• بازدید : 56 views
  • بدون نظر

دانلود تحقیق هنری با موضوع خوشنویسی در دوره صفویه که شامل ۱۲ صفحه میباشد:

نوع فایل : Word

فهرست محتوا

خوشنویسی در دوره صفویه

مقدمه :

بعد از اسلام در ايران هفت نوع خط معروف وجود داشته كه اگر هنرمند خوشنويسي قادر بود اين هفت خط را كامل بنويسد سمت استادي داشت و او را در حد كمال و «هفت خط» مي‌ناميدند.

خطهاي هفت گانة اسلامي كه در ايران متداول بوده و هست به ترتيب قدمت عبارت‌اند از: خط كوفي، خط محقّق و ريحان، خط ثلث، خط نسخ، خط تعليق و ديواني، خط نستعليق و خط شكسته نستعليق كه رقعه را نيز بايد به اين جمع اضافه نمود. هر كدام از اين خطها مشتقات و گونه‌هاي مختلف دارد.

تاريخ خط فارسي را با تاريخ تحول خط عربي همزمان مي دانند زيرا با ظهور دين اسلام و گسترش آن در ايران خط عربي كوفي جايگزين خط پهلوي شد.

خط كوفي در ابتدا بدون نقطه و اعراب بود اما در سال ۶۹ هجري قمري ابوالاسود دولي از شاگردان حضرت علي (ع) براين خط اعراب نهاد و ديگري به نام نصر بن عاصم نقطه گذاري كرد.

در اصفهان تا قرن دوم هجري خط همان خط پهلوي بود كه از عهد ساسانيان رايج بود و تا سال ۱۳۲ هجري قمري تغييري در خط معمول اين شهر پيدا نشد.

با روي كار آمدن عباسيان و قدرت يافتن ابومسلم، براي اولين بار خط اسلامي در شهر اصفهان متداول شد و به تدريج مكاتيب عمومي از خط پهلوي به خط اسلامي تبديل شد.

قرن پنجم و ششم زمان رواج خط كوفي در اصفهان است. از قرن هفتم هجري استقبال از اين خط به شدت كاهش يافت. اما متروك نشد.

آخرين نمونه اين نوع خط در كتيبه دور گنبد امامزاده جعفر است كه تاريخ آن ۷۲۵ هجري قمري است.

از اوائل قرن پنجم رواج خط نستعليق كه خط تحريري خاص ايراني بود شروع شد و در قرن ششم و هفتم رواج كامل يافت بطوري كه اكثر كتب فارسي و برخي از كتب عربي با اين خط نوشته مي شد. 

چکیده :

دوره صفويان از درخشان ترين ادوار ترقي و تكامل خطوط مختلف ايراني بويژه ثلث، (نسخ) و (نستعليق) است.

در اين زمان بيشتر شاهان و شاهزادگان و رجال و امراء صفويه خود خوشنويس بوده اند و خطاطان و اساتيد خوشنويس از احترامي ويژه برخوردار شدند و مكتب خط و خطاطي در اين شهر دائر شد و اين شهر در حدود ۴ قرن مهد بزرگترين خطاطان و خوشنويسان شد.

خط نستعليق در دوران صفويه به آنچنان جايگاهي رسيد كه نه تنها در ايران و افغانستان (كه در آن هنگام جزئي از ايران بود) بلكه در ممالك مجاور و دور دست همچون هندوستان و عثماني و مصر و عربستان نيز طرفداراني پيدا كرد و اساتيد بزرگي مانند مير معزكاشي نستعليق نويس بزرگ دوران شاه عباس اول به هند سفر كرد و اين خط را در آن كشور رواج داد.

دوران صفويه زمان رونق خط ثلث نيز هست.

در ادامه مقاله بیشتر با رشد این هنر در دوره صفویه آشنا می شویم .

