• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲اسلاید قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهاني شدن چه تاثيري بر توسعه و پيشرفت علوم خواهد داشت؟
سياست بين الملل چه تاثيري بر جهاني شدن خواهد داشت؟
جهان سوم چگونه مي تواند به رشد برسد؟
جهاني شدن چه تاثيري بر روند فنآوري در كشورهاي اسلامي دارد؟
آيا دانشمندان جهان سوم و يا مسلمانان مي توانند با يكديگر كار كرده و به توسعه دلخواه برسند؟
بررسي و دسته بندي مخاطرات و فرصت هاي جهاني شدن از نگاه مسلمانان چيست؟
تعامل مابين روندهاي منطقه اي و روندهاي جهاني آيا امكان پذير است؟
آيا جهاني شدن مي تواند به جهان سوم كمك كند؟
نظريه وابستگي متقابل و ارتباط آن با اخذ تكنولوژي چگونه تحليل مي گردد؟
موضوع نفوذ رهبران در جهان سوم براي اجراي هرگونه بر نامه توسعه آيا جدي است؟
روندهاي كلي در جهان معاصر:
در جهان امروز چهار روند كلان به چشم مي خورد:
جهاني سازي
منطقه گرايي
دمكراسي گرايي
افول سكولاريسم
شرايط استثنايي امروز چهار دليل دارد:
 اول: رشد سريع وابستگي متقابل بين المللي 
دوم: صحنه بين المللي بلحاظ بيشتر شدن بازيگران در حال بيشتر بهم ريخته شدن است.
سوم: تغييرات در اوضاع اقتصادي، سياسي و اجتماعي با سرعت بيشتري در حال انجام شدن است. 
چهارم: موضوع بزرگي و عظمت نتايج عملكرد هر واحد سياسي در صحنه بين المللي است.
واژه جهاني (global) بيش ازچهارصدسال قدمت دارد
كلماتي چون Globalization، Globalize، Globalizing از حدود ۱۹۶۰ رواج پيدا كردند.
فرهنگ وبستر نخستين فرهنگي بود كه تعاريفي براي واژه هايglobalization, globalism در سال ۱۹۶۱ ارائه داد.
واژه globalization تا اواسط دهه ۱۹۸۰ از اعتبار علمي چنداني برخوردار نبود ولي از آن به بعد كاربرد اين مفهوم كاملا” جهاني شده است.
رابرتسون  = كوچك شدن جهان، تشديد آگاهي درباره جهان به عنوان يك كل،                       وابستگي متقابل و واقعي جهاني و آگاهي از اين يكپارچگي
گيدنز     = جهاني شدن نتيجه مستقيم نوسازي است. تسهيل تعاملات اجتماعي و در                      نتيجه پيوند امور محلي به امور جهاني
هاروي    = تراكم زمان و مكان (كوتاه شدن زمان و كوچك شدن مكان) و تبديل                      جهان به يك ميدان واحد
بك        = زندگي در جامعه ريسكي، مهار ريسكها مستلزم همكاري در سطح جهاني است
آلبرو      =    دگرگوني گسترده در جهان
امين       = جهاني شدن واقعيتي مثبت و پيشرفتي تاريخي است، بايد ويژگيهاي انساني                      را به آن داد و با مشاركت فعال در آن شرايط جهاني شدن را اصلاح كرد.
اسكلير     = عملكردهاي فراملي توسط بازيگران غيردولتي در فراسوي مرزها در سه حوزه                     اقتصادي، سياسي و فرهنگي-ايدئولوژيك
مارتين خور= جهاني شدن يعني همان واژه قديمي “استعمار”
كاكس     = بين المللي شدن توليد، تقسيم كار جديد بين المللي، جنبش مهاجرت از جنوب به شمال،                    فضاي جديد رقابتي
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی ارشد رشته زبان وادبیات فارسینیایش و ستایش معبود در اشعار شاعران برجسته سبک عراقی (نظامی، عطار، مولوی، سعدی، حافظ)  را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم  . این پروژه پایان نامه در قالب ۲۲۴ صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیزدرمقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب در اختیار شما قرار میگیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .
در بدو شیوع شعر فارسی در میانه اغاز قرن سوم و ابتدای قرن پنجم هجری ، مملکت عراق در زیر اسیتلای شدید ادبیات عربی قرار داشته و به حکم قرب جوار عراق با بغداد و توجه ادبا و شعرا و نویسندگان عرب یا موالی به دربار پادشاهان عراق و فارس ، ادبیات عرب در این قطر ایران بیشتر از قسمت شرقی ان رونق یافته چنان که از پادشاهان ال بویه یکی عضدالدوله  است که خود شعر عربی گفته و دربار وی از شعرایی مانند متبنی اراسته بوده است. 
سبک عراقی همه جا مقابل سبک خراسانی متظاهر می شود ، نه از این بابت که عراقی یاخراسانی در ذوق و سلیقه ادبی تفاوت داشته باشند ، بلکه این معنی – یعنی این دوئیت طرز و شیوه – همانا مربوط به زمان است . زمانی که شاعری عراقیان طلوع کرد طرز سخن گفتن و چیز نویسی به زبان فارسی با دوره شاعری شعرای خراسان تفاوت کرده بود.
