• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خشم يک واکنش عاطفی در کودکان است زيرا در محيط کودکان محرکهای خشم انگيز بسيار وجود دارد و کودکان خيلي زود در مي يابند که خشم راه وسيله خوبی برای جلب توجه و رسيدن به آرزوست عواملی که باعث خشم می شود:
۱- مقيسه نامناسب بين کودک با ديگران
۲- اذيت کردن آنان
۳- ايراد گرفتن دائم از آنان
۴- در کودکان بزرگتر قطع فعاليتهای در حال پيشرفت و… است. در واقع علت يا عوامل محرک خشم هيچ اهميتی ندارد مهم ان است که بدانيم خشم حالتی بيمار گونه است و به هيچ وجه معقول و موجه نيست در واقع خشم و عصبانيت از يک خواسته کودکانه نشات می گيرد و در هنگام خشم تغييراتی بارزی در فرد ديده می شود که عبارت از:
خشم را نوعی عاطفه می دانند که در انسان ها بيش يا کم وجود دارد و در همه مراحل حيات با شدت و ضعف با آدمی همراه است برخی از روانشناسان آنرا به عنوان غريزه ای طبيعی در انسان می شناسند که دارای منشأ زيستی و فيزيو لوژيکی است و درجه ضعف يا شدت آنرا به ميزان ترشح غده های درونی می دانند اين حالت هر چندگاه يک بار در زندگی ما بروز می کند و موجب پديد آمدن دگرگونی در احوال و رفتار وتنوع در زندگی می شود. آدمی در سايعه آن قدرت و نيرويي در خود مي يابد که آنرا در راه هدف و مقصدی که خواستار آن است به کار می برد وجود آن به ميزان متعادل و کنترل شده در آدمی ضروری است ولی وقتی صورت افراطی به خود بگيرد نوعی ابتلا و گرفتاری و موجد رنجها و نابسامانيهاست و بايد درمان گردد آن چه که مايه ناراحتی والدين و مربيان می گردد همين خشم افراطی است. (دکتر علی قائمي, ص۱۳۸)وقتی فرزندتان در دوره نوزادی بسر می برد خشم خود را به شکل فيزيکی نشان می دهد همچنان که بزرگتر شد شايد شما روی احساساتش اسم گذاشتيد(تو عصبانی هستی)هر گاه که شروع به ضربه زدن کردبا گفتن (نه) يا اين جمله که (زدن کار خوبی نيست) برای او محدوديت قائل شديد و به جای آن او را تشويق کرديد که بگويد(من عصبانی هستم) يکي از مؤلفه های اصلی روبه رشد کودک در اين سن آن است که ياد بگيرد  چگونه پرخاشگری خود را کنترل کند و خشم خود را به روش مثبت بيان کند با اين همه برای او بسيار مشکل است که به اين نحو رفتار کند و او بازهم گاه گاهی چيزي را پرت می کند, و از خود خشونت نشان می دهد شما می توانيد به او نشان دهيد که عصبانيت خود را بيان کند از آنجايي که کودک چهار ساله بسيار احساساتی است ممکن است يک لحظه شما را دوست داشته باشد و لحظه ای ديگر از شما متنفر شود. تاکنون کودکتان راهی طولانی را در زمينه رشد عاطفی پيموده است. اگر بخاطر داشته باشيد که رشد عاطفی او به طور دائم در حال پيشرفت است و او هنوز خيلي کوچک است و انتظارات خود را متناسب با شرايط او هماهنگ کنيد بردبارتر خواهيد بود و زمينه پرورش رشد عاطفی مثبتب را در فرزندتان به وجود خواهيد آورد. (مری والاس, ص۵۰-۴۹)

تعريف خشم
خشم بيش از ساير حالات عاطفی در بچه ها ديده می شود در ابتدا ناراحتی های بدنی, دخالت در فعاليت های بچه ها, منحرف ساختن  توجه به از امر مورد علاقه او, پوشاندن لباس به بچه و شست و شوی اوسبب بروز خشم در وی می شود ابتدا خشم بصورت تجاوز و حمله نمايان می شود ولی بتدريج اعمال و رفتار ديگر خشم بچه را ظاهر می سازد تا دو سالگی بچه خشم خود را با دورانداختن اشياء, گاز گرفتن, زدن نشان می دهد, در سه يا چهار سالگی زبان جای فعاليت های بدنی را می گيرد. در ۵ يا ۶ سالگی بچه ها خشم خود را به صورت کنار گرفتن از ديگران با طرد نمودن آنها ظاهر می سازند. در ۸ يا ۹ سالگی خشم بچه ابندا چنبه درونی و احساس پيدا می کند يعني احساسات او جريحه دار می شود يا ديگران را می رنجاند و بعد به صورت نزاع و کشمکش با ديگران ظاهر می گردد. گاهی نيز بچه ها خشم خود را از راه بلند کردن, بخود باليدن, خشونت و گستاخی در مقابل بزرگسالان و بچه های هم سن و رقابت با ديگران ظاهر می سازند. بچه ها قبل از ورود به مدرسه و در دوره ابتدايي اغلب در مقابل توقعات والدين و معلم دچار خشم می شوند اصرار والدين برای ياد دادن بازی هاو پاره ای از مهارت ها به بچه ها آنها را خشمگين می سازد عواملی که سبب بروز خشم در بچه ها می شود در دوره بلوغ نيز کم و بيش افراد را خشمگين می سازد.
خشم نيز مانند ترس در افراد بالغ گاهی مستقيماً ظاهر می شود زمانی که بچه گاز می گيرد به سر و صورت خود يا ديگران می زند, لگد می اندازد در اينگونه موارد خشم خود را مستقيماً ظاهر می سازد افراد بالغ گاهی خشم خود را به صورت ياوه – سرائي و گريه کردن نشان می دهند دخترها برای ابراز خشم خود آزادی بيشتری دارند اما پسرها از ترس والدين يا ساير بزرگترها نمی توانند خشم خود را مستقيماً ظاهر سازند بنابراين خشم خود را به طور غير مستقيم ظاهر می سازند (دکتر علی شريعتمداری, ص۱۰۴-۱۰۲)

