۱۳ سوره حجرات به آن تصريح نموده است.
در احكام و وظايف، تفاوت‏هايى براى زن و مرد لحاظ شده است كه اين تفاوت‏ها بر اساس نوع آفرينش و جايگاه زن در نظام خلقت و طبيعت است و اين برنامه و تقسيم وظايف و مسئوليت‏هاى زن و مرد به خوبى واضح و روشن است. خدمت به زن و ارزش بخشيدن به اوست، نه تبعيض و بى‏عدالتى. اسلام مى‏خواهد زن به مقام والاى انسانيّت دست يابد؛ در سرنوشت خويش دخيل باشد و آن‏چنان كه شايسته يك انسان است زندگى كند؛ از همين رو، مسير كمالش را تعيين و راه را نشانش داده است تا وى به اختيار و اراده خويش، مسير سعادت برگزيند و به كمال انسانى خويش نايل گردد
ارزش و مقام زن
اسلام پشت پا به تصوّر خام و باطل تمامى كسانى زد كه زن را موجودى پست و فرومايه و دختردار شدن را ننگ خويش مى‏دانستند و مى‏پنداشتند كه زن موجودى زايد در نظام خلقت است. اسلام به زن ارزش بخشيد و به مقابله با انديشه‏هاى بى‏اساسى پرداخت كه زن را بى‏ارزش مى‏دانست. زن را به پارسايى فرا خواند و او را نشان خوشبختى و سعادت دو جهان و بهترين گنجينه يك مرد معرّفى نمود و به آنانى كه دختران را ناپسند مى‏داشتند، فرمود: «دختران را مكروه مداريد كه آن‏ها مايه اُنسند و طولى نكشيد كه دختر دار بودن را از ننگ، به گنج مبدّل نمود و فرمود: «هر مسلمانى كه دو دختر وى به بلوغ رسند و تا در خانه او هستند با آن‏ها نيكى كند بهشتى مى‏شود.
اسلام به زن، حقّ اختيار و تعيين سرنوشت داد؛ تا خود، راه خويش را برگزيند. در صدر اسلام، دخترى بود به نام «خنساء» كه خواستگاران متعدّدى داشت. يكى از خواستگاران وى جوان دلير و شجاعى بود به نام «ابولبابه»؛ كه مطلوب «خنساء» قرار گرفته بود. «حذام بن خالد»، پدر خنساء، بر خلاف ميل دختر خود و بدون رضايت او، وى را به عقد شخص ديگرى آورد. «خنساء»، ناخشنود از عمل پدر، نزد پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و ماجراى خويش بازگو كرد. پيامبر پس از شنيدن ماجرا، فرمود: «خنساء، آيا به كار پدرت راضى هستى؟» پاسخ داد: «هرگز.» آن حضرت فرمود: «پس عقدت صحيح نيست؛ با هر كه ميل دارى ازدواج كن.» سپس «حذام» را احضار نمود و فرمود: «بايد طبق ميل دخترت رفتار كنى واو را به عقد آن كسى كه مى‏خواهد، درآورى.» او نيز چنين كرد.

اسلام، ازدواج با محارم را ممنوع ساخت و به زن ارزش حقوقى بخشيد تا به همگان اعلام كند كه زن كالا نيست، تا مورد مبادله و تبادل قرار گيرد يا به ارث برسد. از همين رو فرمود:«اين اهل ايمان، براى شما حلال نيست كه زنان را به اكراه و جبر به ميراث گيريد نيز فرمود: «با زنانى كه پدران شما با آن‏ها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد؛ مگر آن‏چه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است؛ زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. حرام شده است بر شما، مادرانتان، ودختران، و خواهران، عمّه‏ها و خاله‏ها و دختران برادر، دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران همسرانتان و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آن‏ها آميزش جنسى داشته‏ايد و همچنين همسران پسرانتان كه از نسل شما هستند ـ نه پسر خوانده‏ها ـ و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد؛ مگر آن‏چه در گذشته واقع شده؛ چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است. تعدّد شوهر را نيز منع نمود و فرمود:«و نكاح زنِ محصنة ـ شوهردار ـ نيز براى شما حرام شد.
حقوق اقتصادى