از ظهور دولت سلجوقیان در خراسان و عراق ، شیوه نظم و نثر با سابق رفته رفته تفاوت یافت. در این دوره سجع در نثر فارسی به تقلید عرب عمومیت پیدا کرد. تمثل و استشهاد به شعر عربی و فارسی که در نثر فارسی قدیم مرسوم نبوده رسم شد… سلیقه شاعری از هر حیث در نثر رسوخ یافت و از طرفی در نظم هم تفاوت هایی صریح پیدا امد. اصطلاحات علمی در شعر داخل شد . برخی از لغات عربی که در شعر قدیم ممنوع بود در شعر عهد سلجوقی در امدند. کنایه و استعاره و ایهام ونغز و معما و اغراقات بسیار در شعر وفور یافت. مضمون پروازی به حکم امتداد ادوار شاعری مشکل شده و ناچاردست به مضامین بار یک و خیال پردازی زده، و شعر از سادگی و حالات طبیعی خود اندکی انحراف پیدا کرد.                                                                         
خضوع و خشوع در نزد ممدوح و معشوق هر دو شدت گرفت . ترکیب لغات و ساختن جملات کوتاه مرکبه و به هم بافتن  دو الی سه کلمه برای ادای یک معنی در شعر معمول شد. و به همین سبب غزل ها لطیف تر شده و قصاید مصنوع تر ، ولی از حیث سادگی و جزالت و احیانا فخامت لفظ و معنی قدری کنترل کرد. و چنان که گفتیم این حالات مولود زمان بود نه مکان ، چه در ان عصر شعرای خراسان از قبیل امامی هروی،  کمال خجندی ، شمس طبسی ، سیف اسفرنک نزاری ، و غیر هم نیز همان طریقه را داشتند که شعرای عراق و فارس و اذربایجان.
سبک عراقی در تاریخ شعر فارسی دری به مجموعه خصوصیاتی اطلاق می شود که در آثار بیشتر شاعران از نیمه دوم تا قرن ششم تا اواخر قرن نهم به وجود آمد. 
حمله مغولان به ایران و دگرگونی کامل اوضاع اجتماعی، یکسره سبک خراسانی را محو کرد و سبک عراقی را جانشین آن نمود. در این زمان کانون های فرهنگی از خراسان به عراق منتقل شد و شاعران و نویسندگان بیشتر از شهرهای عراق بودند. 
در اصطلاح جغرافیای قدیم نواحی مرکزی و غربی ایران یعنی ری، اصفهان ،همدان ،فارس، آذربایجان عراق نامیده می شد ، لذا این سبک به عراق معروف شده است. 
سبک عراقی به لحاظ تاریخی دوره مغولان و ایلخانان و تیموری را در بر می گیرد.
سبک عراقی دو مختصه مهم دارد و آن عرفان و غزل است. 
عرفان در قرن هفتم در آثار عطار و مولوی و حافظ به اوج خود می رسد و در قرن نهم و دهم بیشتر توضیح نکات عرفانی و اصطلاحات عجیب و غریب و پیچیده رواج می یابد، همان طور که در گلشن راز شیخ محمود شبستری و لوایح جامی مشاهده می گردد. 
غزل قالب مسلط در سبک عراقی است؛ درقرن هفتم قصیده به شدت در مقابل غزل عقب نشست و غزل عاشقانه سپس عارفانه به حد کمال رسید.
عمده ترین شاعران قرنهای هفتم و هشتم و نهم عبارتند از: 
الف) قرن هفتم (غزل عاشقانه- عارفانه) : کمال اسماعیل، سعدی، عطار،مولوی،عراقی، امیرخسرو دهلوی و حسن دهلوی 
ب) قرن هشتم (تلفیق غزل عاشقانه- عارفانه) : اوحدی مراغه ای،خواجوی کرمانی،عماد فقیه کرمانی،سلمان ساوجی،ناصر بخارایی،حافظ 
ج) قرن نهم : قاسم انوار تبریزی،شاه نعمت الله ولی،مغربی تبریزی و جامی. 
با اشاره ای خلاصه به مختصات شعر سبک عراقی، این بخش را به پایان می برم. نخستین ویژگی سبک عراقی، زبان آن است که بر اثر آمیختن با زبان لهجه های مرکزی و شمالی ایران و همچنین زبان عربی که در این مناطق رواج بیشتری داشته ، تفاوت کلی با زبان شعر سبک خراسانی یافته است.
این تغییر زبان شعر، از روی وفور لغات و اصطلاحات ترکی که نتیجه مستقیم حمله مغول و سلطه آنان بر ایران بود، مشخص می شود. 
وجود ترکیبات تازه از ویژگی های این سبک است. توجه شاعران پیرو این سبک به آوردن مضمون ها و افکارو معانی دقیق و باریک و تسلط شاعران به علوم و فنون عصر خود که برای سبک عراقی ضروری بود، باعث شده که بر دیوانهای شاعران سبک عراقی شرح ها نوشته شود. 
شاعران پیرو سبک عراقی از میان قالب های شعری بیش از همه به غزل و مثنوی به صورت منظومه های داستانی توجه داشته اند.
از نظر فکری معشوق در شعر عاشقانه این سبک آن چنان والاست که با معبود اشتباه می شود و طرح مسائل عرفانی از قبیل وحدت وجود، تفوق عشق بر عقل، مسئله تجلی و ظهور،ستایش شراب و بی خودی و نیز حمله به زاهد و صوفی در این سبک مرسوم بوده است. ادبیات این دوره ادبیاتی درون گرا، عشق گرا،محزون و غیر رئالیستی است. 
در این بخش مطرح ترین شاعران این سبک را به عنوان نمایندگان برجسته سبک عراقی معرفی می نمایم که عبارتند از : عطار، مولوی، سعدی، حافظ 
شعرای معروف سبک عراقی:
کمال الدین اسمعیل اصفهانی ، مجیر الدین بیلقانی ، رشید الدین اخسیکتی ، امامی هروی ، همام تبریزی ، سعدی شیرازی ، مجد الدین بن همگر شیرازی ، اوحدی مراغه ای ، حافظ شیرازی ، سلمان ساوجی ، مکتبی شیرازی ، عبد الرحمان جامی ، هلالی جغتایی استر ابادی. 

