• بازدید : 71 views
  • بدون نظر

این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

برخی معتقدند كه دوره بلوغ بحرانی ترین مراحل زندگی به حساب می آید و دوران طوفان و تلاطم است. همه وجود نوجوان دستخوش جریانات سهمگین تحول و تغییر است. عده ای این بحران را وابسته به تغییرات جسمی، روحی و روانی نوجوان می دانند و عده ای اعتقاد دارند كه عبور از مرحله بلوغ طبیعی است.
آنچه كه موجب بحران می شود،‌عدم برقراری ارتباط صحیح و منطقی بزرگترها با نوجوان است. در شماره قبل به تعریف بلوغ و تغییرات جسمانی و فیزیولوژیكی در نوجوان به تأثیرات این تغییرات جسمانی در نوجوانان پرداختیم. در این شماره به یكی از واكنشهای روحی روانی بسیار شایع در نوجوان یعنی پرخاشگری و عصبانیت و نقش خانواده می پردازیم.
در ادامه برای اشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم
روانشناس: منظورتان چیست؟
مراجع: همیشه مؤدب و آرام بود. ولی مدتی است كه بسیار عصبانی است و بیشتر اوقات بی حوصله است . مرتباً بهانه می گیرد و با خواهر كوچكتر از خودش همیشه جر و بحث دارد.
روانشناس: وقتی حالت عصبانیت و پرخاشگری دارد، شما چه می كنید؟
مراجع: دیگر خسته شده ام، چاره دیگری ندارم، گاهی او را تنبیه می كنم و سرش فریاد 
می كشم و …
روانشناس: آیا از تنبیه ها و فریاد كشیدن ها، نتیجه مثبت هم گرفته اید؟
مراجع: خیر، تازه آن وقت عصبانی تر و لجبازتر می شود.
روانشناس: برای برخورد با هر مشكلی ابتدا لازم است دلایل وقوع آن را شناسایی كنید، بنابراین باید اطلاعاتی در زمینه پرخاشگری نوجوانان در دوره بلوغ داشته باشید.
بلوغ دوران سركشی: 
سالهای بلوغ اغلب دوران سركشی و تمرد و اضطراب است. سركشی نوجوانان در برابر صاحبان اختیار و مقررات، مطلب تازه ای نیست و اگر علاقه ای به تربیت و آموزش و رشد فرزندانمان داریم باید آن را تحمل كنیم. 
سالهای بلوغ سالهای سختی و مرارت والدین است. تماشای تبدیل كودكی شیرین و دوست داشتنی به نوجوانی بالغ و سركش آسان نیست. تحمل ظاهر و حركاتی مانند جویدن ناخنها، دست كردن در بینی، ضرب گرفتن و پر سر و صدا راه رفتن، پای بر زمین كوبیدن، صاف كردن گلو، زیر چشمی نگاه كردن، بی اعتنایی و دهن كجی، صبر ایوب می خواهد. 
تنها مایه دلخوشی و شاید بهتر بگوییم، نیم مایه دلخوشی این است كه، جنون و سركشی اش از قانون بلوغ تبعیت می كند. رفتارش منطبق با رشد و بزرگ شدن است. راه تكامل را می پیماید. 
منظور از بلوغ و سالهای بحران نوجوانی جز گذراندن این تحول نیست. شخصیتی شكل می گیرد و لازمه اش این تغییرات است. عبور از سازمان كودكی به سازمان نوجوانی و از آنجا به بلوغ كه باید خود را از قید پدر و مادر آزاد كند و هویت تازه ای بیابد.
راهنمایی برای سركشی : 
پدر و مادر گرامی؛ سركشی نوجوان خود را بپذیر. سالهای نوجوانی دوران دشواری است زمان سوء ظن و در خود به دیده تردید نگریستن و رنج بردن است. دوران آرزوهای دنیوی ، شهوت و مجاهده و رنج و عذاب شخصی است. زمان ناسازگاری ، دم دم مزاجی و دلسردی است.