فوايد خشم
خشم را اگر به صورت عاطفه يا غريزه ای در انسان بدانيم بايد بگوييم که وجودش برای زندگس ضروری است فايده اش اين است که آدمی را در ادامه حيات کمک می دهد و سبب دفاع از وجود خود و اجتماع و حفظ و بقای نسل می شود.
اگر خشم وجود نداشت حيات آدمی دچار مخاطره می شد انسان نمی توانست جان خود را حفظ کرده و از خود دفاع کند و درنتيجه مفاسد و شرور بر انسان ها غلبه می کرد و نسل را دچار مخاطره می ساخت. وجود خشم سبب پديد آمدن نيرويي می شود که در سايه آن آدمی موفق به ادامه مبارزه در عرصه حيات   می شود حب ذات و خود پرستی آن را تشديد می کند. (دکتر علي قائمی , ص ۱۴۳-۱۴۲)

زيان های خشم
خشم اگر از حد اعتدال خارج شود موچب پديد آمدن زيانهايي است در جنبه بودن موجب افزايش ضربان قلبع تنفس سريع و عوارض آن, لرزش و تشنج در اعضاء, اختلال در خواب و استراحت, اختلال در هضم غذا, و دل درد می شود در جنبه روانی هم موجب اختلال در جنبه های عقلی و روانی و از دست دادن حالت شادابی و نشاط می گردد. 
خشم های شديد و افراطی آدمی را به تصميم گيري های سريع و زودگذر می کشاند و مشکلات سختی را به وجود می آورد در موارد سخت و شديدش ممکن است آدمی را به آزار و شکنجه خود وادار کرده و يا به مرحله خود کشی بکشاند.
جنبه ارادی خشم
خشم را می توان از روی اراده پديد آورد آنها که می خواهند خشمگين شوند می توانند از طريق بخاطر آوردن محروميت ها, ضعف ها و ناکامی ها و احساس تبعيض ها خود را در وضع و موقعيتي قرار دهند که عصبانی شده و آماده حمله و تلافی گردند. و نيز قصد و تصميم بر صدمه به ديگران, خود می تواند سبب پديد آمدن خشم گردد ولی در عين حال بايد بگوييم که خشم در همه ی موارد دارای جنبه ارادی نيست.از موارد بروزش دقيقاً خبر نداريم گاهی ناخودآگاه در ما بوجود می آيد و پس از گذشت دوران و حالت آن تازه در مي يابيم که دچار چه وضعي شده بوديم. (دکتر علی قائمی, ص۱۴۳-۱۳۹)
حالت آنها که گرفتار خشم هستند حالات و تظاهراتی دارند که به صورت کينه, پرخاش, عداوت, غضب, توهين, اوقات تلخی, خشونت نسبت به ديگران, کتک زدن اطرافيان و زمانی خودش, وحشيگری, بدگمانی, ضربه زدن بر اشخاص و اشياء خود نشان می دهد.

انواع خشم
خشم ها را ازلحاظ منشد به دو نوع می توان تقسيم کرد نوعی که دارای صورت طبيعی و غريزي در انسان است و از اين بابت همه انسانها مساويند و کسی نيست که اين حالت را داشته باشد زيرا در غير اينصورت او قادر به دفاع از خود نتواند بود نوعی ديگر از خشم است که در اثر وضع جسمانی خاص, ترشحات غير طبيعی غده های درونی , و يادر اثر حالت اکتسابی پديد مي آيد و نوع دوم آن خشم بسادگی قابل کنترل نيست. کودکان که خشم غير طبيعی, ناشی از وضع بدجسمانی دارند دارای نشانه هايي هستند. خواب درستی ندارند, شبها به زحمت می خوابند هنگام خواب اغلب بهانه گيري و آزاد ديگران است از همه جا می ترسند با کمترين صدا از خواب می جهند نمی توانند از پدر و مادر جدا باشند چون انها هميشه سعی دارند به پدر و مادر نزديک باشند.(دکتر علي قائمی, ص۱۴۰-۱۳۸)
عوامل کاهنده خشم
عواملی که سبب کاستن خشم آدمی و تبديل او می گردند عبارتند از:
۱) زندگی در محيط آرام و طبيعی از لحاظ آب و هوا, برخورداری از نعمت ها و…
۲) برآورده بودن خواسته ها و نيازهای او در جهات متعدد …
۳) سلامت و رشد و قوت بدن به خصوص از آن بابت که در مواجهه با مسائل احساس ضعف نکند.
۴) قدرت اراده و رشد روانی و مهنوی که سبب تسلط آدمی بر خويشتن است.
۵) تربيت صحيحي در دوران کودکی.
۶) وجود معاشران و دوستان که محيط شادابی در معاشرت ايجاد می نمايد.

عوامل تشديد کننده
عواملی که باعث تشديد و افزايش خشم کودک می شوند عبارتند از :
۱)شکست ها ۲)حساسيت ها ۳)سوابق دردناک ۴)فشارها ۵)احساس بی مهری
۶)افزون شدن محروميت  7)خستگی ۸)بيخوابی (دکتر قائمی,ص۱۵۴-۱۴۹-۱۴۸-۱۴۷)

درمان پزشکی
سرانجام ذکر شده که برخی از کودکان خشمگينند از آن بابت که بيمارند مثلاً غده ای داخلی کار نميکند, بيماری عصبی دارند, جسمی رنجبر و نزاع دارند, دائماً بيمارند, به غذاهايي علاقمند هستند ولی برای مدتی طولانی از مصرف آن محرومند و… در چنينمواردی لازم است که از طريق درمان پزشکی وارد شويم و اختلالات مربوط نارسايي جسمی را در او بررسی می کنيم , احياناً اگر عفونتهايي در گلو يا بيني و يا قسمت هاي ديگر بدن وجود دارد ازبين می بريم بديهي است پزشکان عادی و گاهی متخصصان اعصاب و روان می توانند به آنها کمک کنند و از طريق دارو و درمان به نژادتش اقدام نمايند.(دکتر علی قائمی, ص۱۵۴)