پیشینه نیایش های منظوم فارسی
رواج غزل سرایی
شعر مدحی یا شعر درباری با حمله مغول از بین نرفت بلکه ضعیف شد و مدتها در این ضعف باقی ماند وبر اثر آن طبعاً از رواج قصیده سرایی کاسته شد و به همان نسبت که در قرن هفتم و هشتم قصیده از ردیف اول شعر فارسی به عقب می رفت غزل راه پیشرفت را طی می کرد . در ابتدای سده هفتم و نوع غزل عاشقانه و عارفانه را در راه کمال می یابیم.غزل عرفانی آغاز قرن هفتم را به تمام و کمال، باید در دیوان عطار نیشابوری یافت، همچنانکه غزل عاشقانه به وسیله سعدی به کمال خود رسید. سعدی در غزل های خود با زبان شیرین و سخن لطیف و بیان سهل و مضمون های تازه، کاری را که از رودکی شروع شده بود به نهایت رساند، به طوری که بعد از او هیچ کس در این شیوه جای وی را نگرفت و غزل های او در همه دوره های بعد از وی به وسیله شاعران بزرگ مورد استقبال قرار گرفت.
شیوه یی که عطار در غزل عرفانی ایجاد نموده بود هم دنبال می شد و این دنباله روی در سخن چند شاعر منجر به وصول مرحله هایی از کمال و حتی ابداع شیوه های نو می گردید.
یکی از کسانی که به ِپیروی از عطار برخاست فخرالدین ابراهیم عراقی است همزمان با او شاعر و متفکر بزرگ ایران جلال الدین محمد بلخی رومی در ساختن غزل های شیوای عرفانی دنبال کار عطار را گرفت و سرآمد غزل گویان عرفانی در تمام دوره های ادب فارسی گردید . در همین روزگار سیف الدین محمد فرغانی عارف و شاعر مشهور نیز به ذکر معانی عرفانی پرداخت. 
تا بخش بزرگی از قرن هفتم غزل های عارفانه و عاشقانه ، جز در سخن بعضی از شاعران که چاشنی از عرفان پذیرفته بودند از یکدیگر جدا بود ولی از آن پس این دونوع غزل با هم در آمیخت و از این آمیزش شیوه یی نو در غزل به ظهور پیوست و اندیشه های عالی عرفانی و نکته های وعظی و حکمی با زبان لطیف شاعران غزل گو همراه شد.
این شیوه از غزل فارسی مخصوصاً در سخن لسان الغیب حافظ شیرازی به حد اعلای کمال رسید. 

