• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

   انسان در راه رسيدن به كمال در تمام ابعادش نيازمند به يك قائر و راهنماست كه پيوسته او را رهبر باشد و منافع و زيانهاي زندگي فردي و اجتماعي را براي او تشريح كند و البته اين راهنمايي ها بايد به وسيله قوانيني جامع و كامل انجام شود.
   اين دسته از راهنمايان از طرف چه كسي بايد انتخاب شوند؟آيا مردم مي توانند براي خود چنين افرادي را انتخاب كنند؟خير،زيرا مردم به شناخت افراد احاطه ندارند و بيشتر انتخاب آنها به ضررشان تمام مي شود و انتخاب شوندگان نيز نيز يا نمي خواهند و يا نمي توانند نيازمندي هاي عمومي را تأمين كنند.بنابراين ،حتما بايد اين انتخاب از طرف كسي صورت گيردكه عالِم به مصالح و مفاسد واقعي باشد و آن به ذات پاك خداوند است كه از باب قانون وجوب لطف بايد از طرف خويش نمايندگاني را بر گزينند تا در تمام اعصار و قرون زمام ارشاد و هدايت افراد بشر را به دست گيرند و آنها را به سعادت واقعي و كامل مادي و معنوي برسانند
.لذا از ابتداي خلقت و آفرينش انسان پيامبراني در مكتب غيبي خود تربيت فرمود و آنها را مأمور هدايت مردم قرار داد و به تناسب زمان قوانيني در اختيار آنان گذارد تا با اجراي آن مقررات، احتياجات مردم تأمين شود و در پناه آن نظام عادلانه و متقني بر جامعه فرمانروا باشد تا اينكخ سر انجام نوبت به وجود مقدس حضرت محمّد بن عبداللّه صلّي اللّه عليه و آله رسيد.آنگاه از طرف خداوند متعال 
دوازده تن جانشين براي آن حضرت تعيين و به وسيله جبرئيل معرفي شدند كه يازده تن از آنان نخستين ايشان حضرت امير المؤمنين عليّ بن ابي طالب عليه السّلام و اخرين ايشان حضرت امام حسن عسگري عليه السّلام است كه يكي بعد از ديگري بر حسب برنامه هاي تعيين شده از طرف خداوند به وظايف خويش عمل كردند و با نيل به مقام شهادت از اين جهان به عالم عبدي پيوستند(صلوات اللّه عليهم اجمعين)و اما وصي دوازدهم حضرت نبيّ اكرم صلّي اللّه عليه و آله كه نام عزيزش حضرت محمد بن الحسن العسگري روحي اله فداك است از طرف خداوند بزرگ  همراه با آباء و اجداد كرامش (عليهم صلوات اللّه)با برنامه اي مخصوص به خويش معرفي شده كه خلاصه ويژگي هاي آن حضرت از اين قرار است:
۱٫غيبت آن هم بسيار طولاني كه الآن بيش از يك هزار و صد و پنجاه سال است و البته غيبت آن حضرت به دو قسم است:غيبت صغري كه مدت آن بالغ بر هفتاد سال بود و غيبت كبري كه بسيار طولاني شده است و ما الآن در تاريك ترين زمان غيبت كبري بسر مي بريم و اميد است هر چه زودتر شاهد پايان غيبت كبري آن حضرت باشيم و ظهورش رابا عافيت درك كنيم ،آمين يا ربّ العالمين.
۲٫حكومت جهاني اش سراسر گيتي را فرا خواهد گرفت و قوانين فردي و اجتماعي اسلام به مرحله اجراءدر خواهد آمد و تشكيل حكومت واحده با ابزار جامع و در عين حال كوبنده به دست توانايش به وجود خواهد آمد و امنيت عمومي براي همه موجودات تأمين خواهد شد و اقتصاد منظم 
وعالمگير براي همگان به رايگان خواهد بود و تمام افراد بشر در خدمت يكديگر قرار خواهند گرفت و دامنه امنيت چندان توسه پيدا خواهد كرد كه حيوانات درنده با چرندگان با هم در محيطي آسوده بسر خواهند برد و انسانها بقدري از نعمت امنيت برخوردار خواهند شد كه اگر زني بي نهايت زيبا با طبقي پر از جواهر و به تنهايي بين شرق و غرب جهان راه برود ،كسي متعرّض مال و ناموس او نخواهد شد.
