• بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شناخت معبود محبت او را در دل ایجاد می‎کند و انسان را به پرستش و راز و نیاز با معبود خویش وا می‎دارد و نماز موجب آرامش انسان می‎گردد. فلسفه‎ی عبادت همان‎گونه که در آیات متعددی آمده، بندگی و عبادت است که این بندگی مایه‎ی عزت و سلامت انسان می‎باشد. اين بندگى‎كردن، سودى به خدا نمى‏رساند بلكه مايه‎ی عزّت و سعادت خود انسان است وگرنه خداوند بى‎نياز مطلق است.
ریشه‎های عبادت در چهار عنوان خلاصه می‎شود: عظمت وجودی خدا، احساس نیاز و وابستگی به او، سپاس از نعمت‎های بیکران خداوندی و فطرت خداجوی انسان
اگر انسان بخواهد در این دنیا با آگاهی و آزادی و شخصیّت انسانی زندگی کند، باید هدف داشته باشد و این هدف رسیدن به کمال مطلوب است. این امر باعث می‎شود در برابرکمال مطلق تسلیم شویم و سر به سجده برداریم.
انسان در کل سرشتی خدا آشنا، خداگرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقی می‎داند که سرچشمه‎ی همه‎ی خوبی‎ها و زیبایی‎هاست، انسان که از درون گرایشی به خدا احساس می‎کند. تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی‎گاه به نجوا با خدا می‎نشاند و وادارش می‎کند که رازهای درونی خود را بی‎واسطه با او در میان بگذارد. و در حقیقت نماز برقرار ساختن ارتباط بین یک موجود بی‎نهایت کوچک به‌یک موجود بی‎نهایت بزرگ در حال معرفت است.
نماز جلوه‎ی بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است آن که بنده‎ی آفریدگار است و این بندگی را احساس می‎کند می‎داند و باور دارد، که در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می‎افتد با او راز می‎گوید و نیاز می‎طلبد و به‌یاد ما می‎اندازد که بنده‎ای بیش نیستیم. در سایه‎ی نماز نیازهای روحی معنوی انسان تأمین و انسان به‌یک آرامش واقعی دست می‎یابد؛ و نیز نماز یک سپاس‎گزاری در برابر نعمت‎های بی‎کرانی است که حق تعالی به ما ارزانی داشته است.
بنا به گفته‎ی امام رضا(ع) نماز اقرار بندگي به خداوند(عز و جل)، ايستادن انسان در برابر خداوند حكيم با حال مذلت و فروتني و خضوع و اعتراف به گناهان، و نيز درخواست عفو و بر طرف ساختن آثار گناهان و بزرگ داشت خداوند و ياد خدا است. نماز این حقیقت والا و سازنده، بیان کننده‎ی بی‎نهایت گرایی آدمیان می‎باشد. اما چرا ما نماز می‎خوانیم و برای ما واجب شده است؛ اين بندگي كردن و نماز سودي به خدا نمي‎رساند، بلكه مايه‎ي عزت و سعادت انسان است و چرا كه خداوند بي‎نياز مطلق است. نماز موجب تکامل روح، تقویت اراده، بهداشت روان، مصونیّت و خود نگه‎داری و بازدارنده از فحشا و منکر و گناه و تزکیه انسان می‎شود. حقیقت نماز از نظر امام رضا(ع): «صله و موهبتی است از طرف خداوند مهربان برای بنده از راه رحمت و عنایت و نماز مطالبه‎ی وصال و تقرب بنده به سوی خداست»… و کسانی که نماز نمی‎خوانند دلیل ترک نمازشان ندانستن فلسفه‎ی نماز و آشنا نبودن به فواید آن بوده و اصولاً نسبت به نماز احساس نیاز نمی‎کند. و لذا آشنا‎شدن و آشناکردن به فلسفه و حقیقت نماز و این که نماز جزو نیاز ماست، جزو زندگی و حیات ماست و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلی می‎کند امری ضروری می‎باشد.
اهمیت ندادن به نماز به لحاظ عدم آشنایی به حقیقت آن و احساس نیاز نکردن نسبت به آن، خود از عوامل ترک نماز به شمار می‎آید. آشناشدن و آشناکردن به فلسفه و حقیقت نماز و این که نماز جزو نیاز ماست، جزو زندگی و حیات ماست و فایده و آثار نماز در دنیا و آخرت تجلی می‎کند، به واسطه آن به آرامش و تعادل روانی می‎رسیم، چنان که خداوند می‎فرماید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب»؛ آگاه باشید که با یاد خدا دل‎ها آرامش پیدا می‎‎کند». نماز پاسخ به حس پرستش است، نماز درمان افسردگی و اضطراب، نگرانی، تزلزل شخصیت، از خود بی‎زاری، ناامیدی و ارتباط برقرارکردن با مبدأ پاکی‎ها، اراده و توانایی مطلق و کمال مطلق است. با نماز، خودپرستی و آثار آن، که محور گناهان است (خودبینی، خود بزرگ بینی، خودستایی، حسادت و دیگر امراض روحی) از بین می‎رود مردان الهی در زمان گرفتاری‎ها به نماز پناه می‎برند.