نوع ادبی مناجات
از آن جا که در راز و نیاز با خداوند مایه های قوی احساسی و عاطفی وجود دارد ماهیت مناجات از دیدگاه انواع ادبی، غنایی است. 
مناجات های منظومه فارسی نیز که سرشار از احساس و عاطفه است در زمره اشعار غنایی قرار می گیرد و اما از آنجا که محرک شاعر اندیشه دینی است ، در آنها آمیزه ای از تعلیم هم دیده میشود. 
دکترعبدالحسین زرین کوب در این باره می گوید:« شعر دینی، حتی در شکل غنایی آن که ادعیه است و مناجات – رنگ تعلیم دارد .آنچه در این گونه اشعار محرک شاعر است البته جلب اعجاب و تحسین مخاطب نیست ، فکر دینی است و مساله پناه آوردن انسان به دنیای باطن.»  
نیایش های منظوم فارسی علاوه بر جنبه احساسی و عاطفی، نوعی آموزش دینی دارد بنابراین سزاوار است نوع ادبی مناجات های فارسی را غنایی– تعلیمی بنامیم.



خدا از دیدگاه عرفا
مساله خدا مهم ترین مساله علوم الهی و انسانی خصوصاً علم عرفان است. در واقع محور این علوم ذات اقدس اله است. از میان همه علوم فقط علم عرفان موضوعش اسماء و صفات الهی است و چون شرف علوم به شرف موضوعاتش است و همه چیز شرافتشان را از خدا گرفته و او شریف ترین چیز است ، لذا علم عرفان را اشرف علوم نامیده اند. مساله خدا در عرفان و فرمایشات عرفا از چند بعد مطرح گردیده است. 
الف) عدم امکان شناخت خدا:
دلیل اول : ضعف انسان
دلیل دوم : عدم ضد
دلیل سوم : بی مثل و مانند بودن خداوند
ب ) نحوه شناخت خدا:
اسماء و صفات 
صفات لطف و قهر
انسان و اسما

