• بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دوره ای که امام سجاد (ع)در آن زندگی میکرد،دورانی بود که همه ارزش های دینی دست خوش تحریف و تغییرامویان قرار گرفته و مردم یکی از مهمترین شهرهای مذهبی(مدینه)،می بایست به عنوان برده یزید با او بیعت کنند احکام اسلامی بازیچه ئ دست افرادی چون ابن زیاد،حجاج و عبدالملک بن مروان بود. اینان برخلاف نصوص دینی از مسلمانان جزیه می گرفتند و با اندک تهمت و افترایی مردم را به دست جلادان می سپردند. در سایه چنین حکومتی آشکار است که تربیت دینی مردم تا چه اندازه تنزل کرد و ارزش های جاهلی چگونه احیا خواهد شده است.امام سجاد در این شرایط، شخصیتی بودند که همه ی مردم تحت تاثیر روحیات و شیفته ی مرام و روش او قرار گرفتند.
یکی از محدثین می گفت:« ما رإیت هاشمیا افضل من علی بن الحسین ولا افقه منه». از جاحظ نیز نقل شده است که می گفت«درباره ی شخصیت علس بن حسین، شیعی، معتزلی،خارجی عامی وخاصی همه یکسان می اندیشند وهیچ کدام تردیدی در برتری و تقدم او(بر سایرین) ندارند».
حضرت را که اهل سجده بود و آثار ان بر پیشانیش ظاهر بود«ذی الثفنات» می گفتند. اوردند که وقتی ان حضرت وضو می گرفت رنگ چهره اش دگرگون می شد. وقتی علت را می پرسیدند،فرمودند«اتدرون بین یدی من ارید ان اقوم».
در دادن صدقه و رسیدگی به محرومین نیز زبان زد بوده اند و پس از شهادت او فهمیدند که ۱۰۰ خانواده از انفاق و صدقات او زندگی می کردند.امام در مسافرت نسبش را از همراهان پنهان می کرد. از ایشان سوال شد که: ما بالک اذاسافرت کتمت نسبک اهل الرفقه؟ ان حضرت فرمودند: دوست ندارم به نام رسول خدا چیزی را بگیرم که نمی توانم مانند ان را به دیگری بدهم.
امام سجاد وشیعیان:
در واپسین روز واقعه کربلا، شیعیان در بدترین شرایط،از لحاظ کمی و کیفی و نیز موقعیت سیاسی و اعتقادی قرار گرفتند.شیعیان واقعی امام حسین که در مدینه و مکه بوده و یا موفق شده بودند که از کوفه به او ملحق شوند،در کربلا به شهادت رسیدند.زندگی امام سجاد در مدینه و دور بودن از عراق فرصت هدایت جریانات شیعی کوفه را از امام گرفته بود.
در چنین شرایطی که تصور نابودی اساس تشیع وجود داشت، امام سجاد می بایست کار را از صفر شروع کند مردم را بسمت اهل بیت بکشاند.
تاریخ گواه است که امام سجاد در طول ۳۴ سال فعالیت،شیعه را از یکی از سخترین دوران های حیات خویش عبور داد.دورانی که جز سرکوبی شیعه به وسیله ی زبیریان و امویان نشان روشنی ندارند.
در این سال ها۲ نهضت شیعی در عراق رخ داد.یکی از ۲نهضت نهضت توابین بود که رهبری ان را سلیمان بن صردخزاعی به همراهی چند تن از دیگر سرشناسان شیعه در کوفه بر عهده داشتند و رابطه سیاسی خاصی بین توابین و امام سجاد وجود نداشته و انچه بیشتر رنگ نهضت شیعه را نشان داد

شركت فعال معروفين شيعه كوفه در اين نهضت و مايه هايي عاطفي آن است يعني توبه به سبب عدم حمايت از حسين بن علي و شهيد شدن به عنوان تنها راه پذيرش اين توبه.
