• بازدید : 23 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۶    کد محصول : ۱۴۳۵۹    حجم فایل : ۴۸ کیلوبایت   

دانلود مقاله پژوهشی با عنوان خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزي

مهر و محبت يكي از برترين و باارزش ترين گوهرهاي وجودي انسان بوده و مهروزي اساس شكل گيري و انسجام جوامع انساني را تشكيل مي دهد. در سايه ي مهر و محبت انسان ها روابط سالم با يك ديگر برقرار كرده و امكان پيشرفت جامعه ي خود را فراهم مي آورند. بدون شك وجود مهر و محبت در يك جامعه اطمينان و اعتماد افراد به يك ديگر را افزايش داده و با كاهش تنشها و مشكلات ناشي از آن، تمام توان انسان صرف نيكوكاري و پرداختن به همنوعان خواهد شد.وجود مهر و محبت و مهرورزي در يك خانواده از مهمترين ويژگي هاي يك خانواده ي موفق و سالم مي باشد. برقراري روابط محبت آميز بين والدين و همچنين بين والدين و فرزندان و بين فرزندان با يكديگر  مي تواند اطمياني براي پيشرفت كودكان باشد. چرا كه كودكان در سايه ي مهر و محبت مي توانند جداي از استرس ها وتنشها و نگراني ها به فعاليت پرداخته و استعداد هاي خود را شكوفه كنند. با توجه به اهم مهروزي و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، اين تحقيق به بررسي اين موضوع پرداخته است.

  • بازدید : 9 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۴۳    کد محصول : ۱۴۵۸۰    حجم فایل : ۴۹ کیلوبایت   

خانواده و نقش آن در ابراز محبت و مهرورزي

بدون شك خانواده، مهمترين و بينيادي ترين نقش را در شكل گيري افكار، عقايد، نگرش ها، رفتار، شخصيت و نحوه ي زندگي و عملكرد هر فرد دارد. اولين و مهمترين آموزشهايي كه به هر يك از افراد بشر در طول تاريخ داده شده است در درون خانواده شكل گرفته. پدر و مادر به عنوان اولين آموزگاران بشريت، منش ها و اخلاق را به كودك آموخته اند و شخصيت او را تا حد زيادي شكل داده اند. افرادي كه در كودكي از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمايت خانواده توانسته اند به يك جهانبيني دقيق و صحيح دست يابند و مراحل پيشرفت را طي كرده، باعث ترقي جامعه ي خويش شوند.

  • بازدید : 15 views
  • بدون نظر

قیمت : ۵۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۶۶    کد محصول : ۹۲۹۹    حجم فایل : ۲۲۱ کیلوبایت   

با توجه به اینکه برای پیشگیری از ناراحتی های روانی بایستی عوامل وابسته به آن ناراحتی را شناسایی نمود و از آنجا که نتایج

 پژوهش های زیادی نشان می دهد که بسیاری از نارحتی های عاطفی و روانی فرزندان با کیفیت زناشویی مرتبط است . 

عوامل متعددی در ایجاد افسردگی نقش  ایفا می کنند که یکی از این عوامل خانواده می باشد . پژوهشها نشان می دهند با افزایش تعارض زناشویی ،

عزت نفس کودکان کاهش می یابد. کاهش سطح عزت نفس و احساس حقارتی که در پی دارد، در انواع افسردگی مشترک است .

لذا پژوهش حاضر در صدد بررسی ارتباط بین میزان رضایت زناشویی والدین و میزان افسردگی کودکان آنها است . 

  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر

حاكمان و خانواده در قرآن

خانواده، كوچك ترین واحد اجتماعی است، لكن چون جامعه بشری از اعضای خانواده ها تشكیل می شود، تاثیر عمیق خانواده بر جامعه غیرقابل انكار است

از این منظر نگاه قرآن كریم به خانواده به دو بخش قابل تقسیم است

الف) خانواده به عنوان واحد مستقل اجتماعی

ب) خانواده به عنوان واحد موثر در زیرساخت واحدهای بزرگ تر اجتماعی

در این نوشته به نقش دوم خانواده و تاثیر و تاثر افراد آن بر واحدهای بزرگ تری كه مدیریت آنها را به عهده دارند، پرداخته شده است. در عین حال به بخش اول نیز اشاره شده است


بخش اول: ویژگی های خانواده رهبران و حاكمان

در كنار ویژگی های عمومی خانواده ها، هر صنف و گروه اجتماعی ویژگی های خاص خود را دارد. از نگاه قرآن كریم، خانواده حاكمان، مدیران و گروه های بالاست (اجتماعی، معنوی و …) ویژگی های خاص و گاه برتری نسبت به دیگران دارند. برخی از این خصوصیات چنین است

۱آگاهی بیشتر

در سوره احزاب آیه ۳۴ بعد از آنكه خداوند دستوراتی به خانواده پیامبر به عنوان پیامبر و رهبر جامعه اسلامی می دهد، می فرماید:«و اذكرن مایتلی فی بیوتكن من آیات الله و الحكمه ؛ و آنچه از آیات خدا و حكمت در خانه های شما تلاوت می شود را به یاد آورید.» 


  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زن ، پرده نشين سالهاي نه چندان دور ، امروز چنان جايگاه خود را يافته كه چون ستوني از 

اجتماع ، نه قابل انكار است نه مي توان توانايي ها ، افكار، ايده ها وحتي غصه ها و دغدغه 

هايش را ناديده گرفت.

زن ، انساني كه براي انواع خصوصياتش ، قابي ساخته شده در خور و نقش به نقش هايي كه 

فقط از او ساخته است ؛ مادر، خواهر، همسر و در يك كلام ، مكمل مرد.

زن امروز، خواه خانه دار، خواه شاغل باشد، از آنچه بر عهده دارد ، نكاسته و با صرف 

انرژي بيشتري و چشم پوشي از بسياري از حقوق طبيعي و ذاتي اش ، وظايفش را به شايسته 

ترين وجه ، انجام مي دهد. اما ، همين ستون بي بديل خانه و جامعه ، پيوسته در معرض 

عواملي قرار مي گيرد كه روز به روز بر دلهره ها و اضطرابش مي افزايد و سهم او از اين 

همه نگراني و دلشوره هاي دايمي ، آثار و نتايج بعضاْ جبران ناپذير استرس هايي است كه بر 

روح لطيف و دل بي آلايش او ، پنجه مي كشد.
خانواده اصلي ترين و اساسي ترين ركن شكل گيري جامعه مي تواند نقش مهمي در رشد و 

پيشرفت توانائيها و استعدادهاي اعضاي خود داشته باشد ، و يكي از مهمترين اعضاي خانواده 

زن است كه مي تواند نقش موثري در تعالي خانواده داشته باشد. در طي نيم قرن اخير نقش زن 

در خانواده دچار تحولاتي شده كه در نتيجه ورود زنان به بازار كار است.

افسردگي يكي از مهمترين اختلالات رواني است كه امروزه در جوامع مختلف مشاهده مي شود 

و در اين راستا زنان بيشتر از مردان درگير هستند.

شناخت عوامل موثر در افسردگي زنان ، به ما كمك مي كند كه در حل اين مسائل و به حد اقل 

رساندن آن ها گام هاي موثرتري برداريم.

به عبارت ديگر با توجه به اينكه اشتغال فرصت رشد اجتماعي و فرهنگي زنان را مهيا كرده

وبه طور مستقيم بر بهداشت رواني آن ها تاثير مي گذارد ، پژوهشگر قصد دارد تاثير اشتغال 

را بر ميزان افسردگي در زنان مورد سنجش و بررسي قرار دهد.



ضرورت و اهميت تحقيق

بسياري از جامعه شناسان و روانشناسان ، از جمله لاز اروس و كوسيك ۱۹۹۶ عقيده دارند كه 

ريشه بسياري از انحراف هاي شخصيتي مانند : وسواس ، و… را بايد در پرورش نخستين 

خانوادگي فرد جست و جو كرد. 

۳

همچنين نتايج تحقيق صالحي (۱۳۷۶) نشان داد كه ۷۲ درصد نوجوانان بزهكار كانون ها 

بازپروري داراي خانواده هاي از هم گسيخته بوده اند. نكته مهم در نتايج اين تحقيق آن است 

كه بيشترين تاثير منفي عدم تفاهم در زندگي زوجين متوجه فرزندان است و فرزندان اولين

قربانيان طلاق هستند.

در اين ميان ، زن به عنوان پايه اساسي در تشكيل خانواده ، نقش اساسي در انسجام و دوام

كانون خانواده و همچنين نقش مهمي در پرورش و رشد شخصيت فرزندان و آينده سازان 

جامعه دارد.

با توجه به اينكه زنان تقريباْ نيمي از جمعيت جامعه ما را تشكيل مي دهند و فعاليت و تلاش آن 

ها ، چه رشد و تعالي جامعه در گرو سعادت و بهداشت رواني خانواده است.



اهداف تحقيق 

عمده ترين اهدافي كه تا كنون براي تحقيقات و مطالعات مختلفي كه پيرامون موضوع خانواده 

صورت گرفته است ، مشخص نمودن و ضرورت و اهميت نقش خانواده در جوامع مختلف 

در جهت رشد و پيشرفت و اعتلاي اهداف آرماني آن جامعه بوده است.