خشم کودکان
کودکان نياز دارند والدين به آنها کمک کنند خشم آنها را بشناسند تا بتوانند دنياي درونی خود را بهتر درک کنند. کمتر وحشت زده شوند رفتارهای خود را بيشتر کنترل کنند اگر والدين احساس کودک خود را با گفتن اين عبارت بپذيرند عصبانی شدن قابل قبول است کودک نيازي به پنهان کردن احساسات خود ندارد.(مری والاس, ص۱۷۶)
به کودک اطمينان ببخشيد و مشکل او را بر طرف کنيد.
فايده اش اين است که شما مستقيماً به حل و فصل مشکل پرداخته ايد و کودکتان احساس می کند که ديگران او را درک کرده اند و دوست دارند و به همين دليل نيازی به بد رفتاری نمی بينند و هم چنين به او مهارت هايي را آموخته ايد که درآينده برای مسلط شدن بر خشم خود به آنها نياز پيدا می کند.(مروالاس, ص۱۸۰-۱۷۹)

عوامل پديد آورنده خشم
۱- محروميت
محروميت برای کودکان ازعوامل مهم ايجاد خشم است کودکی که از مهر مادری محروم است خواستار استفاده از مواد غذايي است ولی از آن محروم می باشد مثلاً کودکی دوست دارد شکلات و شرينی بخورد ولی به علت فقر زندگی و چيزهايي ديگر و مراقبت های پزشکی او را ازآن محروم کرده اند.
۲- ضعف و ناکامی
گاهی خشم به علت ضعف در رسيدن به خواسته و ناکامی در وصول به اهداف مورد نظر است کودکان در وصول به اهداف خود عجز و ناتوانی است در اين صورت کودکی را در نظر ميگيريم که ميل به غذا دارد و چون گلو درد دارد نمی تواند آن غذا را بخورد و ناراحت می شود در اين صورت کودک چون نمی تواند به خواسته هايش دست يابد خشمگين خواهد شد.
۳- نارضائی ها
کودک خواستار آزادی است دلش می خواهد به هر جا که خواست برود هرچيزي که دوست دارد بخورد و به هر چيزي که علاقه دارد لمس کند در اين جاست که والدين و مربيان بخاطر حفظ مصالحی چنين آزادی را به او نمی دهند.
۴- احساس بدگمانی
گاهی خشم به آن علت است که بدگمانی بر احساس او غلبه کرده است. او به مقتضای امکان و قدرتش کاری را انجام داده و خواستار ان است که از او قدردانی و حق شناسی به عمل آيد.
۵- احساس تهديد
کودک و حتی خود بزرگسالان ئر مواردی احساس می کند که منافعش به خطر افتاده و در معرض تهديد است و يا والدين و اطرافيان به نظر او دارند برای او مخاطره می آفرينند معمولاً سعی دارند که به مقابله عليه وضع موجود برخيزند.
۶- احساس تبعيض
گاهی کودکان و بزرگسالان را در اجتماع می بينيم که شاهد تبعض ها و نابرابری هايي هستند و به مقتضای فطرت عدالتخواه خود در برابر آن می ايستند مثلاً کودکی در خانه مي بيند که پدر و مادرش به کودک خردسال بيشتر توجه دارند بين آنها فرق قائل می شوند.
۷- برخورد با خود
کودکان خردسال در مواردی به علت برخورد با خود خشمگين می شوند توضيح مسأله اين است که می خواهد چيزي را بخورد ولی بخاطر گلو درد نمی تواند يا می خواهد چيزي را از جای بلند کند ولی نمی تواند.
۸- عيبجويي
ميدانيم کودکان با همه ضعف هايي که دارند به خود مغرورند دوست دارند از آنها تعريف کنند همه جا از حسن او سخن بگويند.
۹- منع ها و نهی ها
کودک بيش از هر کس بر اساس فطرت پاک و دست نخورده اش خواستار استقلال و آزادی است.
۱۰-بيماری
در مواردی هم عامل بيماري و نقاهت سبب خشم می شود وهم بيماريهای ناشی از عدم توازن در ترشح غدد داخلی و بيماريهای عفونی و غير عفونی که در جمع حوصله او را محدود ميکنند و صبرو توانايي و قدرت تحمل را از او مي گيرند او در دوران نقاهت هم نمی تواند فردی عادی باشد و همه امور و جريانات را تحمل کند به همين دليل زود از کوره در مي رودو خشمگين می شود. (دکتر علی قائمی, ص۱۴۷-۱۴۶-۱۴۵)
به طور کلی محرکهايي که منجر به واکنشهای خشم آلود می شوند عبارتند از: 
۱) ايجاد محدوديتهای جسمی و حرکتی کودک, خواه وسيله ديگران و يا بر اثر تواناييهای خود او
۲) جلوگيري از انجام فعاليتهای در جريان او , ايجاد مانع در رسيدن اوبه خواسته ها, برنامه ها و هدفهايش و بالاخره
۳) مجموعه ای از ناراحتيهايي که موجب ناکامی کودک می شود.
۴) در کودکان بزرگتر قطع فعاليتهای در حال پيشرفت
۵) ايراد گرفتن دائم از آنان
۶) اذيت کردن آنان
۷) مقايسه نامناسب بين کودک و ديگران
۸) سخنرانی و نصايح پياپي به آنان, از مواردی است که به خشم کودک منجر می گردد مطالعات نشان می دهد که متداول ترين مواردی که فرد خشمگينمی شود و نارضايتي اجتماعی کودک, سرزنش کردن او به خاطر کاری است که انجام نداده است.
يکي از ويژگيهای برجسته کودکانخشمگين آن است که واکنشهای آنان با عوامل محرکهايي که آنانرا به خشم آورده است چندان تناسبی ندارد و معمولاً شديدتر است. کودکان بزرگتر با دعوا کردن, لگد زدن, سنگ پرانی و اذيت و آزار کردن, خشم خود را نشان می دهند و به تدريج واکنشهای خشم آلود ديگری را که بيش از کتک زدن, اجتماع پسند است مانند فحش دادن, مسخره کردن, قسم خوردن, بی ادبی و غيره جايگزين آنها می کنند.(دکتر شکوه نوابی نژاد ص ۷۸)