عواطف حاکم در نیایش ها 
در نیایش ها بسته به حالات مختلف نیایشگر ممکن است عواطفی چون شادی و غم، بیم و امید ، عجز و ناتوانی و یا صمیمیت و دوستی جلوه گری نماید، اما روح کلی حاکم بر همه نیایش ها معمولاً احساس عجز و ناتوانی است. آدمی با خدای خود سخن می گوید عجز خود را ابراز می کند. بی نیازی خالق و نیازمندی خود را مطرح می کند. گفته اند فایده دعا اظهار نیازیست پیش خداوند.  
شاعران نیایشگر، گاهی این احساس خود را در مناجات ها به صراحت بیان داشته اند. سنایی از درماندگی خود این گونه سخن می گوید:
یارآنی که بی خرد نبود               وان آنی که آن خود نبود
من چو درمانده ام درم بگشای      ره چون گم کرده ام رهم بنمای 
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
نقش خازنها به عنوان المان هاي الكتريكي و الكترونيكي كارآمد در صنايع مربوط به توليد و انتقال و توضيع امروزي غير قابل انكار است بگونه اي كه ديگر هرگز نمي توان چنين صنايعي را بدون وجود خازنهاي نيرو متصور شد.از اين رو شناخت كامل خازنها و عوامل تاثير گذار برآنها و حفظ و نگهداري و نظارت دقيق بر آنها ، براي افزايش طول عمر خازن ها و كار كرد بهينه آنها امري است الزامي و اجتناب ناپذير
درسالهاي اوليه هارمونيكها در صنايع چندان رايج نبودند.به خاطر مصرف كننده هاي خطي متعادل. مانند : موتورهاي القايي سه فاز،گرم كنندها وروشن كننده هاي ملتهب شونده تا درجه سفيدي و ….. اين بارهاي خطي جريان سينوسي اي در فركانسي برابر با فركانس ولتاژ مي كشند. بنابراين با اين تجهيزات اداره كل سيستم نسبتا با سلامتي بيشتري همراه بود. ولي پيشرفت سريع در الكترونيك صنعتي در كاربري صنعتي سبب بوجود آمدن بارهاي غير خطي صنعتي شد. در ساده ترين حالت ، بارهاي غيرخطي شكل موج بار غير سينوسي از شكل موج ولتاژ سينوسي رسم مي كنند (شكل موج جريان غير سينوسي).
پديدآورنده هاي اصلي بارهاي غير خطي درايوهاي AC / DC ، نرم راه اندازها ، يكسوسازهاي ۶ / ۱۲ فاز و … مي باشند. بارهاي غيرخطي شكل موج جريان را تخريب مي كنند. در عوض اين شكل موج جريان شكل موج ولتاژ را تخريب مي نمايد. بنابراين سامانه به سمت تخريب شكل موج  در هر دوي ولتاژ و جريان مي شود. در اين مقاله سعي شده است تا بزباني هرچه ساده تر توضيحي در مورد نحوه عملكرد هارمونيك ها و راه كاري براي دوري از تاثير گذاري آنها بر خازنها ي نيرو ارائه شود.
اساس هارمونيك ها :
اصولا هارمونيك ها آلوده سازي شكل موج را در اشكال سينوسي آنها نشان مي دهند. ولي فقط در مضارب فركانس اصلي . تخريب شكل موج را مي توان در فركانس هاي مختلف (مضارب فركانس اصلي) بعنوان يك نوسان دوره اي بوسيله آناليز فوريه تجزيه و تحليل كرد. در حال حاضر هارمونيكهاي فرد و زوج و مرتبه ۳ در اندازه هاي مختلف ضرايب فركانس هاي مختلف در سامانه هاي الكتريكي موجودند كه مستقيما تجهيزات سامانه الكتريكي را متاثر مي سازند. در معنايي وسيعتر هارمونيكهاي زوج و مرتبه ۳ هريك تلاش مي كنند كه ديگري را خنثي نمايند. ولي در مدت زماني كه بار نا متعادل است اين هارمونيك هاي زوج و مرتبه ۳ منجر به اضافه بار در نول و اتلاف انرژي شديد مي شوند. با تمام احوال هارمونيك هاي فرد اول مانند هارمونيك پنجم ، هفتم ، يازدهم ، سيزدهم و …. عملكرد اين تجهيزات الكتريكي را تحت تاثير قرار مي دهند. براي فهم بهتر تاثير هارمونيك ها ، شكل زير تاثير تخريب هارمونيك پنجم بر شكل موج سينوسي را نشان مي دهد :
 