از دیگر آثار نماز تشكّر از خدایی است كه ولىّ نعمت ماست که هر چه داريم از اوست. البته اين سپاس، براى خدا سودى ندارد، بلكه براى خودمان مفيد است و نشان معرفت ماست. انسان، اسير محبّت ديگران است و نعمت و نيكى، انسان را به مقام سپاس و تشكّر مى‏كشد. اگر كسى نعمتى به ما بخشيد و احسانى در حق ما كرد، با زبان و عمل، سپاسگزار او مى‏شويم. نماز، نوعى سپاس از نعمت‏هاى فراوان و بى‏شمار اوست. حضور قلب در نماز را که پایه استوار دین و  برترین اعمال‎هاست. خداوند آنانی که از نماز غفلت می‎کنند را نکوهش می‎کند، با این که نمازگزارند و این نکوهش بدان سبب نیست که نماز را فراموش و ترک کرده‎اند. پیامبر(ص) در مورد برتری کمال نماز می‎فرمایند: «هر کس که دو رکعت نماز بخواند و در نمازش چیزی از دنیا او را به خود مشغول نسازد، خداوند گناهش را می‎آمرزد» و نیز می‎فرمایند: «تنها آن مقدار از نمازت پذیرفته است که در آن حضور قلب باشد».
نماز و تاثير آن در دورى از زشتى‏ها 
پيش‏تر خاطر نشان گرديد:كسى كه به ضعف اراده مبتلا است و على رغم‏اعتقاد به مبدا و معاد و تبعات اعمال و توجه به همه امور ياد شده باز مرتكب گناه‏مى‏شود، اگر واقعا قصد اصلاح خويش را دارد، بايد قبل از هر چيز با به كار بستن‏برخى از رياضت‏هاى شرعى اراده‏اش را تقويت كند، آن گاه با اراده‏اى قوى درمقابل خواسته‏هاى نفسانى و وسوسه‏هاى شيطانى بايستد. 
و نيز تاكيد شد:رياضتى كه در راس همه رياضت‏هاى شرعى است و درتقويت اراده تاثير به سزايى دارد، روزه گرفتن است، آن هم با شرايط و ضوابطى‏كه بدانه اشاره شد. 
اكنون سخن ما اين است:يكى ديگر از امورى كه در تقويت انسان بسيار موثراست و او را در غلبه بر غرايز و اميال نفسانى يارى مى‏رساند، به پاداشتن نمازاست. 
بدون ترديد اگر انسان موفق شود نماز را با همه آداب و مقررات مربوط به آن به‏جا آورد، به بركت آن بسيارى از گناهان را ترك گفته و كم كم به يارى خدا، به طوركلى از عصيان فاصله مى‏گيرد.خداى تبارك و تعالى در قرآن كريم مى‏فرمايد: 
و اقم الصلوة ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر ; (۱) نماز را به پا دار، به‏درستى كه نماز(انسان را)از كارهاى زشت و ناپسند باز مى‏دارد.» 
و نيز مى‏فرمايد: 
يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلوة ; (۲) اى مؤمنان[در كارها]از صبر[روزه]و نماز كمك بگيريد.» 
مطلبى كه در اين جا لازم است مورد تاكيد قرار گيرد، اين است كه حظ وبهره‏اى كه نماز گزاران از نماز خويش مى‏برند، يك سان نيست;زيرا نماز را مانندبسيارى از امور، ظاهر و باطنى است.اگر نماز گزار از نماز، به ظاهر قناعت كندو از روح و باطن آن غفلت ورزد، بهره او از نماز بسيار محدود و ناچيز است.بر خلاف نمازگزارى كه از ظاهر بگذرد و به باطن نماز راه يابد;چرا كه چنين‏شخصى به اندازه عمق نمازش از فوايد و آثار نماز بهره‏مند خواهد بود. 
بنابر اين، اين كه قرآن مى‏فرمايد:نماز انسان را از گناه باز مى‏دارد، يا اين كه‏مى‏فرمايد:در كارها از نماز كمك بگيريد، معنايش اين نيست كه هر گونه نمازى‏با هر كيفيتى، چنان آثارى را به دنبال خواهد داشت، بلكه ابتدا بايد ديد، نماز تاچه اندازه از شرايطى كه به آن عمق مى‏بخشد بهره‏مند است، آن گاه به تعيين‏خاصيت‏ها و آثار آن پرداخت و سپس آنها را از نماز توقع داشت
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خيانت، نقيض امانت و به معناى مخالفت در برابر حق، از طريق پيمان شكنى مخفيانه است.[۳] در اين مدخل از «خَوَنَ»، «غلّ»، «سوء» و مشتقّات آنها استفاده شده است.
اهمّ عناوين: آثار خيانت، حرمت خيانت، خائنان، خيانت به خويشتن، خيانت به عهد، خيانت به محمّد(صلى الله عليه وآله)، زمينه هاى خيانت، موانع خيانت.