امام سجاد پس از حادثه كربلا دريافته بود كه امكان احياي اين جامعه ي مرده با در دسترس گرفتن رهبري آن وجود ندارد. به علاوه درگير شدن در يك حركت سياسي ديگر،با وجود قدرت ديگر احزاب،خطراتي را در پي داشت كه به ريسك آن نمي ارزيد.به همين دليل ماهيت حركت امام در دوران امامت آن حضرت به خوبي نشان مي دهد كه حركت امام تنها يك حركت سياسي نبوده و در بسياري از موارد به وضوح بر كنار از سياست به معناي مشخص فعاليت سياسي بوده است.
برخورد هاي امام با امويان
اولين بر خورد امام با حاكمان اموي پس از واقعه كربلا در رويارويي با عبيد الله بن زياد بود،مدتي بعد از واقعه كربلا،مردم مدينه ضمن شورش عليه امويان،شورش حره را سامان دادند.اين شورش به رهبري عبدالله معروف به غسيل الملائكه بود كه رنگ آن ضد اموي و عليه يزيد و زندگي ضد اسلامي و غير ديني او بود امام سجاد و ديگر هشميان موضع موافقي در اين ماجرا نداشت به همين دليل شمار از افراد خانواده ي خويش از شهر خارج شد.
كوچكترين موضع امام به عنوان رهبر شيعه خطيرترين پيامد را براي شيعه داشت به همين دليل در اين حادثه كه چندان خط و ربط روشن،بلكه درستي نداشت شركت نداشت.زماني نيز كه مسلم بن عقبه،معروف به مسرف،حركت مردم مدينه را سركوب كرد و يكي از بزرگترين جنايات عصر اموي را مرتكب گرديد با علي بن حسين به ملايمت برخورد كرد و اين به دليل آن بود كه امام در اين حركت شركت نداشت.مسلم از مردم چنان بيعت گرفت كه خود را برده ي يزيد بدانند ولي با علي بن حسين به صورت عادي بيعت شد.
صرف نظر از اينكه در موضع گيري ائمه بايد وضع سياسي و مخالفت نظامي و ايجاد تشكيلات و مبارزه را در نظر بگيريم شرايط خاص هر دوره وظيفه هر امام در هر موقعيت و شرايطي، اقتضاي عمل خاصي را دارد.
امام سجاد در روايتي فرمود:كسي كه امر به معروف و نهي از منكر را ترك گويد،همچون كسي است كه كتاب خدا را كنار نهاده و بدان پشت كرده مگر آنكه در تقيه باشد.
تكيه بر اصل تقيه گرچه قرآني است اما از لحاظ فقهي بيشتر از ناحيه اماماني تاكيد گرديد كه خود گرفتار آن بودند.
در جمع بايد گفت، ملايمت امام در برخورد با امويان ،سبب شد تا امام زندگي ازادي در مدينه داشته و كمتر توجه مخالفان را به خود جلب كند. به علاوه بعد علمي امام در جهت حفظ دين تجلي بيشتري بيابد.تمجيدهاي فراوان از امام كه از زبان عالم اهل سنت باقي مانده شاهد اين گفته است.
بهره گيري امام سجاد از دعا:
هنگامي كه جامعه دچار انحراف شده،روحيه ي رفاه طلبي و دنيا زدگي بر آن غلبه وفساد سياسي و اخلاقي و اجتماعي ان را در محاصره قرار داده و از نظر سياسي هيچ روزنه اي براي تنفس وجود نداشت، امام سجاد توانست ازدعا براي بيان بخشي از عقايد خود استفاده كند و بار ديگر تحركي در جامعه براي توجه به معرفت و عبادت و بندگي خداوند ايجاد كند.
صحيفه ي سجاديه ي مشهور ،كه اندكي بيش از ۵۰ دعا را در بردارد ،تنها بخشي از دعاهاي امام سجاد است كه گرد آوري شده است.
تكيه امام در پيوند دادن محمد و ال او ، امري است كه خداوند آن را ضمن دستور بر صلوات بر رسول آورده و اهميت زيادي براي بيان عقايد شيعي دارد.
