• بازدید : 53 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آنچه كه از جمع‌بندي تعاريف متعدد كجرفتاري برمي‌آيد اين است كه به طوركلي رفتار انحرافي رفتاري است كه به گونه مستقيم يا غيرمستقيم قوانين و هنجارها را نقض‌كند كه شامل هرنوع قوانين رسمي و نوشته شده و هنجارهاي اخلاقي جامعه مي‌شود.
طبق اين تعريف مصرف قرصهاي اكستاسي را مي‌توان از انواع رفتارهاي انحرافي برشمرد .
اكستاسي مخدر جديدي است كه به دنبال مصرف آن شعور ، آگاهي و روان فرد مختل شده ، آستانه تحريك پذيري رواني او را پائين مي‌آورد و بر قدرت سنجش واقعيت اثرمي‌گذارد و فرد را مستعد جنون مي‌كند .
ايجاد اعتماد به نفس بالا و شهامت و همچنين رفع ممنوعيتهاي اخلاقي در فرد كه از نتايج مصرف اين داروهاي توهم‌‌زا است فرد مي‌تواند منشأ رفتارهاي پرخطر و انحرافي بسيارزيادي در مصرف كنندگان آن باشد .
به طور كلي در تمام كشورهاي عضو سازمان ملل از جمله ايران مصرف مواد روان گردان جرم است و هرچند در قانون مبارزه با مواد مخدر ايران نامي از اكستاسي نيست اما مصرف آن غيرقانوني است و در صورت دستگيري فرد مصرف كننده يا توزيع كننده آنها اين فرد به دادگاه انقلاب ارجاع مي‌شود و در اين موارد حكم تعزير صادر مي‌شود .
با وجود با توجه به رشد بي‌رويه اين ماده خطرناك در جامعه ما فعاليتهاي انجام شده براي مبارزه با آن ناكافي به نظر مي‌رسد به ويژه اينكه به دليل عدم اطلاع رساني صحيح در اين زمينه عموم جامعه اطلاعات درست و كاملي از اين پديده ندارند . و اين عدم آگاهي صحيح مهمترين عواملي است كه باعث مي‌شود تبليغات كاذب فروشندگان اين مواد منجر به گرايش جوانان به آن شود .
در اين پژوهش به دلايل زيادي از جمله نبود كتاب و متن معتبر و قابل استناد ، كمبود آگاهي عمومي و اطلاعات خام در اين زمينه ، همچنين پنهان بودن اين اعتياد و عدم قابليت شناسايي معتادين آن و همچنين عدم توانايي و دانش كافي محقق امكان پرداخت علمي به اين مسئله وجود نداشت . در اين تحقيق تنها از مقالات و اطلاعات مختصر و نه چندان قابل استناد موجود در منابع اينترنتي و همچنين تعداد محدودي پرسشنامه استفاده شده است .
با توجه به همه اين مسائل د راين تحقيق صرفاً تلاش در جهت جمع‌آوري اطلاعات زمينه و پايه‌اي بوده است تا شايد بتواند راهگشاي تحقيقات وسيعتري در اين زمينه باشد.
اكستاسي چيست؟
MDMA يا ۳ و ۴ متيلن‌دي‌اكسي‌مت‌آمفتامين كه به نامهاي اكستاسي ، اكستازي ، XTC ، E , X هم معروف است نوعي جديدي از مواد مخدر است كه به دليل ايجاد احساس نشاط فراوان امروز در ميان محافل جوانان جذابيتي خاص پيدا كرده است اين مواد توهم‌زا كه در اشكال متنوع داروئي عرضه مي‌شود بر مغز اثر گذاشته و تصاوير آن را مخلوط مي‌كند.
اكستاسي خالص پودري سفيد شامل كريستالهاي ريز است . از اين پودر بوي كپك به مشام مي‌رسد . در صورت وجود ناخالصي اكستاسي به رنگهاي قرمز و قهوه‌اي نيز ديده مي‌شود. اين ماده به اشكال قرص خوراكي و جويدني ، كپسول ، پودر استنشاقي ، برچسبهاي پوستي و مواد تدخيني و تزريقي موجود است .
