• بازدید : 54 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

حادثه اي كه در بيش از ۱۳۶۰ سال قبل اتفاق افتاده و رُخ داده است چرا آنرا گرامي بداريم و آنرا زنده نگهداريم و مراسمي براي آن ايجاد و برپا نمائيم ؟ پاسخ به اين سئوال چندان مشكل نيست . براي اينكه براي هر نوجواني و جواني ميشود آنرا تفهيم كرد كه حوادث گذشتة هر جامعه ميتواند در سرنوشت و آيندة آن جامعه آثار عظيم و خيلي مفيد هم داشته باشد و در واقع تجديد آن خاطره هاي گذشته و بازنگري آن حادثه است براي اينكه مردم بتوانند از آن استفاده نموده و بهره ببرند .
و علاوة بر اين در همة جوامع انساني اين رسم هست كه حوادث گذشتة خودشان را به نحوي و به نوعي آنرا ياد نموده و زنده نگهدارند و آنرا بزرگ ميشمارند و به آن احترام قائل است خواه در زمينه هاي علمي باشد و خواه در زمينه هاي سياسي و اجتماعي . حادثة عاشورا هم از همين قبيل است و ما معتقديم كه حادثة عاشورا حادثة عظيمي در تاريخ اسلام است و اين حادثه نقش اساسي و تعيين كنندة در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدايت مردم داشته است و ميتوان درمقابل سئوال نوجوانان اين پاسخ را ارائه داد و آنان را قانع ساخت كه زنده نگهداشتن ياد برخي از خاطره هاي كه درگذشته اتفاق افتاده كار عاقلانه اي است . 
سئوال دومي كه از تحليل آن سئوال كُلي بدست مي آيد اينست كه زنده نگهداشته شدن ياد عاشورا منحصر در اين نيست كه انسان سينه بزند و گريه كند و يا همه جارا سياه پوش كند چه بسا كه با تعطيلي كارهايش ضررهاي مالي و اقتصادي را نيز بدنبال دارد و ميتوان اين خاطره ها را به گونه اي ديگر هم تجديد كرد و آنرا گرامي داشت كه ضررهاي اقتصادي و اجتماعي كمتري داشته باشد . مثلاً مي بايد سمينارها ميزگردها و جلسات عالمانه برگزار شود تا اينكه هدف قيام امام حسين (ع) براي مردم معرفي بشود .
گرچند كه اين كارها مفيد و لازم است كه بايد انجام گيرد ولي اين به تنهايي كافي نيست . در رفتارهاي ما دست كم دودسته ازعوامل ، نقش اساسي ايفاء ميكند . يكدسته عوامل شناختي كه موجب ميشود انسان مطلبي را بفهمد و بپذيرد . و دستة ديگر انگيزه ها و به تعبير ديگر احساسات و عواطف ، تمايلات و گرايشها . شناخت به تنهايي كافي نيست كه مارا بحركت در آورد و در كنارش به عامل رواني ديگري هم نياز داريم تا مارا بسوي كار برانگيزاند تا اين عوامل نباشد كار انجام نميگيرد . يعني در كنار دانستن بايد اين ميل و انگيزه باشد در درون انسان .
مسائل اجتماعي و سياسي هم از همين قبيل است و همين حكم را دارد و هر چه شخص بداند فلان حركت اجتماعي خوب است و مفيد ، تاانگيزة براي انجام آن كار نباشد حركتي انجام نميدهد . پس سئوال دوم اين بود كه چرا خاطرة سيد الشهداء (ع) را فقط با بحث و گفتگو ، سخنراني ، تشكيل ميزگرد و نظاير آن زنده نگه نمي داريم ؟ چرا بايد عزاداري كرد ؟ جواب اينستكه اين صحنه ها بايد به وجود بيايد كه غير از عامل شناخت ، عامل احساسي عاطفي نيز در ما تقويت شود و در ايام ماه محرم و صفر نام    امام حسين (ع) و عزاداري شان مردم را بحركت وادار ميكند و اين شور و هيجان جز در ايام عاشورا پيدا نمي شود و اين جاست كه امام راحل (ره) بارها ميفرمود : آنچه داريم از محرم و صفر داريم . پس عوامل احساسات و عواطف نيز تقويت شود تا نقش خود را ايفا كند .   برنامه هاي عزاداري از جملة اين عوامل است .
