• بازدید : 62 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از موضوعاتي كه پيرامون معاد مطرح است ،جسماني يا روحاني بودن آن است.بطور عمده معتقدين به معاد به سه دسته تقسيم مي شوند:
گروه نخست عموم فلاسفه وپيروان حكمت مشاء هستند كه فقط قائل به معاد روحانيند. از نظر آنان پس از مرگ، صورت و اعراض بدن انسان نابود مي‌شود و آنچه باقي مي‌ماند روح انسان است كه به عالم مجردات بازميگردد و درآن جهان يا بهره مند از لذتهاي معنوي ميگردد يا دچار عذابهاي روحاني گروه دوم عموم متكلمين و فقها و اهل حديثند كه معاد را فقط جسماني ميدانند زيرا روح در نظر آنان همچون جسم لطيفي است كه در بدن جريان دارد مانند جريان آب در گل ياجريان آتش در ذغال.
گروه سوم ازجمله بزرگان حكما و مشايخ عرفا و جمعي از متكلمين مثل غزالي و كعبي، راغب اصفهاني و بسياري از علماي شيعه مثل شيخ مفيد و شيخ طوسي قائل به معادي روحاني _ جسماني هستند و معتقدند كه نفس مجرد آدمي در روز رستاخيز به بدن خاكي وي باز ميگردد.
از آنجا كه معاد روحاني با توجه به مجرد بودن نفس قابل اثبات و پذيرفتن است و بيشتر اشكالات به امكان معاد جسماني و چگونگي آن باز ميگردد ، در اينجا دلايل اثبات معاد جسماني را بطور اجمال مورد بررسي قرار ميدهيم.
دلايل اثبات معاد جسماني 
الف_آيات دال بر معاد جسماني:
۱_ايرادات و اشكالاتي را كه مشركين دوره پيامبر مطرح ميكردند ، ناظر بر تعجب آنها و بعيد بودن خلقت دوباره بدن جسماني انسان بوده كه به اين شكل در قرآن بيان شده است : چگونه استخوانهاي پوسيده انسانها دوباره زنده ميشوند ؟ و قرآن در مقام پاسخ به اين اشكال ميفرمايد : همان خدايي كه مرتبه اول شما را آفريد، قادر است دو باره شما را خلق كند .اگر معاد روحاني بود ، پاسخ سلبي به اين ايرادات كفايت ميكرد و ديگر نيازي به اثبات معاد جسماني نبود . مانند:
و قالوا ءاذا كُنّا عظاما و رفاتا أانّا لمبعوثون خلقا جديدا … قل الذي فطركم اوّل مرّة (اسراء ، ۴۹ تا ۵۱ )
و ضرب لنا مثلا و نسي خلقه قال و من يحي العظام و هي رميم قل يحييها الذي انشاها اوّل مرّه و هو بكلّ خلق عليم (يس ، ۷۸ تا ۷۹)
أ يحسب الانسان ان لن نجمع عظامه بلي قادرين علي ان نسوّي بنانه (قيامت,۳و۴)
۲_ ذكر نمونه هاي تجديد حيات انسانها يا حيوانات در همين دنيا كه قرآن اين داستانها را نشانه هايي از معاد قرار داده است. مثل داستان حضرت ارميا يا عزير نبي و حمار وي (بقره ,۲۵۹) ونيز داستان چهار پرنده حضرت ابراهيم (بقره ,۲۶۰) وداستان اصحاب كهف (كهف ,۱۸و۱۹)
۳_بيان عذابها وپاداشهاي روحي وجسمي در كنار يكديگر 
_كلوا واشربوا هنيئا بما اسلفتم في الايام الخاليه (حاقه ,۲۴)
_ و فيها ما تشتهيه الانفس وتلذّ الاعين (زخرف ,۷۱)
_ يحلّون فيها من اساور من ذهبٍ و لولوء و لباسهم فيها حريرٌ (حج ,۲۳)
_انّ الذين كفروا بآياتنا سوف نصليهم نارا كلّما نضجت جلودهم بدّلناهم جلودا غيرها ليذوقوا العذاب انّ اﷲ كان عزيزا حكيما (نساء ,۵۶)
_ مثل الجنّه الّتي وعد المتّقون فيها انهارٌ من ماء غير اسنٍ وانهارٌ من لبنٍ لم يتغيّر طعمه وانهارٌ من خمرٍ لذة للشاربين … و لهم فيها من كلّ الثمراتِ… و سقوا ماء حميما فقطّع امعاءهم (محمّد ,۱۵)
_ هذان خصمان اختصموا في ربّهم فالذين كفروا قطّعت لهم ثيابٌ من نارٍ يُصَبّ من فوق روسهم الحميم . يُصهر به ما في بطونهم و الجلود (حج ,۱۹و۲۰)
۴_ آيات دلالت كننده بر بعثت مردگان از قبرها .واضح و روشن است آنچه در داخل قبرها وجود دارد اجسام انسانهاست نه ارواح آنها .