۳٫تمام جهان هستي و موجوداتش اعم از موجودات زمين يا آسمانها مسخّر امر و اراده او مي شوند و شعاع قدرتش چندان گسترش مي يابد كه اگر يكي از دشمنان آن حضرت در شكاف كوهي پنهان شود خود كوه به فرياد در مي آيد و مي گويد كه اي ياران اما عصر روحي اله الفداء،بياييد كه يكي از دشمنان حق اينجاست.همچنين،جمع زيادي از ملائكه آسمان در ارتش او خدمت مي كنند و هنگام حركت از مكه معظمه به سوي كوفه،منادي از طرف آن حضرت ندا مي دهد كه كسي از لشكريان حق ندارد مواد غذايي و امثال آن همراه بردارد.بعضي از افراد ضعيف مي گويند كه اين آقا مي خواهد ما را از گرسنگي و تشنگي بكشد تا اينكه به نخستين منزل برسند و در آنجا سپاه امام عصر«روحي له فداء»سنگي را كه خداوند به حضرت موسي بن عمران داده بود كه آن را نصب مي كردند و دوازده چشمه از آن خارج مي شد،نصب مي كنند و تمام نيازمنديهاي خود را از اين سنگ تأمين مي نمايند تا سرانجام وارد كوفه مي شوند و به امكر آن حضرت فرود مي آيند و پرچم افراشته محمدي ـ صلي اله عليه و آله ـ را در آن سرزمين به اهتراز در مي آورند.
۴٫جمعي از خوبان از گذشتگان به امر خدا زنده مي شوند و در لشكر آن حضرت انجام وظيفه مي كنند.
۵٫ظلم و ستم از سرتاسر جهان رخت بر مي بندد و جمله مباركه«اَينَ المُرتَجي لِاِزالهِ الجِورَوِالعُدوانِ»ازدعاي مباركه ندبه كه در غيبتش بايد خوانده شود،مصداق پيدا مي كند و ديگر ظلم و ستمگري در هيچ كجاي عالم پيدا نمي شود.
۶٫مشعل فروزان عدالت صفحه گيتي را روشن مي كند و تاريكي را از جهان مي زدايد،چنانكه در اين باب روايات چندان زياد است كه مي توان ادعاي تواتر كرد و از زبان معصومين عليهم السلام جمله«يَملَاُ اللّه للاَرض قِسطاً وَ عَدلاً»در تمام كتب روايي معتبر شيعه و سنّي به راستي از حدّ شماره بيرون است.
۷٫مدينه فاضله اي كه در اصطلاح فلاسفه و دانشمندان مورد بحث و گفتگو قرار گرفته از ويژگي هاي حكومت جهاني حضرت بقيّه اللّه روحي له الفداء است با اين تفاوت كه فلاسفه و دانشمندان در عالم خيال شهري را فرض كرده اند كه در آن تمام طبقات و افراد داراي صفات عاليه و ملكات پسنديده اند،ظالمي پيدا نمي شود و همه طرفدار عدل و داد هستند امّا در حكومت جهاني حضرت مهدي عليه السلام اين برنامه مصداق پيدا مي كند و مردم جملگي در سايه حكومت عدل پرورش تمام فضايل اخلاقي و صفات خوب را عملاً رعايت خواهند كرد و آراسته به آن
كمالات خواهند بود.
۸٫علم و دانش در سراسر جهان به صورتي گسترده همه مردم را در بر مي گيرد و مخصوصاً علوم قرآني به وسيله معلملن مخصوص تدريس مي شود.لذا در روايات آمده است كه خيمه هايي در پشت كوفه مخصوص تعليم قرآن نصب مي شود و در آنها قرآن و آياتش همانگونه كه نازل شده است تدريس مي گردد و تكامل علمي تمام جهان را فرا مي گيرد و عفريت جهل و ناداني دنياي انسانيّت را ترك مي گويد.