چرا بايد به ياد وقايع عاشورا عزاداري كرد ؟ 
تا اينجا فهميديم كه بايد در جامعه عواملي را ايجاد كرد تا احساسات و عواطف ديني مردم را تحريك كند و آنها را برانگيزاند تا كار مشابه كار سيد الشهداء (ع) انجام دهند راه او را ادامه دهند و به اين امر مهم علاقه پيدا كنند . سئوال سوم اينستكه چرا براي تحريك احساسات از مراسم شاد استفاده نميكنيد ؟ چرا بايد گريه كرد ؟ و زنجير زد ؟ جواب اينستكه احساسات و عواطف انواع مختلفي دارد . 
تحريك هرنوع احساسات وعواطف بايدباحادثة مربوط متناسب باشد.حادثه اي كه بزرگترين نقش رادرتاريخ اسلام ايفاء كرد.حادثه شهادت ابي عبدالله (ع)بودكه مسيرتاريخ اسلام راعوض كرد.يعني بايدكاري كرد كه حزن مردم برانگيخته شود واشك ازديده ها جاري شودومجلس جشن وسرورتنها كافي نيست وخنديدن هيچگاه آدم را شهادت طلب نميكندهيچوقت انسان رابه شلمچه           نمي كشاندوراه آن هم عزاداري وسوزوگدازاست . 
چرابايددشمنان امام حسين (ع) را لعن كرد؟
بدنبال اين سوال ممكن است سئوال ديگري پديدآيدكه اين روزها بيشترمطرح است اغلب اين پرسش رامنافقان مدرن مطرح ميكنند! ميگويندماتااينجاقبول كرديم كه تاريخ امام حسين (ع) تاريخ مؤثروحركت آفريني بوده است ودريافتيم كه به يادامام حسين (ع)عزاداري كردوبرشهادت او گريه كرداما چرادشمنان امام حسين (ع) رالعن ميكنيد؟ اين كارنوعي خشونت وبدبيني است .اين يك نوع احساسات منفي است وبامنش انسان مدرن نميسازدوبايدبجاي لعن بردشمنان امام حسين (ع) برامام حسين (ع) درودبفرستيد.امروزبايدباهمه مردم باخوشي وشادي لبخندزددم ازصلح وآشتي زدواين لعن كردنها وتبّري جستن ها نسبت به ديگران خشونتهايي است كه به هزاروچهارصدسال قبل برميگرددواين مسأله به آن زمان برگشت داردومناسبت دارداما امروزديگرجامعه ومردم اين كارها رانمي پسندندبجاي اين كاربه دشمنان بايدمحبت كرد مگراسلام دين محبت ورأفت نيست ؟ اين چه كاري است كه شما دائماً لعن ميكنيد؟ اگركساني ازروي جهل اين سوال رامطرح كنندجواب دادن به آنها مشكل نيست اما به احتمال قوي طراح اين گونه سخنها وسوالات انديشه هاي ديگري واغراض خاصي درسر دارندوبراي اين كارنقشه هايي دارندكه ديگران كشيده اند تااين نقشه را اجراكنندجواب علمي چنين سوالي اينست كه همانگونه كه سرشت انسان فقط ازشناخت ساخته نشده است تنهاازاحساسات وعواطف مثبت هم ساخته نشده است آدميزادموجوديست كه هم احساس مثبت وهم احساس منفي داردهم عواطف مثبت وهم عواطف منفي داردهمانندوجودشادي وغم براي انسانها. انسان نميتواندبي غم ويا بي شادي زندگي كند.خداوندبما محبّت راآفريده است تانسبت به كسانيكه به ماخدمت ميكندنسبت به كسانيكه كمالي دارندخواه كمال جسماني ياكمال عقلاني يارواني وياعاطفي به ابرازعلاقه ومحبت بپردازيم ودروجودانسان نقطة مقابل آن (محبّت ) بغض ودشمني قرارداده شده است همانگونه كه فطرت انسان براين است كه كسي راكه اوبه خدمت ميكنددوست بداردونيزكسي راكه به او ضررميزنددشمن بدارداينكه مانسبت به دشمنان اسلام وشيطان بزرگ اينقدركينه داريم واجازه نميدهيم شعارمرگ برآمريكا حذف شودتأسي به حضرت ابراهيم (ع) است .قرآن ميفرمايدشمابايد ازابراهيم (ع) يادبگيريدوصريحاً‌بگوييدمرگ بردشمن اسلام وعداوت ودشمن خودرا نسبت به دشمنان دين اعلام كنيدوبه روي دشمن لبخندنزنيدتولّي وتبرّي ازجمله واجباتي است كه همه مسلمانان بايد به آن توجه داشته باشندوبه آن عمل كنند.حاصل سخن اينكه بزرگداشت مراسم سيدالشهداء (ع) بازسازي حيات حسيني است تا ازآن حيات به نحواحسن استفاده شودونبايدبه بحثهاي علمي اكتفاشودوبايددركناردرودوسلام برحسين (ع) عرض ارادت به خاك قبر حسيني ، بايدبردشمن حسين (ع)‌ودشمنان اسلام لعن ونفرين كردوبه تعبيرقرآن كريم اشدّاء علي الكفّاررحماءُ بينهم . پس دركنارسلام بايدلعن هم باشد.