اسلام به زن استقلال اقتصادى بخشيده است تا وى، مانند مردان از حقّ، مالكيّت و تصرّف در اموال خويشتن، بدون نظارت و قيموميّت كسى، بهره ببرد و با اختيار خويش ثروت‏اش را در راهى كه نياز مى‏داند صرف كند.
حقوق فرهنگى

اسلام براى فرهنگ و مسائل فرهنگى اهميّت ويژه‏اى قائل است؛ از اين رو، مسلمانان رابه كسب علم ترغيب مى‏كند و دراين امر، زن و مرد را يكسان مى‏شمرد؛ زنان و دخترانى را كه ازدواج نكرده‏اند در كسب علم و معرفت آزادى كامل مى‏بخشد و زنان شوهر دار را نيز از آزادى واجب و مشروع بهره‏مند مى‏سازد. در فقه اسلامى، اگر زنى براى آموختن احكام واجب و تكاليف اسلامى و دينى خويش از منزل خارج بشود، معصيتى مرتكب نگشته است. اگر شوهر به احكام و مسايل دينى آگاه است واجب است كه خودش، به همسر خويش بياموزد؛ وگرنه حقّ ممانعت از خروج زن، براى فراگيرى احكام، را ندارد.
حقوق سياسى
يكى از حقوق سياسى هر فردى، حقّ رأى اوست كه براى تأمين و تأثير سرنوشت جامعه و اجتماعش است. اگر با نگاهى دقيق و موشكافانه به تاريخ گذشته بنگريم، خواهيم ديد كه “رأى” امروز، در حقيقت، شكل پيشرفته “بيعتِ” روزگاران قديم است. در قديم بيعت مى‏نمودند وامروز رأى مى‏دهند. در صدر اسلام، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله شخصا با زنان بيعت مى‏نمود و هيچ يك از بستگان و نزديكان زنى نمى‏توانست كه به جاى او با وى بيعت كند. اين ارزشى است كه اسلام به زنان بخشيده است.
 