به گفته آنافروید: سازگاری نوجوان و رفتار غیرقابل پیش بینی او طبیعی است. اگر با انگیزه اش می جنگد و آن را قبول می كند،‌اگر در عین حال هم پدر و مادرش را می پرستد و هم از آنها متنفر است، اگر در برابر دیگران به هیچ وجه حاضر به تصدیق حرف مادر خود نیست و با این حال به طور غیرمنتظره با او درددل می كند. اگر از دیگران تقلید می كند و در عین حال، بی وقفه در جستجوی هویت خویش می گردد، اگر بیش از هر زمانی در زندگی آرمان گرایی می كند و در قالب هنرمندان می رود، سخاوت به خرج می دهد و از خود گذشته می شود، اگر بر عكس با خود محوری و نفس پرستی، حسابگری را انتخاب می كند، كاری طبیعی انجام داده است.
تظاهر به دانایی بیش از اندازه نكنید 
برای راهنمایی نوجوان دائم به آنها امر و نهی نكنید. بلكه با استدلال سعی كنید نوجوان در عمل خود به راه حل و نتیجه دست یابد. هرگز آن را حاضر و آ,اده در اختیارش قرار ندهید. نوجوانان از همه جیزدانها و كسانی كه مدعی همه جیزدانی هستند، رابطه خوبی ندارند. تقریباً همه نوجوانان در برخورد با گرفتاریها، احساسی مشابه دارند. در نظر آنها احساساتشان بدیع، شخصی و منحصر به فرد است.
[ آنطور كه گویی احساسات ایشان به قدری خصوصی است، كه قبلاً كسی آن را تجربه نكرده است. وقتی به آنها می گویید احساست را كاملاً درك می كنم وقتی من هم سن تو بودم همین احساس را داشتم انگار توهینی در حقشان كرده ای!
فهمیدن اینكه نوجوان چه موقع انتظار درك شدن و چه زمان انتظار درك نشدن دارد، وظیفه خطیری است.
واقعیت تلخی است كه علیرغم همه دانایی هایمان نمی توانیم برای همیشه در نظر نوجوانها همه چیز دان باشیم.
تفاوت پذیرفتن و تأیید كردن 
باید میان تحمل و تصدیق و به عبارتی پذیرفتن و تأیید كردن تقاوت قائل شویم. تحمل می كنیم، اما این تحمل نشانه تصدیق و تأیید نیست. ناراحت می شویم ولی با این حال شكیبایی به خرج می دهیم و رفتارهای ناخوشایند را تحمل می كنیم. اما تحمل كردن،‌تشویق كننده نیست، تنها تحمل است و بس.
وقتی پدری در روز تعطیل از سر و صدای توپ پسر بیدار می شود به پسر می گوید: می خواستم بیشتر بخوابم، ولی پسر به زدن ادامه می دهد و پس از چند بار توپ زدن اتاق را ترك می كند. پدر می داند كه توپ زدنهای اضافی برای حفظ آبرو و خالی نبودن عریضه بوده و پسر می خواهد ثابت كند كه چون خودش خواسته از زدن توپ به زمین خودداری كرده وگرنه اجباری در كار نبوده است.
نوجوان نیاز دارد لحظاتی عمل ناخوشایند خود را در ذهن بسنجد و متوقف كردن این قبیل اعمال به كمی وقت نیاز دارد. با صبر خود به نوجوانتان این فرصت را بدهید.
