• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش هیه شده وشامل موارد زیر است:

يعني بر تمام امورم ، ياري از خدا مي طلبم . خدائيكه ، پرستش و بندگي، جز براي او ،شايسته نيست.
خداءيكه دادرس است ،آنگاه كه از او دادخواهي شود. پذيرا و جوابگو است،هر آنگاه كه خوانده شود.
(رحمن):همان {كسي}است كه؛ به روزي بندگانش شديدا متمايل است !و مواد روزيش را از  آنان نبرد ، اگر فرمانش نبرند!   (رحيم) رحيم است ، به بندگان مؤمن . واز رحمت وي است ، كه صد رحمت آفريد! واز آن ،رحمت واحدي ، در همة آفريدگان قرار داد
الحمد و الله  رب العالمين.
بندة من مرا حمد گفت و اقرار كرد نعمتهائي كه در اختيار دارد از ناحيه من است ، و بلاهائي كه به او نرسيده بازبه لطف و تفضل من است؛و من شما فرشتگان را گواه ميگيرم كه نعمتهاي دنيائي و آخرتي او را زياد نمود ، بلاهاي آخرت راازاو دور كنم، همانطوريكه بلاهاي دنيا را ازوادور كردم.
{الحمد الاه}! چون بشناسائي همه قادر نيستند . زيرا ؛ نعم و عطاي او ؛بيش از آنست كه بشمار درآيد ه آنست كه ؛خداوند برخي از نعمي را كه ببندگانش ارزاني داشته! سر بسته- بآنها معرفي كرده است .چون ؛ تفضيلا ! بشناسائي همة آنان قادر نيستند . زيرا ؛ نعم وعطاي او ، بيش از آنست كه بشمار درآيدوشناخته شود.     {رب العالمين} مالك و خالق و روزي رسان آنها است-از آنجا كه ميدانند!واز آنجاكه نميدانند! پس ؛ روزي معلوم و تقسيم شده است .آدم بهر روش وآئين كه ميخواهد در دنيا رفتار نمايد- در هر حال وموقعيتي كه هست- روزي باو ميرسد ! تقوي تقوي دار زيادش نميكند ! وتبهكاري فاسق وفاجر، ونقصانش نمي آيد . بين بني آدم و روزيش پردهاي است!َ كه روزي،طالب وجوياي او است!تا آنجا كه اگر ؛ احدي از شما ، درطلب روزيش درنگي نمايد ، روزيش
۱

در جست او است! همچنان كه ؛ مرگ ومير بجوستجوي وي است!.
الرحمن الرحيم.
در خواست عطف وعنايت (بيشتري) است! ويادياز نعم و الطاف او است! كه،بر تمام آفريدگانش ارزاني داشته! بتفضيلي كه :بنده ام شهادت داد كه: من رحمن رحيم هستم ،من نيز شما را شاهد ميگيرم كه بهرةاورااز نعمت ورحمت خود فراوان ساخته ، نصيبش رااز عطاء وبخشش خودم بسيار مي كنم.{رحمن}همان كسي كه به روزي بندگانش شديدا متمايل است ! و مواد روزي خود را از آنان نبرد ، اگر چه فرمانش نبرند. بافراد با ايمان ، در كاهش بندگي و طاعتشان رحيم است.و بافراد كافر كيش و ناسپاس ! – كه خواستار كمك و همراهي اند ، با رفيق ومدارا ! بآنان – رحيم است.  
واز رحمت او است كه نيروي بلند شدن و غذا خوردن از كودك،گرفته است!بجاي آن تاب وتوان به مادرش داد! واو را به كودك خويش دلسوز و مهربان آفريد! تا بتربيت و پرستاريش قيام كند. و اما {الرحيم} معنايش اينست كه: او به بندگان مؤ منش رحيم است .واز رحمت او است كه صد رحمت آفريد!از آن رحمت واحدي در خلايق و همة آفريدگان قرار داد.و بآن مردم بيكديگر رحيم و دلسوزند!.و مادر به فرزندش مهربان است..
مالك يوم الدين
اقرار واعترافي است، برستاخيز و(روز) حساب ومجازات وپاداش !. واثبات
و تحكيم سلطنت و  ملك آخرت ، براي حضرت مولي سبحانه!- همانند اثبات سلطنت و ملك دنيا-و در حديث چنين است:{خدا بر اقامة روز جزا – كه همان روز حساب است – قادرو توانا است. قادر است،كه آنرا ،از زمان و قوعش جلو بيندازد!و از اوقـات بـروزش بـتاخير افكنـد! او در روز جزا –نيز
 