به عبارت ديگر محققان مختلف از ابعاد مختلف جامعه شناسي ، مردم شناسي ، روان شناسي و 

غيره سعي نموده اند. تا با ارائه راهكارهاي جديد زمينه هاي تداوم و انسجام بيش از پيش 

خانواده را مهيا سازند ، زيرا امروزه دريافته اند كه تنها در سايه امنيت و آرامش خانواده است

۴

كه مي توان فرزنداني سالم و پويا تربيت كرد و از آنجا كه زن در خانواده نقش مهمي در 

انسجام و شكل گيري شخصيت افراد خانواده دارد و زماني مي تواند نقش خود را كامل تر 

انجام دهد كه داراي بهداشت و سلامت رواني بيشتر باشد.

لذا افسردگي و اضطراب زنان موضوع مورد مطالعه اين تحقيق قرار گرفته است و هدف از 

اجراي اين تحقيق پي بردن به اين نكته است كه كدام گروه از زنان بيشتر دچار افسردگي     

مي شوند؟ آنهايي كه خانه دارند يا آنهايي كه در محيط هاي اجتماعي مشغول كارند ، تا به اين

وسيله عوامل افسردگي را در آن گروه شناسايي شود و سعي در اجراي روشهايي را داشت

تا اين طريق تغييراتي در نظام خانواده ايجاد شود.



فرضيه هاي تحقيق

۱) بين ميزان افسردگي در زنان متاهل خانه دار و شاغل تفاوت وجود دارد.

۲) بين ميزان افسردگي در زنان متاهل خانه دار و شاغل تفاوت وجود ندارد.
تعريف عملياتي واژه ها و متغيرها

افسردگي : افسردگي وضع و حالت رواني ناخوشايندي است كه با علائمي مانند : حزن و 

اندوه. احساس تنهايي ، دلزدگي ، خستگي پذيري ، نا اميدي ، كاهش حس احترام به خود و 


۵

سرزنش و تحقير خود مشخص مي گردد و در واقع نوعي اختلال است كه شامل تغييراتي در 

رفتار مي شود و نوعي عدم تعادل شيميايي در بدن مي باشد. در اين تحقيق افسردگي افراد از 

طريق نمره اي كه از تست افسردگي بك به دست مي آورند بررسي مي شود. 

زنان شاغل :كليه زناني كه در سازمان مورد نظر ( خبر گزاري كتاب ،(ايبنا) ) مشغول خدمت 

هستند و طبق قانون استخدام ( رسمي و حق و تحريري ) از بودجه عمومي دولت حقوق 

دريافت مي كنند. 

زنان خانه دار : كليه زناني كه در هيچ سازمان دولتي و يا غير دولتي مشغول به كار نيستيد

و هيچگونه فعاليت رسمي و يا غير رسمي كه در عرف و كاربدان اطلاق شود ندارند و در 

عرف خانه دار محسوب مي شوند. 
  • بازدید : 64 views
  • بدون نظر

این فایل در ۴۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

وجود مهر و محبت و مهرورزي در يك خانواده از مهمترين ويژگي هاي يك خانواده ي موفق و سالم مي باشد. برقراري روابط محبت آميز بين والدين و همچنين بين والدين و فرزندان و بين فرزندان با يكديگر  مي تواند اطمياني براي پيشرفت كودكان باشد. چرا كه كودكان در سايه ي مهر و محبت مي توانند جداي از استرس ها وتنشها و نگراني ها به فعاليت پرداخته و استعداد هاي خود را شكوفه كنند. با توجه به اهم مهروزي و نقش خانواده در ابراز مهر و محبت ، اين تحقيق به بررسي اين موضوع پرداخته است.
۱- اهداف
بدون شك خانواده، مهمترين و بينيادي ترين نقش را در شكل گيري افكار، عقايد، نگرش ها، رفتار، شخصيت و نحوه ي زندگي و عملكرد هر فرد دارد. اولين و مهمترين آموزشهايي كه به هر يك از افراد بشر در طول تاريخ داده شده است در درون خانواده شكل گرفته. پدر و مادر به عنوان اولين آموزگاران بشريت، منش ها و اخلاق را به كودك آموخته اند و شخصيت او را تا حد زيادي شكل داده اند. افرادي كه در كودكي از مهر و محبت خانواده برخوردار بوده اند، تحت حمايت خانواده توانسته اند به يك جهانبيني دقيق و صحيح دست يابند و مراحل پيشرفت را طي كرده، باعث ترقي جامعه ي خويش شوند.
مهر و محبت خانواده و تاثير آن بر پيشرفت فردي و اجتماعي و همچنين تاثير خانواده در گسترش مهرورزي و تمايل افراد براي ابراز محبت، موضوعي است كه در اين پژوهش مورد نظر بوده است.
بدون شك ابراز مهر و محبت به شيوه هاي مختلف صورت مي گيرد و فقط يك موضوع عاطفي و رواني نبوده و به تمام جنبه ها و زواياي زندگي يك فرد مربوط مي شود. بنابراين ابراز محبت مي تواند به شكل هاي مختلفي بروز نمايد كه مشخص ترين آن تاثير رواني و عاطفي است، اما درصد بسيار زيادي از ابراز محبت مي تواند به صورت جنبه هاي مادي باشد. بايد توجه داشت كه ابراز محبت بايد در تمام جنبه هاي آن مورد توجه قرار بگيرد، چه مادي و چه معنوي. اين تحقيق علاوه بر جنبه هاي مادي و معنوي ابراز محبت كه معمولاً به صورت آگاهانه در خانواده ها بروز مي كند مواردي را كه به صورت غير آشكار مي تواند بر ابراز محبت در خانواده تاثير داشته باشد مورد بررسي قرار مي دهد. به عنوان مثال نقش ساختار خانواده در ميزان ابراز محبت و يا تاثير خانواده هاي مشكل دار در ميزان ابراز محبت و بالعكس (يعني تاثير محبت و مهرورزي بر روي ساختار خانواده و بهبود روابط) مورد بررسي قرار گرفته است. 
۲- پيشينه ي تحقيق
ارتباط بين ساختار خانواده و پيامدهاي اخلاقي و رفتاري وهمچنن نحوي تاثير اين ساختارها بر نوع زندگي آينده ي افراد جوان زياد مورد سوال قرار نگرفته است (McLanahan & Sandefur, 1994; Wu, Cherlin, & Bumpass, 1997). براي بررسي ميزان تاثير عوامل مختلف روحي رواني و يا مادي خانواده بر روي فرزندان ميتوان از مقايسه ي ساختارها ي مختلف خانواده گي و تاثير اين ساختار ها استفاده نمود. بررسي ها نشان داده كه خانواده هاي تك والدي يعني خانواده هايي كه يكي از والدين (پدر يا مادر) با انها زندگي نمي كنند مي تواند ارتباط زيادي با رفتار هاي مشكل دار جوانان داشته داشته باشد (Dornbusch et al., 1985; Steinberg, 1987). (البته بايد توجه داشت كه در زندگي بسيار پيچيده ي انسان عوامل و شرايط بسيار متنوعي دخالت دارند كه مي توانند اين نتايج را دگرگون كنند اما در يك جامعه ي آماري مي توان تا حدود زيادي احتمال تاثير هر موضوع را بررسي كرد.) همچنين اين نوع ساختار تك والدي خانوادگي ارتباطي تگاتنگ با مشكلاتي مانند استفاده جوانان از مواد مخدر، الكل و تنباكو (Covey & Tam 1990; Stern, Northman, & Van Slyck, 1984)، خود باوري پايين (Parish, 1991)، ترك مدرسه (Astone & McLanahan, 1991)، سن پايين در هنگام ترك خانه (Goldscheider& Goldscheider, 1993) و فعاليت جنسي زود هنگام (Tornton & Camburn, 1987; Wu. 1996) داشته است.  
به اين علت كه والدين بر فرزندان خود به روشهاي گوناگون اثر مي گذارند، مكانيسم هاي تئوريك كه ممكن است اثرات ساختار خانواده بر پيامد هاي رفتاري فرزندان را نشان دهد، بيشمار است. با اين وجود چهار مكانيسم اوليه كه در منابع مختلف درباره ي آنها بحث شده است عبارتند از: وضعيت اقتصادي، اجتماعي سازي والدين، استرس كودكي و رفاه روانشناختي مادري.
۳- روش تحقيق
با توجه به گسترده بودن اطلاعات و تحقيقات انجام شده در جنبه هاي مختلف خانواده و اهميتي كه اين موضوع در دنياي امروزي دارد، مي توان از مقالات علمي جديد براي بهبود روابط خانواده و ارتقاء سطح كيفيت روابط خانواده گي استفاده كرد. وجود اطلاعات و مقالات بي شمار در زمينه ي خانواده باعث مي شود، تفكيك يك موضوع خواص و بررسي دقيق آن احتياج به جمع آوري تعداد بسيار زيادي از اين گونه مقالات علمي داشته باشد. از اين رو در اين تحقيق از تعداد ۲۸ منبع علمي جهت تكميل اطلاعات استفاده شده است. اين تحقيق به روش كتابخانه اي انجام شده است و از مجلات علمي مختلف استفاده شده است. اين مقالات بيشتر از كتابخانه هاي دانشگاه تهران و تربيت مدرس و همچنين از سازمان ملي جوانان تهيه شده  و بعد از مطالعه دقيق آنها موضوعاتي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم با مهرورزي ارتباط داشته است انتخاب شده. موضوعات دسته بندي شده و بعد از تكميل آنها و بيان ديدگاه ها نتيجه گيري در مورد موضوع بيان شده است.
۳- ارتباط بين ساختار خانواده بر ابراز محبت و پيامدهاي رفتاري جوانان و نوجوانان 
والدين بر فرزندان خود به روشهاي گوناگون اثر مي گذارند، مكانيسم هاي مختلفي كه ممكن است اثرات ساختار خانواده بر پيامد هاي رفتاري فرزندان را نشان دهد، بيشمار است. با اين وجود چهار مكانيسم اوليه كه در منابع مختلف درباره ي آنها بحث شده است عبارتند از: وضعيت اقتصادي، اجتماعي سازي والدين، استرس كودكي و رفاه روانشناختي مادري. در ادامه به بررسي هر يك از اين مكانيسم ها پرداخته شده است. بايد توجه داشت كه ساختارهاي مختلف اجتماعي و فرهنگي هر جامعه مي تواند تاثيرات بسيار زيادي بر نوع اثر ساختار خانواده بر افراد داشته باشد.
۳-۱ وضعيت اقتصادي:
يكي از عوامل مهم تعيين كننده ي اثر ساختار خانواده بر پيامدهاي رفتاري و اجتماعي جوانان، وضعيت اقتصادي خانواده مي باشد زيرا ساختار خانواده و وضعيت اقتصادي همبسته هستند و درآمد هاي پايين پيامدهاي منفي براي بچه ها دارد (Dancan & Brooks-Gunn, 1997). اگرچه دور بودن پدر از خانواده، انتظار مي رود كه پرداخت هاي منظمي براي حمايت آنها را موجب شود ولي تقريباً دو سوم مادران تنها هيچ كمكي براي فرزندان دريافت نمي كنند (Sorensen, 1997). خانواده هايي كه سرپرست آنها زن است بيش از پنج بار فقيرتر از خانواده هاي مزدوج مي باشند (Baugher & lamison-White, 1996) و درآمد متوسط آنها حدود يك سوم درآمد اين زوجين مي باشد. 
بچه هايي كه فقر دائمي را تجربه نموده اند با نقص هاي نموي مواجه هستند (Korenman, Miller, & Sjaastad, 1995). يك دليل اين مي تواند باشد كه خانواده هاي كم درآمد قادر به تامين غذا، مسكن و ساير كالاهاي لازم كه براي نمو سالم اجتماعي و شناختي بچه ها مي شود، نيستند (Hill et al., 2001). همچنين درآمد خانواده نوع محله اي را كه خانواده ها مي توانند زندگي كنند تحت تاثير قرار مي دهد و بچه ها در جوامع پر درآمد، تاثير مثبت دوستان را دريافت مي كنند كه در تحريك رفتار اجتماعي آنها بسيار موثر است (McLanahan & Sandefur, 1994). بعلاوه فقر و فشار اقتصادي مي تواند منجر به والدي غير موثر شود كه پيامد هاي معكوس براي نمو و تنظيم بچه ها و ابراز محبت به آنها دارد (Dodge, Petit, & Bates, 1994).
۳-۲ اجتماعي سازي:

خانه براي كودك زمينه اي ايجاد مي كند كه در آنجا آموختن و اجتماعي سازي صورت گيرد و جداي از ساير متغيير ها، كيفيت و محيط خانه و بويژه ميزان مهرورزي در خانواده نتايج مهمي براي بچه ها دارد. يك محيط خانه ي مناسب مرتبط با فرصتهايي براي يادگيري و آموختن بوده و با گرمي و حمايت احساسي و مهرورزي باعث رشد سالم و نمو بچه ها خواهد شد (Bradley & Rock, 1998).
 وقتي كه دو والد در خانه باشند، مسئوليت كنترل بچه ها را تقسيم نموده و تشويق ها و روش هاي مورد نياز را ايجاد مي كنند. زماني كه والدين جدا زندگي مي كنند والد ساكن اغلب تهيه كننده ي اوليه ي منابع اقتصادي مي شود و بنابراين وادار به اعمال محدوديت زماني براي كنترل و اجتماعي سازي بچه ها مي شود. والد غير ساكن كمتر به فعاليت هاي بچه ها نزديك بوده و بنابراين كنش منظم كمتري در فعاليت هاي روزانه دارد و مي توان گفت كه صرف زمان كمتر براي توجه ابراز محبت به فرزندان مي تواند ميزان اجتماعي سازي را به ميزان قابل توجهي كاهش دهد.
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر

این تحقیق در ۱۶۰ صفحه ی قابل ویرایش و در پنج فصل به شرح زیر است:
در فصل اول به بیان مسئله و  تعریف واژهای پژوهش مانند تعریف عقب مانندگی ذهنی و طبقه بندی کودکان عقب مانده ذهنی پرداخته شده،در فصل دوم  به بررسی تحقیقات پیشین و فرضیه های پژوهش اختصاص یافته و در فصل سوم روش جامعه آماری،روش نمونه گیری و ابزار نمونه گیری بررسی شده و در فصل چهارم به بررسی نتایج آزمون فرضیه ها پرداخته است و در فصل پنجم درباره یافته  ها،نتیجه گیری و کاربرد تحقیق بحث گردیده است.  

مقدمه

 وجود يک کودک عقب مانده ذهنی مسائل فراوانی را در خانواده و اعضای آن بوجود می آورد و تأثير آن بر رفتار و واکنشهای والدين موضوعی نيست که قابل اغماض و انکار باشد. اين تأثير تنها بر روی نحوه ارتباط والدين با يکديگر و يا ارتباط بين کودک معلول با سايرين نيست، بلکه ارتباط متقابل و تعاملات افراد خانواده را نيز تحت تأثير قرار می دهد.

وجود کودک عقب مانده ذهنی معمولاً منجر به تغيير رفتار اعضای خانواده می شود. والدينی که با هزاران اميد و آرزو منتظر تولد طفل طبيعی و سالم و زيبا می باشند، با تولد کودک عقب مانده با مرگ آرزوها و اميدها و افول انتظارات خود مواجه می شوند و آينده ای مبهم و تاريک را برای خود ترسيم می نمايند.

وقتی کودک از لحاظ بدنی طبيعی بدنيا می آيد، انتظارات والدين تا اندازه ای برآورده می شود. اما بعدها اگر در جريان رشد کودک مشکلی رخ دهد ممکن است که اين توقعات تغيير کند و درست در همين زمان است که برچسب هايی از قبيل کندآموز، کندذهن و عقب مانده ذهنی از طرفين والدين مورد استفاده قرار می گيرند.

در نگاهی گذرا به مسئله عقب ماندگی ذهنی و تأثيری که اين پديده بر روابط والدين با يکديگر و با کودک و از طرفی با ديگران می گذارد، می توان والدينی را مشاهده کرد که تا مرز نابودی و از بين بردن فرزند خويش پيش رفته و يا درصدد طرد کامل او برآمده اند. از سويی ديگر، والدينی را نيز می توان يافت که تمام هم و غم و نيز تلاش خود را صرف رشد و شکوفايی و درمان و تربيت فرزند عقب مانده ذهنی خود کرده اند. شايد اين برخوردها و واکنش های متضاد از طرف والدين بيانگر اين باشد که آنها در هنگام برخورد با فرد عقب مانده ذهنی دچار نوعی ابهام می شوند و اين باهام شايد به دليل عدم شناخت موضوع عقب ماندگی ذهنی، انواع و عوامل بوجود آورنده آن باشد. بنابراين قبل از هر چيز با توجه به مسائل متعدد کودکان عقب مانده ذهنی ضروری به نظر می رسد که درک روشنی از تعاريف، طبقه بندی و علل و عوامل مؤثر در بروز عقب ماندگی ذهنی ارائه گردد. چرا که در هر مقطع زمانی تعريفی خاص با توجه به نگرش های حاکم بر جوامع از پديده عقب ماندگی ذهنی ارائه می شود و در نتيجه وظايف والدين نيز بر اساس اين تعاريف و نگرشها، تعيين و مشخص می شوند . والدين نه تنها نسبت به فرزند عقب مانده ذهنی خود واکنش عاطفی نشان می دهند. فشار گروهها خواه واقعی باشد يا غيرواقعی، اغلب والدين را به کناره گيری از تماس های عادی اجتماعی شان وادار می سازد. خانواده بی اختيار گوشه گير می شود و به دليل افزايش اين طرد اجتماعی و گوشه گيری، والدين تمايل به تمرکز دائمی و بيش از حد بر فعاليت های کودک پيدا می کنند. اين افزايش توجه و تمرکز به ناتوانائی های کودک، موجب بروز اختلالات شخصيتی و روانی بيشتر والدين می گردد (داور منش، ۱۳۷۰).