_ انّ اللّهَ يبعث مَن في القبور (حج ,۷) 
_افلا يعلم اذا بُعثر ما في القبور (عاديات ,۹)
_ و نُفخ في الصّور فاذاهم من الاجداث الي ربّهم ينسلون 
_ و مِن آياته ان تقوم السماء و الارض بامره ثمّ اذا دعاكم دعوة من الارض اذا انتم تُخرجون (روم ,۲۵)
_ يوم يدع الداع الي شيء نُكُرٍ خشّعا ابصارهم يخرجون من الاجداث كانّهم جرادٌ منتشر (قمر ,۶و۷)
۵_ آياتي كه دلالت بر سخن گفتن و شهادت دادن اعضاي بدن در روز قيامت دارند .
_ يوم تشهد عليهم السنتهم و ايديهم و ارجلهم بما كانوا يعملون (نور ,۲۴)
_ حتّي اذا ما جاوها شهد عليهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم بما كانوا يعملون (فصّلت,۲۰)
_ اليوم نختم علي افواههم و تكلّمنا ايديهم وتشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون (يس,۶۵)
۶_آياتي كه دلالت بر خلق كردن مجدّد دارد كه مربوط است به آنچه از بين رفته و نابود شده است ولي آنچه باقي ميماند روح است كه نيازي به خلق مجدّد ندارد .
_ أو ليس الذي خلق السموات و الارض بقادر علي ان يخلق مثلهم بلي و هو الخلاق العليم (يس,۳۶)
_ او لم يروا ان الله الذي خلق السموات والارض قادر علي ان يخلق مثلهم (اسرا, ۹۹)
_وقالوا ءاذا ضللنا في الارض ا انا لفي خلق جديد بل هم بلقا ربهم كافرون (سجده,۱۱)
ب: دليل عقلي و فلسفي :
عدل خداوند اقتضا ميكند كه پاداش نيكوكاران وجزاي بدكاران را فراهم كند تا در سراي ديگر پاسخي مناسب و در خور لذائذ و آلام اين دنيا بيابند .واضح است كه خوشيها و ناخوشيها ,لذتها و دردها در اين دنيا به دو دسته تقسيم ميشوند ,جسماني و غيرجسماني .مثلا كسي كه در ماه رمضان و در روزهاي گرم براي طاعت حق لب از غذا و آب ميبند , رنجي جسماني را تحمل ميكند .درمقابل رياست يا غيبت كه لذتي غير جسماني دارند.
پس بايد عذابها و پاداشها هم از هر دو نوع باشد هم جسماني وهم روحاني .
چگونگي معاد جسماني : 
در اين زمينه دو تحليل مشهور وجود دارد, يكي نظريه طينت و ديگري نظريه ملاصدرا .
نظريه طينت : در اين ديدگاه با تيره شدن خورشيد و فرو ريختن ستارگان و در نهايت با انقراض عالم و پايان يافتن عمر جهان , تمام امور دنيوي با همه قوانين ومقررات تكويني اش تمام ميشود و سپس به اراده خدا ,جهان نوسازي ميشود و قوانين و مقررات جديدي بر آن حاكم ميشود .