۲


مالك است! از اينرو ؛ بحق داوري كند !آنكه ؛دامن خويش بجور و ستم ،آلوده است! در انروز مالك 
هيچ حكم وداوري نيست ، بدانگونه كه – در دنيا- آنكه صاحب اختيار و مالك احكام ، ستم كند!.}در حقيقت ؛اوروز رستاخيز –مالك سرنوشت خلايق است و هر كه در دنيا ، از شك وترديدش اثري بجاي مانده! يا سخت به گردنكشي پرداخته است، چنين فردي را بآتش افكند! واز رنج وعذاب خداي عزوجل !برايش گريز و امتناعي نيست وهر كه در دنيا جبين كرنش وفروتني ! بر آستان او سائيده!.
وبر اين خصلت بندگانش ؛ رنگ دوام و حفاظت داده است ، برحمت بيكرانش اورا در بهشت
۲برين جاي دهد.! شما شاهد باشيد همان طور كه بنده ام اعتراف كرد به اينكه من مالك روز جزا هستم ، در آن روز كه روز حساب است، حساب اوراآسان ميكنم ، وحسنات او را قبول نموده از گناهانش صرف نظر ميكنم.
اياك نعبد و اياك نستعين.
تنها ترا ميپرستم ! اي خدائي كه نعمت فراوان و رحمت گوناگون بما ارزاني داشته اي ! با ذلت و كرنش و فروتني ! دون ريا و شهرت و جاه- خالصانه ترا فر مانبرداريم. و تنها از تو ياري مي طلبيم! بر طاعت و بندگي ات – آنچنان كه فرمودي – از تو كمك ميخواهم . واز دنيا ي خود آنچه از او نهيش كردي حذر كنيم، و تقوي پيشة خود سازيم واز شيطان كه درگاه مقدست دور است و از جن وانس گمراه كنندة سركش ،واز ستمگران آزار پيشه، بدامن عصمت و پاكي ات چنگ زنيم!..
اياك نستعين (يعني) بر طاعت و بندگي ات تنها از تو كمك مي خواهيم و در كنار زدن حيله و شر دشمنانت اي خدا!از تو كمك ميجوئيم. و آنچه بفرمائي! امر ، امر تو است. 
او است ، پروردگار جهان و جهانيان و بسوي او است بازگشت هر چيزي و براي او است ، ملك و 
۳

نعمت و رحمت دو جهان و از اينرو هر ستايش و ثنائي را شايسته! و بعد از آنكه ، نمايان ساخت كه 
بر عالميان فرض است كه بر آستانش خاضع و فروتن آيند و بطاعت و بندگي اش طوق ذلت و خواري بگردن نهد و خواست روش حق و حقيقت را درافعال و كردار بندگان – از حيث { جبر و تفويض} – بپا كند ؛ فرمود: اياك نعبد و اياك نستعين .
اشاره بر اينكه افعال بندگان براي آنها آفريده شده! آنها بياري پروردگار – بگناه و عصيان – دامن خويش نيالايند!و به نيروي او توفيق طاعت و بندگي حاصل كنند. و اشاره بر اينكه ؛ بندگي مطلوب خدا ، آن عبادت خالصي است كه از بندگي با اراده و اختيارشان ، صادر شود!- در حاليكه ؛ از خدا بر استكمال طاعت و سنت و اداي و ظيفه اش ياري بجويند ! 
اينست معني : { الامربين الامرين} كه با { اياك نعبد}، جبر از بين ميرود ، وبا { اياك نستعين}، 

تفويض!