سیمینار” زن در ساختار آینده سیاسی کشور” به اشتراک کاندیدان ریاست جمهوری به ریاست عبدالحمید مبارز   از طرف انجمن صدای زن افغان ديروز در تالار مرکز بین المللی مطبوعات تدویر یافت .
نخست معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ در رابطه به اهمیت تدویر سیمینار متذکره صحبت نموده گفت : زنان افغانستان در طول تاریخ بخصوص در زمان زمامداری طالبان رنج های بیشمار ی کشیده اندو از تمام حقوق حقه شان محروم شده بودند و جای خوشبختی است که امروز با مساعد شدن جوسیاسی در کشور زنان توانسته اند دور یک میز جمع شوند و حقوق خویشرا مطالعه کنند ونهضت زنان برای بار نخست در دوره شاه امان الله غازی به راه انداخته شد.
 عبدالهادی خلیل زی کاندید ریاست جمهوری در رابطه به حقوق زن گفت : مشی بنده در رابطه به حقوق زن و سایر مسایل مربوط به زن به نشر رسیده است که بدسترس همه قرار دارد .
 لطیف پدرام کاندید دیگری ریاست جمهوری خط مشی شانرا در رابطه به تساوی حقوق زن با مرد استوار دانسته افزود: من تساوی کامل میان زنان و مردان قایل هستم .
عبدالحفیظ منصور کاندید دیگر دراین ارتباط چنین گفت : زن نباید به حیث الگوی تبلیغاتی مورد استفاده و شعار قرار بگیرد بلکه به مسئله زن عا قلانه و متفکرانه و ریشه وی باید اندیشد .محو بیسوادی  بین زنان ، بلند بردن سطح اگاهی آنان و اینکه مهریه زنان باید بخود شان تعلق بگیرد و بخاطر به کرسی نشاندن تساوی حقوق زن وزارت زنان باید ازبین برود ودر مسایل اقتصادی زنان باید خود کفا گردند .
از دواج های اجباری از بین برود و مبارزه برضد فرهنگ های غربی و غیره تشدید یابد .
 عبدالستار سیرت کاندیدریاست جمهوری در مورد خطی مشی شان در قبال زنان گفت : مامطابق دین مبین اسلام وبا پیروی از اسلاف ما در گذشته سعی میکنیم به زنان حق و حقوق قایل شویم . باین اظهارات عبدالستار سیرت اعتراضات زنان اشتراک کننده مبنی براین که زنان اشتراک کننده از حقوق شان از نگاه اسلام اگاهی دارند بلند شده و گفتند شما مشخص خط مشی تانرا بگویید که از جانب کاندید عبدالستار سیرت توضیحات داده شد .
 خانم فاطمه گیلانی، داکتر محبوبه حقوق مل، خانم تاجورکاکر از جمله اعتراض  کننده گانی بودند که از کاندیدان تقاضا نمودند که طرق رسیدن به اهداف و برنامه های شانرا بطور مشخص اعلام دارند .
 حسیب ارین کاندید ریاست جمهوری خط مشی خود را در اطراف موضوع چنین اعلام داشت : زن و مرد در برنامه های ما در ساحه های سیاسی، اجتماعی ،اقتصادی، و فرهنگی متساوی الحقوق میباشد .
همایون شاه اصفی گفت : 
 بی عدالتی های در مورد زنان صورت گرفته که دیگر باید به ان نقطه پایان گذاشته شود و در تمام ساحات باید حقوق مساوی برای شان قایل شد 
 میر حبیب سهیلی معاون مسعوده جلال گفت : محو بیسوادی  بین زنان یکی از اهداف مسعوده جلال میباشد. اگر ده زن تعلیم یافته داشته باشیم امکان دارد که این ده زن چهل فامیل را با سواد سازد و باید در محو بیسوادی زنان نه تنها در مرکز و مراکز ولایات بلکه در قراء و قصبات هم توجه شود .
عالمی بلخی معاون محمد یونس قانونی کاندید ریاست جمهوری گفت : باورما این است که زن حق دارد، حقش پایمال شده است ، حقوق زن باید احیا شود نه این که ما برای زن حق بدهیم بنابر این دردولت آینده در نظر داریم که در کابینه علاوه بر حفظ وزارت زنان چهار وزیر دیگر از بین زنان تعین شوند .
زنان در پارلمان و شورای ملی حضورداشته باشند، تبعیض های موجود در فرهنگ میان زن و مرد باید از بین برده شود و باید راه های جلوگیری از دواج های اجباری و بد دادن ها سنجیده شود. با سواد سازی زنان نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت .
 در امور صحی نیز امکانات ویژه ای برای حمایت طفل و مادر در نظر گرفته شود .
درجلسه بعداز ظهر سیمینار زنان اشتراک کننده و کاندیدان ریاست جمهوری به بحث های همه جانبه در رابطه به چگونگی تحقق حقوق زن پرداخته نظریات و پیشنهادات شانرا ابراز کردند