وجود کودک عقب مانده ذهنی اثرات عميقی بر روی نحوه ارتباط اعضای خانواده با هم و هر يک از آنان با کودک می گذارد و همين اثرات، چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جويانه حل نشود، ضايعات جبران ناپذيری بر والدين و ساير اعضای خانواده و خصوصاً کودک عقب مانده وارد می کند. عامل هرگونه تفاهم و پذيرش يا عدم تفاهم در اصل خود والدين می باشند. بنابراين نوع عکس العملی که پدر و مادر در مقابل عقب ماندگی ذهنی فرزندشان از خود بروز می دهند در ايجاد جوی مساعد هم برای خود کودک و هم برای ساير افراد خانواده نقش بسيار حساسی را دارد (ميلانی فر، ۱۳۷۰).

 


  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق فلسفه تنظيم خانواده-خرید اینترنتی تحقیق فلسفه تنظيم خانواده-دانلود رایگان مقاله فلسفه تنظيم خانواده-تحقیق فلسفه تنظيم خانواده
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
فلسفه تنظيم خانواده : نجات نسل آينده از غرق شدن در اقيانوس آدمهاي بي غذا , بي مدرسه, بي خانه, بي كار و بي هدف است
روزانه ۹۱۰ هزار نوزاد در دنيا متولد مي شود و ساليانه ۹۰ ميليون نفر به جمعيت جهان افزوده مي شود. بر اساس پيش بيني هاي بعمل آمده از سوي دفتر آمار جمعيت واشنگتن كه در سال ۱۹۹۳ انجام گرفته جمعيت جهاني در هر ۱۱ سال تقريبا ۱ميليارد نفر افزايش مي يابد و در سال ۲۱۰۰ يعني در پايان قرن آينده در سطح ۵/۱۲ ميليارد نفر تثبيت شده است.
در كشورهاي توسعه يافته فعاليتهاي پيگير سرويس هاي تنظيم خانواده منجر به كاهش نرخ رشد كل جمعيت از ۲/ در سالهاي ۱۹۶۰ به ۷/۱ % در حال حاضر شده است ولي با تمام اين تلاشها در اكثر كشورهاي توسعه نيافته خانواده ها امكانات و آگاهي كافي براي اقدام به روشهاي ضد بارداري را ندارند. و به طور كلي در حال حاضر ۳۰۰ ميليون زوج در دنيا دسترسي به سرويسهاي تنظيم خانواده ندارد.
چگونه حاملگي بوجود مي آيد
دستگاه تناسلي مرد: شامل غده پروستات- لوله هاي مني بر – بيضه- آلت دستگاه تناسلي زن : شامل تخمدان ها لوله هاي رحم , رحم مهبل و دستگاه تناسلي خارجي مي باشد.در حول و حوش روز چهاردهم طبق عادت ماهيانه يك تخمك از يكي از تخمدانها پرتاب مي شود و اين تخمك وارد لوله هاي رحم مي شود براي اينكه تخمك تبديل به تخم گردد بايد مرد و زن با هم نزديكي كنند و اسپرم مرد از طريق انزال وارد رحم زن مي شود اسپرم خود را به تخمك رسانده و با آن لقاح مي كند و تخم بوجود مي آيد تخم در مخاط رحم جايگزين مي شود و پس از گذشت ۹ ماه تبديل به جنين كامل مي شود و به دنيا مي آيد. بشر براي تداوم حيات خود نياز به تداوم نسل دارد همان چيزي كه اصطلاحاً تناسل يا توليد مثل ناميده مي شود.
روشهاي جراحي جلوگيري از بارداري
بستن لوله ها يا عقيم سازي توسط جراحي پر طرفدارترين شكل پيشگيري از بارداري در ميان زوجهاي واقع در سنين باروري مي باشد.در سال ۱۹۸۷ مطابق با اظهار انجمن داوطلبان بستن لوله به طريق جراحي نزديك به ۹۷۶۰۰۰ عمل بستن لوله در ايالات متحده انجام شده كه ۶۶ درصد آنها روي زنان صورت گرفته است.
تا چندين سال اخير ,بستن لوله در زنان به عنوان يك روش تنظيم خانواده توسط گروههاي مختلف اجتماعي محكوم شده بود. براي مثال تا سال ۱۹۶۹ ,كالج آمريكائي متخصص زنان و زايمان توصيه مي كرد كه هر خانم ۳۰ ساله پيش از بستن لوله ها,بايد چهار بچه سالم داشته باشد. حتي امروزه محدوديتهاي اعمال شده توسط دولت مركزي باعث گرديده كه ناني كه تمكن مالي لازم ندارند از بستن لوله ها بي نصيب بمانند چرا كه ممكن است بودجه سازمان ارائه دهنده اين خدمات قطع شود. اين محدوديتها علاوه بر نسلهاي آينده در نظر نرداني كه آنها را اعمال كرده و ترويج داده اند هم مسخره بنظر خواهند رسيد.
بستن لوله ها در زنان
بيش از ۵ ميليون زن در ايالات متحده و در خلال سالهاي دهه ۱۹۷۰ تحت عمل جراحي بستن لوله ها قرار گرفتند . از لحاظ پزشكي , اين عمل را در حين سزارين انجام مي دهند.در زناني كه به صورت واژينال زايمان مي كنند, اوايل دوره نفاس زمان دلخواهي براي بستن لوله هاست. لوله هاي فالوپ به طور مستقيم در زير ديواره شكم قرار داشته و در دسترس هستند كه البته اين حالت به مدت چند روز پس از زايمان وجود دارد.
بنابراين انجام عمل جراحي ساده بوده و نياز به بستري شدن دراز مدت ندارد .وجود تمامي اين عوامل باعث مي شود كه انجام عمل را در اين زمان كم خطر تر از هر زمان ديگر بدانيم.
بستن لوله ها بلافاصله پس از زايمان واژينال ,معايبي به دنبال دارد. از آنجا كه مادر معمولاً چند زاست ,احتمالاً بدون دريافت بي حسي مناسب براي وارد شدن به حفره صفاق زايمان نموده است.به اين دلايل بعضي تمايل دارند كه ۱۲ تا ۲۴ ساعت صبر كنند. براي مثال در بيمارستان پاركلند به منظور كاهش دوره اقامت در بيمارستان ,بستن لوله ها در اوايل دوره نفاس در بخش جراحي مامائي و در صبح روز پس از زايمان صوت مي گيرد. احتمال ايجاد خونريزي پس از زايمان در زنان چند زا بعد از ۱۲ ساعت نخست پس از زايمان , به مقدار قابل توجهي كاهش مي يابد.مسئله ديگر آنكه وضعيت نوزاد را مي توان در چند ساعت پس از تولد بصورت دقيق تري تعيين نمود.
حاملگي و تشخيص آن
زايمان در چشم اندازي وسيع
مامايي شاخه اي از طب است كه وضع حمل , پيامدها و عوارض آنرا مورد بحث قرار مي دهد . بنابراين اساسا” ديدگاه آن متوجه پديده حاملگي , زايمان و دوران نقاهت پس از زايمان و شرايط طبيعي و غير طبيعي و اداره صحيح آن مي باشد .
در چشم انداز ويسع تر , مامايي توليد مثل يك جمعيت را مد نظر قرار     مي دهد . مراقبت هاي صحيح مامايي , سلامت فيزيكي و عقلاني را در بين زوج ها و نوزادان آنها برقرار مي كند و تمايلات سالمي را در جهت مسائل جنسي , زندگي خانوادگي و موقعيت خانواده در جامعه بوجود مي آورد .
اهداف طب مامايي
هدف متعالي طب مامايي اينست كه هر حاملگي از روي ميل بوده و در نهايت بوجود مادر و فرزندي سالم ختم شود .
در مامايي تلاش مي شود كه تعداد زنان و نوراداني كه در اثر روند زايمان از بين مي روند يا از لحاظ فيزيكي , هوشي و رواني صدمه مي بينند به حداقل برساند . بالاخره اينكه طب مامايي عوامل اجتماعي موثر روي توليد را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد .
براي كمك به كاهش تعداد مادران و نوزاداني كه در اثر حاملگي و زايمان از بين مي روند , اين نكته مهم است كه از تعداد مرگ و ميرها در سال مطلع باشيم .
علل شايع مرگ و مير مادران 