ميزان ماده مخدر در هر قرص از ۹ تا ۱۱۷ميلي‌گرم متفاوت است كه اين ميزان بر سرعت و شدت و همچنين مدت زمان ماندگاري اثر ماده تأثير مي‌گذارد . ناخالصيهايي كه به قرص افزوده مي‌شود شامل مواد شيميايي‌اي است كه غالباً خاصيت تحريك كننده و فعال‌كننده سيستم عصبي را دارند . به علت سهولت ساختاري اين مواد به طوريكه امكان تهيه آن در لابراتورهاي داخلي نيز وجود دارد خطر وجود مواد اضافي خطرناك و تركيبات كشنده در آن بالاست .
با بلعيدن قرصهاي حاوي اين مواد اثرات آن پس از ۲۰ تا ۹۰ دقيقه ظاهرشده و ۲ تا ۳ ساعت اثرات آن در يك حد حفظ شد ه و بعد افت مي‌كند و از ۳ تا ۲۴ ساعت اثرات آن باقيست. اين قرصها به علت تأثيرات خاصي كه دارند در ميان جوانان با نامهاي مختلف شناخته مي‌شوند مانند قرصهاي شادي يا قرص عشق (LOVE PILL ) ، قرص فراري ، قرص انرژي‌زا ، ديسكو بيسكويت ، قهوه‌اي بزرگ ، دنيس شيطونه و …
حالت بعد از مصرف اين مواد را اصطلاحاً سفر يا trip مي‌گويند كلمه اكستاسي در گذشته براي سرمستي عارفان و خاصه شاعران به كار مي‌رفته است .
قرصهاي موجود در بازار ايران در قالب طرحها و ماركهاي مختلفي عرضه مي‌شوند كه برخي از آنها عبارتند از : دلفين ، لنگر ، صليب سرخ ، رنو ، سان شاين ، سوپر من ، هوندا ، امگا ، پليكان ، لاو ، مرسدس ، ميتسوبيشي و …
تاريخچه اكس:
اكستاسي نخستين بار در سال ۱۹۱۴ توسط شركت داروسازي « مرك » (Merck ) در آلمان ساخته شد و به عنوان داروي ضد اشتها و لاغري به ثبت رسيد اما درآن زمان وارد بازار نشد و استفاده از آن تا اواخر دهه ۱۹۷۰ به تعويق افتاد . در اين زمان اكستاسي به عنوان درمان اختلالات رواني و عاطفي توسط پزشكان و روان‌پزشكان معرفي شد و در سال ۱۹۸۰ در دسترس متقاضيان قرارگرفت . به ويژه اين دارو جهت استفاده سربازان آلماني در جنگ جهاني اول به كاررفت كه بعدها با شناخته شدن آثار مخرب و خطرات روحي بسيار زياد آن از چرخه مصرف خارج‌شد . طي اين مدت قربانيان و تلفات زيادي برجاي گذاشت . در اين باره معروف است كه مي‌گويند: « سربازان آلماني را دوباره قرباني كردند . يك بار وقتي مجبورشان كردند براي فتح دنيا سينه‌هاشان را آماج گلوله كنند و يكبار وقتي براي درمان آسيبهاي رواني جنگ ، آنها را به خوردن داروهاي توهم‌زا واداشتند داروهايي كه مي‌توانست هراس شبهاي جنگ و فريادهاي همسنگرهاي زخمي را از ياد ببرد و در مقابل چنان نشاطي را به بيماران جنگي بدهد كه انگار هرگز گرفتار جنگ و خونريزي نشده‌اند .»
به هر حال بعد از مشخص شدن آثارسؤ مصرف قرصهاي اكستاسي توليد و توزيع و مصرف آنها غيرقانوني اعلام شد. سال ۱۹۸۵ دولت آمريكا مصرف اين ماده را ممنوع كرد و در سال ۱۹۸۶ مطالعات انجام‌شده روي حيوانات آزمايشگاهي آثار مخرب اكستاسي را روي سيستم عصبي نشان داد .