يكي از مضامين مهم سياسي – ديني صحيفه ، طرح مساله امامت است.مفهوم امامت به صورت يك مفهوم شيعي ، كه علاوه بر جنبه داشتن احقيت براي خلافت و رهبري ، جنبه هاي الهي عصمت و بهره گيري از علوم انبيا و مخصوصا پيامبر اكرم را در حدي بالا نشان مي دهد.
 گريه امام سجاد در قالب اين دعاها و بندگي و عبادت واقعي امام ، درسي آموزنده براي جامعه ي فاسد ان روز بود كه بني اميه اسلام را مورد تمسخر قرار داده بودند . بدين ترتيب گريه ي امام نيز خود به خود موجب گرديد تا در موارد زيادي مردم نسبت به واقعه كربلا هشيار شوند . اين علاوه بر ان بود كه امام خود وقايع كربلا را در موارد متعدد نقل مي فرمود.

امام سجاد و بردگان
از تلاش هاي امام، كه هم جنبه ي  ديني داشت و هم سياسي، توجه به قشري بود كه بويژه از زمان خليفه دوم به بعد و مخصوصا در عصر امويان مورد شديدترين فشار هاي اجتماعي بوده و از محرومترين طبقات جامعي اسلامي در قرون اوليه به شمار مي رفتند.امام سجاد همانند امير المومنين كه با برخورد اسلامي خويش بخشي از موالي عراق را به سمت خويش جذب كرد،كوشيد تا حيثيت اجتماعي اين قشر را بالا برد.
زماني كه امام سجاد از مسجد خارج مي شد شخصي بدو دشنام گفت،موالي امام بر او هجوم بردند اما امام آنها را از اين كار باز داشت و فرمود آنچه از باطن ما بر او مستور مانده بيش از اين است كه مي گويد و به اين ترتيب او را شرمنده ساخت و سر انجام مورد لطف امام قرار گرفت.

امام باقر (ع):
پنجمين امام شيعه ، محمد بن علي بن حسين است كه به باقر شهرت يافته است.مادر آن حضرت، فاطمه دختر امام حسن بن علي است.بدبن ترتيب امام باقر نخستين كسي است كه پدرش ار نسل امام حسين و مادرش از نسل امام حسن است.
روز تولد آن حضرت را در برخي از نقل ها اول رجب و در برخي ديگر سوم صفر دانسته اند.سال تولد امام در منابع متعددي ۵۷ هجري و در برخي ۵۶ يا ۵۸، سال تولد آن حضرت دانسته شده است.روز رحلت امام را هفتم ذي حجه وبرخي ربيع الاول و يا ربيع الثاني دانسته اند.
امام پنجم شيعيان،افزون بر لقب شاكر و هادي به طور عمده به لقب باقر شهرت يافته است.معناي باقر شكافنده است.
موقعيت علمي امام باقر(ع)
بي ترديد از نظر بسياري از علماي اهل سنت،امام باقر در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوستدارانش، از تمامي بلاد و سرزمين هاي اسلامي پر بوده است.موقعيت علمي ايشان به مثابه شخصيت عالم و فقيه، به عنوان نماينده علوم اهل بيت بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشكالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند.
او همانند پدرش امام سجاد كه شهرت عظيم علمي در ميان مردم داشت، مورد احترام خاص و عام بود.بسياري از دانشمندان بزرگ اسلامي در باره مقام علمي و موقعيت فقهي حضرتش جملات زيبايي بر زبان رانده است كه استاد اسد حيدر آنرا در كتاب خود گرد آورده است.
به جرات مي توان گفت كه در ميان امامان شيعه پس از امير المومنين سند بخش عمده اي بيشترين قسمت روايات به امام باقر و صادق منتهي مي گردد و اين به دليل موقعيت خاص سياسي جامعه ي آنروز بود كه اين دو امام بيش از امامان ديگر فرصت نشر علوم آل محمد را پيدا كردند.