۱٫ خشم خدا
۱٫ خيانتكارى، زمينه ساز خشم و غضب الهى:
…ومَن يَغلُل يَأتِ بِما غَلَّ يَومَ القِيـمَةِ.. . * اَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضونَ اللّهِ كَمَن باءَ بِسَخَط مِنَ اللّهِ… . آل عمران (۳) ۱۶۱ و ۱۶۲

۲٫ خيانت به خويشتن
۲٫ گناه و نافرمانى از فرامين الهى، خيانت به خويشتن:
اُحِلَّ لَكُم لَيلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ اِلى نِسائِكُم هُنَّ لِباسٌ لَكُم واَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللّهُ اَنَّكُم كُنتُم تَختانونَ اَنفُسَكُم…فالــنَ بـشِروهُنَّ وابتَغوا ما كَتَبَ اللّهُ لَكُم وكُلوا واشرَبوا حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الخَيطُ الاَبيَضُ مِنَ الخَيطِ الاَسوَدِ مِنَ الفَجرِ ثُمَّ اَتِمّوا الصِّيامَ اِلَى الَّيلِ ولا تُبـشِروهُنَّ واَنتُم عـكِفونَ فِى المَسـجِدِ تِلكَ حُدودُ اللّهِ فَلا تَقرَبوها… . بقره (۲) ۱۸۷
. خيانت آگاهانه به امانتهاى مسلمانان، خيانت به خويشتن:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا … وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون.[۴]انفال (۸) ۲۷
۴٫ خيانت به ديگران، خيانت به خويشتن:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ
فرهنگ قرآن، جلد ۱۳، صفحه ۲۳۳
لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا.[۵] نساء (۴) ۱۰۷

۳٫ رسوايى
۵٫ خيانتكارى، عامل شرم و رسوايى انسان:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا * يَستَخفونَ مِنَ النّاسِ ولا يَستَخفونَ مِنَ اللّهِ وهُوَ مَعَهُم اِذ يُبَيِّتونَ ما لا يَرضى مِنَ القَولِ… .نساء (۴) ۱۰۷ و ۱۰۸

۴٫ شكست
۶٫ خيانت به پيامبر(صلى الله عليه وآله)، درپى دارنده شكست:
واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ فَاَمكَنَ مِنهُم… . انفال (۸) ۷۱
۷٫ شكست خيانتكاران، برخاسته از علم و حكمت خداوند:
واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ فَاَمكَنَ مِنهُم واللّهُ عَليمٌ حَكيم . انفال (۸) ۷۱
۸٫ شكست و ناكامى خائنان، از سنّتهاى الهى:
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين * ولا يَحسَبَنَّ الَّذينَ كَفَروا سَبَقوا اِنَّهُم لا يُعجِزون.انفال (۸) ۵۸ و ۵۹
…واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين.يوسف (۱۲) ۵۲