خون ريزي , هيپرتانسيون و عفونت نيمي از موارد مرگ و مير مادران را تشكيل مي دهد . علل خونريزيهاي زايماني متعدد بوده و شامل خونريزي پس از زايمان , خونريزي به همراه سقط جنين , خونريزي حاملگي خارج از رحم , خونريزي ناشي از محل غير عادي يا كنده شدن جفت و خونريزي از پارگي رحم باشد . هيپرتانسيون ايجاد شده در حاملگي در حدود ۶ تا ۸ درصد حاملگي ها بروز مي كند و بطور شايع بادفع پروتئين از ادرار و در حالات شديد با تشنج و كما همراه است . عفونت در دوره تماس يا عفونت لگني پس از زايمان معمولا” با عفونت رحم و پارامتريال آغاز مي شود . ولي گاهي اوقات توسعه مي يابد منجر به بروز پريتونيت , ترومبزبليت و باكتريمي مي گردد .
كليات شكل گيري
مروري بر عمل توليد مثل در زنان
وضعيت فيزيولوژيك زنان ودر واقع تمامي موجودات مونث , به اندازه اي براي حاملگي مناسب است كه تعجب آور مي نمايد . در جماعتي از زنان كه زود ازدواج مي كنند و از وسايل ضدبار داري استفاده نمي كنند قاعدگي نسبتا” نادرست است . يعني حاملگي در اوايل نوجواني و همزمان با تخمك گذاري رخ مي دهد و پس از زايمان , عدم تخمك گذاري و قاعدگي تا پايان شيردهي يعني ۲ تا ۳ سال ادامه مي يابد .
بعداز آن بازهم حاملكي رخ مي دهد و سپس شيردهي و بر همين منوال تخمدان و تخمك گذاري رو به كاستي مي گذارد و به عبارت ديگر يائسگي پيش مي آيد .
David Bairj معتقد است با پيداش وسايل موثر و بي خطر ضد بارداري موجب شده كه زنان قاعدگي را جانشين حاملگي كنند . همچنين Whitehouse تعبير مشابهي را ارائه مي دهد . خونريزي دوره اي رحمي    ( قاعدگي ) در واقع يكي از ايثارهايي است كه زنان در قربانگاه بشريت و تمدن بايد بكنند .
بدين ترتيب قاعدگي را از ديدگاه فيزيولوژيك بايستي نتيجه نهايي عدم باروري محسوب نمود كه مي تواند عمدي يا طبيعي باشد .
تحمك گذاري وظيفه اصلي تخمدان است .
تخمدانها در دو سوي ديواره پشتي شكم جاي دارند و از دو قسمت تشكيل شده اند . يك بافت همبند كه محل ورود عروق خوني است و يك قسمت قشري كه با پيدايش تخمك و ترشح هورمون تخمدان همبستگي اساسي دارد .
معمولا” هر ماه يك تخم از طريق تخمك گذاري رها مي شود و اين كار به فاصله ۴۵ تا ۳۵ روز از اولين قاعدگي تكرار مي شود . اين دوره در حدود ۳۵ سال طول مي كشد تا موقعيكه حاملگي رخ نداده باشد و تا زمانيكه تعداد كافي از فوليكول ها ( ساختمان محتوي سلول جنسي زنانه ) در تخمدان باقي بمانند .
تخمدانها دو نوع هورمون جنسي بنام استروژن و پروژسترون ترشح مي كنند . سلسسه وقايع آندوكرين كه در طي يك سيكل تخمداني رخ مي دهد , براي ايجاد يك محيط هورموني مناسب براي پيشبرد تخمك گذاري لازم و رحم براي امكان حاملگي بعدي نيز كاملا” مساعد است . ولي اثرات استروژن را بايد بعنوان فوايد اضافي استروژن فوليكولي محسوب نمود كه در جهت تنظيم محور تخمدان – مغز – هيپوفيز و رسيده شدن فوليكول عمل مي كند و نتيجه نهايي آن تخمك گذاري است .
بدنبال تخمك گذاري , مقادير كلاني از پروژسترون توسط جسم زرد توليد مي گردد . جدا از مسئله حاملگي و پديده هاي وابسته به حاملگي و هيچ كاربرد متابوليكي براي پروژسترون شناخته نشده است . ولي گمان مي رود كه پروژسترون يك استروئيد پيش باروري باشد . تشكيل پروژسترون براي دوام حاملگي در مراحل اوليه آن اهميت دارد .
وظيفه لوله فالوپ از حمل اسپرم و تخم آغاز شده و شامل تامين محيط مناسبي جهت كشيده شدن تخمك و تقسيم زيكوت مي گردد . آندومتر    مي تواند محيط مساعدي را براي جنين فراهم آورد . بيماريهاي مقاربتي
اگر بيماريهاي مقاربتي با هم در نظر گرفته شوند,يكي از شايع ترين عوارض طبي بارداري خصوصا در جمعيت هاي فقير شهري كه گرفتار بلاي اعتيادوروسپيگري هستند,محسوب خواهد شد.مثلا در درمانگاهاي پره ناتال بيمارستان پاركلند عفونت كلا ميديايي در ۱۲درصد,سوزاك در ۲تا۳درصد,سيفيليس در۱تا۲درصد,هر پس تناسلي دريك درصد وعفونت نقص ايمني انساني در۴/۰درصد يافت شده است.بيماريابي,شناسايي,آموزش ودرمان بايد بخشهاي اصلي مراقبت پيش ازتولد درزنان مستعدابتلا به اين عفونتهاي شايع را تشكيل مي دهد.درنتيجه به عنوان بخشي از آزمايشهاي معمول پيش از تولد,بيماريهاي مقاربتي شايع شامل سيفيليس,سوزاك,كلاميد يا,ويروس هپاتيتB,ويروس نقص ايمني انسان وويروس پاپيلوماي انساني اغلب مورد بررسي قرار ميگرند.نويسندگان تلاش دارنددر بسياري از روشهاي درماني براي بيماريهاي مقاربتي درذيل از روشهاي درماني موثر ولي غالبا تغيير يافته كه بطور دوره اي توسط مراكز كنترل بيماريها ارائه مي شود,كمك بگيرند.
  • بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خانواده، كوچك ترین واحد اجتماعی است، لكن چون جامعه بشری از اعضای خانواده ها تشكیل می شود، تاثیر عمیق خانواده بر جامعه غیرقابل انكار است. 
از این منظر نگاه قرآن كریم به خانواده به دو بخش قابل تقسیم است: 
الف) خانواده به عنوان واحد مستقل اجتماعی. 
ب) خانواده به عنوان واحد موثر در زیرساخت واحدهای بزرگ تر اجتماعی. 
در این نوشته به نقش دوم خانواده و تاثیر و تاثر افراد آن بر واحدهای بزرگ تری كه مدیریت آنها را به عهده دارند، پرداخته شده است. در عین حال به بخش اول نیز اشاره شده است. 
در كنار ویژگی های عمومی خانواده ها، هر صنف و گروه اجتماعی ویژگی های خاص خود را دارد. از نگاه قرآن كریم، خانواده حاكمان، مدیران و گروه های بالاست (اجتماعی، معنوی و …) ویژگی های خاص و گاه برتری نسبت به دیگران دارند. برخی از این خصوصیات چنین است. 
۱- آگاهی بیشتر 
در سوره احزاب آیه ۳۴ بعد از آنكه خداوند دستوراتی به خانواده پیامبر به عنوان پیامبر و رهبر جامعه اسلامی می دهد، می فرماید:«و اذكرن مایتلی فی بیوتكن من آیات الله و الحكمه ؛ و آنچه از آیات خدا و حكمت در خانه های شما تلاوت می شود را به یاد آورید.» 
۲- موقعیت برتر 
علاوه بر آگاهی بیشتر، انتساب به حاكمان، رهبران موقعیتی برتر، برای زنان پدید می آورد. به این آیه توجه كنیم: 
«یا نساء النبی لستن كاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول…(احزاب /۳۲) ؛ ای زنان پیامبر! (شما) همچون یكی از زنان (معمولی) نیستید؛ اگر خود نگهداری (و پارسایی) كنید، پس به نرمی (و ناز) سخن مگویید… 
خداوند متعال در آیات سوره احزاب، هفت دستور ویژه به همسران پیامبر داده است؛ مانند: عفت، شایسته سخن گفتن، در خانه ماندن، نماز، زكات، اطاعت خدا و اطاعت رسول (ص) لكن این احكام برای همه است و حكمت تكیه آیات بر زنان رسول (ص) به عنوان تاكید است، درست مثل اینكه به شخص دانشمند بگوییم تو كه دانشمندی، دروغ نگو(۱). در تفسیر نمونه درباره این آیات آمده است. 
«اگرچه مخاطب در این سخنان همسران پیامبرند، ولی محتوای آیات و نتیجه آن همگان را شامل می شود. مخصوصاً كسانی كه در مقام رهبری خلق و پیشوایی و تاسی مردم قرار گرفته اند. آنها همیشه بر سر دو راهی قرار دارند؛ یا استفاده از موقعیت های ظاهری خویش برای رسیدن به زندگی مرفه مادی و یا تن دادن به محرومیت ها برای نیل به رضای خدا و هدایت خلق.» (۲) 