هارمونيك هاي ولتاژ و جريان تاثيرات متفاوتي بر تجهيزات الكتريكي دارند. ولي عموما بيشتر تجهيزات الكتريكي به هارمونيكهاي ولتاژ بسيار حساس اند. تجهيزات اصلي نيرو مانند موتورها، خازن ها و غيره بوسيله هارمونيكهاي ولتاژ متاثر مي شوند. به طور عمده هارمونيكهاي جريان موجب تداخل مغناطيسي (Magnetic Interfrence) و همچنين موجب افزايش اتلاف در شبكه هاي توزيع مي شوند. هارمونيكهاي جريان وابسته به بار اند ، در حالي كه سطح هارمونيكهاي ولتاژ به پايداري سامانه تغذيه و هارمونيكهاي بار (هارمونيكهاي جريان) بستگي دارد. عموما هارمونيك هاي ولتاژ از هارمونيك هاي جريان كمتر خواهند بود.     
تشديد:
اساسا تشديد سلفي – خازني در همه انواع بارها مشاهده مي شود. ولي اگر هارمونيك ها در شبكه توضيع شايع نباشند تاثير تشديد فرونشانده مي شود.
در هر تركيب سلفي – خازني چه در حالت سري و چه در حالت موازي ، در فركانسي خاص تشديد رخ مي دهد كه اين فركانس خاص فركانس تشديد ناميده مي شود. فركانس تشديد فركانسي است كه در آن رآكتنس خازني (Xc) و رآكتنس القايي (XL) برابر هستند.
براي تركيبي مثالي براي بار صنعتي كه شامل اندوكتانس بار و يا رآكتنس ترانسفورماتور كه بعنوان XL عمل مي كند و رآكتنس خازن تصحيح ضريب توان كه بصورت Xc خودنمايي مي كند فركانس تشديدي برابر با LC خواهيم داشت . رآكتنس خازني متناسب با فركانس كاهش مي يابد (توجه : Xc با فركانس نسبت عكس دارد). در حاي كه رآكتنس القايي متناسب با آن افزايش مي يابد (توجه
: XL با فركانس نسبت مستقيم دارد).اين فركانس تشديد به سبب متغير بودن الگوي بار متغير خواهد بود. اين مساله براي ظرفيت خازني ثابت كل براي اصلاح ضريب توان پيچيده تر است. براي درك صحيح اين پديده لازم است دو نوع وضعيت تشديد شامل حالت تشديد سري و حالت تشديد موازي مورد توجه قرار گيرند. اين دو امكان در زير توضيح داده مي شوند.
تشديد سري:
يك تركيب سري رآكتنس سلفي – خازني ، مدار تشديد سري شكل مي دهد كه در شكل زير نشان داده شده است.
 
به خاطر تركيب سري سلف و خازن ، در فركانس تشديد امپدانس كل به پايين ترين سطح كاهش مي يابد و اين امپدانس در فركانس تشديد طبيعتي مقاومتي دارد. بنا براين در فركانس تشديد رآكتنس خازني و رآكتنس سلفي (القايي) برابر هستند.اين امپدانس پايين براي توان ورودي در فركانس تشديد ، افزايش تواني جريان را نتيجه مي دهد.شكل داده شده زير رفتار امپدانس خالص در وضعيت تشديد سري را نشان مي دهد.
 
در كاربري صنعتي رآكتنس ترانسفورماتور قدرت به علاوه خازنهاي اصلاح ضريب توان در سمت ولتاژ پايين به عنوان يك مدار تشديد موازي براي سمت ولتاژ بالاي ترانسفورماتور عمل مي كند. اگر اين فركانس تشديد تركيب سلف و خازن بر فركانس هارمونيك شايع در صنعت منطبق شود ، بخاطر بستري با امپدانس پايين ارائه شده توسط خازن ها براي هارمونيك ها ، منجر به افزايش تواني جريان خازن ها خواهد شد. از اين رو خازن هاي ولتاژ پايين در سطحي بسيار بالا اضافه بار پيدا خواهند كرد كه همچنين اين عمل موجب تحميل بار اضافي بر ترانسفورماتور مي شود. اين پديده منجر به تخريب ولتاژ در شبكه ولتاژ پايين مي شود.
تشديد موازي:
يك تشديد موازي تركيبي از رآكتنس خازني و القايي است كه در شكل زير نمايش داده شده است.
 
در اينجا رفتار امپدانس برعكس حالت تشديد موازي خواهد بود كه در شكل داده شده در زير ، نشان داده شده است.در فركانس تشديد امپدانس منتجه مدار به مقداري بالا افزايش مي يابد. اين ، منجر به بوجود آمدن مدار تشديد موازي ميان خازن هاي اصلاح ضريب توان و اندوكتانس بار مي شود كه نتيجه آن عبور ولتاژ بسيار بالا هم اندازه  امپدانس ها و جريان هاي گردابي بسيار بالا درون حلقه خواهد بود.
 
در كاربري صنعتي خازن اصلاح ضريب توان مدار تشديد موازي با اندوكتانس بار تشكيل مي دهد.هارمونيك هاي توليد شده از سمت بار رآكتنس شبكه را افزايش مي دهند. كه موجب بلوكه شدن هارمونيك هاي سمت تغذيه مي شود.اين منجر به تشديد موازي اندوكتانس بار و اندوكتانس خازني مي شود. مدار LC (سلفي – خازني) مواز ي ، شروع به تشديد ميان آنها مي كند كه منجر به ولتاژ بسيار بالا و جريان گردابي بسيار بالا در درون حلقه مدار سلف – خازن (LC) مي شود. نتيجه اين امر آسيب به تمام سمت ولتاژ پايين سامانه الكتريكي است.
ايزوله كردن تشديد موازي از ايزولاسيون تشديد سري نسبتا پيچيده تر است.اساسا اين امر بخاطر تنوع بار صنعتي از زماني به زمان ديگر است كه موجب تغيير فركانس تشديد مي شود. شكل زير تاثير ظرفيت خازني ثابت و اندوكتانس متغير را نشان مي دهد. 
 
