• بازدید : 30 views
  • بدون نظر
ای ایل در ۶۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

باغهای معلق بابل يکی از عجايب هفتگانه جهان، ديوار چين تنها بنای قابل رويت از کره ماه، مسجد ايا صوفيه از زيباترين بناهای مذهبی، تاج محل، قلعه قرون وسطايی مالبورگ در لهستان، ۲۰۰۰ معبد در پاگن برمه که بيش از نهصد سال دست نخورده باقی مانده اند، گنبد کليسای فلورانس، ۸۰۰ کيلومتر سيستم فاضلاب زير زمينی لندن، در يک نکته مشترک هستند: همه اين بناها از خشت پخته( آجر) ساخته شده اند.
جيمز کمپل در کتاب تاريخ جهانی آجر بسياری از اين بناهای تاريخی و همچنين ساختمانهای مدرن را هم از لحاظ تکنيکی و هم از لحاظ معماری به نحو شايسته ای بررسی کرده است.
به نظر وی آجر در عين پيچيدگی از ساده ترين مصالح ساختمانی است که به اندازه کافی مورد توجه مردم عادی و حتی معماران نيز قرار نگرفته است.
تاريخ استفاده بشر از خشت برای ساختمان سازی به ۱۰۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح باز می گردد. اما اولين بناهای آجری در حدود ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح در منطقه بين النهرين ساخته شده اند.
کمپبل با گذری به تاریخ این دوره نه تنها به معرفی معماری، بلکه به فن آجرپزی و انواع مختلف استفاده از آجر می پردازد. از جمله بناهای باقی مانده از اين دوران شهر شوش و زيگورات چغا زنبيل در نزديکی آن است.
شوش و تيسفون مراکز معماری جهان باستان 
قطعه ای از يکی از ديوارهای قصر داريوش اول در شوش که در موزه لوور پاريس نگهداری می شود 

 
شوش پايتخت ايلام حدود ۴۰۰۰ سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شد و دارای مهمترين بناهای آجری تمدن های اوليه بشری است. شکوه و عظمت شوش در زمان داريوش کبير به اوج خود رسيد.
خرابه های شوش در دهه پنجم قرن ۱۹ ميلادی توسط باستان شناسان بريتانيائی کشف شد. اما مهمترين کشفيات در شوش، از جمله حفاری و کشف تپه های آپادانا توسط باستان شناسان فرانسوی انجام گرفت. 
قسمتی از قصر داريوش و تالار معروف آن را در موزه لوور پاريس می توان بازديد کرد. تا انقلاب ايران در بهمن ۱۳۵۷ انحصار تحقيقات باستان شناسی و حفاری در جنوب ايران همچنان در اختيار فرانسوی ها بود.
اهميت شوش از نظر باستان شناسی و تاريخ معماری از آن جهت است که تمامی سبک های مختلف ساختمان سازی از مناطق مختلف جهان باستان به نحوی دوباره در شوش يافت شدند. 
داريوش با به کار گرفتن هنرمندان مناطق مختلف تحت سلطه خويش يکی از زيباترين شهرهای جهان آن روز را بنا کرده بود. 
استفاده از آجرهای رنگی در ترکيبی زيبا که نمايگر توانايی هنری معماران آن زمان بود، در ساخت اين قصر به اوج خود رسيد. قصر داريوش حتی سالها پس از انقراض سلسله هخامنشيان الگوی معماری بود.
بعد از شوش، تيسفون پايتخت ساسانيان به مرکز معماری با آجر تبديل شد. قصر تيسفون با حدود ۲۵ متر دهانه بدون ستون های باربر و سقف گنبدی آن بزرگترين بنای آجری جهان بود. 
مسجد ايا صوفيه در استانبول 
بدون اغراق اين اثر بزرگ نمايانگر تکنيک والای معماری آن زمان بوده است. تحقيقات کمپل نشان 
می دهد که حتی تا چند قرن پس از انقراض سلسله ساسانيان در بسياری از مناطقی که سنگهای طبيعی برای ساختمان در دسترس نبوده است از اين تکنيک برای ساخت بناهای آجری استفاده می شده است. اين روش ساختمان سازی بعد ها توسط مسلمانان به اقصی نقاط امپراتوری اسلامی صادر شد.
نویسنده در قسمتی از بخش دوم به بررسی معماری دوران ساسانیان و سامانیان می پردازد. از زمان سامانيان و اولين خاقان چين در جهان باستان بناهای آجری بزرگتر و بلندتری به جا مانده اند، که اين حاکی از پيشرفت های تکنيکی آن زمان و بوجود آمدن ابزار کار مناسب است. از شاهکارهای معماری اين زمان مسجد ايا صوفيه در استانبول است، که در اصل به عنوان کليسا ساخته شده بود.
بخارا و بناهای آجری 

مسجد منار کلان در بخارا 
از اولين آثار معماری اسلامی مختص اين دوران، مسجد ماه خاصه در مجموعه چهار بکر بخارا و بخصوص مقبره امير منصور سامانی در بخارا، که به دستور شاه اسماعيل سامانی بنا شده بودند، به دليل ويژگیهای آنها جايگاه مهمی در معماری اين دوره دارند. 
 