۳- الگو بودن 
همان گونه كه حاكمان و رهبران و به طور كلی افراد دارای موقعیت برتر همواره مورد توجه افراد پایین دست بوده و الگوی آنان قرار می گیرند، خانواده آنان نیز همین كاركرد را دارند و خواسته و ناخواسته رفتارشان مورد تقلید و آرزوی دیگر خانواده ها قرار می گیرد. از این رو گروه هایی كه همواره در طبقات فوقانی هرم های اجتماعی، علمی، سیاسی و معنوی قرار دارند، اگر صالح باشند، موجب صلاح طبقات پایین تر خواهند شد و در صورت فساد آنان، به سبب نظام الگوگیری از پایین به بالا، فساد تدریجی طبقات پایین نیز آغاز خواهد شد. همین كاركرد است كه زورمداران جهان را همواره به فاسد كردن زمامداران و قشرهای موثر جوامع واداشته است. 
در تفسیر نمونه ذیل آیه ۳۰ سوره احزاب به این واقعیت كه خانواده مدیران و رهبران الگوی عملی و نماد راه طی شده و موفقیت آمیز برای دیگران هستند، توجه شده است. 
«همیشه مقامات حساس و افتخارآمیز، وظایف سنگینی نیز همراه دارد. چگونه زنان پیامبر می توانند ام المومنین باشند ولی فكر و قلبشان در گرو زرق و برق دنیا باشد؟ … نه تنها پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مقتضای آیات پیشین «اسوه» مردم است، كه خانواده او نیز باید اسوه خانواده ها و زنانش مقتدای زنان با ایمان تا دامنه قیامت گردند.»(۳) 
آری در حقیقت ملاك اصلی در این آیات شخصیت و موقعیت اجتماعی است، لذا علاوه بر همسران پیامبر، تمام افراد صاحب موقعیت اجتماعی را هم شامل می شود و شاید بتواند گفت این افراد در كنار بعد شخصی، دارای بعد اجتماعی هستند و از این لحاظ در روند رویكردها، رفتارها و گزینش های عمومی در جامعه اثر گذارند و به همین دلیل باید به آثار اجتماعی كردارشان توجه شود. 
۴- طمع دیگران 
آگاهی بیشتر، موقعیت برتر و الگو بودن، عوامل مهمی برای جلب طمع فرصت طلبان و موقعیت جویان است و در طول تاریخ، خانواده حاكمان، رهبران و زعمای سیاسی و مذهبی از این جهت در معرض آسیب بوده اند. به عبارت دیگر این امتیاز بزرگ همواره بزرگ ترین آسیب رسان به رهبران و اهداف آنان بوده است. از این رو خانواده حاكمان باید این خطر را احساس كنند و به عنوان عنصر خط دهنده در رفتارهای خود آن را فراموش نكنند. چنین خطر مهمی است كه موجب می شود خداوند از پیامبر بخواهد به همسرانش بگوید: 
«ای زنان پیامبر! شما مانند هیچ یك از زنان نیستید، اگر تقوا پیشه كنید، پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید كه بیمار دلان در شما طمع كنند و سخن شایسته بگویید و در خانه هایتان بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین (میان مردم) ظاهر نشوید و نماز را بر پا دارید و زكات را بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت كنید…»(۴) 
باید توجه كرد كه خداوند در آغاز این آیات می فرماید: «شما اگر تقوا پیشه كنید، مانند زنان دیگر نیستند»، آنگاه تكالیفی كه بین همه زنان مشترك است رامی آورد. دلیل چنین كاری چه می تواند باشد؟ به نظر علامه طباطبایی خداوند تكلیف آنها را مورد تأكید قرار می دهد و گویا می فرماید: شما مثل دیگران نیستید، پس واجب است در این گونه تكالیف بیشتر از دیگران، مواظبت كنید. مضاعف شدن پاداش خیر و شر هم گویای همین است، این چون مضاعف شدن پاداش جدای از موكد بودن تكلیف نیست.(۵) 
۵- مسئولیت فزون تر 
مسئولیت هر كسی در یك نظام عادلانه و معقول براساس میزان كارایی و شایستگی های او تعیین می شود. از این رو خانواده رهبران و حاكمان كه به دلیل الگو بودن كارایی فزون تری در جامعه دارند، مسئولیت بیشتری هم خواهند داشت و تكالیف آنها سنگین تر خواهد شد و چون میزان ثواب و عقاب متناسب با مسئولیت است، ثواب و عقاب آنان هم افزون تر است. «ای زنان پیامبر! هر كس از شما (كار) زشت آشكاری (به جا) آورد، برای او عذاب دوچندان افزوده می شود و آن بر خدا آسان است. و هر كس از شما برای خدا و فرستاده اش با فروتنی فرمانبرداری كند و (كار) شایسته ای انجام دهد. پاداشش را دوبار به او خواهیم داد؛ و روزی ارجمندی برای او آماده كرده ایم.»(۶) لذا علامه طباطبایی ذیل آیه ۲-۳۱ سوره احزاب یادآور می شود كه: «مضاعف شدن جزا از مؤكد بودن تكلیف جدا نیست.»(۷) با این توضیح می توان معنای این آیات را بهتر درك كرد: 
●بخش دوم: حاكمان و خانواده 
همكاری خانواده با حاكمان و مدیران 
اینك كه ویژگیهای خانواده و رهبران بیان شد، می توان چگونگی تعامل آنها را دقیق تر ترسیم كرد. در این جا باید از دو طرف به موضوع نگریست. ابتدا تعامل سازنده با حاكمان و آنگاه مانع سازی آنان برای حاكمان. البته وظایف رهبران در برابر خانواده (به عنوان طرف دیگر تعامل) هم در این قسمت جای می گیرد كه به دلیل اهمیت بحث در بخشی جداگانه به آن خواهیم پرداخت. 
۱- تعامل سازنده 
مواضع خانواده و بستگان در مقابل رهبران، گاه تعامل مثبت و زمانی تعامل منفی است. یكی از مهم ترین نمونه های تعامل سازنده را می توان همكاری كامل حضرت خدیجه(س) با پیامبر اكرم(ص) در سخت ترین شرایط مكه دانست؛ شرایطی كه تصور دشواری آن، غیر ممكن به نظر می رسد. علاوه بر این الگوی جاوید، باید از همسر حضرت علی(علیه السلام) یعنی فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یاد كرد.(۸) به عنوان نمونه قرآنی از همسر حضرت ایوب(۹) نیز یاد می كنیم. در آیاتی از سوره احزاب نیز خداوند همسران پیامبر اكرم(ص) را به همراهی با وی تشویق می كند. 
(و من یقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحاً نوتها اجرها مرتین و اعتدنا لها رزقا كریما) (احزاب/۳۱) هر كس از شما خاضعانه از خدا و پیامبرش فرمان برد و كار شایسته كند، اجرش را دوبار به او می دهیم و برای او عطایی ارجمند آماده كرده ایم. 
گرچه مخاطب در این سخنان همسران پیامبرند ولی محتوای آیات و نتیجه آن همگان را شامل می شود خصوصاً كسانی كه در مقام رهبری خلق و پیشوایی و تأسی مردم قرارگرفته اند (نمونه ج۱۷ ص۲۸۲) 
از میان فرزندان هم می توان به حضرت اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم (علیهماالسلام) اشاره كرد كه الگوی تعامل مثبت است. (صافات/۱۳۷) 
۲- تعامل منفی (مانع سازی) 
همسران برخی پیامبران چون نوح و لوط، فرزندان تعدادی از آنان مانند فرزند نوح و آدم؛ بستگان برخی پیامبران مانند پیامبر اكرم(ص) از آن جمله اند. درباره نوح می خوانیم: 
«]نوح[ گفت: ای قوم من، به من خبر دهید، اگر از جانب پروردگارم دلیلی روشن داشته باشم، و او از نزد خود رحمتی به من ارزانی داشته باشد كه بر شما ]به سبب اعراضتان[ ناشناخته مانده است، آیا ما می توانیم آن را با این كه از آن كراهت دارید بر شما تحمیل كنیم؟ (احزاب/۲۸)