امام درگير اختلافات فقهي بين فرق اسلامي
سال هاي ۹۴ تا ۱۱۴ زمان پيدايش مشرب هاي فقهي و اوج گيري نقل حديث در باره ي تفسير مي باشد . از علماي اهل سنت كساني مانند ابن شهاب زهري ،مكحول، قتاده،هشام بن عروه و …. در زمينه ي نقل حديث و ارايه ي فتوا فعاليت مي كردند. با نگاهي به فراواني روايات نقل شده در اين دوران و شهرت علم فقه در ميان محدثان اين زمان ، مي توان گفت كه علم فقه نزد اهل سنت از اين دوره به بعد وارد مرحله تدوين خود شده است.
پيش از ا ن در جامعه اسلامي ، فقه و احاديث فقهي در حد گسترده و به طور كامل مورد بي اعتنايي قرار گرفته بود.
بي خبري مردم زماني به اوج خود رسيد كه فتوحات آغاز گرديد . زمامداران و مردم به طوري مشغول كشور گشايي و امور نظامي و مسايل مالي و….. شدند كه فعاليت علمي و تربيت ديني به هيچ وجه جلب توجه نمي كرد.
امام باقر نماينده مكتب اهل بيت و از اولين بانيان فقه و تفسير از ديدگاه مكتب شيعه. از نظر اين مكتب دسترسي به علوم اصيل اسلامي تنها از طيق اهل بيت ، كه باب علم رسول خدا هستند ممكن است و به همين جهت در كلمات امام باقر نمونه هاي فراواني وجود دارد كه ايشان مردم را دعوت به بهره گيري علمي از اهل بيت كرده حديث درست را تنها نزد انان مي دانند.
مبارزه با يهود و اسراييليات:
از جمله گرو هاي خطرناكي كه آن روزها در جامعه اسلامي حضور داشتند و تاثير عميقي در فرهنگ آن روزگار بر جا گذاشتند ، يهوديان بودند . شماري از احبار يهود كه به ظاهر مسلمان شده و گروهي ديگر كه هنوز به دين خود باقي مانده بودند در جامعه اسلامي پراكنده شده و مرجعيت علمي و قشري از ساده لوحان را به عهده داشتند. تاثيري كه آنان بر فرهنگ اسلام از خود به جا نهادند ، به صورت احاديث جعلي به نام اسراييليات پايدار گشت كه بيشترين قسمت اين احاديث درباره ي تفسير و مراتب و شيون زندگي پيامبران سلف ، جعل شده بود. 
تلاش علمي يهود، در داخل جامعه ي اسلامي به ويژه در محافل علمي آن _  در مسايل فقهي و كلامي نيز تاثيري نگران كننده نهاد و اين موضوع در تاريخ چنان روشن است كه جاي كوچكترين ترديد و شبه اي در آن وجود ندارد.
امامان ديگر شيعه نيز بعدها با تعابيري نظير لاتشبهوا باليهود مي كوشيدند اين رابطه فرهنگي نامطلوب را كه ميان مسلمانان و يهود به وجود امده بود و مي رفت تا فرهنگ اصيل و غني اسلام را به انحراف بكشاند، قطع كنند و اين در حالي بود كه راويان ديگر فرق اسلامي ساده لوحانه از اين احاديث استقبال كرده و انها را در ابواب مختلف كتاب هايشان نقل نموده اند و فرهنگ خود را با ان آلوده كردند ، ولي تابعان اهل بيت با الهام گرفتن ازانان،در مقابل اين انديشه هاي انحرافي و عوام پسند به هوش بوده و از اسيب ان در امان ماندند.
ميراث فرهنگي امام باقر (ع)
با نگاهي كوتاه به مسانيد فقهي و تفسيري شيعه ، به خوبي مي توان دريافت كه بخش زيادي از روايات فقهي ، اخلاقي و تفسيري شيعه از امام باقر نقل شده است . وسايل الشيعه و كتب تفسيري مانند البرهان و صافي و بحراني از فيض كاشاني ، حاوي روايات زيادي در زمينه ي فقهي و توضيح آيات قران و شان نزول انهاست كه از ان حضرت روايت شده است . علاوه براين ها مقدار زيادي اخبار تاريخي درباره ي اميرالمومنين و جنگ صفين نيز از ان حضرت نقل شده است.