نقش عاشورا دربقاي اسلام
حال اگر كسي سوال كندكه ازكجابدانيم داستان كربلا چنين نقش تعيين كننده اي درپيشرفت اسلام دربقاي اسلام ونهايتاً‌درسعادت انسانهاداشته وميتواندداشته باشد؟
آنچه دوست ودشمن برآن اتفاق دارنداينست كه داستان كربلا اگردرعالم انسانيت داستان منحصربه فردي نباشداما ازوقايع بسياركم نظيراست گرچندكه مابراساس آنچه كه از  ائمه (ع) دريافت داشته ايم اين داستان را منحصربه فردميدانيم ومعتقديم كه نظيراين داستان درگذشته نبوده ودرآينده هم نخواهدبودخودهمين تكرارعزاداريها ميتواندبراي ماعامل هشداردهنده وبيداركننده اي باشدكه هيچ حادثه ديگري با اين حادثه قابل مقايسه نيست حادثه اي كه براي آن اين همه وقت صرف ميشودواين همه هزينه ميشودواين همه اشكهاريخته ميشودباچه حادثه وپيش آمدي قابل تشبيه است؟
گستردگي اهميت وتأثيرعزاداري براي سيدالشهداء(ع)  
اين عزاداريها مخصوص شهروكشورمانيست ومخصوص شهرهايي همچون مشهدوقم نيست كه دردورترين نقطه هاي جهان درايام محرم وصفر…برنامه هايي برگزارميشود.علاوه برشيعيان دربسياري ازكشورهاي سنّي نشين هم درايام عاشورا چنين مراسمي ازسوي اهل سنت برگزارميشودبلكه حتي بت پرستاني كه به شريعت اسلام معتقدنيستندبه لحاظ بركاتي كه ازعزاداري سيدالشهداء ديده اندمراسم عزا برپاميكنندونذورات دارند.ازنظرطول اثربيش ازسيزده قرن است كه طراوت وتازگي خودراحفظ كرده است وگوئي اين جريان ديروزواقع شده است ومردم همچنان باسوزوگدازميگريند.بعضي ازمراسم عزاداري وجودداردكه ازجهت قدمت سابقة بيشتري داردنمونة شان مثل عزاداري مسيحيان كه معتقدندحضرت مسيح رابدارآويختند.ازآنجمله مجلس عزاداري كه درواتيكان ودركليساي بزرگ رُم ودرحضورخودپاپ برگزارميشودمراسمشان به اندازه مجلس ترحيم يكي ازعلماي ما شورنداردوكيفيت آن باهيچ مراسمي قابل مقايسه نيست.شيعيان درطول تاريخ فداكاري هايي كرده اندكه بتواننداين مراسم ها را برگزارنموده وبتوانندبه زيارت قبر سيدالشهداء (ع) نايل شوند.هميشه برگزاري اين گونه مراسم وزيارت قبر آن حضرت(ع) به اين راحتي هم نبوده است ولي زماني بودكه اگركسي ميخواست براي زيارت قبرسيدالشهداء برودبايدجان خودرا كف دست بگيردمأموران دولت عباسي بخصوص درزمان متوكّل آنچنان دستگيري ميكردندكه كسي جرأت نكندبه نزديك حرم حسيني برسدوقبرسيدالشهداء (ع)راخراب كردندوبرآن آب بستندوزمينش راشخم زدندبراي اينكه به كلي آثاراين قبرمحوشودولي شيعيان براي زيارت قبرسيدالشهداء(ع) حاضر شدنددست بدهند، پابدهند، جان بدهند. اما بروندوازنزديك سلام بدهندچنين چيزي قطعاً درتاريخ بشرنمونه ندارد.تأكيدهاي عجيبي شده است كه يك سلام دادن براي سيدالشهداء ثواب حج وعمره دارد.سلامي كه ازحضورقلب وازصدق دل انجام بگيردميتواندثواب حج مستحب داشته باشدودراين رابطه رفتاري راكه خودائمه اطهار(ع)دربزرگداشت اين مراسم داشته اندبايدموردتوجه قرارگيردكه آنها (ائمه)دربيوتشان اين مراسم رابرگزارمي نمودندومامعتقديم كه مقام پيامبراكرم(ص) ازائمه اطهار(ع)بالاتراست بااينكه مقام پيامبراكرم(ص)بالاتراست ولي اينقدراين همه سفارش براي زيارت وبرپاكردن مراسم عزاداري آنحضرت نشده است ونيزمقام اميرالمؤمنين علي (ع) هم ازبقيه ائمه (ع) بالاتراست مراسم عزاداري علي(ع) بامراسم عزاداري سيدالشهداء قابل مقايسه نيست گرچندكه براي عزاداري اميرالمؤمنين هم مراسمهاي خيلي بزرگي برگزارميشود.