در سالهاي اخير مصرف آن در آمريكا در پارتيهاي شبانه مرسوم به ريو افزايش يافته است و در كشور ما نيز در پديده‌اي مشابه به نام اكس‌پارتي مصرف آن دچار افزايش گشته است .
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش هیه شده وشامل موارد زیر است:

  یکی از مواردی که امروزه متخصصین علوم ورزشی را وادار به تحقیق کرده ، عارضه مهم خستگی است. همانطوری که می دانیم خستگی بر ادامه ورزش اثر نا مطلوب گذاشته، از کیفیت کار ورزشکاران می کاهد . این امر ورزشکاران و بخصوص مربیان را وادار از کیفیت کار ورزشکاران می کاهد . این امر ورزشکاران و بخصوص مربیان را وادار می سازد تا تحقیق کنند و بفهمند که چگونه می توان با خستگی مبارزه نمود و شدت  آنرا می سازد 
حال برای آنکه راههای مبارزه با این حالت را بدانیم، به علتهای فیزیولوژیک خستگی و انواع آن خواهیم پرداخت .
انواع خستگی و علتهای هر یک :
بطور کلی دو نوع خستگی وجود دارد ۱- خستگی هوازی ۲- خستگی غیر هوازی.
خستگی هوازی نوعی از خستگی است که در اثر فعالیتهای هوازی بوجود می آید و علل آن بشرح زیر است:
–          کم شدن سطح گلوکز خون در اثر فعالیت که در نتیجه کمبود گلیکوژن جگر و عضله است.
–           کم شدن آب بدن بعلت بالا رفتن سطح متابولیسم و عمل تعریق
–           کم شدن نمک بدن
–           افزایش حرارت بدن 
–          عدم توازن بین یونهای سدیم و پتاسیم
–      و بالاخره کاهش بازده قلب به علت افزایش نیاز اندامها، که در هر ضربه قادر نیست خون کافی به اندامهای بدن برساند ، نمونه خستگی هوازی را می توان در دوهای ماراتن و ۰۰۰/۱۰ متر مشاهده نمود.
خستگی غیر هوازی: نوعی دیگر از خستگی است که در اثر فعالیتهای غیر هوازی بوجود می آید . علل آن عبارتند از:
–          کمبود اکسیژن 
–     زیاد شدن حالت اسیدی خون که در اثر بالا رفتن مقدار اسید لاکتیک می باشد. این اسیدی شدن خون سبب بوجود آمدن اختلالاتی در امر انقباض عضلانی می گردد ؛ بدین ترتیب که ماده ای را که در انتهای سینا پس های عصبی ترشح می شود( استیل کولین)، تحت تاثیر قرار می دهد و چون این ماده در عمل انقباض نقش  مهمی دارد کارش مختل گشته، انقباض بخوبی انجام نمی گیرد.
–     کمبود مواد قندی و کاهش آن در اثر فعالیت و ندادن استراحتهای حساب شده در جهت ترمیم PC – ATP از دست رفته در فعالیتهای شدید و کوتاه مدت. نمونه خستگی غیر هوازی را می توان در کشتی بخوبی مشاهده نمود.
در مورد علائم ظاهری خستگی باید گفت که کبود شدن پوست بدن ، افزایش حرارت، احساسدرد، کوفتگی و تشنگی از علائم مشخصه خستگی است.
راههای مبارزه با خستگی 
بطور کلی باید متذکر شد که افراد ورزشکار قادرند ۲۰ تا ۳۰ درصد بیشتر از غیر ورزشکاران اسید لاکتیک را در بدن تحمل نمایند. بطور مثال در حالت عادی مقدار اسید لاکتیک خون ۱۰ میلی گرم در ۱۰۰ سی سی است؛ این مقدار در هنگام فعالیتهای شدید به ۲۰ برابر خود (۲۰۰ میلی گرم در CC 100 ) می رسد ، آزمایش نشان داده است که تنها ورزشکاران قادرند در چنین شرایطی فعالیت نموده، اسید لاکتی را تحمل نمایند. در تمریناتی که بیش از یک ساعت بطول  می انجامد داشتن گلیکوژن کافی یکی از شرایط موفقیت ورزشکاران محسوب می گردد. 