 مقبره امير منصور سامانی در بخارا 
مقبره امير منصور سامانی که قرنها زير خاک مدفون بود، در سال ۱۹۳۴ ميلادی توسط باستان شناسان روسی کشف شد 
در بسياری از ساختمان ها با تالارهای بزرگ، نظير مساجد و سالنهای اجتماع از ويژگيهای فيزيکی گنبد برای سقف اين تالارها استفاده می شد. 
پلان دايره وار شکل معمول اين بناها بود. اما در ساخت مقبره سامانی برای اولين بار گنبد کروی بر روی يک پلان مربع شکل ساخته شد، که اين انقلابی در هنر معماری و تکنيک ساختمان سازی بود.
معماران اين دوره به دليل حرام بودن مجسمه سازی در اسلام سعی بر اين داشتند که به شيوه سمبليک که پيچيدگی های خاص خود را داشت بناهای مذهبی خود را تزيين کنند. 
تا قبل از پيدايش سراميک، حکاکی بر روی سنگ هنر بسيار مشکل و بر روی آجر غير ممکن بود. در مقبره سامانی از اين شيوه به نحو شايسته ای استفاده می شود. گنبد کروی سمبل آسمان، مکعب زير آن سمبل کعبه، و ترکيب اين دو با هم سمبل جهان است. فرم سبد مانند ديوارهای خارجی اين مقبره به نحو زيبايی بازی نور و سايه را به نمايش می گذارد. چهار نمای اين بنا در هر زمانی از روز به دليل زاويه متغير تابش خورشيد شکل متفاوتی به خود می گيرند.
معماری مذهبی در قرون وسطی 
در قرون وسطی، معماری مذهبی چه در اروپای تحت نفوذ کليسای کاتوليک، چه در چين و برمه تحت نفوذ بوديسم، و يا معماری اسلامی در خاورميانه و شمال آفريقا و اسپانيا هدف مشترکی را دنبال می کند، تمامی صاحبان قدرت در اين دوره به اهميت معماری و ساختمان به عنوان يک اثر دايمی قدرت سياسی و مذهبی پی می برند و به شدت به ترويج آن می پردازند.
 

مقبره سلطان محمد خدابنده در سلطانيه 
در بخش سوم کتاب تاريخ جهانی آجر بناهای مذهبی در آسيای جنوب شرقی و اروپای مرکزی و شمالی بخصوص فرانسه، ايتاليا و آلمان بعنوان مراکز معماری اروپا و معماری اسلامی از اسپانيا تا هند مورد بررسی قرار می گيرند.
به جرات می توان گفت که مرکز بناهای اسلامی آجری در ايران بوده است. حاکمان مختلف اين دوره از سلجوقيان تا مغولها و تيموريان دارای سبکهای مختلف معماری بوده اند که در تمامی آنها آجر مشترک است که می توان از مسجد امام علی در اصفهان، مسجد منار کلان در بخارا و از همه مهمتر مقبره سلطان محمد خدابنده در سلطانيه زنجان نام برد. 
بخش چهارم منحصر به دوران رنسانس است. عليرغم تمرکز نويسنده بر معماری رنسانس و باروک ايتاليا که در ديگر کشورهای اروپايی از انگلستان تا روسيه نفوذ چشمگيری داشت، قسمت عمده ای از اين بخش به بررسی تکنيکی و هنری معماری صفوی می پردازد. 
 

عمارت عالی قاپو در ميدان نقش جهان اصفهان 
اصفهان که در قرون ۱۱ و ۱۲ ميلادی پايتخت سلجوقيان بود، با به قدرت رسيدن صفويان در سده ۱۷ ميلادی و بخصوص در عهد شاه عباس به اوج شکوه و عظمت خود می رسد. 
به جز مساجد و بناهايی نظير عالی قاپو و ميدان نقش جهان می توان از دو پل معروف اصفهان پل خواجو و سی و سه پل نام برد. اين دو پل آجری که اصل تقارن در آنها به دقت رعايت شده است، کاملا بر خلاف پلهای اروپايی طراحی شده اند. 
 
بناهای ساخته شده در اين زمان بر روی پلهای اروپايی، کاملا بدون ارزش های معماری بودند، چرا که در اين دوره رودخانه ها در اروپا به عنوان فاضلاب هم استفاده می شدند و ساختمانهای مشرف بر اين رودخانه ها و يا بر روی پلها محل مناسبی برای سکونت نبوده اند. در عوض پلهای اصفهان بناهای با شکوهی بودند که به عنوان مرکز اقتصادی پايتخت، نقش مهمی ايفا می نمودند. با پايان دوره صفويان عهد استفاده از آجر برای نمای ساختمان به عنوان سمبل معماری اسلامی نيز به تدريج از ميان می رود. برای مثال می توان از تاج محل در هند نام برد که از سنگ مرمر برای روبنای ساختمان استفاده شده است.
بخش پنجم به بررسی معماری عصر روشنگری می پردازد. متاسفانه در اين بخش به اندازه کافی به سبک نئوکلاسيسم و به عبارت ديگر معماری انقلابی در فرانسه توجه نمی شود و اين از معدود انتقاداتی است که می توان به اين اثر جالب وارد دانست.
بخش ششم مختص به معرفی و بررسی دوران صنعتی در اروپا و آمریکا است. با نگاهی به صنعت مدرن آجرسازی و به ويژه روند پیشرفت تکنیکی کوره های آجرپزی تمرکز کمپل متوجه معماری اروپای مرکزی است. 
از بناهای مسکونی برای کارگران در انگلستان و همچنین ویلاهای شهری برای ثروتمندان تا ساختمان های عمومی و فرهنگی و مذهبی مورد بررسی دقیق کمپل قرار می گیرند. 

عتیقه زیرخاکی گنج