 اين تغيير مداوم فركانس تشديد ممكن است موجب تطبيق فركانس تشديد بر فركانس هارمونيك شود كه ممكن است منتج به ولتاژ بالا و جريان بالا كه سبب نقص و خرابي تجهيزات الكتريكي مي شوند ، گردد.بنا بر اين در هر دو تشديد موازي و سري خازنهاي قدرت متاثر هستند كه بكار گيري دستگاه هاي حفاظتي و ايمني را براي خازنها ايجاب مي نمايد. اين امر درك صحيح بر خازنهاي قدرت را قبل از از اعمال تصحيح بخاطر تاثير هارمونيك ها و تشديد ايجاب مي نمايد.
خازنهاي قدرت:
خازنهاي اصلاح ضريب توان نسبت به هارمونيك ها حساس اند و بيشتر عيوب خازنهاي قدرت ، عيوبي با طبيعت زير را نشان مي دهند :
هارمونيك ها – هارمونيك هاي پنجم ، هفتم ، يازدهم ، سيزدهم و …
تشديد
اضافه ولتاژ
امواج كليد زني
جريان هجومي
ولتاژ آني بازگيري جرقه
تخليه / بازبست ولتاژ
بسته به طراحي ساختاري اساسي ، حدود پايداري در مقابل اضافه ولتاژ ، اضافه جريان و هارمونيكها براي دور كردن خازن از خرابي بسيار مهم است.
اساسا خازن ها امواج كليد زني توليد مي كنند كه عموما به عنوان جريان هجومي و اضافه ولتاژ آني دسته بندي مي شوند.
جريان هجومي پديده اي است كه هنگام به مدار وصل كردن خازن ها رخ مي دهد. امپدانس ارائه شده توسط خازن طبيعتا بسيار كم و مقاومتي است. اين امر منجر به جريان هجومي به بزرگي ۵۰ تا ۱۰۰ برابر جريان اسمي مي شود كه از خازن عبور مي كند ، اما چرا از خازن؟ زيرا امپدانس ترانسفورماتور در زمان روشن كردن خازن ها فقط در مقابل شار جريان مقاومت مي كند.
اين امر هنگامي پيچيده تر مي گردد كه در تركيب موازي بانك خازني ممكن است جريان هجومي كليد زني به سطحي بالاتر از ۲۰۰ تا ۳۰۰ برابر جريان اسمي برسد. اين جريان هجومي نتيجه تخليه خازن هاي از پيش شارژ شده موازي با آن مي باشد. در زير اين مطلب نشان داده شده است.نوعا جريان هجومي علاوه بر تخريب در شكل موج جريان سبب تخريب در شكل موج ولتاژ مي شود.
 
در هنگام خاموش كردن (از مدار خارج كردن) خازن ها ، بسته به شارژ ذخيره شده در آن ، اضافه ولتاژ ناگهاني بالاتري در زمان خاموش كردن خازن ها بوجود خواهد آمد كه ممكن است موجب پديد آمدن جرقه در پايه ها شود.
هنگامي كه خازن خاموش مي شود شار الكتريكي در خود نگه مي دارد و بوسيله مقاومتهاي تخليه ، تخليه (Discharge) مي شود. مدت زمان تخليه عموما بين ۳۰ تا ۶۰ ثانيه مي باشد. تا زماني كه تخليه بشكل موثري صورت نگرفته نمي توان خازنها را به مدار باز گرداند. هرگونه بازبست خازن قبل از تخليه كامل دوباره موجب افزايش جريان هجومي مي شود.
علاوه بر دستگاه هاي مسدود كننده هارمونيك ها كه با صحت خازن ها نسبت مستقيم دارند ، و در سر خط بعدي تشريح مي شوند ، دستگاه هاي تحليل برنده امواج كليد زني مثل جريان هجومي ، اضافه ولتاژ آني و غيره نياز دارند كه بطور دقيق تعريف و بررسي شوند.
دستگاه هاي مسدود كننده هارمونيك ها:
براي كاربري سالم خازن ها لازم است كه فركانس تشديد مدار LC (سلف – خازن) كه شامل ادوكتانس بار و خازنهاي اصلاح ضريب توان مي شود ، به فركانسي دور از كمترين فركانس هارمونيك تغيير داده شود. براي مثال هارمونيك هايي كه در سامانه توليد مي شوند و خازن هاي قدرت را متاثر مي سازند ، هارمونيك هاي پنجم ، هفتم ، يازدهم ، سيزدهم و غيره هستند. پايين ترين هارمونيكي كه بر خازن ها تاثير مي گذارد هارمونيك پنجم است كه در فركانس ۲۵۰ هرتز ديده مي شود. اساسا اگر خازن ها با سلف ها موازي شده باشند ، انتخاب مقدار اندوكتانس به شكل زير است :
تركيب سري LC (سلف – خازن) در فركانسي زير ۲۵۰هرتز تشديد مي كند . بنابراين در همه فركانس هاي هارمونيك ها تركيب سري سلف و خازن مانند يك تركيب سلفي عمل خواهد كرد و امكان تشديد براي هارمونيك پنجم يا هر هارمونيك بالاتري از بين مي رود. شكل زير ناميزان سازي (De – Tuning) خازن ها را نشان مي دهد.
 