۵٫ محروميّت از دفاع
۹٫ محروميّت از حمايت و دفاع، پيامد خيانت:
…ولا تَكُن لِلخائِنينَ خَصيمـا * ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم… .نساء (۴) ۱۰۵ و ۱۰۷
اِنَّ اللّهَ يُدفِعُ عَنِ الَّذينَ ءامَنوا اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفور. حج (۲۲) ۳۸

۶ . محروميّت از محبّت خدا
۱۰٫ خيانت، موجب محروميّت از محبّت خداوند:
…اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا… . نساء (۴) ۱۰۷
…اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين . انفال (۸) ۵۸
…اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفور. حج (۲۲) ۳۸

اتّهام خيانت => همين مدخل، خيانت و محمّد(صلى الله عليه وآله)، خيانت و يوسف(عليه السلام)

اجتناب از خيانت
۱۱٫ اجتناب اسيران جنگ بدر از خيانت به پيامبر(صلى الله عليه وآله)، مورد ترغيب خداوند با بهره مندى آنان از خير و آمرزش خويش:
يـاَيُّهَا النَّبِىُّ قُل لِمَن فى اَيديكُم مِنَ الاَسرَى اِن يَعلَمِ اللّهُ فى قُلوبِكُم خَيرًا يُؤتِكُم خَيرًا مِمّا اُخِذَ مِنكُم ويَغفِر لَكُم واللّهُ غَفورٌ رَحيم * واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ… .انفال (۸) ۷۰ و ۷۱
۱۲٫ بهره مندى اسيران جنگ بدر از خير و آمرزش الهى، در صورت اجتناب از خيانت، برخاسته از غفران و رحمت الهى:
يـاَيُّهَا النَّبِىُّ قُل لِمَن فى اَيديكُم مِنَ الاَسرَى اِن يَعلَمِ اللّهُ فى قُلوبِكُم خَيرًا يُؤتِكُم خَيرًا مِمّا اُخِذَ مِنكُم ويَغفِر لَكُم واللّهُ غَفورٌ رَحيم * واِن يُريدوا خيانَتَكَ فَقَد خانُوا اللّهَ مِن قَبلُ فَاَمكَنَ مِنهُم واللّهُ عَليمٌ حَكيم . انفال (۸) ۷۰ و ۷۱
فرهنگ قرآن، جلد ۱۳، صفحه ۲۳۴
۱۳٫ اجتناب از خيانت، به ويژه در نهان و به دور از چشم مردم، امرى لازم و ارزشمند:
ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين . يوسف (۱۲) ۵۲
۱۴٫ اجتناب يوسف(عليه السلام) از خيانت به عزيز مصر، حتّى در پنهان و به دور از چشمان وى:
ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين . يوسف (۱۲) ۵۲
۱۵٫ اجتناب از خيانت آگاهانه به خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله)، داراى پاداشى بزرگ:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ … واَنتُم تَعلَمون * واعلَموا…واَنَّ اللّهَ عِندَهُ اَجرٌ عَظيم . انفال (۸) ۲۷ و ۲۸
۱۶٫ اجتناب از خيانت آگاهانه در امانت، درپى دارنده پاداش بزرگ الهى:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا … وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون * و اعلَموا … و اَنَّ اللّهَ عِندَهُ اَجرٌ عَظيم. انفال (۸) ۲۷ و ۲۸
نيز => همين مدخل، خيانت و انبيا، موانع خيانت