کریستین و هنسن( Hensen ، Christensen ) از تحقیاتی که بر روی افرادورزشکار انجام دادندچنین نیجه گرفتند که اگر ورزشکاران مواد قندی مصرف نمایند، مقاومتشان در مقابله با خستگی بیشتر از هنگامیکه است که مواد چربی و یا پروتئینی مصرف کرده باشند

بطوری که در آزمایش نشان داده شده است دوچرخه سوارانی که مواد قندی مصرف کرده بودند ، توانستند ۲۴۰ دقیقه تمرین کنند، حال آنکه دوچرخه سوارانی که مواد چربی مصرف کرده بودند فقط ۷۵ دقیقه تمرین کردند و سپس خسته شدند . در اینجا چندین راه مبارزه با خستگی پیشنهاد می شود:
–          روزه قندی: 
این عمل برای افزایش گلیکوژن عضله و کبد انجام می گیرد، بدین ترتیب که بعد از یک تمرین شدید، گلیکوژن ذخیره شده در عضله را استفاده می کنیم تا حدی که هیچگونه اثری از گلیکوژن در عضله باقی نماند، سپس به مدت ۲ تا ۳ روز به ورزشکار هیچ گونه مواد قندی نمی دهیم و فقط چربی و پروتئین برایش در نظر می گیریم. در طول این مدت بهتر است ورزشکار تمرینات بسیار سبکی را انجام دهد. بعد از این مدت به او مقدار بسیار زیادی مواد قندی می خورانیم که این عمل سبب بالا رفتن ذخایر گلیکوژن در عضله گشته،مقدار آن به ۲ تا ۳ برابر افزایش می یابد. البته این عمل با محدودیتهائی نیز  همراه است که هر مربی باید آن را در نظر بگیرد ، از جمله باید حساسیت افراد  نسبت به مواد قندی را بشناسد و مطمئن شود که هیچ کدام از آنها مرض قند( دیابت) یا بیماریهای قلبی نداشته باشد.




–          تمرینات سوپرماکزیمال( فوق شدید) :
از قبیل طناب زدن با شدت هر چه تمامتر ، بالا رفتن از طناب و پله و نظایر آن . بکار گرفتن اصول فرابار( principles   Overload ) در تمرینات مختلف، تحمل افراد را در مقابل خستگی بالا می برد.
–          تمرینات در حال خستگی:
 در آخر جلسه تمرین ، از ورزشکاران خواسته شودتا بمدت نیم ساعت تمرینات سنگین  انجام دهند. این امر سبب می شود که تحمل آنان در مقابل اسید لاکتیک بیشتر شود.
– تمرینات هوازی در بین استراحت ها:
 به منظور از بین بردن اسید لاکتیک در ورزشهای غیر هوازی ( مثل کشتی) که میزان تولید اسید لاکتیک در آن زیاد می باشد، فعالیتهای هوازی با شدت کم حائز اهمیت هستند تا بدین ترتیب اسید لاکتیک را بعنوان منبع انرژی سوزانده ، از بین ببریم.
–          دادن آب و مواد قندی در بین نیمه های بازی و در فواصل مسابقات و تمرینات.
–          نگه داشتن حالت پایدار ( State – Steady ) در تمرینات و ساختن حالت پایداری جدیدتر.
بعد از ۲ تا ۳ دقیقه فعالیت ورزشی بدن از نظر فیزیولوژی  به مرحله ای می رسد که به آن حالت پایدار می گویند. در این وضعیت، تعداد ضربان قلب و تنفس به حد ثابتی می رسد ، بدن از نظر مصرف اکسیژن هیچگونه کمبودی ندارد و مقدار اسید لاکتیک و فشار خون نیز به یک حد ثابت می رسد. انرژی لازم برای فعالیت ورزشی در حالت پایدار بوسیله عضلات مخطط تامین می شود.