عیب جویی نكنید: 
متأسفانه عیب جویی، هر چند صادقانه، رابطه میان نوجوان و والدین را خراب می كند. كمتر كسی را پیدا می كنید كه از ایراد و انتقاد خوشش بیاید. برخورد نوجوان با حقیقت عریان و عیوب شخصی اش مهیب و ترساننده است. توجه بیش از حد، زیر ذره بین گذاشتن اوست. عیب و نقصش برای ما روشنتر می شود ولی نه برای او، زیرا چشمانش را بلافاصله می بندد. جدل بر سر عیب و ایراد و بر آن نامی گذاشتن بی فایده است. نوجوانی كه به جبر و آشكارا به قبول عیب و نقص خویش رضایت میدهد، علاقه ای به اصلاح خود پیدا نمی كند. وقتی عیبی عیان و مشخص است، وظیفه طبیعی ما این است كه نوجوان را در برخورد با بحران موجود یاری دهیم. آنگاه در بلند مدت وظیفه ما است كه به اتكای تجربه و با اخلاق نیك و خلق خوش، رفتارش را بطور غیر مستقیم ، اصلاح كنیم.
مسخره نكنید: 
هر نوجوانی را كه در نظر بگیرید نواقصی دارد كه نسبت به آن حساس است. اطرافیان هم كه اغلب متوجه موضوع می شوند، از آن برای سر به سر گذاشتن و به اصطلاح برای دست انداختن استفاده میكنند. مثلاً اگر كسی قدش كوتاه باشد، كوتوله، خپله و نیم وجبی نامیده می شود.
اگر لاغر و قدبلند باشد،‌تیر چراغ برق، نردبان دزدها و لنگ دراز نامیده می شود. اگر چاق باشد، چاقالو، كپل، خیكی و سازمان گوشت خوانده می شود.
اگر ضعیف باشد، لاغر مردنی، بچه ننه یا جوچه و فستیوال پوست و استخوان نامیده می شود.
نوجوانها، حتی وقتی كه وانمود به بی تفاوتی می كنند، به خاطر نامهایی كه رویشان گذاشته می شود ناراحت می شوند. پدر و مادر حتی به شوخی باید از اینكار اجتناب كنند. تمسخر اگر از سوی پدر و مادر و مادها باشد، آزاردهنده تر است. اگر چه در میان نوجوانان خواندن این القاب به یكدیگر مرسوم است، ولی چنانچه از سوی پدر و مادر نیز تأیید شود، تأثیرات منفی در شخصیت نوجوان می گذارد.
انتقاد سازنده: 
انتقاد سازنده، انتقادی است كه بر حسب شرایط به اقدامی كه باید صورت گیرد اشاره دارد. انتقاد سازنده به جای حمله به شخصیت اشخاص، مسئله را مورد توجه قرار می دهد. به عبارت دیگر به جای آنكه شخصی را آماج حمله قرار دهد، با مشكل برخورد می كند.
چگونه عصبانی شویم : 
هنگام خشم پدر و مادر می توانند آن را به گونه ای سازنده و غیر مخرب بروز دهند، تا از یك سو اسباب تسلای خود و از سوی دیگر موجب بصیرت فرزندان نوجوان را فراهم آورند و هر دواز لطمات احتمالی مصون بمانند در ابراز خشم باید با آگاهی از به حركت در آوردن امواج پشت سر هم عصبانیت، خودداری كنیم. هدف انتقال خواسته است و متعاقب آن باید طوفان خشم فرو نشیند.
برای برخورد با لحظات تشویش و اضطراب باید به نكاتی توجه نمود:
قبول كنیم كه به حكم طبیعت، از دست نوجوان خود، عصبانی، ناراحت، آزرده و خشمگین می شویم.
حق ما است كه با رعایت تنها یك محدودیت اصولی، احساساتمان را بروز دهیم. بی توجه به شدت عصبانیت، حق تحقیر شخصیت و منشهای خصلتی فرزندانمان را نداریم.
ولی در نهایت حق ما است كه بدون احساس تقصی، استرس و شرمندگی، عصبانیتمان را بروز دهیم.
اگر تصمیم گرفتید، خشم خود را ابراز كنید، از طعنه زدن بپرهیزید. صادقانه حرف بزنید و ناسزا نگویید، تحقیر نكنید و از هر اقدام فیزیكی خودداری كنید.