۹٫قضاوت يكي از اصول مسلّمه حياتي هر ملّت است كه اگر بر اساس عدالت و رعايت حقوق همه جانبه افراد اجرا شود آنوقت است كه همه مردم شاهد خوشبختي را در آغوش خواهند كشيد و آرامش واقعي از نظر جسم و جان بر مردم حكومت خواهد كرد.پس،اگر بگوئيم كه يكي از عوامل بسيار مؤثر در تيره بختي مردم قضاوتهاي ظالمانه زمامداران دنيا و طبقات ديگر بوده درست گفته ايم.لذا در حكومت حضرت مهدي عليه السلام قضاوتهاي داودي خواهد بود و احتياج به دليل نخواهد داشت،زيرا نمايندگان آن حضرت نگاهي به كف دست خود خواهند كرد  و حق را به صاحبش خواهند داد و شعاع قضاوت چندان گسترده مي شود كه حتّي زنان در خانه هاي خود به قضاوت مشغول خواهند بود.
۱۰٫عقل يكي از عوامل فوق العاده مهم براي رسيدن به سعادت فردي و اجتماعي است،از اتمام كتابهاي آسماني و فرستادگان خداوند همواره مردم را دعوت به تعقّل فرموده و با شهوت پرستي مبارزه كرده و مردم را از زيان متروك گذاشتن قواي عقلاني بر حذر داشته اند.آري،در 
حكومت جهاني حضرت بقيه اللّه روحي له فداء تكامل عقلي بالاترين سرمايه دولت آن حضرت به شمار مي رود و در روايات معتبر آمده است:
       وَضَعَ يَدَهُ عَلي رُؤُسِ النّاسِ فَكَمُلَ بِهِ عُقُولُهُم.
      دست ولايت روي سر مردم قرار مي دهد،پس عقلهاي آن كامل مي گردد.
آري،به راستي كه تمام جنايات و خونريزيها تنها به دليل اسارت عقل است به دست شهوت.
۱۱٫فقر بزرگترين نيروي ويرانگر است كه اجتماعات را از بين مي برد و فحشاء و منكرات و دزدي و غارتگري را در جامعه به وجود مي آورد.لذا در روايات و آيات كريمه قرآن از آن تعبير به پايه و ستون شده زيرا به قدري مهم است كه دينداري در سايه بي نيازي از فقر تأمين مي شود تا جايي كه گفته شده است:«مَن لا مَعاشَ لَهُ مَعادَلَهُ» (كسي كه امر زندگانيش مرتب نباشد اوضاع ديني اش نيز سامان نخواهد داشت)
اما در حكومت والاي حضرت ولّي عصر روحي له فداء مال و ثروت چندان زياد مي شود كه مستحقّ دريافت خمس و ذكتات يافت نمي گردد.
۱۲٫يكي از عوامل بسيار مهم در فقر اقتصادي عدم بهره برداري  از منابع خداداد و به كار نگرفن سرمايه هاي طبيعي و معطّل نماندن ثروتهاي خداداد است تا جايي كه در نتيجه عدم احاطه بشر به واقعيات و نداشتن قدرت استخراج معادن و ثروتها،انسان همچنين گرفتارفقر و
بيچارگي خواهد بود.
امّا در حكومت جهاني حضرت بقيه اللّه روحي له فداء اولاً زمين تمام گنجها و ذخاي نهفته در باطن خويش را به امر خداوند در اختيار حكومت جهاني آن حضرت قرار مي دهد،و ديگر اينكه در سايه تكامل عقلي انسان،قدرت استخراج و اكتشاف بشر فوق العاده مي شود و او به نفع جامعه ازهمه نيروهاي اقتصادي استفاده مي كند.لذا بي نيازي اقتصادي همه جا را فرا مي گيرد بطوريكه فقيري پيدا نخواهد شد.