مسئله حقوق زنان

طرح مسئله حقوق زنان در جامعه‌اي دلالت بر آن مي‌كند كه بانوان در آن جامعه مشكل حقوقي دارند. اگر ما حقوق مردان را مطرح مي‌كرديم دلالت بر آن مي‌كرد كه مردان هم مشكلي داشتند. هر قشري وقتي به طرح حقوقشان پرداخته مي‌شودكه نارسايي و تبعيضي در بحث حقوقيشان پيش آمده باشد. مثلا اخيرا در مورد حقوق كارگران و حقوق كودكان بحث شده است. مشخص است كه در اين نواحي مشكلاتي به چشم مي‌خورد. به اين واسطه به طرح بحث در آن زمينه پرداخته‌اند. بنابراين كسي كه وارد اين وادي مي‌شود و در مورد حقوق زنان مي‌خواهد صحبت كند پيشاپيش پذيرفته است كه بانوان در پاره‌اي از مباحث حقوقي خودشان در اين جامعه با مشكلاتي مواجه هستند. اگر دقيق‌تر بخواهيم صحبت كنيم اين مشكل هم در ناحيه حقوق زنان ايران است و هم در ناحيه حقوق زنان مسلمان. حقوق زنان ايراني با مشكل مواجه است به ويژه آنكه بسياري از حقوق اين زنان در جامعه ما مبتني بر حقوق ديني و احكام شرعي است. لذا اگر در ناحيه احكام ديني و تكاليف شرعي اسلام مشكلي باشد اين مشكل به حقوق ملي هم سرايت كرده است و امروز با قوانيني مواجه هستيم كه ادعا مي‌شود در بسياري موارد غير عادلانه است. منتهي وجود مشكل در حقوق زنان را همگان باور ندارند. دختران و زنان ما بيش از هر چيز بايد كوشش كنند كه اثبات كنند در ناحيه حقوقشان مشكلي هست. چون بسياري ظالمانه بودن احكام حقوقي را باور ندارند. اين گروه بر آن باور هستند كه مشكل در ديد و منظر بانوان است. بر اين اساس مي‌پندارند بانوان اشتباه مي‌كنند يا كساني كه مدعي هستند در ناحيه حقوق زنان اشكالي هست ،آن‌ها مي‌بايد چشمشان را بشويند و به‌گونه ديگري به مسائل بنگرند. بنابراين ما راه درازي در پيش داريم. مي‌بايد كوشش كنيم بخشي از جامعه خود را متقاعد كنيم كه در اين ناحيه با مشكلاتي مواجه هستيم. اين بخشي كه مي‌بايد متقاعد شوند بخش سنتي جامعه است. بخش سنتي را در هيچ جامعه‌اي نبايد دست كم گرفت، بويژه در جامعه ايران. اين بخش اقتدار فراواني دارد و توانسته است قوانين را از ديدگاه و منظر خود سامان دهد.

تعارض سنت و تجدد در برخي حقوق زنان
با اين مقدمه به مقدمه اختصاصي بحث زنان منتقل مي‌شوم كه نگاه به مسئله زنان در گذشته و امروز متفاوت است و حقوق زنان در گذشته مباحث و ابعادي داشت و امروز مباحث و ابعادي ديگر. (اين گذشته فقط مختص به جوامع اسلامي نيست) چه به متون مقدس مراجعه كنيم چه به متون روايي و ادبيات ملل، عناصر مشتركي را در همه آن ها مي توانيم ببينيم. پس مسئله اختصاص به اسلام و ايران ندارد. قبل از دوران رنسانس زن موجود درجه دوم محسوب مي‌شد و آسيب پذير و فرودست و به عنوان موجودي كه همواره بايد در چتر حمايتي مرد قرار مي‌گرفت و اگر سايه پاسداري مردانه از سر زن برداشته مي‌شد مانند گلي پژمرده شده و مانند گوهري به دست راهزنان مي‌افتاد. لذا بايد همواره بايد تحت پاسداري مردانه باشد. پدر، برادر، شوهر و پسر. اين روندي است كه در اكثر جوامع مشاهده مي‌شود. از اين كه در جايي زني فرمانروا شده باشد نبايد فكر كنيم اين جامعه استثناست. در آن جوامع هم اين مسائل بسيار زود گذر بوده و قاعده نشده‌اند. بايد زندگي زنان در متن جوامع را مدنظر گرفت. دوران قبل از تجدد دوراني بوده است كه به قدرت فيزيكي اهميت ويژه داده مي‌شد و زور بازو در آن حرف اول را مي‌زد. اگر به جنگ‌هاي گذشته نگاه كنيم يك عنصر اصلي قدرت بدني بود. در قصه طالوت و جالوت كه در قرآن هم به آن اشاره شده يكي از شرايط زمامداري توانايي بدن عنوان شده است. تنبيه‌ها هم در گذشته بدني بوده و مجازات‌هاي رواني در ان زمان اصلاً شناخته شده نيستند. مشخص است در جامعه‌اي كه قدرت فيزيكي حرف اول را مي‌زند؛ زن در آن جامعه چندان جايگاهي ندارد.