خوشنویسی در دوره صفویه

ثلث نويسان و نسخ نويسان معروف اصفهاني

محمدرضا امامي اصفهاني:

محمد صالح اصفهاني:

علي نقي امامي:

باباشاه اصفهاني:

عبدالجبّار اصفهاني:

نوراي اصفهاني:

ميريحيي اصفهاني:

ابوتراب اصفهاني:

محمدصالح اصفهاني:

محمدباقر سمسوري:

ميرزا غلامرضا اصفهاني:

ميرزا عبدالجواد:

ميرزا عبدالرحيم افسر:

ميرزا فتح اله جلالي:

ميرزا ابوالقاسم محمد نصير طرب:

خوشنويسان اصفهاني

محمد علي اصفهاني:

ميرزا كوچك اصفهاني:

محمدرضا اصفهاني:

خواجه تاج سلماني اصفهاني:

سيدعلي اكبر گلستانه:

جلوهاي ديگر از هنر خوشنويسي و كتاب آرائي. قرآن كريم در دوره صفوي

قرآن خطي نفيس و منحصر به فرد؛

يادگار مرجان الكاتب الاسلامي، خوشنويس زن دوره صفويه

نتیجه :

منابع :

  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

منشا خط عربی را در اخبار و احادیث بگونه های مختلفی ذکر کرده اند . مردم شبه جزیرۀ عریستان در دوران پیش از اسلام نیز خط را می شناختند ولی در آن هنگام در تمام این سرزمین یک خط رواج نداشت و در باره چگونگی این خطوط و مبداء و منشا آنها سخن بسیار گفته اند .
یک نقل از عبدالله بن عباس ابن است که طایفه قریش خط را آنجا به عراق رفته و میان مردم حیره منتشر گشته مردم انبار از آنها آموخته اند و دسته ای آن را به حجاز برده اند .
نقلی دیگر بر این است که خط جزم که خط مردم حجاز بوده و قرآن را بدان نوشته اند توسط سه مرد از اهالی شهر انبار ( مرامزه بن مره ، اسلم بن عبد سدره و عامربن جدره از قبیله بولان ) به شهر مکه برده شده و سفیان بن امیه و ابوقیس بن عبد مناف این خط را به حجاز برده اند .
پاره ای از دانشمندان را عقیده بر این است که مردم مکه خط را از قبیله ( ایاه ) عراق آموخته اند دسته ای دیگر را بر این است که آدم ( ع) سیصد سال پیش از فوتش خط را بوجود آورد و به اسماعیل کتاب عربی رسید . و او خط عربی را وضح کرد و بعد ها فرزندانش همبع و فیذر آنها را تفکیک و به نظم در آوردند روایتی دیگر ابداع خط عربی را به اهالی مدین نسبت می د هد که در شمال حجاز زندگی می کردند نه عراق راوی دیگر نصاری حیره را مبداء و منشاء ابداع خط عربی می دانند . ولی بیش از اسلام نوشتن در میان اوس و خزرج بسیار کم بوده و بیشتر یهود به کار آموزش فرزندان ایشان مشغول بودند و در هنگام پبدایش اسلام تنها ده و اندی نویسنده میان آنان بودو همینها که نوشته های یهود را برای پیامبر (ص) میخواندند و جواب        می نوشتند .
اصولاً تاریخ پیدایش خط و چگونگی پیشرفت آن در میان ملل هنوز روشن نیست و جزء توسل به حدس و تخمین راهی وجود ندارد و تاریخ پیدایش خط عربی و قرآن نیز از این امر جدا نیست . ولی به نظر اهل اخبار قویترین منشاء پیدایش خط عرب بیشتر حیره و انبار است .
تحلیل و بررسی
دانشمندان بحدس و تخمین برای خط عربی ۳ ریشه اصلی یافته اند :
۱- خط مصری 
۲- خط فنیقی 
۳- خط آرامی 