قرآن همه جا قبل از آنكه پيرامون احياي زمين سخني بگويد ,از ريزش باران سخن گفته است و نزول آب را مايه اصلي حيات دانسته (سوره ۳۹,۴۳_سوره ۱۱,۴۳_سوره ۹,۳۵) و در روايات نيز در مورد احياي مردگان به نزول باران اشاره شده است:
_ اذا اراد الله عزوجل ان يبعث الخلق امطر السما (علي الارض) اربعين صباحا فاجتمعت الاوصال و نبتت اللحوم (امالي صدوق ,ص۱۰۷)
_ عن علي بن الحسين (ع): فتنبت اجساد الخلائق كما ينبت البقل فتتداني اجزاوهم التي صارت ترابا بعضهم الي بعض بقدره العزيز الحميد حتي انه لو دفن في قبر واحد الف ميت و صار لحومهم و اجسادهم و عظامهم النخره كلها ترابا مختلطه بعضهما في بعض لم يختلط تراب ميت بميت آخر(لئالي الاخبار .ص۴۵۶)
در واقع شكم خاك در دنيا محل پرورش تخم گل و گياه است و شكم مادر محل پرورش نطفه انسان اما در قيامت قانون تكويني انسان عوض ميشود و شكم خاك جايگزين رحم مادر ميشود . آن روز تمام مردگان دوباره در دل زمين ساخته ميشوند و از درون قبرها بيرون مي آيند.
واحد اصلي تكوين انسان در دل خاك در روز قيامت چيزي است كه در حديث امام صادق (ع) از آن به طينت تعبير شده است :
_ عن ابي عبدالله (ع) :سُئل عن الميت يَبلي جسده , قال نعم حتي لايبقي له لحم ولا عظم الّا طينته التي خُلق منها فانها لاتبلي تبقي في القبر مستديرة حتي يُخلق منها كما خلق اوّل مرة (اصول كافي ,ج۳,ص۲۵۱)
نظر مرحوم فلسفي : ما نمي دانيم حقيقت طينت چيست ؟ و اين اصل ثابت و معيار شخصيت انسان چگونه است ؟ اما از كلام امام برمي آيد كه طينت با تحولات جسم در طول زندگي از ميان نمي رود و با متلاشي شدن اعضاي بدن درقبر , نابود نمي گردد ,بلكه درزمين باقي مي‌ماند تا ساعت قيامت فرا رسد و هر انسان از طينت اوليه خود دوباره آفريده شود .
نظر علامه مجلسي : صاحبان مسلكهاي مختلف اين حديث را به معنايي كه با مسلكشان سازش دارد حمل مينمايند . بعضي كلمه مستديره را اشاره به عدم تقسيم آن ميدانند و در نظر بعضي ناظر به تغييرات و تحولاتي است كه در طينت پديد مي آيد و بعضي گفته اند به معناي پيوسته باقي وپايدار است.
_نظر مرحوم نراقي : مراد ازطينت هر انسان ,ذره ايست از ذرات كه در ازل مورد سوال الهي قرار گرفته است و در قرآن به آن اشاره شده است .بر اين اساس جزء اصلي هر انسان همان ذره است كه اصل ثابت اوست و بقيه اجزا به آن پيوسته اند اين جزئ اصلي بر اساس تحولات و دگرگونيهايي كه بر انسان عارض مي شود ,از ميان نميرود و همچنان باقي است تا در قيامت اجزاي تن به اين ذره پيوند يابند و بدن ساخته شود .
از اين ديدگاه اگر چه در نظام تكوين ولادت انسانها بصورت تدريجيست ولي در قيامت زنده شدن خلق اولين وآخرين ,دفعي است و همه مردم به فرمان آفريدگار در رحم زمين با نفخ صور ساخته مي‌شوند و همه با هم با نفخ صور از شكم خاك بيرون مي آيند .