اين تركيب سلف و خازن كه در آن فركانس تشديد در فركانسي دور از فركانس هارمونيك تنظيم شده است ، مدار LC (سلف – خازن) ناميزان شده
(De-Tuned) نام دارد. ضريب نا ميزان سازي نسبت رآكتنس به طرفيت خازني است. در مدار خازني ناميزان شده ، اساسا سلف مانند دستگاه مسدود كننده هارمونيك ها عمل مي كند. براي خازن ها ضريب مناسب ناميزان سازي حدود % ۷ است كه فركانس تشديد را در ۱۸۹ هرتز تنظيم مي كند.
اما ، ناميزان سازي % ۵٫۶۷ همچنين در جايي استفاده مي شود كه فركانس تشديدي معادل ۲۱۰ هرتز دارد . هر دو درجه ناميزان سازي ، مسدود كردن (بلوكه كردن) هارمونيك ها از خازن ها را تضمين مي كنند. شكل زير درجه ناميزان سازي را نمايش مي دهد.
 
 
 
بانك هاي ناميزان سازي خازن:
بانك هاي ناميزان سازي خازن نيازمند آن هستندكه با نكات اساسي زير مشخص شوند :
انتخاب درجه ناميزان سازي
محاسبه خازن كل خروجي مورد نياز
محاسبه افزايش ولتاژ بوسيله سلف هاي سري
درجه ناميزان سازي مطلوب بر پايه هارمونيك موجود است. لازم است كه هارمونيك هاي سمت بار اندازه گيري شوند تا در درجه ناميزان تصميم گيري شود.
خروجي خازن و سطح ولتاژ نياز به انتخاب صحيح بر اساس درجه ناميزان سازي دارند. براي مثال براي %۷ ناميزان سازي براي رسيدن به ۲۰۰ كيلو ولت آمپر رآكتيو خروجي (KVAR) در ۴۰۰ ولت ، نياز به آن داريم كه خازن ۲۴۰ KVAR خروجي با ولتاژ ۴۰۰ ولت انتخاب نماييم. اين بدليل افزايش ولتاژ بوسيله اندوكتانس سري است. مشابها براي رسيدن به ۲۰۰ KVAR خروجي در ولتاژ ۴۴۰ ولت به خازن هاي ۲۴۰ KVAR خروجي ۴۸۰ ولتي نياز است.
محاسبه افزايش ولتاژ به سبب رآكتنس سري ، بر اساس ناميزان سازي است و به روش زير انجام مي گيرد :
( درجه ناميزان سازي – ۱) / (ولتاژ نرمال مجاز) = ولتاژ خازن
سامانه خازني ايده آل:
براي تصحيح ضريب توان در بار صنعتي كنوني كه شامل هارمونيك ها و تشديد مي شود ، يك سامانه اتصال خازني اساسا بايد خصوصيات زير را دارا باشد :
ظرفيت خازني متغير بر اساس توان رآكتيو براي دوري از تغيير فركانس تشديد. اين امر انتخاب صحيح پنل هاي APFC را ممكن مي سازد. پنل APFC بايد خصوصيات زير را داشته باشد.
حسگرها بايد به طور مداوم سطح هارمونيك هاي ولتاژ را نمايش دهد و خازن ها را تحت زير سطوح بالاتر هارمونيك ها محافظت نمايد.
انتخاب محدوده هارمونيك هاي پنجم ، هفتم ، يازدهم ، سيزدهم و همچنين شناخت تخريب همه هارمونيك ها براي تنظيم حدود ايمن و همچنين پيش بيني تغييرات بعدي هارمونيك ها.
مونيتورينگ جريان RMS براي محافظت خازن ها تحت هر حالت تشديد.
كنترل مشخصات ، براي دوري از بكارگيري ظرفيت مازاد خازني تحت حالت كم بار.
انتخاب خازن با عمر بالا و با تضمين مشخصات زير :
ظرفيت اضافه بار : حداقل دو برابر جريان اسمي به طور مداوم و ۳۵۰ برابر آن هنگام جريان هجومي. 
قابليت پايداري در مقابل اضافه ولتاژ :بيشتر از %۱۰ و بالاتر از ولتاژ مجاز بصورت پيوسته.
قابليت پايداري در مقابل هارمونيك ها : تضمين محدوده هاي هارمونيك هاي پنجم ، هفتم ، يازدهم ، سيزدهم و همچنين براي محدوده هاي THD.
مدار سلفي De – Tuned براي مسدود كردن هارمونيك ها (الگوي هارمونيك بار بايد قبل از تعيين درجه ناميزان سازي (De – Tuning) اندازه گيري شود).
انتخاب سطح خازن و سطح ولتاژ براساس درجه ناميزان سازي.
دستگاه هاي كليدزني با تقليل دهنده هاي داخلي براي تقليل امواج كليد زني براي خازن هاي قدرت.
اساسا اين خصوصيات با مطالعه متناسب هارمونيك هاي ولتاژ بار همراه است كه تضمين مي كند كه تاثير مخرب هارمونيك ها و تشديد از خازن ها دور شود كه بدين وسيله عمر خازن ها و كارايي كل سامانه الكتريكي را افزايش مي دهد.
نتيجه گيري
علم به شرايط و خصوصيات خازن ها و عوامل موثر بر آنها از جمله هارمونيك ها نه تنها موجب افزايش امنيت و سلامتي و طول عمر آنها خواهد شد بلكه سبب كاهش هزينه هاي پيش بيني شده و نشده در بكار گيري انرژي الكتريكي مي شود.
هارمونيک ها در شبکه:
مقدمه:
 هنگامي‎‎كه استفاده از مبدل‎هاي الكترونيك قدرت در اواخر دهه ۱۹۷۰ معمول گرديد، توجه بسياري از مهندسين شركت‎هاي برق درمورد توانايي پذيرش اعوجاج هارمونيكي توسط سيستم‎هاي قدرت را برانگيخت . پيش‎‎بيني‎هاي مأيوس‎‎كننده‎‎اي از سرنوشت سيستم‎‎هاي قدرت درصورت اجازه استفاده ازاين تجهيزات انجام گرفت. درحالي‎‎كه بعضي ازاين نگراني‎ها احتمالاً بيش از حد قلمداد گرديدند، ولي بررسي مفهوم كيفيت برق مديون اين افراد به‎دليل پيگيري آنها درمورد اين مسئله مي‎‎باشد.
بروز هارمونيك در سيستم‎هاي برق اولين پيامد عناصر غيرخطي در شبكه است. به‎‎‎خاطر گسترش فزاينده استفاده از عناصر غيرخطي در سيستم‎‎هاي برق، مانند راه‎‎اندازها (درايورهاي تنظيم سرعت) و مبدل‎‎هاي الكترونيكي قدرت، مقدار هارمونيك شكل موج جريان و ولتاژ به‎‎‎طور چشمگيري افزايش يافته است و بنابراين اهميت موضوع كاملاً مشخص است. 
بررسي مسائل هارمونيك‎‎ها منجر به تحقيقاتي گرديد كه نتايج آن نقطه‎‎نظرات متعددي درمورد كيفيت برق بود. به‎‎نظر برخي از محققين، اعوجاج هارمونيكي هنوز مهمترين مسئلـه كيفيت برق مي‎‎باشد. مسائل هارمونيكي با بسياري از قوانين معمولي طراحي سيستم‎هاي قدرت و عملكرد آن تحت فركانس اصلي مغاير است. بنابراين مهندس برق با پديده‎‎هاي ناآشنايي روبرو مي‎‎شود كه نياز به ابزار پيچيده و تجهيزات پيشرفته براي حل مشكلات و تجزيه و تحليل آنها دارد. گرچه تحليل مسائل هارمونيكي مي‎‎تواند دشوار باشد، ولي خوشبختانه همة سيستم قدرت داراي مشكل هارمونيكي نيست و فقط درصد كمي از فيدرهاي مربوط به سيستم‎هاي توزيع تحت‎‎تأثير عوامل ناشي از هارمونيك‎‎ها قرار مي‎‎گيرند. مشتركين برق در صورت وجود هارمونيك‎ها مشكلات زيادتري از شركت‎هاي برق را تحمل مي‎كنند. مشتركين صنعتي كه از محركه‎‎هاي موتور با قابليت تنظيم سرعت، كوره‎‎هاي قوس الكتريكي، كوره‎‎هاي القايي، يكسوكننده‎‎ها ، اينورترها، دستگاه‎‎هاي جوش و نظاير آن استفاده مي‎‎كنند، نسبت به مسائل ناشي از اعوجاج هارمونيكي ضربه‎‎پذيرتر از بقية مشتركين مي‎باشند.
اعوجاج هارمونيكي يك پديده جديد در سيستم‎هاي قدرت به شمار نمي‎رود. نگراني ناشي از اعوجاج در بسياري از دوره‎ها درسيستم‎هاي قدرت الكتريكي جريان متناوب وجود داشته و دنبال شده است. جستجوي منابع و مطالب تكنيكي دهه‎هاي قبل نشان مي‎دهد كه مقالات مختلفي دررابطه با اين موضوع انتشار يافته است. اولين منابع هارمونيكي شناخته‎‎شده، ترانسفورماتورها بودند و اولين مشكل نيز در سيستم‎هاي تلفن پديد آمد. استفاده گروهي از لامپ‎هاي قوس الكتريك به‎‎‎دليل مؤلفه‎هاي هارمونيكي توجهات خاصي را برانگيخت ولي اين مسائل به اندازه اهميت مسئله مبدل‎هاي الكترونيك قدرت در سال‎هاي اخير نبوده است.
خوشبختانه در طي اين سال ها پژوهشگران متوجه شده اند كه اگر سيستم انتقال به نحو مناسبي طراحي گردد، به‎‎نحوي كه بتواند مقدار توان مورد نياز بارها را به راحتي تأمين نمايد، احتمال ايجاد مشكل ناشي از هارمونيك‎ها براي سيستم قدرت بسيار كم خواهدبود، گرچه اين هارمونيك‎ها مي‎توانند موجب مسائلي در سيستم‎هاي مخابراتي شوند. اغلب در سيستم‎هاي قدرت مشكلات زماني بروز مي‎كنند كه خازن‎هاي موجود در سيستم باعث ايجاد تشديد دريك فركانس هارمونيكي گردند. دراين شرايط اغتشاشات و اعوجاجات، بسيار بيش از مقادير معمول مي‎گردند. امكان ايجاد اين مشكلات در مورد مراكز كوچك مصرف وجود دارد ولي شرايط بدتر در سيستم‎هاي صنعتي به‎دليل درجه زيادي از تشديد رخ مي‎دهد.

عتیقه زیرخاکی گنج