• بازدید : 70 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حكومت در ديدگاه مكتب اسلام و فرهنگ حكومت علوي از مهم‌ترين ابزارهاي نيل جامعه به كمال و تعالي است. از آن جا كه حيات بشري در اين دنيا، از منظر فرهنگ اسلامي، ابزاري براي رسيدن به كمال است و آن چه براي انسان اصالت دارد، كمال جاويدان است. لذا حكومت نيز مي‌تواند وسيله مناسبي براي نيل به اين هدف باشد؛ زيرا حكومت هم امكانات اين رشد و تعالي را به گونه‌اي جامع در اختيار دارد و هم مي‌تواند زمينة استفاده از هر نوع امكاني را فراهم سازد.
از تعابير حضرت اينگونه استفاده مي‌شود كه حكومت وقتي مي‌تواند راهنماي رسيدن به كمال باشد كه خود در ميسر عدالت، تحقق امنيت، تأمين رفاه و زمينه‌سازي تربيت انساني، گام بردارد والا اگر حكومت به سوي بي‌عدالتي و خودكامگي گام بردارد و در آن از امنيت‌هاي مختلف كه زمينه‌ساز آرامش دروني و بيروني انسان‌ها است، خبري نباشد و توان رفاه و آسايش مردم را با تدبير درست در زمينه‌هاي مختلف اقتصادي نداشته باشد و هم چنين در جهت خودسازي و انسان‌سازي گام برندارد. نه تنها وسيله‌اي براي نيل جامعه به اهداف عالي نيست، بلكه مانعي بزرگ براي رشد بشر تبديل مي‌شود بنابراين عدالت، امنيت، رفاه و آسايش و تربيت از مهم‌ترين اهداف حكومت از ديدگاه نهج‌البلاغه است كه اهداف ديگر را پوشش مي‌دهد.
۱- عدالت
محوري‌ترين اصلي كه امام علي آن را مبناي قبول حكومت معرفي مي‌كند و آن را براي هر حكومتي لازم مي‌داند عدالت است:
لولا حُضُور الحاضِر … ما أخَذَ الله علي العلماءِ اِلّا يٌقاروٌّا عَلي كَظِه … ظالمِ و لاسَغَبِ مضلومٍ لألقيتُ حَبلَها علي غاربِها و لَسَقتُ آخرها بِكَأسِ أوَّلِها (علي نقي فيض الاسلام، نهج‌البلاغه خطبه ۳)
و اگر خداوند از عالمان پيمان سخت نگرفته بود كه در برابر شكم‌بارگي ستمگر و گرسنگي ستم‌ديده آرام و قرار نگيرند، بي‌درنگ رشته حكومت را از دست مي‌گذاشتم و پايانش را چون آغازش مي‌انگاشتم و چون گذشته خود را به كناري مي‌كشيدم.
– و انّ أفضلَ قُرَّهِ عَينِ الُولاهِ استقامهُ العول في البلادِ و ظهورُ مودّهِ الرَّعيهِ و انّه لاتَظهَرُ مَودّتهم الاسبلامهِ صُدورِهِم و لا يَصِحُّ نصيحتُهم الا بحيطتِهم علي وُلاهِ أمُورِهِم و قلّهِ اشتعالِ دُوَلِهِم وِ تركِ استبطاء انقِطاعِ مُدَّتِهِم. (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)
همانا برترين چشم روشني زمامداران، برقراري عدل در شهرها و آشكار شدن محبت مردم به رهبر است كه محبت دل‌هاي رعيت، جز با پاكي قلب‌ها پديد نمي‌آيد، و خيرخواهي آنان زماني است كه با رغبت و شوق، پيرامون رهبر را بگيرند، و حكومت بار سنگيني را بر دوش رعيت نگذاشته باشد و طولاني شدن مدت زمامداري، بر مردم ناگوار نباشد.

– امنيت
برقراري امنيت در همة ابعاد از اهداف مياني مهم حكومت اسلامي است كه در سايه آن تحقق اهداف عاليه و رسيدن به رشد و كمال انساني ميسور خواهد بود. در جامعه‌اي كه امنيت فردي، اجتماعي، سياسي، فكري، معنوي، فرهنگي، اقتصادي، شغلي، قضايي و مرزي فراهم نباشد نيل به سعادت ممكن نيست. امام علي (ع) از جملة مناديان بزرگ امنيت در جامعه به شمار مي‌آيد كه در اين جا تنها به نمونه‌هاي از اهتمام امام به مسأله امنيت اشاره مي‌شود.