خط مصری :
خط مصری که پیوند نزدیک با زبانهای خاور نزدیک دارد و در قدیمی ترین نمونه های بدست آمده میان لغت و زبان ایشان ، شباهت های زیادی با لغات سیامی یافته شده است . در میان خطوط مصری ( خطوط توده ای demotic ) یکی از ارکان خط عربی شمرده می شود .
خط فنیقی :
خط فنیقی که دومین ریشه خط عرب محسوب می شود توسط فنیقی ها که در جبل لبنان کنونی و کنار مدیترانه زندگی می کرده اند و از تجارب کسب در آمد می کردند و از نژاد سامی بودند بوجود آمده آنها باتوجه به اینکه برای داد و ستدهای تجاری خود نیاز فراوان به ثبت و ضبط حروف مصری خطی جدید ابداع نمودند.
خط آرامی:
خط آرامی بوسیله ملت آرام که سامی نژاد بودند و در شام و شمال فلسطین           می زیستند ابداع شد آنها همیشه با عبرانیان جنگ و ستیز داشتند. وقتی عبری متروک شد این زبان در زمن حضرت مسیح (ع) زبان مشترک میان مردم خاور نزدیک شد.
علاوه بر خطوط فوق الذکر خطوطی دیگر نیز در شبه جزیره عربستان وجود داشتند که عبارتند از:
۱- خط مسند
۲- خط نبطی
۳- خط کوفی
۴- خط نسخ
خط مسند:
هر چه هنر نوشتن در خطه شمال عربستان مورد انکار دانشمندانی مثل طه حسین و ماریکوث بوده ولی در اینکه مردم جنوب جزیره العرب یعنی مردم یمن هزار سال بیش از میلاد هم نوشتن را می دانستن دلایل و قرائن بسیاری وجوددارد کهآ«را به نم خط مسند می شناختند.
خط مسند به طور کلی مخصوص لهجه های عربی است که از ۲۹ حرف تشکیل می شود. درباره اصل خط مسند همچون اصل خود خط، سخن بسیار گفته شده و مورد اختلاف زیاد است این خط را مشتق از خط فیقی به خطوط سیناء و یا کنعانی     دانسته اند و بر هر صورت اظهار نظر منطقی در این باره زیاد است.
ولی آنچه مسلم است نسبت به خط نبطی، خط مسند دارای سابقه کهنتری است.
خط نبطی:
این خط بنا بر شهرت بدست نویسندگان یهود و نصارا رواج یافته و به علت آسانی بیشتر مردم به آن تمایل نشان می دادند.
هنگام فتح عراق بدست مسلمانان مدارس زیادی برای تعلیم خواندن و نوشتن این خط وجود داشت. حتی مشهود است کهاوس و خزرج نیز از این خط استفاده می کردند مستشرقان این خط را بنام عربی شمالی می شناسند. قرآن مجید به آن تدوین شد و پس از اسلام خط رایج همه عربستان گشت.
خط عربی رایج به دو قسم تقسیم می شود:
۱- خط کوفی
۲- خط نسخ
همچنین از آن بزرگوار روایت است که در هنگام وفات رسول خدا خواست تا نوشته  ای برای مسلمانان گذارد که از گمراهی مصون بمانند یا اینکه هنگام بعثت نامه هایی به پادشاهان و سران و بزرگان، روم، ایران، مصر، حبشه، بحرین و … نوشته.
همه اینها حاکی از اهتمام مخصوص پیامبر به خواندن و نوشتن وارد و بدین سان بود پرتو درخشنده فرهنگ اسلامی گامی پس گامی، پرده های تاریکی و بیسوادی را در هم کوبید و در نوردید و نور و جلای دانش و بینش را بر مردم افکند.

و بالاخره: خط قرآن
خط قرآن و یا «رسم المصحف» همان روش نگارش قرآن است که در زمان عثمان برای کتابت قرآن برگزیده شد.
این خلدون درباره رسم الخط قرآن که صحابه آنرا با خطوط خود نوشته اند می گوید:
«آنها با خطوطی نااستوار از لحاظ زیبایی و اصول خط، قرآن را نوشته اند و در نتیجه بسیاری از رسم الخط های آنان با قواعد و اصول صنعت خط مخالف است و اهل فن آنها را بر خلاف قباس تشخیص داده اند».
  • بازدید : 63 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