●بخش سوم: وظایف رهبران در برابر خانواده 
وظایف حاكمان به تناسب كاركرد ویژه خانواده هایشان، بیشتر از اشخاص دیگر خواهد بود. نگاهی به قرآن كریم نشان می دهد كه وظیفه ابتدایی آنان آموزش خانواده است. قدم دوم، حفظ آنان از خطر و سرانجام در صورت مثمر ثمر نبودن آن، جدا كردن راه خود از آنان است. 
۱: آموزش و تبیین حق 
سیره پیامبران (علیهم السلام) مبتنی بر این روش است. به عنوان نمونه به آیاتی اشاره می كنیم: «و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به آن (آیین) سفارش كردند؛ ای پسران من! در حقیقت خدا برای شما این دین را برگزیده است؛ پس نمیرید مگر در حالی كه مسلمانید. آیا هنگامی كه مرگ یعقوب فرا رسید (شما) شاهد بودید؟ وقتی كه به پسرانش گفت: «پس از من چه چیز را می پرستید؟» گفتند: معبود تو و معبود نیاكانت؛ ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می پرستیم و ما تنها تسلیم او هستیم.» (بقره/ ۱۳۳) 
مفسران در ذیل این آیات به مسئولیت پدر در تربیت فرزند و حقوق فرزند بر پدر پرداخته اند(۱۰) اما روشن است كه این اشخاص به عنوان پیامبران الهی و رهبران دینی هم باید مورد توجه باشند. این رهبران خانواده های خود را آموزش می دهند و در حساس ترین لحظات (هنگام مرگ) آموزه های خود را به صورت توصیه و وصیت مورد تأكید قرار می دهند. 
  • بازدید : 41 views
  • بدون نظر
ای فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه آسيب هاي اجتماعي به عنوان يك تهديد جدي سلامت كودكان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشيني، پيدايش جامعه توده وار يا گسترده، برخورد و تضاد ميان هنجارها، از هم پاشيدگي روابط متقابل بين افراد، تأثير گروه همسال و… توجه به آسيب هاي اجتماعي را امري اجتناب ناپذير ساخته است. اگرچه آسيب هاي اجتماعي مي تواند بسيار گسترده باشد ليكن مي توان مسائلي از قبيل اعتياد، فرار از خانه، خشونت، انزواي اجتماعي، ناهنجاري هاي رفتاري، سرقت و كودك آزاري را از جمله نتايج آسيب هاي اجتماعي عصر حاضر تلقي كرد.
عوامل مؤثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي
مطالعات انجام شده در ارتباط با آسيب هاي اجتماعي، عوامل زير را منشاء بسياري از انحرافات اجتماعي قلمداد نموده اند. در اين بخش هر يك از عوامل به اجمال مورد بررسي قرار مي گيرد.
۱ – نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي: اختلافات طبقاتي هر جامعه، افراد را در موقعيت هايي قرار مي دهند كه نمي توانند نقش هاي اجتماعي مناسب خود را بيابند و موجب اختلاف در هنجارهاي اجتماعي مي شود. در نتيجه، ستيزه هنجارهاي اجتماعي، تفاوت معيارها را به وجود مي آورد و عدم تعهد به معيارها و ترديد در اصالت آنها، عدم پايبندي به قوانين را ايجاد مي كند كه اين به نوبه خود تضادهاي اجتماعي را افزايش مي دهد. درون اين تضاد، كشش به سمت انحرافات اجتماعي وجود دارد.
۲ – رفاه اقتصادي خانواده: در خانواده هايي كه رفاه و درآمد اقتصادي زياد است، روابط انساني بر اثر كثرت كار و يا سرگرمي ضعيف تر مي گردد. ضعف روابط انساني به نوبه خود عامل مساعدي براي كشش به سوي انحرافات اجتماعي است. امروزه والدين و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با يكديگر تماس و ارتباط كمتري دارند و از طرف ديگر افرادي كه درآمد بيشتر از حد دارند، موقعيت و زمينه مساعدتري براي تفريحات متنوع در داخل و يا خارج از كشور را دارند و بديهي است كه اين قبيل امكانات براي مصرف و فروش مواد مخدر زمينه بسيار مساعدي است.
۳ – فقر مادي خانواده: در مطالعات علمي نشان داده شده است كه فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعي است. از آن جايي كه بيشتر مجرمين، معتادين به مواد مخدر و الكل، مبتلايان به امراض رواني و اشخاصي كه اقدام به خودكشي مي نمايند، از طبقات پايين اجتماعي بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقي ياد شده است. ارتكاب جرائم طبقات فقير از شكافي كه بين خواسته هاي جوانان آن طبقه با آن چه كه در دسترس آنهاست، سرچشمه مي گيرد. عمده ترين علت انحرافات اخلاقي طبقه فقير نتيجه فشارهاي حاصله از شكست در رسيدن به هدف هاي معين است.
۴ – بيكاري: بيكاري به عنوان يك مسئله اجتماعي زمينه مساعدي براي انحرافات اجتماعي است. افراد بيكار بيشترين اوقات خود را در اماكن عمومي از جمله پارك ها مي گذرانند و اين گونه اماكن، بهترين و مناسبت ترين مكان براي كشش به سمت انحرافات اجتماعي از جمله اعتياد است. 
۵ – رشد صنعت و پيشرفت تكنولوژي: اگر در جامعه اي رشد صنعت به سرعت افزايش يابد و درآمد ناشي از آن صنعت به طور عادلانه توزيع نگردد، امكان وقوع سه اتفاق وجود دارد:
اولاً كاركنان براي اداره زندگي خود مجبور مي شوند ساعات بيشتري را به كار مشغول شوند و اين به نوبه خود موجب خستگي جسمي و روحي در افراد مي شود. 
 اگر در آن جامعه براي تفريح و گذراندن اوقات بيكاري مردم از طرف دولت براي استفاده از اوقات فراغت، برنامه ريزي هاي اجتماعي نشده باشد، زمينه مساعدي براي گرايش به انحرافات اجتماعي فراهم مي شود.
ثانياً مشكل ترافيك در شهرهاي بزرگ منجر به خستگي ناشي از كار در افراد شده در نتيجه والدين قدرت تربيت و سرپرستي فرزندانشان را نخواهند داشت و بي توجهي نسبت به پرورش كودكان و نوجوانان به گرايش آنان به سمت انحرافات اجتماعي از قبيل اعتياد، سرقت و… كمك خواهد كرد.
ثالثاً رشد شهرها باعث افزايش فاصله و شكاف طبقاتي شده و اين خود به خود باعث مي شود برقراري ارتباط با دوستان و خويشاوندان كمتر شده و زمينه براي ايجاد انحرافات اجتماعي فراهم شود.
۶ – ستيزه والدين: اختلافات زناشويي و نزاع بين پدر و مادر باعث مي شود محيط خانواده براي تربيت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتي خانواده، كانون و محيط مناسبي براي زندگي نباشد، انسان سعي مي كند بيشترين اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و اين كار ارتباط او را با ديگراني كه چون شكارچيان ماهري به دنبال شكار مي گردند، زياد مي كند و آنها پس از شناخت مشكل شخص در نقش انساني دلسوز ظاهر شده و براي فرار از اين واقعيت تلخ، فرد را به سوي اعتياد و ديگر انحرافات اجتماعي فرا مي خواند. هر چقدر ستيزه هاي خانوادگي بيشتر باشد، احتمال كشش به طرف انحرافات اجتماعي بيشتر است.
۷ – شيوه هاي تربيتي والدين: مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رفتارهاي كودكان و نوجوانان با شيوه هاي تربيتي والدين رابطه مستقيم و تنگاتنگ دارد. شيوه هاي تربيتي والدين مي بايست با سطح نيازها و خواسته هاي مختلف فرزندان و همچنين با متدهاي تربيتي صحيح اسلامي هماهنگ باشد. چنانچه والدين از شيوه هاي تربيتي مبتني بر اصول اعتقادي و مذهبي استفاده نمايند، نتيجه مطلوب در رفتار فرزندان منعكس خواهد شد.
۸ – عدم آگاهي و بينش صحيح والدين: مطالعات نشان مي دهد كساني كه محروم از تحصيلات بوده و بينش صحيح نسبت به جامعه، تربيت و… نداشته باشند، امكان فريب خوردن و انعطاف پذيري آنها براي ارتكاب به كارهاي انحرافي و برخلاف قانون بيشتر است. چون تخصص و آگاهي ندارند، نمي توانند از طريق عادي، زندگي خود را تأمين كنند و به همين دليل است كه جامعه شناسي يكي از راه هاي پيشگيري از جرائم را عدالت آموزشي مي داند.
  • بازدید : 57 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