۱- نوع پذيرش حكومت كه اگر اصرار مردم بر پذيرش حكومت از سوي امام و تقاضاي بيعت آزادانة مردم نبود، امام همانند زمان خلفاي سه گانه به وظايف ديگر مشغول مي‌شد و در حاشية حكومت قرار مي‌گرفت. (نهج‌البلاغه – خ ۳ و نامه ۶۳)
۲- آزادي و تضمين امنيت افرادي كه از بيعت امام سرباز زدند: هم چون عبداله بن عمر؛ سعدبن ابي وقاص، حسان بن ثابت، كعب بن مالك، مسيلمه بن مخلد، ابوسعيد خدري، محمد بن مسلمه، نعمان بن بشير، زيدبن ثابت، رافع بن خديج، فمناله بن عبيد و كعب بن حجره (ر. ك: مصطفي دلشاد تهران، حكومت حكمت، ص ۸۲)
۳- بيان صريح اين كه امنيت يكي از اهداف پذيرش حكومت است (ر. ك نهج‌البلاغه، خ ۱۳۱)
۴- بيان اينكه در ساية رونق دين و برپايي نشانه‌هاي ديانت و حفظ حدود و مرزهاي شريعت، امنيت فكري، فرهنگي، معنوي و ديگر امنيت‌ها به درستي فراهم خواهد شد. (رك: نهج‌البلاغه، خ ۱۰۵)
۵- تأكيد بر حفظ امنيت اقتصادي، در رفتار با مردم، در اداي واجبات مالي و پرداخت ماليات‌ها و هم چنين در توجه به صاحبان صنايع و تجار و جايگاه ايشان (رك نهج‌البلاغه، نامه ۲۵)
۶- تأكيد بر امنيت قضايي به عنوان چتر حمايتي ديگر امنيت‌ها در جامعه (رك نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)
۷- اهتمام به تأمين امنيت جهاني (رك، نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)
– رفاه و آسايش و صلح
هر حكومتي با هر ايده و شكلي، تحقق كفاف در زندگي براي معصوم جامعه و فراهم آوردن رفاه و آسايش همگاني را در زمرة اهداف اساسي خود قرار مي‌دهند. در حكومت اسلامي كه هدف اصلي آن، نيل جامعه و آحاد مردم به تعالي و كمال است، تأمين رفاه و آسايش در اولويت قرار مي‌گيرد، زيرا با تأمين رفاه و آسايش مسير تعالي انسان‌ها هموار خواهد شد. امام در اين خصوص در نهج‌البلاغه مي‌فرمايد:
۱- اصلاح امور مردم و اصلاح شهرها و در واقع تأمين رفاه و آسايش مردم از اهداف مهم حكومت به شمار مي‌آيد. خطبه ۱۳۱
۲- توزيع درست درآمدها و صرف كردن آنها در عمران و آبادي، زمينه رفاه همگاني را فراهم مي‌آورد. (نامه ۵۳)
۳- در عصر حكومت امام اهتمام بر تأمين حداقل رفاه و معيشت براي مردم بوده است (بحارالانوار ج ۴۰/ص ۳۲۷)
۴- آبادسازي زمين از اوامر الهي و از رسالت‌هاي انبياء شمرده شده است كه در ساية اين آباداني، رفاه و آسايس تأمين خواهد شد (خ – ۹۰)
۵- تأكيد بر تأمين رفاه و آسايش سپاهيان كه سامان يافتن آنان به رفاهشان خواهد بود. (نامه ۵۳)
– تربيت در زمان صلح
انسان‌سازي از اصلي‌ترين اهداف بعثت انبياء‌ و تشريع مكاتب الهي است. مكتب اسلام كه خاتم اديان الهي است بر اين مهم بيش از مكاتب ديگر اهتمام ورزيده است و حكومت را نيز بهترين ابزار براي رسيدن به اين هدف مهم مي‌داند. بنابراين مهم‌ترين هدف حكومت، در ديدگاه فرهنگ اسلامي كه نهج‌البلاغه تبلور الگوي كامل اين فرهنگ است تربيت مي‌باشد.
۱- تربيت اسلامي جامعه، از وظايف مهم امام و رهبر جامعه است.
وَ عَلَي الامامِ أن يُعَلِّمَ أهلَ وِلايَتهِ حُدودَ الاسلامِ وَ الايمانِ.
بر امام و رهبر واجب است كه بر اهل ولايت خويش، حدود اسلام و ايمان را تعليم دهد همچنين مي‌فرمايد:
فامّا حقُّكم عليَّ … وَ تعليمُكُم كَيلا تَجهَلُوا و تأديبُكُم كَيما تُعَلِّموا
اما شما نيز بر من (امام) حقوقي داريد: از جمله اينكه شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد و آدابتان بياموزم تا بدانيد.
– تربيت و انسان‌سازي را بايد امام از خود آغاز كند:
من نَصَب نفسَه للنّاس اماماً فليبَدأ بتعليمِ نَفسِه قبلَ تعليمِ غيره، وليكن تأديبُه بسيرَتِه قَبل تأديبه بلسانِه وَ معلمُّ نفسه وَ مودبُّها أحقُّ بالاجلالِ من معلّمِ الناسِ وَ مؤدِّبِهم (خطبه ۷۳)
هر كه خود را به پيشواي مردم قرار دهد بايد پيش از تعليم و تربيت ديگران به تعليم و تربيت خويش بپردازد و بايد اين تربيت، پيش از آن كه با زبان باشد، با سيرت و رفتار باشد، و آن كه خود را تعليم دهد و تربيت كند، شايسته‌تر به تعظيم است از آن كه ديگري را تعليم دهد و تربيت كند.
– اَيُّها النّاسُ! انّي و الله ما اَحثُّكمُ علي طاعهٍ الّا و أَسبَقُكم اليها. و لا أَنهاكم عن معصيهٍ الّا وض أتَناهي قبلكم عنها (خطبه ۱۷۴)
اي مردم! به خدا سوگند من شما را به طاعتي بر نمي‌انگيزم، جز آن كه خود، پيش از شما به گزاردن آن بر مي‌خيزم و شما را از معصيتي باز نمي‌دارم، جز آن كه خود پيش از شما آن را فرو مي‌گذارم.
– خطي مشي‌هاي كلي و فروعات آن
– خدا محوري
اين حقيقت در كلام حضرت (ع) وجود دارد، آن جا كه در صحنة اخلاق،‌ صفات متقين را براي همام ذكر مي‌فرمايد:
عظم الخالق في انفسهم فصَغرَ ما دونَه في أعينُهم
(مؤمنين) ژرفاي روحشان را عظمت آفريدگار لبريز كرده است، پس هر چه جز او در نگاهشان خرد است.

عتیقه زیرخاکی گنج