حال اگر ورزشکاران سعی کنند که در تمرینات حالت پایدار را حفظ نمایند، خستگی دیرتر حاصل می شود. اگر فرض کنیم که در حالت پایدار ضربان فردی برابر ۱۴۲ باشد، بعد از مدتی تمرین فرد قادر خواهد بود با ضربان ۱۴۸ حالت پایدار بدنش را حفظ نماید؛ نتیجتا” کیفیت کار ورزشکار بیشتر خواهد شد و ورزشکار با وضعیت پایدارجدیدتر کار خود را ادامه خواهد داد . باید توجه داشت که در حالت پایدار، بدهی اکسیژن کماکان موجود می باشد ولی مقدار آن ناچیز است.
تغذیه مطلوب جهت تمرینات ورزشی 
یک تغذیه مطلوب را می توان چنین شرح داد: تغذیه مطلوب تغذیه ای است که مواد غذای لازم را جهت نگهداری نسوج، ترمیم و رشد بدن تامین نماید.
فقط در همین چند سال گذشته است که محاسبه قابل قبولی از نیاز مواد غذایی مخصوص، برای مردان و زنان در سنین و جثه های مختلف و با در نظر گرفتن تفاوتهای شخصی در هضم، کنجایش ذخیره ای ، متابولیسم مواد غذائی و سطح مصرف انرژی روزانه ممکن گردیده است. تغذیه پیشنهادی برای ورزشکاران بخاطر نیاز انرژی برای انجام یک ورزش بخصوص و چگونگی تغذیه انفرادی  ورزشکاران ، حتی مشکلتر بنظر می رسد. در حقیقت یک برنامه غذائی بخصوص برای عملکرد مطلوب در تمرینات وجود ندارد. هر چند که در برنامه ریزی و ارزشیابی غذای مصرفی باید راهنمائیهای تغذیه ای وجود داشته باشد.
مواد غذائی لازم
بسیاری از مربیان به جای تکیه بر روی شواهد موجود با اتکاء به احساس و تجربیات گذشته خود، برنامه غذائی را پیشنهاد می نمایند. این مشکل با دانستن این حقیقت که اطلاعات اکثر ورزشکاران در مورد تغذیه و نقش مواد غذائی مختلف در برنامه غذائیشان محدود و یا ناصحیح می باشد بر این مشکل می افزاید . اعتقاد کلی محققین بر این اساس است که ورزشکاران علاوه بر مواد غذائی که از طریق یک برنامه غذائی متعادل بدست می آورند به مواد غذائی اضافی نیاز ندارند؛ در حقیقت تغذیه کافی برای ورزشکاران همان تغذیه کافی برای دیگران می باشد. کالری اضافی مورد نیاز برای تمرینات را می توان از میان انواع غذاهای خوراکی مورد علاقه ورزشکار انتخاب نمود.
مواد غذائی پیشنهادی برای مصرف
همانطور که می دانید مقدار پروتئین پیشنهاد شده استاندارد، بطور کلی ۹ /. گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن می باشد. بنابراین شخصی که در حدود ۷۷ کیلو گرم وزن دارد روزانه به ۶۹ گرم پروتئین نیاز دارد. با در نظر گرفتن اینکه حتی در تمرینات سخت که نسبتا” مقدار کمی پروتئین  برای کسب انرژی مصرف می شود، مقدار پیشنهاد شده فوق می تواند برای افراد فعال و غیر فعال یکسان باشد. در ضمن در بیشتر مواقع ورزشکاران چندین برابر بیشتر از نیاز روزانه خود پروتئین مصرف می نمایند. برای مصرف چربی و کربوهیدرات عدد استانداردی بوجود نیامده است زیرا اطلاعات بشر درباره آن هنوز آنقدر کافی بنظر نمی رسد. مقدار چربی برنامه غذائی افراد به نسبت علاقه آنان ، مقدار پول خرج شده برای غذا و مهیا بودن منابع قوی چربی در غذاها متفاوت می باشد . برای مثال فقط در حدود۱۰ % انرژی روزانه مردان آسیا از چربی تامین می شود؛ در حالیکه در آمریکا ، کانادا، اسکاندیناوی، آلمانو فرانسه ۴۰% الی ۴۵% کالری روزانه از چربی تامین می گردد. بسیاری از متخصصین تغذیه بر این اعتقادند که چربی مصرفی نباید بیشتر از ۳۰% انرژی کل موجود در غذای روزانه ما را تشکیل دهد . از این مقدار نیز فقط ۵۰% آن باید از چربیهای اشباع شده باشد . این پیشنهادات بر مبنای تحقیقاتی است که نشان می دهد افرادی که غذایشان چربی اشباع شده زیاد دارد، بیشتر در معرض ناراحتیهای قلبی و بیماریهای دیگر از قبیل سرطان( چربی اشباع شده و اشباع نشده ) و دیابت می باشند . به هر حال این اقدام که چربی را کاملا” از برنامه غذایی حذف نمائیم نیز غیر عاقلانه بوده، نتایج سوء در رابطه با بازدهی ورزشی نیز دارد. مشکل به نظر می رسد که با یک برنامه غذائی کم  چربی و اضافه کردن مصرف کربوهیدرات و پروتئین بتوان انرژی لازم  برای ورزشهای سخت را تامین نمود تا اینکه بدن در وزن ثابتی باقی بماند ؛ در ضمن چون که اسیدهای چرب ضروری مثل اسید لینولئیک و بسیاری از ویتامینها از طریق چربیهای غذائی وارد بدن می گردند، مصرف چربی ها ضروری است.
