• بازدید : 26 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شاید در اذهان بسیاری ازمردم این پرسش مطرح باشد كه امام‏مهدی، علیه‏السلام، چگونه حكومت‏خواهد كرد و نظام سیاسی – اداری كه‏او برپا می‏كند چه ویژگیهایی خواهدداشت؟ 
در پاسخ این پرسش باید گفت كه‏ویژگیهای حكومت مهدوی همان‏ویژگیهای حكومت علوی است; با این‏تفاوت كه حكومت علوی تنها درگستره‏ای محدود از كره خاك و در مدت‏زمانی ناچیز برقرار شد و آن حضرت‏هم به دلیل درگیری در جنگهای داخلی،نتوانست‏به همه آنچه كه در نظرداشت جامه عمل پوشد; اما امام مهدی، علیه‏السلام، با پیش گرفتن سیره‏جدش امیرالمؤمنان، علی،علیه‏السلام، تا آستانه برپایی قیامت‏از دالت‏برمی‏سازد و به همه اهداف‏خود دست می‏یابد. 
با توجه به فرارسیدن ماه شعبان،ماه تولد امام عدالت و ماه رمضان،ماه شهادت امام عدالت، بی مناسبت‏ندیدیم كه برای آشنایی بیشترخوانندگان عزیز موعود مروری‏داشته باشیم بر سیره‏حكومتی امام‏علی، علیه‏السلام، در مدت زمان‏محدود حكومت‏خویش. امید كه مقبول‏افتد. با پیروزیهای بزرگ اعراب مسلمان‏در نقاط مختلف جهان، سیل اموال ودرآمد به بیت المال سرازیر شد و درزمان خلیفه دوم، بر خلاف سنت پیامبرسبقت در اسلام یا شركت در جنگهای‏صدر اسلام ملاك برتری در دریافت‏بیت المال شد. خلیفه هر چند بعدا از این‏تبعیض مالی اظهار پشیمانی كرد وسختگیریهایی به عمل آورد اما هرگزنتوانست اوضاع و احوال را به وضع‏پیشین بازگرداند (۱) . 
عثمان در دوران زمامداری‏اش برخلاف وعده‏ای كه هنگام قبول خلافت‏كرده بود نه به سنت پیامبر عمل كرد ونه سیره شیخین را مد نظر قرار داد،بلكه دست‏یاران و اقوام خویش را درتصاحب بیت المال باز نگه داشت و به‏بهانه صله رحم، اموال هنگفتی را به‏آنان اعطا كرد و همان تبعیضات دوران‏عمر را با شدت بیشتری گسترش داد ودر نتیجه زمینداران و مالداران بزرگ‏پدید آمدند. 
خود وی خانه‏ای از سنگ و آهك بناكرد كه درهایش از چوب عاج و عرعرساخته شده بود. وقتی كشته شد صد وپنجاه هزار دینار و یك میلیون درهم نقداز خود باقی گذاشت و ارزش املاكش‏در «وادی القری‏» و دیگر جاها بیش ازصد هزار دینار برآورد شد. او اسب وشتران فراوان داشت (۲) گوهرهایی كه‏دخترانش بر سینه می‏آویختند چون‏آفتاب می‏درخشید (۳) . 
تمام خمس گرفته شده از افریقا رایكجا به مروان بخشید و فدك را به‏قطاع (۴) وی درآورد. همه غنایم‏افریقا – ازطرابلس تا طنجه – را به عبدالله بن ابی‏سرح اهدا كرد. 
زید بن ارقم – كلید دار بیت المال درزمان عثمان – كه از جایزه دویست هزاردرهمی به ابوسفیان و رداخت‏یكصدهزار (درهم) به مروان با سفارش‏عثمان به خشم آمده بود. كلیدها را جلوعثمان گذارد و گریست. عثمان گفت:چون صله رحم كرده‏ام می‏گریی؟ 