اختراع خط به عنوان بازتابي شگرف از ثبت و ضبط افكار و انديشه جوامع متمدن بشري است كه در اجتماع ابتدايي با سيستم ساده و بدور از هر گونه روابط پيچيده اقتصادي نياز به آن احساس نمي شود. با پيشرفت و ازدياد روش هاي توليد و گسترش اقتصاد در جنبه هاي صنعت و تجارت، خط ابتدايي به صورت تصويري تنها با كشيدن طرحي ساده از هر چيز بوجود آمد كه معروف ترين نمونه آن هيروگليف مصري است. به تدريج اين تصاوير ساده و تجريدي به صورت علايم و نمادهايي تجلي يافت كه بر اساس قراردادهاي تعيين شده، مبين اسامي و كلمات بودند. بعد از گذشت زماني چند، علايم و حروف قراردادي نيز تحت قاعده اي خاص درآمد و قواعد و دستورات ويژه اي موجب پيچيده تر شدن آن گرديد كه از اين دست مي توان به خط ميخي اشاره نمود
 
اختراع خط به عنوان بازتابي شگرف از ثبت و ضبط افكار و انديشه جوامع متمدن بشري است كه در اجتماع ابتدايي با سيستم ساده و بدور از هر گونه روابط پيچيده اقتصادي نياز به آن احساس نمي شود. با پيشرفت و ازدياد روش هاي توليد و گسترش اقتصاد در جنبه هاي صنعت و تجارت، خط ابتدايي به صورت تصويري تنها با كشيدن طرحي ساده از هر چيز بوجود آمد كه معروف ترين نمونه آن هيروگليف مصري است. به تدريج اين تصاوير ساده و تجريدي به صورت علايم و نمادهايي تجلي يافت كه بر اساس قراردادهاي تعيين شده، مبين اسامي و كلمات بودند. بعد از گذشت زماني چند، علايم و حروف قراردادي نيز تحت قاعده اي خاص درآمد و قواعد و دستورات ويژه اي موجب پيچيده تر شدن آن گرديد كه از اين دست مي توان به خط ميخي اشاره نمود. به اين ترتيب بايد گفت كه خط، جلوه اي از قراردادها و افكار انساني است كه بنا به موقعيت مكاني گوناگون به طرق مختلفي شكل گرفت و تحت نظم و قاعده در آمد. نمونه هايي از اين خطوط نيز در ايران، تركيه، هند، مصر و عربستان وجود داشته است. با ظهور اسلام و تصرف سرزمين ها و ممالك مختلف نياز به خطي احساس شد كه پاسخگوي حكومت گسترده اسلامي باشد و بتواند تمام ملت هاي مسلمان را وحدت ببخشد. بنابراين خط ساده اي كه در شبه جزيره عربستان، خاستگاه اسلام، مورد استفاده بود، ديگر نمي توانست اين نياز مبرم و اساسي را برآورد، به همين خاطر، شاهد تكامل اين خط بنا به ضرورت زمان هستيم كه خط ابتدايي شبه جزيره عربستان همان خط حجازي كه خود منشا نبطي و سرياني داشت در مراكز اداري خلافت وقت يعني كوفه، با نظمي هندسي عجين شد و خط كوفي شكل گرفت. اين خط عليرغم كاستي ها، خطي بود قابل استفاده در تمامي ممالك اسلامي. به علاوه با دارا بودن ويژگي شكل پذيري گوناگون و متنوع، قابليت تكامل نيز داشت و به همين دليل گويند كه خط كوفي از حدود پنجاه نوع نيز تجاوز مي كند. اين خط در اوايل اسلام، ساده و بي پيرايه بر پيكر بنا نشست و با همان سادگي و نجابت، زينت بخش جنبه هاي ديگر هنر و صنعت مانند فلز كاري، سفال گري و كتابت گرديد. 