یک برنامه غذائی کم چرب ممکن است که موجب یک حالت سوء تغذیه گردد.
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خـشم يـك هيـجـان نـاخوشـايند اما طبيعي و ضروري براي انـسان ميباشد. خشم ميزان قابل توجهي انرژي ذهني وجسمي  را مصروف خود ميكند. خشم تهديدي جدي براي روابط  شخصي و شغلي پديد مي آورد. خشم فرصت لذت بـردن از  زندگي  را از انسان سلب ميكند. دلايل برانگيخته شـدن هيجان خشم در افراد و موقعيتهاي مختلف متفاوت است:
* تصور در معرض تهديد، خسارت، آسيب يا از دست رفتن دارايي، سلامتي، غرور، عزت نفس ، ارزشها و شخصيت .
اما برخي افراد بيش از ديگران مستعد خشمگين شدن ميباشند مانند:
* افرادي كه نياز مبرم و سيري ناپذيري براي كامل بودن دارند.
* افرادي كه ترس شديدي از خطا كار بودن و در اشتباه بودن دارند.
* افرادي كه نياز شديدي به كنترل كردن ديگران دارند. 
* افرادي كه از شنيدن عقايد نو و يا متفاوت با عقايد شخصيشان هراس دارند.
* افرادي كه از رها كردن موضوع به حال خود بيم دارند. 
* افرادي كه نياز شديد و مفرطي به مورد پذيرش قرار گرفتن و تاييد ديگران دارند.
* افرادي كه تصور ميكنند همواره بايد با صلابت، شجاع، قدرتمند و قوي بنظر برسند.
* افرادي كه از تجربه كردن احساسات ناخوشايند هراس دارند.
* افرادي كه اعتماد بنفس پاييني دارند. 
* افرادي كه تحملشان نسبت به ناكاميها اندك ميباشد. 
* افرادي كه از مورد انتقاد واقع شدن هراس دارند.
برخي اوقات آستانه ظهور خشم كاهش مي يابد مانند:
هنگام خستگي – بيماري – درد – الكل و داروهاي ديگر – استرس .
 خشم تاثيرات فيزيولوژيكي فراواني بروي بدن پديد مي آورد:
* ترشح هورمون آدرنالين.
* تسريع تنفس . 
* افزايش ضربان قلب و فشار خون. 
* انتقال جريان خون از پوست، كبد، معده و روده ها به سمت قلب، سيستم عصبي مركزي و عضلات .
* متوقف شدن سيستم گوارش.
* آزاد گشتن ذخاير گلوكز از كبد.
* ترشح كورتيزول و سركوب سيستم ايمني بدن.
* افزايش هورمون تستوسترون در مردان.
* تسريع و تشديد حركات و گفتار.
* سفت شدن عضلات. 
* افزايش دقت ، تيزي و حساسيت حواس پنجگانه.
* گشاد شدن چشمها . 
* سرخ شدن چهره. 
* افزايش قواي جسماني. 