هنگام عصبانیت گفتار و كردارتان باید سازگاری داشته باشد در غیر اینصورت پیام مغشوشی فرستاده اید كه نشان می دهد، رفتار و گفتارتان یكی نیست.
بی پرده سخن بگویید ولی مسئولیت اظهاراتتان را بر عهده بگیرید. ولی مستقیماً فرزندتان را سرزنش نكنید، مثلاً به جای اینكه بگویید: تو باعث عصبانیت من می شود، بگویید: ( هر وقت فلان اتفاق می افتد، من عصبانی می شوم )
هنگام عصبانیت، سعی كنید به گفتار و نظر طرف مقابل گوش فرا دهید.
در نظر داشته باشید كه می توانید در عین حال كه برای شخصی اهمیت قائل هستید خشم خود را به وی ابراز كنید.
در هنگام عصبانیت دقیق و صریح صحبت كنید. در حالی كه فرد خطای كوچكی مرتكب شده از استفاده كردن كلماتی همچون هرگز و همیشه در جملات خود پرهیز كنید.
در صورت امكان، در اوج عصبانیت خود تصمیم نگیرید. این عمل، مانع از آن می شود، كه بر اساس احساسات خود عمل كنید و به شما اجازه می دهد كه به عواقب تصمیم خود فكر كنید.
چه بسا پدرها و مادرها در حین عصبانیت، فرزند را تهدید به تنبیهاتی می كنند كه پس از عملی نشدن آن، تنها منجر به كاهش اعتبار شخصیتی ایشان می شود، یا در مقابل ممكن است بر اثر یك خطای كوچك ، در هنگام عصبانیت، واكنشی بسیار شدیدتر از خود نشان می دهند، كه منجر به گسست رابطه عاطفی بین ایشان شود.
هنگام عصبانیت برای پیدا كردن بهترین راه حل تلاش كنید و نه صرفاً به كرسی نشاندن حرف خود.
شیوه های رویارویی با خشم دیگران والدین و نوجوانان با توجه و رعایت نكات زیر، می توانند در هنگام مواجه شدن با خشم یكدیگر، به صورت مثبت برخورد كنند. مراعات موارد زیر هنگام مواجه شدن با خشم، می تواند سودمند باشد:
به شخص خشمگین، فرصت دهید تا احساسات ناخوشایند خود را تخلیه كند. 
ابتدا با قبول حرفهای او واكنش نشان دهید.
سعی كنید تا حد امكان آرام باقی بمانید و به شخص خشمگین فرصت بدهید تا خونسردی خود را باز یابد.
پیشنهاد كنید كه در زمان و فرصت مناسبتری راجع به موضوع مورد نظر با یكدیگر صحبت كنید.
به خاطر داشته باشید كه هیچ راهحلی بلادرنگ به دست نمی آید.
نتیجه گیری: 
اولین حالت روانی كه نوجوان را از بزرگسالان متمایز می كند و در دنیای امروز بسیار چشمگیر است، یك نوع حالت عصبانی است. خود نوجوان نیز دچار تضادهای داخلی و كشمكشهای ضد و نقیضی میگردد. این كشمكش ها و این تضادها برای خود نوجوان نیز تازگی دارند و درك و توجیه آنها در آن سن بسیار مشكل و تقریباً غیر ممكن است. اگر نوجوان از طرف بزرگسال درك نشود و بزرگسال احساس همدردی نسبت به نوجوان نكند و نتواند به شكل صحیحی وی را راهنمایی كند، این تضادها ممكن است تبدیل به عصیان شود.
در مقابل هنگام خشم، والدین می توانند به گونه ای سازنده و غیر مخرب با آن برخورد كنند تا از یك سو اسباب تسلای خاطر خود و از سوی دیگر موجب بصیرت و آرامش نوجوانان خود گردند
نیازهای تغذیه ای در دوران نوجوانی : 
نوجوانی یكی از بحرانی ترین دوره های رشد انسان محسوب می شود. به دلیل وسعت تغییرات فیزیكی و رفتاری در این دوران، وضعیت تغذیه ای نوجوان تحت تأثیر قرار می گیرد. بلوغ فرآیند فیزیكی تبدیل كودك به بزرگسال می باشد و با تغییرات فیزیكی كه شامل رشد تمامی ابعاد بدن است، شروع می شود.