مامعتقديم كه همه ائمه ما نورواحدهستندوهرامام ديگري هم بجاي امام حسين (ع) بودهمين برنامه رااجراميكرداگراختلافي دررفتارائمه (ع)ديده ميشودبلحاظ شرايط اجتماعي زمان ايشان بوده است .مثلاً امام حسين (ع) اگربجاي امام حسن(ع) ميبودهمان كارامام مجتبي راميكردوچنانچه امام حسن(ع) دركربلا ميبودهمان كاربرادرش حسين(ع) راانجام ميداد.
قداست وتحريف ناپذيري قيام عاشورا
تااينجادرباره اهميّت وبزرگي اين حادثه وآثاري كه بيش ازسيزده قرن درجامعه داشته است توجيه داديم ويادآوري كرديم مطلب ديگري كه شماازبزرگان وازمرثيه خوانان و وعاظ شنيده ايداين است كه اگردرهرزمان دربارة شخصيت انبياء واولياي خدا مطالعه بفرمائيدمي بينيدحتي درزمان خودشان ابهام هاي درباره شخصيت ، رفتاروگفتارشان وجودداشته است وبعدازوفاتشان چندين برابر بر اين ابهام ها افزوده شده است . خودپيامبر(ص)مثل سايرانبياء به زشت ترين تهمت هامتهم شدندگفتندساحراست ، مجنون است  ، عقلش راازدست داده است وبه حرف او گوش ندهيدتاشما راسحروجادونكندهمه اين تهمت ها رابه پيامبر(ص)ميزدندوخودپيامبر(ص)پيش بيني كرده بودكه بعدازوفاتش دروغهاي زيادي رابه او خواهندزدنه ازناحيه اي كفاربلكه به اصطلاح ازپيروان خودآنحضرت وهمينطورهم شدكه متأسفانه احاديثي جعلي زيادي رابه آنحضرت نسبت دادندوبه همين خاطرائمه (ع)به عنوان كارشناسان علوم الهي بارهاحديثهاي دروغين نقل شده راپالايش ميكردند.علاوه براين ائمه ما (ع) هم ازاين تهمتها بدورنماندند.راجع به علي (ع) كه درتمام عالم بادوچيزشناخته ميشودهرجاازعلي(ع)درحال بيل زدن درمزرعه هم نمازنافله ميخواهدوهمه اوراميشناختنداما وقتي خبررسيدكه علي(ع)سخني گفته ميشودوعبادت اوبه ذهن ميآيدعلي (ع) ازعابدترين وعادل ترين انسانها شناخته شده بود درمسجدكوفه بشهادت رسيده است مردم شام گفتندمگرعلي(ع)هم نمازميخواند؟وهمينطورسايرامامان معصوم (ع)وبزرگان دين . راجع به تحريف، امروزوقتي ميخواهيم بابرادران اهل تسنن درباره اسلام يادرباره شخصيت پيامبر(ص) ورفتاروگفتارايشان صحبت كنيم ابهام وجوددارد.مثال ساده اي بزنم تا ببينيدچقدرابهام ميتواندوجودداشته باشد.پيغمبراكرم(ص)درطول بيست وسه سال رسالت الهي خودبامردم محشوربودمردمي ترين پيغمبرومردمي ترين رهبربودوهميشه درميان اصحاب بودومردم هميشه رفتاروكردارش راميديدندجلوچشم خودشان .آيا مردم درطول بيست وسه سال نميديدندپيامبر(ص)چگونه وضوميگيرد؟آيااين مسأله براي مردم مخفي بود؟