اما هنگامي كه فرد عادت دارد بسيار سريع كنترل خود را از دست داده و خشمگين گردد در دراز مدت خشم اثرات بسيار زيان آوري بروي سلامتي فرد بجاي خواهد گذاشت از جمله:
* سردرد.
* اختلالات پوستي ، قلبي-عروقي، هيجاني، گوارشي.
* نارسايي سيستم عصبي.
* تشديد علايم بيماري موجود در بدن. 
* آرتروز.
* سكته قلبي .
* خودكشي.
اما خشم مراحلي دارد كه بايد در همان مراحل نخستين و ابتدايي مهار و كنترل گردد تا به مراحل بحراني نرسد:
۱-مرحله رنجش.
۲- مرحله ناكامي.
۳- مرحله خشم.
۴- مرحله غضب. 
۵- مرحله خشونت.
اما برخي از هيجانات ممكن است زير پوشش هيجان خشم نهفته باشند و خود را بصورت خشم نمايان سازند مانند:
ترس – غم – سردرگمي – هيجان – نفرت – حسادت – گناه – اضطراب.
همه افراد بطور يكسان اقدام به ابراز هيجان خشم نميكنند. در واقع راههاي بسياري براي ابراز خشم وجود دارد از جمله:
۱- واپس راني: پس از تجربه خشم فرد آن را به فراموشي سپرده و يا در خود فرو ميريزد.
۲- جابجايي: انتقال خشم به فرد و يا شيئي كه عامل اصلي خشم نميباشد. مثلا فردي كه از دست رييس خود عصباني است به اشياء لگد زده و يا خشم خود را سر همسر خود خالي ميكند.
۳- كنترل: فرد سعي ميكند خشم خود را كنترل كند.
۴- سركوب: فرد خشم را تجربه ميكند اما آن را فرو نشانده و اظهار نميدارد.
۵- گريستن: خشمي كه تخليه هيجاني و كلامي نگشته خود را بصورت گريه ظاهر ميسازد.
۶- واكنش افراطي: فرد نسبت به عمل فرد مقابل واكنش بيش از حد نشان ميدهد كه با كرده فرد تناسب ندارد. مثلا فرد در پاسخ به توهين شخصي اقدام به كتك زدن وي ميكند.
۷- رويارويي مثبت: پاسخ مستقيم و صريح فرد نسبت به عامل خشم و بيان احساس و دلايل برانگيخته گشتن خشم خود.
۸- پاسخ انفعالي: در اين حالت فرد خشم خود را بطور واضح و مستقيم ابراز نميكند. پاسخ انفعالي انواع گوناگون دارد از جمله:
خشونت انفعالي: مثلا فرد در حضوردوست خود اعتراضي نكرده و خشم خود را ابراز نميكند اما به محض غيبت دوستش اقدام به تخريب اموالش ميكند.
رفتار مخفيانه: غيبت، ناسزاگويي زير لب، سكوت اختيار كردن- پرهيز از تماس چشمي – تحقير – سرقت – شكايت – فريبكاري – سخن چيني.
بازي دادن: تحريك ديگران به اعمال خشونت آميز و سپس خود را كنار كشيدن – تمارض – تخريب روابط ديگران.
از خودگذشتگي و فداكاري هاي مفرط: در كارها به ديگران كمك فراوان كرده اما كمك ديگران را نميپذيرد.
رفتارهاي وسواسگونه: اعتياد – خود كشي – تعصب – انتقاد جويي -سرزنش نفس نيز ميتواند نوعي ابراز خشم باشد.
در كل ۳ راه براي ابراز خشم وجود ندارد: يا آن را بدرون خود ريخته و سركوب كنيم كه منجر به نابودي و صدمات بسيار به روح و جسممان ميگردد- يا آن را فرياد زده و با خشونت سر ديگران خالي كنيم كه منجر به نابودي و آسيب به ديگران و مخدوش گشتن روابط ميگردد- و راه آخر آنكه آن را پذيرفته و با كنترل و جهت دادن مثبت به آن اين انرژي عظيم را مهار كرده و در پيشبرد اهداف سازنده از آن سود بريم.