اهدنا الصراط المستقيم.

بعد از بيان علوم ودانش همگاني و همه جانبه مبدا و معاد و روشنگري وظيفه بندگي و اظهار آخرين گفتار ممتاز مولي ، بعظيـم ترين مقاصـد و عاليـترين هدف اشاره نموده اسـت . و آن خواستن هدايت از پيشگاه مقدس خدايتعالي ! به { صراط مستقيم} است و خواستار استقامت و ثبات بر آن هدايت و آئين و خواهان رشد وكمال در دين جاوداني او ! و تمسك ، بحبل  متين او و افزون خواهي معرفت و بينش او و دوري از سلوك راه و روش گمراهان ! و دورويان و تبه كاران كسانيكه ؛ جلوه هاي دل انگيز رحمت بيكران حق از نپذيرفتند! و خشم و غضب اوليائش را بر آشفتند !. كسانيكه ؛ در آينده نزديك – بحالشان – ترا واقف وآگاه سازيم!.
اين ، گوشه اي از نواحي جامع و همگاني فاتحه در فرهنگ و علوم قراني است. آنگاه ؛ اساسي ترين و مهمترين هدف قرآني كريم – از معارف ديني و الهي و معرفه النفس – اينستكه؛ بين اصول دين و مذهب و فروعشان گرد آورد ، و ســورة مقدس فاتحه اجــمال و خلاصه آنها رادر بردارد و اصــول 
پنجگانه – توحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد را شامل است و بر عبوديت و بندگي ، دلالت دارد عبوديتي كه ؛ از آن ، جزئيات و شاخ و برگ دين ، متفرع است.
فاتحه شريف !، آئين و روش حق را واضح و روشن ميسازد!. 
اين سوره با منشور : { الحمد لاه رب العالمين ، الرحمن الرحيم ، مالك يوم الدين} ، بزرگترين وحدانيت حق را بازگو ميكند! و از قيوميت ذاتي احدي ! و ربوبيت سرمدي اش ! حكايت دارد !. و از سروري دائمي الوهيتش نغمه، سر دهد! و از ملك ازلي و ابديش، لب از كند و ار نعم و لطف بيدريغش ! {كه پيوسته شامل همگان است و رحمت فراوان كه ويژه مومنين است خبر دهد و حقيقه ؛ رحمت عام و لطف عميمش نهايت عدل و انصاف را متضمن است !- رحمتي كه ؛ در ملك و ملكوت  آفريدگانرا – جميعا – فرا گيرد و از اتصاف خدا به عاليترين مراتب كمال آگاه سازد. 
اين ، توصيف همه جانبه { صفات ذات و صفات فعل } او است كه دلالت بر رجوع و بازگشت خلايق بسوي او دارد !.( تا آنانرا كه ؛ بزشتي گرائيدند ، بجزاي كردارشان برساند ! و بآنانكه ؛ رفتار نيك، از وجودشان سر زد، نيكوترين پاداش دهد..) 
آنگاه ؛ بعد از اشاره بر عبوديت كامل و همه جانبه – در فروع-و بعد از بيان اعتقاد درست در افعال بندگان بآنان فرمان داد كه ؛ در جستجوي هدايت و راه به { صراط مستقيم} باشند . و او است راه روشنگر حق كه سالك راه خدا را بخدا ، ميرساند ! ( راهي است كه ؛) بخشنودي پروردگار، منتهي ميشود. صراط المستقيم ، جز طريق آنكه ؛ بر بندگان ، ولايت دارد ، طريق ديگر نيست.و عتبار حدوث و بقا ، نبوت وامامت ازآن منشعب ميگردد! كه زمامش را بهر دو اعتبار، پيامبر اعظم بر عهده دارد! و امامت را باعتبار دوم- جانشين پاكش ! . هر كه ؛ باين دوعزيز الوجود ، راهي يافت ، حقيقه! بخدا ، رهنمون شدو فرمان خدا و رسولش را بگردن نهاد!

عتیقه زیرخاکی گنج