گفت: نه اما گمان دارم این مالها رابه عوض انفاقهایی كه در راه خدا،هنگام حیات رسول الله كردی‏برمی‏داری، اگر صد درهم به مروان‏می‏دادی باز هم زیاد بود (تا چه رسد به‏هزار درهم). 
عثمان گفت: پسر ارقم، كلیدها رابگذار و برو! فرد دیگری را مسؤول بیت‏المال خواهم كرد (۵) 
از عطاهای بی حساب عثمان، زبیردارای چهار هزار دینار نقد، یك هزاراسب و یك هزار كنیز شده بود. طلحه‏املاك فراوان و خانه‏های مجلل داشت.عبدالرحمن بن عوف دارای هزار اسب،هزار شتر و ده هزار گوسفند بود و دراسكندریه، بصره و كوفه خانه‏های باشكوه بنا كرده بود. (۶) امیرالمؤمنین كه‏رابط میان مردم معترض وخلیفه بود،بادلسوزی تمام به وی پیشنهاد كرد جهت‏برآوردن خواسته‏های مردم سریعا به‏حقوق از دست رفته آنان رسیدگی‏نماید و خطر قریب الوقوع را به وی‏یادآور شد. عثمان برای این امر مهلت‏خواست، حضرت در پاسخ فرمود: 
آنچه به مدینه مربوط است، در آن‏مهلتی نیست و آنچه بیرون از مدینه‏است مهلتش رسیدن دستور تو به‏آنهاست. (۷) 
اما عثمان نخواست‏یا نتوانست‏به‏قول خود وفا كند و بدین ترتیب‏موجبات قتل خویش را فراهم آورد. 
وجود این تبعیضها، مساله‏ای‏زودگذر و موقتی نبود كه با رفتن‏عثمان از میان برود بلكه در میان‏خواص جامعه آن روز به صورت یك‏فرهنگ و عادت درآمده بود. اطرافیان و وابستگان خلیفه به‏صرف همین وابستگی و قرابت، از مال‏و مقام بسیار برخوردار می‏شدند وباتوجیهات هوس پسندانه آن را حق خودمی‏شمردند و تحت عنوان صله رحم‏سوسوی وجدان خویش را نیزخاموش ساخته با خیال راحت اموال‏مردم را به غارت می‏بردند. امیر المؤمنین، علیه‏السلام، درتوصیف این دوران می‏فرماید: 
او (عثمان) همانند شتر پر خوار وشكم برآمده همی جز جمع‏آوری وخوردن بیت المال نداشت. او باهمكاری بستگان پدری‏اش، همچون‏شتر گرسنه در بهار بر روی علف بیت‏المال افتاده به خوردن مشغول شدنداما كارشان به نتیجه نرسید». (۸) بعد از قتل عثمان، مردم برای بیعت‏با امام علی، علیه‏السلام، به در خانه اوهجوم آوردند اما او بخوبی می‏دانست‏تغییر این فرهنگ وخارج ساختن این‏عادت زشت از سر بزرگان قوم كاری‏بس دشوار است و به یك عمل جراحی‏بزرگ نیاز دارد كه پیكره سرطانی آن‏روز اجتماع تحمل آن را نخواهد داشت. ولی، به دلیل مسؤولیت الهی علما وحضور و اعلام آمادگی مردم برای‏تحقق این تحول اجتماعی، اصلاحات‏بزرگ خود را آغاز كرد و خطاب به‏مردم، اوضاع آن دوران را به دوران‏قبل از اسلام و عمل خویش را به‏اقدامات رسول خدا تشبیه كرد و ازامتحانی سخت‏خبر داد (۹) و اصول‏خلل‏ناپذیر حكومت‏خود را اعلام نمودو تا آخر نیز بدان پای فشرد. 
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر

این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


حكومت اسلامي از ساير حكومت ها, از منظر فقهي امام (س), “حكومت اسلامي” با 
“سلطنت” متفاوت است. 
“حكومت اسلامي از بدو تائسيس بر “سلطنت و ولايتعهدي” خط بطلان كشيده و 
بساط آن را در صدر اسلام در ايران و روم شرقي و مصر و يمن بر انداخته 
است.”> [2] 
حكومت اسلامي از نوع “استبدادي” و يا “مشروطه سلطنتي” نيست, بلكه “حكومت اسلامي 
حكومت قانون الهي بر مردم است”. [۳] 
“در حكومت اسلامي, حكومت كنندگان در اجرا و اداره مقيد به يك مجموعه 
شرط هستند كه در قرآن كريم و سنت رسول اكرم (ص) معين شده است. 
“مجموعه شرط” همان احكام و قوانين اسلام است كه بايد رعايت و اجرا 
شود.”> [4] 
بنابراين نقطه تمايز نظام اسلامي با ساير دولت هايي كه داراي حكومت هاي 
استبدادي, مشروطه سلطنتي و يا ساير حكومت ها است از ديدگاه ايشان در “رعايت و 
اجراي قوانين و مقررات اسلامي” است. 


۲ ـ ضرورت عقلي ايجاد حكومت اسلامي

در مورد دلايلي كه تشكيل حكومت اسلامي را خصوصاً در عصر غيبت امام معصوم 
ضروري و مقتضي مي نمايد, امام خميني (س) به سيره نبوي استناد نموده اند. 
دلايل ايشان عبارت اند از: 
“سنت و رويّه پيغمبر اكرم (ص) دليل بر تشكيل حكومت است, زيرا اولاً: خود 
تشكيل حكومت داد. و تاريخ گواهي مي دهد كه تشكيل حكومت داده, و به 
اجراي قوانين و برقراري نظامات اسلام پرداخته و به اداره جامعه برخاسته است: 
والي به اطراف مي فرستاده, به قضاوت مي نشسته, و قاضي نصب مي فرمود,
يا سفرايي به خارج و نزد ر…ساي قبايل و پادشاهان روانه مي كرده; معاهده و 
پيمان مي بسته; جنگ را فرماندهي مي كرده و خلاصه, احكام حكومتي را به 
جريان مي انداخته است. 
ثانياً: براي پس از خود به فرمان خدا تعيين “حاكم” كرده است. وقتي 
خداوند متعال براي جامعه پس از پيامبر اكرم (ص) تعيين حاكم مي كند, به اين 
معناست كه حكومت پس از رحلت رسول اكرم (ص) نيز لازم است. و چون 
رسول اكرم (ص) با وصيت خويش فرمان الهي را ابلاغ مي نمايد, ضرورت 
تشكيل حكومت را نيز مي رساند.” [۵] 
از ديدگاه فقهي امام خميني (س) “ضرورت اجراي احكام ِشرع” همان طور كه تشكيل 
حكومت اسلامي را در زمان رسول اكرم (ص) ايجاب مي نموده, دليلي است بر لزوم 
ايجاد حكومت اسلامي و تشكيل آن در عصر حاضر. 
“بديهي است ضرورت اجراي احكام, كه تشكيل حكومت رسول اكرم (ص) را 
لازم آورده, منحصر و محدود به زمان آن حضرت نيست; و پس از رحلت 
رسول اكرم (ص) نيز ادامه دارد.”> [6] 
هم چنين “لزوم وحدت اسلامي” دليل ِعقلي ديگري است بر ضرورت ايجاد حكومت اسلامي 
كه توسط امام خميني (س) ارائه شده است: 
“ما براي اين كه وحدت اسلام را تائمين كنيم, براي اين كه وطن اسلام را از 
تصرّف و نفوذ استعمارگران و دولت هاي دست نشانده آن ها خارج و آزاد كنيم, 
راهي نداريم جز اين كه تشكيل حكومت بدهيم.”> [7] 
مضافاً, ضرورت نجات محرومان و مبارزه با ظالمان, “وظيفه مسلمين و علماي 
اسلامي” را در ايجاد دولت اسلامي مشخص و محرز مي كند: 
“ما وظيفه داريم مردم مظلوم و محروم را نجات دهيم. ما وظيفه داريم پشتيبان 
مظلومين و دشمن ظالمين باشيم. همين وظيفه است كه اميرالمومنين (ع) در 
وصيّت معروف به دو فرزند بزرگوارش تذكر مي دهد و مي فرمايد: وَ كُونا لِلظّالِم ِخَصماً, و 
لِلمَظلُوم ِعَوناً”. 

عتیقه زیرخاکی گنج