عده اي فكر مي كردند تلاش براي معاش ، كه نشانه ي فعاليت براي زندگي بهتر است ، درست نيست . محمدبن منكدر يكي از حفاظ قران در عصر امام باقر در ضمن تمجديد از ان حضرت مي گويد: مي خواستم او را وعظ كنم كه او مرا موعظه نمود . سوال كردند چگونه؟ گفت: روزي از مدينه بيرون امدم و در صحرا محمدبن علي بن الحسين را ديدم. او در حالي كه بدن چاقي داشت در كنار دو غلام سياه كار مي كرد ، پيش خود گفتم: سبحان الله! 
درباره ي مسايل كلامي نيز امام باقر بسياري از خطبه هاي امير المومنين را در مسايل مربوط به توحيد و صفات خدا روايت كرده اند. همينطور ان حضرت بيانگر بسياري از نكات دقيق مسايل كلامي مورد اختلاف بين شيعه و اهل سنت مي باشند. اينروايات در اصول كافي به وفور ديده مي شوند.
ابن نديم در الفهرست ، كتاب تفسيري به امام باقر نسبت داده و گفته است كه ان را ابوالجارود زياد بن منذر از امام نقل كرده است. بخش بزرگي از اين روايات در تفسير قمي و تفسير پرارج مجمع البيان امده است.
تلاش هاي خستگي ناپذير امام باقر و پس از وي تلاش هاي امام صادق سبب شد تا فقه شيعه با اتكاي به احاديث رسول خدا و اشراقات و الهامات غيبي بر قلوب ايمه اطهار زودتر اهل سنت و ….. به مرحله تدوين برسد.
امام باقر مانند امامان ديگر براي بيان اهميت موقعيت اهل بيت از لحاظ دين ، كوشش بليغي از خود نشان مي داد و در روايتي كه در اين زمينه از ان حضرت نقل شده، چنين امده است: ال محمد ابواب الله و سبيله و الدعاه الي الجنه و القاده اليها فرزندان رسول خدا درهاي علوم الهي و را وصول به رضاي او و دعوت كنندگان به بهشت و سوق دهندگان مردم بدان هستند. 
وضع و موقعيت شيعه از ديدگاه امام :
دوران امامت امام باقر مصادف با ادامه ي فشارهاي خلفاي بني اميه و حكام انها با شيعيان در عراق بود. عراق مركز اصلي شيعه بود.شيعيان همه ساله در موسم حج با امام تماس داشتند. اين تماس ها معمولا يا در مكه بود يا در بازگشت زايرين بيت الحرام و عبور انها از مدينه صورت مي گرفت.
مساله اي كه در اين دوران براي امام و شيعيان وي پيدا شده بود، مشكل غلات بود كه شمار انها در ان روزگار رو به فزوني گذاشته بود. انها با سو استفاده از روايات امام و نسبت دادن احاديث جعلي به ان حضرت مي كوشيدند از حيثيت امامن و شيعيان برخوردار شده و با كشاندن شيعه ساده لوح به دنبال خود ، به اهداف خود برسند. زماني كه امام در مدينه بود اين فرصت طلبي ها هر چه بيشتر شدت گرفت . وقتي كه امام انها را از خود طرد كردند اصحاب ان حضرت نيز، غلات را از جمع خود بيرون راندند.
مشكل ديگر اهل عراق ، اين بود كه امام نسبت به اعتقاد و استواري ايمان انها اعتماد چنداني نداشت. گرچه انان به شدت اظهار علاقه مي كردند و با ولع هرچه تمامتر احاديث اهل بيت را انتشار مي دادند اما به دلايلي كه پاره اي از انها مسبوق به سوابق تاريخي مردم كوفه و عراق بود اين اظهار وفاداري نمي توانست قطعي تلقي شود .

عتیقه زیرخاکی گنج