در زندگي افراد و مسايل بسياري وجود دارند كه موجب برانگيختن خشم ميگردند اما هرگاه همواره مقهور آنها شويم و اجازه دهيم تا خشم بر ما اعمال كنترل كند ديري نميگذرد كه جسم و روح ما دچار فرسودگي و زوال ميگردد. بايد سعي كرد تا آنجا كه ممكن است بيهوده خشمگين نشد. يك عامل برانگيخته شدن خشم انتقادهاي ديگران ميباشد. انتقادهايي كه بندرت واقعي بوده و به منظور بهبود رفتار و شخصيت ما بيان ميگردند. معمولا افرادي كه نابجا اقدام به انتقاد از شما ميكنند اهداف زير را در سر دارند:
* دلسرد ساختن و ارعاب شما.
* افكندن اشتباهات، تقصيرات و گناه ها به گردن شما و فرافكني.
* تغيير و كنترل شما.
* سرپوش نهادن به عيوب و كاستيهاي خود. 
* حسادت به شما.
* تخليه عقده ها، خشمها و ناكاميهاي گذشته خود. 
بنابراين در واكنش به اينگونه انتقادها خونسردي خود را حفظ كرده و با قاطعيت اما با آرامش در مقابل منتقد خود بياستيد. نكته ديگر آنكه خود را براي موضوعاتي كه كنترلي روي آنها نداريد خشمگين نسازيد. شما تنها قادر به تغيير خود و واكنش خود نسبت به دنياي پيرامون خود ميباشيد. نكته آخر آنكه خشم از طرز تفكر ما نسبت به وقايع پيرامونمان نشات ميگيرد نه خود وقايع بنابراين با كنترل افكارتان خشم خود را نيز تحت كنترل خويش در آوريد.
هيچ چيز و هيچكس قادر به خشمگين ساختن شما بدون اراده و خواسته شما نبوده و هنگامي كه به فردي چنين اجازه اي را ميدهيد تا شما را خشمگين سازد در واقع كنترل خود را بدست آن فرد سپرده ايد.
با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم
همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد. همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند. متأسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است. افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما می‌ریزد. حال ممکن است این سئوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می توانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغییر است: خشم می تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی های روانشناسی اشخاص تغییر می کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می رود و میزان ترشح هورمون ها نیز افزایش می یابد. عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ،اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما را برانگیزند. بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم. خشم عکس العمل طبیعی در برابر تهدید،خطر و … است که به ما این اجازه را می دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد و پیامدهائی منفی خواهد داشت. سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد: ۱- ابراز کردن ۲- سرکوب کردن ۳- آرام کردن. ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر، این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید. سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است. اما پیامد منفی این روش، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می تواند باعث افزایش فشار خون و یا افسردگی شما شود. از این رو، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد. افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند. آنها مرتب دیگران را تحقیر می کنند و همه چیز را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌ای موفق دارند. در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در این حالت با جملات و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد. بی‌تردید نمی‌توان پیشاپیش حوادثی را که باعث خشم می شوند، از سر راه برداشت و یا از روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شاید نتوانیم آنها را تغییر دهیم اما می‌توانیم بیاموزیم که چگونه واکنش‌های خود را کنترل کنیم.
مدیتیشن کنترل خشم
● با تهی بودن از خشم، شادی از آن شماست
خشم، حس آرامش ما را بر هم می‌زند و به‌صورت یک میهمان ناخوانده ظاهر می‌شود. علاوه بر این که خشم تولید استرس می‌کند و اثرات ذهنی و روانی ناخوشایندی به بار می‌آورد، باعث بالا رفتن فشار خون و برخی ناراحتی‌های جسمی نیز می‌شود.
خشم معمولاً در اثر ناکامی به وجود می‌آید. در این مواقع اگر لحظه‌ای توقف کرده و فکرمان را سازمان‌دهی کنیم می‌توانیم حس ناکامی را از خود دور کنیم. در اصل ناکامی و به دنبال آن خشم وقتی ایجاد می‌شود که ما کنترل ذهنمان را از دست می‌دهیم.

عتیقه زیرخاکی گنج