مهمترين علل خشم در دانش آموزان دبيرستان و راهنمايي
محرک خشم در نوجوانی بيشتر اجتماعی است به نظر می رسد مهمترين علل خشم در بين دانش آموزان دورة راهنمايي عبارتند از: سربه سر گذاردن, رفتار غيرعادلانه بزرگسالان, تحمل عقيده, زورگويي خواهر يا برادر, دروغ گفتن به نوجوان, پزدادن به او, با گوشه و کنايه و تمسخر با او حرف زدن و… برای دانشآموزان دبيرستانی احتمالاً مهمترين علل خشم عبارتند از: تبعيض معلم, والدين و اعضای خانواده و دوستان و نيز رفتار غير منصفانه آنان.
علاوه بر علل اجتماعی خشم عوامل ديگري چون قطع فعاليتهای عادی چون مطالعه و خواب و نيز شکست و ناکامی در فعاليتها و طرحهای انجام شده نيز در نوجوانان خشم می آفريند. پاسخهای ناشی از خشم, حرف زدن و صحبت کردن متداول ترين واکنش نوجوان عصبانی است. او به فحاشی و ناسزا گوئي به طرفی که او را خشمگين کرده مي پردازد . او سعی می کند انتقام بگيرد, اما نه با کتک زدن(مانند يک کودک) بلکه با تحقير و تمسخر ديگران. دوران نوجوانی همزمان با خشم, رفتار کودکانه ای درنوجوان مشاهده می شود, او گهگاه پايش را به زمين می کوبد , لگد می زند يا چيزي پرتاب می کند و دختران نيز غالباً گريه می کنند. در اواخر نوجوانی جز گريه و لگد زدن غالب اين رفتارها از بين می رود.
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خـشم يـك هيـجـان نـاخوشـايند اما طبيعي و ضروري براي انـسان ميباشد. خشم ميزان قابل توجهي انرژي ذهني وجسمي  را مصروف خود ميكند. خشم تهديدي جدي براي روابط  شخصي و شغلي پديد مي آورد. خشم فرصت لذت بـردن از  زندگي  را از انسان سلب ميكند. دلايل برانگيخته شـدن هيجان خشم در افراد و موقعيتهاي مختلف متفاوت است:
* تصور در معرض تهديد، خسارت، آسيب يا از دست رفتن دارايي، سلامتي، غرور، عزت نفس ، ارزشها و شخصيت .
اما برخي افراد بيش از ديگران مستعد خشمگين شدن ميباشند مانند:
* افرادي كه نياز مبرم و سيري ناپذيري براي كامل بودن دارند.
* افرادي كه ترس شديدي از خطا كار بودن و در اشتباه بودن دارند.
* افرادي كه نياز شديدي به كنترل كردن ديگران دارند. 
* افرادي كه از شنيدن عقايد نو و يا متفاوت با عقايد شخصيشان هراس دارند.
* افرادي كه از رها كردن موضوع به حال خود بيم دارند. 
* افرادي كه نياز شديد و مفرطي به مورد پذيرش قرار گرفتن و تاييد ديگران دارند.
* افرادي كه تصور ميكنند همواره بايد با صلابت، شجاع، قدرتمند و قوي بنظر برسند.
* افرادي كه از تجربه كردن احساسات ناخوشايند هراس دارند.
* افرادي كه اعتماد بنفس پاييني دارند. 
* افرادي كه تحملشان نسبت به ناكاميها اندك ميباشد. 
* افرادي كه از مورد انتقاد واقع شدن هراس دارند.
برخي اوقات آستانه ظهور خشم كاهش مي يابد مانند:
هنگام خستگي – بيماري – درد – الكل و داروهاي ديگر – استرس .
 خشم تاثيرات فيزيولوژيكي فراواني بروي بدن پديد مي آورد:
* ترشح هورمون آدرنالين.
* تسريع تنفس . 
* افزايش ضربان قلب و فشار خون. 
* انتقال جريان خون از پوست، كبد، معده و روده ها به سمت قلب، سيستم عصبي مركزي و عضلات .
* متوقف شدن سيستم گوارش.
* آزاد گشتن ذخاير گلوكز از كبد.
* ترشح كورتيزول و سركوب سيستم ايمني بدن.
* افزايش هورمون تستوسترون در مردان.
* تسريع و تشديد حركات و گفتار.
* سفت شدن عضلات. 
* افزايش دقت ، تيزي و حساسيت حواس پنجگانه.
* گشاد شدن چشمها . 
* سرخ شدن چهره. 
* افزايش قواي جسماني. 
اما هنگامي كه فرد عادت دارد بسيار سريع كنترل خود را از دست داده و خشمگين گردد در دراز مدت خشم اثرات بسيار زيان آوري بروي سلامتي فرد بجاي خواهد گذاشت از جمله:
* سردرد.
* اختلالات پوستي ، قلبي-عروقي، هيجاني، گوارشي.
* نارسايي سيستم عصبي.
* تشديد علايم بيماري موجود در بدن. 
* آرتروز.
* سكته قلبي .
* خودكشي.
اما خشم مراحلي دارد كه بايد در همان مراحل نخستين و ابتدايي مهار و كنترل گردد تا به مراحل بحراني نرسد:
۱-مرحله رنجش.
۲- مرحله ناكامي.
۳- مرحله خشم.
۴- مرحله غضب. 
۵- مرحله خشونت.
اما برخي از هيجانات ممكن است زير پوشش هيجان خشم نهفته باشند و خود را بصورت خشم نمايان سازند مانند:
ترس – غم – سردرگمي – هيجان – نفرت – حسادت – گناه – اضطراب.
همه افراد بطور يكسان اقدام به ابراز هيجان خشم نميكنند. در واقع راههاي بسياري براي ابراز خشم وجود دارد از جمله:
۱- واپس راني: پس از تجربه خشم فرد آن را به فراموشي سپرده و يا در خود فرو ميريزد.
۲- جابجايي: انتقال خشم به فرد و يا شيئي كه عامل اصلي خشم نميباشد. مثلا فردي كه از دست رييس خود عصباني است به اشياء لگد زده و يا خشم خود را سر همسر خود خالي ميكند.
۳- كنترل: فرد سعي ميكند خشم خود را كنترل كند.
۴- سركوب: فرد خشم را تجربه ميكند اما آن را فرو نشانده و اظهار نميدارد.
۵- گريستن: خشمي كه تخليه هيجاني و كلامي نگشته خود را بصورت گريه ظاهر ميسازد.