از صريح آيات و اخبار به‌ دست مي آيد كه قانون تكوّن مردم در عالم آخرت مانند قانون حيات نباتات و زنده شدن سبزه وگياهان است :
_ و هو الذي يُرسل الرياح بُشرا بين يدي رحمته حتي اذا اقلّت سحابا ثقالا لبلدٍميتٍ … كذلك نُخرج الموتي لعلكم تذكرون (سوره۵۷,۷)
در اينجا خداوند رستاخيز قيامت و احياي مردگان را به زنده شدن زمين مرده و روييدن گياهان تنظير نموده است و بدين وسيله , وضع تازه اي را در چگونگي تكوّن بشر اعلام مي‌دارد .
نظريه ملا صدرا : صدرالمتالهين در موضوع معاد دو ايستار اتّخاذ كرده است ,يكي ايستار فلسفي و ديگري ايستار وحياني.
نظر فلسفي ملاصدرا :
نظر وي بعد از تمهيد مقدّمات و اصول و تلاشهاي وسيع فكري و فلسفي و عرفاني اين است كه: نفس بعد از مفارقت از بدن عنصري, هميشه خيال بدن دنيوي خود را مي‌نمايد چون قوه خيال بعد از موت در نفس باقي است و همين كه خيال بدن خود را نمود, بدني مطابق بدن دنيوي از نفس صادر ميشود و نفس با چنين بدني كه از قدرت خيال ,بر اختراع بدن فراهم شده است, در معاد محشور خواهد شد و ثواب و عقاب او با همين بدن است. در حقيقت بدن اخروي به منزله سايه و پرتوي از نفس است .
نظر وحياني ملاصدرا :
ملاصدرا خود ميگويد :حق اين است كه آنچه در معاد باز ميگردد بعين همين بدن مشخص انساني است كه مرده است و با همان اجزاي عنصري نه مانند آن. به گونه اي كه هر كس او را ببيند ميگويد, اين همان كسي است كه در دنيا مي‌زيسته است و هر كس منكر اين گونه معاد باشد, منكر شريعت شده است و منكر شريعت از نظر عقل و شرع كافر است و نيز هر كس بگويد بدني مانند بدن نخست وليكن با اجزايي ديگر باز خواهد گشت , نيز در حقيقت معاد را انكار كرده است .چنين كسي شماري از نصوص قرآني را بايد انكار كند. وي معتقد است , اين اندازه كافي نيست كه بگوييم در آن جهان جسم برزخي باز ميگردد و معاد با آن واقع مي‌شود بلكه لازم است معتقد باشيم به بازگشت بدن عنصري دنيوي, چنانكه همين معنا در اذهان مسلمانان بلكه همه اهل اديان مركوز است.

نظريه آقاعلي مدرس (حكيم زنوزي ) :
وي در حواشي اسفار، با معاد مثالي مخالفت مي‌كند و براي معاد جسماني به بيان فلسفي طرحي ديگر در مي اندازد. خلاصه نظر ايشان اين است كه بدن پس از مرگ نيز به گونه اي متوجه روح است و بدين گونه به كلّي محكوم به حكم تعطيل نخواهد بود . از اين رو خود به حركت جوهري تكامل مي‌يابد و به سوي نور حركت ميكند و مستعدّ تعلق روح به آن در نشئه آخرت ميشود, پس همين بدن دنيوي در آخرت حضور خواهد داشت .
نظر وي به معاد قرآني از نظريه معاد مثالي نزديك‌تر است . شيخ محمد تقي آملي (متوفي ۱۳۹۱ق) در مورد معاد مثالي ميگويد :اين نهايت تحريري است كه مي‌توان درباره معاد در اين مشرب فلسفي بيان كرد, ليكن انصاف اين است كه اين معاد عينا همان منحصر دانستن معاد است به معاد روحاني ولي با مخفيكاري در عبارت . آنچه محشور مي‌شود خود نفس است . نهايت امر اينكه يا نفس خود براي خود , يك بدن مثالي (برزخي وصرفا داراي شكل نه جرم ) ايجاد ميكند كه قائم به نفس است به قيام صدوري (نه قيام تدبيري ) و به جز اندازه و شكل هيچ چيز ديگر از اعضا و اجزاي بدن (عنصري دنيوي ) را دارا نيست و اين در مورد مردمان متوسط است چه از خوبان و چه از بدان , يا چنين بدني هم براي خود ايجاد نمي‌كند و اين در مورد كاملان و مقربان است كه نيازي به بدن ندارند و قسم به جانم كه اين معاد مخالف است با آنچه شرع مقدس درباره معاد جسماني فرموده است.