با گذشت زمان، به ويژه در دوران سلجوقي با انواع گل و برگ و تصاوير انسان و حيوان عجين شده و زماني نيز خود به عنوان عاملي تزييني عمل نمود. يكي از ويژگي هاي خط كوفي، كاربرد گسترده آن در هنرهاي متنوع اسلامي مانند پارچه بافي، شيشه گري، فلزكاري، سفال گري، آجر كاري، كاشي كاري و… است. جلوه هاي گوناگون اين خط در اشكال بديع و چشم نواز، جذبه اي خاص به آن بخشيده كه كمتر خطي در دوران اسلامي توانسته به آن دست يابد. 
خط كوفي در آغاز فاقد اعراب و اعجام بود. علاوه بر زواياي تيز و هندسي آن كه خشك جلوه مي كرد، از ديگر معايب بزرگ آن همانا «مشكل خواني» بود. به همين دليل از نيمه دوم سده اول هجري، كوشش هايي براي آسان خواني آن به عمل آمد. «ابوالاسود دونلي» اولين كسي بود كه اعراب گذاري را بر روي خط كوفي آغاز كرد و انگيزه وي را، به حقيقت يا افسانه، چنين ثبت كرده اند كه شبي دختر ابوالاسود در حالي كه به آسمان مي نگريست آيه اي از قرآن را با تلفظي غلط خواند. به همين دليل ابوالاسود تصميم گرفت براي جلوگيري از غلط خواندن قرآن، تفاوت بين صداها را در حروف مشخص نمايد. وي اين علامت ها را به صورت نقطه هاي درشت و مدور به رنگ قرمز درآورد، به اين ترتيب كه به جاي زبر يك نقطه بالاي حرف، به جاي زير يك نقطه زير حرف، به جاي پيش يك نقطه جلوي حرف و به جاي تنوين دو نقطه روي يكديگر به كار گرفت. 
رنگ اين نقطه ها كه به نقطه هاي «ابوالاسودي» معروف گرديد، قرمز و گاه سبز رنگ بود كه بر خلاف رنگ متن كتاب به كار برده مي شد. با اين كار گامي در جهت اصلاح اين خط برداشته شد اما هنوز كافي نبود چون باز هم تفاوت بين حروف مشابه مانند د، ذ، ر، ز، س، ش، ج، ح، خ، و غيره مشخص نبود. اين بار شخصي به نام «يحيي بن يعم» بر روي حروف نقطه گذاري كرد و براي تمايز نقطه ها از اعراب قرار بر اين شد كه نقطه ها با دواير كوچك و يا خطوط مورب نازك به رنگ سياه گذارده شوند، علاوه بر اين به ترتيب حروف نيز پرداختند و ترتيب قديم به هم زده و ترتيب جديد بر مبناي ابتثي (ا _ ب‌ _ ت _ ث _ …) به وجود آوردند. سپس «احمد فراهيري» (۱۰۰ _ ۱۷۰ هجري) شكل و علايم را وضع كرد كه شامل فتحه، ضمه، كسره، سكون، تشديد، مد، همزه و تنوين بود. البته اين اصلاحات و ابداعات با مخالفت هايي نيز رو به رو شد و عده اي در اين بين معتقد بودند كه بايد قرآن به همان شكل زمان حضرت محمد (ص) نوشته شود. اما سرانجام نياز شديد به خطي بر اساس قاعده و نظم آسان غالب گشت، هر چند شيوه كتابت قرآن به صورت اوليه بدون اعراب و اعجام و يا با نقطه هاي ابوالاسودي تا سده ۶ ه.ق نيز معمول بود. 
به طور كلي خط كوفي به دو شكل و دو شاخه بزرگ مشرقي و مغربي تقسيم مي شود. 
خط كوفي مشرقي خود به سه دسته تقسيم مي شود كه عبارتند از: 
الف) شيوه خطوط مكي، مدني، بصري، شامي، مصري
ب) شيوه ايراني. 
ج) شيوه مختلط. 