اخفاى خيانت
۱۷٫ پنهان كردن خيانت از مردم و حيا از آنان و حيا نكردن از خدا، از روحيّات خيانت پيشگان گناهكار:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا * يَستَخفونَ مِنَ النّاسِ ولا يَستَخفونَ مِنَ اللّهِ… .[۶]نساء (۴) ۱۰۷ و ۱۰۸
۱۸٫ پنهان كردن خيانت از مردم و حيا از آنان و حيا نكردن از خدا، مورد تهديد خداوند:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا * يَستَخفونَ مِنَ النّاسِ ولا يَستَخفونَ مِنَ اللّهِ وهُوَ مَعَهُم اِذ يُبَيِّتونَ ما لا يَرضى مِنَ القَولِ وكانَ اللّهُ بِما يَعمَلونَ مُحيطـا. نساء (۴) ۱۰۷ و ۱۰۸
اعتراف به خيانت => همين مدخل، خائنان، مصاديق خائنان، زليخا
پيشگيرى از خيانت
۱۹٫ پيشگيرى از خيانت، در صورت خوف از نقض عهد، با الغاى آن:
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين. انفال (۸) ۵۸
تبرئه از خيانت => همين مدخل، خائنان، مصاديق خائنان، زليخا، خيانت و انبيا، خيانت و محمّد(صلى الله عليه وآله)، خيانت و يوسف(عليه السلام)
تجسّم خيانت
۲۰٫ تجسّم خيانت، در روز رستاخيز:
…ومَن يَغلُل يَأتِ بِما غَلَّ يَومَ القِيـمَةِ… .[۷]آل عمران (۳) ۱۶۱
فرهنگ قرآن، جلد ۱۳، صفحه ۲۳۵


تشخيص خيانت
۲۱٫ تشخيص شواهد و نشانه هاى خيانتكارى كافران، وظيفه اى برعهده پيامبر(صلى الله عليه وآله) و رهبرى اسلام:
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين. انفال (۸) ۵۸

حرمت خيانت
۲۲٫ حرمت خيانتكارى:
وما كانَ لِنَبِىّ اَن يَغُلَّ ومَن يَغلُل يَأتِ بِما غَلَّ يَومَ القِيـمَةِ… . آل عمران (۳) ۱۶۱
اِنّا اَنزَلنا اِلَيكَ الكِتـبَ بِالحَقِّ لِتَحكُمَ بَينَ النّاسِ بِما اَركَ اللّهُ ولا تَكُن لِلخائِنينَ خَصيمـا * ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا.نساء (۴) ۱۰۵ و ۱۰۷
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا… . انفال (۸) ۲۷
واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين . انفال (۸) ۵۸
ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين . يوسف (۱۲) ۵۲
اِنَّ اللّهَ يُدفِعُ عَنِ الَّذينَ ءامَنوا اِنَّ اللّهَ لايُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفور. حج (۲۲) ۳۸
۲۳٫ حرمت خيانت به خداوند:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون . انفال (۸) ۲۷
۲۴٫ حرمت خيانت به پيامبر(صلى الله عليه وآله):
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون. انفال (۸) ۲۷
۲۵٫ حرمت خيانت در امانت:
يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَخونُوا اللّهَ والرَّسولَ وتَخونوا اَمـنـتِكُم واَنتُم تَعلَمون. انفال (۸) ۲۷
۲۶٫ حرمت خيانت به ناموس ديگران:
قالَ ما خَطبُكُنَّ اِذ رودتُنَّ يوسُفَ عَن نَفسِهِ قُلنَ حـشَ لِلّهِ ما عَلِمنا عَلَيهِ مِن سوء قالَتِ امرَاَتُ العَزيزِ الــنَ حَصحَصَ الحَقُّ اَنَا رودتُهُ عَن نَفسِهِ واِنَّهُ لَمِنَ الصّـدِقين * ذلِكَ لِيَعلَمَ اَنّى لَم اَخُنهُ بِالغَيبِ واَنَّ اللّهَ لا يَهدى كَيدَ الخائِنين.يوسف (۱۲) ۵۱ و ۵۲
۲۷٫ حرمت خيانت در عهد و پيمان با ديگران:
اَلَّذينَ عـهَدتَ مِنهُم ثُمَّ يَنقُضونَ عَهدَهُم فى كُلِّ مَرَّة وهُم لا يَتَّقون * واِمّا تَخافَنَّ مِن قَوم خِيانَةً فَانبِذ اِلَيهِم عَلى سَواء اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ الخائِنين. انفال (۸) ۵۶ و ۵۸
۲۸٫ حرمت خيانت به خويشتن:
ولا تُجـدِل عَنِ الَّذينَ يَختانونَ اَنفُسَهُم اِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ مَن كانَ خَوّانـًا اَثيمـا. نساء (۴) ۱۰۷
نيز => امانت، خيانت در امانت

عتیقه زیرخاکی گنج