بسياري ازاوقات آب وضوي پيامبر(ص) رابراي تبرك ميبردندكه بعدازمدتي اين مسئله مطرح شدكه هنگام وضوگرفتن آب را چگونه بريزيم؟مگرمردم وضوي پيامبررانديده بودند؟واين يك امرسرّي كه نبود.درميان همه اين حوادث ودرميان همة گفتارها ورفتارهاي كه ازانبياء واولياء سرزده است چيزي كه قابل تحريف ومسخ نيست وممكن نيست آنرابه غلط تفسيركنند.اينستكه امام حسين (ع) براي ترويج دين كشته شدودراين راه تمام ياران اونيزشهيدشدند.گرچندكه دربعضي ازجزئيات اختلاف بوده است مثل اينكه سپاه دشمن سي هزارنفربودندوياصدوبيست هزاروياكمترويابيشترازاين.امااصل حادثه اينستكه امام حسين(ع) براي دين قيام كردوبالب تشنه شهيدشدوتاآنجاكه زن و بچه هايش رابه اسارت بردندواين قابل تحريف نيست نه ميتوان گفت كه اين كارانجام نپذيرفته است ونه ميتوان گفت كه اين كاربراي دنياپرستي ورسيدن به مقام بوده است.ودربيابان كربلاجاي مقام وشهوات دنياي نبودآن هم باياران اندك وانگشت شماردربرابرجمعيت زيادي ازلشكردشمن كه شكست ظاهري براي امام (ع)ويارانش قطعي بود.به هرحال ويژگي امام حسين (ع)دراينستكه اين حركت او به هيچ وجه قابل تفسيرغلط نبودوهيچ ابهامي دراطراف آن به وجودنمي آمدكه براي دنياپرستي و    رياست طلبي اين كارراانجام داده باشد.گرچندكه دشمنان ومخالفان درطول تاريخ درصددبرآمدندوتلاش كردندتانام حسين (ع) رامحوكنندودراين راه تلاش زيادي كردندوهيچگاه موفق به اينكارنشدندوامروزهم بصورت مدرن بانام سيدالشهداء (ع) دشمني ميكنندواينهاخودرابه اصطلاح روشن فكرديني ميدانندكه بهتراست بگوييم بي دينان تاريك فكر! چه اصراري دارندبراينكه شهادت امام حسين (ع) قضييه اي عادي ويا عكس العمل دربرابرخشونت پيامبر(ص) بوده است ؟ 
ميگويند پيغمبر درجنگ بدر با بني اميّه خشونت كرد ، دراين جاهم بني اميّه آتش جنگ برافروختند وپسر پيامبر (ص) ويارانش را كشتند اين هم نتيجة آن خشونت بود . اين يك امر طبيعي و عكس العمل زندگي بوده است .
پيامبر (ص) مي بايست آنها را نمي كشت تا بچه هاي آنها بچه هاي پيامبر را نكشند . و در نظر اينها ( روشنفكران ) بايد جهاد و دفاع و امر به معروف و نهي از منكر تعطيل شود تا كسي به ديگري كار نداشته باشد . در حقيقت اين افراد و از نظر اينها العياذ باالله خداوند بيجا كرده كه فرموده با مشركين بجنگيد . پس اگر اينچنين باشد اين افراد بر خدا هم اعتراض دارد كه را با كفار خشونت ميشود و با آنها هم از راه تسامح و تساهل وارد شد . در حاليكه دشمنان و كفار هيچ منطقي را قبول ندارد و نمي فهمد . تساهل و تسامح با دشمنان دين مردم را بي غيرت ميكند .پس شعار امام حسين (ع) شعار هيهات منّاالذلّه بود . تطميع و تهديد در او اثر گذار نيست و از كشته شدن باك ندارد و دراين راه اطفالش را هم به كشتن داد بالاتر از سياهي كه رنگي نيست . حادثة كربلا را يهود و يا نصراني و يا زرتشتي بوجود نياوردند و قاتلان امام حسين (ع) از پيروان اديان ديگر نبودند . چطور شد كه مسلمانها خودشان اقدام به چنين كار پستي كردند يك چنين گناه بزرگي و يك چنين جنايت نابخشودني را مرتكب شدند ؟ سئوال بسيار مهم و بجايي است و جا دارد كه جوابي روشن به آن داده شود . براي رسيدن به جواب كامل بايد حداقل تاريخ صدر اسلام از زمان ظهور پيامبر (ص) و سپس زمان خلفاء را مرور كنيم و براي اينكه به جواب روشن و قانع كننده برسيم بايد آن تاريخ را به صورت تحليلي بررسي كنيم .