۶- واكنش افراطي: فرد نسبت به عمل فرد مقابل واكنش بيش از حد نشان ميدهد كه با كرده فرد تناسب ندارد. مثلا فرد در پاسخ به توهين شخصي اقدام به كتك زدن وي ميكند.
۷- رويارويي مثبت: پاسخ مستقيم و صريح فرد نسبت به عامل خشم و بيان احساس و دلايل برانگيخته گشتن خشم خود.
۸- پاسخ انفعالي: در اين حالت فرد خشم خود را بطور واضح و مستقيم ابراز نميكند. پاسخ انفعالي انواع گوناگون دارد از جمله:
خشونت انفعالي: مثلا فرد در حضوردوست خود اعتراضي نكرده و خشم خود را ابراز نميكند اما به محض غيبت دوستش اقدام به تخريب اموالش ميكند.
رفتار مخفيانه: غيبت، ناسزاگويي زير لب، سكوت اختيار كردن- پرهيز از تماس چشمي – تحقير – سرقت – شكايت – فريبكاري – سخن چيني.
بازي دادن: تحريك ديگران به اعمال خشونت آميز و سپس خود را كنار كشيدن – تمارض – تخريب روابط ديگران.
از خودگذشتگي و فداكاري هاي مفرط: در كارها به ديگران كمك فراوان كرده اما كمك ديگران را نميپذيرد.
رفتارهاي وسواسگونه: اعتياد – خود كشي – تعصب – انتقاد جويي -سرزنش نفس نيز ميتواند نوعي ابراز خشم باشد.
در كل ۳ راه براي ابراز خشم وجود ندارد: يا آن را بدرون خود ريخته و سركوب كنيم كه منجر به نابودي و صدمات بسيار به روح و جسممان ميگردد- يا آن را فرياد زده و با خشونت سر ديگران خالي كنيم كه منجر به نابودي و آسيب به ديگران و مخدوش گشتن روابط ميگردد- و راه آخر آنكه آن را پذيرفته و با كنترل و جهت دادن مثبت به آن اين انرژي عظيم را مهار كرده و در پيشبرد اهداف سازنده از آن سود بريم.
در زندگي افراد و مسايل بسياري وجود دارند كه موجب برانگيختن خشم ميگردند اما هرگاه همواره مقهور آنها شويم و اجازه دهيم تا خشم بر ما اعمال كنترل كند ديري نميگذرد كه جسم و روح ما دچار فرسودگي و زوال ميگردد. بايد سعي كرد تا آنجا كه ممكن است بيهوده خشمگين نشد. يك عامل برانگيخته شدن خشم انتقادهاي ديگران ميباشد. انتقادهايي كه بندرت واقعي بوده و به منظور بهبود رفتار و شخصيت ما بيان ميگردند. معمولا افرادي كه نابجا اقدام به انتقاد از شما ميكنند اهداف زير را در سر دارند:
* دلسرد ساختن و ارعاب شما.
* افكندن اشتباهات، تقصيرات و گناه ها به گردن شما و فرافكني.
* تغيير و كنترل شما.
* سرپوش نهادن به عيوب و كاستيهاي خود. 
* حسادت به شما.
* تخليه عقده ها، خشمها و ناكاميهاي گذشته خود. 
بنابراين در واكنش به اينگونه انتقادها خونسردي خود را حفظ كرده و با قاطعيت اما با آرامش در مقابل منتقد خود بياستيد. نكته ديگر آنكه خود را براي موضوعاتي كه كنترلي روي آنها نداريد خشمگين نسازيد. شما تنها قادر به تغيير خود و واكنش خود نسبت به دنياي پيرامون خود ميباشيد. نكته آخر آنكه خشم از طرز تفكر ما نسبت به وقايع پيرامونمان نشات ميگيرد نه خود وقايع بنابراين با كنترل افكارتان خشم خود را نيز تحت كنترل خويش در آوريد.
هيچ چيز و هيچكس قادر به خشمگين ساختن شما بدون اراده و خواسته شما نبوده و هنگامي كه به فردي چنين اجازه اي را ميدهيد تا شما را خشمگين سازد در واقع كنترل خود را بدست آن فرد سپرده ايد.
با کنترل خشم از زندگی لذت ببریم
همه ما با حالت روحی خشم آشنا هستیم و در زندگی بارها آن را تجربه کرده ایم. خشم نوعی هیجان روحی است که اغلب بر اثر واکنش شخص نسبت به رفتار ناشایست دیگران بروز می‌کند. خشم می تواند یک رنجش و ناراحتی زودگذر باشد و یا یک عصبانیت تمام عیار، در هر حال پدیده‌ای کاملا طبیعی است و مانند سایر احساسات نشانه سلامت و تندرستی و عواطف انسانی می باشد، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می تواند به یک حس مخرب و ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگوار در محیط کار، روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی شما به وجود آورد. همچنین خشم می‌تواند حس خود بزرگ بینی را در شما زنده کند. و زودتر ازآنچه تصور می‌کنید به سلامت شما آسیب می رساند. متأسفانه خشم برای شما مانند همدم همیشگی است که تمام عمر همراهتان خواهد بود و با هر طغیانی، فشار خونتان را به مقدار قابل توجهی بالا خواهد برد و این تنها یکی از پیامدهای زیانبار خشم بر تندرستی شما است. افزون بر این باید بدانید که خشم و عصبانیت همچون زهری است که دائما به درون شما می‌ریزد. حال ممکن است این سئوال در ذهن شما متبادر شود که خشم چیست؟ و چگونه می توانید از دست این پدیده رنج آفرین رهایی یابید؟