رشد كند بدن در دوران كودكی و سپس رشد سریع در دوران بلوغ همانند سالهای اول دوران كودكی اتفاق می افتد. فرد در حدود ۲۰ درصد از قد و ۵۰ درصد وزن دوران بزرگسالی را در این دوره به دست می آورد. این رشد در حدود ۵ تا ۷ سال ادامه دارد و به طور معمول بلوغ در دخترها زودتر از پسرها اتفاق می افتد. نوجوانان به سرعت رشد می كنند. بنابراین نیازهای انرژی و مواد غذایی آنها بسیار بالاست. آنها نیاز به مصرف مقدار كافی از ویتامینها و املاح به ویژه آهن، كلسیم، ویتامینها C و D و A دارند. بعلاوه برای تأمین رشد و تكامل مقادیر كافی انرژی و پروتئین لازم است.
دختران نوجوان باید مورد توجه خاص قرار گیرند، زیرا آنها باید برای رشد و تحمل شرایط دوره بارداری در آینده، به خوبی تغذیه شوند. كم خونی و كمبود كلسیم از مشكلات شایع این گروه است. آنها را باید به مصرف غذاهای غنی از كلسیم و آهن تشویق كرد.

 سن رسیدن به بلوغ
جواب : در مورد سن بلوغ ، آغاز و پایان آن تنوع زیادی در ملل مختلف 
دیده می شود . در میان برخی از ملت ها بلوغ بسیار زود به وجود می آید
 و در میان برخی دیگر ، دیرتر به وقوع می پیوندد . یکی از مسایل مهم 
مسئله مناطق خاص جغرافیای گرم یا سرد است که در مناطق گرم به
 صورت معمول این قضیه زودتر و در مناطق سرد به طور معمول
 دیرتر اتفاق می افتد .مسئله دیگر علایم مختلف بلوغ است که
 احتمال دارد در برخی زود آغاز شده و مدتی ادامه یابد و در برخی بسیار
 سریع شروع و خود را نشان دهد و در برخی نیز دیر آغاز شود .
از طرفی سن بلوغ نسبت به گذشته تفاوت
 زیادی کرده است و به صورت طبیعی در گذشته سن بلوغ نسبت به امروز
 دیر تر بوده است ولی امروزه به دلایل بسیاری از جمله زندگی شهری ،
 محیط های خفقان آور زندگی ، آلودگی های محیطی ، آموزش ، تعلیم
 و تربیت و . . . زمان وقوع این واقعه بیولوژیکی به عقب برگشته است .
عوامل موثر دیگر در سرعت بلوغ عبارتند از : سینما ، رسانه های
 گروهی ، رادیو ، تلویزیون ، مطبوعات ، کتاب های ویژه کودکان ، بهبود
 وضع تعلیم و تربیت ، وضع تغذیه ، بهداشت فردی و روانی مناسب و . . . .
بنابر این و بر اساس یافته پژوهشگران متوسط سن بلوغ دختران در آمریکا 
۵/۱۲ تا ۱۳ سالگی و در اروپا ۱۳ سالگی برآورد شده است . متوسط سن
 بلوغ پسران در آمریکا ۵/۱۳ تا ۱۴ سالگی و در اروپا ۱۴ سالگی بر
 آورد شده است . جان استانلی هال اعتقاد دارد که مرحله بلوغ از ۱۲
 سالگی آغاز و تا ۲۲ و حتی ۲۵ سالگی ادامه دارد . و آلفرد آدلر مرحله
 بلوغ را بین ۱۴ تا ۲۰ سالگی می داند .