پيشينة تاريخي واقعة عاشورا 
در زمان ظهور و حيات پيامبر اكرم (ص) در ميان مسلمانان كساني بودند كه اسلام را چندان قبول نداشتند و به دلايلي از روي كراهت مسلمان شده بودند و تظاهر به اسلام كرده بودند . در اين زمينه نيز آياتي در قرآن آمده و حتي سورة به نام منافقون داريم و در موارد متعددي در اسلام صحبت از منافقان شده است كه اظهار ايمان ميكنند و دروغ ميگويند و حتي بر اظهار ايمان قسم ميخورند . و بسياري از بني اميه كساني هستند كه بعد از فتح مكه مسلمان شدند . آنان بعداً در بين مسلمانان بودند و با آنها معاشرت و ازدواج داشتند . ولي بسياري از آنان ايمان واقعي نداشتند نه تنها ايمان نداشتند بلكه اصلاً به پيامبر (ص) حسد مي بردند به هر حال بعضي از آنان بعد از وفات پيامبر (ص) در حدود بيست و پنج سال به منصب هاي در جامعة اسلامي رسيدند تا نوبت به حكومت امير المؤمنين (ع) رسيد وقبل از رسيدن علي (ع) به حكومت ظاهري معاويه در شام از طرف خليفة دوم بعنوان يك والي منصوب شده بود و بعداً از طرف خليفة سوم كاملاً تأئيد و تثبيت شد . و بخاطر خويشاوندي با خليفه اختيارات بيشتري به او داده شد ودر ضمن دور بودن شام از مدينه و نيز اينكه مردم شام تازه مسلمان شده بودند آن قدر فرصت پيدا نكرده بودند كه معارف اسلامي را بصورت صحيح و كامل ياد بگيرند و معاويه هم چندان علاقه اي به اينكه آنان اسلام را بخوبي ياد بگيرند نداشت و او ميخواست كه رياست و سلطنت كند . بعد از اينكه علي (ع) به خلافت ظاهري رسيدند معاويه به   بهانه اي  اينكه علي (ع) قاتل عثمان است شروع به شورش كرد و بناي جنگ را با آن حضرت گذاشت . معاويه مدتي را درجنگ با علي (ع) گذراند كه در اين جنگ با كمك عمر و عاص و بعضي ديگر از خويشاوندان و نيز به كمك خوارج جنگ صفين را به ضرر امير المؤمنين (ع) خاتمه داد . و بعد از آن حضرت نوبت به امام حسن (ع) رسيد و امام حسن (ع) هم مدت كوتاهي در ادامة مبارزات پدر بزرگوارش مبارزه را شروع نمودكه با حيله ها و نقشه هاي معاويه و عوامل ديگر اين جنگ به صلح انجاميد و امام حسن (ع) مجبور به پذيرفتن صلح شد . چرا كه معاويه در سياست شيطاني نبوغي داشتند و حتماً بايد معاويه را جزو سياستمداران شيطاني بحساب آوريم .




زمينه هاي اجتماعي انحراف جامعه 
۱٫ سطح فرهنگي جامعه : اولين زمينه ، سطح نازل فرهنگي مردم بود . مخصوصاً وقتي كه حكومت منطقه در دست مثل معاويه باشد . يكي از زمينه هايي كه معاويه روي آن حساب باز مي كرد نازل بودن سطح فرهنگ جامعه بود .
۲٫ روح زندگي قبيله اي : يكي ديگر از زمينه هاي مورد استفاده معاويه اين بود كه روح زندگي قبيله اي در زمينة فرهنگي چنين اقتضاء ميكرد كه اگر رئيس قبيله در كاري پيشقدم مي شد همة افراد قبيله و دست كم اكثريت براحتي به دنبال او راه مي افتادند . و اين روحيه هم در جهت مثبت بود و هم در جهت منفي .
۳٫ ضعف ايمان : زمينه اي ديگر ضعف ايمان بود . بخصوص در منطقة شام كه مردم فاقد مربيان ديني بودند . حتي در خود مدينه كه مردم زير نظر پيغمبر (ص) تربيت شده بودند مردم داستان غدير را فراموش كردند چه رسد بمردم شام . اين زمينه هايي بود كه معاويه از آن استفاده مي كرد .