خشم یک نوع احساس است که همواره بین دو حالت متغییر است: خشم می تواند عصبانیت و ناراحتی جزئی و یا در نوع حاد آن، واکنشی جنون آمیز باشد. طبق نظر دکتر چارلز اسپیلبرگر، خشم نیز احساسی نظیر سایر احساسات انسان است که با ویژگی های روانشناسی اشخاص تغییر می کند. هنگامی که عصبانی می‌شوید آثار فیزیولوژیک خشم در بدن ظاهر می‌شود، ضربان قلب و فشار خونتان بالا می رود و میزان ترشح هورمون ها نیز افزایش می یابد. عصبانیت می‌تواند به دلیل حوادث و رویدادهای بیرونی و یا تغییرات درونی باشد. ممکن است شما از شخص خاصی مانند همکاران ،اعضاء خانواده و یا رئیس خود رنجیده باشید و رفتار آن ها باعث عصبانیت شما شده باشد و یا ترافیک و شلوغی شهر شما را خشمگین کند. فکر کردن و نگرانی در مورد مسائل و مشکلات روزمره و یا به یادآوردن وقایعی که قبلا باعث خشم و ناراحتی شما شده اند نیز از عواملی هستند که می توانند خشم شما را برانگیزند. بیان کردن خشم، صحبت کردن پرخاشگرانه و عکس العمل تند و خشن حالتی غریزی است که اکثر ما هنگامی که خشمگین می شویم، از خود بروز می‌دهیم. خشم عکس العمل طبیعی در برابر تهدید،خطر و … است که به ما این اجازه را می دهد که در شرایط بحرانی از خود دفاع کنیم. بنابراین عصبانیت برای بقا و پایداری انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر است، ولی نباید فراموش کرد که برخورد فیزیکی با افراد و مواردی که ما را خشمگین می‌کنند، از لحاظ قانونی و معیارهای اجتماعی ناهنجار تلقی می‌گردد و پیامدهائی منفی خواهد داشت. سه روش مهم برای برطرف کردن منطقی خشم وجود دارد: ۱- ابراز کردن ۲- سرکوب کردن ۳- آرام کردن. ابراز کردن خشم به این معناست که در بیان خشم خود جسور و منطقی باشید نه پرخاشگر، این روش منطقی ترین راهکار برای ابراز خشم است. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفع اتهام کنید و خود را تبرئه نمائید و چگونه به این هدف بدون صدمه زدن به دیگران برسید. جسور بودن به این معنی نیست که قلدر باشید و به دیگران زور بگویید، بلکه به این معنی است که برای خودتان و دیگران ارزش قائل باشید و با احترام رفتار کنید و مشکلاتتان را از راه منطقی حل کنید. سرکوب کردن خشم راه حل دیگری است برای مهار عصبانیت و سرکوب خشم و جهت دادن و تبدیل آن به رفتارهای دیگر. راهکار آن هم به این صورت است که هنگامی که خشمگین می شوید، در مورد موضوعی که باعث خشم شما شده است، فکر نکنید و بجای آن به چیزهایی خوب و مثبت بیاندیشید. هدف از این روش، مهار خشم شما و تبدیل آن به رفتارهای سازنده است. اما پیامد منفی این روش، این است که اگر عصبانیت خود را ابراز نکنید، خشم فرو‌خورده در درون شما باقی می‌ماند و این خشم درونی می تواند باعث افزایش فشار خون و یا افسردگی شما شود. از این رو، بیان نکردن خشم می‌تواند مشکلات دیگری را به وجود آورد. افرادی که خشم خود را ابراز نمی‌کنند، نسبت به همه چیز بدبین هستند و با دیگران رفتاری پر از کینه و خصمانه دارند. آنها مرتب دیگران را تحقیر می کنند و همه چیز را مورد انتقاد قرار می‌دهند و معمولا در روابط خود با دیگران دچار مشکل هستند و کمتر رابطه‌ای موفق دارند. در نهایت سومین راهکار فرو نشاندن خشم مرحله آرام کردن آن است. در این حالت با جملات و واژه های تسکین دهنده خود را آرام کنید. بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که شما نه تنها در قبال اعمال ظاهری خود مسئول هستید، بلکه روحیات درونی خود را هم باید پرورش دهید. پس بکوشید به هنگام خشم خود را تسکین دهید و احساسات خود را مهار کنید.کنترل خشم این امتیاز را دارد که احساسات ناشی از خشم و هم تحریکات جسمانی که خشم باعث به وجود آمدن آنها می‌شود، کاهش می‌یابد. بی‌تردید نمی‌توان پیشاپیش حوادثی را که باعث خشم می شوند، از سر راه برداشت و یا از روبه‌رو شدن با آنها اجتناب نمود، شاید نتوانیم آنها را تغییر دهیم اما می‌توانیم بیاموزیم که چگونه واکنش‌های خود را کنترل کنیم.
مدیتیشن کنترل خشم
● با تهی بودن از خشم، شادی از آن شماست
خشم، حس آرامش ما را بر هم می‌زند و به‌صورت یک میهمان ناخوانده ظاهر می‌شود. علاوه بر این که خشم تولید استرس می‌کند و اثرات ذهنی و روانی ناخوشایندی به بار می‌آورد، باعث بالا رفتن فشار خون و برخی ناراحتی‌های جسمی نیز می‌شود.
خشم معمولاً در اثر ناکامی به وجود می‌آید. در این مواقع اگر لحظه‌ای توقف کرده و فکرمان را سازمان‌دهی کنیم می‌توانیم حس ناکامی را از خود دور کنیم. در اصل ناکامی و به دنبال آن خشم وقتی ایجاد می‌شود که ما کنترل ذهنمان را از دست می‌دهیم.
  • بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آهنگ رشد جسمي سريع تر مي شود و كودك دوره پرجنب و جوش قبل را به جواني خستگي ناپذير بدل مي شود. 
۲ـ از لحاظ رشد عقلي كودك مراحل مختلفي را پشت سر گذاشته و در آستانه تفكر انتزاعي قرار مي گيرد.
۳ـ تنوع خوي و خصلت با وضوح هرچه تمام تر آشكار مي شود.
۴ـ رقابت با خود و رقابت با ديگران را تكميل مي سازد.
۵ـ براي نوجوان سؤالات متعددي مطرح مي شود و در همان حال جواب هاي ديگران كمتر او را قانع مي كند.
ماهيت مشكلات نوجوانان :