خط كوفي مغربي شامل شيوه هاي قيرواني (اندلسي)، قرطبي، تونسي، جزايري و سوداني است. خط كوفي مغربي خطي است مشتق شده از كوفي قديم، قديمي ترين نمونه اي كه از خط كوفي مغربي در دست است متعلق به اواخر سده سوم هجري قمري است كه به شيوه قيرواني نوشته شده است. از مشخصان خط قيرواني اين است كه خط ظاهري هندسي دارد به ويژه به حالت مستطيل و زاويه دار. از ميان اقلام ذكر شده خط تونسي نزديك ترين خط مغربي به خط مشرقي است. 
اختلافي كه بين كوفي مشرقي و مغربي وجود دارد در دو عامل خلاصه مي شود، يكي در طرز نوشتن دو حرف «ف و ق» و عامل دوم در به كار گرفتن رديف الفبايي. 
در آغاز به ذكر دگرگوني هاي خط كوفي پرداختيم اما تكامل و گسترش خطوط به همان جا ختم نمي شود بلكه همچنان به روند خود ادامه مي دهد تا نهايتا در زمان عباسيان به طبقه بندي قلم هاي مختلف و همچنين به آغاز تذهيب مي انجامد، تعداد اين اقلام طبقه بندي شده بسيار زياد و هر كدام بر حسب ريزي و درشتي و درجات خط نامگذاري شده بودند مانند: سجلات، ديباج، طومار كبير، ثلث كبير، ثلثين صغير، نصف ثقيل و… و سرانجام شخصي به نام «ابو علي محمد بن مقله» معروف به ابن مقله (۲۷۲ _ ۳۲۸ ه.ق) به انتخاب ۱۴ نوع از قلم ها پرداخت و خطوط را اصلاح و تحت قاعده سطح و دور درآورد و همچين به هندسي كردن ابعاد حروف و مقايسه آنها با يكديگر و به ظرافت و كمال و زيبايي رساندن خط پرداخت. 
از ديگر علمايي كه به اصلاح خط پرداختند «ابوالحسن علي بن هلال» (ابن هلال) مشهور به «ابن بواب» بود كه در اوايل سده پنجم هجري قمري در زمان خلافت عباسيان مي زيست. وي در اصول و قواعد ابن مقله تصرفاتي كرد و شيوه تازه اي را كه سنجيدن حروف و كلمات به وسيله نقطه بود را به وجود آورد. 
در اواخر سده هفتم هجري قمري يعني ۶۹۸ هجري قمري «ياقوت مستعصمي» خطوطي را كه به وسيله ابن مقله و ابن بواب بر پايه هندسي و نقطه به وجود آمده بود مورد دقت نظر قرار داد و از ميان آنان ۶ قلم را انتخاب و با تمام قدرت به زيبايي و ملاحت آنها پرداخت و با ابتكاراتي كه خاص وي بود آن چنان اين ۶ قلم را توسعه داد كه خط كوفي به يك باره به فراموشي سپرده شد. اين ۶ قلم كه به اقلام شش گانه يا اقلام سته معروفند عبارتند از: نسخ، ثلث، توقيع، رقاع، محقق و ريحان. دوران رواج و رونق اقلام سته تا سده نهم و دهم هجري قمري بود، اگر چه حيات آنها تا به امروز نيز ادامه يافته است. 
بازگرديم به خط كوفي، اين خط كه در ابتدا خشك و خشن بود با ذوق تلطيف شده هنرمندان اسلامي به خصوص ايرانيان، روح و حياتي ديگر يافت و در اندك زماني با ترصيح جنبه زيباسازي مورد توجه قرار گرفت. 
خط كوفي از نظر تركيب به سه دسته تقسيم مي شود: 
۱٫ ساده يا محرر
۲٫ تزييني
۳٫ بنايي يا معقلي
خط كوفي ساده همان شيوه قديمي و تزيين است كه در قرون اوليه اسلامي به ويژه در دوره امويان متداول بوده و نمونه هاي اين نوع خط را مي توان بر روي مسكوكات اموي و يا در مسجد ابن طولون در شهر قاهره ديد. 
دومين نوع خط كوفي تزييني بر خلاف نوع اول است كه تابع اصول و قواعد معيني مي باشد، كوفي تزييني تحت هيچ قاعده مشخصي نيست. 