عامل ديگر مسائل اقتصادي و معيشتي بوده است. در گذشته به دلايل مختلف تإمين معيشت خانواده نوعاً متوجه مردان بوده است. طبيعي است كه وقتي كسي درآمد خانواده را تأمين مي‌كند مي‌تواند زمام خانواده را به دست بگيرد.. لذا اگر نفقه بر عهده مرد است رياست خانواده هم بر عهده مرد خواهد بود.
در كنار عامل اقتصادي و فيزيكي، عوامل ديگري هم بوده است. مجموعاً اين تلقي كه عقل زنانه ناقص است. (بلا فاصله ممكن است ذهن شما متوجه يك متن ديني يا منسوب به دين شود اما كدام ادبيات زمان گذشته را سراغ داريد كه اينگونه نينديشيده باشد؟) فرهنگ گذشته اين گونه مي‌انديشيده كه زن در موقعيتي فرودست است. ممكن است كساني با قرينه‌هاي بسيار كم اعتبار بخواهند استثنايي را تبديل به قاعده كنند اما فرودستي زن در فرهنگ گذشته را فكر مي‌كنم هر محقق منصفي علي‌القاعده بيابد. اما مقتضاي جهان جديد چيز ديگري است. در جهان جديد جنسيت عامل تبعيض نيست. در گذشته علاوه بر جنسيت، نژاد و رنگ پوست و دين هم عامل تبعيض بود. يعني «اين انسان سياه است پس حقوق كمتري دارد» بسيار طبيعي بود و نيازي به استدلال هم نداشت. در بسياري از ضرب‌المثل‌هاي فارسي ما هم جاپاي اين تبعيض قومي و نژادي به چشم مي‌خورد. اما اسلام آمد وگفت: «لا فخر للعربي علي العجمي و لا للاسود علي الابيض الا بالتقوي» يعني امتيازهاي نژادي و رنگ پوست را نفي كرد و همين بود كه باعث شد كرور كرور « يدخلون في دين‌الله افواجا» افراد مختلف از مليت‌هاي متفاوت آيين محمدي را بپذيرند. بلال حبشي، سلمان فارسي، صهيب رومي، چگونه يك دفعه به يك جا مي‌رسند؟ احساس تساوي و عدالت مي‌كنند. احساس مي‌كنند در اين دين نژاد و رنگ بر انسانيت مقدم نيست و آنچه خداوند به آن توجه مي‌كند ايمان و عمل صالح ماست. حتي زن و مرد در روز جزا پيش خداوند هيچ تفاوتي ندارند. از اول تا آخر قرآن اگر نگاه كنيم يك مورد هم پيدا نمي‌كنيم كه خداوند در روز جزا تبعيضي قائل شود. « اني لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي بعضكم من بعض»(آل عمران/ ۱۹۵) « من عمل هيچ كدام از شما را ضايع نمي‌كنم. مذكر باشيد يا مونث» به اين قاعده آمره قرآني است. ملاك در قيامت تقواست نه چيز ديگري. مقتضاي زمان جديد اين است كه انسان بودن انسان معيار ارزش شده است و همه اموري كه احيانا تفاوت در انسان‌ها ايجاد مي‌كند اين را منشا تبعيض حقوقي ندانسته‌اند.

عتیقه زیرخاکی گنج