مطالعات علمي نشان مي دهد دوره ي نوجواني داراي مشكلات بسياري است كه بايد به شيوه اي رضايت بخش هم براي نوجوان و هم براي گروه اجتماعي او حل و فصل مي شود.
نوجواني براي خود فرآيند مشكل ساز است. زيرا نوجوانان با نقش جديد خود در زندگي كاملاً سازگاري نيافته و در نتيجه اغلب سر درگم نامطمئن مضطرب است.
مهمترين اين مشكلات عبارتند از:
۱ـ اختلال در تصوير بدي ۲ـ بحران هويت ۳ـ مشكلات اجتماعي نشدن
۴ـ مسئله ي رواني ۵ـ ترس ۶ـ نگراني
۷ـ خشم ۸ـ عصبانيت ۹ـ احساس حقارت 
۱۰ـ تعارض ۱۱ـ اضطراب ۱۲ـ دشواريهاي تحصيل و اعتياد
راه حل و توصيه :
۱ـ در برخورد با نوجوانان ملايم منطقي باشد.
۲ـ هيچ گاه نظرات خود را به نوجوانان تحميل نكنيد.
۳ـ تجارب موفقيت آميز نوجوانان را افزايش دهيد.
۴ـ نوجوانان خود را با الگوهاي رفتاري مطلوب آشنا كنيد.
۵ـ نسبت به احساسات و عواطف نوجوان خود بي تفاوت نباشيد.
۶ـ و …
با نوجوانان چگونه رفتار كنيم ؟
نوجواني دوره اي از زندگي فرد را تشكيل مي دهد كه حدفاصل پايان دوره ي ميان سالي، كودكي و آغاز بزرگسالي است. نوجوان به علت پايگاه مبهم خويش (يعني نه كودك و نه بزرگسال) اغلب خود را با كودكان كم سن و سال تر در خانواده با والدين و معلمان و ديگر اعضاي جامعه خود را در تعارض عاطفي مي يابد.
پيامبر اكرم مي فرمايند: به شما سفارش مي كنم كه نسبت به نوجوانان نيكي كنيد. زيرا آن ها نازك دل هستند.
نوجوان :
نوجوان دوره اي از زندگي فرد را تشكيل مي دهد كه حدفاصل پايان دوره ي ميان سالي كودكي و آغاز بزرگسالي است. او مي خواهد ديگران بدانند بزرگ شده است ولي احساس مي كند كه ديگران او را كاملاً درك نمي كنند وقتي مسئوليت كافي به او نمي دهند.
نوجوانان در مقابل عقايد و نظرات هم سالان خويش حساسيت خاصي دارند به طوري كه به داوري و قضاوت آنان بيش از بزرگسالان ارج و ارزش مي نهند.
عقايد كلي در مورد معتادان به مواد مخدر :
براي پرهيز از جدلهاي مكتبي بهتر است تعريف نسبتاً ساده و در عين حال دقيق سازمان جهاني بهداشت را بپذيريم. طبق اين تعريف، قرباني هر نوع وابستگي دارويي يا رواني به مواد مخدر معتاد شناخته مي شود.
پيامدها: اگر مفهوم وابستگي مشخص كننده اعتياد باشد، به ناچار با اين مشكل روبه رو مي شويم كه معتاداني كه رفتارشان هيچ نشاني از وابستگي دارويي يا رواني ندارد عملاً معتاد شناخته نشوند. عكس اين قضيه نيز صادق است، يعني پذيرفتن تعريف سازمان جهاني بهداشت بدين معنا خواهد بود كه استفادة مستمر از داروهاي كاملاً «قانوني» را، كه تجويز مي شوند، وابستگي و اعتياد به مواد مخدر تلقي كنيم.
شخصيت: شخصيت فرد به ساختار رواني او بستگي دارد. به اين معنا كه «شخصيت»، با توجه به برخي از عوامل ساختاري ثابت، كه با پايان بحران بلوغ براي هميشه شكل مي گيرند، تعريف مي شود. فرد خواه بيمار باشد خواه سالم، ساختار بنيادي شخصيتي اش هرگز تغيير نمي كند. هنگامي كه براي مثال از شخصيتي با «ساختار روان نژند» سخن مي گوييم، بدان معنا نيست كه اين شخصيت مبتلا به روان نژندي باشد، بلكه شخصيتي است كه از جنبة اقتصادي رواني، عميقاً و براي هميشه، براساس نمونة مشهور به «روان نژند»، يعني اوديپي، مثلثي، و تناسلي شكل گرفته است. اين امر در مورد تمامي  
ص ۵ و ۶ جا مانده است
«الف» موادي (عمدتاً توهم زا) را در برمي گيرد كه مصرف درماني آنها بسيار اندك است. گروه دوم يا «گروه ب» به دو گروه كوچكتر ب۱ (موادي با ارزش درماني معتدل، بخصوص آمفتامين ها) و ب۲ (موادي با ارزش درماني فعالتر، مثل باربيتوريگ ها و بعضي داروهاي خواب آور) تقسيم مي شود، و دست آخر گروه سوم يا «گروه ج» است كه موادي با ارزش درماني مشخص و خط ناچيز (هرچند غيرقابل چشمپوشي) براي سلامت فرد را شامل مي شود (انواع آرام بخشها، خواب آورها، مسكن ها و بسياري مواد ديگر).
طبقه بندي را مي توان براساس منشأ مادة مخدر انجام داد. مواد مخدري كه منشأ طبيع دارند (ترياك، شاهدانه، مشروبات الكلي)، موادي كه جنبه درماني دارند ولي عملاً از آنها استفادة نادرست مي شود (خواب آورها، آرامبخشها، آمفتامين ها و غيره)، و بالاخره موادي كه طي انواع «پژوهشها» به دست آمده اند. (ال. اس. دي. اس. تي. پي و غيره)، يا موادي كه از آنها استفادة غيرمتعارف مي شود (حلالهاي فرار و غيره)
طبقه بندي را مي توان براساس تأثير مادة مخدر بر ارگانيسم بدن انجام داد، مثلاً ميزان مسموميت آن را در نظر گرفت (مخدرهاي مهلك، مخدرهايي كه موجب اختلال شخصيتي مي شود، يا موادي كه اعتياد مي آورد) طبقه بندي را براساس تأثير مواد در زمينة رواني ـ فيزيولوژيكي (تغييرات سيستم اعصاب نباتي، فوق هرمي و غيره) هم مي توان انجام داد. دولت كانادا در سال ۱۹۶۹ روان گردانهاي اصلي را به صورت زير طبقه بندي كرد: مسكن ها و خواب آورها، محركها، ضد اضطرابها و توهم زاها، بهت آورهاي افيوني، حلالهاي فرار، مسكن هاي ضد افسردگي و آرامبخشهاي اصلي.