عوامل انحراف جامعه 
اما سه عامل هم وجودداشت كه معاويه ازآنها براي كاربرروي اين زمينه ها استفاده ميكرد:
۱٫ تبليغات: عامل اول تبليغات است كه همه سياستمداران سعي ميكنند بوسيله آن افكارمردم را عوض كنند .ازجمله ابزارتبليغاتي آن زمان هنر وادب به ويژه شعربود.كه درمدح خودش ودرذمّ مخالفانش سروده ميشد.ودربين كسانيكه به اسلام گرايش بيشتري داشتندبراي آنها قرآن وحديث بودتاباجعل احاديث افكارمردم ساده لوح وزودباوررابه انحراف بكشاند.
۲٫ تطميع: كه رؤساي قبيله رابيشترازراه تطميع مجذوب خودميكرد.
۳٫ تهديد: وبالاخره سايرمردم جامعه راهم باتهديدمطيع خودميكرد.
تشابه جامعه زمان ما بازمان امام حسين عليه السلام
امروزهم اگركسي بخواهدجامعه اسلامي راازمسيرخودمنحرف كندابزاري غيرازسه عامل تهديد، تطميع وتبليغات ندارد.ازهمان راهي كه دشمنان اسلام توانستنداسلام را مسخ و منحرف كنند وعاقبت حسين (ع) را كشتندامروزهم دشمنان اسلام ميخواهندازهمان راه حسين زمان راازمسيرخودبرگردانند.امروزهم ميخواهند ازهمان ابزاراستفاده كنندوكاري چنين افرادي ازكاركه نسبت به امام حسين (ع) انجام دادندوازكارمعاويه وطرفداران او كمترنيست ونيزازكارابوهريره. دراين انقلاب ازيكطرف اين گلها روييدندنوجوانها وجوانهاي كه ره صدساله رايك شبه پيمودندامادرمقابل منافقان ملحدي تربيت شدندكه نظيرآنها درشيطنت ونفاق درطول تاريخ كمترديده ميشود.
راه مقابله باسياست هاي شيطاني
حال اگركسي بخواهدبااين نوع سياست بازيها مقابله كندراه آن چيست؟ همان راهي كه حسين(ع) نشان داد.شرط اول مقابله بااين نوع سياست بازيها اينستكه دل بدنيانبنديم.اگرمابخواهيم راه حسين(ع)راادامه دهيم بايدبااين توطئه هاي شيطاني پيچيده مقابله كنيم اول بايدآن روحيه راپيداكنيم.مابايديادبگيريم وبايدعملاًدرهمين مسيرحركت كنيم به آرزوهاي دنيا دل نبنديم ومرگ درراه خدا وشهادت درراه خدا رابزرگترين افتخاربدانيم .اين درسي بودكه ابي عبدالله (ع) بما داد.دراينصورت ميتوانيم راه خداراحفظ كنيم.براي اينكه مسئله تاحدي روشن شودبايدبه عقب برگرديم وتاريخ اسلام رامرورنماييم.اجمال مطلب اينكه معاويه درميان شخصيتهاي معروف ان عصرازهوش سرشاري برخورداربودوآنقدرسياست وهوش فراست وتدبيراو معروف شده بود كه ميگفتندعلي سياست معاويه رانداردوگرنه ميتوانست براوپيروزشود! وكاربدست معاويه نمي افتاد.
دقت علي (ع) دراجراي احكام وحدود الهي
ممكن است دراذهان ساده اين شبهه مطرح شودكه اگرعلي(ع)بامعاويه ياباسايرين مقداري مماشات كرده بودندكاربه اينجا نمي كشيد.امروزه براي تضعيف مقام ولايت بطوركلي ومقام عصمت پيامبر(ص) وائمه اطهار(ع)بطورخاص خيلي ميكوشندتاخدشه هاي دررفتارآنها واردكنند شبهه هاي راايجادكنندتانسل آينده ماايمان عميق را به عصمت وبرتري آنها درهمه شئون نپذيرند.كسانيكه اين شبهه راالقاء ميكنندميگويندخوب كه علي(ع) اين ها رادعوت ميكردنديعني امثال طلحه وزبيررادعوت ميكردوازآنها دلجويي به عمل مي آوردوهديه به آنان ميداد.بااينكه حضرت ميدانست كه آنها چه خيال درسردارندوروحيات ايشان راميشناخت .پس باآنان بايدمماشات ميكردتااينكه جنگ جمل را راه نيندازندوبجاي جنگ وخونريزي اين نيروها براي بازسازي كشوربه كارگرفته شده وپيشرفت اقتصادي حاصل شود.علي (ع) بامخالفان سودجودمماشات نكردوانعطاف ازخودنشان ندادوميگفت من حتي يكروزهم اجازه نميدهم كه معاويه حكومت كندوجوابي غيرازاين نيست كه بايدبگويم علي(ع)معصوم بودوهركاري كه انجام ميدادطبق دستورخداوندبود.