۱۳٫وجود جنگلها و مراتع و آبهاي روان بستگي به بارندگيهاي به موقع دارد تا مخصوصاً امور كشاورزي رونق داشته باشد و در نتيجه مواد غذايي جامعه تأمين شود.بنابراين،اگر در حال حاضر وضع دنيا را از لحاظ مادّي نامنظّم و بشر را در چنگال فقر و گرسنگي اسير مي بينيم و به طور متوسط افراد زيادي روزانه از گرسنگي مي ميرند،در نتيجه نيامدن باران يا آمدن بارانهاي بي موقع و سيل آسا و ويرانگر است.
در سلطنت جهاني حضرت ولّي عصر روحي له فداء باران به امر خداوند و فرمان آن حضرت به موقع مي بارد و ذخاير زير زميني را رشد مي دهد و در نتيجه فقر را از جوامع بشري محو مي سازد و اين است معناي «وَبِكُم يُنَزِّلُ الغَيثَ» در زيارت مباركه جامعه كبيره.
۱۴٫تسخير كرات آسماني يكي از ويژگيهاي حكومت جهاني حضرت صاحب الامر عليه السلام است كه به فرمان خداوند تمام كرات آسماني مسخّر امر و اراده آن حضرت خواهند بود.البته،در حال حاضر شرح و كيفيت تسخير كرات بر ما معلوم نيست و ان شاء الله در ظهور آن
حضرت معلوم خواهد شد.فعلاً آنچه مي توانيم عرض كنيم فرمايش خداوند بزرگ است و در قرآن كريم كه مي فرمايد:
      وَلَهُ اَسلَمَ مَن فِي السّماواتِ و الاَرضِ طَوعاً وَكَرهاً
طبق روايات معتبر،اين آيه درباره مهدي عليه السّلام است،يعني آنچه در آسمانها و زمين است در اختيار مهدي ما خواهد بود.
پدر،مادر و ولادت امام زمان(ع)
   پدر بزرگوار امام زمان(ع)حضرت امام حسن عسكري (ع)امام يازدهم شيعيان است.به نقل شيخ مفيد،امام حسن عسكري(ع)در مدينه منوره در ۲۴ ربيع الاول سال ۲۳۲ متولد شد و در سال ۲۶۰ در سن ۲۸ سالگي در منزل شخصي خود در سامرّا به شهادت رسيد.
   مادر بزرگوار امام زمان(ع)«مليكه»است كه از طرف پدر،دختر«يشوي»
فرزند امپراطور روم شرقي بود.و از طرف مادر نوه شمعون از ياران مخصوص حضرت عيسي(ع) و وصي او به شمار مي رفت.
   او با اينكه در كاخ مي زيست و با خاندان امپراطوري زندگي مي كرد اماآنچنان پاك و با عفت بود كه گويي شباهت به خانواده خود ندارد، بلكه به مادر و خانواده مادري كشيده وزندگيش همچون زندگي شمعون وعيسي(ع)و مريم(ع) از صفا و معنويت و پاكي خاصي برخوردار بود ،از اين رو دوست داشت با يك خانواده پاك و خداپرست وصلت كند و به توحيديان بپيوندد ،خداوند او را در اين هدف كمك كرد و او را به طور عجيب به خواسته و هدفش رسانيد.
   مليكه يا نرجس خاتون،به خانه امام حسن عسكري(ع)وارد شد،امام هادي(ع)به خواهرش حكيمه فرمود:او را به خانه ببر و دستورات اسلامي را به او بياموز،او همسر فرزندم حسن(ع)و مادر مهدي آل محمد خواهد بود،آنگاه به نرجس رو كرده و فرمود:مژده باد تو را به فرزندي كه سراسر جهان را با نور حكومتش پر از عدالت و دادگري كند،پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد.
   آري اين چنين يك دختر پاك و دانا،آلودگي كاخ شاهان را رها كرد و در خطّ جد مادريش«شمعون»قرار گرفت و سر انجام به سعادت عظماي همسري حضرت امام حسن عسكري(ع)در آمد و لياقت پر افتخار مادري حضرت قائم(عج)را پيدا كرد.
   او نامهاي ديگر مانند ريحانه،ميمتل و سوسن نيز دارد و خواهر امام هادي(ع)حكيمه او را به عنوان سيده (خانم) مي خواند.

عتیقه زیرخاکی گنج