شبهات معاد جسماني (۱)
پيش از اين گفتيم که بر اساس دلايل قطعي و صريح قرآني، جريان قيامت و معاد انسان‌، همراه با بعد جسماني او بوده و آن گونه که از ظاهر برخي از آيات قرآن و احاديث پيشوايان اسلام بر‌ مي‌آيد، انسان‌ها در قالب همان بدني که در دنيا با آن زندگي کرده‌اند، از قبرها بيرون آمده و پا به صحنه‌ي محشر خواهند گذاشت. اين همان نکته‌اي است که بيشترين حساسيت را در ميان مخالفان و منکران معاد برانگيخته و مبناي بسياري از اشکالات و اعتراضات در رابطه با اعتقادات اسلامي بوده است. با اندکي تامل در ابعاد و لوازم چنين اعتقادي، خود ما نيز ممکن است به فکر فرو رويم و با پرسش‌هاي جدي و بي‌پاسخي روبرو شويم. اين در حالي است که اگر کسي معتقد باشد معاد روحاني است و تنها اين روح انسان است که در سراي ديگر براي پاداش و جزا حاضر مي‌شود، با هيچ کدام از آن اشکالات و پرسش‌هاي پيچيده مواجه نخواهد شد. در اين بخش تلاش خواهيم کرد برخي از اشکالات و شبهاتي که در رابطه با جسماني بودن معاد مطرح شده را به اختصار بيان و بررسي کنيم.
البته همان گونه که پيش از اين گذشت، در رابطه با جسماني بودن معاد، ديدگاه‌هاي گوناگوني مطرح بود که توجه به آنها در اين بحث بسيار کارگشا خواهد بود. چرا که بر اساس هر يک از آن ديدگاه‌ها اشکال و پرسش خاصي مطرح و يا پاسخ گفته مي‌شود.
۱ ـ شبهه‌ي اعاده‌ي معدوم:
يکي از اشکالاتي که در رابطه با معاد جسماني مطرح شده، اين است که جسم انسان با مرگ نابود و معدوم مي‌شود. از طرف ديگر بر اساس آنچه در فلسفه ثابت شده مي‌دانيم که اعاده‌ي معدوم ممکن نيست. بنا بر اين، ديگر امکان ندارد آن جسم معدوم شده، بار ديگر در قيامت اعاده شود و به حالت اول بازگردد.
متکلمان در پاسخ به اين اشکال مي‌گويند: جسم انسان با مرگ، نست و نابود نمي‌شود؛ بلکه نهايتا پوسيده و متلاشي شده و در نقاط مختلف پراکنده مي‌شود. پس چيزي معدوم نشده که در قيامت بخواهد اعاده شود. آنچه در قيامت اتفاق مي‌افتد، جمع شدن اجزاي تبديل شده و پراکنده شده‌ي بدن انسان است. 
گروه ديگري خواسته‌اند با وجود توجه به نابود نشدن جسم، بازگشت آن در قيامت را اعاده‌ي معدوم بدانند. چرا که آنان معتقدند به هر حال آن صورت و ترکيب قبلي (با همانويژگي‌ها و خصوصيات) معدوم شده و ايجاد و بازگشت آن، نوعي اعاده‌ي معدوم است. اما اگر در حرف متکلمان دقت شود، روشن خواهد شد که آنان به هيچ وجه معتقد به بازگشت جسم انسان با همان خصوصيات زماني و مکاني نيستند. بنا بر اين به نظر مي‌رسد اشکال اعاده‌ي معدوم، از قوت و استحکام زادي براي مقابله با اعتقاد به جسماني بودن معاد برخوردار نيست.

عتیقه زیرخاکی گنج