گرچه در شروع زودتر بلوغ در دختران نسبت به پسران در میان تمام
 پژوهشگران اتفاق نظر وجود دارد ولی در بقیه موارد ، اتفاق نظری در 
ارتباط با زمان شروع و اتمام دوره  بلوغ در پسران و دختران وجود ندارد
 و دلیل آن عوامل مختلفی است که در وقوع آن تاثیر داشته و در مناطق
 گوناگون جهان متفاوت است . ولی به طور کلی می توان گفت که سن بلوغ 
در دختر ها به طور متوسط چیزی بین ۹ تا ۱۶ سالگی و در پسر ها 
چیزی بین ۱۰ تا ۱۷ سالگی می باشد . در مجموع سن بلوغ بدون توجه
 به مسئله جنسیت  به دوره بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی اطلاق شده و شروع 
آن نیز بدون توجه به مسئله جنسیت حدود ۱۱ سالگی
 تعیین گردیده است 


برزخ نوجوانى و طوفان جنسى 


در ميان دورانهاى مختلف حيات انسان، دوره بلوغ و آغاز حيات جنسى از مهم‏ترين و بحرانى‏ترين ايام زندگانى به شمار مى‏رود . در همين دوران است كه دگرگونيهاى بسيارى در تواناييهاى جسمى به وقوع مى‏پيوندد و به همراه خويش بينشها و گرايشهاى نوجوان را متحول مى‏سازد . مولوى در ضمن بيانى گيرا اين دوره را اين گونه به شعر در مى‏آورد: 
و آن جوانى همچو باغ سبز و تر 
مى‏رساند بى دريغى بار و بر 
چشمه‏هاى قوت و شهوت روان 
سبز مى‏گردد زمين تن بدان 
خانه معمور و سقفش بس بلند 
معتدل اركان و بى تخليط و بند (۱) 
با نظر به اهميت اين دوران، روان شناسان در يكصد ساله اخير به تحقيقات دامنه دارى دست زده‏اند و هر كدام از زاويه‏اى خاص به بازگشايى و تشريح اين دوره پرداخته‏اند . 
جالب است‏بدانيم قرن بيستم در كنار تمامى القاب و اسامى خويش، مانند: عصر فضا، اتم و عصر ارتباطات به «عصر شناسايى علمى نوجوانان‏» نيز ملقب شده است . (۲) و اين مطلب نشانگر پيچيدگى اين دوران خاص مى‏باشد . از اين رو، برخورد سطحى با اين مقوله جز باز خوردها و واكنشهاى منفى به بار نخواهد آورد . از همين جا مى‏توان سنگينى رسالت مبلغان و مربيان را درك نمود; چرا كه آنان مى‏توانند با شناسايى اين مرحله حياتى و ظريف، نقشهاى مثبت‏ترى در پرورش مخاطبان جوان و نوجوان خويش ايفا نمايند . 
در اين راستا، نوشتار حاضر سعى خواهد نمود، ضمن رعايت چكيده گويى و با تاكيد بر حيات جنسى در دوران بلوغ، نكاتى را يادآورى نمايد . بديهى است كاوش بيشتر در اين عرصه و شناخت همه جانبه دوران نوجوانى، نيازمند تلاش خوانندگان محترم و پيگيرى مباحث ارائه شده در منابع اصلى مى‏باشد . 
آستانه حيات جنسى 
آستانه زمانى حيات جنسى در كشورها و مناطق مختلف جهان متفاوت است و به عوامل اجتماعى، اقتصادى، جغرافيايى قومى و توارث بستگى دارد . (۳) البته، بايد توجه داشت كه در مورد سن بلوغ بين كارشناسان اختلاف نظر است، اما بيشتر آنان بر اين عقيده‏اند كه شروع بلوغ در دختران ۹ – ۱۶ سال و در پسرها ۱۰ – ۱۷ سالگى است . اما آنچه مورد توافق همگى است، بلوغ زودرس دختران نسبت‏به پسران است . (۴

عتیقه زیرخاکی گنج