زوال خانواده‌هایی که والدین و فرزندان با هم زندگی می‌نمودند، انواع جدیدی از زندگی و خانواده را در غرب پدید آورده است. الگوی خانواده تک والدینی که امروزه به حدود یک سوم خانواده‌های آمریکایی و فی‌صد زیادی از خانواده‌های غربی تسری یافته، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و جمعیت‌شناسان را با پرسش‌های زیادی رو به رو نموده است. مشکلات ناشی از استرس‌های احساسی، تحصیل و آینده فرزندان به همراه بحران‌های روحی و جسمی والدین و آسیب‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی می‌تواند خانواده‌های تک‌والدینی را به عنوان یک از چالش‌‌های مهم جوامع غربی تبدیل نماید. در این مقاله پس از ارائه‌ی ویژگی‌های این تغییرات در بنیان خانواده‌های غربی، بخشی از آمار و گزارشات مربوط به آن ارائه می شود.
امروزه خانواده‌های تک والدینی به یکی از جنبه‌های دائمی و قابل توجه جوامع تبدیل شده است. تغییر الگوی مرسوم زن و شوهر و فرزندان به الگوهایی دیگر نظیر خانواده‌های بدون پدر و یا مادر، فرزندان بدون سرپرست و یا فرزندانی که با پدرکلان‌‌ها و مادرکلان‌های‌شان زندگی می‌کنند و یا زندگی مشترکی بدون پیوند ازدواج، شده است که جمعیت‌شناسان و جامعه‌شناسان را با پرسش‌های زیادی رو به رو نموده است.
«سیمون دانکن» و «دوزالیندادو اردز» دو استاد جامعه‌شناسی معتقدند که تغییرات طولانی مدتی در الگوهای خانواده و ارتباط‌های میان زنان و مردان در حال وقوع است.
علت این تغییرات چیست؟ تعدادی از کارشناسان معتقدند که این شیوه‌های جدید زندگی، نتیجه انتخاب روش مطلوب افراد جامعه برای زندگی است که بر اساس شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و تغییرات آن به وجود می آید. البته عوامل دیگری نظیر فشارهای زندگی و دسترسی به رسانه‌های ارتباط جمعی نیز می‌تواند در این امر مؤثر باشند.
همچنین فشارهای اقتصادی و لزوم کار بیشتر زوجین نیز باید مدنظر قرار گیرد. اشتغال زنان و استقلال اقتصادی نیز که رفاه بیشتری را برای آنان فراهم می‌کند، ازدواج و تشکیل خانواده‌های مرسوم را با چالش‌هایی جدی روبرو نموده است.
به هر حال، خانواده‌های تک والدینی به دلیل وجود نگرانی از امکان ایجاد آسیب‌هایی نظیر استرس‌های احساسی، نیازهای اقتصادی و ضررهای اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد. به علاوه افرادی ممکن است با این پرسش روبرو شوند که آیا یکی از والدین می‌تواند به تنهایی فرزند یا فرزندانش را تربیت و بزرگ نماید؟ چه چالش‌هایی ممکن است خانواده‌های تک والدینی را تحت تأثیر قرار دهد؟
در ادامه به تعدادی از آمارهای منتشره در مورد وضعیت رو به رشد خانواده‌های تک والدینی و گونه‌های جدید خانواده در غرب اشاره می شود:
در سال ۲۰۰۰ میلادی، ۵/۱۳ میلیون نفر از والدین آمریکایی، سرپرستی ۷/۲۱ میلیون کودک و نوجوان زیر ۲۱ سال را بر عهده داشته‌اند، در حالی که یکی از والدین آن‏ها در جایی دیگر زندگی می‌کرده است.
در آمریکا نسبت جمعیت به وجود آمده به وسیله زوج‌های ازدواج نموده‌ای که فرزند نیز دارند از ۴۰ فی‌صد کل جمعیت در سال ۱۹۷۰ به ۲۴ فی‌صد کل جمعیت در سال ۲۰۰ کاهش یافته است.
تعداد خانواده‌های تک والدینی در سال ۲۰۰ میلادی به ۱۲ میلیون خانواده رسیده است.
خانوارهای تک والدینی آمریکایی در دوره‌ی ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ میلادی، از ۹ فی‌صد کل خانواده‌ها به ۱۶ فی‌صد افزایش یافته‌اند.
از مجموع والدین زندانی، ۸۵ فی‌صد آنان مادر و ۱۵ فی‌صد آنان پدر بوده‌اند.
سال‌های اخیر میزان تولد فرزند در میان زنان ازدواج نکرده و همچنین نسبت والدینی که هرگز ازدواج ننموده‌اند، رشد پیدا نموده است. 
تقریباً یک سوم زنان قیم فرزند در آمریکا هرگز ازدواج ننموده‌اند.
خانواده‌های بدون پدر از ۷ میلیون در سال ۱۹۹۰ به ۱۰ میلیون خانواده در سال ۲۰۰۰ میلادی افزایش یافته‌اند. امروزه ۸/۱۳ میلیون فرزند در آمریکا (۲۳ فی‌صد از کل فرزندان آمریکایی) که زیر ۱۵ سال سن دارند، با مادران‏شان زندگی می‌کنند. ۷/۲ میلیون فرزند نیز (۵ فی‌صد از کل فرزندان) با پدران‏شان زندگی می‌کنند.
در آمریکا نسبت خانواده‌هایی با مادران مجرد به ۲۶ فی‌صد و نسبت خانواده‌هایی با پدران مجرد به ۵ فی‌صد افزایش پیدا نموده است.
۴۶ فی‌صد خانواده‌های بدون پدر، بیش از یک فرزند داشته اند.
پدران مجرد (۳۳ فی‌صد) با احتمال بيشتري نسبت به مادران مجرد (۱۱ فی‌صد) با يك غيرهمجنس خود بدون ازدواج زندگي خواهند كرد.
مادران سرپرست فرزند، با احتمال بيشتري كار پاره‌وقت خواهند داشت.
در مجموع، حدود ۲/۲۶ فی‌صد کل بچه های زیر ۲۱ سالی که خانواده های تک والدینی دارند، در خانه زندگی خواهند کرد.
طلاق زوج های دارای فرزند رشد یافته است.
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
ای فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود
باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.
  تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.
  تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » در جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود.
  باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.
  تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خوددر جهان امروز مهرورزی نه تنها به تقویت هویت فرهنگی در جامعه و پشتیبانی از آن منجر می شود بلکه موجب شناسایی هر چه بیشتر تفاوت ها و مشا بهت های مردمی می گردد و می تواند سبب شود که انسان ها به درک درستی از همکاری برای رسیدن به سعادت همکان دست یابند. برای آنکه بتوان انتظارات جامعه معاصر را بهتر برآورده کرد ، باید افق های مهر و محبت چنان گسترده شود که تمامی فرهنگ های جهان را تحت پوشش قرار دهد و مبنایی باشد که رشد و تعالی هر جامعه ای بر آن بنا شـود.
  باید بدانیم بدون بکار گیری این زبان اندیشه پرور نمی توان به ضرورت های جهانی جامعه پیشرفته پاسخ معقول داد. امروزه تعالی و پیشرفت یک فرایند جهانی است و متاثر از عوامل مختلف درون مرزی و برون مرزی می باشد. تعالی و پیشرفت متضمن برخوردار شدن از زبانی جهانی یعنی مهرورزی می باشد. زبانی که قادر باشد ارزشها و فضیلت های بومی و ملی هر جامعه ای را به زبان جهانی عرضه کند در هر جامعه ای یاد گیری « هنر گفتن » و « فضیلت شنیدن » و « یاد گیری فن اندیشه ورزی » به جای « اندیشه دوزی » و یاد گیری « دانش ورزی » به جای « دانش دوزی » ، یادگیری پرورش منش در کنار اندوزش دانش و یادگیری خویشتن داری برای خویشتن گستری در سایه مهرورزی متقابل امکان پذیر می شود. گویا به همین سبب است که سازمان های جهانی تعلیم و تربیت از جمله یونسکـو به صراحت یادآور می شود که یاد گیری در قرن بیسـت و یکم بر چهار پایه استوار می گردد که یکی از آنها یادگیری چگونه با هم زیسـتن است: که خود یکی از ضروری ترین های یاد گیری در جهان متکثر کنونی است که شامـل مدارا ، هم زیستی ، هم اندیشی و مهرورزی نسبت به یکدیگر است.
  تـنها از طریق مهر و محـبت دو جانبه ی همراه با تفاهم متقابل است که می توان به صلح واقعی در هر جامعه ای دست یافت. هیچ ارتباط نافذ موثی بدون فرهـنگ مهرورزی امکان پذیر نیسـت. اگر اولیا و متولیان فرهنگی و تربیتی جامعه فرهنگ مهرورزی در بین خود و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.
  تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. »  و نسـل جدید ترویج کنند و خود از این راهبرد ها به شکـل منطقی و جاذب بهره بگیرند ، افراد جامعه نیز خوی مدارا و تفاهم را در خود پرورش می دهند و در روابط بین فردی و مناسبت های اجتماعی خود از طریق مهرورزی به مصالـحه دست می یابند.
  تنها از طریق مهرورزی معطوف به صلح فراگیر است که تفاهم ، بلند نظری ، دگر پذیری و پذیرش آرای مخالف ، خویشتن داری ، سعه صدر و مدارا در میان افراد نهادینه می شود. شایسـته است که مفهوم و معنای صلح را از منظر کلام مولای متقیان، علی (ع) نیز بدانیم. امام در یکی از سفارش های خود می فرماید : « پیشنهاد هیچ صلحی را که خوشنودی خدا در آن باشد رد مکن. که آسایش رزمندگان، آرامش خود و امنیت کشورت در صلح تامین می شود. اما پس از صلح از دشمنت سخت بر حذر باش که گاهی برای غافلگیر کردن تو ، خود را به تو نزدیک می کند. پس جانب احتیاط فرو مگذار و خوش بینی را از خود بران و اگر با دشمن پیمان بستی تا او را در پوشش پناه خویش بگیری به پیمان خود وفادار بمان و ذمه ات را با امانت کامل پاس دار و جان خود را سپر عهد و پیمان خویش قرار بده که در میان واجبات خداوند بزرگ شهرت وفای به عهد بزرگترین است و ملت ها به رغم جدایی گرایش ها و پراکندگی آراء در این مورد سخت هم داستانند. خداوند عهد و ذمه خود را در فضای امنی قرار داده ، با مهر خویش پرتوش را میان بندگان گسـترده است و حریمـش ساخته تا در آن پناه گیرند و در سایه اش بیآرامند. این همه برای آن است که انسان به والایی اخلاق و ژرفای روح دست یابد ، زیرا آنچه انسان را والا می سازد نه شدت احساسات والا ، که گستره و عمق اندیشه والا و متانـت و مهرورزی در گفتار و کردار اوسـت. » 

عتیقه زیرخاکی گنج