هدف علي (ع) ارائه الگوي حكومت اسلامي
جوابي كه بنظرميرسداينستكه اگرچنين جرياني اتفاق افتاده بودماعلي (ع)راباچه كيفيتي ميشناختيم؟مثلاً آن وقتي كه به خدمت خليفه وقت رسيده بودنديعني آن شبي كه طلحه وزبيربه خدمت امام رسيدندتادرباره مسائل مملكت صحبت كنندوچنانچه امام (ع) تصميم ميگرفت كه مثلاً حكومت ايالت عراق رابه يكي ازايشان ومصررا به ديگري واگذاركننداگردرتاريخ چنين آمده بودمن وشما چه تفاوتي بين علي(ع) باطلحه وزبيرميديديم؟چه فرقي بين معاويه وعمروعاص باعلي(ع)قائل ميشديم؟نهايتاً ميگفتيم كه چندشخصيت بودندكه بايكديگرنشسته مشورت كرده وكاري انجام دادندروزي باشخص ديگروامروزبايكي ديگربه نام علي (ع)بيعت كردند.اما امروزباحقيقت اسلام آشنا هستيم ومكتب تشييع راداديم به بركت اينگونه رفتاركردن علي (ع) است اگرعلي (ع) اينگونه رفتارنكرده بودماامروزنميتوانستيم بگوييم اسلام نظام حكومتي خاصي داردمباني واصولي داردكه بايداجراشود.درغيراينصورت اسلام ديني شناوروتابع سليقه ها وقرائت هاي مختلف ميشد.علي (ع) نميخواست فقط براي زمان خودش طرح بدهداوقصدداشت براي مردم همه زمانها تاروزقيامت طرح حكومتي اسلام رامعرفي كندزيراكه اسلام طرفدارعدالت است.علي(ع)دراين راستاياران فداكاروشجاع ونترس راتربيت نمودكه درهرشرايط سختي همانندكوه، راسخ واستوارباشدوباتهديدوتطميع وحتي باكشته شدن هم تزلزلي درارادة آنان پديدنيايدكه دراين راه جانش رافدانمودندهمانند              ميثم تمّار،حجربن عدي،رشيدهجري وامثالشان.كه درراه آرمان وعقيده ديگرتقيه جايزنيست وامربمعروف ونهي ازمنكردرهمه حال واجب است ومتأسفانه ما در مورداين مسائل كمتركاركرده ايم كسيكه شايدبهترين كاررادراين زمينه انجام دادحضرت امام قدّس سّره بود.اولين فتواي صريح ايشان اين بودكه تقيّه درموردامورمهم حرام است ولو بلغ مابلغ.ديگران چنين فتواي را نميدادند.هنگاميكه علي (ع)دررأس حكومت بوداگروالي او خطا ميكردمردم نزدحضرت امير(ع)مي آمدندواعتراض ميكردندوحضرت بلافاصله آن والي را ازمقامش بركنارمينمود.آن كسانيكه انقلاب كردندوباراين انقلاب رابدوش كشيدنداين مردم هستند.كسانيكه زيرپرچم حسين(ع) انقلاب كردندوبراي احياي احكام اسلام كشته دادندحال چگونه ممكن است مشاهده كننداحكام اسلام به بدترين وجهي بازيچه شده وآرام بنشينند؟آيا اين دين است ؟اين خداست؟اين راه امام حسين (ع)؟آيا قانون اساسي ما چنين گفته يامراجع ما اينگونه گفته اند؟كدام دين چنين مطلبي راگفته است ؟كدام دموكراسي اينگونه ميگويد؟زمانيكه منطق تساهل وتسامح برجامعه حاكم شد بذهن جوانهاي مااينگونه خطور ميكندوبعدنامردها وبي دين ها صريحاً ميگويندخميني بايدبه موزة تاريخ سپرده شوداسلام ديگر رفت اين مشكل اسلام است كه نميتواندبادموكراسي بسازد.اماعواملي كه معاويه مانندهمه     سياست بازان دنيا پرست به كارگرفت درسه چيزخلاصه ميشد۱ـ تطميع سران قوم۲ـ تهديدعموم مردم ۳ـ تبليغات كه عامل سوم بزيرمجموعه هايي قابل تقسيم است.

عتیقه زیرخاکی گنج