در مورد اين خط بايد گفت كه مشكل اساسي در خواندن آن است كه به علت ترصيح جنبه تزييني، پيچيده و مشكل خوان شده است و حتي براي قرينه سازي در خطوط تصرف كرده و به نقاشي متوسل شده اند، گاه حروف در ميان انبوهي از شاخ و برگ و گل و يا تزيينات هندسي نهان مي گردد چنان كه در نظر اول نوشته به صورت توده اي از گل و گياه جلوه مي كند و دقيقا به اين خاطر در خواندن كوفي تزييني با مشكل رو به رو مي شويم، اين خط داراي انواع گوناگوني است مانند، مشجر، مورق، مزهر، مظفر، معشق، موشح
مشجر: 
به آن قسم از خط كوفي تزييني گفته مي شود كه تزيينات ابتدايي در آن پديد آمد و سر خطوط عمودي و آخر بعضي حروف مانند «ن» و «و» شاخه شاخه شد، باشد مانند شاخه هاي درختان، قديم ترين نوع اين خط را در مسجد نايين شاهد هستيم. 
مورق: 
در اين شيوه فواصل بين حروف را با شاخه ها و برگ ها پر مي كردند و معروف ترين اين نوع خط كوفي نمونه هايي است كه با گل و بوته هاي برگدار تزيين يافته است. زيباترين قلم مورق در كتيبه هاي مسجد قاهره به چشم مي خورد. 
مزهر: (گل و برگدار) 
در اين قلم خطاط با گل و برگ خط را شبيه به تذهيب زينت مي داده در حقيقت در همان نيمه دوم قرن سوم هجري،‌ كوفي با نقوش اسليمي مخطوط شد و با خطوط اوليه تفاوت پيدا كرد اين تحول در قرن پنجم هجري به منتهاي درجه خود مي رسد. مظفر: 
در اين شيوه علاوه بر تزيين فواصل كلمات با گل و برگ و شاخ گياهان، خط و نوشته ها نيز تزيين شده اند. 
معشق: (قلم پيچيده درهم) 
علاوه بر گل و برگ گره هايي در لا به لاي خطوط به خصوص در حروف عمومي كه بسيار بلند كشيده شده اند وجود دارد، به طور كلي به اين شيوه معتقد يا گره دار نيز مي گويند. 
موشح: (مصور) 
در اين شيوه خطاط اصول هندسي و نقاشي را در هم آميخته و هم در خط و نوشته و هم در فاصله بين نوشته ها و به اصطلاح زمينه آن را تزيين و يا گره هاي متنوع به چشم مي خورد كه همين موضوع باعث دير خواني و سخت خواني خط كوفي موشح مي گرديد، در اين جا جنبه تزييني بر خط غلبه دارد. 
اكنون مي پردازيم به كوفي بنايي يا معقلي كه خود به سه نوع آسان، متوسط و مشكل تقسيم مي شود و داراي نام هاي منجر، مربعي يا مستطيلي متداخل است. اين خط داراي زواياي قائمه است كه منجر به ايجاد يك طرح كامل هندسي مي گرديد. نوع خط كوفي معقلي در كتيبه بناها در ادوار مختلف به خصوص در دوره هاي سلجوقي، تيموريان و صفويان به كار برده مي شده و نمونه هاي بسيار از اين دست در بناهاي شهرهاي مختلف وجود دارد. 
به طور كلي بايد گفت كه خط كوفي براي تزيين دادن، دست هنرمند را بسيار باز گذاشته و از ساير خطوط، كاربردي بيشتر دارد. خطاط با تركيب حروف از حيث عمودي و افقي بودن و اتصال آنها با يكديگر و آراستن اين حرف ها با گل و برگ و سر حيوان و حتي انسان، شاهكارهايي آفريده كه هم اكنون نيز زينت بخش بسياري از اشيايي است كه در موزه هاي سراسر جهان قرار دارد. 

عتیقه زیرخاکی گنج