در فرانسه معمولاً طبقه بندي براساس گروه بنديهاي باليني اوليه ل. لوين (۱۹۲۷) انجام مي پذيرد. «نسئه زا»، كه هيجانات و برخي دريافتهاي حسي را تخفيف مي دهد (ترياك، كوكائين و غيره)، «فانتاستيكا» (خيال انگيز)، كه توهمات را تقويت مي كند (حشيش سرخپوستان، قارچها، وال. اس. دي)، «سكرآور»، كه نخست باعث تحريك و سپس افسردگي مي شود (الكل و حلالهاي فرار): «خواب آورهاي مصنوعي»، (مشخصاً بابيتوريگ ها)، «تحريك كننده ها»، كه تحريك كنندة فعاليتهاي رواني هستند (دخانيات، قهوه، چاي).
بعضي از طبقه بنديها صرفاً تجربي است (مثل طبقه بندي س. دوشوسوا، ۱۹۷۱). در اين طبقه بندي مخدرهايي كه اصطلاحاً موجب «پرواز» مي شوند (حشيش، ترياك) از آنهايي كه اصطلاحاً به «سفر» مي انجامند (افيون، كوكائين، ال. اس. دي، آمفتامين) جدا شده اند.
در سال ۱۹۶۶، پ. دنيكر، طبقه بندي مواد را به سه گروه مجزاي زير پيشنهاد كرد: مواد «پسيكولپتيك» (رخوت آور)، (شامل داروهاي خواب آور، آرامبخش)، «مواد تحريك كننده»، كه فعاليت ذهن را افزايش مي دهند (آمفتامين و ديگر محركها)، مواد «پسيكوديسلپتيك» (مختل كنندة شعور)، (توهم زا، هذيان آور، بهت آور، الكل و مشتقاتش). در اغلب تحقيقات همين طبقه بندي آخر مورد استفاده قرار مي گيرد.
تأثير عيني و تأثير ذهني مواد مخدر:
مشاهدات و دستاوردهاي كارشناسان مواد مخدر و داروشناسان و متخصصان فيزيولوژي اعصاب، ترديدي دربارة تأثير عيني مواد مخدر بر ارگانيسم بدن باقي نمي گذارد. مشاهدات درمانگراني كه سالها، به قصد كمك، با معتادان سروكار داشته اند مؤيد اين نكته است كه قواي جسماني فرد معتاد به طور غيرقابل انكاري تحليل مي رود.
در عين حال بايد اذعان كرد كه محققان يا پزشكاني كه از نظر حرفه اي صرفاً به مسئلة مواد مخدر نمي پردازند، گاه با اشخاصي مواجه مي شوند كه طبق تعريف سازمان جهاني بهداشت معتاد شناخته مي شوند، ولي هنوز قواي جسماني آنها چندان تضعيف نشده است.
بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در كنار اثر عيني و فوري و شناخته شدة مواد مخدر بر شخص، به مواردي نيز برمي خوريم كه اين تأثير كندتر صورت مي پذيرد يا حتي بسيار اندك است.
از طرف ديگر با معتاداني برخورد مي كنيم كه موقتاً با انواع مواد عجيب و غريب مانند جوهر خودنويس يا آب، و از همه بعيدتر با هيچ، يعني تزريق سرنگ خالي، نشئه مي شوند.
هرچند واضح است كه كسي بدني ترتيب معتاد نمي شود، اما در چنين مواردي نيز آثار ذهني موقتي بروز مي كند كه از ديدگاه شخص معتاد، يا حتي شخص ناظر، با تأثير مواد مخدر واقعي اشتباه مي شود.
عوامل انساني :
جوي كه بعضي از جوانان در آن مبادرت به استعمال دخانيات يا مخدر مي كنند (البته به ميزان اندك)، و حالتي كه اعضاي گروهي كه به آن پيوسته اند مدعي احساس آن مي شوند، بايد همتراز داده هاي عيني در نظر گرفته شود و از طرف متخصصان مختلف مورد بررسي قرار گيرد. اين متخصصان، پديده ها را در پرتو روش خاص علوم پاية مربوط به مسئلة مخدر مورد مشاهده و بررسي قرار مي دهند.
بدون همكاري فزايندة روان شناسان، نمي توان تحقيقي علمي و جامع را دربارة مواد مخدر و تأثير آنها بر «مجموعة شخصيت» معتاد به ثمر رساند. ماده مخدر را نمي توان در يك فرمول شيميايي و قابليت فعل و انفعال آن خلاصه كرد، در واقع، مخدر پديده اي است مشابه «مهمانخانة اسپانيايي» مشهور كه در آن آنچه را كه خود همراه برده ايم مي يابيم: نياز به نيرويي خارجي و سحرآميز، انتخاب اين يا آن ماده، فضاي مصرف، دفعات مصرف، ميزان مصرف، و مدت مصرف. اينها مجموعة عواملي عاطفي هستند كه بايد به طور وسيعتري مورد مطالعه قرار گيرند.
مخدر «سنگين» و مخدر «سبك» :
طي سالهاي اخير در سرتاسر جهان، بحث داغي بين كساني كه با تكيه بر داده هاي سم شناسي معتقدند هيچ گونه مادة مخدر كم خطر و «سبك» وجود ندارد، و آنهايي كه مايلند بعضي از موادي كه آنها را بي خطر تلقي مي كنند آزاد شوند، در گرفته است.
براي برخورد منطقي با اين مبحث، ضروري است كه ابتدا اطلاعات و داده هاي مختلف و ريشه اي مسئله مشخص شود:
  • بازدید : 103 views
  • بدون نظر

قیمت : ۳۵۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۷    کد محصول : ۱۸۷۸۷    حجم فایل : ۴۹ کیلوبایت   

دانلود کمک پایان نامه آدلر و نظریه های روانشناسی فردی رو براتون گذاشتم.

دانلود این فایل می تواند کمک ویژه ای به شما در تکمیل یک پایان نامه ی کامل و قابل قبول و ارایه و دفاع از آن در سمینار مربوطه باشد.

برخی از عناوین موجود در این فایل : 

۱- روانشناسی فردی 

۲- احساسات کهتری (حقارت)

۳- انفعالات انفصالی

وبسیاری موارد دیگر…

امیدوارم این فایل مورد استفاده شما دوستان عزیز قرار بگیره.


عتیقه زیرخاکی گنج